مقاله درباره امین، حزب، داوود، ثور، 1357، دموکراتیک، کودتا، وزارت

بفرستد .
ظاهر شاه نیز پشنهاد را میپذیرد و نامهای برای داوود میفرستد:
“برادرم جلالتماب رئیس جمهور!
از موقعی که خبر جریانات اخیر را شنیدم تا این دم فکرم متوجه وطن من بوده و برای آینده آن نگران
بودم . مگر (اما) همین که دریافتم مردم افغانستان بغرض آینده امور ملی خود از رژیم جمهوریت با اکثریت
کامل استقبال نموده اند ، با احترام از اراده مردم وطنم ، خود را از سلطنت افغانستان مستعفی میشمارم و
بدین وسیله تصمیم خود را به شما ابلاغ میکنم .
در حالی که آرزوی من سعادت و اعتلای وطن عزیز من است ، خود را به حیث یک فرد در افغانستان
زیر سایه بیرق افغانستان قرار میدهم. دعای من این است که خداوند بزرگ و توانا همواره حامی و مددگار
وطن وطنداران من باشد.والسلام
محمد ظاهرشاه
پادشاه سابق افغانستان
” 1352 اسد 21
سردار داوود با دریافت این نامه ، سردار احمدشاه، ملکه حمیرا و سایر افراد خانواده شاهی را توسط
هواپیما به رم فرستاد. اما سردارعبدالولی را که منتظر محاکمه بود اجازه نداد که همراه آنها برود، شاه ولیخان
نیز که نخواست فرزندش را ترک کند در کابل ماند .
برخی از صاحبنظران معتقدند که استعفای محمدظاهر از پادشاهی و تایید کودتا ، بزرگترین اشتباه زندگی
او و ضربه محکمی بر بنیان مشروطیت بود ، که به موجب قانون اساسی ، شاه باید از آن پاسداری میکرد .
نخستین رئیس جمهور :
روز 27 سرطان، محمدداوود به وزارت دفاع رفت و اولین جلسه کمیته مرکزی جمهوری ، با حضور او
بر گزار شد و در روز 28 سرطان ، این کمیته محمدداوود را به عنوان رئیس جمهور و صدراعظم و حسن
شرق را به معاونت صدراعظم برگزید .٢۴
چند روز بعد، کمیته مرکزی دولت جمهوری ، نام اعضای کابینه را اعلام کرد که در میان آنها چند نفر از
اعضای حزب دموکراتیک خلق (جناح پرچم) که در پیروزی کودتا نقش اساسی ایفا کرده بودند، نیز حضور
داشتند .
سردار محمدداوود پسرکاکای ظاهر شاه که همواره در قدرت با شاه شریک بود ، هیچگاه در زندگی به
مقام دوم راضی نمیشد، اینک خود به بالاترین مقام در افغانستان رسیده بود .
جمهوری داوودخان ، پنج سال بعد در ماه ثور (اردیبهشت سال 1357 خورشیدی)، با کودتای دیگری
توسط افسران چپگرای ارتش به پایان رسید. آن کودتا، که برخلاف کودتای داوودخان، سفید و بدون
خونریزی نبود، با کشته شدن خود و اعضای خانوادهاش، و شمار زیادی از طرفدارانش به پیروزی رسید.
2-5 – کودتای هفت ثور ( 1979 میلادی )
با آنکه که نخستین تحرکات نظامی به منظور سرنگون کردن جمهوری داوود خان ، در صبحگاه هفتم ثور
، برای وزارت دفاع دولت داوود خان تا حدی غافلگیرکننده بود، اما امکان چنین تحولی و بوی دود و
باروت، از حداقل ده روز پیشتر از هفتم ثور، به مشام میرسید .
بیست و هشتم حمل 1357 میراکبر خیبر، یکی از رهبران حزب دموکراتیک خلق، در نزدیکی مطبعه
دولتی در مکروریان دوم شهر کابل، به ضرب گلوله به قتل رسید.
بیست و نهم حمل 1357 حفیظاالله امین که مسئول سازمان نظامی جناح خلق بود ، یک روز پس از کشته
شدن میراکبر خبیر ، دست به کار شد و وضعیت را در داخل سازمان نظامی به حالت آماده باش درآورد .
حفیظاالله امین ، به گفته محمدعزیز اکبری ، که با او رابطه نزدیک داشت ، در همین روز ، وظایفی را به
مسئولین نظامی سپرد و گفت که احتمال دارد رژیم داوود خان در پی حمله به حزب دموکراتیک خلق باشد .
سی حمل 1357 مراسم به خاک سپاری جنازه میراکبر خیبر که از سوی حزب دموکراتیک خلق
برنامهریزی شده بود ، به یک نمایش بزرگ قدرت تبدیل شد.
برخی رهبران حزب ، از جمله نورمحمد ترهکی و ببرک کارمل ، بر سر گور میراکبر خیبر سخنرانی
کردند و با تاکید بر اینکه انتقام هر قطره از خون خیبر را خواهند گرفت ، عملا علیه داوود خان اعلام جنگ
کردند .
پنجم ثور 1357 سخنرانی رهبران حزب دموکراتیک خلق در مراسم به خاک سپاری میراکبر خیبر و آنچه
که قدرتنمایی بزرگ حزبی تلقی شد ، داوود خان را خشمگین کرد . ها بدنبال این سخنرانی ، برخوردهای
تند داوود خان با سران حزب دموکراتیک خلق آغاز شد و شامگاه پنجم ثور ، رادیوی دولتی افغانستان ، خبر
بازداشت شماری از رهبران حزب به شمول نورمحمد ترهکی و ببرک کارمل را پخش کرد.٢۵
برخی دیگر از رهبران جناح خلق نیز در خانههایشان توقیف شدند و عدهای دیگر در جاهای مختلفی
خود را پنهان کردند.حفیظاالله امین ، رهبر سازمان نظامی جناح خلق ، از جمله کسانی بود که در منزلش
تحت مراقبت قرار گرفت، اما این مراقبت ، او را از طراحی و صدور دستور کودتا باز نماند .
ششم ثور 1357 عبدالرحمان ، پسر حفیظاالله امین ، بامداد ششم ثور ، دستور آغاز کودتا را از پدرش به
سیدمحمد گلاب زوی ، عضو کمیته مرکزی رساند.آنگونه که از سیدمحمد گلاب زوی ، در کتاب افغانستان
در قرن بیستم نقل شده ، او توانست پیام حفیظاالله امین را تا ساعت یک همان شب ، به همه قطعات و
واحدهای هوایی و زمینی برساند .
محمداسلم وطنجار و عبدالقادر ، رهبری نیروهای هوایی و زمینی را برای آغاز کودتا بر عهده گرفتند و
همه تدابیر برای در هم کوبیدن وزارت دفاع، فرودگاه کابل و کاخ ریاست جمهوری اتخاذ شد و نیروها در
انتظار سپیده دم و آغاز کودتا ماندند .
هفتم ثور 1357سرانجام روز سرنوشت ساز فرا رسید و صبح روز هفتم ثور ، نخستین تحرکات نظامی
علیه دولت داوود خان آغاز شد .صبحگاه، کاروان تانکهای قوای چهار زرهدار ، از بیست کیلومتری شرق
شهر کابل به سوی مرکز شهر حرکت کردند. بنا بر بعضی روایتها، فرمانده گارد ریاست جمهوری، نخستین
کسی بود که به داوود خان از “تحرکات مظنون” خبر داد .
قوای پانزده زرهدار ، از سوی وزارت دفاع دستور گرفت که مانع از پیشرویی تانکها به سوی مرکز شهر
شوند، اما فرمانده این قوا در جواب گفت که نیروهایش از صبح زود در محاصره قوای چهار زرهدار قرار
گرفتهاند .
سایر تلاشهای وزارت دفاع نیز برای سد کردن راه تانکهای قوای چهار زرهدار به جایی نرسید و آنگونه
که رزاق مامون ، روزنامهنگار افغان میگوید ، درست سر ساعت دوازه ظهر ، نخستین گلوله تانک ،
ساختمان وزارت دفاع را هدف قرار داد و این حمله ، رابطه میان رییس جمهور ، وزارت دفاع و فرماندهان
ارتش را قطع کرد .
اما حملات هوایی که به رهبری عبدالقادر ، از فرودگاه بگرام به هدف کاخ ریاست جمهوری صورت
گرفت ، ضربههای سنگینی بود که سرانجام ، مقاومت داوود خان را که خود اسلحه بدست گرفته و علیه
کودتاگران میجنگید ، در هم شکست .
به این ترتیب ، کودتای هفتم ثور به شکل غافلگیرکنندهای به پیروزی رسید و شامگاه همین روز،
حفیظاالله امین ، سقوط خاندان سلطنتی و به قدرت رسیدن شورای نظامی را از طریق رادیوی دولتی
افغانستان اعلام کرد .
حزب دموکراتیک خلق که توسط کودتا در سال 1357 بر روی کار آمد ، چهار تا به اصطلاح رئیس
جمهور ( تره کی ، امین ، کارمل ، نجیب ) را تجربه کرد.
1358-1357.شمسی نور محمد تره کی ٢۶
1358-1358.شمسی حفیظ االله امین
1366-1358.شمسی ببرک کارمل
1371-1366.شمسی داکتر نجیب
کمونیستها بعد از کودتای هفتم ثور 1357 حکومت افغانستان را غصب نموده نظام کمونیستی را حاکم
کردند. کارکرد آنها در مدت 14 سال، یعنی از سال 1357 تا سال 1371، یکی از سیاهترین دورههای تاریخی
افغانستان است. آنها هم چندجناحی و دچار اختلافات زیادی بین حزب خلق و حزب پرچم بودند. در
نتیجه درگیریهای درونگروهی هر کدام از احزاب مذکور در مدت چهارده سال حاکمیت شومشان چند
یرئ سجمهور ، هر کدام به دست دیگری ، به قتل رسیدند. اولین رئی سجمهور آنها نورمحمد ترهکی در
تاریخ 25 سنبله ( 25 شهریور) به دست شاگرد وفادارش ح فیظاالله امین کشته شد و امین به عنوان رئیس
رژیم کمونیستی اعلام گردید. بعد از کشته شدن تره کی ، حفیظاالله امین شعار دروغین مصونیت قانونیت و
عدالت را مطرح ساخت ، ترهکی را متهم نمود و اسامی دوازده هزار نفر را که در زندانهای کمونیستها به
شهادت رسیده بودند به ترهکی نسبت داده گفت : کسانی که عظمت خود را در فشار آوردن به مردم
میدیدند از بین برده شدند.
حفیظاالله امین ، که در زمان ریاست ترهکی جنایات زیادی مرتکب شده بود، مدت بیشتر از چهار ماه
دوران ریاست خودش جنایتهای بیشمار دیگری مرتکب شد و سرانجام در ششم جدی ( 6 دی ماه) به دست
روسها به قتل رسید.
شوروی همزمان با کشتن حفیظاالله امین و تجاوز به افغانستان، ببرک کارمل را در پناه سربازان خود وارد
افغانستان نموده جانشین حفیظاالله امین کرد. این بار جناح دیگر حزب دموکراتیک خلق (جناح پرچم) به
عنوان دستنشانده شوروی به قدرت رسید. پرچمیها بعد از آن به سرکوب و قلع و قمع جناح دیگر
(خلقیها) پرداختند. کمونیستها بعد از تجاوز شوروی و به قدرت رسیدن ببرک کارمل در ششم جدی 1358
عده زیادی از پرچمیها را به زندان انداختند و 15 جوزا (خرداد) 1359 هشت نفر از نزدیکان امین و وزرای
کابینهاش را اعدام نمودند.
در سال 1365 برای نخستین بار ببرک کارمل در پلنیوم هفدهم کمیته مرکزی حزب

متن کامل در سایت homatez.com