پایان نامه درباره حسابداري، اطلاعاتی، اطلاعاتي، حسابداری، بانك، مديران، سازمانها، مبادلات

برای آماده سازی سیستم های جدید حسابداری به طور تمام وقت کار می کنند. شما بدون توجه به سوابق فعالیت های حرفه ای خود باید هم فرآیند حسابداری و هم فناوری را درک کنید (دستگیرو سعیدی، 1389).
سیستم اطلاعات حسابداری دو هدف عمده دارد:
1- ارائه اطلاعات برای عملیات و نیازهای قانونی، و
2- ارائه اطلاعات برای تصمیم‌گیری (رئیسی، 1381).
برای رسیدن به این هدفها دو فعالیت عمده وجود دارد كه عبارتند از پردازش اطلاعات و پردازش مبادلات. مبادلات حسابداری به‌وسیله ثبتهای اساسی حسابداری پردازش می‌شوند. این مبادلات شامل فروش محصولات، خرید مواد، دریافتی از مشتریان و … هستند. پردازش مبادلات در یک سیستم اطلاعات حسابداری به‌وسیله زیرسیستمها انجام می‌شود. اگر سیستم پردازش مبادلات به‌طور صحیحی طراحی شده باشد، باعث می‌شود تا داده‌ها به‌خوبی و با دقت کنترل شوند و عمل پردازش کارامد و موثر باشد.خروجی فرایند پردازش اطلاعات به‌قصد راهنمایی در امر برنامه‌ریزی و کنترل عملیات است و این فرایند اطلاعاتی را برای تصمیم‌گیری ارائه می‌دهد. سیستم طراحی‌شده برای پردازش اطلاعات یا سیستم اطلاعات حسابداری باید اطلاعاتی را ارائه دهد که مربوط، اتکاپذیر، به‌موقع و با اهمیت باشد (صفار، 1385).
سيستم هاي بانك اطلاعاتي ممكن است به طور اساسي در ماهيت حسابداري تاثير بگذارد. براي مثال، سيستم هاي بانك اطلاعاتي مي توانند منجر به رها كردن مدل هاي حسابداري دوطرفه شوند. منطق اصلي مدل حسابداري دوطرفه اين است كه دو بار ثبت مبلغ يك رويداد موجب كنترل دقت و صحت پردازش داده ها مي شود. هر رويداد ثبت هاي مساوي بدهكار و بستانكاري ايجاد ميكند و برابري بدهكار و بستانكار خود در مراحل مختلفي از فرايند حسابداري، دوباره كنترل مي شود، در حالي كه زيادي ثبت داده ها نقطه مقابل مفهوم بانك اطلاعاتي به شمار مي رود. اگر مبالغ مربوط به يك رويداد به درستي در يك سيستم بانك اطلاعاتي وارد شود، تنها لازم است كه اطلاعات مزبور يك بار ذخيره شود نه دو بار. پردازش رايانه اي داده ها به اندازه كافي صحيح و دقيق بوده به طوري كه سيستم كنترلي پيچيده و كنترل هاي كامل سيستم و كنترل هاي دوباره دوطرفه كه ويژگي اختصاصي مدل حسابداري دو طرفه است، ضرورتي ندارد (صابر صفائی و سعیدی، 1383).
همچنين سيستم هاي بانك اطلاعاتي به طور بالقوه توانايي تغيير ماهيت گزارشگري برون سازماني را دارد. امروزه زمان و منابع زيادي صرف اين موضوع مي شود كه شركت ها چگونه اطلاعات حسابداري را براي كاربران برون سازماني خلاصه و گزارش كنند. چرا يك نسخه از بانك اطلاعاتي مالي شركت به جاي صورت هاي مالي سنتي به آساني در اختيار كاربران به روش مورد نظر خود امكان پذير خواهد بود (سجادی و طباطبایی نژاد، 1385).
اگرچه فناوري اطلاعات به طور شگفت انگيزي شيوه هاي تجارت را تغيير داده است، اما تاثير كمي بر گزارشگري برون سازماني داشته است. شركت ها هنوز گزارش هاي مالي دوره اي (فصلي و سالانه) را بر مبناي اطلاعات بهاي تمام شده تاريخي تهيه مي كنند. علاوه بر اين آنها اطلاعات را به صورت خيلي متراكم و تجمعي تهيه مي كنند. تخمين زده مي شود به طور متوسط بانك اطلاعات مالي يك شركت نسبتا بزرگ 100 گيگا بايت فضا لازم داشته باشد. اين در حالي است كه گزارش هاي سالانه به طور متوسط 100 كيلو بايت را در بر مي گيرد! در نتيجه، كاربران گزارش هاي سالانه تنها بخش كوچكي از اطلاعات يك شركت را استفاده مي كنند (جیمز و هال، 2008).
2-9-فاصله انتظاراتی بین کاربران و فراهم کنندگان اطلاعات
بطور خلاصه می توان گفت در شرایط فعلی میزان قابل توجهی از انتظارات کاربران سیستم های اطلاعاتی به دلیل وجود مشکلات متعدد توسط فراهم کنندگان اطلاعات پوشش داده نمی شود. رسیدن به شرایط ایده آل برای پاسخگویی به نیازها و انتظارات کاربران نیازمند فراهم نمودن زیرساخت هایی می باشد. بطور کلی معیارهای موفقیت سیستم های اطلاعاتی شامل 5 عامل است:
1- بکارگیری گسترده سیستم:محدوده ای است که سیستم در کارهای جاری مورد استفاده قرار می گیرد.
2- رضایت کاربران از سیستم :این معیار شامل نظر کاربر درباره صحت، متناسب بودن با نیازهای اطلاعاتی کاربران یا کیفیت خدمت ارائه شده یا درصد زمانی می باشد که سیستم بدون اشکال به خوبی قابل استفاده بوده است. مثلاً یکی از معیارهای قضاوت مدیران، پاسخگویی سیستم به نیازهای اطلاعاتی آنان است و این که توانسته باشد، اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق سیستم کسب کنند و اینکه تا چه میزان سیستم در پیشرفت کار مؤثر بوده اند .سیستم زمانی موفق محسوب می شود که رضایت کاربران را تأمین کرده باشد بسیاری از متخصصان سیستم رضایت کاربر را به عنوان قوی ترین ملاک موفقیت می دانند (صفائی، 1383).
3- دیدگاه مثبت نسبت به عملکرد سیستم:تا چه حد کاربران درباره سیستم های اطلاعاتی و کارکنان آن نظر مثبت دارند.
4- رسیدن به اهداف سیستم:اینکه سیستم  تا چه میزان به اهداف تعریف شده برای ما رسیده است. به عبارت دیگر آیا سیستم به اهداف کمی و کیفی مربوطه رسیده است. هیچ سیستم اطلاعاتی حسابداری کاملاً موفق یا ناموفق نیست بلکه یک ویژگی نسبی است .سیستمی موفق است که به بیشتر اهدافی دست پیدا کند که برای آن طراحی شده است (کاپلان، 1996).
5- سوددهی:این معیار یا با کاهش هزینه ها یا با افزایش فروش و سود اندازه گیری می شود .این معیار ارزش محدودی دارد، هر چند که تجزیه و تحلیل ها بر مبنای هزینه منفعت می تواند نقش بارزی در تصمیم گیری برای ایجاد سیستم اطلاعاتی داشته باشد، اما منافع سیستم اطلاعاتی ممکن است کاملاً قابل اندازه گیری نباشد.اما همواره تحلیلهای هزینه منفعت به شدت دنبال می شود، اما تاریخچه بسیاری از پیاده سازی سیستم هانشان داده است که نمی توان تخمینهای واقعی را فرموله کرد .محققان ترجیح میدهند به جای معیار هزینه منفعت تأکید خود را روی معیارهای انسانی و سازمانی موفقیت سیستم های اطلاعاتی قرار دهند، مثل کیفیت اطلاعات، کیفیت سیستم و تأثیراتی که سیستم روی پیشرفت کارهای سازمانی دارد (صفائی، 1383).
2-10- وضعیت فعلی آموزشAIS در سازمانها و نقش عدم آموزش کافی سیستمهای اطلاعاتی در کاهش بهره وری سازمانها
دلايل اصلي براي عدم استقرار سيستمهاي مطلوب اطلاعاتي حسابداري در سازمانهاي ايران را مي‌توان در دو مورد خلاصه كرد:
1) ناآگاهي مديران از نقش و قابليت هاي سيستمهاي اطلاعاتي حسابداري.
2) ماليات مداري نظامهاي اطلاعاتي حسابداري در ايران.
احتمالاً عوامل ديگري نيز در پيدايش چنين وضعيتي دخالت داشته اند. اما به نظر مي‌رسد دو علت ياد شده از اهم علل اين وضعيت است (زیوردار، 1382).
ناآگاهي مديران از نقش و اهميت سيستمهاي اطلاعاتي حسابداري
اين مشكل در عدم سامان يافتن نظامهاي اطلاعاتي حسابداري نقشي غيرقابل انكار داشته است و اگر چنين مشكلي وجود نمي‌داشت زمينه هاي پيشرفت بيشتري براي سازمانها از طريق اتخاذ تصميمات صحيح و به موقع و متكي بر اطلاعات به جاي اتخاذ تصميمات شهودي و متكي بر تجربه شخصي، پديد مي‌آمد. مديران غالباً نسبت به فرآيندهاي توليد اطلاعات مالي نا آگاهند و نمي‌دانند آثار روشهاي مختلف حسابداري بر ارقام توليد شده چيست. تكنيكهاي محاسبه بهاي تمام شده و تفاوت آنها با يكديگر كدام است و تورم چگونه بر ارقام ترازنامه و سود و زيان شركت اثر مي‌گذارد. قلمرو حسابداري مديريت را نمي‌شناسند و از كمكي كه مي‌تواند به اتخاذ تصميمات صحيحتر توسط آنها كند، ناآگاهند. ريشه اين ناآگاهي در چيست؟ و چگونه برطرف مي‌شود؟ (خواجوی و اعتمادی، 1389) يكي از دلايل اصلي عدم آشنايي مديران اغلب سازمانها با توانايي و قابليتهاي سيستمهاي اطلاعاتي حسابداري به زمينه تحصيلات و تجربيات آنها باز مي‌گردد. در بيشتر موارد مديران سازمانها از بين كساني انتخاب مي‌شوند كه دانش مالي اندكي دارند و تحصيلات خود را در زمينه هاي غيرمالي به اتمام رسانده اند. تجربيات چنين مديراني نيز اغلب فاصله بسياري از حوزه دانش حسابداري دارد (جلالی و شکیبا، 1390). علاوه بر تحصيلات و تجربيات نامربوط به موضوعات مالي، ناآگاهي مديران نسبت به نقش اطلاعات در تصميم گيريها و اعتماد بعضاً نادرست به تجربيات شخصي نيز دليل بروز چنين مشكلي بوده است. نتيجه اين نگرش، روي آوردن به تصميم‌گيريهاي انفعالي و گاه دستپاچگي در برابر هجوم تحولات و رويدادهاي پيش‌بيني نشده محيطي است (اعتمادی و همکاران، 1385). توفيق در برخي تصميمات موردي، استفاده از روابط بسيار خوب شخصي با طرفهاي خارجي، حذف ظاهري و موقت آثار نامطلوب تصميمات نادرست از طريق اتخاذ تصميمات نادرست ديگر، كه با قدري تأخير آثار بد خود را بالاخره نشان مي‌دهند. و خطرناكتر از همه حضور در بازارهاي انحصاري موقت كه فارغ از

متن کامل در سایت homatez.com