پایان نامه درباره توبه، گناه، ، دیه، مقدر، دیه، قبولی، رکن

به سبب ارتکاب جنایت بر نفس یا غیر آن واجب می شود، خواه مقدار و مبلغ دیه از ناحیه شارع تعیین شده باشد یا نشده باشد، هر چند که دیه را معمولا در مورد اول به کار می برند و در مورد دوم اصطلاح ارش و حکومت را استعمال می کنند.
قانونگذار ایران در ابتدا در سال 1361 در ماده قانون دیات، دیه را این چنین تعریف نموده: «دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده می شود.» که عین همین ماده با شماره 294 در قانون مجازات اسلامی سال 1370 تکرار گردیده و در ماده 15 این قانون نیز چنین آمده: دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت معین شده است.
این تعریف گرچه جامع است ولی مانع به نظر نمی رسد، زیرا به کاربردن لفظ مالی به طور مطلق در ماده شامل هر مال می شود،
در حالی که قانونگذار در ماده 17 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 دیه را چنین تعریف کرده است: دیه اعم از مقدر و غیر مقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیر عمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد به موجب قانون مقرر می شود و در ماده 448 این قانون آمده است: « دیه مقدر، مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیر عمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد، مقرر شده است.» و در ماده 449 همین قانون دیه غیر مقدر را تعریف کرده است: «ارش، دیه غیر مقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تأثیر آن بر سلامت مجنی علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می کند. مقررات دیه مقدر در مورد ارش نیز جریان دارد مگر اینکه در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.»
بنابراین در تعریف دیه می توان گفت: دیه عبارتست از مالی که در قالب یکی از امور ششگانه مذکور در قانون به سبب ارتکاب قتل، جرح و یا نقص عضو و سایر صدمات بدنی به مرتکب واجب گردد و بر حسب مورد به مجنی علیه یا اولیاء دم داده می شود.
تفاوتهای ماده 17 قانون جدید و ماده 15 قانون سابق:
1– در ماده 17 قانون جدید بر خلاف ماده 15 قانون سابق به صورت صریح و شفاف بیان شده است که دیه برای جنایات غیر عمدی است و اگر به طور استثناء در مواردی برای جنایات عمدی پیش بینی شده باشد، برای آن است که به هر جهتی قصاص امکان پذیر نیست.
2 – در ماده 17 بر خلاف ماده 15، دیه به دو نوع مقدر و غیر مقدر (ارش) تقسیم شده است که تعریف هر یک از آن ها به ترتیب در مواد 448 و 449 همین قانون ذکر شده است.
3 – قواعد عام دیه برابر ماده ی 449 این قانون بر ارش (دیه ی غیر مقدر) نیز حاکم است.
تفاوت هایی بین ماده 448 قانون جدید با ماده 249 قانون قدیم دیده می شود که عبارتند از:
الف – در قانون قدیم به صورت مطلق از دیه تعریفی ارائه داده بود اما در قانون جدید بین دیه مقدر و غیر مقدر تفکیک قائل شده است.
ب– در قانون سابق جنایت بر منفعت از موجبات پرداخت دیه محسوب نشده بود هر چند در مصادیق پرداخت دیه از آن یاد شده بود.
ج– در قانون جدید از مواردی یاد شده که جنایت عمدی است اما قصاص ندارد که در این موارد نیز باید دیه پرداخت شود.
ماده 449 قانون جدید اندک تفاوت هایی با ماده 495 قانون قدیم دارد. به عنوان مثال، ماده 449 جدید ماهیت ارش را دیه و از نوع غیر مقدر آن دانسته است. همچنین در تعیین ارش میزان تأثیر آن بر سلامت مجنی علیه در نظر گرفته می شود. عبارات دو ماده فوق نیز تا حدودی با یکدیگر تفاوت دارد اما از نظر حکمی تفاوتی میان آن ها وجود ندارد.
بنابراین با توجه به تفاوتهای مطرح شده می توان گفت که تعاریف قانون جدید در این رابطه نسبت به قانون قبلی جامع تر و مانع تر می باشد و از طرفی ایرادات وارده به تعاریف قانون قبلی در تعاریف قانون جدید بر طرف شده است.
مبحث دوم – ارکان توبه
در این مبحث ارکان توبه و شریطی که باعث مورد قبول واقع شدن توبه به درگاه الهی می شود و شرایطی که باعث کامل شدن توبه می شود در طی دو گفتار مورد بررسی قرار خواهد گرفت که در گفتار اول ارکان، شرایط قبولی توبه و شرایط کامل شدن توبه و در گفتار دوم فوائد و آثار توبه بررسی خواهد شد.گفتار اول: ارکان توبه، شرایط قبولی توبه و شرط کامل شدن توبه توبه وسیله‌ای برای سقوط مجازات و عفو گناهان مجرم است که می تواند عامل مؤثری در اصلاح و تربیت افراد بزهکار و برگرداندن آنها به بطن جامعه باشد و با توجه به اینکه در یک تقسیم، جرایم به حق الله و حق الناس و حق جامعه تقسیم می‌شوند، برای تحقق توبه در مورد هر کدام از آنها شرایطی وجود دارد که در جای خود به آن خواهیم پرداخت:
بند اول: ارکان توبه
در کلام مولی امیرالمومنین، علی (ع)شش رکن برای توبه آمده است و دانشمندان و بزرگان دین فرموده اند، این شش رکن به سه قسمت تقسیم می شود:
1-دو تای آن اساس توبه.
2-دو تای دیگر شرط قبولی توبه.
3-دو تای آخر شرط کامل شدن توبه است.
الف- اساس توبه: رکن اول: ندامت و پشیمانی
نخستین مرحله برای پذیرفته شدن توبه که اساس و رکن توبه است؛ ندامت و پشیمانی از اعمال گذشته می باشد.
و در احادیث فراوانی از کلام معصومین(ع)به این مرحله اشاره شده که تعدادی از آنها را ملاحضه فرمایید:
پیامبر بزرگوار اسلام(ع) می فرماید:
«اَلتّائِبُ اِذا لَم یَستَبِن اَثَرَ التَّوبَهِ فَلَیسَ بِتائِبٍ»
«توبه کنندهای که آثار پشیمانی و توبه را آشکار نکند، توبه نکرده است.»
و امام محمد باقر علیه السلام فرموده: «کفی بِالنَّدمِ تَوبَهً»
«ندامت و پشیمانی برای توبه کافی است.»
امیرالمومنین علی (ع)در وصف توبه کنندگان فرموده: «توبه کنندگان درختان گناه را مقابل چشم ها و دلهای خویش کاشته اند و با آب ندامت و پشیمانی آبیاری شان کرده اند.»
رکن دوم: تصمیم بر ترک همیشگی گناه در آینده
دومین مرحله برای قبولی توبه بعد از پشیمانی، عزم جدی بر ترک همیشگی گناه در آینده است که این، خود اساس توبه به حساب می آید.
هنگامی که گناهکار توبه کرد، نباید دیگر بار، توبه را بشکند و دوباره مرتکب همان گناه شود، بلکه باید تصمیم داشته باشد که پس از توبه مجدداً دنبال خلاف و گناه نرود. در غیر این صورت خداوند را به مسخره گرفته است.
امام محمد باقر(ع) در این باره می فرماید:
«المقیمُ عَلَی الذِّنبِِ اَنُّ لاتَعُودَ»
«توبه گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.»
حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) فرموده است: «مَثَل استغفار کردن؛ مثل برگ درخت است که حرکت می کند و می ریزد و کسی که از گناه استغفار می کند و به آن گناه ادامه می دهد، مانند کسی است که پروردگار خود را مسخره می کند».
از جابربن عبدالله انصاری روایت شده: زنی خدمت حضرت پیامبر(ع)آمد عرض کرد: « یارسول الله زنی اولادش را به قتل رسانیده است، آیا توبه اش قبول می شود»؟پیامبر (ع)فرمود: «قسم به آن خدایی که جان من در دست اوست که اگر هفتاد پیامبر را به قتل رسانده باشد و بعد توبه کند و خداوند بداند که حقیقتاً توبه کرده و به معصیت برگشت نمی کند، توبه اش را خدا قبول می کند و او را عفو می فرمایید، چه؛ توبه کننده از گناه مثل کسی است که گناه نکرده باشد.»
بند دوم: شرایط قبولی توبه ب- شرط قبولی توبه: رکن سوم: رد حقوق مخلوق
سومین مرحله برای پذیرش توبه در کلام امیرالمومنین (ع) که از شرایط قبولی بر شمرده اند؛ « رد حق مردم است. انسان به مجرد آن که گفت: توبه کردم از او پذیرفته نمی شود، انسان تائب آن است که هر چه از مردم به ناحق برده، رد کند، یا صاحبانشان را راضی کند. حق الناس که شامل مال، جان، آبرو، یا حرم و اهل مسلمان می شود حرمت خاصی دارد و اگر این حقوق ضایع شود، با ندامت و پشیمانی و تنها با گفتن ذکر استغفرالله جبران نمی شود و بلکه باید حقوق از دست رفته مردم جبران شود.
انسان سالهای زیادی از عمر خویش را در دنیا صرف انجام گناه و معصیت کرده و مشغول شهوت رانی می گردد، حقوق خداوند و دیگران را تضییع می کند و بر این باور است که در آینده استغفار خواهد کرد.
آیا در واقع توبه لفظ است؟ به طور قطع توبه کردن با زحماتی همراه است، بزرگان برای توبه شرایطی ذکر نموده اند که تا آنها محقق نشود، توبه صحیح حاصل نمی شود. توبه ای به درگاه پروردگار پذیرفته می شود که دارای جمیع شرایط باشد. آیا کسی که سالهای متمادی گناه می کرده، اکنون با گفتن ذکر «استغفرالله» آمرزیده می شود، گناهانی چون خوردن شراب و غارت نمودن اموال دیگران، ظلم و ستم، بی عدالتی و تبعیض با گفتن یک لفظ ، بخشیده نمی شود.
قبول توبه شرایطی دارد که بدون آنها توبه موثر واقع نمی شود و کسی که می خواهد توبه اش به سر حد کمال برسد و زنگارهای گناه از آیینه دل او زدوده شود، باید نخست ترک گناه کند و از گناهان گذشته نادم و پشیمان باشد و نیز عزم جدی بر عدم اعاده گناه کند و به دنبال آن تلافی مافات نماید؛ یعنی در آینده جبران گذشته را

متن کامل در سایت homatez.com