پایان نامه درمورد دريا، عرب، شعر، عربي، كتاب، صحرا، جاهلي، توصيف

نياز به شعر سياسي شديد شد؛ و اين فرصت كمتري را براي وصف فراهم مي‌آورد؛ و شاعر اموي همچنان شعر جاهلي را مورد تقديس خود قرار مي‌داد؛ و به وصف اطلال و صحرا مي‌پرداخت. از اين رو وصف در اين دوره وصفي منعزل و در بارة صحرا بود؛ و معاني و موضوعات آن همانند وصف جاهلي بود.
در عصر عباسي شاعران بر خلاف دورة اموي به رفاه و آسايش محيط خود پرداخته؛ و با آن‌ كه از سبك و اسلوب عرب در آغاز كردن قصايد به اطلال و دِمَن به كلّي خارج نشدند، امّا برخي از شاعران سعي كردند سخن گفتن از اطلال و صحرا را ترك، و به جاي آن به كاخ‌ها، باغ‌ها و مناظر زيباي شهرها روي آورند؛ و سفر بوسيلة كشتي به سوي ممدوح و امثال آن فراوان شد؛ و اين تصوير در مقابل سفر شتر در بيابان قرار مي‌گرفت. وصف در شعر عباسي پر رنگ‌تر بود؛ و با توسعة آن و تاثير پذيري از آثار فرهنگ ايراني به فن مستقلي تبديل گشت.
وصف يكي از معروف‌ترين اغراض قديمي شعر در ادب عربي محسوب مي‌شود؛ و آن پايه و اساس شعر عربي تلقّي مي‌گردد؛ بدين جهت است كه ابن رشيق قيرواني مي‌گويد: «شعر آن است كه اندكي از آن در بارة وصف باشد» زيرا اغراض ديگر شعر همچون مدح، هجا و رثا و… نيز وصف است. از اين رو ديوان شاعري نيست كه از فن وصف تهي باشد؛ و طبيعت در آن از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است، شاعر در خلال اشعار خود از طريق مظاهر طبيعت به بيان احساسات خود مي‌پردازد. توصيف دريا و رود در ادب و شعر عربي يكي از موضوعات مهّم، امّا ناشناختة وصف به شمار مي‌رود؛ و شناخت اعراب قديم از دريا و ذكر مظاهر آن در شعر عربي از موضوعاتي است كه هنوز از جانب برخي از پژوهشگران جديد عرب و غير عرب نظراتي سلب و ايجاب در بارة آن داده مي‌شود.
آنچه مسلم است اين است كه شاعر جاهلي علوم و معارف خود را از طبيعت سخت و سنگدل الهام مي‌گيرد؛ امّا چون در بيشتر اوقات مظاهر طبيعت در اغناي آگاهي و شعور شاعر ناتوان است، از اين رو شاعر ديوار سخت صحرا را كنار مي‌گذارد؛ و از صحراي خود خارج مي‌شود تا آنچه را دورتر از صحرا قرار دارد توصيف نمايد؛ و لذا شاعر به توصيف دريا و مظاهر آن مي‌پردازد.
با اينكه كتاب‌ها و مقالات بسياري در زمينة شعر عربي نگاشته شد، و از زواياي مختلف آن را مورد بررسي قرار دادند، امّا با كمال تاسف بايد گفت كه اندك مقاله يا كتابي را مي‌توان يافت كه به اين موضوع بپردازد؛ و اين امر آن‌گونه كه مورد توّجه شرق‌شناسان و محققان غير عرب قرار گرفته مورد توّجه محققان قديم و جديد عرب قرار نگرفت؛ و حسب اطلاعات و بررسي‌هاي بنده در اين زمينه به جز كتاب «حديث السندباد القديم» نوشتة دكتر حسين فوزي، و «ابن ماجد الملاّح» نوشتة دكتر أنور عبد العليم، و «ادب البحر» نوشتة دكتر احمد محمّد عطيّة و كتاب ديگري از دكتر محمّد ياسمين حمدي، كتابي ديگر در اين زمينه نوشته نشده جز محدود مقالاتي كه به صورت مختصر به اين به موضوع پرداخته‌اند؛ و هنوز بسياري از ميراث ادب عربي در بارة عالم دريا چون داستان‌هاي تاجران عرب و اخبار آنها به خاطر پراكندگي در كتابخانه‌هاي مختلف اروپايي دور از دسترس پژوهشگران عرب قرار دارند.
از طرف ديگر محققان قديم و جديد عرب به شناخت و آگاهي شاعر جاهلي به دريا و توصيف مظاهر آن در اشعارش توّجه ننموده؛ و برخي از پژوهشگران جديد عرب و غير عرب چون استاد بار تولد و دكتر طه حسين بر اين باورند كه شعر عربي بويژه شعر جاهلي از توصيف دريا و رود تهي است؛ و برخي از نشانه‌هاي آمده از آن در شعر جاهلي بر عدم آگاهي عرب جاهلي از دريا دلالت دارند.
در حالي كه كتاب «وصف البحر والنّهر في الشعر العربي» خلاف اين باور را اثبات مي‌كند. اين كتاب از محدود كتاب‌هايي است كه به طور مستقيم تاثير دريا و رود را در شعر عربي از عصر جاهلي تا پايان عصر عباسي دوم بيان مي‌كند. نويسندة كتاب بر آن بوده تا با آوردن نمونه اشعاري از شاعران معروف هر دوره، و با شرح و تحليل آنها اثبات نمايد كه شاعران عرب با الهام گرفتن از محيط دريا تصاوير گوناگوني عرضه داشتند؛ و روند اين توصيف رو به كمال بوده؛ و سپس تصاوير و موضوعات وصف دريا را دسته بندي مي‌كند. با تحليلات دكتر عطوان مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه شعر عربي از زمان نشأتش تا پايان عصر عباسي دوم حتي در دوران معاصر بي‌نصيب از توصيف دريا و رود نبوده؛ و آنچه در شعر عربي آمده حاكي از شناخت و تجربة دقيق آنها نسبت به دريا است؛ و هيچ شكي در آن نيست. هر چند تصاوير دريا نسبت به تصاوير صحرا و مظاهر آن كمتر است، زيرا شعر عربي زادة صحرا است، و در آن پرورش مي‌يابد. ولي با اين وجود داراي تصاوير گوناگوني از دريا و مظاهر آن است. البته نمي‌توان تصاوير آن را به صورت مستقل يافت؛ و يا قصايد دريايي را از شعر عربي استخراج نمود، زيرا نظام رايج قصايد در آن زمان اجازة چنين چيزي نمي‌داد.
مطالعة اين كتاب از دو جهت براي ما مفيد است: اول آنكه موضوعي جديد را در شعر عربي كشف مي‌كند كه محققان جديد به تفصيل بدان نپرداخته‌اند؛ دوم آنكه اين كتاب مي‌تواند پاسخي به كساني باشد كه تصوّر مي‌كنند عرب از دريا نا آگاه بوده، و از آن ترس داشته و شعر عربي از توصيف دريا تهي است.
1- عرب و دريا
از سه طريق مي‌توان آگاهي و شناخت اعراب جاهلي را از دريا اثبات كرد؛ از طريق ادب و شعر؛ از طريق تاريخ و از طريق قرآن؛ از آنجا كه نويسندة كتاب حاضر تنها با اسناد شعري به موضوع پرداخته، لذا بر آن شديم تا از ديد تاريخي و قرآني نيز به مسألة مورد نظر بپردازيم، ابتدا نگاهي تاريخي به موضوع خواهيم داشت و سپس از طريق قرآن به بررسي اين موضوع مي‌پردازيم.
1- 1. در طول تاريخعرب در طول تاريخ همانند ديگر ملّت‌ها با دريا ارتباط داشته است. در زير از طريق تاريخ ارتباط وي را قبل از اسلام تا پايان عصر عباسي به اختصار بيان مي‌كنيم.
1- 1- 1. قبل از اسلامقبايل زيادي قبل از اسلام در سرزمين شبه جزيرة العرب پراكنده بودند؛ برخي از اين قبايل در سواحل دريا در اطراف شبه جزيرة العرب زندگي مي‌كردند؛ و برخي ديگر در بيابان‌هاي نجد و حجاز زندگي مي‌كردند. طبيعي است قبايلي كه در سواحل يا نزديكي دريا مي‌زيسته، به دريا و دريانوردي آگاهي داشته باشند؛ و از دريا در خدمت به منافع خود بهره جويند؛ البتّه اين قبايل در زمان جنگ و صلح با يكديگر ارتباط داشته، و تجارب و علوم دريانوردي آنها به يكديگر منتقل مي‌شد. از طرف ديگر موقعيت جغرافيايي سرزمين عرب كه از سه طرف به دريا متصل بوده به تطّور دريانوردي آن كمك كرده؛ و باعث به وجود آمدن روابط تجاري با شرق افريقا و سواحل ايران در خليج فارس و دريانوردي به هند شده است. همچنين درياي سرخ و خليج فارس و رودهاي نيل و دجله و فرات به عنوان گذرگاه‌هايي طبيعي براي دريانوردي در حوزة درياي مديترانه و شرق آسيا محسوب مي‌شدند و بدين گونه سرزمين عرب از دو طرف بر راه‌هاي تجاري جهان مشرف است.
لذا تجارت با افريقا بويژه براي اعراب جنوبي چون، يمن و حضرموت بسيار آسان بود؛ و كشتي‌هاي تجاري محصولات يمن را به نواحي افريقا حمل مي‌كردند؛ و از آنجا كالاهاي گرانبهايي چون، چوب و عاج و نيز بَرده را به سرزمين عرب وارد مي‌كردند؛ و برده فروشي قبل از اسلام رواج فراواني داشت. همچنين كشتي‌هاي روم به سواحل افريقا و هند لنگر مي‌انداختند؛ و كشتي‌هاي ساسانيان و حبشه به بندر «جار» و «شعيبة» و «عدن» و ديگر بنادر عرب رفت و آمد مي‌كرده، و به داد و ستد مي‌پرداختند.
اعراب قبل از اسلام در عرصة دريا و علوم دريايي داراي اكتشافات و دستاوردهايي بوده كه فرهنگ و تمدن بشري را غنّي ساخته، و بشر را به كشف علوم دريايي و جغرافيايي و علوم ناشناختة ديگر هدايت نمود. دكتر حسين فوزي در كتاب خود به نام «حديث السندباد القديم» و دكتر أنور عبد العليم در كتاب خود «ابن ماجد الملاّح» به طور كامل اكتشافات دريايي عرب را ذكر نموده‌اند؛ از جمله شناخت بادهاي موسمي و اختراع بادبان مثلث (سه گوش) _ كه توسط آنها حركت كشتي در تندبادها ميّسر بود _ كشف جهت وزش بادها از طريق طلوع و غروب ستارگان، شناخت نجوم و برج‌ها و هدايت شدن به وسيلة ستارة سهيل در سفرهاي جنوبي، از جمله اكتشافات عرب درگذشته بوده.
بنا بر اين مي‌توان گفت كه اعراب قديم از موقعيت شكوفايي تجاري منطقة خود بهره برده است؛ و همانطور كه دكتر «جواد علي» و «جورج فاضلو حوراني» اشاره مي‌كنند، از طريق وارد كردن مواد اوليّه كشتي، چون چوب و ميخ از افريقا، هند و ديگر كشورها امكان ساخت كشتي وجود داشته است.
امّا با اين وجود برخي به اشتباه تصوّر مي‌كنند كه اعراب قديم فرزند صحرا (ابن الصحراء) بوده، و صحرا تنها دنياي وي بوده، و به عالم دريا تجاوز نكرده؛ در صورتي كه با حقايق خارجي و تاريخي و جغرافيايي و ادبي مغاير است.
1- 1- 2. صدر اسلام و عصر اموياسلام

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin