مقاله درمورد العصر، تاريخ، مقالة، ادبيات، ، القصيدة، دانشكدة، اسلامي

مناصب ديگري نيز برعهده داشت؛ هم اكنون با رتبة آكادميك «استاد» به عنوان يكي از اساتيد برجستة اين دانشگاه مشغول تدريس مي‌باشد. از آنجا كه وي نويسنده‌اي معاصر است از اين‌رو اطلاعات چنداني در بارة زندگي و فعاليّت‌هاي مختلف علمي او يافت نشد؛ هر چند برخي از كتاب‌هاي وي در بيشتر كتابخانه‌هاي دانشگاه‌هاي سراسر كشور موجود است، ولي شرح حال وي بسيار اندك است، و با جستجوي فراوان در سايت‌هاي مختلف از جمله سايت وزارت فرهنگ و ارشاد اردن و سايت دانشگاه ملي اردن، تنها مختصري از شرح حال و ايميل وي را بدست آورد‌يم؛ بعد از بدست آوردن ايميل وي در طي سه ماه گذشته در ايميلي از دكتر خواسته‌ايم كه شرح حال خود را برايمان ارسال نمايند اما پاسخي از وي دريافت نكرده‌ايم؛ لذا به همان مطالبي كه در زمينة شرح حال و مناصب و فعاليت‌هاي دانشگاهي و علمي او به دست آورديم، اكتفا نموده‌ايم كه در زير به اختصار بيان خواهيم كرد.
حسين أحمد عطوان در اِشدود در سال 1942م متولد شد؛ او تحصيلات ليسانس خود را در دانشكدة ادبيات دانشگاه قاهره در سال 1953م شروع كرد، و در سال 1963م به مدرك كارشناسي ادبيات عرب نائل گرديد؛ پس از مدّتي در همين رشته تحصيلات خود را ادامه داد و در همان دانشكدة ادبيات در دانشگاه قاهره در سال 1966م مدرك فوق ليسانس را كسب كرد؛ و موضوع رسالة وي در كارشناسي ارشد تحت عنوان «مقدمة القصيدة العربية فى الشعر الجاهلى» بود.
وي در سال 1968م براي اخذ مدرك دكتري در رشتة ادبيات عرب وارد دانشگاه قاهره گرديد، و در دانشكدة ادبيات همين دانشگاه مدرك دكتري را اخذ نمود؛ و موضوع رسالة دكتري وي به نام « مقدمة القصيدة العربية من الجرير الي المتنبّى» بود.
او در تاريخ 01/10/1964م به عنوان مربي در گروه زبان و ادبيات در دانشكدة دانشگاه اردن برگزيده شد؛ سپس در تاريخ 27 /11/1968م به عنوان استاديار در همان دانشكده منصوب گرديد. وي از تاريخ 28/11/1972م در همين دانشگاه به رتبة دانشيار گروه زبان و ادبيات رسيد. هم‌چنين از تاريخ 30/01/1988م تا تاريخ 31/08/1989 به مديريت گروه زبان و ادبيات عرب در دانشكدة دانشگاه اردن اشتغال داشت؛ سپس از تاريخ 01/08/1989م تا تاريخ 17/08/1991م رياست دانشكدة ادبيات دانشگاه اردن را به عهده داشت. دكتر عطوان هم‌چنين از تاريخ 01/09/1992م تا 31/08/1993م رييس دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه ملّي اردن؛ و از تاريخ 01/09/2001م تا تاريخ 31/08/2002م رياست دانشكدة ادبيات و هنر دانشگاه فيلادلفيا را به عهده داشت.
او به عنوان استاد راهنما و ناظر بر تعدادي از پايان نامه‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري در دانشگاه اردن اشراف داشت. در سال 1992م عضو هيئت داوري جايزة ملي كشور اردن انتخاب شد. او نيز عضوي از كميتة داوري جايزة فرهنگي سلطان بن علي العويس در سال 1995م بود؛ و در تعدادي همايش مهّم نيز شركت جست كه عبارتند:
1. شركت در همايش ادبيات اسلامي در دار العلوم اسلامي در لكنو در هند در سال 1981م؛ و پژوهشي به عنوان «الحاجة الی كتابة تاريخ الأدب العربي» ارائه نمود.
2. شركت در همايش تاريخ خليج عربي (فارسي) در دانشگاه «عين» امارات متحدة عربي در سال 1988م؛ و ارائة مقالة «وصف استخراج اللؤلؤ بين الفرزدق والأعشي».
3. شركت در همايش تاثير زبان‌هاي اسلامي در تمدن اسلامي در فرهنگستان پادشاهي پژوهشهاي تمدن اسلامي در عَمان در سال 1991م؛ و بيان نقدي بر مقالة «أثر اللغة العربية فی الحضارة الإسلامية». وي به خاطر فعاليت بيست سالگي خود در دانشگاه موفّق به كسب مدال سيمين دانشگاه اردن در سال 1987م گرديد.
3- آثار و تأليفات3- 1. تأليفاتوي در عرصة تاليف يكي از برجسته‌ترين نويسندگان حاضر به شمار مي‌رود؛ او داراي 33 اثر تاليفي مي‌باشد كه در زير بيان مي‌كنيم و شرح مختصري بر برخي از اين آثار خواهيم داشت.
1- «مقدمة القصيدة العربية في الشعر الجاهلي»: اين كتاب از معروف‌ترين پديده‌هاي فنّي قصيدة عربي، و زمان نشأت آنها بحث مي‌كند؛ همان مقدمه‌هايي كه شاعران از زمان جاهلي همواره بر التزام و آغاز نمودن قصايد به آنها علاقه‌مند بودند. در اين كتاب ميان مقدمه‌هاي آغازين قصايد و محيط جغرافي و صحرايي و حيات اجتماعي ارتباط برقرار شده، و اشكال متنوّع مقدمه‌ها بيان مي‌شود؛ و سپس از نشأت هر مقدّمه و اصول آن و مضامين و خصائص فنّي سخن گفته شده؛ و نيز آراء قدما و محدثين را در بارة اين مقدّمه‌ها بيان و به خوبي آنها را تحليل مي‌نمايد.
2- «الشعراء الصعاليك في العصر الأموي».
3- «شعراء الشعب في العصر العباسي الأول».
4- «الشعراء الصعاليك في العصر العباسي الأول»: اين كتاب از اتهامي كه در اين عصر و در دوره‌هاي ديگر به شعر عربي وارد گرديد، دفاع مي‌كند؛ اينكه شعر از مردم و مشكلات و آرزوه‌هاي آنها جدا، و به خلفاء و وزراء و مانند آنها متّصل بود، و حيات بي‌بند و بار آنها را به تصوير مي‌كشيد؛ زيرا در اين پژوش اثبات مي‌شود كه شاعران صعاليك در اين عصر به بيان مشكلات اجتماعي، بررسي علل و عوامل آنها، بيان راه‌هاي صحيح براي آن مشكلات، و شورش عليه ظلم و نظام فاسد و تلاش براي دستيابي به عدالت براي تمام طبقات مختلف مردم پرداخته‌اند. نويسنده آن را به 5 فصل تقسيم نموده: فصل اول: بررسي عوامل ظهور صعاليك در عصر عباسي اول؛ فصل دوم: مقايسة صعاليك جاهلي و اموي با صعاليك اين دوره؛ فصل سوم: در بارة صعاليك فقير هجو گوي و احوال آنها؛ فصل چهارم: صعاليك دزد؛ فصل پنجم: سه گروه متمايز صعاليك عباسي به نام عيّاران و طفيليان و جوانان زيرك بغداد.
5- «مقدمة القصيدة في العصر الأموي».
6- « مقدمة القصيدة العربية في العصر العباسي الأول».
7- « مقدمة القصيدة العربية في العصر العباسي الثاني».
8- «الشعر العربي بخراسان في العصر الأموي».
9- «وصف البحر والنهر فى الشعر العربي من العصر الجاهلي الي نهاية العصر العباسي الثاني»: اين كتاب هم يكي از كتاب‌هاي مهّم مؤلف است كه توسط نگارنده در اين پژوهش ترجمه و بررسي گرديده.
10- «الشعراء من مخضرمي الدولتين الأموية والعباسية».
11- «سيرة الوليد بن يزيد».
12- «القراءات القرآنية في بلاد الشام في العصر الأموي».
13- «الدعوة العباسية: تاريخ وتطور».
14- « الدعوة العباسية: مبادئ وأساليب».
15- «الزندقة والشعوبية في العصر العباسي الأول»: از اين جهت اين كتاب به زندقه و شعوبيه نام گرفت كه اين دو پديده به شدّت در اين عصر انتشار يافت؛ و شرّ و خطر آنها عظيم شد. نويسنده سعي داشته مفصلاً و دقيق به بيان معاني و اسباب ظهور اين دو پديده و اهداف پيروان و شاعران معروف و آثار مهم اين دو را بيان كند.
16- «الرواية التاريخية في بلاد الشام في العصر الأموي».
17- «الفرق الإسلامي في بلاد الشام في العصر الأموي»: اين كتاب توسط حميدرضا شيخي ترجمه گرديد؛ و چاپ اول آن در سال 1371 هـ .ش. درانتشارات آستان قدس رضوي در مشهد صورت گرفت. اين اثر پژوهشي پيرامون فرقه‌هاي اسلامي عصر اموي در سرزمين شام مي‌باشد كه شامل چهار فصل است: فصل اول: قدّريه؛ فصل دوم: جبريه؛ فصل سوم: عُبّاد و زهّاد؛ فصل چهارم: امويان. در اين كتاب نويسنده به بررسي حيات فكري در سرزمين شام از صدر اسلام تا نيمة قرن دوم پرداخته؛ زيرا فعاليّت فكري شاميان بعد از فتح اين سرزمين آغاز مي‌شود، و در دوران حاكميّت امويان ادامه مي‌يابد؛ و دامنة آن تا حكومت عباسيان كشيده مي‌شود. دكتر عطوان از خاستگاه و زادگاه و محل نشو و نمو رهبران و پيروان فرقه‌هاي اسلامي شام به طور كامل سخن گفته؛ وي كوشيده تا آراء و عقايد مذهبي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي هر يك از اين فرقه‌ها را روشن سازد، و ريشه‌ها و خاستگاه‌هاي آنها را نشان دهد.
18- «رواية الشاميين للمغازي والسير في القرنين الأول والثاني الهجريين».
19- «الأمويون والخلافة».
20- «مقدمة القصيدة العربية في صدر الإسلام».
21- «مقالات في الشعر ونقده»: شامل ده مقالة زيبا در بارة شعر عربي و موضوعات جالب ‌آن در عصر جاهلي و اموي و عباسي است. مقالة اول: «الوحدة النّفسية في القصائد الجاهلية»؛ مقالة دوم: «وصف استخراج الؤلؤ في الشعر الجاهلي»؛ مقالة سوم: «الشعراء الصعاليك في العصر الأموي»؛ مقالة چهارم: «وصف البحر والنّهر في الشعر الأموي»؛ مقالة پنجم: «الخمر والمجون في أخبار الوليدين يزيد وأشعاره»؛ مقالة ششم: «الغزل العفيف عند مخضرمي الدّولتين الأموية والعباسية»؛ مقالة هفتم: «وصف الطّيف في شعر البحتري»؛ مقالة هشتم: «وصف الشبّاب والشّيب في شعر ابن الرّومي»؛ مقالة نهم: «رأي النّقاد القدماء في وحدة القصيدة العربية»؛ مقالة دهم: «قضيّة القديم والجديد في القرون الأربعة الأولی للهجرة».
22- «الجغرافية التاريخية لبلاد الشام في العصر الأموي»: داراي دو فصل است: فصل اول: به اخبار شهرهاي شام و نشأت و تطّور آنها پرداخته است؛ فصل دوم: از قبايل اعراب سرزمين شام و

متن کامل در سایت homatez.com