پایان نامه درباره پيمانکار، ، EPC، ريسک، مسئوليت، مشاور، پيمانکاران، قرارداد

به روش سنتي کاهش زمان انجام عمليات مي باشد. در پروژه هايي که به روش سه عاملي انجام مي شوند، خريد تمامي تجهيزات و مصالح بر عهده کارفرماست که اين امر با توجه به فاصله زماني انجام طراحي توسط بخش غير کارفرمايي، با تاخير هاي جدي روبروست و نهايتا نيز بعضا باعث به وجود آمدن مشکلات بين پيمانکار ساخت و کارفرما مي گردد. لذا در سال هاي اخیر خصوصا در مناقصات صنايع نفت گاز و پتروشيمي، نيروگاه معدن انجام کار به روش EPC بسيار مورد توجه دولت قرار گرفته است. همچنين انجام توام طراحي وساخت توسط يک شرکت، امکان شروع کارهاي اجرايي قبل از اتمام کارهاي طراحي را فراهم مي کند که اين خود باعث کاهش زمان اجراي پروژه مي گردد[8].
اصولاً کارفرمايان تمايل دارند هيچ گونه ريسکي متحمل نشوند و اين مسئله نيز يکي از دلايل اقبال کارفرمايان به EPC است که البته موجب مي شود پيمانکار در پيشنهاد قيمت بسيار با احتياط عمل نمايد و نيز با توجه به اينکه پروژه بعد از تکميل به کارفرما تحويل داده مي شود نيازي نيست مشخص شود که عيب و نقص موجود به دليل طراحي، غلط بوده و يا در اجرا ضعف وجود داشته، زيرا به عنوان يک قانون کلي هر نقصي که در محدوده تعريف شده کار حادث شود، مسئول آن پيمانکار است.
نکته قابل تامل اين است کارفرمايان مي دانند همراه با کنترل بيشتر مسئوليت نيز بيشتري مي شود و بنابراين هرجا که کارفرما در بحث طراحي پروژه درگير شود به همان نسبت مسئوليت او در قابل مشکلات پيش آمده بيشتر خواهد بود. بنابراين EPC يکي بهترين روش ها براي نيل به اين منظور است که مسئوليت کارفرما را کاهش دهد.
2-6- مزایا و معایب انجام پروژه به روش EPC
2-6-1- مزايای انجام پروژه به روش EPC از ديد کارفرما
کارفرما در انجام بحث هاي قراردادي وقت زيادي را هدر نمي دهد و آغاز و انجام پروژه به دليل آشنايي پيمانکار با سيستم او ساده تر انجام مي شود.
کل تعهدات مالي کارفرما از قبل مشخص است و اطمينان دارد که هزينه هاي نهايي پروژه از مبلغ نهايي توافق شده تجاوز نمي کند.
رقابت ميان پيمانکاران مختلف سبب بهبود وضع کارفرما و انجام معامله عادلانه تري مي شود.
ارتباط کوتاه و سريع بين کارفرما و پيمانکار وجود دارد.
با توجه به ماهيت اين روش و تلفيق کار طراحي با خريد و اجرا، زمان و هزيه به حداقل کاهش مي يابد.
با توجه به هماهنگي ويکپارچگي خريد و اجرا، اقتصاد هزينه ها، مد نظر قرار گرفته، از تاخيرات و عوامل غير اقتصادي که در موقع وابسته بودن فعاليتهاي طراحي، خريد و اجرا به سازمانها و مبادي مختلف پيش مي آمد، جلوگيري مي شود.
عمده ي ريسک پروژه و مسووليت آن از کارفرما به پيمانکار منتقل مي شود.
استفاده از تامين منابع مالي به روش فاينانس در اين روش با سهولت بيشتري صورت مي گيرد.
بوروکراسي در اين روش به مراتب کمتر از روش متداول است.
ادعاهاي پيمانکار براي کارهاي اضافي به حداقل کاهش مي يابد و درگيريها و تداخل کارها کم مي شود.
اطمينان بيشتري نسبت به عملکرد پروژه به هنگام بهره برداري وجود دارد.
قابليت ساخت داخل کشور و نوآوري، ارتقا مي يابد.
اين روش اساسا بيشترين مسووليت را متوجه يک سازمان مي کند و نياز کارفرما را به استفاده از منابع خويش به حداقل مي رساند.
2-6-2- مزايای انجام پروژه به روش EPC از ديد پیمانکار

به دليل سرعت بيشتر انجام کار، زمان دستيابي پيمانکار به حق الزحمه سريعتر خواهد بود.
با توجه به ويژگي هاي قرارداد کليد در دست، در بيشتر مواقع اين نوع پروژه ها وابسته به برنامه زمانبندي يا فعاليتهاي ديگران نخواهد بود.
انعطاف پذيري ويکپارچکي بيشتر در اجراي کار وجود دارد.
پيمانکار براي انتخاب تجهيزات و روش هاي اجرايي آزادي عمل بيشتري خواهد داشت.
با اين حال مورد آخر براي کارفرما جزء معايب محسوب نمي شود. چون هر چند احتمال دارد يک پيمانکار با به کار بردن تجهيزات ارزان قيمت و سطح پايين، کيفيت کار را پايين بياورد، ولي در عين حال او مي داند که چه نوع تجهيزي به راحتي مي تواند فراهم شده، مطمئن تر بوده و کار را بهتر انجام مي دهد و نهايتا در صورتي که تجهيزات به درستي عمل نکند، پيمانکار ريسک عدم دريافت آخرين پرداخت را تقبل نموده، مهمتر از ان اينکه ريسک عدم گرفتن کار بعدي را بايد بپذيرد. بديهي است اين مزاياي زماني حاصل خواهد شد که شرايط زير در نظر گرفته شده باشد :
پيمانکاران صحيح انتخاب شده باشند؛ نه لزوما بر اساس پايين ترين قيمت پيشنهادي.
در زمان برگزاري مناقصه ها، الزامات و خواسته هاي کارفرما با دقت لازم و جزييات مورد نياز تعريف شود تا پيمانکار، قيمت قطعي ارائه نمايد.
بعد از انعقاد قرارداد، تغييرات عمده و اساسي در الزامات و نيازهاي پروژه ايجاد نشده، از ناحيه ي کارفرما (يا مشاورانش) در کار پيمانکار EPC دخالت نشود. با اين حال نظارت کامل انجام شده تا کار مطابق مفاد قراردادي پيش برود. [9]
2-6-3- معایب انجام پروژه به روش EPC از ديد کارفرما
انتقال دانش فني به کارفرما صورت نمي گيرد.
با توجه به اين که طرح ها از قبل آماده اند، تغييرات مورد نياز کارفرما پس از عقد قرارداد، هزينه ي زيادي را به پيمانکار تحميل مي کند و سرآغاز بحث هاي زيادي است.
کنترل کيفيت کار پيمانکار، به خصوص در بخش طراحي، در غياب بازرسي هاي مستقل کارفرما مشکل است.
قيمت قرارداد مشتمل بر ضرايب ريسک پيمانکار بوده، لذا بالا مي باشد.
بسته به اندازه و پيچيدگي پروژه، کارفرما ممکن است به اين نتيجه برسد که در انتخاب پيمانکاران و سازندگي با تجربه و قابل اعتماد، بسيار محدود است. زيرا معمولا به دليل حجم بزرگ پروژه ها، هزينه هاي شرکت در مناقصه و منابع مورد نياز براي کارهاي طراحي و اجرايي بسيار بالا مي باشد و شرکتهاي محدودي توان تامين اين منابع را دارند.
2-6-4- معایب انجام پروژه به روش EPC از ديد پیمانکار
با توجه به حجم بالاي کار، ريسک پيمانکار بسيار بالاست و پيمانکاراني که توان تقبل از ريسک مسووليت را داشته باشند، محدود هستند.
2-7- شيوه هاي مختلف سازمان پروژه هاي EPC
الف) کارفرما (سرمایه گذاری مشترک )
اشتراک دو يا چند گروه و شرکت براي رسيدن به اهداف پروژه مي باشد. هر گاه شرکت به تنهايي داراي تخصص هاي لازم نباشد اقدام به گرفتن شريک مي کند در اين موارد ابتدا تيم پروژه موافقت نامه هاي دروني امضا کرده و شرايط کاري هر يک مشخص مي شود و نيز رهبري نيز مشخص مي شود. موارد اشاره شده در موافقتنامه ها عمدتا شامل مباحثي چون : هدف، – تخصيص مسئوليت ها، نحوه تقسيم سرمايه، سود زيان، مديريت، مدت موافقتنامه، چگونگي خاتمه و فسخ قرارداد، چگونگي حل مشکلات است.
کارفرما و سازنده طرح و ساخت
کارفرما با سازنده براي انجام کليه فعاليت ها طراحي و خرید کالا و اجرا، قرارداد مي بندد. براي انجام طراحي سازنده معمولا يک مشاور طراحي را به عنوان پيمانکار جزء به خدمت گرفته و اين شرکت مشاور مي تواند در سود يا زيان پيمانکار شریک باشد و يا نه. در صورت شريک نبودن اين حالت بسيار شبيه حالت به کار گرفتن مشاور A/E توسط کارفرام در قراردادهاي D-B-B مي باشد. در صورتيکه مشاور در سود و زيان پروژه شریک باشد انگيزه بيشتري براي انجام مناسب کار و نظارت بر کار دارد. اين روش رايج ترين روش اجراي پروژه مي باشد.
کارفرما و طراح طرح و ساخت
مشابه روش قبلي است با اين تفاوت که طراح با کارفرما قرارداد دارد طرح و ساخت را منعقد نموده وسازنده را به خدمت مي گيرد. مهمترين عيب آن خلاء ناشي از عدم ارتباط مستقيم کارفرما و سازنده است.
2-8- چالش ها و موانع موجود در پروژه های EPC
الف) چالش ها و موانع از ديد کارفرما
مهمترين مشکل پيمانکاران، توالي مالي پايين و ضعف در بخش های مهندسي و طراحي است. به طور مثال، مشخصات فني ارائه شده توسط طراح، با امکانات موجود بازار همخواني ندارد.
گاه پيمانکاران، مبلغ پيش پرداخت يا تسهيلات اعطايي را به عنوان سود پروژه بر مي دارند و بر خلاف قرارداد، پروژه را به پيمانکاران دست دوم مي دهند.
چون هنوز در ابتداي کار هستيم، قراردادها شفاف نيستند، مشخصات فني بدون نقص مواد پروژه ها تدوين نشده است.
اهميت پروژه EPC به انسجام تيم پيمانکار است.
در هنگام مناقصه پيمانکاران درباره ماشين آلات و نفرات دروغ مي گويند.
مهمترين ضعف پيمانکار، ضعف سيستم و مديريت آن است.
پرداخت ها کافي است زيرا پيمانکار فروش پيشنهاد مبلغ داده است.
پيمانکاران بعضا پول پروژه را در موارد غير از منظور که پول به آن ها پرداخته شده است مصرف مي کنند.
تعديل مشکل ساز است زيرا فرمول آن مورد بحث است.
پيمانکاران ما فقط در بخش اجرا خوب هستند.
در شرايط عمومي پيمان موارد زياد مبهم است. از جمله آنکه هنوز تعريف مشخصي و منسجمي براي اضافه کار و کاهش کار در پروژه ها در EPC ارائه نشده است. مورد ديگر ماده 48 مي باشد که پرداخت حقوق و عوارض گمرکي را به

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin