پایان نامه درباره ، مالكيت، تقارن، سهامداران، اعلان، نهادي، بازارسازها، گزينش

بوده است. وجود سهامداران جز هم اثرات نظارتي بر عملكرد شركت هاي با سهامداران متمركز داشته است. به طوري كه در مورد دو عامل بازده دارايي ها و بازده حقوق صاحبان سهام، افزايش درصد مالكيت سهامداران جز، اثر منفي بر عملكرد شركت هم داشته است . اين امر مي تواند نشانگر افزايش عدم همسويي بين سهامداران جز و سهامداران كنترل كننده باشد.
تحقيقات داخلي
رحمان سرشت و مظلومي،1377 ، رابطه عملكرد مديريتي سرمايه گذاران شركتي با سهم مالكيت اين مؤسسات در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد مطالعه قرار دادند . آنان در اين پژوهش نقش سرمايه گذاران شركتي را مورد بررسي قرار دادند و اين سؤال را مطرح كرده اند كه : آيا ساختار مالكيت سازمان ها، توان توجيه عملكردهاي متفاوت در آن ها را دارد؟ يافته هاي تحقيق نشان داد كه گروه هاي مختلف مالك (حقيقي و حقوقي) به يك ميزان از قدرت و هم سويي در اثرگذاري بر عملكرد شركت برخوردار نيستند و در مجموع تفاوت در ساختارهاي مالكيت شركت ها توانسته است بخشي از نوسانات در عملكرد شركتها را توضيح دهد.
مشايخ و اسماعيلي،1385، رابطه بين كيفيت سود و برخي از جنبه هاي اصول راهبري شامل درصد مالكيت اعضاي هيئت مديره و تعداد مديران غيرموظف در 135 شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار را مورد بررسي قرار دادند . در اين تحقيق براي سنجش كيفيت سود از جنبه تداوم سودآوري استفاده شد. نتايج اين پژوهش حاكي از اين است كه در سطح اطمينان 95 درصد، بين كيفيت سود و درصد مالكيت اعضاي هيئت مديره و تعداد اعضاي غيرموظف هيئت مديره رابطه اي وجود ندارد. اما رابطه اي غيرخطي بين اقلام تعهدي و درصد مالكيت اعضاي هيئت مديره مشاهده شده است . همچنين تعداد مديران غيرموظف و درصد مالكيت اعضاي هيئت مديره كه از سازوكارهاي اصول راهبري شركت محسوب ميشوند، در ارتقاي كيفيت سود شركتهاي پذيرفته شده در بورس نقش بااهميتي ندارند.
نوروش و ابرهيمي كردلر،1384، در تحقيقي به بررسي رابطه تركيب سهامداران با تقارن اطلاعات و سودمندي معيارهاي حسابداري عملكرد پرداختند . يافته هاي ا ين تحقيق، نشان داد كه در شركت هايي كه مالكيت نهادي بيشتري دارند در مقايسه با شركتهايي كه مالكيت نهادي كمتري دارند، قيمت هاي سهام، اطلاعات سودهاي آتي را بيشتر در برمي گيرد. اين يافته با مزيت نسبي سهامداران نهادي در جمع آوري و پردازش اطلاعات مطابقت دارد.
2-2-1 تحقيقات مرتبط با عدم تقارن اطلاعاتيتحقيقات خارجي
در دهه ١٩٧٠ ميلادي سه دانشمند به نام هاي مايكل اسپنس ، جرج اكرلوف و جوزف استيليتز در زمينه اقتصاد اطلاعات، نظريه اي را پايه گذاري كردند كه به نظريه عدم تقارن اطلاعاتي موسوم شد . اكرلوف نشان داد كه عدم تقارن اطلاعاتي مي تواند موجب افزايش گزينش مغاير در بازارها شود كه اين امر قبل از وقوع معامله براي افراد به وجود مي آيد . اسپنس خاطر نشان مي كند كه واسطه هاي مطلع مي توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه هاي كم اطلاع، درآمد بازار خود را بيشتر كنند . اكرلوف نوعي بازار را به تصوير مي كشد كه در آن فروشنده نسبت به خريدار اطلاعات بيشتري را در اختيار دارد . البته حسابداران براي كاهش مشكل گزينش مغاير، سياست افشاي كامل را پذيرفته اند تا ميزان اطلاعات در اختيار عموم افزايش يابد .
در ادبيات مالي، دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از سه بخش تشكيل مي شود: هزينه پردازش سفارش ، هزينه نگهداري موجودي و هزينه گزينش مغاير. هزينه پردازش سفارش مبلغي است كه بازارسازها براي آماده بودن براي انجام سفارش هاي خريد و فروش، هزينه مي كنند . بخش هزينه نگهداري موجودي كه توسط استال ،١٩٧٨، و هو و استال،١٩٨١، مدل سازي شده است، بيان مي كند كه هزينه معاملات منجر مي شود بازارسازها پرتفوي متنوع نگهداري كنند، تا از اين طريق بتوانند هزينه هاي خود را پوشش دهند. درنهايت، گزينش مغاير كه توسط كاپلند و گالي،١٩٨٣، و گلشتن و ميلورام ،١٩٨٥، مطرح شد نمايان گر يك امر جبراني براي معامله گران براي پذيرش ريسك معامله با افرادي است كه احتمال دارد اطلاعات مهم و محرمانه اي در اختيار داشته باشند . به عبارت ديگر، اگر بخش عمده اي از بازار را افراد غيرمطلع تشكيل دهند، بازارسازها دامنه تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را افزايش مي دهند تا از اين طريق ريسك گزينش مغاير را جبران كنند.
قيمتي كه بازارساز، اوراق بهادار را مي خرد، قيمت پيشنهادي خريد و قيمتي كه با آن اوراق بهادار را مي فروشد، قيمت پيشنهادي فروش ناميده مي شود . اختلاف بين دو قيمت، دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش خواهد بود . اگر بيشتر از يك بازارساز وجود داشته باشد، تفاوت بالاترين قيمت پيشنهادي خريد و پايين ترين قيمت فروش را شكاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازار مي نامند و نقطه تعادلي جايي بين قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازار قرار مي گيرد . در يك بازار مالي سازمان يافته، نقش بازارسازان ايجاد جريان دو طرفه قيمت براي پيشنهاد خريد و پيشنهاد فروش در تمام شرايط است.
اگر در بازاري به حد كافي براي اوراق بهادار، حجم خريد و فروش به قيمت تعادلي وجود داشته باشد مي توانيم بگوييم كه اين بازار داراي وسعت كافي است و به عبارت ديگر، روان است. بازارهايي كه تعداد خريداران وفروشندگان در آن كم است، به بازارهاي ضعيف معروف هستند. نقدينگي اوراق بهادار به درجه روان بودن بازار بستگي دارد. شكاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازارسازها در يك بازار روان، كم تر ازشكاف قيمت پيشنهادي در بازار كم رمق است، زيرا در بازارهاي روان، حجم معاملات بالاتر و ريسك آن نيز كم تر است.
بازاري داراي عمق است كه قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازارساز نزديك به قيمت تعادلي باشد كه تغييرات قيمت در چنين بازاري غالبا پيوسته مي باشد . اما دربازاركم عمق تغييرات قيمت به صورت جهشي و ناپيوسته است . تغيير قيمت ها در بازارهاي عميق پايين تر از تغيير قيمت ها در بازارهاي كم عمق است . بنابراين ريسك بازارسازها در بازارهاي عميق كم تر از بازارهاي كم عمق است . اگر بازار عميق باشد اوراق بهادار نيز داراي قابليت برگشت زياد خواهد بود.
تحقيقات تجربي كه اخيرا صورت گرفته است، تاثير اعلان سود بر رفتار دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را به صورت كلي مورد توجه قرار داده اند . طبق مطالعاتي كه اوشمن و مورس ،١٩٨٣، بر روي ٢٥ شركت انجام دادند به تغيير دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام در ز مان اعلان سود پي بردند. وينكاتش و چيانگ ،١٩٨٦، نيز تغييرات مهمي را در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام پس از اعلان سود، تنها زماني كه هيچ اطلاعات مهمي از جانب شركت در ظرف ٣٠ روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد مشاهده كردند.
جيانگ و كيم ،2000،به اثرات عدم تقارن اطلاعات بين مديران و سهامداران در رابطه با سودآوري از نظر زمان و مقدار مي پردازند. اين تحقيق بر تفاوت هاي عدم تقارن اطلاعات بين شركت هاي ژاپني بسته به سطح مالكيت آنها توسط شركت هاي ديگر پرداخته است. طبق نتايج تحقيق اخير هر ميزان سطح مالكيت نهادي در شركت هاي ژاپني افزايش مي يابد، عدم تقارن اطلاعات كمتري بين مديران شركت و ساير اشخاص ذي نفع در بازار وجود خواهد داشت. بنابراين در شركت هايي كه ميزان مالكيت نهادي در آنها بيشتر است، قيمت سهام اطلاعات مرتبط با سودهاي آتي را سريعتر از شركت هايي كه مالكيت نهادي كمتري دارند، منعكس مي كند.
پاتل،١٩٩١، مدعي شد كه پس از اعلان سود، دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام افزايش مي يابد. لي، مك لاو و ردي ،١٩٩٣، بااستفاده از اطلاعات بين روزي شواهدي را ارايه كردند كه بر مبناي آن دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام در دوره پس از اعلان سود به مدت يك روز داراي وسعت بيشتري است و قبل از اعلان سود شاهد كاهش دامنه قيمت پيشنهادي بودند .
كرينسكي و لي ،١٩٩٦، دريافتند كه اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتي را در بازار افزايش مي دهد. برطبق مدل عدم تقارن اطلاعاتي كه كاپلند وگالي ،١٩٨٣، و ميلورام وگلشتن ،١٩٨٥، ارايه كردند، در بازار مي توان دو نوع معامله گر را متصور شد. الف- معامله گران نقد ، ب- معامله گران مطلع. معامله گران مطلع به اين خاطر اقدام به انجام معامله مي كنند كه داراي اطلاعات محرمانه اي هستند كه در قيمت ها منعكس نشده است . در حالي كه معامله گران نقد سرمايه گذارن غيرمطلع تنها به دليل دارا بودن نقدينگي به انجام مبادله اقدام ميكنند.
البته اين مدل ها بر روابط بين تفاوت قيمت خريد و فروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند . بازارسازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زيان مي شوند و اين زيان را از طريق گسترش دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام جبران مي كنند . بر اساس اين مدل عدم تقارن اطلاعاتي

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin