تحقیق درمورد اضافه وزن

و قطعات مختلف لاشه نیز مهم بوده و اثر زیادی در بازده اقتصادی پروار بندی دارد. محققین در مورد اثر سرعت رشد بر ترکیبات لاشه نظرهای متفاوتی ارائه داده اند. چست نات (۱۹۹۴) گزارش کرد مادامی که سرعت رشد بالاست، ‌چربی زیرجلدی بیشتر از زمانی است که سرعت رشد کم است. اسمیت و پریور(۱۹۸۷) معتقدند سرعت رشد بالا چربی بدن را افزایش میدهد.
مکار چیان و همکاران (۱۹۷۸) در مطالعه رابطه بین سرعت رشد و خصوصیات لاشه گزارش کردند که ارتباط سرعت رشد و خصوصیات لاشه بسیار پایین است.
در همین آزمایش اضافه وزن بعد از شیرگیری ارتباط معنی داری با ترکیب لاشه نداشت در مطالعه دیگری نیز سرعت رشد اثر بسیار کم یا هیچ اثری روی ترکیبات فیزیکی لاشه نداشت ولی بره هایی که سرعت رشد کمتری داشتند چربی شیمیایی کمتری نیز به خود اختصاص دادند (۵۹).
اسمیت و پریور (۱۹۸۷) گزارش نمودند مراحل مختلف رشد در میزان چربی لاشه موثر است، بطوریکه بره های نر ۴ تا۶ ماهه درصد چربی لاشه را به سرعت افزایش دادند ولی بعد از آن تا ۱۰ ماهگی افزایش معنی داری را نشان ندادند. همچنین درصد چربی دور ریختنی در طول آزمایش افزایش خطی نشان داد.
۱-۱-۶-۳- وزن کشتار
وزن کشتار مهمترین عامل ظاهری را برای عرضه دام به بازار پس از طی دوران پروار بندی محسوب می شود. همچنین از وزن زنده به عنوان معیار بسیار روشنی برای تخمین وزن لاشه در گوسفند استفاده می شود‌، بطوریکه وزن بدن در هنگام کشتار همبستگی مثبت و بالائی با وزن لاشه داشت (۶۰).
مکارچیان (۱۹۷۸) عقیده داده دروزنهای مختلف کشتار، رشد و ترکیبات لاشه در بره های نر به میزان بسیار زیادی متفاوت است. درمطالعه دیگری با افزایش وزن بدن درصد چربی بدن،‌لاشه سرد، چربیهای کلیوی،‌ لگنی و قطبی افزایش یافت و درصد رطوبت بدن، خون،‌ قطعات لاشه و وزن اندامهای حیاتی مثل قلب، ریه، جگر، طحال کاهش داشت.
نیکخواه (۱۳۶۴) گزارش کرد وزن کشتار از جمله فاکتورهائی است که ترکیبات چربی و خوشخوراکی لاشه را در بره ها تحت تاثیر قرار می دهد، تحقیق دیگری نیز نشان داد وزن کشتار اثر معنی داری روی خصوصیات لاشه داشت (۵۷).
در یک بررسی نشان داده شد که لاشه های سنگین چرب تر از لاشه های سبک بودند. همانطوریکه افزایش بافت میزان چربی لاشه زیادتر شد و موجب گردید درصد قطعات ماهیچه هایی مانند ران کاهش و چربی سینه و قلوه گاه افزایش یابد (۶۰).
منعم و همکاران (۱۳۷۰) گزارش کردند با افزایش وزن بره های نر سنگسری مقدار گوشت ‌استخوان لاشه کاهش داشت و مقدار چربی لاشه بصورت نسبی افزایش نشان داد. تحقیق دیگری که در مورد مراحل مشابه وزن بلوغ بره ها انجام گرفت که نشان داد ترکیبات لاشه نیز تفاوت معنی داری ندارد (۵۶).
بلاک (۱۹۸۳) گزارش کرد همبستگی زیادی بین وزن بدن و ترکیب لاشه وجود دارد و حیواناتی که در زمانی کشتار وزن کمتری دارند میزان گوشت بیشتر و چربی کمتر تولید می کنند. همچنین به عقیده این محقق بیشترین تنوع در ترکیب لاشه گوسفند مرتبط با مقدار چربی است. در مطالعه دیگری گزارش شد، لاشه هائی که دیرتر کشتار شدند سنگین تر و مقدار گوشت و استخوان کمتر مقدار چربی بیشتری نسبت به وزن بدن داشتند با همچنین وزن لاشه و میزان چربی زیر جلدی می تواند بوسیله انتخاب در میان نژادها بر اساس وزن زنده بلوغ آنها تعیین گردد (۶۰).
فرید (۱۹۹۱) گزارش نمود، هنگامیکه وزن کشتار بره ها افزایش داشته باشد تغییرات بیشتری در درصد چربیهای غیرخوراکی لاشه بوجود می آید.
به عقیده کمپ (۱۹۷۶) با افزایش وزن کشتار میزان ذخیره چربی لاشه نیز افزایش یافت‌، همچنین درصد قطعات لاشه مثل ران کاهش داشت و افزایش چربی دنبه وقلوه گاه مشخص تر بود.
در یک آزمایش ‌بره های نر دنبه دار ایرانی شامل قره گل، مهربان، بلوچی بعد ازشیرگیری برای مدت ۱۰۰ روز پروار شدند. نتایج آزمایشات نشان داد که بره های مهربان سنگین ترین وزن کشتار و وزن لاشه را داشتند، بره های بلوچی از این نظر سبکترین آنها بودند و بیشترین مقدار چربی کلیوی را داشتند درحالیکه قره گل بیشترین مقدار چربی چادرینه و روده ای را داشت و بره های نژاد مهربان دارای ضخیم ترین چربی پشت بودند (۸۴).
دونی وهمکاران (۱۹۸۸) اثر جیره غذایی را در بره های سنگین وزن روی خصوصیات لاشه در گوسفند معنی دار نیافتند ولی در بره های سبک وزن سطح انرژی بالای جیره در افزایش چربی زیر جلدی و کل چربی بدن موثر بوده به عقیده محقق دیگری وزن مطلوب کشتار با ضخامت چربی پشت در گوسفند که بین ۵/۲ تا ۵/۶ میلی متر در ناحیه دنده ۱۲ اندازه گیری شود، تعیین می گردد.
هاکان وهمکاران (۱۹۹۳) نشان دادند وزن کشتار روی ترکیبات و چربی لاشه بسیار معنی دار بود. در همین آزمایشات ضخامت چربی پشت روی دنده ۱۲ برای وزن کشتار ۵۷ کیلوگرم ۷/۶ میلی متر و برای وزن کشتار ۴۳ کیلوگرم ۳/۳ میلی متر در بره های مرینوس گزارش شد هنگامی که وزن زنده حیوان زیاد می شود تمام معیارهای مهم لاشه و وزن آنها بصورت خطی افزایش می یابد در وزن ۶/۷۲ کیلوگرم وزن گوشت لخم چربی و استخوان با یک سرعت مشابهی مانند وزن ۴/۴۵ کیلوگرم افزایش پیدا کرد. ولی درصد گوشت لخم تا میزان ۷/۵ درصد در لاشه هایی که وزن بین ۴/۴۵ تا ۶/۷۲ کیلوگرم داشتند کاهش یافت.
هدف از انجام این آزمایش بررسی اثر طول دوره شیرخوارگی بره نر نژاد فراهانی برعملکرد رشد و بدست آوردن مناسبترین سن از شیرگیری بره های نژاد فراهانی بود.

< br />

فصل ۲- مواد و روشها

۲- مواد و روش ها:
۲-۱- موقعیت جغرافیایی و اقلیم محل اجرای طرح
این آزمایش در گله های مردمی در شهرستان اراک و در ابتدای خرداد ماه سال ۱۳۸۵ آغاز گردید.

۲-۲- روش پروار بندی
۲-۲-۱- مقدمات انجام آزمایش
قبل از شروع آزمایش در ابتدای خرداد ماه سال ۱۳۸۵ در قسمتی از مزرعه مردمی ابتدا تعداد ۱۶ باکس انفرادی به ابعاد تقریبی ۵/۱ ۳/۱ متر طوری طراحی گردید که در هر باکس بتوان ۱ راس بره نگهداری نمود. جلوی تمام باکس ها به طول مساوی آخور طوری در نظر گرفته شد که هیچ ارتباطی با آخور باکس مجاور نداشت. آبشخور هر باکس یک عدد ظرف پلاستیکی بود بطوری که تمام بره ها بصورت مساوی به آب دسترسی داشته باشند. کلیه باکس ها شماره گذاری شده، کف بستر و دیواره ها ابتدا تمیز و شستشو و سپس با آب و آهک ضد عفونی لازم انجام شد. سپس به ازای هر باکس ۱ راس بره نر از نژاد فراهانی بطور تصادفی انتخاب و گنجانیده شدند.

۲-۲-۲- روش انجام آزمایش
چند روز قبل از شروع آزمایش بره هائی که بصورت تصادفی انتخاب شده بودند. همگی بر علیه آنتروتوکسمی واکسینه شدند.یک روز قبل از انجام آزمایش با رعایت حدود ۱۴ ساعت گرسنگی، قبل از غذادهی نوبت صبح ، بره ها ابتدا توزین و وزن هر کدام ثبت شد. جهت مبارزه با انگلهای داخلی در همان روز به همه آنها شربت کلوزانتل خورانیده شد. جهت تهیه نقشه آزمایش به هر کدام از بره ها بطور تصادفی یک شماره داده شد و در قالب طرح کاملاً تصادفی با ۴ تیمار و هر تیمار با ۴ تکرار محل قرار گرفتن هر حیوان مشخص و معین گردید.
شروع مرحله عادت پذیری در ابتدای خرداد ماه ۱۳۸۵ بود. بره ها در باکس های مربوطه قرار گرفتند. بدینوسیله در داخل هر باکس ۱ بره از نژاد فراهانی در ۴ تکرار و درنهایت برای هر تیمار ۴ رأس بره مشخص شد.بدین ترتیب تعداد کل گوسفندان موجودر طرح ۱۶ راس بود، تیمارها شامل چهار سن ازشیرگیری بودند.
به این ترتیب ۴ راس بره در سنین ۴۵، ۶۰، ۷۵ و ۹۰ روزگی از شیر گرفته شدند که به ترتیب دارای میانگین وزنی ۰۳/۰ ۴۵/۱۴ کیلوگرم، ۱۱/۰ ۳/۱۷ کیلوگرم، ۱۵/۰ ۶۵/۲۰ کیلوگرم و ۱۵/۰ ۶/۲۴ بودند. لازم به توضیح است که انتخاب وزن بره ها بر اساس سن از شیرگیری حاصل میانگین وزنی یکصد رأس بره برای هر سن از شیرگیری در گله های مردمی شهرستان اراک بوده است. برای مثال میانگین وزنی یکصد رأس بره نر ۹۰ روزه ۶۵/۲۰ کیلوگرم بوده است که اقدام به انتخاب ۴ رأس بره ۹۰ روزه با اشتباه استاندارد ۱۵/۰ با همان میانگین گردیده است.
دوره عادت پذیری به مدت ۱۵ روز طول کشید در این دوره واکسیناسیون و خوراندن داروهای ضد انگل انجام شد و بره ها از نظر سلامتی مورد بررسی قرار گرفتند یک روز قبل از مرحله اصلی آزمایش ابتدا بره ها به مدت ۱۴ ساعت پرهیز غذایی داده شدند و وزن هر کدام بصورت انفرادی تعیین شد و تا پایان دوره آزمایش هر ۱۵ روز یکبار پس از۱۴ ساعت پرهیزغذایی وزن هر کدام از بره ها بصورت انفرادی قبل از خوراکدهی نوبت صبح توزین و ثبت می شد.

۲-۲-۳- تغذیه در طول دوره پروار بندی
۲-۲-۳-۱- جیره غذائی
نیاز دام به نگهداری به ازای هرکیلو وزن متابولیکی۷۰ گرم ازجیره ای باغلظت ۵۱ گرم پروتئین خام و۱۷ کیلوژول انرژی خام درهرکیلو ماده خشک و نیاز رشد به ازای هرکیلوگرم وزن متابولیکی۳۵ گرم ازجیره ای باغلظت۱۷۳ گرم پروتئین خام و۵/۱۶ کیلوژول انرژی خام درهرکیلوگرم ماده خشک براساس جداول استاندارد غذایی AFRC (1992)در قالب جیره متعادلی از کاه جو، یونجه خشک، ملاس چغندر، کنجاله تخم پنبه، دانه جو و مکمل های ویتامینی و معدنی تنظیم شد (جدول۲-۱).

۲-۲-۳-۲- روش خوراکدهی
جیره بر اساس احتیاجات بره های پرواری با توجه به وزن ، سن ، میزان افزایش وزن روزانه مورد انتظار با استفاده از جداول استاندارد غذایی AFRC (1992)تنظیم و به طور آزاد در اختیار بره ها قرارداده شد. به طوری که کل جیره موردنیاز هر حیوان جهت یک دوره ۱۵ روزه بصورت جداگانه در گونیهای مخصوص توزین وشماره گذاری و به سالن پرورش حمل می شد. جیره غذایی بره ها در ۲ نوبت راس ساعت مشخص توزیع و پس مانده غذایی هر روز قبل از توزیع جیره در نوبت اول جمع آوری و توزین می گردید. آب و نمک به صورت آزاد در اختیار دامها قرار می گرفت.جیره غذایی از دو قسمت کنسانتره و یونجه تشکیل شده که به نسبت ۶۰ به ۴۰ به بره ها داده شد.

جدول ۲-۱- اجزاء جیره غذایی و ترکیب شیمیایی مواد تشکیل دهنده آن
اجزای جیره
مقدار درجیره
(Asfed)(درصد)
مقدار ماده خشک
(گرم)
ME
(مگاژول)
FME
(مگاژول)
CP
(گرم)
ERDP
(گرم)
DUP
(گرم)
MP
(گرم)
کاه جو
۵/۱۴
۱۶۰
۱
۹/۰
۷/۶
۷/۳
۴/۱

یونجه
۳۴
۳۷۵
۱۸/۳
۳
۶/۶۸
۱/۴۶
۱۵

دانه جو
۵/۲۷
۳۰۰
۴
۸/۳
۷/۳۸
۷/۲۹
۷/۵

کنجاله پنبه دانه
۱۹
۲۱۰
۳/۲
۸/۱
۸/۷۸
۴۱
۷/۲۷

ملاس
۵
۵۵
۷۲/۰
۷۲/۰
۵/۶
۲/۵


جمع
۱۰۰
۱۱۱۱
۳/۱۱
۲۲/۱۰
۳/۱۹۹
۷/۱۲۵
۸/۲۹
۱۱۰

۲-۲-۳-۳- رکورد برداری
پس ازدوره عادت پذیری خوراک براساس فرمول ارائه شده به گروههای مذکور داده شد. خوراک روزانه دو نوبت دراختیار دامها قرارگرفت و باقیمانده خوراک هرروز قبل از خوراکدهی نوبت صبح جمع آوری و در پایان هرهفته توزین شد. دامها قبل ازشروع آزمایش وسپس هر پانزده روزیکبارتوزین شدند
.
عملیات توزین قبل ازخوراکدهی صبح و به صورت وزن با گوارش خالی انجام گرفت. مدت زمان آزمایش ۹۰ روز بود.

۲-۳- بررسی صفات لاشه
۲-۳-۱- ذبح دامها
پس از پایان دوره پروار به مدت ۹۰ روز بره ها جهت بررسی صفات لاشه با رعایت ۱۴ ساعت گرسنگی توزین و سپس ذبح شدند. ارگانهای حفره شکمی و قفسه صدری شامل چهار قسمت معده، روده کوچک ،‌روده بزرگ، طحال، کلیه ها، قلب، کبد و شش ها خارج و پس از جدا کردن بافتهای چربی چادرینه، روده بند، کلیوی، قلبی و توزین شد. در پایان لاشه گرم وزن شد و برای مدت ۱۲ ساعت به سردخانه ۵ درجه سانتیگراد بالای صفر منتقل گردید و سپس وزن لاشه سرد ثبت گردید.

۲-۳-۲- تفکیک لاشه
لاشه های سرد شده پس از توزین به روش مرسوم در ایران (شکل ۲-۱) از محل ستون فقرات به دو نیم لاشه راست و چپ تقسیم شدند (۳۱)، نیم لاشه راست و چپ هر کدام بطور جداگانه توزین شد. سپس نیمه لاشه چپ به قطعات گردن، سردست، راسته سینه قلوه گاه، ران و دنبه تقسیم و هر کدام بطور جداگانه توزین شد.

متن کامل در سایت homatez.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *