منابع مقاله درباره راه های یادگیری خود تنظیمی که موفقیتتون رو تضمین می کنه

راهبردهای یادگیری، فنون یا روشایی هستن که دانش آموزا واسه اکتساب اطلاعات از آن¬ها به کار گیری می کنن(دمبو، 1994). کارشناسان تعلیم و تربیت، طبقه بندیای مختلفی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی ارائه کردن، اما کلا در بیشتر این طبقه بندیا، راهبردهای یادگیری خود تنظیمی به چار طبقه زیر طبقه بندی شدن: 1- راهبردهای شناختی 2- راهبردهای فراشناختی 3- راهبردهای مدیریت منابع 4- راهبردهای انگیزشی
1. راهبردهای شناختی
راهبردهای شناختی رو به سه بحث؛ راهبردهای تکرار و مرور، گسترش و گسترش معنایی وسازماندهی تقسیم می کنن:
الف) راهبردهای تکرار یا مرور :واینستاین و هیوم (1998) راهبردهای تکرار یا مرور رو به عنوان تکرار افعال یه موضوع واسه نگهداشتن اون تعریف کردن (سیف، 1387).
ب) راهبردهای گسترش یا گسترش معنایی: روان شناسا شناختی گسترش معنایی رو به عنوان اضافه کردن معنی به اطلاعات تازه واسه ربط دادن اون¬ها به اطلاعات قبلاً یاد گرفته شده تعریف کرده. کلا میشه گفت که گسترش معنایی مراحل تفکر درباره یه مطلب جدیده واسه ربط دادن اون مطلب به علم موجود فرد، این کار از راه اضافه کردن جزئیات بیشتر به مطلب تازه، ایجاد مثال¬ها و مواردی واسه اون، ایجاد تداعی بین اون و اندیشه های دیگه و برداشت درباره اینه (همون منبع).
ج) نظم: نظم یعنی مجبور ساختار به مطالب از راه مجموعه مراتب با بقیه روابط بین بخشای مطالب (دمبو، 1994). نظم بهترین روش یادگیری مطالب پیچیده و مفصله. یادگیرنده در به کار گیری راه نظم واسه معنی دار ساختن یادگیری، به مطالبی که قصد یادگیری اون¬ها رو داره یه جور چهارچوب سازمانی مجبور می کنه. نظم مطالب می تونه خیلی راحت یا خیلی پیچیده صورت پذیرد. با این حال ویژگی مشترک همه اون¬ها اینه که بر شناخت ما از شباهت¬ها و فرق¬ها استوارند (همون منبع).
راحت ترین شکل نظم اینه که اطلاعات رو در دسته هایی بذاریم تا اون¬ها رو آسون تر یاد بگیریم و آسون تر به یاد بیاریم. دسته بندی محض مطالب به بحثا یا طبقات بیشتر واسه یادگیری موضوعات راحت یا پایه مفیدند. واسه یادگیری موضوعات سخت تر باید از راهبردهایی به کار گیری شه که علاوه بر گسترش دادن به حافظه فعال یا کوتاه مدت، به یادگیرنده کمک کنن تا اطلاعات جدید رو معنی دار سازه و به روشی اون¬ها رو به حافظه درازمدت بسپارد که واسه کاربردهای آینده در دسترس و خیلی آسون قابل بازیابی باشن( سیف، 1387).
2. راهبردهای فراشناختی
راهبردهای شناختی راههای یادگیری هستن. در قیاس با اون¬ها راهبردهای فراشناختی تدبیرهایی هستن واسه نظارت بر راهبردهای شناختی و کنترل و هدایت اون¬ها. فلاول (1979)، در مقایسه این دو روش با همدیگه، گفته یادگیرندگان ماهر راهبردهای شناختی رو به خدمت می گیرن تا به پیشرفت شناختی برسن و از راهبردهای فراشناختی به کار گیری می کنن تا بر اون پیشرفت نظارت و کنترل داشته باشن( سیف، 1387).
راهبردهای فراشناختی کلی رو میشه در سه دسته قرار داد: راهبردهای برنامه ریزی، راهبردهای نظارت و ارزشیابی، راهبردهای نظم دهی
الف) راهبردهای برنامه ریزی: مثل اینکه این راهبردها به یادگیرنده در برنامه ریزی جهت به کار گیری راهبردهای شناختی و هم در فعال سازی با برجسته کردن جنبه های در رابطه علم قبلی با تکالیف یادگیری جدید، جهت نظم و درک راحت تر مطالب کمک می کنن. راهبردهای برنامه ریزی شامل تعیین اهداف مطالعه، نگاه خلاصه انداختن به متن قبل از مطالعه، پرسیدن سؤالات کلی قبل از خوندن یه متن و جدا سازی و بررسی تکلیفه( پینتریچ، 1999).
ب) راهبردهای نظارت و ارزشیابی:
منظور از نظارت و ارزشیابی اینه که یادگیرنده واسه آگاهی پیدا کردن از چگونگی پیشرفت خود به کارش نظارت آگاهانه اعمال می کنه و مرتبا به ارزشیابی اون می پردازه. مثل، میشه نظارت بر توجه موقع خوندن یه متن، از خود سؤال پرسیدن به هنگام مطالعه، و بررسی زمان و سرعت مطالعه رو نام برد. این راهبردها به یادگیرنده کمک می کنن تا هروقتی به مشکلی برمی خورد به سرعت اونو تشخیص میده و در برطرف کردن اون بکوشد(سیف، 1387)..
ج) راهبردهای نظم دهی
راهبردهای نظم دهی باعث نرمی در رفتار یادگیرنده می شن و به اون کمک می کنن تا هر زمان که براش ضرورت داشته باشه روش و سبک یادگیری خود رو عوض کنه. راهبردهای نظم دهی با راهبردهای نظارت و ارزشیابی به طور هماهنگ عمل می کنن(سیف، 1387). کلا راهبردهای خود تنظیمی از راه کمک به دانش آموزا در اصلاح رفتار و روشای مطالعه و برطرف کردن نواقصی که در درک و فهم اون¬ها هست به بهتر شدن یادگیری کمک می کنه( پینتریچ، 1999).
3. راهبردهای مدیریت منابع
راهبردهای مدیریت منابع در جدول (2-2) ارائه شده.
مدیریت زمان 1- برنامه ریزی
2-تعیین هدف
مدیریت محیط مطالعه 1-پیدا کردن محیط مناسب
2-پیدا کردن محیط آروم
3-پیدا کردن محیط منظم
مدیریت تلاش 1-اسنادها واسه تلاش
2-توجه به ایجاد وخو
3-به کار گیری گفتگو با خود
4-اصرار کردن
5-به کار گیری خود تقویتی
ساپورت از طرف دیگه 1-کمک گرفتن از معلم
2-کمک گرفتن از همسالان
3-به کار گیری یادگیری گروه همسالان
4-پیدا کردن معلم خصوصی

برنامه-ریزی

راهبردهای مدیریت منابع (دمبو، 1994، به نقل از بیگی، 1388)
4. راهبردهای انگیزشی
عوامل انگیزشی موثربر یادگیری خود تنظیمی عبارتند از: باورهای خودکارآمدی، باورهای مربوط به ارزش تکلیف و جهت گیری هدف
الف) باورهای خود موثری: خودکارآمدی به باورهای شخصی فرد در مورد توانایی یادگیری و انجام مهارتای یاد گرفته شده اشاره داره(بندورا، 1986، به نقل ازابراهیمی قوام ، 1388 ). خود موثری وقتی برعملکرد اثر میذاره که شخص، مهارتای لازم رو واسه انجام یه تکلیف رو داره و واسه عمل طبق عقاید خودکارآمدی خود، به اندازه کافی برانگیخته شه. یه حس قوی از خودکارآمدی واسه ثابت قدم بودن در کار در موقع مواجه شدن با خواسته های موقعیتی و شکستا لازمه.افراد دارای خودکارآمدی بالا، اهداف رقابت انگیز و بالاتری رو انجام می کنن و نسبت به اونا، به طور پایدارتری متعهدند. افراد دارای خودکارآمدی پایین به آسونی باموانع یا شکست¬ها دلسرد می شن(ابراهیمی قوام، 1388).
ب) باورهای مربوط به ارزش تکلیف:
باورهای مربوط به ارزش تکلیف به انگیزه داخلی مشغول شدن یادگیرندگان در تکالیف یادگیری طبق باورهای اون¬ها از ارزش شخصی تکلیف اشاره دارد0
ج) جهت گیری هدف:
یادگیرندگانی که جهت گیری طبق هدف دارن بیشتر واسه تلاش اضافی در رسیدن به هدفای خود برانگیخته می شن( پینترینچ، 1999).

متن کامل در سایت homatez.com