تحقیق رایگان درمورد واسه یادگیری خود تنظیمی نیاز به الگو دارین

الگوهای خود تنظیمی به معرفی راهبردهایی می پردازندکه دانش آموزا واسه تنظیم کارکرد شخصی، کارکرد تحصیلی و محیط یادگیری خود از اونا به کار گیری می کنن به خاطر این تا الان راهبردهای مختلفی در متون ادبی جور واجور به عنوان راهبردهای خود تنظیمی در این بخشا معرفی شده. بعضی از الگوهای خود تنظیمی یادگیری عبارتند از: الگوی پنتریچ، کارور و شی یر، بوکارتس، هاک هاسن و کول، کرنو، بیگز، بوکائرتز و زیمرمن که در زیر به توضیح بعضی از اونا می پردازیم.
1. مدل بیگز (یادگیری سطح بالا) :
بیگز به فکر بود که در یادگیری واقعی و موثر دانش آموزا باید بر انجام تکالیف و راهبردهای شناختی مورد به کار گیری در تکالیف آگاهی و کنترل داشته باشن. بر این پایه مدل بیگز شامل عوامل پیشگو ، عوامل فرایندی و متغیرهای تولیدیه. در این مدل عوامل فردی مثل علم قبلی، عوامل محیطی مثل روشای تدریس و اون چیزی که فرد واسه انجام تکلیف به اون نیازمنده همه جزو عوامل پیشگو هستن.
عوامل انگیزشی و راهبردهای شناختی مورد به کار گیری دانش آموز در انجام تکلیف، عوامل فرایندی رو تشکیل می دن و آخرسر طبق این مدل عمل و نتیجه امتحان و به یادآوری مطالب عوامل هم متغیرهای تولیدی هستن. طبق این مدل یادگیری سطح بالا وقتی اتفاق میفته که دانش آموز طبق تکلیف مورد نظر تلاش می کنه تا از راهبردهای مناسب شناختی به کار گیری کنه. الان مدل یادگیری سطح بالای بیگز رو جزو مدلای یادگیری خود تنظیم به حساب میارن(رز و همکاران، 2003).
2.مدل کارور و شی یر( 1990):
کارور و شی یر مدل قابل تعمیمی از خود تنظیمی تهیه کردن که درگیری خودنظم یافته افراد رو در تکالیف تولید می کنه.اونا فکر می کنن که وقتی شخص هدفی رو دنبال می کنه، اگه با مانعی مواجه بشه موقعیت رو بازبینی می کنه. درگیر شدن در این بازبینی یادگیرنده گان رو به آزمایش این مسئله هدایت می کنه که اگه تلاش بیشتری کنن و طرح خود رو تغییر داده و اصلاح کنه چقدر می تونن به هدفشون نزدیک شن. حال اگه اطمینان و امیدواری وجود نداشته باشه فرد طبق طرح قبلی خود تلاش می کنه و کار رو در جهت ساده ادامه میده، وقتی که فرد به بازبینی پیشرفت خود می پردازه و در مورد اون قضاوت می کنه احساسات حاصل از این نظارت و قضاوت بر درگیری بعدی اثر میذاره و این قضاوتا هم به نوبه خود طبق سطح اطمینان و امیدواری فرد شکل میگیره(کارور و شی یر،1990؛ به نقل از صفاریان طوسی،1375).
مدل کارور و شی یر سه دلیل مهم در بر داره:
1) وقتی بین وضعیت فعلی واهداف اختلافی دیده شه یادگیرنده پیش بینی می کنه که می تونه این اختلاف رو کم کنه.
2) پیشرفت در تکلیف تحصیلی به اندازه کمتر از حد مورد انتظار و به طور تکراری ممکنه عاطفه(نگاه ) منفی بسازه. این حالت ممکنه باعث شه زمانیکه یادگیرنده با مانع برخورد می کنه تکلیف رو آزاد سازه.
3) بازخورد حاصل از این درگیر شدن در تکلیف چیزی درونیه یعنی اینجور بازخوردی رو خود فرد به خودمون داده و از بیرون و از ناحیه بقیه نیس(کارور و شی یر،1990؛ به نقل از صفاریان طوسی،1375).
3. مدل واین و هدوین (1998) :
مدل چار مرحله ایی یادگیری خودتنظیم واین و هدوین شامل : تعریف وجود تکلیف، انتخاب هدف و برنامه ریزی، وضع قانون و مقررات و کاهش و سازگاریه. درزمان مرحله اول یادگیرنده نسبت به وجود تکلیف، منابع و تغییرها و عوامل سازنده تکلیف خبردار میشه.در مرحله دوم یعنی انتخاب هدف و برنامه ریزی یادگیرنده اهداف و برنامه چگونگی انجام تکلیف رو مشخص می کنه. یادگیرنده در مرحله سوم قوانین و راهبردهای مطالعه رو وضع می کنه و با اجرا راهبردهای شناختی برنامه ایی که در مرحله قبل آماده کرده بود رو به اجرا در میاره.مرحله کاهش و موافقت مرحله آخره که در این مرحله یادگیرنده باید راهبردهای شناختی نامتناسب با مراحل قبلی رو عوض کنه(رز و همکاران، 2003).
4. مدل بوکائرتز(1999) :
طبق نظر بوکائرتز (1999) خود تنظیمی به معنی قادر بودن بر پیشرفت علم، مهارتها و رفتارهاییه که می تونن از یه بافت یادگیری به بافت دیگه و هم از موقعیتای یادگیری که این اطلاعات از آن به دست اومده به بافت کار و اوقات فراغت منتقل شن.
بوکائرتز به فکر بود که درک ما از یادگیری خود تنظیم از راه سه مکتب فکری بوجود اومده:
1) تحقیقات در مورد سبکای یادگیری
2) تحقیقات درباره فراشناخت و سبک تنظیم
3) نظریهای مربوط به خود، که طبق این مکاتب فکری اون مدل سه لایه ایی رو واسه یادگیری خود تنظیمی ارائه کرده. در این مدل میانی ترین لایه مربوط به تنظیم روشای پردازش اطلاعاته. لایه وسط نشون دهنده تنظیم فرایندهای یادگیری(فراشناخت) است. و خارجی ترین لایه مربوط به تنظیم خوده.
به باور بوکائرتز یادگیری خودتنظیم دنباله ایی از فرایندهای شناختی عاطفیه که به شکل دوطرفه و با همدیگه بر مؤلفه های جور واجور نظام پردازش اطلاعات عمل می کنن و سازه پیچیده یادگیری خود تنظیم نقطه تلاقی خیلی از بخشای جور واجور تحقیق مربوط به مکاتب فکری اشاره شده(بوکائرتز، 1991؛ به نقل از بالا اومدن تکلیفی، 1382).
5. مدل زیمرمن(2000- 1989) :
این مدل طبق دید یه وجهی (رفت و امد شخصی ، رفتار و محیط) بندورا که دیدگاهی شناختی اجتماعیه بوجود اومده (رز و همکاران، 2003) ،از این دید، یادگیری خود تنظیم در سه مرحله تشکیل می شه: آینده نگری ، کنترل ارادی کارکرد و فرایندهای خود انعکاسی(خود واکنشی). مرحله آینده نگری شامل هدف گزینی، انتخاب راهبردها و باورهای خود انگیزشیه. مرحله دوم یادگیری خود تنظیم در این مدل خودآموزش دهی و به کار گیری راهبردهای انجام تکالیف تشکیل میده و مرحله سوم این مدل مربوط به خود واکنشی یا خود انعکاسیه که شامل فرایندهای خود انعکاسی ،؛خود قضاوتی و خود ارزشیابی می شه.طبق این مدل علم آموزانی که در هر کدوم از این مراحل به درستی عمل نکنن از یادگیری خود تنظیمی پایین تری برخوردار می شن(زیمرمن، 2000-1989،رز و همکاران، 2003).
6. مدل پنتریچ (2000):
پنتریچ مدلای جور واجور یادگیری خود تنظیم رو باهم ترکیب کرد و تلاش داشت تا با ترکیب این مدلا ، مدل عمومی و یاد گرفتن واسه یادگیری خود تنظیم به وجود بیاره(رزو همکاران، 2003). اون بر این باور بود که با وجود زیادی مدلای یادگیری خود تنظیم همه دارای صورتا مشترکی هستن مثل اینکه : در همه این مدلا یادگیرنده فعال و مسئول یادگیری خودشه.دوم اینکه : طبق مدلای یادگیری خود تنظیم یادگیرنده بر شناخت، انگیزه و محیط خود کنترل و نظارت داره سوم اینکه : موقع آزمایش کارکرد، شخص از ملاکای مشخص یا از یه جور ارزشیابی خاص به کار گیری می کنه و چهارم اینکه : در بیشتر این مدلا یادگیری خود تنظیم و فعالیتای مربوط به اون به عنوان واسطه بین ویژگیای فردی و محیطی عمل می کنن. براین پایه پنتریچ با ترکیب مدلای جور واجور، مدل یادگیری خود تنظیم همه جانبه و گسترده خود رو به وجود بیاره( پنتریچ در این مدل چار مرحله ایی به آینده نگری، برنامه ریزی و فعالیت ، کنترل و نظارت، عکس العمل و بازخورد تأکید می ورزد مرحله اول این مدل شامل آگاهیا و اطلاعات دانش آموز در مورد وجود تکلیفه. در مرحله دوم نظارت و فرایندهای فراشناختی مثل برنامه ریزی قرار میگیره. در مرحله سوم هم کنترل که شامل انتخاب و کاهش راهبردهای شناختیه گذاشته شده و اما در مرحله آخر یعنی مرحله چهارم که مرحله عکس العمل و بازخورده به واکنشا و عکس العملای فرد نسبت به خود و بافت زمینه ایی که در اون به یادگیری پرداخته اشاره شده( رز و همکاران،2003) طبق مدل پنتریچ یادگیرنده در محله اول با فعالیتای مربوط به تکلیف مواجه شده مثل شناخت تکلیف و فعال سازی علم قبلی در این مورد، در مرحله نظارت یادگیرنده بر فعالیتای فراشناختی که به نظارت می پرازن مواجه می شه.در مرحله سوم یادگیرنده راهبردهای شناختی متناسب با تکلیف یادگیری رو انتخاب می کنه و اونا رو به کار میگیره و آخرسر در مرحله چهارم یعنی مرحله عکس العمل و بازخورد یادگیرنده باید کارکرد خود رو مورد آزمایش قرار داده و دلایل شکست یا موفقیت هاش رو بر شمرد. اون باید در این مرحله بر انتخاب دوباره راهبردای انگیزشی و شناختی مناسب تأکید ورزد.(زیدنرو همکاران، 2000؛ به نقل از رزو همکاران؛ 2003).

برنامه-ریزی

متن کامل در سایت homatez.com

About: 92