مقاله درباره باور ها جور واجور در مورد یادگیری خود تنظیمی

زیمرمن (1989، به نقل از توکلی زاده، 1387) نظریهای یادگیری خیلی رو در چار نظریه اساسی شامل: ترکیب کرده. جدول(3-2)اینجا ویژگیای اصلی یادگیری خود تنظیمی مربوط به این چار نظریه توضیح داده می شه:

ویژگیا شرطی سازی کنشگر رشد شناختی شناختی – اجتماعی پردازش اطلاعات
کلید یادگیری تقویت خودتنظیمی الگوبرداری
و نگاه پردازش ذهنی
مراحل خودتنظیمی خودنظارتی
خودآموزی
خودتقویتی نگاه
تقلید
خود کنترلی
خود تنظیمی خودمون نگری
خود قضاوتی
خود واکنشی انتخاب
نظم
مرورذهنی
نقشه ذهنی

1.نظریه کنشگر :
نظریه پردازان کنشگر بیان می کنن که پاسخای خود تنظیمی باید به باعث تقویت کننده خارجی وصل شن، چون که پاسخای خود تنظیمی طبقهایی هستن که واسه گرفتن تقویت کننده خارجی به هم وصل می شن. پس مثلا اگه خود تقویتی به شکل زنگ تفریح واسه دانش آموزا در کسب موفقیت شون در آزمون کمک کنه، زنگ تفریح ادامه پیدا می کنه . اگه باعث بهتر شدن کارکرد در آزمون نشه، این خود تقویتی متوقف میشه.طبق باور نظریه پردازان کنشگر تصمیم واسه خود تقویتی بستگی به اندازه نسبی پاداشای فوری و تعویقی و فاصله وقتی بین اونا داره.محقق کنشگر بر اهمیت خود نظارتی یا ثبت شخصی در خود تنظیم شدن یادگیرنده تأکید می کنه.خود اگاهی معمولا به تنهایی مورد بحث قرار نمی گیره چون که به طور مستقیم قابل نگاه نیس؛ به خاطر همین محققین خودآگاهی رو از راه یافته های خود واکنشی مورد نگاه و بررسی قرار می دن(زیمرمن،2001).
نظریه پردازان کنشگر توجه تقریباً کمی به مباحث رشدی خود تنظیمی دارن، ولی عوضش به نقش عوامل خارجی در خود تنظیمی یادگیری تأکید دارن. روشای آموزشی کلیدی که اونا در آموزش شون به کار گیری می کنن عبارتند از: الگودهی،آموزش کلامی و تقویت. طبق باور نظریه پردازان کنشگر، عوامل کلیدی جهت دادن به خود تنظیمی یادگیری، حضور مؤثر الگوها و وابستگیای خارجی واسه پاسخای خود تنظیمیه(زیمرمن، 2001).
2. نظریه شناختی _ اجتماعی :
این نظریه که مهمترین نظریه زمینه یادگیری خود تنظیمیه، طبق این نظریه رشد خود تنظیمی به عوامل شخصی، محیطی و رفتاری که به طور جداگونه اما در رابطه یا همدیگه عمل می کنن، وابسته(بندورا،1986؛ به نقل از ویپ ، 2004).برابر دید شناختی اجتماعی آدم موجود فعالیه که قادر به خود نظم دهی و تنظیم رفتارشه، نه موجود منفعلی که به وسیله نیروهای نامعلوم محیطی یا تکانهای داخلی کنترل شن. اونا به طور فعال در تغییر خودمون شرکت می کنن. اعمال و افکار افراد محصول رفت و امد بین سه نیروی محیط، شخص و رفتاره. بندورا با مطرح کردن زور دوطرفه یا تعیین گری دوطرفه میگه که شخص، محیط و رفتار بر هم اثر دوطرفه دارن و نمیشه هیچ کدوم از اونا رو جدا از دیگری عامل تعیین کننده رفتار به در نظر گرفت.
پس در این دید فرض می شودکه یادگیری خودتنظیمی تو یه رفت و امد سه جانبه، یعنی شخص، محیط و رفتار شکل میگیره. طبق این راه و روش، خود تنظیمی فقطً تحت تأثیرعوامل شخصی ساخته نمیشه بلکه از محیط و رفتار هم متأثره. اثر این سه عامل برابر نیس، بلکه ممکنه هر کدوم از سه عامل بسته به موقعیت یا شرایط خاص بر جریان رفت و امد اثر بیشتری گذاشته و یافته های حاصل رو تحت اثر بذارن. یادگیری خود تتنظیمی وقتی به وجود میاد که فرد بتونه فرایندهای واسه تنظیم راهبردهای رفتاری و محیط یادگیری به کار گیری کنه(زیمرمن، 1989، 1990). این راه و روش نه فقط به اشکال غیر اجتماعی آموزش و پرورش مثل یادگیری کشف، خود آموزی از راه خوندن ، مطالعه کردن، آموزش برنامه ایی یا آموزش به کمک کامپیوتر می پردازه، بلکه اشکال اجتماعی یادگیری مثل سرمشق گیری، راهنمایی و بازخورد از راه همسالان ، مربیان و معلمان رو هم شامل می شه(زیمرمن، 2001). جنبه های یادگیری خود تنظیمی از نظر صاحب نظران تئوری شناختی اجتماعی عبارتند از :
1) خود تنظیمی شناختی
2) خود تنظیمی فراشناختی
3) خود تنظیمی انگیزشی
4) خود تنظیمی رفتاری
خود تنظیمی انگیزشی رو به کار بردن فعال راهبردهای انگیزشی که یادگیری رو زیاد می کنه تعریف می کنن.این یادگیرنده گان در تموم مراحل خود رو آدمایی لایق، موثر و جداگونه می بینن و جهت آزمایش خود و بقیه، معیارهای داخلی دارن. این افراد در برسی به موفقیت مشوقایی رو واسه تلاشای خود جفت و جور می کنن.
خود تنظیمی رفتاری به به کار گیری بهینه یادگیرنده گان از منابع مختلفی که یادگیری رو عمیق تر می سازه می گن. این منابع شامل زمان، جای و چگونگی کمک گرفتن از منابع در دسترس (مثل معلم، والدین، مواد آموزشی و کمک آموزشی) ه( به نقل از قاسمی، 1388).
3. نظریه ویگوتسکی :
ویگوتسکی رشد شناختی رو نتیجه تعاملات اجتماعی میدونه. اون پیشنهاد می کنه که رفت و امد کودک با بزرگسال روشیه که کودک از راه اون به دلیل فرهنگ آموزی ، وسایل ذهنی جامعه خود رو فرا میگیره، پس نماینده این اجتماعی سازی باید کسی باشه که در مورد ابزارهایی که کودک باید یاد بگیره، علم بیشتری داشته باشه(ویگوتسکی ، 1962 به نقل از لیبلانس و بیریشن ، 2004).
اون عقیده داره که هم رشد شناختی و هم رشد اجتماعی کودک بازتابی از رفت و امد اون با دیگرونه. ساختارهای روان شناختی سخت تر از راه فرایندهای داخلی کردن و خارجی کردن ساخته می شه، که به باعث اون عملکردهای داخلی ذهنی که کسب شدن، به عنوان محصولی از تعاملات بین فردی بعداً داخلی می شن. اون شاخص رشد شناختی کودک رو اون چیزی که اون به تنهایی می تونه بکنه، نمی دونه بلکه چیزی که اون با راهنمایی و کمک بقیه بکنه، شاخص رشد شناختی کودکه. اون معنی منطقه تقریبی رشد رو به عنوان روشی که علم به شکل اجتماعی ساخته می شه، ارائه داده. طبق نظر ویگوتسکی تعاملات داخل منطقه تقریبی رشد از بافت گسترده فرهنگی اجتماعی اثر قبول می کنه. این تعاملات باعث می شه که یادگیرنده گان نوع یادگیری خود رو ازدیگر تنظیمی به خود تنظیمی انتقال بدن.از نظر اون خود تنظیمی حاصل داخلی سازی تعاملاته که افراد رو از این جور تنظیمی به خودتنظیمی می بره(لیبلانس و بیریشن، 2004).
ویگوتسکی شکل های جور واجور زبون داخلی خود- درگیر و تکلیف- درگیر رو مشخص کرده. اون با زبون داخلی خود- درگیر ، بیانات عاطفی و انگیزشی رو که واسه بهبود خود کنترلی به کار گیری میشن، توضیح داده و با زبون دونی تکلیف – درگیر به بیان راهبردهای حل مسئله، که واسه افزایش کنترل تکلیف به کار می رن، اشاره میکنه. دردیدگاه اون هر دو زبون تکلیف – درگیر و خود – درگیر می تونن انگیزه رو تحت اثر بذارن(زیمرمن،2009).
4. دید پردازش اطلاعات:
جزء اصلی یادگیری خودتنظیمی در این دید حلقه بازخورد برگشتی بود که میلرگالانتر و پربیرام (1960، به نقل از زیمرمن، 1990) به شکل یه پشت سر هم ( آزمون، عمل ، آزمون ، خروج) اونو توضیح کردن.طبق این فرمول ، اطلاعات وارد شده اول با یه ملاک از قبل تعریف شده، آزمون می شن، اگه نتیجه خوب نباشه داده ها برسی می شن و بعد دوباره آزمون انجام میشه.این پشت سر هم می تونه به عنوان خود تنظیمی توضیح شه(زیمرمن، 2001) الگوهای شناختی خود تنظیمی یادگیری، که در نظریهای پردازش اطلاعات ریشه دارن، بر کاربرد راهبردهای فراشناختی مثل خود نظارتی و خود آزمایش واسه انجام دادن تکالیف تحصیلی پیچیده تاکید دارن. مثلا در الگوهای چار مرحله ایی از خود تنظیمی یادگیری از ویپ و همکاران(2004) نظارت رو واسه:
الف- تعریف تکلیف
ب- هدف گزینی
ج- برنامه ریزی
د- تهیه و وضع راعبردها واسه رسیدن به این اهداف به کار بردن.
نظریه پردازان پردازش اطلاعات عموماً واسه انگیزه در خود تنظیمی یادگیری اهمیت کمی قایل شده و عوضش بر روش ها و دلیل یادگیرنده گان تاکید زیادی کردن. در این نظریه از سه نوع حافظه در طول خود تنظیمی به کار گیری می شه: حافظه حسی ، حافظه کوتاه مدت و حافظه دراز مدت(زیمرمن، 2001).
5. نظریه کارکرد زیستی خود تنظیمی:
طبق نظریه کارکرد زیستی، فهم بهتری از کارکرد مغز و ذهن رو بیشتر میشه در پژوهشا روان شناختی و علم عصب شناختی که شروع به پردازش همدیگه کردن، گرفت.ایران نژاد، هیدی و ویتراک اعلام می کنن همونجوری که طب نوین بر کارکردهای جور واجور بدن تأکید داره، پژوهشا در مورد آموزش هم باید به شکل ایی، کارکرد مغز و ذهن آدمی رو به عنوان سیستمی فیزیکی در نظر بگیرن. اهداف نظریه کارکرد زیستی دقت در هماهنگی فعالیتای مغز همراه با سازوکارهای حواس جمع یادگیرنده به خاطر به کار گیری بیشترین توانایی ممکن یادگیرنده گان واسه یادگیریه.از جنبه آموزشی نظریه کارکرد زیستی، در کار تدریس از راه و روش زمینه کلی یادگیری به کار گیری می کنه. هدف پایانی این راه و روش کمک به حس نرمی حسی در یادگیرنده گانه.این دید به یادگیرنده گان در :
 درک خود
 چگونگی به کار گیری منابع تموم نشدنی عصبی و سیستم بدنی خود
 نقش چرخه درخشش ذهنی- مغزی خود
سهم خود از حالتای غیر موضعی از کارکرد خود و نیروی روشنگری از دیدای جور واجور کمک می کنه(ایران نژاد و گرگ، 20001).
با ارائه یه تصویر بزرگ ، میتونیم از راه و روش زمینه کلی یادگیری واسه گسترش یادگیری فعال که میتونه کنجکاوی یادگیرنده گان رو تحقق بخشه، به کار گیری کنیم. برخلاف راه و روش خرد نگرانه که باعث شکاف بین اون چیزی که به وسیله یادگیرنده یاد گرفته شده و تجربیات واقعی اون از دنیای دور و برمیگرده، راه و روش زمینه کلی یادگیری فرض می کنه که “افراد تمایل به درک وسایل یا رویدادهای کل نگر در چارچوبی معتبر و قابل اعتماد دارن” ( چن و ایران نژاد ، 2002).
علاوه بر مدرسان، کتابا و کتابخانها که به عنوان منابع خارجی، یادگیری رو تنظیم می کنن نظریه کارکرد زیستی بیان می داره که دو دسته مراحل خود تنظیمی هست:
1- فرایندهای اجرایی خودتنظیمی
2- فرایندهای خودتنظیمی پویا(ایران نژاد، 1990، ایران نژاد و چیزم ، 1992).
اولین مجموعه از فرایندهای خود تنظیمی فعال، عمدی و همراه با یادگیری پرتلاش هستن، در حالی که دومین مجموعه از فرایندای خودتنظیمی، درگیر یادگیری، کم تلاش و از نوع یادگیری غیر راهبردی هستن. فرایندهای فعال از نظر ظرفیت دارای محدود کردن خاصیه، روبروی فرایندهای پویا محدود کردن ظرفیت ندارن.کلمه کلیدی در عبارت خود تنظیمی فعال، واسطه گرذهنیه و بدین معناست که عوامل مربوط به یادگیرنده و دیگه عوامل موثر، باید به وسیله ذهن حواس جمع یادگیرنده،تنظیم شن؛ مثل انگیزه داخلی و خارجی که واسه یادگیرنده حکم، پاداش، تقویت و موفقیت رو داره. یادگیری خود تنظیمی در نظریه کارکرد زیستی به نقش نیروی فعال ذهن تأکید داره، اما بیشتر فرض براینه عوامل مربوط به یادگیرنده و دیگه عوامل موثر نمی تونن از راه تنگنای واسطه گر ذهن عبور کنن(ایران نژاد و همایی فر،2000).واقعا بخش بیشتر یادگیری که در یادگیرنده روی میده، به طور مستقیم در بدن فرد و سیستم اعصاب اون تنظیم می شه. این بخش از یادگیری تنظیم شده در مغز هیچ موقع از راه شناختی واسطه گر ذهن عبور نمی کنه. کنترل فعالیتای خود تنظیم داده شده، رو در فرایندهای یادگیری به عنوان خود تنظیمی پویا تعریف کردن(ایران نژاد و چیزم،1992).در حا لی که خود تنظیمی فعال مسئول مهارت ها وفنون عقلانی یادگیرندهه(شون ،1997).
خود تنظیمی پویا در وجود فرضیه ایه غیر اجرایی، غیرعمدی و تلاش آزاد، در حالی که خود تنظیمی اجرایی، فعال دیده می شه و فرد بر این پایه تنظیم می شه. تعریف خود تنظیمی پویا تا اندازه ایی به دید فرد نسبت به روند طبیعی یادگیری و چگونگی یادگیری واسطه گر ذهنی تغییر پیدا کرده. یادگیری در مورد کلی اون، به شکل فعالیتای با هوشمندی ایی که در بدن اتفاق میفته، شکل میگیره و از طرف دیگه ، در بخش شناختی ذهن یادگیری پیچیده و مؤثر، به عنوان نتیجه تعاملات این دو مجموعه از خود تنظیمی شکل میگیره؛ پس یادگیری به شکل کامل و جوابگو به زمینه دیده می شه و طبق تنظیما طبیعی که متکی به منابع چندگانه درونیه، روی میده(ایران نژاد، 1990).
ایران نژاد طبق نظریه کارکرد زیستی به سه منبع که فعل و انفعالات خود تنظیمی رو در مراحل یادگیری ممکن ساخته، و ساپورت و نگهداری می کنن تأکید می کنه.این منابع سه گانه عبارتند از:
 محرکای تنظیم شده خارجی
 کنشای ذهنی یا تنظیمای شخصی فرد
فعالیتای پویای مغزی و تنظیم زیر نظاما(ایرن نژاد،1990؛ ایران نژاد و چیزم، 1992؛ ایران نژاد و گرگ، 2001).
طبق نظر ایران نژاد(1990) ساخت و سازه های داخلی نیازمند منابع چند گانه هستن و با هم با یادگیری روی می دن که اون اونو از چیزای مهم خود تنظیمی داخلی پویا، علاوه بر کنترل فعال داخلی میدونه. مثل اینکه که سازوکارهای داخلی به طور مستقیم همراه با انگیزه ذاتی هستن.
طبق منابع چند گانه خود تنظیمی نظریه کارکرد زیستی، یادگیری، بازسازماندهی علم پایه حسی فرده.که به وسیله این منابع سه گانه خود تنظیمی کنترل می شه. در مغز همه ریز سیستما دارای ظرفیتی واسه تنظیم خود به خودی و به شکل پویا هستن. این نوع از خود تنظیمی مسئول بازسازماندهی اطلاعات در مورد کلیه. این بازسازماندهی نیازمند ریز سیستما مغز واسه انجام با هم و خود تنظیمی منعطف درچارچوب الگوی هماهنگ کل مغزه؛ با این حال وقتی که رویدادهای خود تنظیمی پویا به طور با هم در خیلی از بخشای جور واجور مغز رخ می دن، رویدادهای خود تنظیمی فعال تنها تو یه زمان و یا به طور پشت سر هم در مغز روی می دن(ایران نژاد، 1989، 19990). خود تنظیمی پویا و خود تنظیمی فعال دو کیفیت متفاوت از حالتای کارکرد مغز هستن. در حالت کارکرد پویای مغز فعالیتای مختلفی به طور با هم می تونن با هم رخ بدن. مثلا یه شخص به طور با هم می تونه ببینه، ، بچشد، و کنجکاو باشه یا مضطرب. شخص می تونه تو یه جای و تو یه زمان به طور جداگونه ببینه، و یا غذا رو مزه کنه و این به دلیل توجه به این واقعیته که فعالیتای جور واجور نیازمند حالتی فعاله تا اجرایی شن. از طرف دیگه خود تنظیمی فعال، کارکرد برابر یا مثل با روشای کارکرد مغز داره. و این به دلیل”تلاش واسه یاد بیاری رویدادهای زیر نظر و تمرکز منحصر به فرد ذهن به دلیل توجه” ه(ایران نژادو گرگ، 2001).
اگه هماهنگی بین این دو مجموعه مراحل به درستی انجام بشه، مدرسان می تونن به طرف فرایندهای داخلی پویا واسه بازشناخت الگویی در دسترس راهنمایی شن و یادگیری رو پیشرفت بخشن و باعث نظم دوباره و خود به خودی شن و تجربیات گذشته با در نظر گرفتن مجموعه جدیدی از منابع کمکی، تفسیر دوباره شه(ایران نژاد،1990).
هماهنگی و تعادل بین کارکرد خود تنظیمی فعال و خود تنظیمی پویا مهم بسیاریه(ایران نژاد و گرگ،2004). واقعیت امر اینه که اگه یادگیرنده بیشتر از اندازه به کارکرد پویا متکی باشه، امکان داره گرفتار خطر اتحاد بیشتر از اندازه علم شه، و جزئیات واقعی رو از دست بده. روبروی تکیه بیشتر از اندازه بر کارکرد فعال، باعث جداسازی علم مورد توجه به دلیل علم چشمی پایه می شه. به عنوان نتیجه بعضی از مربیان و استادان در آموزش و تدریس به یادگیرنده گان زمان سختی رو می گذرونن. بر خلاف بعضی دیگه که معمولا به تدریس خود آگاهی دارن، با این حال اونا مسائل رو در بخش شخصی حل می کنن، تا یادگیرنده گان تا اندازه زیادی متکی به فرایندهای فعال واسه انجام وظایف مربیان خود به شکل خود کار شن. ایران نژاد و گرگ در این باره بحث می کنن که آموزش مؤثر باید به گونه ایی باشه که به یادگیرنده در «فهمیدن و یادگیری عملی به عنوان زمینه کلی و بازسازماندهی علم کلی فرد» کمک کنه و بتونه یادگیرنده رو از سطح فعلی علم ارائه شده آگاه سازه. نتیجه تحقیق ایران نژاد و چیزم (1992) از این فرض ساپورت می کنه که کنترل داخلی پویا بستگی به منابع درو نی خود تنظیمی در مراحل یادگیری داره. یافته های تحقیق برتری یادگیری پویا بر یادگیری فعال رو نشون داد این تحقیق نشون دهنده این نتیجه بود که علاقه و همت هردو مهم هستن؛ یادگیری علاقه محور نسبت به یادگیری تلاش محور احتمال بیشتری داره که موفق شه؛ پس از این تحقیق میشه اینجور نتیجه گیری کرد که خود تظیمی پویا واسه یادگیری بخش مهمی حساب می شه.

برنامه-ریزی

متن کامل در سایت homatez.com