پایان نامه با واژه های کلیدی دانشگاهها، روش پژوهش، طرح پژوهش، مقطع متوسطه

می‌شوند. در واقع، این تغییر با سرعت بیشتری رخ خواهد داد اگر دانشگاه‌ها قادر باشند سطوح حق‌الزحمه‌های خود را عهده‌دار شوند.
محققان بر انتخاب کالج یا مؤسسهی آموزشعالی دانشجو بیش از ۴۰ سال تمرکز داشتهاند. در دههی۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، این تحقیقات مربوط به جامعهشناسی، که به کاوش در روند تحرک اجتماعی و دستیابی به شغل بوده است(سول و شاه۲۴۴، ۱۹۶۸، الکساندر و اکلند۲۴۵، ۱۹۷۵). محققان دیگر مانند لوئیس و موریسون۲۴۶(۱۹۷۵)، انتخاب کالج را به عنوان تصمیمگیری پیچیده، مورد بررسی قرار دادهاند.
چندین تحلیل مرتبط توسط محققان مختلف به منظور مطالعهی عواملی که هدف دانشجویان به تحصیل در یک مؤسسهی آموزش عالی را تحت تأثیر قرار دادند، انجام شده است. مطالعات نشان میدهد که دانشجویان در زمان انتخاب چندین عامل را برای حضور در مؤسسهی آموزشعالی در نظر میگیرند.
کرامپف و هاینلاین۲۴۷(۱۹۸۱) یکی از اولین مطالعات بازاریابی دانشگاه را، با مصاحبهی دیدگاه دانشجویان برای یک دانشگاه نیمه بزرگ غربی ایالات متحده انجام دادند. هدف آنها تعیین نیازهای بازار دانشجوی آینده، با بررسی تصویر دانشگاه و توسعهی راههای شناسایی دانشجویان بالقوه که به احتمال زیاد در کنکور شرکت داشته و واجدین شرایط ورود بودند. نمونهی خود را، از برنامه تست کالج آمریکایی، که بیش از ۱۰۰ بخش از اطلاعات هر دانشجویی که پروفایل خود را تکمیل میکرد ارائه میداد جمعآوری کردند. با استفاده از تحلیل عاملی، آنها دریافتند که دانشجویان آیندهنگر که نگرش مثبت نسبت به دانشگاه دارند بشدت جذب محوطهی دانشگاه، اطلاعات ناشی از بازدید دانشگاه، توصیهی خانواده، برنامههای خوب در رشته، کاتالوگ اطلاعاتی دانشگاه، امتیاز نزدیکی به خانه و فضای دوستانه محیط بودند که نشان میداد این عوامل ممکن است اولویتهایشان را تحت تأثیر قرار دهد.
هولی و لینچ ۲۴۸(۱۹۸۱) فرآیندهای انتخاب دانشجویان آیندهنگر دانشگاههای بریتانیا را از طریق یک تحلیل متقارن مورد بررسی قرار دادند. تحقیق کیفی به منظور تعیین ویژگیهای مورد استفاده در فرآیند تصمیمگیری، به دنبال مجموعهای از اطلاعات چهره به چهره با استفاده از کارتهای مشوق برای بدست آوردن اولویتها، برای مجموعهای از مشخصات تجربی دانشگاه منتخب مورد استفاده قرار گرفت. شش عدد از ویژگیهایی که هولی و لینچ(۱۹۸۱) شناسایی کردند ، ترم مناسب، محل دانشگاه، شهرت آکادمیک، فاصله از خانه، نوع دانشگاه(مدرن/سال) و مشاوره از والدین و معلمان بود.
تحلیل متقارن نشان میدهد که دوره مناسب، مهمترین ویژگی تعیینکنندهی انتخاب دانشگاه بود. به گفتهی لینچ(۱۹۸۱) به نظر میرسند دانشجویان آینده نگر آمادهی پذیرش مفید بودن رویکرد متقارن هستند و اینکه مطالعهی وسیعتر اجازه میدهد نتایج قابل اطمینانتری گرفته شود.
اوستربیک۲۴۹ و همکاران(۱۹۹۲) انتخاب دانشگاه و درآمد فارغ التحصیلان در هلند را مورد بررسی قرار دادند. هدف آنها تعیین اینکه آیا دانشگاههای مختلف با چشمانداز درآمدهای مختلف مرتبط بودند و اینکه آیا تصمیم حضور در یک دانشگاه خاص توسط این چشم انداز تأثیر می پذیرد. آنها دریافتند که اگر چه تفاوت معنیداری وجود دارد، امّا چشمانداز درآمد مهمترین عامل در انتخاب یک دانشگاه خاص نیست.
مازارل و همکاران(۱۹۹۶) عواملی که هدف انتخاب دانشجویان بینالمللی را از مطالعه تحت تأثیر قرار میدهند را با استفاده از یک نمونه دانشجویان مشغول به تحصیل در استرالیا بررسی کردند. از دانشجویان خواسته شد تا ۱۷ عامل مهم را به تصمیم خود برای مطالعه در یک مؤسسهی خاص رتبهبندی کنند. آنها دریافتند که مهمترین عامل انتخاب، رسمیت شناختن مدارک تحصیلی آنها توسط کارفرمایان آینده بوده است. این شهرت مؤسسه را برای کیفیت، تمایلشان برای به رسمیت شناختن مدارک تحصیلی قبلی و شهرت و اعتبار کیفیت و مهارت کارکنان را دنبال میکرد.
لین۲۵۰(۱۹۹۷) دلایل تمایل دانشجویان به مطالعه و تحصیل در یک مؤسسهی آموزشی هلندی را بررسی کردند. پرسشنامهی خود را که به صورت تصادفی بین دانشجویان لابی از هفت دانشگاه توزیع و کامل کردند. ترکیبی از تجزیه و تحلیل توصیفی و شناسایی عوامل اصلی برای انتخابشان از مؤسسه مورد استفاده قرار گرفت. مهمترین دلایل برای انتخاب دانشجویان از مؤسسه کیفیت آموزش ارائه شده، فرصتهای شغلی، شهرت مدرسه، فرصت برای کارآموزی، مدارک هیئت علمی، استانداردهای دانشگاهی، میزان دسترسی به امکانات مدرن، تأکید روی برنامهی درسی، زندگی دانشجویی و اینکه آیا یک بدنهی دانشجوی بینالمللی وجود دارد یا نه.
ترنر۲۵۱(۱۹۹۸) یک مطالعه روی دانشجویان دورهی کارشناسی بازرگانی برای تعیین دلایلشان برای انتخاب ورود در یک دانشگاه خاص انجام دادند. دانشجویان مهمترین عوامل به عنوان چشم انداز شغلی آینده ، اخذ مدارک که توسط کارفرمایان ارزشگذاری میشود، توانایی استفاده از امکانات مدرن، استاندارد آموزش و شناخت بینالمللی از برنامههای دانشگاه رتبهبندی کردند.
آلینا فلیپ۲۵۲(۲۰۱۲) در مقالهای تحت عنوان “کاربرد تئوری بازاریابی در آموزشعالی، کاربرد تئوری بازاریابی را در دانشگاهها بعنوان یک راه حل مناسب برای بهبود کارایی و اثربخشی سیستم آموزشی به تصویر میکشد. با توجه به ماهیت سیستم آموزشی، دانشگاهها را به استفاده از شیوهی یکپارچه، مجموعهای از ۷ ابزار بازاریابی ترکیبی برنامهریزی، قیمت، مکان، ترفیع، فرآیندها ، امکانات فیزیکی و افراد، در برنامهریزی روابط بازارشان دعوت می کند.
می
کند. آلفرد و کاثرین۲۵۳(۲۰۱۰) در مقالهای تحت عنوان ” ارتقاء دانشگاه – چالش بازاریابی آموزشعالی ” تلاش کرده است به سئوالات زیر پاسخ دهد:
۱ـبزرگترین تصمیم بازاریابی دانشگاهها و بزرگترین چالششان چیست؟ ۲ـ ویژگی بارز یک محیط آکادمیک، بازار دانشگاه را هنگام تخصیص منابع کافی با چه چالشهایی روبرو میسازد؟ نمونهی این مطالعه متخصصین دانشگاهی بودند. و نتایج این مطالعه نشان میدهد که کمتر از ۵۰ درصد دانشگاهها طرح بازاریابی برای بیش از یک سال داشتند و اینکه تنها ۴۷ درصد از این متخصصان هزینههای بازاریابیشان را براساس تقاضای بازاریابی اختصاص میدادند. همچنین نتیجه گرفتند که توسعهی یک برنامهریزی را برای بازاریابیشان میتوانند استفاده کنند. و تمام جنبههای فعالیتهای صورت گرفته در دانشگاه با چشمانداز دانشجوها، والدین، دانشجوهای اخیر و فارغ التحصیلان بطور جزئی برند را مقایسه میکنند.
تام هایس۲۵۴(۲۰۰۷) در یک مطالعهی دلفی به بررسی آیندهی بازاریابی آموزشعالی پرداخته است. و توجه مدیران و بازاریابان را به آینده جلب میکند. بخصوص، اهمیت ایجاد تناسب بین برنامهریزی استراتژیک با بازاریابی و سیستمهای بازاریابی یکپارچهی در حال توسعه را توسعه داده است.
یانگ۲۵۵(۲۰۰۲) مثال دانشگاه مدرن ـ دستگاه بوروکراتیک مانند را پیشنهاد می‌کند که در آن هیچ تشریفاتی برای یافتن معلّمان و دانشجویان وجود ندارد بلکه فقط عرضه‌کنندگان و مصرف‌کنندگان تمام آن چیزی هستند که این سیستم به دنبال دارد. وی اضافه می‌کند که در مدرنیته بودن یعنی آیتم منابع بودن. فیتزیموس۲۵۶(۲۰۰۲) و استندیش۲۵۷(۱۹۹۷) دیدگاه‌های مشابه تأثیر چارچوب را بر آموزش عنوان کرده‌اند(گیبس و مرینج، ۲۰۰۹).
فاسکت در ۱۹۹۵، موضوعات راهبرد بازاریابی را در مقطع متوسطه مورد بررسی قرار داد و نتیجه‌گیری کرد که غالب روش بازاریابی در مدارس بریتانیا نیمه‌تمام، توسعه‌نیافته و فاقد تمرکز راهبردی بود. در انتهای دهه‌ی ۱۹۹۰، مباحثات آموزش بازاریابی به سمت موضوعات انتخاب و به کارگیری دانشجو تغییر کرد و توسعه آموزش در سطوح متعدد و نیاز به وضع محدودیت‌هایی برای رقابت بیشتر بر سر آموزش محل بازار را دنبال کرد.

فصل سوم
روش شناسی پژوهش

۳ـ۱ـ مقدمه
روشهایی که در طراحی و اجرای هر پژوهش بکار میروند یکی از مبانی اساسی آن پژوهش محسوب میشوند. انتخاب روش پژوهش، متأثر از موضوع و ماهیت پژوهش، اهداف و سؤالات پژوهش، و متغیرهای مورد مطالعه در پژوهش است. همچنین اعتبار تحقیق براساس روش سنجیده میشود(خاکی، ۱۳۸۸).بر این اساس در این فصل به روش پژوهش مورد استفاده، منطق استفاده از طرح نظاممند برای نظریه‏پردازی داده بنیاد برای این پژوهش، تشریح مراحل روش کیفی(روش گردآوری و تحلیل داده‏های کیفی، شیوه و منطق نمونه‏گیری، رویهی کد‏گذاری و روش برازش روایی کیفی) و مراحل روش کمّی(روش گردآوری و تحلیل داده‏های‏کمّی، نمونه‏گیری‏کمّی، ابزار گردآوری دادههای کمّی، روایی و پایایی ابزار اندازه‏گیری، روشهای تجزیه و تحلیل داده‏های پژوهش) پرداخته شده است.

۳ـ۲ـ طرح پژوهش
تحقیق عبارت است از فرایندی که محقق میکوشد بدان وسیله پیچیدگیهای روابط متقابل بین افراد را بهتر درک کند (صادق پور، ۱۳۸۹). با توجه به اهمیت و ماهیت موضوع، این پژوهش با بکارگیری رویکرد پژوهش آمیخته۲۵۸ همراه است. پژوهش‌های آمیخته، پژوهش‌هایی هستند که با استفاده از ترکیب دو مجموعه روش‌های تحقیق کمّی و کیفی به انجام می‌رسند(بازرگان، ۱۳۸۷: ۱۶۳). روشهای آمیخته بر گردآوری، تحلیل و ترکیب توأمان دادههای کیفی و کمّی در مطالعههای واحد یا مجموعهای از مطالعهها متمرکز است.کرسول و پلانو۲۵۹(۲۰۰۷) بر این باورند که پژوهشگران زمانی که به ساختن ابزاری برای گردآوری دادههای کمّی بر مبنای دادههای کیفی نیاز دارند از این طرح استفاده میکنند. در این طرح پژوهشگر ابتدا از روش کیفی موضوع پژوهش را با شرکت کنندگان محدود بررسی کرده، سپس بر مبنای یافتههای کیفی نسبت به ساخت ابزار مناسب و مورد نظر اقدام مینماید و در مرحله دوم با استفاده از ابزار تهیه شده، به گردآوری دادههای کمّی میپردازد. بر این اساس در پژوهش حاضر، به منظور بهرهگیری از تجارب و اطلاعات مدیران مؤسسات آموزشعالی(روئسای دانشگاهها، معاونین دانشگاه، روئسای دانشکدهها، معاونین دانشکده، مدیران گروهها) برای رسیدن به الگوی بازاریابی مناسب مؤسسات، از روش کیفی استفاده شده است. برای تعمیم یافته‌های بخش کیفی، پس از طراحی و تدوین پرسشنامه و انتخاب نمونه‌ای تصادفی از میان دانشجویان متقاضی مقطع ارشد و دکتری، دورهی کاردانی به کارشناسی و همچنین دانش آموزان متقاضی ورود به دانشگاه نسبت به گردآوری داده‌های کمی اقدام شده است، و مدل ارائه شده، مورد ارزیابی قرار گرفته است.

شکل ۱. مراحل انجام پژوهش حاضر بر اساس رویکرد پژوهش آمیخته

۳ـ۳ـ روش پژوهش
روش بکار رفته در این پژوهش، روش پژوهش ترکیبی(آمیخته) از نوع اکتشافی میباشد، که شامل دو مرحله عمدهی کیفی و کمی میباشد. در مرحلهی اول از نظریه داده بنیاد به عنوان رویکرد کیفی استفاده شده است که روند مصاحبهها پس از سه مرحله منجر به اشباع نظری محقق شد و در مرحلهی دوم از روش توصیفی ـ همبستگی به عنوان رویکرد کمّی استفاده شده است.
۳ـ۳ـ۱ـ نظریه داده بنیاد۲۶۰
نظریه داده بنیاد یک رو
ش پژوهشی استقرایی۲۶۱ است که به پژوهشگران در حوزههای گوناگون امکان می‏دهد تا به جای اتّکا به نظریههای موجود، خود به تدوین نظریه از طریق تحلیل مقایسهای مشاهدات اقدام کند. به عبارت دیگر در نظریهی داده بنیاد، پژوهش از یک حوزهی مطالعاتی شروع و فرصت داده میشود تا آنچه که متناسب و مربوط به موضوع است خود را نشان دهد و لذا نوعی پژوهش اکتشافی نیز تلقی می‏شود(اشتراوس و کوربین، ۱۳۸۵). در واقع، روشی نظاممند و کیفی برای خلق نظریه‏ای است که در سطحی وسیع، به تبیین فرآیند، یک عمل یا یک تعامل می‏پردازد. این روش به پژوهشگر کمک می‏کند که به ورای توصیف پدیده بیندیشد و به دنبال خلق و یا تولید نظریه برآید(کرسول، ۲۰۰۲). نظریه داده بنیاد، نظریه برگرفته از دادههایی است که در طی فرآیند پژوهش به صورت نظاممند گردآوری و تحلیل شدهاند. در این راهبرد، گردآوری و تحلیل دادهها و نظریهای که در نهایت از دادهها استنتاج میشود، در ارتباط نزدیک با یکدیگر قرار دارند. پژوهشگر به جای این که مطالعهی خود را با نظریه از پیش تصور شدهای آغاز کند، کار را با یک حوزهی مطالعاتی خاص شروع کرده، اجازه میدهد که نظریه از دل دادهها

متن کامل در سایت homatez.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *