— (306)

بسم الله ا لرحمن الرحیم

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان
دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (.M.A)
گرایش : عمومی
عنوان:
اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی
استاد راهنما:
دکتر میترا محمودی
استاد مشاور:
دکتر لادن هاشمی
نگارش:
سکینه کریمی
زمستان 1392

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان
دانشکده علوم انسانی ، گروه روانشناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A.)
گرایش : عمومی
عنوان:
اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی
نگارش:
سکینه کریمی
ارزیابی وتصویب شده توسط کمیته داوران پایان نامه با درجه بسیار خوب
امضاء اعضا کمیته پایان نامه
دکتر میترا محمودی (استاد راهنما)
دکتر لادن هاشمی (استاد مشاور)
دکتر حسن حقشناس (استاد داور)

مدير گروه تحصيلات تكميلي معاون پژوهش و فن آوري دانشگاه
دكتر محبوبه چینآوه دکتر حيدر آقابابا
زمستان 1392
دانشگاه آزاد اسلامی تاریخ
سازمان مرکزی شماره
تعهدنامه اصالت رساله یاپایان نامه
اینجانب سکینه کریمی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/ دکتراي حرفه اي/ دکتراي تخصصی دررشته : روانشناسی عمومی که در تاریخ17/11/1392 از پایان نامه/ رساله خودتحت عنوان” اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی
“با کسب نمره5/19 و درجه عالی دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد میشوم:
1) این پایان نامه /رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمی و پژوهشی دیگران اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و …استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) این پایان نامه / رساله قبلاًبراي دریافت هیچ مدرك تحصیلی هم سطح، پائینتر یا بالاتر در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را میپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی: سکینه کریمی
تاریخ وامضاء: اثرانگشت:
این تعهدمی بایست درحضورنماینده پژوهش امضاء واثرانگشت شود.
تشکر و قدرداني
حمد و سپاس خالق هستي را که بر من منت نهاد و توفيق انجام اين پژوهش را به من ارزاني نمود. لذا وظيفه خود مي دانم نهايت سپاس خويش رانسبت به استاد ارجمند،استادراهنماسرکارخانم میترا محمودی ابراز نمايم که با بردباري و سعه صدر خويش، ضمن بهبود و تقويت مراحل مختلف تحقيق، زمينه هاي ارتقاء و بهره وري هرچه بيشتر آن را فراهم آورند .
بر خود واجب مي‌دانم مراتب تقدير وتشکر خويش راازاستاد گرامي، استاد مشاور سرکار خانم دکتر لادن هاشمی اعلام نمايم که همواره بامشاوره های خودمساعدت لازم رامبذول فرمودند.همچنین از زحمات مدير گروه محترم بخش روانشناسي، سرکار خانم دکتر محبوبه چین آوه به خاطر راهنمايي های مفيدو سازنده شان درمراحل مختلف تحصیل صميمانه تشکر و قدرداني مي نمايم وتوفيق روزافزون ايشان را از درگاه ايزد منان خواستارم .
همچنين از تمامي اساتيدي که بر من منت استادي دارند و از تمامی دوستانی که مرا در امر این پایان نامه یاری نمودند تشکر و قدرداني مي نمايم .

تقدیم به:
آفریدگار دانا که مرا علم وفکرت آموخت
وهمه تلاش گران عرصه علم ودانش
فهرست مطالبعنوان صفحه TOC \o “1-3″ \h \z \u
چکیده PAGEREF _Toc381114270 \h 1فصل نخست : کلیات پژوهش1-1-مقدمه PAGEREF _Toc381114273 \h 42-1-بیان مسئله PAGEREF _Toc381114274 \h 63-1-اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc381114275 \h 144-1- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc381114276 \h 175-1-فرضيه‌های پژوهش PAGEREF _Toc381114277 \h 186-1-تعاريف نظری و عملیاتی متغيرها PAGEREF _Toc381114278 \h 18فصل دوم : چارچوب نظری و پیشینه تحقیقاتی1-2 – مبانی نظری مهارت های زندگی PAGEREF _Toc381114281 \h 222-2- مبانی نظری ارتباط موثر PAGEREF _Toc381114283 \h 283-2-مبانی نظری متغیرابراز وجود PAGEREF _Toc381114284 \h 334-2-مبانی نظری متغیراضطراب PAGEREF _Toc381114286 \h 615-2-مبانی نظری متغیرپرخاشگری PAGEREF _Toc381114288 \h 766-2 –مبانی نظری متغیرفرسودگي شغلي PAGEREF _Toc381114289 \h 927-2-پیشینه تحقیقاتی PAGEREF _Toc381114293 \h 1131-7-2-آموزش ابرازوجود واضطراب PAGEREF _Toc381114294 \h 113عنوان صفحه
2-7-2-آموزش ابرازوجود وپرخاشگری PAGEREF _Toc381114295 \h 1183-7-2-آموزش ابرازوجود وفرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114296 \h 1204-7-2-ابرازوجود PAGEREF _Toc381114297 \h 121جمع بندی PAGEREF _Toc381114298 \h 124فصل سوم : روش تحقیق1-3-طرح کلی پژوهش PAGEREF _Toc381114301 \h 1252-3-جامعه آماری PAGEREF _Toc381114302 \h 1253-3- نمونه تحقیق PAGEREF _Toc381114303 \h 1254-3-روش گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc381114304 \h 1265-3-اطلاعات جمعیت شناختی PAGEREF _Toc381114305 \h 1266-3- ابزارهای پژوهش PAGEREF _Toc381114315 \h 1291-6-3-پرسشنامه اضطراب بك PAGEREF _Toc381114316 \h 1292-6-3-پرسشنامه پرخاشگری باس و پری PAGEREF _Toc381114318 \h 1303-6-3-پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ PAGEREF _Toc381114320 \h 1327-3-شیوه اجرای پژوهش PAGEREF _Toc381114322 \h 1348-3-تحلیل داده ها PAGEREF _Toc381114323 \h 1379-3 -ملاحظات اخلاقی PAGEREF _Toc381114324 \h 137عنوان صفحه
فصل چهارم : یافته های پژوهش1-4- یافته های توصیفی مربوط به متغیر های پژوهش PAGEREF _Toc381114327 \h 1392-4- بررسی فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc381114336 \h 145فصل پنجم : بحث و نتیجه گیریمقدمه PAGEREF _Toc381114358 \h 1635-1- خلاصه PAGEREF _Toc381114359 \h 1635-2- فرضيه‌های پژوهش PAGEREF _Toc381114360 \h 1655-3- محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc381114361 \h 1855-4- پیشنهادهای پژوهش PAGEREF _Toc381114362 \h 186پیشنهادهای پژوهشی PAGEREF _Toc381114363 \h 186پیشنهادهای کاربردی PAGEREF _Toc381114364 \h 187پیوست ها PAGEREF _Toc381114365 \h 189فهرست منابعمنابع فارسی PAGEREF _Toc381114368 \h 195منابع لاتین PAGEREF _Toc381114372 \h 210Abstract PAGEREF _Toc381114374 \h 222فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول1-2:جنبه های مختلف واکنش اضطراب PAGEREF _Toc381114287 \h 64جدول2-2:مهمترين نشانه هاي فرسودگي شغلي PAGEREF _Toc381114291 \h 103جدول شماره1-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر جنسیت PAGEREF _Toc381114306 \h 126جدول شماره 2-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر تأهل PAGEREF _Toc381114307 \h 127جدول شماره3-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر تحصیلات PAGEREF _Toc381114308 \h 127جدول شماره4-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر نوع استخدام PAGEREF _Toc381114309 \h 127جدول شماره5-3یافته های توصیفی مربوط به سن افراد نمونه PAGEREF _Toc381114310 \h 127شماره6-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر شغل PAGEREF _Toc381114311 \h 128جدول شماره 7-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر سابقه کار PAGEREF _Toc381114312 \h 128جدول شماره8-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر محل خدمت PAGEREF _Toc381114313 \h 128جدول شماره9-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر تعداد فرزند PAGEREF _Toc381114314 \h 129جدول شماره10-3آلفای کرونباخ پرسشنامه اضطراب PAGEREF _Toc381114317 \h 130جدول شماره11-3آلفای کرونباخ پرسشنامه پرخاشگری PAGEREF _Toc381114319 \h 132جدول شماره12-3آلفای کرونباخ پرسشنامه فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114321 \h 134جدول شماره 1-4یافته های توصیفی متغیر اضطراب مربوط به نمرات گروه آزمایش در پیش آزمون وپس آزمون PAGEREF _Toc381114328 \h 140عنوان صفحه
جدول شماره 2-4یافته های توصیفی متغیراضطراب مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114329 \h 140جدول شماره3-4یافته های توصیفی متغیرپرخاشگری وابعادآن مربوط به نمرات گروه آزمایش در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114330 \h 141جدول شماره 4-4یافته های توصیفی متغیر پرخاشگری وابعاد آن مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114331 \h 141جدول شماره5-4یافته های توصیفی شدت ابعادفرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه آزمایش در پیش آزمون وپس آزمون PAGEREF _Toc381114332 \h 142جدول شماره6-4یافته های توصیفی شدت ابعاد فرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون وپس آزمون PAGEREF _Toc381114333 \h 143جدول شماره7-4یافته های توصیفی شدت ابعاد فرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه آزمایش درپیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114334 \h 144جدول شماره8-4یافته های توصیفی فراوانی ابعاد فرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114335 \h 144جدول 9-4جدول همبستگی متغیرهای پژوهش پیش آزمون PAGEREF _Toc381114337 \h 147جدول شماره 10-4 مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش در متغیر اضطراب پیش از آموزش گروهی ابراز وجود PAGEREF _Toc381114338 \h 148عنوان صفحه
جدول شماره11-4 مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش در متغیر اضطراب پس از آموزش گروهی ابراز وجود PAGEREF _Toc381114339 \h 148جدول شماره 12-4 مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در متغیر پرخاشگری و ابعاد آن PAGEREF _Toc381114340 \h 149جدول شماره13-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت پرخاشگری بدنی گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114341 \h 150جدول شماره14-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت پرخاشگری کلامی گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114342 \h 151جدول شماره15-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت نمره کل پرخاشگری گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114343 \h 151جدول شماره16-4 اثر پیلایی و لامبدای ویلکز PAGEREF _Toc381114344 \h 152جدول شماره 17-4تحلیل واریانس چند متغیره گروه آزمایش و کنترل در ابعاد خشم و خصومت PAGEREF _Toc381114345 \h 152جدول شماره 18-4 مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در شدت فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114346 \h 153جدول19-4تحلیل واریانس یک طرفه گروه آزمون و کنترل در متغير فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114347 \h 153جدول شماره 20-4 مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در شدت ابعاد فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114348 \h 154جدول شماره21-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت عملکرد شخصی گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114349 \h 155عنوان صفحه
جدول شماره22-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت درگیری گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114350 \h 156جدول 23-4جدول همبستگی متغیرهای پژوهش پس آزمون PAGEREF _Toc381114351 \h 157جدول شماره24-4اثر پیلایی و لامبدای ویلکز PAGEREF _Toc381114352 \h 158جدول شماره25-4تحلیل واریانس چند متغیره گروه آزمایش و کنترل در ابعاد مسخ شخصیت و خستگی هیجانی PAGEREF _Toc381114353 \h 159جدول شماره 26-4مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در فراوانی ابعاد فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114354 \h 160جدول شماره27-4 اثر پیلایی و لامبدای ویکلز PAGEREF _Toc381114355 \h 161فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل1-2:فرایندایجادجو PAGEREF _Toc381114290 \h 99
اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی
بهوسیلهی: سکینه کریمی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی کارکنان شبکه بهداشت ودرمان شهرستان پاسارگادانجام گرفت.پژوهش حاضرآزمایشی وازنوع پیش آزمون–پس آزمون باگروه کنترل بوده است.جامعه آماری این پژوهش کارکنان شبکه بهداشت ودرمان شهرستان پاسارگاد بوده که تعداد آنها204 نفر ونمونه آن شامل72نفر پرسنل است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدندودردوگروه آزمایش وکنترل قرارگرفتند.درابتدا پیش آزمون توسط هردوگروه تکمیل وسپس گروه آزمایش در8جلسه 60دقیقه ای تحت آموزش گروهی ابراز وجود قرار گرفتند،گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند.
پس ازمدت دو ماه پس آزمون برای هردوگروه اجراشد.ابزارپژوهش شامل پرسشنامه اضطراب بک، پرخاشگری باس وپری وفرسودگی شغلی ماسلاچ بود. داده های پژوهش بااستفاده ازآمار توصیفی نظیر میانگین،انحراف معیار وواریانس و ازآمار استنباطی نظیر تی تست مستقل ،تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا)، وکواریانس استفاده شدوتوسط نرم افزار Spss-18 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته های این پژوهش نشانگر آن است که فرضیه های مبتنی بر آموزش گروهی ابرازوجود برکاهش اضطراب، پرخاشگری وفرسودگی شغلی کارکنان تاییدنشد.تاثیرعوامل سازمانی،فرهنگی،اجتماعی،فردی،روانشناسی وآموزشی درکاهش ابرازوجودکارکنان شبکه بهداشت ودرمان کاملا”مشهودمی باشدوباتوجه به ارتباط تنگاتنگ مهارت های زندگی باتعدادی عوامل می بایست کارکنان تمامی مهارتهای زندگی رادریک برنامه مدون آموزشی بافرهنگ سازی درمورداین مهارتها درخانواده وسازمانها کسب کنند،تاتاثیرپذیری این آموزش بیشترگردد.
کلید واژه:آموزش گروهی ابراز وجود،اضطراب،پرخاشگری ،فرسودگی شغلی.
فصل نخستکلیات پژوهش
1-1-مقدمه
زندگي امروزي بشرروز به روزپيچيده ترمي شودوخطرات متعددي تندرستي وزندگي انسانهاراتهديدمي كند.رفتارها،عادات وروش زندگي ازاهميت بسياري برخورداراست.
شكي نيست كه اكثربيماري ها علاوه برعلل بيولوژيكي،داراي علل اقتصادي،اجتماعي ورفتاري نيزمي باشندازاين رو،نقش مهارت هاي فردي وارتباطي، به همراه مهارت هاي خلاقیت وگفتگودرزندگي وعصرحاضربيشتراحساس مي شود(فولادی،1383، به نقل از معتمدین ،1384).
متخصصان علوم رفتاری معتقدند ،یکی از موثرترین برنامه هایی که به افراد کمک می کند تا زندگی بهتر وسالم تری داشته باشند،برنامه آموزش مهارتهای زندگی است. هدف ازاین برنامه کمک به افراد جهت شناخت هر چه بهتر خود ، برقراری روابط بین فردی مناسب و موثر ، کنترل هیجانات ، مدیریت داشتن بر شرایط تنش زاوحل کردن هرچه بهتر مسائل ومشکلات افراد است.در سایه تامین چنین هدفی، توانایی های روانی- اجتماعی افرادافزایش پیدا می کندو با ارتقای توانای های روانی- اجتماعی افراد یک جامعه می توان سطح بهداشت روان رادرآن جامعه بالا بردوازبروز آسیب های اجتماعی پیشگیری کرد . برای ایجادوافزایش توانایی های روانی – اجتماعی وارتقاء سطح سلامت ، آموزش هر یک از این حوزه ها ضروری است . تحقیقات نشان داده است اگر ما دانش و اطلاعات لازم را در اختیار افراد قرار دهیم وموقعیت هایی را بوجود آوریم که طی آن افراد بتوانند آموخته های خود را به صورت عملی تجربه کنند، آن گاه این دانش و ارزش ونگرش به توانای های بالفعل تبدیل خواهد شد.این توانمندی به افراد کمک می کندتابداننددرهرموقعیت چه کاری بایدانجام دهندوچگونه بایدآن را انجام دهند(سلطانی، 1387).
درعصر کنونی دوتغییر عمده فرهنگی درجوامع مختلف به وجود آمده است:یکی این که ارتباطات شخصی نسبت به گذشته ارزش بیشتری یافته وبه صورت یک منبع اصلی خود ارزشمندی ورضایت از زندگی درآمده است ودیگرآن که دامنه رفتارقابل قبول اجتماعی به طورقابل توجه ی گسترش یافته است.درچارچوب این زمینه فرهنگی،علاقه به جرات آموزی،نه به صورتی که حالت زودگذر،بلکه ضرورت آن به شکلی که شیوه مؤثر دائمی احساس می شود.جرأت آموزی برخی ازنیاز های فرهنگی قوی وفراگیرراارضامی کندودوهدف عمده دارد:یکی کاهش اضطراب اجتماعی ودیگری کسب مهارتهای اجتماعی(رحیمی وهمکاران ،1385). با توجه به اينكه انسان موجودي اجتماعي است همواره سعي مي كندتا مهارت هايي جهت تسهيل روابط خود باديگران كسب نمايد.آموزش ابرازوجودروشي است كه درآن رفتارهاي مناسب اجتماعي براي ابرازوبيان احساسات،نگرشهااوآرزوها،نقطه نظرات وعلايق به افرادآموخته مي شوندتابتوانندبه راحتي وبدون ترس ونگراني ،باورها،احساسات وعواطف خود را ابراز كنند. ابراز وجود،کارکردی فردی است که به سازگاری در تعامل اجتماعی کمک می کند. کنش ناموفق در ابراز وجود، بر اضطراب ،افسردگی و اختلالات شخصیتی می افزاید(میچی،2004).بنابراین جرأت ورزی عملکردی است که دارای جنبه های شناختی،هیجانی ورفتاری است ونمایانگرتوانمندی فرددر برخوردمؤثرباخواسته های محیطی می باشد.فردی که دارای جرأت ورزی مناسب است نه تنها درمواجهه بامشکلات وعوامل تنش زارویارویی بهتری دارد،بلکه به جهت رفتارموفقیت آمیز در برخوردبا این عوامل ،ارزیابی شناختی مثبت تری ازخودداشته وبه تبع آن هیجان هاوعواطف مثبت تری را نیز تجربه می نماید(پرازلی وهمکاران،2002).
به نظرمي رسد افرادي كه ازقاطعيت بالايي برخوردار نيستند،به طور ضمني شخصيت مضطرب نيزپيدا مي كنند فرد به علت عدم جرأت ورزي مطلوب به دليل ترس از دست دادن دوستان و احترام، قادر نيست احساساتش يا اختلاف نظرهايش را به زبان آورد، بنابراين به دليل ترس ازطرد شدن و ترس از ارزشيابي منفي مضطرب مي شوندبه طوري كه درمطالعات ارتباط نسبتاً قوي، معكوس ومعناداري را بين اضطراب تحصيلي وقاطعيت نشان داده شده است(شریفی راد وهمکاران،1390). شرقی(1383)دریافت که آموزش ابراز وجود باعث افزایش ابرازوجود،کاهش اضطراب اجتماعی،پرخاشگری وافسردگی می شود.
محيط بشر شامل عوامل فيزيکي،اجتماعي و رواني است که هر کدام در وضعيت سلامتي بشر نقش مهمي دارند .يکي از عوامل تنيد گي زا در انسان،محيط کار وي است که مي تواند ديگر حيطه هاي زندگي اورا تحت تأثير قرار دهد .قسمت عمده اي اززندگي روزانه ي هر شخص صرف اشتغال به کار مي شود.اداره اطلاعات آمريكا بيان داشته است كه در ميان مشاغل، مشاغل بهداشتي-درماني با بالاترين ميزان آسيبهاي شغلي و از جمله فرسودگي شغلي همراه هستند (خدابخش ومنصوری، 1389).دراین پژوهش تاثیر آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی کارکنان مدنظر می باشد.
2-1-بیان مسئله
مهارت هاي زندگي عبارتند از: مجموعه اي از توانائي ها كه زمينه سازگاري و رفتار مثبت و مفيد را فراهم مي آورند، اين توانائي ها فرد را قادر مي سازند كه مسئوليت هاي نقش اجتماعي خود را بپذيرد و بدون لطمه زدن به خود و ديگران با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه ، به ويژه در روابط بين فردي به شكل مؤثري روبه رو شود. انسان در تعاملات حياتي خود با محيط اجتماعي واجد صفاتي خاص مي شود. مهم ترين تأثيراتي كه محيط زندگي بر رفتار به جاي مي گذارد از طريق احساسات و عواطف است و همين ها است كه نگرش آدمي را تحت تأثير قرار داده، تغييراتي اساسي را رقم خواهد زد و نهايتا”در اين تعاملات ،آدمي تجربياتي را كسب مي كند که پس از تكرار و تمرين رفتارها، مهارت هايی را به وجود مي آورد (نوري قاسم آبادي، 1379).
براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني پيش بيني مي شود كه پس از سال 2010، كمتر كسي قادر خواهد بود بدون كسب مهارت هاي اجتماعي و ابراز وجود، زندگي رضايت بخشي داشته باشد. تأثير آموزش اين مهارت ها بر موفقيت در زندگي، از طريق دستكاري ظرفيت رواني -اجتماعي افراد امكان پذير است. بنابراين آموزش اين مهارت ها،ظرفيت رواني-اجتماعي افرادرا بالابرده وآنهاقادرمي سازد تا با انديشه و تحليل موقعيت، به رفتاري سازگارانه و همراه با تحمل روآورند.
يكي از مهارت هايي كه در درمان هاي مبتني بر آموزش مهارت هاي اجتماعي مورد نظر قرار مي گيرد، آموزش مهارت ابراز وجود مي باشد كه در طي بررسي هاي چندي اثر بخشي آن نيز نشان داده شده است، پژوهش ها نشان داده اند كه آموزش ابراز وجودمي تواند برمشكلاتي كه داراي جنبه هاي شناختي و رفتاري همانند اضطراب، افسردگي، هراس هاي اجتماعي و افزايش تعاملات اجتماعي هستند اثر گذار باشد(كيخاي فرزانه ،1390). يونيسفیکی از سطح های مهارت های زندگی راشامل مهارت هایی معرفی می کندکه در شرايط خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرند،یکی از آنها رفتار جرأت‌مندانه(ابراز وجود) است.جرات ورزي يا ابراز وجود را مي توان قلب رفتار ميان فردی(لين وهمكاران، 2004) يا مهارت برقراري ارتباط ميان فردي( آلبرتي و امونز،1977)برشمرد.برنامه ي آموزش ابراز وجود مي تواند،اطلاعات، باورهاورفتارهاي سلامت عمومي افرادرا بهبود بخشد به طوري كه آنها بتوانند ديدگاه خود را تغيير دهندوروابط بين فردي ايجاد نمايند(خلعتبری وهمکاران ،1389).ابرازوجوديك شيوه ساخت يافته براي بهبوداثربخشي روابط اجتماعي مي باشد.رفتارهاي ابرازوجودباعث ايجادارتباط نزديك با ديگران وابراز دامنه وسيعي از نيازها وافكار مثبت ومنفي، بدون احساس گناه و اضطراب مي شوددر واقع ابراز وجود نمودن يعني افكار، نظريات، عقايد واحساسات ما وديگران به يك اندازه حائز اهميت هستند، به شرطي كه به حقوق ديگران لطمه نزند.
در مداخلات ابراز وجودي فردبا تلاش براي كشف وتعريف مشكل، پيگيري هدفهاي مورد نظر، تكرار نقش گذاري، واژگون سازي نقش وارائه تدريجي ومتوالي رفتارهاي مطلوب، شيوه هاي مناسب را براي بيان خواسته هاي خود مي آموزد.بنابراين با فراگيري روشهاي ابراز وجود، قادر خواهند بود تا به راحتي احساسات وافكار خود را با ديگران در ميان بگذارند(مردانی وحیدری ،1389).
پژوهش هاي بي شماري نشان داده اندكه بسياري از مشكلات بهداشتي واختلالات رواني عاطفي ريشه هاي رواني – اجتماعي دارند.همه ما در زندگي با چالش ها و مشكلات مواجه می شويم، با اين حال هر كسي به شيوه خاصي به مسائل پاسخ می دهد (نادری وهمکاران ،1388).
فقيرپور( 1377 )مي گويد افرادي كه به علت عدم مهارت هاي ارتباطي مهم بين فردي و اجتماعي نميتوانند احساسات و خواسته هاي خويش را بيان كنند و يا از عهده تقاضاهاي نا معقول ديگران برنمي آيند غالبا” از طرف افراد ديگرتحت سلطه قرارمي گيرند، عزت نفس رااز دست داده واحساس مي كنند كنترلي بر وقايع زندگي خويش ندارند درنتيجه از رويارويي با مسائل مختلف زندگي اجتناب مي كنند ، خوشنودي و احساس رضايتمندي انسان درزندگي تاحدودي به ارضاء نيازهايي وابسته است كه محصول ارتباط با ديگران هستند،ماننددوستي، احترام ، پيشرفت ، اعتماد و عزت نفس (فقيرپور،1377).
انسان فطرتا” به هنگام بحران يا كشمكش ، به تعارض متوسل مي شود و يا براي رهايي درجستجوي راه گريز است اگرچه اين غريزه براي نياكان ما مفيد بوده است اما درعصركنوني به طور مطمئن چندان كاري ازآن ساخته نيست زيرااگربخواهيم با توسل به غريزه ي ستيزه جويي وبه قيمت زيرپا نهادن حقوق ديگران برنده شويم روابطي آكنده ازخصومت،خشم وانزجار درانتظارمان هست ،اگرهم به غريزه ي گريز اتكا كنيم و با رفتاري انفعالي و كوركورانه به اطاعت ديگران گردن نهيم نتيجه آن خواهد شد كه يا هردو دراين بازي بازنده ايم يا به ديگران اجازه داده ايم تا با ناديده انگاشتن حقوق ما برنده شوند. در اينجا است كه رفتارهاي پرخاشگرانه – منفعلانه ، پرخاشگري منفعلانه وپرخاشگری سلطه گر به عنوان سه راه ناسالم ارتباطي اثرات رواني ، جسمي ، اجتماعي خود را، بجا خواهندگذاشت چنين افرادي بدليل ناتواني در برقراري ارتباط سالم يا بي اطلاعي از آن به چنين رفتارهايي روي مي آورند .
بيتسون در سال 1972 در اين رابطه مي گويد شناخت ارتباط سالم مي تواند گامي موثر درجهت نيل به سلامت جسمي و روحي افراد باشد ، اهميت ارتباط سالم بين افراد به اندازه اي است كه با اهميت دادن به آن مي توان خود افراد را سالم كرد ، افراد فاقد ابراز وجود فكر مي كنند كه ديگران آنها را به حساب نمي آورنددرحالي كه بيان بازاميال مي تواند موجب شود كه فردنقشي رابدست آورد كه برپايه آن ديگران اورابه حساب آورند(حمیدی وهمکاران،1368).قاطعيت به اين مفهوم است كه اشخاص احساسات مثبت ومنفي خود را بدون تجاوزبه حقوق ديگران بيان كنند(ام ،پاترسون ،2002،به نقل از تقوی ،1388).
ابراز وجود رفتاري است كه شخص را قادر مي سازد به نفع خود عمل كند، بدون هرگونه اضطرابي روي پاهاي خود بايستد، احساسات واقعي خود را صادقانه ابراز كند و با توجه نمودن به حقوق ديگران حق خود را بگيرد(روبرت ،1982،به نقل از رنجبر کهن،1389 ).اضطراب عبارت ازيک حالت هيجانی ناخوشاينداست که منابع آن کمترمشخص بوده وبا اعراض فیزيولوژيکی که می تواند به خستگی وحتی تحليل قوا پيش برود همراهی مي گردد.اضطراب معمول ترين پاسخ به محرك تنش زا است . منظور از اضطراب، هيجاني است ناخوشايند كه همه ما درجاتي از آن رادر حالتهايي همچون دلشوره ، نگرانی ،تنش وترس را تجربه کرده ایم .فرويد از نخستين كساني بود كه به اضطراب اهميت فراواني داد .وي بين اضطراب عيني و اضطراب روان رنجور تمايز قائل شد، به اين ترتيب كه اولي را پاسخ واقع بينانه در برابر خطر بروني و همسان با ترس و دومي را اضطراب كه ريشه در يك تعارض ناهشيار دارد ، محسوب کرد. در نظريه يادگيري اجتماعي ، به جاي تعارض هاي دروني شيوه هايي در مدار توجه قرار مي گيرد كه طي آن اضطراب از راه يادگيري با برخي موفقيتها مرتبط مي شود.در يدگاه كنترلي گفته مي شود هنگامي احساس اضطراب به فرددست مي دهد كه آدمي با موقعيتي روبه رو مي شودكه كنترلي روي آن ندارد(فرامرزی نیا وبشارت ،1388).وجود اضطراب درحداعتدال آميزآن، پاسخي سازش يافته تلقي می شود كه موضع گيري متفاوت انسان ها در برابر حوادث طبيعي و غير طبيعي را به دنبال دارد.بنابراين وجود اندكي اضطراب مي تواند تأثير مثبتي بر فرآيند زندگي و تحول آن داشته باشد، طبيعي است كه اين نوع اضطراب نه تنها هيچ ضرري براي فرآيند رشد انسان ندارد، بلكه امري سازنده و مفيد نيز هست.عده اي در مورد بعضي از مسائل هيچگونه عکس العملي از خود نشان نمي دهند اما افراد مضطرب احساس وحشت يا ترس شديد دارند(حاتمی ومارین ،1388).روشهای متعددی برای درمان اضطراب جهت افزایش عملکردهای تحصیلی وشغلی وجود داردکه یکی ازآنهاآموزش مهارت های قاطعیت است.اولین بار سالتر(1991) به درمان اضطراب با روش آموزش قاطعیت پرداخت.تاکیدوی در این روش بر بیان احساسات،اظهار عقیده مخالف ، پذیرش وتمجید ازطرف دیگران واستفاده از ضمیرمن وحاضرجوابی بوده است (محمودی عالمی وهمکاران،1383).
براساس نتایج پژوهش های نوتا وسروسی (2003)،پترسون وهمکاران (2002)،لنت وهمکاران (2000)روی گروهی از دانش آموزان ودانشجویان که ازاضطراب بالا وکم جراتی رنج می بردند ،نشان داده است که تاثیر آموزش جرات ورزی درگروه های آزمایش نسبت به گروه های کنترل بیشتر بوده است وسبب کاهش اضطراب وافزایش جرات ورزی شده است (كيخاي فرزانه ،1390).پژوهش هایی نیز نشان داده اندکه افرادپرخاشگرراه حل های کمتری برای وضعیت دشواراتخاذمی کنند وراه حل های شان نسبت به افرادغیرپرخاشگرکم اثرتراست(دلوتی،1981).یکی ازدلایلی که افراد معمولا”پرخاشگرانه تر پاسخ می دهند وراه حل هایشان برای موقعیت تعارض آمیز کمتر می باشد این است که،افرادپرخاشگر راه حل های توام باابرازوجودرابه صورت منفی تر ارزش گذاری می کنند(دادجی وهمکاران،1985).
پرخاشگري، رفتار فيزيكي يا كلامي آشكاري است كه هدف آن صدمه به شخص يا شيء يا سيستم مي باشدكه باعث اجتناب ديگران يامقابله به مثل آنها مي شود.درانسانها، پرخاشگري زماني رخ مي دهد تعادل بين تكانه وكنترل دروني برهم بخورد(سادوک وهمکاران،1996،به نقل ازپورافكاري،1389).
افراد کم جرات ازمهارت های ابراز وجود پایینی برخوردارند واین افراد تمایل دارند که ارتعارض درهمه شرایط جلوگیری کنند.آنها نگرانی ها رادرونی می کنندتاخودرابه خطرنیندازند.اعتقادزیر بنایی این افرادآن است که نیازهای افراد دیگر مهمتر ازنیازهای خودشان است واگرفردنیازهای خودش رابرآورده کند دیگران اورا طرد خواهند کرد.همچنین فرد کم جرات می تواندافکارواحساسات خودرابه شکل خصومت آمیزوپرخاشگرانه نیزنشان دهد.این افرادازتهدید وکنترل دربرآوردن نیازهایشان استفاده می کنند.صحبت های با صدای بلند ،خشن ،خصمانه نگاه کردن به دیگران ،صحبت در رابطه با اتفاقات گذشته به صورت ملامت کننده ،سرزنش کننده وتحقیر آمیز بیان کند وخودخواهانه احساسات وعقایددریک الگوی تعصبی ،ارزش های خودرامهمترازدیگران قلمدادکردن،صدمه به دیگران برای اجتناب ازصدمه شخصی از ویژگیهای این افراد است .ازاین رو برای رفع این گونه اختلال های رفتاری وناهنجاری عاطفی اجرای برنامه های ابرازوجود ضرورت دارد (رضاپورمیر صالح وهمکاران ،1388).ملاحظه هاي مبتني بر آموزش مهارت هاي اجتماعي بر اين فرض استوارند كه برخي رفتارهاي منفي هم چون پرخاشگري در جامعه از نبود مهارت هايي ناشي مي شوند كه براي گفتمان شايسته و مؤثر با همسالان وهمکاران هستند.
ارتقای بهداشت روانی محیط کار به عنوان یکی از مهمترین ابعاد توسعه و بهسازی منابع انسانی بوده و در چند دهه اخیر توجه سازمان ها به نیروهای سالم جسمی و فکری در موسسات اقتصادی، خدماتی آموزشی و صنعتی در بالا بردن سطح بهره وری تاثیر بسزایی دارد(غفوریان ،1377،به نقل از علوی وهمکاران ،1388).درزندگی همه افرادی که دارای شغلی هستنداسترس وجودداردوبه گونه های مختلف برآنها فشارروانی وارد می کندتحولات شغلی مانندتغییرات سازمانی، تغییر حقوق ودستمزد، ترفیعات شغلی کاهش یا افزایش نیروی انسانی و دگرگونی های اجتماعی موضوعاتی هستند که به شکلی بر فرد فشار آورده و او را دچار آشفتگی، نگرانی، تشویش و اضطراب می نماید(پارسائیان ،1374،به نقل از غفوریان ،1388).فرسودگي شغلي، سندرمي شايع در مشاغلي است كه قسمت عمده زمان در آن، صرف حمايت از ساير افراد مي‌شود و در بين شاغلين حرفه‌هاي پزشكي، بسيار مورد مطالعه قرار گرفته است(طوبایی وصحرائیان،1385).
فرسودگی شغلی، سندرمی روانی متشکل از خستگی عاطفی ( احساس تخلیه توان روحی)، مسخ شخصیت ،واکنش منفی، عاری از احساس و توام با بی اعتنایی مفرط نسبت به گیرندگان خدمات وکاهش احساس موفقیت فردی کاهش احساس شایستگی وموفقیت در حرفه است که در بین کارکنان حرفه خدمات پزشکی به ویژه پرستاران بروز می کند.این سندرم با ایجاد تصور منفی ازخود، نگرش منفی نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با مددجو هنگام ارایه مراقبت، به افت شدید کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی می انجامد(عزیز نژاد وحسینی ،1384).فرسودگي شغلي منجر به افت كيفيت ارايه خدمات مي شود.فرسودگي شغلي در درازمدت منجر به دست كشيدن از كار، غيبت، روحيه پايين، تحريك پذيري، درماندگي، عزت نفس پايين، افزايش اضطراب مي شود. اگر به علايم فرسودگي شغلي توجه نشود و درماني براي آن صورت نگيرد هم فرد و هم سازماني كه فرد در آن كار مي كند تحت تاثير آن قرار مي گيرد.
به نظر مي آيد فرسودگي شغلي با فشار هاي رواني ارتباط داشته باشد .فشارهاي رواني وقتي رخ مي دهد که عدم تعادل بين مطالبات و خواسته هاي محيطي با توانائي فرد براي پاسخ دادن به آنها وجود داشته باشد.هرچه مطالبات و خواسته هاي محيطي افزايش يابد و توانائي فرد براي پاسخ دادن به آنها کاهش يابد فشار رواني ايجاد مي شود که باعث تجربه ي منفي در فرد و فرسودگي شغلي مي گردد .در واقع فرسودگي شغلي دراثر فشارمداوم رواني پديد مي آيد (فاربر،2003،به نقل ازاشرفی سلطان احمدي وهمکاران ،۱۳۸9).از راههاي مقابله با فرسودگي شغلي وكسب رضايت شغلي، مهارت ابراز وجود است. ابراز وجود يعني ملاحظه حقوق ديگران، و در عين حال گرفتن حق خود. ويژگيهاي اين سبك عبارتند از: دادن پاسخ هاي خود انگيخته با لحني دوستانه اما قاطع، نگاه كردن به ديگران، ذكر مسايل مهم، ابرازاحساسات و عقايد، بها دادن به خود، نرنجاندن خود وديگران؛ در اين سبك، هدف شخص رعايت عدالت براي تمام طرفهاي رابطه است (كاسبان و همكاران، 1387).
3-1-اهمیت و ضرورت تحقیق
با افزايش فشارهاي مختلف ناشي از شرايط فيزيكي كار يا برخي سياست هاي سازماني بر افراد، رفته رفته فرد دچار تحليل رفتگي و فرسودگي در كار مي شود. شيوع تحليل رفتگي تعادل زيستي فرد را بر هم مي زند و در نتيجه كارايي، بهره وري و در نهايت اثربخشي فردي وسازماني رامختل مي سازد.ازاين رو، پرداختن به عوامل مؤثر در ايجاد و بروز پديدة منفي تحليل رفتگي ونیز کاهش آن از ديرباز مورد توجه محققان علوم انساني بوده است.
با توجه به این که حداقل یک سوم از عمرافراددر محیط کار سپری می شودواز طرفی بسیاری از روابط و مناسبات اجتماعی افراددرطی ساعات کار شکل می گیرد،محیط کارو استرس ناشی ازآن می تواند در سلامت وخشنودی انسان ها علاوه برکارایی موثر باشدوافرادی که تحت استرس های زیاد باشندبه طور کلی ازسلامت وخشنودی کمتری برخوردارخواهندبود.به این ترتیب بیماری های روان پزشکی ناشی ازاسترس های شغلی ومحیط شغلی وهمچنین فرسودگی کارکنان می تواند باعث کاهش کارایی کارکنان درسازمان گردد.فرسودگی هم سندرمی است که شامل خستگی و کناره گیری از کار می شود. افزایش کار آیی ،اثر بخشی ودر نتیجه بهره وری سازمانی تحت تاثیر عوامل درون سازماني و برون سازماني قرار مي گيرد ،در شرايطي سطوح بهينه بهره وري سازماني حاصل مي شود كه تمامي اين عوامل همسو، هم افزا وبهينه باشند. ازاين رو،هنگامي دستيابي به سطوح بالاتر بهره وري سازماني بارز مي شود كه منابع انساني سازمان از فرسودگي شغلي و عوارض ناشي از آن در رنج نباشند.
بنابراين، بررسي فشارآورهاي شغلي و بروز فرسودگي شغلي يكي از مهمترين اولويت هاي پژوهشي محسوب مي گردد؛ زيرا فقدان اطلاعات ويافته هاي پژوهشي درزمينه نوع و ميزان فرسودگي شغلي باعث مي شود تا برنامه ريزان نيروي انساني در هاله اي از ابهام فرو رفته و نتوانند اقدامات پيشگيري را صورت دهند.
مقابله با فرسودگی شغلی زمانی مؤثر است که همزمان در سطح انفرادي، گروه کاري و سازمانی انجام شود. درسطح فردي تبدیل فرسودگی شغلی به یک مسأله اصلح براي رشد شخصی تنها زمانی امکان دارد که پرسنل آرمان گرا توانایی دریافت حس با معنا بودن از خویش راداشته باشند. در سطح گروهی فقط زمانی ممکن است که گروه کاري در جهت اهداف به اعضایش کمک کند و این احساس به وجود آیدکه کارشان مهم است ومی تواندسپري درمقابل فرسودگی شغلی باشد.بنابراین لازم است که جلسات حمایت گروهی بر مشکلات و تنیدگی ها تمرکز شود، و افراد باید درانتظارات و امیدها سهیم باشندو بهترین روش ها،اهمیت غلبه برموانعی است که آنهابه دست می آورندوجستجومی کنند همچنین براي سازمان ها بهترین روش اجتناب کارفرمایان از فرسودگی شغلی این است که به پرسنل کمک کنند تا به اهدافشان برسند، در یک جمله می توان گفت آنچه براي افراد بهترین است براي سازمان ها هم بهترین است. فقط اگرکارفرمایان بتوانند معناي اهمیت کارشان را بدانند رهایی از فرسودگی شغلی در سازمانها ممکن است(جعفرپور،1376).
امروزه عليرغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي وتغييردرشيوه هاي زندگي، بسياري از افراد دررويارويي با مسائل زندگي فاقدتواناییهاي لازم واساسي هستند و همين امرآنان را درمواجهه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره ومقتضيات آن آسيب پذيرنموده است(کلینیکه،به نقل از محمدخانی،1383).اضطراب وپرخاشگری نیزازجمله عواملی هستندکه زندگی اجتماعی وکاری انسانها را به مخاطره می اندازندوهردو عاملي مخرب ونابود كننده می باشندکه ازطريق يادگيري والگوبرداري آموخته می شود لذا می توان آن را به كمك روش هاي آموزشي والگوبرداري كاهش داديا كنترل نمود.
باتوجه به اينكه انسان موجودي اجتماعي ونيازمندبرقراري ارتباط با ديگران است به گونه اي كه بسياري از نيازهاي متعالي وشكوفايي استعدادها وخلاقيت هايش از طريق تعامل بين فردي وارتباطات اجتماعي ارضا شده وبه فعل درمي آيدلزوم فراگيري آموزش هاي منتهي به ارتقاي مهارت هاي اجتماعي ، پر اهميت جلوه مي نمايد و از طرفي لازمه ي برقراري ارتباط اجتماعي، قرار گرفتن در ميان جامعه و افراد آن مي باشد.
ابراز وجود به عنوان يكي از عوامل مهم موفقيت در روابط بين فردي محسوب مي شود. ضعف در اين توانايي موجب افزايش تنش رواني و در نتيجه اختلال در زمينه بهداشت رواني افراد خواهد شد،بنابراين يكي از عوامل مهم در ارتباط بين فردي سالم، داشتن ابراز وجود است. افراد با مهارت هاي ابراز وجود ضعيف هم براي خود و هم ديگران مشكلات عديده اي را به وجود مي آورند. هدف آموزش ابراز وجود، ايجاد توانايي در فرد براي رويارويي واقع بينانه با موقعيت هاي بيروني كه گاهي تنش آفرين و فشارزا مي باشند، است.
اعتقاد براین است که آموزش ابرازوجودبه صورت گروهی درمقابله باروش فردی فواید بیشتری دارد،زیرا اعضای گروه می توانندرفتار ابرازوجودرا درگروه تمرین کنند.رفتارگروه ،رفتارابرازمندانه راراحت ترمی پذیرند،زیرادلایل رفتار را درک می کنند ودریک گروه فرصت های بیشتری برای ترغیب وتشویق وبالا بردن ابرازوجود فراهم می شود(رضاپورمیرصالح،1388).پژوهش حاضر آموزش ابراز وجود برروابط بين فردي نقش گسترده اي داشته است و رفتارهايي از قبيل استقلال، روابط ارتباطی سالم واعتمادبه نفس رادر فرد تقويت مي كند متمركز گرديده است. ضمن توجه به اين نكته كه اين مهارت به سازگاري در تعاملات اجتماعي ، كمك مي کندداراي جنبه هاي شناختي،هيجاني ورفتاري است و نمايانگر توانمندي فرد در برخورد مؤثر با خواسته هاي محيطي مي باشد.
فراگیری آموزش های ابراز وجود وجرات ورزی می تواند این کارکنان را در برخورد با بسیاری از ارباب رجوع هایی که دارای خواسته های غیر منطقی وغیر علمی می باشندبا انتخاب تصمیم درست وبه موقع کمک نمایدماننددرخواست داروبدون تجویزپزشک ومصرف خودسرانه داروها که ممکن است مشکلاتی را برای خود خدمت گیرندگان وکارکنان ایجاد کند .درراستاي برطرف نمودن این مشکل آموزش جرات ورزي یک شیوه مداخله ساخت یافته است که ازآن براي بهبود اثربخشی روابط اجتماعی استفاده می شود.با عنايت به مطالب بيان شده، لزوم نیازبه آموزش ابرازوجود درجهت نقش ارزنده آن برسلامت جسمانی ،روانی واجتماعی به خصوص برای کارمندان احساس می شود.
4-1- اهداف تحقیقهدف کلی تحقیق :
-تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب،پرخاشگری واضطراب درکارکنان.
اهداف جزئی تحقیق:
1-تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب درکارکنان.
2-تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش پرخاشگری درکارکنان.
3- تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش فرسودگی شغلی درکارکنان .
اهداف کاربردی تحقيق:
1-کاهش میزان اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی درکارکنان
2-افزایش اثربخشی وبهروری کارکنان .
5-1-فرضيه‌های پژوهش
1-آموزش گروهی ابراز وجودموجب کاهش اضطراب کارکنان شبکه بهداشت ودرمان می شود.
2-آموزش گروهی ابرازوجود موجب کاهش پرخاشگری کارکنان شبکه بهداشت ودرمان می شود.
3-آموزش گروهی ابرازوجود موجب کاهش فرسودگی شغلی کارکنان شبکه بهداشت ودرمان می شود.
6-1-تعاريف نظری و عملیاتی متغيرها:تعریف نظری ابراز وجود :
آلبرتی وامونز (1982)نیز ابراز وجود را این طور تعریف می کنند:رفتاری که شخص را قادر می سازدبه نفع خودش عمل کند،بدون هرگونه اضطرابی روی پاهای خودش بایستد،احساسات واقعی خود را صادقانه ابراز کند وبدون بی توجهی به حقوق دیگران حق خود را بگیرد(هارجی وهمکاران ،1994).
تعریف نظری اضطراب :
اضطراب یک حالت بسیار ناخوشایند و مبهم می باشد که اغلب با دلواپسی و با یک یا چند احساس جسمی که شامل احساس تنگی نفس در سینه ،تپش قلب ، تعریق ، سردردو بی قراری بر حرکت و نیز احساس خالی شدن سردل می باشد همراه است(کلبرگ،1942،به نقل از پورافکاری،1389).
تعریف نظری پرخاشگری :
صاحب‌نظران حوزة روان‌شناسي «پرخاشگري» رارفتاري تعريف مي‌كنند كه به واسطة آن، شخص عملي را به قصد آسيب رساندن انجام ‌دهد(ايزدي‌طامه وهمکاران ،1389به نقل از شکوفه فردوخرمایی،1391).
در واقع، هدف از رفتار پرخاشگرانه صدمه رساندن جسماني يا زباني به ديگري يا نابود كردن دارايي افراد است. آرچر «پرخاشگري» را روشي راهبردي مي‌داند كه پرخاشگر در مواقعي كه دچار مشكلات اجتماعي مي‌شودآنرابه كار مي‌گيردوتداوم اين رفتاررابطة مستقيمي بانتيجة استفاده ازآن دارد.در حقيقت، اين محيط است كه مشخص مي‌كند فرد در ادامه، براي حلّ معضل اجتماعي از پرخاشگري استفاده كند يا خير(فانی ،1388،به نقل از شکوفه فرد، 1391).
تعریف نظری فرسودگی شغلی:
فرسودگي شغلي: به نظر ماسلاچ و جكسون فرسودگي شغلي عبارت است از كاهش قدرت سازگاري فرد بر اثر عوامل فشار زا و نشانگان خستگي جسمي و هيجاني. اين نشانگان منجر به ايجادخود پنداره منفي در فرد ،نگرش منفي نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با ديگران مي گردداين نشانگان ممكن است فرد را به سوي انواع بيماريها ي رواني و جسماني سوق دهد (ماسلاچ و جكسون ،1991).چهارمولفه خستگي هيجاني، مسخ شخصيت، عملكرد شخصي،درگیری از مولفه های فرسودگی شغلی هستند.
1-خستگي هيجاني:منظور از خستگي هيجاني وجود احساساتي است كه در آن شخص نيروهاي هيجان خود را از دست داده است و قادر به برقراري روابط عاطفي با ديگران نيست( بدری گرگوری ،1374).
2- مسخ شخصيت:اين مولفه نشان دهنده تمايل فرد براي ابتلا به عارضه مسخ شخصيت است اين پديده در حرفه هاي خدمات انساني و به صورت تمايل درمانگر ،پرستار ،پزشك و نظاير آن براي تعامل يا برخورد با مردم به عنوان يك شي واغلب به صورت مكانيكي بروز مي كند (ساعتچي وهمکاران ، 1389).
3- عملكرد شخصي(كفايت شخصي): اين افراد از تلاش هاي حرفه اي خود برداشتهاي منفي دارند،احساس مي كنند در شغل خودشان پيشرفتي ندارند و كار و تلاش و حرفه نتايج مثبت به همراه ندارد(بدری گرگوری ، 1374) .
4- درگيري:احساس گرفتاري فكري و عاطفي در برخورد با سازمان و مرجع(کریمی دشتكي، 1374).
تعریف عملیاتی ابراز وجود :
دراین پژوهش منظور مهارتی است که کارکنان برای بهبود بخشیدن به زندگی روزمره خود در ابعاد گوناگون فردی ،خانوادگی،شغلی واجتماعی در سطح جامعه به آن نیاز دارند وطی یک ماه ودر8 جلسه یک ساعته آموزش داده می شود .
تعریف عملیاتی اضطراب:
منظور از اضطراب میزان نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه بک(1998) بدست می آورد .
تعریف عملیاتی پرخاشگری:
دراین پژوهش منظور از پرخاشگری نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه پرخاشگری باسو پری (1992 ) بدست می آورد.
تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی:
1- فرسودگي شغلي: در اين پژوهش منظور از فرسودگي شغلي نمره كلي است كه آزمودني پرسشنامه ی ماسلاچ وجکسون(1996) بدست مي آورد.
2- خستگي هيجاني: به عنوان يكي از مولفه هاي فرسودگي نمره اي است كه با سوالات شماره 1تا9سنجيده مي شود.
3-مسخ شخصيت: مولفه ديگر فرسودگي شغلي با سوالات شماره10تا17سنجيده مي شود.
4- عملكرد شخصي : مولفه ديگر فرسودگي شغلي كه با سوالات شماره18 تا22سنجيده مي شود.
5- درگيري: مولفه ديگر فرسودگي شغلي كه با سوالات شماره23تا 25سنجيده مي شود .
فصل دومچارچوب نظری و پیشینه تحقیقاتی
در این فصل از پژوهش ابتدا مبانی نظری در ارتباط بامهارت های زندگی ،ابرازوجود ،اضطراب ،پرخاشگری و فرسودگی شغلی بحث می شودسپس مروری بر پیشینه تحقیقاتی متغیرها ارائه شده است.
1-2 – مبانی نظری مهارت های زندگیتعريف مهارتهاي زندگي :
در زمينه مهارتهاي زندگي تعاريف و طبقه بندي هاي مختلفي ارائه شده است وصاحب نظران درتحقيقات خود مهارتهاي مختلفي را مد نظر قرار داده اند كه حاكي از تنوع مهارتهاي زندگي مطلوب است.
موريس ، اي ، الياساز دانشگاه راجرزدرآمريكا مفهوم عامي از ماهيت مهارتهاي زندگي بدست مي دهد مهارتهاي زندگي يعني ايجاد روابط بين فردي مناسب و موثر ، انجام مسئوليت هاي اجتماعي ، انجام تصميم گيري هاي صحيح ، حل تعارض و كشمكش ها بدون توسل به اعمالي كه به خود يا ديگران صدمه مي زنند(سازمان جهاني بهداشت، 1379).
هانترمهارتهاي زندگي راراه رسيدن به شرايط بهتر مي داند كه با آموختن آن مي توان زندگي موفق تري را تجربه نمود .گازدا و همكاران ( 1978) مهارتهاي زندگي را چنين تعريف كرده اند همه مهارتها و آگاهي ها كه لازمه زندگي موثر هستندودر چهار زمينه خانوادگي ،تحصيلي ،اجتماعي وشغل لازم و ضروري اند.بطوري كه درهريك ازاين زمينه ها قابل تعريف و اندازه گيري بصورت عيني باشند(طارميان وهمکاران ،1380).
مهارت هاي زندگي روشها و مهار تهاي اصلي و ضروري براي يك زندگي سالم و سازنده است. اين مهارتها، مجموعه اي از توانايي ها هستند كه سبب سازگاري ما با محيط و شكل گيري رفتارهاي مثبت و مفيدمي شوند. اين توانايي ها ماراقادر مي سازندكه نقش مناسب خودرادرجامعه به خوبي ايفا كنيم و بدون آن كه به خودوياديگران لطمه اي بزنيم، باخواسته ها، انتظارات،مسائل ومشكلات روزانه خصوصاً در روابط خود با ديگران، به شكل موثرتري روبه رو شويم. به عبارت ديگر، اين مهارت ها كه اكتسابي و اغلب از طريق آموزش و تمرين ايجاد و تقويت مي شوند، افراد را در مواجهه با نيازها و چالش هاي زندگي روزمره توانمند مي سازند(فولادی ،1383).
در تعريف جديد يونيسف از مهارتهاي زندگي چنين بيان مي گردد كه مهارتهاي زندگي شامل گروه بزرگي از مهارتهاي روانشناختي اجتماعي و بين فردي است كه توانايي كمك به فرد در ساخت تصميم گيري شخصي ، مكالمات موثر و تكامل الگو برداري و مهارتهاي خود مديريتي را دارد كه ممكن است به آنها در هدايت به سوي زندگي سالم ياري رساند(يونيسف،2005).مهارتهاي زندگي،مهارتهاي شخصي واجتماعي هستندكه كودكان ونوجوانان بايدآنها راياد بگيرندتا بتواننددر مورد خود انسانهاي ديگر وكل اجتماع به طور موثر و شايسته عمل كنند (نيك پور ،1384).طبق نظرداردان ،گازدا مهارتهاي زندگي براي زندگي اثر بخش ضرورت دارند و براي سراسردوره هاي زندگي( كودكي ،نوجوانی ، بزرگسالي )مورد نظر هستند (داردان و گازدا، 1996).
طبق نظر بوتوين وکانتور(2000)اجزاءمهارتهاي زندگي شامل مهارتهاي خودمديريتي ومهارتهاي اجتماعي است . مهارتهاي خود مديريتي فردي شامل توانايي تصميم گيري و حل مساله ، آگاهي از تاثيرات اجتماعي و مقاومت در برابر آن ، مقابله با اضطراب و افسردگي ، خشم و ناكامي ، تعيين هدف ، خود رهبري و خود تقويت دهي مي باشد . مهارتهاي اجتماعي نيز بخش ديگري از مهارتهاي زندگي است كه شامل برقراري ارتباط اجتماعي ، مهارتهاي جرات مندي كلامي و غير كلامي ، احترام گذاشتن و افزايش شايستگي اجتماعي افراد مي باشد .هدف از آموزش مهارت های زندگی به گروه ها این است که به افراد گروه ها کمک شود که تعادل بین ضعف ها و قوت ها را به نفع قدرت ها تغییر دهد. در واقع به افراد کمک می شود که انتخاب کننده های بهتری باشند(فراو وهمکاران،2011).
پيشينه اجراي برنامه هاي مهارت هاي زندگي
برنامه هاي آموزش مهارتهاي زندگي در كشورهاي اروپايي با اجراي الگوهاي آموزشي واكر ، كوپر و گاردنر در دهه 80آغاز شد(قاسم زاده ،1384).در سال 1979 توسط بوتوين استاد روانپزشكي و علوم رفتاري معرفي شد(يونيسف،2005).بوتوين به عنوان يك دانشمندرفتارگرا در زمينه ترويج بهداشت و پيشگيري مشهور است و تحقيقات وسيعي در برنامه هاي پيشگيري مبتني بر مدرسه انجام داده است . فعاليتهاي اصلي اش شامل تحقيق ، آموزش شخصي وآموزش عمومي مي باشد (بوتوين ،2001). به پيشنهاد سازمان بهداشت جهاني درسال 1993 براي اجراي اين برنامه ها در كشورهاي در حال توسعه مثل ايران،يونيسف درسال 1376 اقدام به تهيه راهنماي آموزش مهارتهاي زندگي براي نوجوانان ، زنان و جوانان نمود و با برگزاري كارگاه هاي آموزشي متعدد براي سازمان هاي دولتي و غير دولتي به معرفي اين برنامه پرداخت . معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي با همكاري وزارت آموزش و پرورش به تهيه و اجراي آزمايشي اين برنامه در چند منطقه تهران اقدام نمود و در حال حاضر به عنوان واحد اختياري در رشته كارو دانش آموزش داده مي شود(قاسم زاده ،1384).
اهداف آموزش مهارت هاي زندگي :
مجموعه مهارتهاي زندگي يك رويكرد متمركز به فرد است كه هدفش كمك به افراد جهت رشدمهارتهاي مورد نياز زندگي مي باشد . مجموعه مهارتهاي زندگي نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگي حال مي انديشد ، بلكه به توانمندي آنان در آينده تاكيد دارد . به فر د كمك مي كند تا از ناتواناييها و ضعف هاي مهارتي به سوي مهارتهاي توانمند و سازنده حركت نمايد .
در واقع هدف نهايي مهارتهاي زندگي اين است كه افراد مسئوليت برتري و شايستگي فرد خويش را بپذيرند . اين شايستگي فردي شامل احساس كفايت و شايستگي سطح بالا ، سلامت رواني ، خود شكوفايي و پذيرش مسئوليت فردي مي باشد . لذامجموعه مهارتهاي زندگي اهداف پيشگيرانه ، كنترل و مديريت مشكلات را دارد و همانند يك رويكرد آموزشي هم براي مداخلات گروهي و هم فردي مناسب است (نلسون ،جونز ،1992،آقاجانی ،1381).
هدف ازآموزش مهارتهاي زندگي افزايش توانايي رواني – اجتماعي ودرنهايت پيشگيري از ايجادرفتارهاي آسيب زننده به بهداشت جسماني و رواني و ارتقاي سطح روان افراد است ( سازمان بهداشت جهاني ،1379).
اهميت مهارت هاي زندگی
در مطالعه اي که توسط کلینگمن (1998، به نقل از صفرزاده، 1383)انجام گرفت مهارتهاي زندگي در زمينه هايي مانندبرقراري ارتباط صميمانه ، مسائل تحصيلي و شغلي ، رفتارهاي خود تخربب ، زندگي اجتماعي و بهداشت اثربخش بود . يكي از مولفه هاي اساسي آموزش مهارتهاي زندگي بحثهاي گروهي است . بحثهاي گروهي موجب مي شود كه كه شركت كنندگان استعدادها و تواناييهاي فردي خود را كشف كنند . در ضمن ازطريق مشكل گشايي گروهي ، راه حلهايي را براي مشكلات زندگي روزمره تجربه كنند . از محاسن ديگر بحثهاي گروهي پژوهش هاي متعدد نشان داده اند كه آموزش مهارتهاي زندگي در زمينه هاي ذيل موثر بوده است .
الف : افزايش سلامت رواني و جسماني1- تقويت اعتماد به نفس و احترام به خود2-مقابله با فشارهاي محيطي و رواني3- كمك به تقويت ارتباط بين فردي4- افزايش سطح رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي
ب: پيشگيري از مشكلات رواني _ رفتاري و اجتماعي
1- كاهش مصرف سيگار و مواد مخدر2-كاهش اضطراب و افسردگی3- كاهش آزار جسماني زنان درمحیط خانه4- كاهش تمايلات و افكار خودكشي گرايانه5- كاهش از هم گيسختگي هاي خانواده.
آموزش مهارتهاي زندگي، آموزش مبتني بر مهارتهاي مربوط به رشد توانايي هايي است كه نسل جوان را براي بر خورد موثر با نيازها و چالش هاي زندگي روزمره بويژه در زمينه بهداشت جسماني ، عاطفي واجتماعي توانمند مي سازد.مهارت های زندگی موجب می شوند که فرد دست به انتخاب هایی بزند که مسئولیت شخصی آن انتخاب ها بر عهدهُ خود او قرار دارد. وقتی که مسئولیت شخصی انتخاب ها و تصمیم ها بر عهده خود فرد باشد، آنها دست به انتخاب ها و اتخاذ تصمیم هایی می زنند که شادی و رضایتشان را به حداکثر برساند و تصمیمی می گیرند که کامل ترین تصمیم بوده و فاقد عیب و نقص است. مسئولیت شخصی، مفهوم مثبتی است که افراد را وادار می کند که در خصوص تصمیم هایی که میگیرند دقیق تر و بهتر فکر کنند. مهارت های زندگی مهارت های اساسی هستند که بوسیله آنها افراد به جای اینکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، مسئولیت امور زندگی خود را به عهده می گیرند. علاوه براین مهارت های زندگی مهارت های خودیاری هستند. آنها این صلاحیت را در فرد ایجاد می کنند که به خود کمک کنند. در واقع آنها باعث افزایش قدرت افراد می گردند نه کاهش آن.
انواع مهارت هاي زندگي
پژوهش‌هاي متعدد نشان داده‌اند كه خود‌ـ‌آگاهي ، عزّت‌نفس ، و اعتمادبه‌نفس، شاخص‌هاي اساسي توانمندي‌ها و ضعف‌هاي هر انساني هستند (WHO، 1997). اين سه ويژگي فرد را قادر مي‌سازند كه فرصت‌هاي زندگي‌اش را مغتنم شمرده، براي مقابله با خطرات احتمالي آماده باشد، به خانواده و جامعه‌اش بيانديشدونگران مشكلاتي كه دراطرافش وجوددارد،باشدوبه چاره‌انديشي بپردازد.مهارت‌هاي زندگي به‌عنوان واسطه‌هاي ارتقاي سه ويژگي فوق‌الذكر در آدم‌ها مي‌توانند فرد و جامعه را در راه رسيدن به اهداف فوق كمك نمايند.يونيسف مهارت‌هاي زندگي را در چندين سطح دسته‌بندي مي‌كند:
سطح اول، مهارت‌هاي پايه‌اي و اساسي روان‌شناختي و اجتماعي هستند. اين مهارت‌ها به شدت متأثر از فرهنگ و ارزش‌هاي اجتماعي مي‌باشند، نظير خودآگاهي و همدلي.
سطح دوم، مهارت‌هايي هستند كه تنها در شرايط خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرند، نظير مذاكره، رفتار جرأت‌مندانه، و حلّ تعارض.
سطح سوم، مهارت‌هاي زندگي که كاربردي هستند، نظير مبارزه با نقش‌هاي جنسيتي سنتي يا امتناع از سوءمصرف مواد.
سازمان جهاني بهداشت در برنامة مهارت‌هاي زندگي كه در سال ۱۹۹۳ معرفي نمود، ده مهارت را به‌عنوان مهارت‌هاي زندگي اصلي معرفي نمود. اين ده مهارت از سوي يونيسف و يونسكو نيز به‌عنوان مهارت‌هاي زندگي اصلي شناخته شده‌اند.مهارت های زندگی به تقویت زندگی کمک میکنند.در آموزش مهارت های زندگی، موضوعات و محورهایی تدریس می گردد که در خدمت ارتقاء کیفیت زندگی هستند. از آنجا که مهارت های زندگی به جنبه های هیجانی، رشد و تحول شخصیت، تحول مفهوم خود و جنبه های ارزشی توجه دارند .یکی ازاجزای مهارتهای ده گانه مهارت های زندگی مهارتهای ارتباطی است که شامل:  ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر، ابراز وجود، مذاکره،  امتناع،  غلبه برخجالت، گوش دادن است.ابراز وجود به عنوان زیر مجموعه مهارت های ارتباطی می باشد (فتی وهمکاران ،1385).
2-2- مبانی نظری ارتباط موثر
وود (1379) درتعریف ((ارتباط ))می گوید :((ارتباطات میان فردی یک تعامل گزینشی نظام مند منحصر به فرد وروبه پیشرفت است که سازنده شناخت طرفین از یکدیگر است وموجب خلق معانی مشترک در بین آنها می شود)).میر کمالی (1380) در تعریف ارتباط می نویسد ((ارتباط فرایندی است اجتماعی که به وسیله آن ، اطلاعات ،افکار ،عقاید و احساسات یک فرد یا گروه یا زیان یا رفتار مشترک به طرف دیگر انتقال داده می شود تاسبب تفاهم، هماهنگی وادراک بارفتار واحدبین گیرنده وفرستنده شود)).
در رابطه با تعریف مفهوم ارتباط،بروکس وهیث(1993 به نقل ازهارجی ودیکسون ،2004) معتقد ند ارتباط فرآیندی است که توسط آن اطلاعات ،معنا واحساسات از طریق تبادل پیام های کلامی وغیر کلامی وغیر کلامی با دیگرافراد در میان گذاشته می شود. ویگینز و همکاران (1994)ارتباط را فرایندی می دانند که به وسیله آن افراد با یکدیگر تعامل کرده وتعاملاتشان را تفسیر می کنند.
((مهارت))نیز از نظر هارجی ودیکسون (2004) توانایی لازم برای انجام رفتاری می باشد که باعث رسیدن به اهداف یک تکلیف می گرددودرواقع ، فرد را قادر می سازد تا به صورتی شایسته رفتار کند.
دیکسون (1993به نقل ازهارجی و همکاران ،1994)بر آن است که داشتن ارتباط ماهرانه بستگی به استفاده صحیح وتسهیل کننده از شیوه های برقراری ارتباط مناسب وکارآمد با دیگران دارد.
طبق نظریه مزلو اکثر نیازهای آدمی عمدتا” از طریق روابط انسانی وتعامل با دیگران ،برآورده می گردد. اینکه در این روابط تاچه حد از نیازهای ما برآورده گرددبستگی به نوع وکیفیت روابط دارد.نحوه برآوردن نیازها ، مبنای طرز زندگی هر کسی را تشکیل می دهد.شرایط محیط ووراثت ،فرصت ها وامکاناتی برای ارضاء نیازهای انسان فراهم می کنند، ولی چگونگی ارضاء نیازها اصولا” بسته به روابط انسانی است. داشتن روابط مثبت وسالم با دیگران کلید رشد وکمال آدمی ومعلول روابط فرد با دیگران است. گروه های مختلف زندگی از جمله خانواده ،دوستان و همکاران ابزار عمده خود شناسی هستند که البته هسته اصلی ومرکزی اکثر مشکلات و اختلالات وناراحتی های روانی فرد را نیز تشکیل میدهند. تمام مشکلات انسانی عمدتا” ناشی ارتباط با دیگران است (شولتز ، 1998).
رفتار آدمی تحت تاثیر عوامل اجتماعی قرار دارد وشخصیت انسان در صورتی به کمال می رسد که بین او ومحیط تعامل وتبادل مناسبی وجود داشته باشد. فشارهای اجتماعی تاثیر فراوانی بر رفتار فرد دارند واز سوی دیگر انسان موجودی انعطاف پذیر است.او نه تنها با محیط سازگار می شود،بلکه محیط را نیز بنا برخواسته ی خود دگرگون می کند (ولش وکارن ،2001).با توجه به اهمیت ارتباط درزندگی انسان ، میزان برخورداری ازمهارت های ارتباطی جهت توفیق دراکثرحوزه های زندگی کاملا” آشکار بوده وجنبه های مختلف آن راتحت تاثیر قرارمی دهددر واقع بنا به گفته ی هارجی ودیکسون (2004) توفیق در اکثرحوزه های زندگی از طریق توانایی ارتباط قابل پیش بینی است .
مهارت های ارتباطی :
مهارت های ارتباطی شامل پنج مهارت فرعی، گوش دادن ، کنترل عاطفی ،توانایی دریافت و ارسال پیام ،بینش نسبت به فرآیند ارتباط وارتباط توام با قاطعیت می باشد (حسین چاری و فداکار ،1384).در ادامه توضیح مختصر هرکدام ارئه شده است:
گوش دادن :عبارت است از مشارکت فعال در یک گفت وشنود وهدف از آن تامین این منظور است که گوش دهنده به آنچه گفته می شود ، گوش دهدنه اینکه حدس بزند(حسین چاری وفداکار 1384).گوش سپردن در گفتگوها نیز بیشتر به معنی فهمیدن است تا شنیدن صرف واژه (بولتون،1993).
کنترل عواطف :این مقوله ناظر به توان ابزار احساسات وکنترل آن ونیز کنار آمدن با عواطف دیگران در خلال ارتباط است (حسین چاری و فداکار ،1384).
توانایی دریافت وارسال پیام :توانایی دریافت وارسال پیام های واضح ارتباطی که از آن به عنوان درک پیام نیز یاد می شود یکی دیگر از مقوله های مهارت های ارتباطی را شامل می شود (حسین چاری وفداکار،1384).
بینش نسبت به فرایند ارتباط :این مقوله ناظر به توانایی کشف معنای حقیقی پیام های کلامی وغیر کلامی در ارتباط بوده ودر واقع توانایی فهم دیگران است (حسین چاری وفداکار،1384).
قاطعیت ارتباطی:این مهارت ناظر به آن است که فرد بتواند صرف نظر از واکنش عاطفی دیگران ، سئوالات وابهامات خود را بیان کند.در واقع ، توان ابزار عقاید واحساساتی است که علی رغم معقول بودن، گاهی اوقات با هنجارهای گروه همخوانی ندارد (حسین چاری وفداکار،1384).
الگوهای چهارگانه ارتباط با دیگران :
این الگوها عبارتند از:سلطه پذیری ،سلطه گری ،پرخاشگری وقاطعیت .جهت شناخت اینکه از میان این الگوها ،کدام یک بهترین الگوی برقراری ارتباط سالم با دیگران است به طور مختصر به توضیح هریک اشاره می شود (معماریان 1383).
سلطه پذیری :ویژگی افراد این الگو برقراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح (مبهم و غیر مستقیم )و توام با احترام به فرد مقابل می باشد .افراد سلطه پذیر ، دل مشغولی ، پرهیز از برخورد با دیگران را دارند حتی اگر این کار به قیمت ضایع شدن حق خودشان تمام شود (معماریان 1383).
سلطه گری:برقراری ارتباط صادقانه غیرصریح(مبهم وغیرمستقیم)وتوام بااحترام ظاهری ویژگی افراداین الگو می باشد.فردسلطه گرخود ودیگران رابه عنوان شیئی ونه انسان موردبهره کشی قرارمی دهند وسعی می کند افراد رادرجهت خود فریب دهد ومهارکند(معماریان 1383).
پرخاشگری : ارتباط صادقانه نیمه صریح (مبهم ومستقیم ) وبدون احترام متقابل است. افراد پرخاشگر معمولا” در حال رقابت با دیگران هستند (معماریان ،1383).
قاطعیت :ویژگی افراد این الگو، برقراری ارتباط صادقانه صریح (روشن ومستقیم )وتوام بااحترم متقابل واصیل (نه ظاهری )می باشد.یک فرد قاطع هم حق وحقوق خود و هم حقوق با ملاحظه ی چهار الگوی ارتباطی که بیان شدرارعایت می کند.معلوم می شودکه برای جلب مقبولیت درجمع ومحیط های مختلف و محبوبیت دردل دیگران ، قاطعیت بهترین روش ارتباطی است چرا که هریک از ارتباط های دیگر دچار نقصی است که همگی آنهامنجربه ازبین رفتن اعتماد وایجاد تنفر در فرد مقابل می شود(معماریان،1383).
مهارت هاي لازم براي ارتباط كارآمد
همه ي انسان ها نيازمند برقراري ارتباط با ديگران هستند ودر سايه بودن با ديگران است كه فرد مي تواند به رشد وتعالي برسد اما داشتن روابط سالم ، سازنده وصميمي باديگران كار ساده اي نيست بلكه نياز به كسب دانش وتمرين وممارست دارد؛ برخي از مهم ترين مهارت هاي لازم براي برقراري ارتباط كار آمد عبارتنداز:
1-مهارت هاي مشاركت در گفت و گو
2-مهارت جرات مندي
مهارت هاي مشاركت در گفت وگو شامل :
1-مهارت هاي غير كلامي (مهارت مربوط به زبان بدن ، مهارت صوتي يا فرازبان)
2-مهارت صحبت كردن (تمركز ،شفافيت،اختصار ، استفاده از كلمات وعبارات مناسب)
3-مهارت گوش دادن(توجه وتمركز،كاوش/پيگيري ،بازخورد ،جمع بندي)مي باشد(امامي ناييني ،1389).
مهارت جرات مندی:
کسانی می تواننددررروابط بادیگران مودبانه وبدون تجاوز به حقوق دیگری ،محکم پای حق وحقوق خود بایستدکه ازیک جرات مندی نسبی برخوردار باشد.شايد از مهم ترين دلايل فقدان جرات مندي ،اشتباه گرفتن آن با پرخاشگري باشد، حال آنكه جرات مندي يك توانمندي است. برخي از مهارتهايي كه در برخورد با موقعيت هاي خاص ضرورت پيدا مي كند، عبارتند از :
1-مهارت رد در خواست هاي غير منطقي ديگران :
واقعيت اين است كه هر درخواستي ،غير منطقي نيست و خيلي و قت ها مي توان به ديگران كمك كرد. اما اگر خواسته اي غير منطقي بود به شيوه زير مي توان با آن برخورد نمود .
-ارائه ي بازخورد مثبت -بيان دليل رفتار -اعلام تصميم
2- مهارت ارائه ي درخواست و تقاضا
درخواست كردن سه مرحله دارد:
-تفكر و تعمق درخصوص خواسته:.قبل ازبيان هردرخواستي بهتر است منطقي و معقول بودن آن ،توانايي طرف مقابل براي اجابت ومناسب بودن زمان و مكان آن مورد ارزيابي قرار بگيرد .
-بيان مشكل يا وضعيت موجود:دراين مرحله فرد، مشكل وشرايط خاص خودش رابيان مي كند .
.-بيان در خواست :.در اين مرحله فرد درخواست خود را به صورتي روشن و بدون حاشيه پردازي بيان مي كند.
3-مهارت مواجهه شدن بارفتارهای بی ملاحظه دیگران:
چگونگی مواجهه بارفتارهای بی ملاحظه دیگران یک مهارت است (امامي ناييني ،1389).
3-2-مبانی نظری متغیرابراز وجودآموزش ابراز وجود روشي است براي رفع اضطراب هايي كه از روابط متقابل اجتماعي ناشي شده‌اند. افرادي كه به علت عدم مهارت هاي مهم بين فردي و اجتماعي نمي‌توانند احساسات و خواسته‌ هاي خويش را بيان كنند و يا از عهده رد تقاضاهاي نامعقول ديگران بر نمي‌آيند و غالبا از جانب افراد ديگر مورد سوء ‌استفاده قرار مي‌گيرند، احساس احترام به خود و يا عزت نفس را از دست مي‌دهندو معمولا احساس مي‌كنند كنترلي بر وقايع زندگي خويش ندارند. اين افراد از رويارويي با مسائل مختلف زندگي اجتناب مي‌نمايند.خشنودي انسان در زندگي تا حدودي به ارضاي نيازهايي وابسته است كه محصول ارتباط با ديگران هستند. (همچون دوستي، عشق، تقدير، پيشرفت، احترام، اعتماد و عزت نفس)، به دليل اينكه ارضاي بسياري از نيازهاي اساسي انسان مستقيم يا غير مستقيم به ديگران بستگي دارد لذا توانايي شخص براي واكنش متقابل اثربخش با افراد ديگر بسيار مهم است. افرادي كه فاقد مهارت هاي لازم هستند اغلب در ارضاي نيازهاي اساسي خويش با شكست روبرو مي‌شوند. به عنوان مثال دانش آموزي كه نمي‌تواند سوالي را كه در نظرش كم اهميت جلوه مي‌كند از معلم بپرسد ممكن است هرگز نتواند به تقويتي كه از طرف معلم در زمينه طرح سؤالات جالب ارائه مي‌شود. دست يابد و يا مردي كه نمي‌تواند تقاضاهاي شغلي و يا آرزوهايش را به مافوق خودش بگويد ممكن است زندگي را بدون توفيقات شغلي سپري كند.آموزش ابراز وجود به افراد كمك مي‌كند تا مهارت هايي را در زمينه ابراز حقوقشان كسب كنند، بدون اينكه به ديگران آسيبي وارد نمايند. به افراد آموزش مي‌دهند تا باور كنند كه مي‌توانند در اهدافشان پيشرفت نمايند و مي‌توانند احساسات دروني‌شان را بدون ترس از استهزاء ، از دست دادن احترام يا حتي از دست دادن محبت ابراز كنند.نظريه آموزش ابراز وجود تا حدود زيادي بر پايه اصول شرطي شدن و يادگيري استوار شده است. بسياري از طرفداران اين نظريه چنين فرض مي‌كنند كه اگر افراد انساني مجموعه‌اي از مهارت ها را فراگيرند، مي‌توانند نيازهاي اساسي خودشان را ارضاء نمايند. به عبارتي ديگر از طريق فراگيري مهارتها، شخص قادر مي‌شود اهدافي را رشد دهد كه چنين اهدافي راه رسيدن به ارضاي نيازها را ممكن مي‌سازد. بنابراين مشكل بسياري از افراد آن نيست كه فاقد اهدافي در زندگيشان مي‌باشند، بلكه آنها نمي‌دانند چگونه بايد به اهدافشان برسند.(فقیرپور،1377).
نظريه آموزش ابراز وجود نخستين بار توسط آندريو سالتر (1949) مطرح شد.او از افكار پاولف درباره برانگيختگي و بازداري تاثير پذيرفته بود. سالتر عقيده داشت كه بعضي از افراد بيشتر متمايل به عمل مداري بوده و مقدار زيادي حالت برانگيختگي دارند. افراد ديگر بيشتر به حالت نوروتيك متمايلند، يعني حالت بازداري در آنها بيشتر است. طبق نظر سالتر نقش درمانگر آن است كه افراد را به سوي عمل مداري سوق دهد. او بيمارانش را تشويق مي‌كرد احساساتشان را به طور آزادنه‌اي نشان دهند تا مقدار زيادي حالت برانگيختگي در آنها به وجود آيد. منظور سالتر از برانگيختگي زياد، حالتي است كه در آن افراد مي‌توانند تمام توان هاي خود را چه از نظر شناختي و چه از نظر عاطفي به فعليت برسانند. چنين حالتي اشتياق‌آور و لذت‌بخش است. او اشاره كرده است كه بسياري از افراد از عادت به حالت بازداري رنج مي‌برند. آنها مي‌توانند اين حالت را از طريق تمرين هيجاني رفع كنند و حالت برانگيختگي ايجاد نمايند. نهايتا” حالات برانگيختگي و بازداري متعادل مي‌شوند. به نظر سالتر تغييراتي كه بدين طريق در رفتار ايجاد مي‌شود منجر‌به تغيير بيولوژيكي مغز مي‌شود و شخصيت تازه‌اي را پديد مي‌آورد، شخصيتي كه مي‌تواند با سرعت تصميماتي را اتخاذ نموده، از مسئوليت‌ ها لذت ببرد، بدون‌ اينكه از اضطراب به ستوه آيد(فقیرپور،1377).
ولپي و لازاروس از افراد ديگري هستند كه در رشد نظريه ابزار وجود نقش عمده‌اي دارند. آنها تعدادي از روش هاي آموزش ابزار وجود را به منظور كمك به افراد در جهت به‌دست آوردن كنترل وقايع زندگي مطرح كرده‌اند. ولي نقش بازي‌كردن را به منظور كاهش اضطراب مطرح مي



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *