— (307)

دانشگاه آزاد اسلامی
پردیس علوم و تحقیقات (هرمزگان)
پايان نامه درجه کارشناسی ارشد (M.A)
رشته: روانشناسی
گرایش: بالینی
عنوان :
اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر کیفیت زندگی، استرس ادراك شده و بهزیستی روان شناختی بیماران قلبی-عروقی
استاد راهنما :
دکتر کبری حاجی علیزاده
نگارش :
جاسم کریم پور
تابستان 1393

بسمه تعالی
تعهد اصالت پایان نامه
اینجانب جاسم کریم پور دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته روانشناسی بالینی که در تاریخ / / از پایان نامه خود تحت عنوان اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر کیفیت زندگی، استرس ادراك شده و بهزیستی روان شناختی بیماران قلبی-عروقی با کسب نمره و درجه دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
1-این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و…) استفاده نموده ام مطابق ضوابط و رویه موجود نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2-این پایان نامه/ رساله قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3-چنانچه بعد از فراغت از تحصیل قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان نامه داشته باشم از حوزه معاونت پإوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4-چنانچه در هر مقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق مقررات و ضوابط رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی: جاسم کریم پور
تاریخ و امضاء
این پایان نامه را ضمن تشکر و سپاس بیکران و در کمال افتخار و امتنان تقدیم می نمایم به: محضر ارزشمند پدر و مادر عزيزم به خاطر همه ی تلاشهای محبت آمیز ی که در دوران مختلف زندگی، بی دریغ نثارم کرده اند و بامهربانی چگونه زیستن را به من آموخته اند. به همسر مهربانم وفرزندم(الهام وفرزان) که در تمام طول تحصیل، شکیباو صبور، همراه و همگام من بوده اند . به استادان فرزانه و فرهیخته ای که در راه کسب علم و معرفت مرا یاری نمودند . به آنان که در راه کسب دانش راهنمایم بودند . به آنان که نفس خیرشان و دعای روح پرورشان بدرقه ی راهم بود. الها به من کمک کن تا بتوانم ادای دين کنم و به خواسته ی آنان جامه ی عمل بپوشانم
تقديـر و تشکـر شکر شایان نثار ایزد منان که توفيق را رفیق راهم ساخت تا اين پايان نامه را به پايان برسانم . از استاد فاضل و اندیشمندم دکترکبری حاجی علیزاده، به عنوان استاد راهنما که همواره نگارنده را مورد لطف و محبت خود قرار داه اند ،کمال تشکر را دارم
همچنین از استاتید بزرگوار دکتر مرضیه نیک پرور وجناب آقای دکتر فرشیدی متخصصین قلب وعروق که با بنده در انتخاب جامعه آماری مناسب و گزینش بیماران ، کمال همکاری نمودند، تشکر وقدردانی نمایم. می از همسرم که با صبر وشکیبایی نبودن های مرا با بودن، و همراهی تمام، به سرانجام رساند تشکر وقدردانی می نمایم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-3″ \h \z \u چکیدهفصل اول: کلیات تحقیق1-1-مقدمه2-1-بیان مسأله3-1-اهمیت و ضرورت تحقیق4-1-اهداف تحقیق5-1- سوالات تحقیق
6-1-فرضیه‌های تحقیق7-1-متغیرهای تحقیق
8-1-تعاريف نظری و عملیاتی متغیرها
1-8-1-تعاریف مفهومی2-8-1-تعاريف عملياتيفصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق2-1-مقدمه2-2- مبانی نظری تحقیق
1-2-2-بیماری قلبی
1-1-2-2-عوامل خطرزا
1-1-1-2-2-سابقه خانوادگی
2-1-1-2-2-جنسیت
3-1-1-2-2-سن
4-1-1-2-2-سیگار
5-1-1-2-2-فشارخون بالا
6-1-1-2-2-عدم فعالیت بدنی
7-1-1-2-2-بیماری قند
8-1-1-2-2-چاقی
9-1-1-2-2-تنش های روانی(استرس)
2-1-2-2-پیامدهای بیماری قلبی
1-2-1-2-2-افسردگی
2-2-1-2-2-استرس
3-2-1-2-2-ترس و اضطراب
4-2-1-2-2-خشم
3-1-2-2-روش های درمان
2-2-2-كيفيت زندگي
1-2-2-2-تعاریف کیفیت زندگی
2-2-2-2-ویژگی های کیفیت زندگی
3-2-2-2-ابعاد کيفيت زندگی
1-3-2-2-2-بعد فيزيكي
2-3-2-2-2-بعد اجتماعي
3-3-2-2-2-بعد روانی
4-3-2-2-2-بعد جسمي
5-3-2-2-2-بعد روحی
6-3-2-2-2-بعد محیطی
4-2-2-2-شاخص‌های کیفیت زندگی
5-2-2-2-خانواده و کیفیت زندگی
3-2-2- بهزیستی روانشناختی
1-3-2-2-تعریف بهزیستی روانشناختی
2-3-2-2-مولفه های بهزیستی روانی
3-3-2-2-نظریات در خصوص بهزیستی روانی
1-3-3-2-2-نظریه ریف
2-3-3-2-2-نظريه فرانکل
3-3-3-2-2- نظریه ويسينگ و وان دان
4-2-2- استرس ادراک شده
1-4-2-2-تعريف استرس
2-4-2-2-اثرات استرس
3-4-2-2- عوامل مؤثر در بروز استرس
4-4-2-2-منابع استرس
5-4-2-2-علائم استرس
1-5-4-2-2-علائم جسماني
2-5-4-2-2-علائم رواني و رفتاري
6-4-2-2-نظريه های استرس
1-6-4-2-2-نظرية روانکاوی
2-6-4-2-2-نظرية ضعف جسماني
3-6-4-2-2-نظرية تكوين و تعادل خودكار
4-6-4-2-2-نظرية پردازش اطلاعات
7-4-2-2-نقش استرس در بروز بيماري ها
5-2-2-ذهن آگاهی
1-5-2-2-تعریف ذهن آگاهی
2-5-2-2-کاهش استرس مبتني بر ذهن آگاهی
3-2- پیشینه ادبیات
فصل سوم: روش تحقیق1-3-مقدمه
2-3-روش تحقیق
3-3- جامعه آماری
4-3-برآورد حجم نمونه و روش نمونه گیری
5-3-ابزار گردآوری داده ها
1-5-3 -پرسشنامه SF-36
2-5-3- پرسشنامه بهزیستی روانشناختی
3-5-3-مقیاس استرس ادراک شده
6-3- شيوه اجرا
7-3-تکنیک های کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی
1-7-3-تکنیک تنفس
2-7-3- تنفس شكمي (ديافراگمي)
3-7-3-تکنیک تفکر نشسته(مراقبه)
4-7-3-تکنیک اسکن بدن (بررسی بدن)
5-7-3-تکنیک پیاده روی متفکرانه
6-7-3-تکنیک یوگا
8-3-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری داده ها4-1-مقدمه4-2-تحلیل توصیفی داده ها4-3-تحلیل استنباطی داده‌ها (آزمون فرضیه ها)فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری5-1- خلاصه ای از نتایج پژوهش1-5-مقدمه
2-5-خلاصه تحقیق
3-5- نتیجه گیری و بحث
4-5-نتیجه گیری
5-5-محدودیت های پژوهش
6-5-پیشنهادات
منابع
الف- منابع فارسی
ب- منابع لاتین
چكيده لاتین
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-2: تعاریف ذهن آگاهی
جدول 1-3: تحلیل آلفای کرونباخ برای زیرمقیاسها SF-36 در نمونه ایرانی
جدول 2-3: برنامه تمرین هشت هفته ای آموزش ذهن آگاهی
جدول 1-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر جنسیت( مرد – زن )
جدول 2-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر سن
جدول 3-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر وضعیت تاهل
جدول4-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر میزان تحصیلات
جدول 5-4: توزیع فراوانی متغير شغل در نمونه آماری مورد مطالعه
جدول 6-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر محل سکونت
جدول 7-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه به تفکیک وضعیت گروهی
جدول8-4: میانگین و انحراف معیار نمرات بیماران در پیش آزمون و پس آزمون برای کیفیت زندگی
جدول9-4: میانگین و انحراف معیار نمرات بیماران در پیش آزمون و پس آزمون برای متغیر بهزیستی روانشناختی
جدول10-4: میانگین و انحراف معیار نمرات بیماران در پیش آزمون و پس آزمون برای متغیر استرس ادراک شده
جدول11-4: نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نمرات بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش و کنترل
جدول12-4: نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نمرات کیفیت زندگی در دو گروه آزمایش و کنترل
جدول13-4: نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نمرات استرس ادراک شده در گروه آزمایش و کنترل
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 1-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر جنسیت ( مرد – زن )
نمودار 2-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر سن
نمودار 3-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر سن
نمودار 4-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر میزان تحصیلات
نمودار5-4: نمودار ستوني توزیع فراوانی متغير شغل در نمونه آماری مورد مطالعه
نمودار 6-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر محل سکونت
نمودار 7-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب وضعیت گروهی(آزمایش و کنترل)
چکیده
از آنجا كه قلب يكي از مهم ترين و حساس ترين اعضاي بدن آدمي است، آسيب به آن بر وضعيت روحي و رواني فرد تأثير نامطلوب مي گذارد. عدم توجه به استرس ها و واكنش هاي رواني مبتلايان، سبب توسعه بيماري آنان مي گردد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر کیفیت زندگی، استرس ادراك شده و بهزیستی روان شناختی بیماران قلبی-عروقی است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و با استفاده از گمارش تصادفی است. نمونه این پژوهش را 30بیمار قلبی تشکیل داد که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جامعه آماري این تحقیق شامل کلیه بیماران قلبی (مرد و زن) شهرستان بندرعباس بود ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36 )، بهزیستی روانشناختی ریف و استرس ادراک شده (1983)بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش روش MBSR در کاهش استرس ادراک شده و بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی درسطح 99% مؤثر است و همچنین اثربخشی معناداری در سطح 95% در بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی مشاهده شد. بنابراین می توان این روش درمانی را برای کاهش مشکلات روانشناختی این بيماران توصيه كرد.
واژگان کلیدی: کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، استرس ادراک شده، بهزیستی روانشناختی، کیفیت زندگی، بیماری قلبی
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه
بيماري هاي قلب و عروق از علل اصلي مرگ و مير در جهان به شمار می رود. در كشورهاي پيشرفته ساليانه 50 درصد مرگ ها يا5 ميليون از 12 ميليون مرگ از بيماري هاي قلبي-عروقي ناشي مي شود(بكسندال، 2000 ). علت اصلي 15 تا 25 درصد مرگ ها در كشورهاي گسترش نيافته ناشي از بيماري هاي قلبي است(عالي نژاد، 1376). بیماری قلبی- عروقی شایع ترین بیماری هاي جدی در جوامع توسعه یافته را تشکیل می دهند و شیوع آن در کشورهای در حال توسعه به سرعت در حال افزایش است. اگرچه میزان مرگ به علت بیماری کرونری از حداکثر خود درسال 1965 به میزان دو سوم کاهش یافته اما در طی چهار دهه گذشته در ایالات متحده هم چنان بیماری قلبی-عروقی شایع ترین علت مرگ بوده و مسئول 40 درصد از تمام موارد مرگ در هر سال محسوب می شود. تقریبا یک چهارم از این موارد مرگ ناگهانی است(خدایی، 1388). از آنجا كه قلب يكي از مهمترين و حساس ترين اعضاي بدن آدمي است، آسيب به آن بر وضعيت روحي و رواني فرد تأثير نامطلوب مي گذارد. عدم توجه به استرس ها و واكنش هاي رواني مبتلايان، سبب توسعه بيماري آنان مي گردد (براسكوت، بنسچوب، گودی و همکاران، 1994). افسردگی، اضطراب، یا انکار بیش از اندازه، روند بهبود بیماری را به تاخیر می اندازد. همچنین آن دسته از بیماران قلبی که دچار اضطراب واسترس شدید باشند، با احتمال بیشتری به مشکلات بعدی مبتلا می شوند و نیز احتمال مرگ آنان در ماه های اول، از کسانی که استرس کمتری دارند، بیشتر می شود(بشارت، 1387). بنابراین از جمله مسائل مهمي كه بیماران قلبـي با آن مواجـه هستند مشـكلات روحـي و روانـي آنهـاست، كه بايـد حالتهـاي روحي آنهـا را شناختـه و در كاهـش ناراحتي ناشي از آن اقدام كرد، بطوري كه عدم توجه به استرس ها و واكنش هاي رواني مبتلايان سبب وسعت بيماري آنان مي گردد (رحيمي، 1379). استرس روزمره زندگی به تدریج سیستم ایمنی راتضعیف کرده، وفرد را دچار انواع بیماري هاي جسمی و روانی می سازد(لازاروس وفولکمن، 1984 ؛به نقل ازبشارت، 1387).
یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر این بیماری، کیفیت زندگی می باشد. اندازه گيري کيفيت زندگي به عنوان يک بحث علمي درسالهاي اخير توجه افراد زيادي را به خود معطوف کرده است. اين واقعيت، همواره به عنوان يک پيامد نهايي در مطالعات باليني، مداخلات و مراقبت هاي بهداشتي مدنظر مي باشد(مکوندی و زمانی،1389). به طور کلی کیفیت زندگی از واژه هایی است که تعریف مشخص و یکسانی ندارد؛ اگر چه مردم به شکل غریزي معناي آن را به راحتی درك می کنند. نظریات متفاوتی در مورد کیفیت زندگی وجود دارد. اغلب صاحبنظران در این زمینه توافق دارند که کیفیت زندگی جنبه هاي مثبت و منفی زندگی را در کنار یکدیگر در نظر میگیرد و چند بعد دارد. از طرفی آن را یک مفهوم ذهنی و پویا قلمداد مینمایند(مکوندی و زمانی،1389).
بنا به تعريف سازمان بهداشت جهاني، کيفيت زندگي درك افراد از موقعيت خود در زندگي از نظر فرهنگ، سيستم ارزشي که در آن زندگي مي کنند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولويت هايشان است. پس موضوعي کاملا فًردي بوده و توسط ديگران قابل مشاهده نيست و بر درك افراد از جنبه هاي مختلف زندگي استوار است.
محققان معتقدند که بررسي کيفيت زندگي و تلاش براي ارتقاي آن نقش مهمي در سلامت زندگي فردي و اجتماعي افراد خواهد داشت(مکوندی و زمانی،1389). كيفيت زندگي موضوعي چند بعدي و پيچيده دارد و دربرگيرندة عوامل عيني وذهني است و ارزيابي فرد در مورد رفاه و آسايش در جنبه هاي مهم زندگي را مورد توجه قر ار مي دهد. ويژگي مهم كيفيت زندگي كه مورد توافق اغلب صاحب نظران علوم اجتماعي است، شامل چند بعدي بودن، ذهني بودن و پويا بودن آن است. در مطالعات مختلف، مولفه هاي متنوعي از كيفيت زندگي را در نظر گرفته اند همچون موقعيت سلا مت عمومي، قابليت كاركردي، كاركردهاي عاطفي، ميزان احساس خوشبختي، رضايت از زندگي، شادكامي، ميزان هوشياري، ميزان نشانگان فعاليت هاي اجتماعي، ايفای مناسب عملكرد جنسي، ميزان حافظه، موقعيت هاي مالي و شغلي (پروتکین،2002).
دیگر متغیر مورد بررسی در این پژوهش بهزیستی روانشناختی می باشد. دینر(1984، برگرفته از بنکه و مک درمید، 2000 ) معتقد است که بهزیستی روانی، همانند ادراکاتی از عاطفه و بهزیستی معنوی و نیز اندازهگیریهای عینی، نظیر راهنماهای سلامتی جسمانی ( فشار خون و…)، میتواند با ارزیابی های ذهنی افراد از تجارب خودشان سنجیده شود. احساس بهزیستی دارای مولفه های عاطفی و مولفه های شناختی است. افراد با احساس بهزیستی بالا هیجانات مثبت راتجربه می کنندو از حوادث و وقایع پیرامون خودارزیابی مثبتی دارند؛درحالی که افرادبا احساس بهزیستی پایین ، حوادث و وقایع زندگی شان را نامطلوب ارزیابی کرده، بیشتر هیجانات منفی نظیر اضطراب، افسردگی و خشم را تجربه می کنند؛ بر این اساس ، از آنجا که بهزیستی درونی و ذهنی، شامل ارزش های شناختی افراد از زندگی شان میشود و مردم و شرایطشان را بسته به انتظارات، ارزشها و تجربیات قبلیشان ارزش گذاری میکنند،پژوش گران هم درارزیابی ها باید تفکرات افراد و احساساتشان را مورد بررسی کنند( دینر و لوکاس،2000).
ریف (1995) بهزیستی روانشناختی را« تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی های بالقوه واقعی فرد» میداند. از این منظر، عدم وجود نشانههای بیماری روانی، شاخص سلامتی نیست. بلکه سازگاری ، شادمانی، اعتماد به نفس و ویژگی های مثبتی از این دست نشان دهندهی سلامت بوده و هدف اصلی فرد در زندگی، شکوفاسازی قابلیت های خود است(حسینی،1391).
دیگر متغیر مورد بررسی استرس ادراک شده می باشد. تنيدگي رواني و بحران هاي روزمره از جمله تهديدهاي بهداشت جسماني و رواني است(بنتت و ویلز، 2010). واقعيت اين است كه تنيدگي در زندگي روزمره امري اجتنابن اپذير است(بوندس، 2006). ولي مهم آن است كه چگونه انسان با اين بحران ها كنار آيد؟ مطالعه پاسخ انسان در موقعيت هاي فشارزا، نشان مى دهد كه انسان در برابر تهديدها و سمبل هاى خطر با استرس واكنش نشان مى دهد(رينز و همكاران، 2005). اما شدت اين واكنش(استرس) بسته به اينكه يك موقعيت معين را تا چه حد استرس زا ادراك مى كنند، نوسان دارد(كونواوس و دالاس، 2009). استرس ادراك شده حالت يا فرايندى روانشناختى است كه طى آن فرد بهزيستى جسمى و روانشناختى خود را تهديد آميز ادراك مى كند. در واقع ايجاد استرس بستگى به چگونگى برداشت و درك فرد از موقعيت ها و حوادث دارد. ممكن است، يك موقعيت براى فردى بى خطر و براى فرد ديگرى به صورت يك تهديد درك شود(كلارک، 2010). فولكمن و لازاروس، 1984)اعتقاد دارند، افرادى كه باور دارند هنگام مقابله با استرس، منابع كمكی در اختيار دارند، نسبت به استرس آسيب پذيرى كمترى نشان مى دهند.
لازاروس تعریف لغوی استرس را به صورت زیر تعریف کرده است استرس به طبقه وسیعی از مشکلات اشاره می کند که به این خاطر از مشکلات دیگر متمایز نشده است که با هر نوع تقاضایی که نظام را تحت فشار قرار می دهد، از نظام فیزیولوژیکی گرفته تا نظام اجتماعی یا نظام روانشناختی و پاسخ آن نظام سروکار دارد (لازاروس، 1971) او در ادامه می گوید که ” واکنش شخص بستگی به این دارد که وی چگونه اهمیت یک رویداد آسیب زا، تهدید کننده یا چالش انگیز را آگاهانه یا ناآگاهانه تفسیر و ارزیابی می نماید”(تروج و سیمون؛ ترجمه توزنده جانی و کمال پور، 1386).
استرس مزمن، که معمولا با درجات مختلفی از اضطراب ضمنی همراه است، دارای آثار فیزیولوژیکی است که همراه با ناتوانی یا آسیب پذیری ژنتیکی عضو، برخی افراد خاص را مستعد اختلالات روان تنی می سازد. این عضو آسیب پذیر می تواند در هر قسمتی از بدن واقع شده باشد. برخی افراد واکنش دهنده های معده ای هستند و بعضی دیگر واکنش دهنده های قلبی- عروقی، واکنش دهنده های پوستی و یا نظایر آنها. این کم بنیگی یا آسیب پذیری احتمالا نشانه ژنتیکی دارد، ولی می تواند ناشی از آسیب پذیری اکتسابی نیز باشد و مثل ریه هایی که به علت سیگار کشیدن ضعیف شده اند(كاپلان و سادوك، 1996؛ ترجمه پورافکاری، 1384).
نتایج پژوهش ها نشان مي دهد فرآيندهاي روانشناختي نه تنها در سبب شناسي و سيماي باليني بيماري هاي قلبي- عروقي سهيم هستند، بلكه در چگونگي مقابله بيماران با بيماري نيز، نقش ايفا مي كنند (سارافينو، 2002). برنامه بازتواني قلبي يك رو يكرد تهاجمي به عوامل خطرساز مؤثر در عود بيماري محسوب می شود، به طوري که طی انجام مراحل ، امکان مديريت صحیح درمان را برا ي این بيماران فراهم مي كند و ضمن انجام آموزش و تقويت رفتارهاي سالم ، برگشت به فعالیت حرفه اي و فعالیت های روزمره را تسهيل كرده، به بهبود بيمار كمك مي كند(سعيدي، 1383).
ذهن آگاهی مبنی بر کاهش استرس یک برنامه مراقبه استاندارد شده است که در سال 1979 از تلاش برای یکپارچه کردن مراقبه ذهن آگاهانه بودایی با تمرینات روانشناختی و بالینی معاصر بوجود آمد. اگرچه در ابتدا به عنوان یک برنامه گروهی برای بیماران مبتلا به دردهای مزمن گسترش یافت ولی در دو دهه گذشته به عنوان یک شیوه درمان در بسیاری از بیماری ها مطرح شده است و تاثیرات خوبی در درمان بسیاری از اختلالات جسمانی و روانی از آن گزارش شده است (چیزا و سیرتی، 2009).

2-1-بيان مساله
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی(WHO) بیمار ي هاي قلبی عروقی علت اصلی مرگ و میر در کل دنیا است و 82 درصد این مرگ و میرها در کشورهاي در حال توسعه مشاهده می شود . بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی سالانه در جهان بیش از 17 میلیون نفر در اثر بیماري هاي قلبی عروقی جان خود را از دست می دهند .بیماري هاي قلبی عروقی به عنوان یک اپیدمی مطرح است و از لحاظ مورتالیتی، موربیدیتی، ناتوانی هزینه اقتصادي به عنوان مهم ترین بیماري و عامل مرگ و میر تا سال 2020 مطرح شده است(سازمان بهداشت جهانی، 2010).
بيماري قلبي – عروقي يكي از بيماري هاي بسيار حساس به حالت هاي روانشناختي است. اين بيماري در دنياي غرب، بيش از هر بيماري ديگري مردم را مي كشد. در ايالات متحده بيش از نيمي از افراد بالاي چهل و پنج سال به علت بيماري قلبي يا بيماري مربوط به گردش خون مي ميرند(سليگمن و روزنهان، 1994). تا سال ها تصور می شد که شیوع بیماری قلبی –عروقی در مردان بیشتر از زنان است ولی پژوهش ها نشان می دهد درصد تمام مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی-عروقی در زنان (43 درصد) کمی بیشتر از مردان (37 درصد) است. با این وجود در حالی که تعداد مطلق مرگ میر های ناشی از بیماری های قلبی-عروقی در طی دهه های گذشته در مردان کاهش یافته ولی تعداد آن ها در زنان در طی این مدت افزایش داشته است. به نظر می رسد نقش التهاب و عوامل خطر ساز نظیر چاقی، دیابت نوع دو و سندرم متابولیک در ایجاد آترواسکلروز در زنان مهم تر از مردان است. همراهی بیماری های عروق کرونر با اختلال عملکرد عروق ریز کرونر در زنان بیشتر از مردان است(خدایی، 1388).
پژوهش هاي پیشین درباره سبب شناسی بیماري هاي قلبی – عروقی، برطیفی از عوامل خطرساز و ایجادکننده، مانند: مصرف دخانیات، فشارخون بالا، دیابت قندي، ازدیاد چربي خون و سابقه خانوادگی مثبت وبرخی عوامل خطرساز و جدیدتر از جمله چاقی، کاهش فعالیت هاي جسمی درزندگی روزانه ورژیم غذایی تاکیدداشته اند(کاسپر، فائوسیه، براون وهمکاران، 2005). تنها درسال هاي اخیربود که محققان متوجه شدندکه علاوه برمتغیرهاي پزشکی و بالینی متغیرهاي روانی نیز می تواند درشیوع اختلالات قلبی نقش مهمی داشته باشند(مسعودنیا، 1389 ،به نقل از آقایوسفی وشاهده، 1391).
بیشتر بیماران در هفته اول پس از بیماری در بیمارستان بعد از بهبودی از سکته قلبی دستخوش یک رشته تنش ها و ناآرامی های روانی می شوند، روشن است که این تجربه سخت که جان بیمار را به خطر انداخته است پرسش ها و واهمه های زیادی را در او بیدار می کند. تنش های پس از حمله قلبی از نظر درجه ژرفا متفاوت است گاهی دیده شده که برخی از بیماران زیر تنش های روانی خرد و فلج شده و بعضی دیگر بی تاب می گردند، به این معنی که آرزو دارند هرچه زودتر این رویداد را پشت سر گذاشته و به زندگی روزمره بازگردند(هربرت، کوهن، مارسلند و همکاران، 1994).
ذهن آگاهی به عنوان یک مداخله روانشناختی توجه روانشناسان بسیاری را که علاقمند به تحقیقات بالینی هستند به خود جلب کرده است، ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس یک برنامه راهنما است که تکنیک های ذهن آگاهی متنوعی را آموزش می دهد. در موقعیت های پزشکی مختلف نظیر بیماران با دردهای مزمن، سرطان و بیماری های قلبی بکار گرفته شده و نتایج دلگرم کننده ای داشته است (شیگاکی، کلس و اسکوپ، 2006) لذا با توجه به اینکه استرس، کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی نقش مهمی را در ایجاد و حتی فرایند بهبود بیماری ها از جمله بیماری قلبی ایفا می کنند، لذا سوال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا روش ذهن آگاهی منجر به کاهش استرس ادراک شده، بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی در بیماران قلبی می شود یا خیر؟
3-1-اهمیت و ضرورت تحقیق
بیماری قلبی منجر به مشکلات تندرستی در افراد می شود.در طول یکسال 42 درصد از زنان و 24 درصد از مردان براثر حمله قلبی ناشی از آن از بین می روند (انجمن آمریکایی بیماری های قلبی، 1999).
مشکلات روحی که در مقاطعی از زمان گریبان گیر انسانها می شود توانایی آنها را درروبرو شدن با مسائل و مشکلات حتی بسیارساده زندگی کاهش می دهد. امروزه، به نقش استرس های عاطفی و روانشناختی در ایجاد بیماری های قلبی توجه بیشتری شده است (اسمیت، 1991؛ گلرنت و هوچمن، 1992؛ تاوازی و دیگران، 1991؛ تادلر و دیگران، 1990). استرس های مزمن و رام نشدنی می توانند اثرات زیانباری را روی سلامت جسمانی و روانشناختی داشته باشند. استرس ممکن است منجر به اختلالات و بیماریهای بدتری نظیر بیماریهای قلبی، اضطراب، افسردگی، دلشوره، سوء مصرف مواد، و اختلالات معدی – روده ای شود (استین، 1997؛ برنان و موس، 1990؛ لوی و کاین، چارت و هیت کمپر، 1990؛ شپیرو و گلدستین 1982؛ وایت هد، 1992، نقل از کریستوفر، 2008).
رایان و دسی نشان دادند که ذهن آگاهی به افراد در تعدیل الگوهای رفتاری منفی و افکار اتوماتیک و تنظیم رفتارهای مثبت مرتبط با سلامتی کمک می کند(جانکین، 2007). به عبارت دیگر، ذهن آگاهی از طریق ترکیب سرزندگی و واضح دیدن تجربیات می تواند تغییرات مثبتی را در شادکامی و بهزیستی ایجاد نماید(براون و رایان، 2003). پژوهش ها نشان داده اند که مراقبه ذهن آگاهی خلق را بهبود بخشیده و آموزش کوتاه مدت آن خستگی و اضطراب را کاهش می دهد(زیدان، دیاموند، دیوید و همکاران، 2010). آموزش ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب و سازگاری روان شناختی تاثیر دارد(بهلیمجر، برنجر، تال و همکاران، 2010) و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی به بهبود نشانه های استرس، اضطراب و عزت نفس منجر می شود(گلدین و گراس، 2010). بر اساس تحقیقات آموزش ذهن آگاهی باعث کاهش نشانه های اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر می شود(اوانس، فراندو، فیندلر و همکاران، 2008) و از عود و بازگشت افسردگی و اضطراب پیشگیری می کند(کاویانی و دیگران، 1387). بنابراین با توجه به مطالب فوق و اثرگذاری حالت های روانی بر بیماری قلبی و برعکس و با توجه به اینکه امروزه جمعيت این بیماران افزايش يافته و مشكلات جسماني و رواني اين قشر روند رو به افزايشي را دارد، ضرورت ار ائه روش هاي بهتر و مؤثرتر براي مقابله با مسائل روحی-روانی آنان بيش از پيش افزايش يافته است و اين مسأله پژوهشگران را بر آن داشته است تا در جستجوي راه حل هاي بهتر برآيند، از طرفی تحقیقات موجود در زمینه آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس مخصوصا در ایران بسیار اندك بوده و کمتر مورد توجه بوده است که این خود یکی دیگر از ضرورت های تحقیق حاضر می باشد.
4-1-اهداف تحقیق
بررسی اثربخشی روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی
بررسی اثربخشی روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی
بررسی اثربخشی روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر کاهش استرس ادراک شده بیماران قلبی
5-1-سوالات تحقیق
آیا روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد؟
آیا روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد؟
آیا روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر کاهش استرس ادراک شده بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد؟
6-1- فرضیه های تحقیق
روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد.
روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد.
روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر کاهش استرس ادراک شده بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد.
7-1-متغیرهای پژوهش
ويژگي هايي را كه پژوهشگر مشاهده يا اندازه گيري مي كند، متغير ناميده مي شوند(دلاور، 1385).
1-7-1-متغیر مستقل یا پیش بین
متغیری است که محقق می تواند در آن دخل و تصرف داشته باشد و ﺗﺄثیرات آن بر روی متغیر وابسته مشخص شود(دلاور، 1385)؛ که در این پژوهش، متغیر مستقل، «آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس» می باشد.
2-7-1-متغیر وابسته یا ملاک
متغیری است که محقق در آن دخل و تصرف ندارد و متغیر مستقل بر آن ﺗﺄثیر می گذارد(دلاور، 1385)؛ که در این پژوهش، « کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی و استرس ادراک شده» متغیر وابسته می باشد.
3-7-1-متغیر کنترل
در مطالعه متغیرها را نمی توان هم زمان مطالعه کرد، باید برخی متغیرها را خنثی نمود، متغیرهایی را که اثر آنها خنثی یا حذف می گردد، متغیر کنترل کننده گویند(دلاور، 1385)؛ كه در این پژوهش متغیرهای کنترل در انتخاب آزمودنی ها عبارتند از :
دامنه سنی آزمودنی ها بین 30 تا 60 سال
نداشتن سابقه بیماری روانی و مصرف داروهای روان گردان
عدم استفده از مداخلات روانشناسی و مشاوره ای دیگر
عدم ابتلاء به اختلالات سایکوتیک، دمانس و عقب ماندگی ذهنی
هوشیاری و توانایی شرکت در جلسات ذهن آگاهی و توانایی تکلم به زبان فارسی.
4-7-1-متغیر تعدیل کننده
عاملی است که توسط پژوهشگران انتخاب، اندازه گیری یا دستکاری می شود تا مشخص شود که تغییر آن موجب تغییر همبستگی بین متغیر مستقل و پدیده مشاهده شده می شود یا خیر. به عبارت دیگر متغیر مستقل ثانوی است که انتخاب می گردد(دلاور، 1385)؛ كه در این پژوهش، جنسيت به عنوان متغیر تعدیل کننده محسوب می شود.
8-1-تعاريف نظری و عملیاتی متغیرها
1-8-1-تعاریف نظری
الف) کیفیت زندگی: دونالد(2001) کیفیت زندگی را اصطلاحی توصیفی عنوان می کند که به سلامت و ارتقاء عاطفی، اجتماعی و جسمی افراد و توانایی آنها برای انجام وظایف روزمره اشاره دارد.
ب) بهزیستی روانشناختی: احساس ذهنی خرسندي، شادکامی و رضایت از تجربیات زندگی، احساس موفقیت وتعلق پذیري است(سیگ ودینا، 2009).
ج)استرس ادراک شده: حالت يا فرايندى روانشناختى است كه طى آن فرد بهزيستى جسمى و روانشناختى خود را تهديد آميز ادراك مى كند. در واقع ايجاد استرس بستگى به چگونگى برداشت و درك فرد از موقعيت ها و حوادث دارد. ممكن است، يك موقعيت براى فردى بى خطر و براى فرد ديگرى به صورت يك تهديد درك شود(كلارک، 2010).
د)بیمار قلبی: بیماری قلبی وعروقی، نامی است عام و همگانی ومنظور از آن هر نوع بیماری قلب و رگ است، فشارخون، بیماری کرونری قلب، سکته مغزی و تب های روماتیسمی از نمونه های بیماری قلب و عروقی هستند. این بيماري در دنياي غرب، بيش از هر بيماري ديگري مردم را مي كشد. در ايالات متحده بيش از نيمي از افراد بالاي چهل و پنج سال به علت بيماري قلبي يا بيماري مربوط به گردش خون مي ميرند(سليگمن و روزنهان، 1994) و فردی که به این بیماری مبتلا است بیمار قلبی نامیده می شود.
ه) ذهن آگاهی: ذهن آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرآیند توجه است که به نوبه خود به جلوگیری از مارپیچ فروکاهنده خلق منفی – فکر منفی – گرایش به پاسخ های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدیدآیی افکار و هیجانهای خوشایند منجر میشود (سگال، تیزدل و ویلیامز، 2002).
2-8-1-تعاریف عملیاتی
الف)کیفیت زندگی: میزان نمره ای است که آزمودنی (زنان و مردان بیمار قلبی) در پرسشنامه کیفیت زندگی( SF-36) (1992) میگیرد.
ب) بهزیستی روانشناختی: میزان نمره ای است که آزمودنی (زنان و مردان بیمار قلبی) در پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989)میگیرد.
ج) استرس ادراک شده: میزان نمره ای است که آزمودنی (زنان و مردان بیمار قلبی) در پرسشنامه استرس ادراک شده (PSS) (1983)میگیرد.
د) بیمار قلبی: عبارتست از فردی که طبق تشخیص های پزشکی به عنوان بیمار قلبی تشخیص داده شده است.
ه) ذهن آگاهی: عبارتست از تکنیک های آموزشی کابات زین (2005) كه برای افزایش آگاهی افراد در لحظه حال استفاده مي شود.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

1-2-مقدمه
در فصل اول به بررسی مسئله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف و فرضیه های پژوهش و تعاریف نظری و عملی پرداخته شد.
در این فصل به بررسی زمینه و زیربنای علمی مسائل موردبحث و مرور یافته های قبلی در قلمرو پژوهش پرداخته می شود. بنابراین به بررسی مبانی و پایه های نظری بیماری قلبی، کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی، استرس ادراک شده و ذهن آگاهی و پژوهش های مرتبط پرداخته خواهد شد.
2-2- مبانی نظری تحقیق
1-2-2-بیماری قلبی
بیماری قلبی منجر به مشکلات تندرستی در افراد می شود. در طول یکسال 42 درصد از زنان و 24 درصد از مردان براثر حمله قلبی ناشی از آن از بین می روند. نارسايي قلبي يكي از شايع ترين اختلالات قلبي و عروقي است و به عنوان يك اختلال مزمن، پيش رونده و ناتوان كننده مطرح مي باشد. شيوع و بروز آن با افزايش سن بالا مي رود به طوري كه در آمريكا تقريباً يك درصد افراد بيشتر از 50 سال و حدود ده درصد سالمندان بالاي 80 سال مبتلا به نارسايي قلبي هستند. از طرفي پيشرفت در اقدامات درماني و جراحي سبب شده بيماراني كه از مرگ در اثر انفاركتوس قلبي جان سالم به در مي برند، متعاقباً به نارسايي قلبي مبتلا شوند(جارسما، هالفنس، تن و دیگران، 2000). روند فزاينده نارسايي قلب ناشي از عوارض بيماري هاي عفوني، التهابي، عروقي و دريچه اي قلب نيز يك مشكل عمده بهداشتي و يك بيماري اپيدميك در ايالت متحده آمريكا محسوب مي شود به طوري كه در آمريكا5 ميليون نفر مبتلا به نارسايي قلبي بوده و سالانه حدود 500000 مورد جديد به اين رقم افزوده مي شود و انتظار مي رود در 30 سال آينده آمار موجود دو برابر شود( زمبروسکی، موزر، بات و دیگران، 2005).
در ايران نيز طبق آماري كه مركز مديريت بيماري ها در سال 1380 منتشر كرده است، تعداد مبتلايان به نارسايي قلبي در 18 استان كشور 3337 در 100000 نفرجمعيت گزارش شده است. طي يك بررسي در شهريور ماه سال 1377 در ايران، 25درصد از بيماران بستري در بخش هاي قلب دچار نارسايي قلب بوده اند(رهنورد، ذوالفقاری، کاظم نژاد و دیگران، 1384).
ناتواني قلب در خون رساني علايم متعددي نظير تنگي نفس، سرگيجه، آنژين صدري، ادم و آسيت را سبب مي شود. اين علايم منجر به عدم تحمل نسبت به فعاليت شده و تغييراتي را در سبك زندگي بيمار ايجاد مي كند كه بر رضايت و كيفيت زندگي وي تأثير مي گذارد. محدوديت هاي ايجاد شده همچنين وظايف شغلي، خانوادگي و زندگي اجتماعي بيمار را با مشكل مواجه كرده و سبب انزواي اجتماعي و افسردگي وي مي گردد (دندردال، تامپسون، میلس و دیگران، 2005). مارتنسون، دراکوپ، کاناری و دیگران (2003) نيز بيان مي كنند كه منبع اوليه افسردگي و كيفيت زندگي نامطلوب در اين بيماران به سبب وجود علايم متعدد فيزيكي ناشي از بيماري مي باشد. همچنين دندردال و دیگران بيان مي كنند شدت و تعدد علايم بيماري براي اين بيماران ماهيتي تهديدكننده داشته و احساس قريب الوقوع بودن مرگ سبب بروز اختلالات خلقي مي گردد. اضطراب، ترس، نگراني و اختلالات خلقي نهايتا سبب عدم بهره مندي از خواب مناسب مي شود (دندردال و دیگران، 2005). علايم فيزيكي ناشي از بيماري و عدم تحمل فعاليت، موجب انزواي اجتماعي و همچنين اختلال در روابط جنسي بيماران شده و در نتيجه نقش هاي بيمار در زندگي خانوادگي و اجتماعي را تغيير و نهايتاً رضايتمندي آن ها را از زندگي كاهش مي دهد. علاوه بر اين نياز به مصرف بعضي از داروها نظير ديورتيك ها، در روابط اجتماعي بيمار اختلال ايجاد كرده و به نوعي كيفيت زندگي آن ها را در بعد اجتماعي متأثر مي سازد(زامبروسکی و کنتیکی، 2003).
همچنين عدم تحمل فعاليت موجب مي شود اين بيماران در انجام فعاليت هاي معمول زندگي استقلال خود را از دست داده و در مراقبت از خود به ديگران وابسته شوند، لذا كيفيت زندگي خانواده اين بيماران نيز تحت تأثير قرار مي گيرد (مولی، جونستون و ویتهام، 2005). مطالعات متعددي نيز نشان داده است كه بيماران مبتلا به نارسايي قلبي از كيفيت زندگي مطلوبي برخوردار نيستند. تیزدل، سگال و ویلیامز (2003) طي پژوهشی مشخص نمودند كه عملكرد فيزيكي ضعيف و افسردگي، كيفيت زندگي نامطلوبي را در اين بيماران سبب مي شود. همچنين در پژوهشی كه توسط ریدینگر، دراکوپ، بریچت و همکاران (2001) انجام يافت، مشخص گرديد كه زنان مبتلا به نارسايي قلبي در مقايسه با زنان مبتلا به ديگر بيماري هاي مزمن كيفيت زندگي پايين تري دارند. جوهانسون، دال استروم و براستروم (2006) نيز طي تحقيقي نشان دادند بيماران مبتلا به نارسايي قلبي در مقايسه با مبتلايان ساير بيماري هاي مزمن نظير بيماري هاي مزمن انسدادي ريه، آرتريت، آنژين ناپايدار و بيماران با سابقه سكته قلبي ازكيفيت زندگي پايين تري بهره مند هستند. كيفيت زندگي مفهومي مرتبط با رشته پرستاري بوده و پرستاران همواره در جهت ارتقاي آن كوشيده اند. آن ها با ارايه خدمات درماني و مشاركت در تحقيقات پرستاري سعي در بهبود كيفيت زندگي بيماران داشته اند (کینگ و هیندس، 1998). از آن جا كه اين بيماري بر كل ابعاد زندگي بيمار يعني شرايط جسمي، رواني و اجتماعي تأثيرمي گذارد، پرستاران بايد با كسب اطلاعات جامع از كيفيت زندگي بيماران، برنامه ريزي هاي دقيق تري را انجام دهند(دندردال، تامپسون، میلس و دیگران، 2005). عليرغم وجود سابقه تحقيقات متعدد در خصوص كيفيت زندگي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي، پيچيدگي و گستردگي تعاريف و ابعاد كیفيت زندگي اهميت انجام پژوهش هاي نو در موضوع مورد بحث را بيش از پيش نمايان مي سازد (کینگ و هیندس، 1998).
شيوع بيماري هاي قلبي عروقي مخصوصا بيماري قلبي كرونري، به شدت در چين، هند، پاكستان و خاورميانه و از جمله ايران در حال افزايش است. در ميان كشورهاي توسعه يافته، ميزان هاي مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي عروقي در ميان كشورهاي استقلال يافته شوروي سابق بيشترين، در ايالات متحده و ار وپاي غربي متوسط و در ژاپن كمترين است (کاسپر، برندوال، فایوسی و دیگران، 2005). سازمان بهداشت جهاني اظهار مي دارد كه بيش از 50 درصد از مرگ ها و ناتواني هاي ناشي از بيماري هاي قلبي و سكته مغزي، كه با همديگر هر ساله بيش از12 ميليون نفر را در سرتاسر جهان مي كشند، مي تواند با تركيبي از تلاش هاي ملي و اعمال فردي موثر و ارزان و ساده، با كاهش عوامل خطر اصلي مثل فشار خون بالا، كلسترول بالا، چاقي و سيگار، برطرف گردد. از آنجا كه پيشرفت بيماري قلبي عروقي به آساني متوقف مي شود، مزاياي اكثر اين مداخلات تركيبي مي توانند در عرض 5 سال اول اجرا به دست آيند. اگر هيچ اقدامي جهت بهبود سلامت قلبي عروقي صورت نگيرد و روند كنوني ادامه يابد، اين سازمان تخمين مي زند تا سال 2020 در سراسر جهان، 25 درصد از سال هاي سلامت زندگي به دليل بيماري قلبي عروقي از دست خواهد رفت و بيشتر اين رقم مربوط به كشورهاي در حال توسعه است(سایت سلامت جهانی، 2007). موج همه گيري بيماري هاي قلبي عروقي در كشورهاي در حال توسعه در ابتدا افراد مرفه تر را تحت تاثير قرار داد، اما با پيشرفت همه گيري، اين روند اجتماعي معكوس شد و افرادي كه از نظر اجتماعي اقتصادي در سطح پايين تري بودند مستعد آسيب پذيري بيشتري شدند. مطالعات انجام شده در برخي از كشورهاي در حال توسعه نشان داده است كه فقيران نسبت به ثروتمندان در معرض خطر بالاتر حمله قلبي قرار دارند. همچنين، فقيران دسترس كمتري به خدمات بهداشتي داشته و عوامل خطر آنها در زمان مناسب تشخيص داده نشده و در نتيجه درمان موثري را دريافت نمي كنند. بنابراين، غفلت از همه گيري بيماري هاي قلبي عروقي بي عدالتي بزرگي در حق كشورها و مردمان فقير است (ردی، 2004) مطالعات انجام شده در سال 1382 در ايران نشان مي دهد كه بدون در نظر گرفتن تلفات ناشي از زلزله بم، تعداد 320204 مورد مرگ واقع شده است كه اولين علت از نظر تعداد، مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي-عروقي است و پس از آن حوادث و سوانح غيرعمدي قرار دارد. در همين سال تعداد موارد مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي عروقي براي مردان 72682 و براي زنان 62068 و در كل 134750 مورد بوده است (نقوی، 1383).
بيماري عروق كرونر قلب در اثر تنگي و انسداد عروق كرونر، عروقي كه خون سرشار از اكسيژن را به قلب مي رسانند، به وجود مي آيد .اين بيماري يكي از عامل هاي اصلي مرگ و مير در جهان محسوب مي شود (سارافينو، 2002.، سماوات و حجت زاده، 1384).
افسردگی، اضطراب، رفتار نوع A، خصومت، خشم و استرس روانی حاد به عنوان عوامل خطرساز پیدایش و تظاهر بیماری های کرونری محسوب می شوند. عاطفه منفی در معنای کلی آن، وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین و حمایت اجتماعی اندک رابطه معناداری با هریک از این عوامل روانشناختی دارند و برخی پژوهشگران معتقدند خصوصیات اخیر شاخص های معتبرتری از خطرات روانشناختی محسوب می شوند. داده های هنجاری پیری که بر روی 498 مرد با میانگین سنی 60 سال انجام شد نشان داد بین هیجانات منفی(ترکیبی از علائم اضطرابی و افسردگی) و بروز بیماری کرونری رابطه وجود دارد. اما در حال حاضر قویترین شواهد موجود مربوط به افسردگی است. مطالعات انجام شده بر روی افراد دچار بیماری شریان کرونر نیز نشان می دهد وجود افسردگی در این بیماران خطر پیامدهای نامطلوب مرتبط با بیماری کرونر، از جمله انفارکتوس میوکارد، عمل تجدید عروق در آنژین ناپایدار و مرگ را تقریبا دو برابر افزایش می دهد. افسردگی شدید شش ماه پس از پیوند بای پس شریان کرونر و یا تداوم علائم افسردگی متوسط که پیش از جراحی شروع شده و پس از شش ماه ادامه یابد، پیش بینی کننده افزایش خطر مرگ در طول پنج سال آتی است (کاپلان وسادوک، 2007؛ ترجمه رضاعی و فرزین، 1387).
متاسفانه بیشتر مردم تا خودشان و یا یکی از عزیزانشان دچار سکته قلب نشوند، به این نکته توجه ندارند که آنها نیز ممکن است در معرض خطر بیماری سرخرگ های تاجی باشند. چنین می نماید که خانم ها بیشتر دچار عقده انکار این بیماری هستند بسیاری از آنها بر این باورند که بیماری قلبی، تنها خاص مردان است، در حالیکه بررسی های آماری خلاف این را نشان داده است. هرساله 480 هزار خانم بر اثر بیماری های قلبی یا دیگر بیماری های عروق جان می سپارند واین بسیار بیشتر از شمار زن هایی است که از سرطان درمی گذرند. علاوه بر این سکته قلبی در خانم ها بدفرجام تر و شدید تر از مردان است(انجمن قلب آمریکا، 1996).
بسیاری از بیماران اظهار می دارند که هیچ دردی که نشانه خاص سکته قلبی باشد احساس نکرده اند و به جای آن احساس دیگری مانند(ناراحتی، فشار در قفسه سینه، سستی و ناتوانی) و یا حتی بدی گوارش کرده اند(در پاره ای از موارد درد و ناراحتی احساس نمی شود) و چون سکته قلبی بر گردش خون، تنفس و ریه ها تاثیر می گذارد، بیماران ممکن است پس از حمله دچار گیجی و منگی و یا تنگی نفس شوند. بالاخره گاه بیمار دچار سکته قلبی دچار آشفتگی است و پیوسته در حرکت است و از جایی به جای دیگر می رود تا بلکه احساس راحتی کند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
بیماری سرخرگ های تاجی قلب یک مشکل با نام های بسیار است. ممکن است پزشک به شما به جای سکته قلبی بگوید که با انفارکتوس میوکارد مبتلا شده اید که اصطلاح علمی همان بیماری قلبی است و معنی واژه به واژه آن می شود: میوکاردیو یعنی بافت ماهیچه ای قلب و انفارکشن که انگلیسی است یا انفارکتوس که فرانسه است یعنی مردن به سسب نرسیدن خون(سکته). در سکته قلبی بافت ماهیچه قلب به سبب نرسیدن خون کافی می میرد(انجمن قلب آمریکا، 1996).
امروزه شیوع فزاینده چاقی، دیابت نوع دو و سندروم متابولیک از عوامل خطرساز مهم آترواسکلروزیس هستند(خدایی، 1388). تا سال ها تصور می شد که شیوع بیماری های قلبی – عروقی در مردان بیشتر از زنان است در حقیقت درصد تمام مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی –عروقی در زنان(43درصد) بیشتر از مردان(37 درصد)است. درحالیکه تعداد مطلق مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی – عروقی در طی دهه های گذشته کاهش یافته ولی در واقع تعداد آنها در زنان در طی این مدت افزایش یافته است. به نظر می رسد نقش التهاب وعوامل خطرساز فوق الذکر یعنی چاقی، دیابت نوع دو و سندروم متابولیک در ایجاد آترو اسکلروزیس در زنان مهم تر از مردان است(خدایی، 1388).
بیماری عروق کرونر به علت تنگی یا بسته شدن شریان های قلب است که باعث نرسیدن یا کم رسیدن خون به یک نقطه قلب می شود. علت بیماری عروق کرونر آترواسکلروز است که ناشی از تجمع چربی همراه با فیبروز و سختی در جدار عروق است که منجر به تنگ شدن شریان ها می شود و ممکن است به علت ایجاد لخته در روی این محل های تنگ شده انسداد کامل شریان کرونر ایجاد شده و منجر به انفارکتوس حاد قلبی شود. بعضی عوامل باعث تشدید ایجاد ضایعات آترو اسکلروزیس می شوند که به این عوامل فاکتورهای خطر گویند که من جمله سیگار، دیابت و هیپرلیپیدمی و هیپرتانسیون است. تظاهرات بالینی بیماری عروق کرونر به صورت زیر می باشد:
انفارکتوس قلبی(MI)
درد قفسه سینه یا آنژین صدری که می تواند به صورت پایدار یا ناپایدار باشد.
مرگ ناگهانی
آریتمی ها
نارسایی قلبی
هر کدام از موارد فوق می تواند اولین تظاهر بیماری عروق کرونر باشد. کلا شایع ترین علت مرگ و میر بیماری قلبی است و در بیماری های قلبی هم اکثرا علت مرگ و میر بیماری عروق کرونر است(ورنر، ترجمه توکلی صابری، 1377).
1-1-2-2-عوامل خطرزا
عوامل خطرزا کیفیتی است که مایه افزایش احتمال خطر بروز بیماری است و در مورد بیماری قلب عوامل خطرزا با پژوهش ها و تحلیل های گسترده پزشکی شناخته شده است. نخستین پژوهش مهمی که برای شناخت عوامل خطرزا بیماری قلب صورت گرفته پژوهش قلب در ناحیه فرامینگهام بوده است. این پژوهش از سال 1948 آغاز شده و تا امروز هم چنان ادامه دارد. بی اغراق چگونگی روند وضع قلبی- عروقی هزاران زن و مردی که در فرامینگهام – واقع در ایالت ماساچوست – زندگی می کنند دنبال شده است. این پژوهش آمار دقیق و قابل اعتمادی به دست می دهد که تاثیر بسیاری از عوامل خطرزا در بیماری قلبی تایید می کند. پژوهش های مهم دیگر، از قبیل(پژوهش و بررسی تاثیر عوامل خطرزای متعدد بر یکدیگر) و (پژوهش هفت کشور) اطلاعات مهمی در اختیار می گذارند که اثر عوامل خطرزای گوناگون را در سلامت قلب نشان می دهند. پژوهشگران به ارتباط موجود میان اندازه کلسترون خون و بیماری های سرخرگ تاجی قلب و چگونگی تغذیه پی برده اند(پژوهش هفت کشور) نشان می دهد که تفاوت اندازه کلسترول خون ملتها و درجه بیماری های قلبی مربوط به تفاوت الگوی تغذیه ملت هاست. بر اساس این علت ها شواهد بیشتری در اختیار پزشکان قرار می گیرد که نشان می دهد احتمال خطر بیماری قلبی با دگرگون کردن شیوه زندگی به ویژه تغذیه را می توان تعدیل کرد. عوامل خطرزا بیماری قلبی همه یکسان نیستند پژوهش های پزشکی نشان داده است که عوامل خطرزای اصلی عواملی است که احتمال خطر بیماری قلبی را به گونه ای مشخص افزایش می دهد. این پژوهش همچنین ارتباط عوامل خطرزای اصلی را بیماری قلبی به اثبات رسانده است. عوامل مستعد کننده فرعی نیز در به وجود آوردن آن نقش دارند. هر گاه بیماری قلبی بروز کند آنها نیز حضور مزاحم خود را جایی آشکار می سازند. هرچند وابستگی بین عوامل مساعد کننده فرعی وبیماری قلبی در بیشتر موارد غیرمستقیم است و به خوبی استنباط نمی شود. برخی عوامل خطرزا را نمی توان تغییر داد، اما برخی دیگر را با کمی پشتکار می توان از میان برد. آن عوامل خطرزا که نمی توان کاملا از میان برد می توان به گونه ای دگرگون کرد که (قدرت خطر آفرینی) آنها کاهش یابد. عوامل خطرزا اصلی تغییرناپذیر عبارتنداز: سابقه بیماری در خانواده، مرد بودن و بالا رفتن سن. حال آنکه کشیدن سیکار، کلسترول بالای خون، فشار خون و نداشتن فعالیت های بدنی از عوامل خطرزای اصلی به شمار می روند که می توان آن ها را یا از میان برد ویا تغییراتی در آنها ایجاد کرد(انجمن قلب آمریکا، 1996).
عوامل مساعد کننده یا خطر زای فرعی بیماری قلبی عبارتند از بیماری قند، چاقی مفرط، تنش ها و فشارهای روحی(استرس). هرچه شمار عوامل خطرزا در شخص بیشتر باشد احتمال بروز بیماری قلبی افزایش خواهد یافت گاه ممکن است در موارد بسیار نادر بیماری قلبی در پی عوامل خطرزا مانند فشارخون بسیار بالا و مهار نشده ایجاد شود. اما پزشکان پی برده اند که بیماری قلبی بیشتر در پی مجموعه در هم تنیده ای از عوامل خطرزا در کنار یکدیگر به وجود می آید(انجمن قلب آمریکا، 1996).
پیر شدن دستگاه های قلب و عروقی و تنفسی در اوایل و اواسط بزرگسالی معمولا بدون توجه به آن و به تدریج صورت می گیرد. علائم تغییر به احتمال زیاد در اواخر بزرگسالی آشکار می شوند و افراد مسن را نگران می کنند زیرا آنها می دانند که این دستگاه ها برای کیفیت و طول عمر حیاتی هستند. با افزایش سن عضله قلب سخت تر می شود و برخی از سول های آن می میرد در حالیکه سلول های دیگر بزرگ می شود نتیجه آن ضخیم شدن جداره بطن چپ است. از این گذشته جداره شریان به علت پیری طبیعی و عمدتا اگر فرد دچار تصلب شرائین شود خشک شده و مقداری رسوب در آن انباشته می شود و بالاخره حساسیت عضله قلب نسبت به علائم ارسالی سلول های ضربان ساز درون قلب که هر انقباض را راه ادازی می کند کمتر می شود(آرکینگ، 1991؛وایت برن، 1996،1999 ؛ نقل از برک، 2001).
سه عامل خطرزایی که باید با آن ها سر کرد:
سه عامل خطر زای اصلی بیماری قلبی را که نمی توان تغییر داد یا از میان برداشت عبارتند از: سن، مرد بودن و سابقه خانوادگی بیماری قلبی زودرس(اگر بیماری قلبی در مردان زودتر از 55 سالگی و در زن ها پیش از 65 سالگی بروز کرده باشد) شناخت این سه عامل بسیار دارای اهمیت است، زیرا اگرچه نمی توان این عوامل را تغییر داد اما بر وخامت سایر عوامل خطر زایی که نمودار عوامل خطرزای شما را تشکیل می دهند و قابل تعدیل یا از میان برداشتن هستند تاثیر می گذارند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
1-1-1-2-2-سابقه خانوادگی
اگر یکی یا هر دو والدین و یا یکی از افراد خانواده نزدیک شما در سنین جوانی دچار سکته قلبی شده است یا خواهر و برادری دارید که به سرخرگ تاجی قلب مبتلا باشد احتمال زیاد دارد که شما به این بیماری دچار شوید. در برخی ازپژوهش های علمی بیماری های سرخرگ تاجی زودرس در خویشاوندان نزدیک تنها و مهم ترین وسیله پیش بینی مبتلا شدن به بیماری سرخرگ تاجی قلب است هر چقدر تعداد اقوام نزدیک شما که در این شرح حال خانوادگی می گنجد بیشتر باشد یا هنگام شروع حمله قلبی جوان تر باشد اهمیت عامل خطرزا بیشتر است. معمولا بیماری های سرخرگ تاجی ارثی است و در خانواده ادامه می یابد(انجمن قلب آمریکا، 1996).
2-1-1-2-2-جنسیت
اکنون ثابت شده است که سکته قلبی در مردان بیش از زنان روی می دهد وهمچنین مردان نسبت به زنان در سنین پایین تری به سکته قلبی دچار می شوند و بیش از زن ها از سکته قلبی جان می سپارند ولی بیماری های قلبی برای زنان نیز خطر جدی است و بالاترین علت مرگ در زن هاست. برای اینکه دریابیم چرا مرد ها در ابتلا به بق نسبت به زن ها از موقعیت آسیب پذیری برخوردارند لازم است عوامل خطرزای آن ها را با هم بسنجیم. در سال های جوانی و میان سالی اندازه کلسترول خون، وزن نسبی بدن و فشار خون زن ها نسبت به مردها پایین تر است ولی همین طور که به سن زن ها افزوده می شوداین کیفیت که دقیقا با آترواسکلروز و بیماری های قلبی وابسته است رفته رفته افزایش می یابد تا کم و بیش به حدود مردها می رسد(انجمن قلب آمریکا، 1996).
3-1-1-2-2-سن
پژوهش ها نشان داده است که صرف نظر از جنسیت احتمل خطر بیماری سرخرگ تاجی قلب و سکته قلب با افزایش سن ارتباط مستقیم دارد. افزایش سن در مردان از 45 سال و زن ها از 55 سال به بالا خود عامل خطرزا برای بیماری های سرخرگ تاجی است و تنها 5 درصد از کل قربانیان بیماری های قلبی زیر 40 سال عمر دارند. حدود 45 درصد پایین تر از 65 سال و بیش از نیمی از تمام کسانی که قربانی سکته قلبی می شوند65 ساله یا مسن تر هستند.صرف نظر از عوامل خطرزای دیگر احتمال بروز سکته قلبی هر 10 سال افزایش می یابد(انجمن قلب آمریکا، 1996). عوامل اصلی خطرزای دیگری که می توان آن ها را مهار کرد:
4-1-1-2-2-سیگار
بسیاری از مردم از ارتباط میان کشیدن دخانیات و مشکلات بهداشتی آگاه هستند. غالبا بر این باورند که دود سیگار تنها عامل خطرزای سرطان ریه است اما با همان نسبت بزرگترین عامل خطرزای سکته قلبی و مغزی نیز به شمار می آید. درحقیقت کسانی که سیگار می کشند بیشتر از بیماری سرخرگ تاجی قلب جان می سپارند.کسانی که سیگار می کشند 2 تا 4 برابر دیگران در معرض مرگ های ناگهانی هستند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
5-1-1-2-2-فشارخون بالا
در کل جهان کلا 62 درصد وارد سکته مغزی و 41 درصد موارد بیماری های قلبی با فشار خون بالاتر از میزان بهینه ارتباط دارد و اعتقاد بر این است که این افزایش فشارخون عامل بیش از 7 میلیون مرگ و میر سالیانه است. با صنعتی شدن جوامع و تغییر سبک زندگی از روستایی به شهری فشارخون متوسط به وضوح بالا می رود. یکی از نگرانی های عمده در کشورهایی که درآمد پایین یا متوسط دارند این است که احتمالا تعداد زیادی از موارد فشارخون شناسایی نشده و بنابراین درمان نمی شود. این مسئله ممکن است تاحداقل تا حدودی میزان بروز بالاتر سکته های قلبی نسبت به سکته های مغزی را توجیه کند (انجمن قلب آمریکا، 1996).
6-1-1-2-2-عدم فعالیت بدنی
نداشتن تحرک بدنی- نپرداختن به ورزش منظم یکی از عوامل اصلی خطرزای ایجاد بیماری سرخرگ تاجی قلب است.از سوی دیگر در پیدایش دیگر عوامل خطرزا بیماری سرخرگ تاجی قلب مانند پاقی مفرط، افزایش فشارخون با پایین بودن اندازه کلسترول سنگین نیز نقش مهمی دارد. از این روست که ورزش غالبا بخش مهمی از برنامه بازتوانی قلب و عروق را تشکیل می دهد. نقش ورزش در پیشگیری اولیه- پیشگیری پیش از دچار شدن به بیماری سرخرگ تاجی قلب مهم است. همچنین برای پیشگیری مرحله دوم یا کسانی که هم اکنون به بیماری دچار ستند کمک بزرگی اشت. مردان و زنانی که به بیماری سکته قلب یدچار شده اند اما توان تمرین های بدنی خود را افزایش داده اند در می یابند که قادرند بدون بروز دردهای قفسه سینه مدت زیادی ورزش کنند و می توانند انواع بیشتری از فعالیت ها را بدون ناراحتی چندان انجام دهند. اگر کسانی که به بیماری قلب و عروق دچارند ولی به طور منظم ورزش می کنند به سکته قلبی دچارش وند شرایط خوب جسمانی آن ها به آن ها کمک می کند که بیشتر و آسانتر از کسانی که فعالیت بدنی ندارند جان سالم به در ببرند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
7-1-1-2-2-بیماری قند
بیماری قند، عدم توانایی بدن در تولید انسولین یا واکنش مناسب در برابر آن است. انسولین بدن را قادر می سازد که گلوکز را به مصرف برساند. بیماری قند احتمال آسیب رسیدن به کلیه ها، کوری و بیماری دستگاه عصبی و عروق را بالا می برد و نیز خطر ابتلا به بیماری قلب و عروق را به شدت بالا می برد. در پژوهش فرامینگهام روشن شده است که وجود بیماری قند احتمال دچار شدن به بیماری قلب و عروق را دوچندان میکند. بیش از 80 درصد از کسانی که بیماری قند دچار هستند به علت یکی از انواع ناخوشی های قلب و عروق جان می سپارند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
8-1-1-2-2-چاقی
کسی چاق یا فربه خوانده می شود که (بر پایه قد استخوان بندی و سن) بیش از 20% اضافه وزن داشته باشد. چاقی با پاره ای از مشکلات بهزیستی همراه است؛ فشار خون بالا، کلسترول بالای خون، بیماری قند و بیماری سرخرگ تاجی قلب در افراد فربه بیش از دیگران دیده می شود. پژوهش ها نشان داده است که چاقی با افزایش خطر بیماری قلبی ارتباط دارد. در اواسط دهه 1980 سازمان بهداشت جهانی پروژه ای تحت عنوان(پایش چند ملیتی گرایش ها و عوامل تعیین کننده در بیماری های قلبی- عروقی) از 48درصد جمعیت مختلف برای ارزیابی عوامل خطر قلبی- عروقی نمونه گیری کرد. در همه جمعیت مردان به استثنای مردان چینی و در اغلب جمعیت زنان نمونه گیری شده بین50 درصد تا 75 درصد از بزرگسالان 35 تا 64 ساله چاق یا اضافه وزن داشتند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
9-1-1-2-2-تنش های روانی(استرس)
تنش و دلشوره برای همه احساسی آشناست هرچند پژوهشگران هنوز از رابطه داشتن دقیق دلشوره و بیماری قلب مطمئن نیستند. تاثیر استرس در اشخاص مختلف بسیار متفاوت است. همین مسئله اندازه گیری آن را به شیوه ای موثر و پیوسته مشکل می سازد. چنین می نماید که میان سکته قلبی و سطح تنش های روانی روزمره و شیوه های رفتاری و سطح اقتصادی و اجتماعی رابطه ای برقرار است. شخصی که در زندگی تنش های روانی منفی بسیار دارد ممکن است به سیگارکشیدن روی آورد یا بر میزان سیگار خود بیفزاید به مشروب خواری روی آورد یا بر مصرف آن بیفزاید یا پرخوری کند که همگی واکنشی در مقابل تنش های روانی است(انجمن قلب آمریکا، 1996).
2-1-2-2-پیامدهای بیماری قلبی
1-2-1-2-2-افسردگی
کم و بیش هر بیمار سکته قلبی یک یا دو روز پس از سکته قلبی دوره کوتاهی دچار افسردگی می شود که معمولا اوج آن سه یا چهار روز پس از سکته قلبی است. همین که از دردها کاسته شود و بیمار به بهبودی خود اطمینان یابد افسردگی فروکش می کند با این همه درصد کمی از بیماران مدت درازی پس از سکته قلبی همچنان دچار نگرانی و اضطراب باقی می مانند. برای بعضی بیماران این اختلال ها در بخش مراقبت های ویژه(CCU)پیش می آید. در میان بیمارانی که به سکته قلبی دچار شده اند دوران افسردگی بسیار دیده می شود پس از سکته قلبی بیمار ممکن است دچار خشم شدید احساس گناه یا نگرانی عمیق در مورد آینده خود شود. این گونه احساسات قابل درک است و در بسیاری موارد همین طور که بیمار رفته رفته تندرستی خود را باز می یابد نیز این احساس به سرعت از میان می رود اما گاهی افسردگی ادامه می یابد کسی که دچار افسردگی شده ممکن است خودش از آن نیز با خبر با شد. شدت افسردگی به شدت سکته قلبی بستگی ندارد زیرا گاهی دوران افسردگی کسی که به سکته قلبی سبکی دچار شده است ممکن است بسیار عمیق باشد حال آنکه بیمار دیگری که از نظر پزشکی دچار سکته شدید شده است به زودی به حالت عادی باز می گردد. افسردگی متداول ترین احساسی است که پس از سکته قلبی بیماران از پا می اندازد. آنهادر ژرفای روحشان احساس می کند که زندگی شان به پایان رسیده است و دیگر هیچ چیز به حالت نخستین باز نمی گردد. این احساس افسردگی برای این به بیماران چیره می شود که بیماران گمان می کنند که آسیب دیده اند و دیگر ماند دیگران نیستند. افسردگی در بیشتر موارد چهار هفته پس از سکته قلبی خود به خود از میان می رود اگر نشانه های افسردگی پس از پایان این مدت از میان نرود یا شدیدتر از معمول بود باید از دیگران کمک خواست پزشک خانواده پزشک متخصص قلب روانپزشک پرستار روانشناس شخصیت های مذهبی یک بزرگتر مورد علاقه خانواده همگی می توانند به بیمار کمک کنند تا از این احساس نامطبوع به در آمده و به مقابله با نا امیدی برخیزد افسردگی به درمان فوری نیاز دارد کسی که دچار افسردگی شده است به مراقبت از خویش بهی توجه است و به زنده ماندن علاقه ای ندارد روش است که برای به کار بستن روش های بازتوانی که در بهبود و پیشگیری از حمله دوباره اهمیت فراوان دارد همکاری نخواهد کرد.نشانه های افسردگی ممکن است بسیار خفیف باشد. غالبا کسی که به افسردگی دچار است از بروز چنین پدیده ای در خود آگاه نیست و نمی داند که به افسردگی دچار شده است (انجمن قلب آمریکا، 1996).
2-2-1-2-2-استرس
بیشتر بیماران در هفته اول پس از بیماران در بیمارستان بعد از بهبودی از سکته قلبی دستخوش یک رشته تنش ها و ناآرامی های روانی می شوند روشن است که این تجربه سخت که جان بیمار را به خطر انداخته است پرسش ها و واهمه های زیادی را در او بیدار می کند. ممکن است بیمار درباره بیماریش دچار شک و انکار شود و از خود بپرسد: چرا من هنوز در بیماسان هستم من که حالم خوب است یا ممکن است دچار خشم شود چرا این بلا برسر من آمده و یا معمولا بیمار دستخوش نگرانی بی اعتمادی و آسیب پذیری شدید می شود آیا بالاخره خوب خواهم شد خانواده نیز کم و بیش دچار همین گونه احساسات می شود ولی پیوسته و همزمان با بیماری نیست. تنش های پس از حمله قلبی از نظر درجه ژرفا متفاوت است گاهی دیده شده که برخی از بیماران زیر تنش های روانی خرد و فلج شده اند و بعضی دیگر بی تاب می گردند به این معنی که آرزو دارند هرچه زودتر این رویداد را پشت سر گذاشته و به زندگی روزمره بازگردند (انجمن قلب آمریکا، 1996).
3-2-1-2-2-ترس و اضطراب
تا مدتی پس از سکته قلبی برای بیشتر بیماران قلبی داشتن احساسی مانند ترس از مرگ یا درد طبیعی است. ممکن است برای مدتی نسبت به کوچکترین درد یا تیر کشیدن بدن واکنش های شدیدی نشان دهند. گاهی از خستگی زیاد شکوه می کنند پس از بازگشت از بیمارستان برای تطبیق خود با زندگی روزمره نیاز به زمان بیشتری دارند. برخی از بیماران پس از گذراندن بیماری به شدت به همسر یا افراد دیگر خانواده متکی می شوند زیرا می ترسند که برای انجام کاری به خود متکی باشند یا تنها باشند. بی گمان با گذشت زمان بیمار اعتماد از دست رفته را می یابد و توانایی بیشتری پیدا می کند تا به زندگی روزمره بازگردد. احساس هایی مانند ترس و تشویش نیز از میان می رود(انجمن قلب آمریکا، 1996).
4-2-1-2-2-خشم
بیشتر بیماران تا مدتی به سبب آنچه برایشان روی داده است بسیار خشمگین اند. بعد از سکته قلبی ممکن است بیمار به آسانی شکیبایی خود را از دست بدهد و بر دیگران و حتی کسانی که قصد کمک دارند خشم بگیرد احساس کند که به او ظلم شده است. دوستان خویشاوندان گاهی متوجه نیش زبان هایی می شوند که نشان می دهد به خاطر سلامتی شان مورد حسادت بیمار قرار گرفته اند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
3-1-2-2-روش های درمان
آخرین بررسی های دانش پزشکی نشان داده است که روش زندگی ما در پیدایش بیماری قلبی بیش از همه موثر است. برای کمک به پیشگیری و محدود کردن خطر پیشرفت بیماری هر کسی از رهنمودهای زیر پیروی کند:
انجام معاینه ها و آزمایش های منظم پزشکی: در این صورت در صورت بروز کمترین مشکل می توان پی برد و یاوری کرد. پیروی از شیوه زندگی سالم و بهداشتی بدین معنی که سیگار نکشیم غذای سالم وکم چرب بخوریم فشار خون بالا را مهار کنیم و فعالیت بدنی داشته باشیم (انجمن قلب آمریکا، 1996).
امروزه پیشگیری از بیماری قلبی مخصوصاCAD یکی از مهم ترین وظایف مراقبین اولیه بهداشتی و متخصصین قلب است. پیشگیری با ارزیابی خطر صعودی و به دنبال آن توجه به شیوه های زندگی بیمار از جمله رسیدن به وزن مطلوب و قطع مصرف سیگار و درمان جدی تمام عوامل خطرساز غیرطبیعی نظیر؛ هیپرتانسیوم هیپرلیپیدمی و دیابت قندی شروع می شود(خدایی، 1388).
چنانچه علیرغم پیشگیری سکته قلبی در فردی رخ داد از روش های دارودرمانی و جراحی استفاده می شود.
بیماری های قلبی به چند شیوه درمان می شود. به کمک پزشک می توان برخی از مشکلات بیماران قلبی را کاهش داد یا بهبود بخشید. این کار را می توان با دگرگونی عادت های زندگی (چه می خوریم، چه می نوشیم، چقدر وزن داریم، چقدر ورزش می کنیم و سیگار می کشیم یا نه) انجام داد، همچنین می توان با مصرف پیگیر داروهایی که تجویز شده است و مهار کردن ناخوشی هایی مانند بیماری قند و فشار خون و کلسترول بالا، عملی ساخت. غالبا این دو راه کافی است تا از امکان وقوع نخستین سکته یا حمله قلبی بعد بکاهد. ولی این تمهیدات برای برخی بیماران قلبی کافی نیست و به درمان های دیگری نیاز دارند(انجمن قلب آمریکا، 1996).
هدف بیشتر جراحی های قلب و دیگر درمان های تهاجمی برقرار کردن دوباره جریان خون به قلب از راه سرخرگ های تاجی که به شدت بسته شده اند می باشد. برقرار شدن جریان خون به قلب، درد های آنژین سینه را از میان برده، به بیمار اجازه می دهد که از نو به زندگی فعال پیشین باز گردد. در موارد نادر، جراحی یا درمان های دیگری از این دست برای رفع مشکلاتی مانند ترمیم بخش های آسیب دیده ماهیچه قلب یا پارگی به کار



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *