— (313)

2378999-25492400معاونت پژوهش و فنآوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این‌که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به‌منظور پاسداشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت و جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد میگردیم اصول زیر را در انجام فعالیت‌های پژوهشی مدنظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
اصل حقیقتجویی: تلاش در راستای پیجویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهانسازی حقیقت.
اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان(انسان، حیوان و نبات) و سایر صاحبان حق.
اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و درنظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانبداری غیرعلمی و حفاظت از اموال و تجهیزات و منابع در اختیار.
اصل رازداری: تعهدبه صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمانها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
اصل احترام: تعهد به رعایت حریمها و حرمتها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمتشکنی.
اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
اصل برائت: التزام به برائتجویی از هرگونه رفتار غیرحرفهای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبههای غیرعلمی می‌آلایند.

4919345-14605000
دانشگاه آزاد اسلامی
واحـد ایـلام
تعهدنامه اصالت رساله پایان نامه
اینجانب زینب محمدی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته روان‌شناسی با شماره دانشجویی ۹۱0883522 که در تاریخ 9/2/1394 از پایاننامهی خود تحت عنوان «بررسی اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر بهزیستی روان‌شناختی و امید به زندگی در بیماران سرطانی شهر خرم‌آباد» با کسب نمره 70/17 و درجه ……… دفاع نمودهام، بدینوسیله متعهد می شوم:
این پایاننامه حاصل تحقیق پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط ورودیه موجود، نام منبع مورداستفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کردهام.
این پایاننامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(همسطح، پایینتر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهرهبرداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایاننامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را میپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچ‌گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
زینب محمدی
تاریخ و امضا

دانشگاه آزاد اسلامی
واحـد ایـلام
پایاننامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روان‌شناسی (M.A)
گرایش: عمومی
عنوان:
بررسی اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر بهزیستی روان‌شناختی و امید به زندگی در بیماران سرطانی شهرخرم آباد
استاد راهنما:
دکتر شهرام مامی
استاد مشاور:
دکترجهانشاه محمدزاده
نگارش:
زینب محمدی
بهار ۱۳۹4
سپاسگزاری
حمد و سپاس خداوند عالم را که به ما توفیق کسب دانش عطا فرمود تا ذهن خویش را به زینت علم بیاراییم. اکنون که به یاری خداوند متعال توفیق انجام این پایان نامه را یافته‌ام شایسته است از تمامی عزیزانی که مرا در این راه یاری نمودند، سپاسگزاری نمایم.
از زحمات اساتید محترم وارجمند جناب آقای دکترشهرام مامی که به‌عنوان استاد راهنما و جناب آقای دکترجهانشاه محمدزاده به‌عنوان استاد مشاور که در اجرای این پایان نامه با راهنمایی‌های سازنده خویش بنده را یاری نمودند صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایم. از درگاه خداوند باریتعالی برای آن بزرگواران آرزوی سربلندی و موفقیت دارم، امیدوارم که در آینده بتوانم جوابگوی زحمات آن اساتید ارجمند در عرصه تعلیم و تربیت باشم.
از درگاه خداوند متعال آرزوی توفیق روزافزون برای تمامی عزیزانی که در سنگر مقدس علم و دانش گام بر می دارند، را دارم.

تقـدیم به :
همسر ، پدر و مادر مهربانم که خاطرشان آرامش‌بخش زندگیم بوده
و همواره در همه حال همراه من بوده‌اند.
و گل های همیشه بهار، باغ زندگیم
فاطمه زهرا و محمد طاها

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-3″ \p ” ” \h \z \u چکیده PAGEREF _Toc417808866 \h 1فصل اول : کلیات پژوهش 1-1 مقدمه PAGEREF _Toc417808869 \h 31-2 بیان مسئله پژوهش PAGEREF _Toc417808870 \h 31-3 ضرورت و اهمیت پژوهش PAGEREF _Toc417808871 \h 71-4 اهداف پژوهش PAGEREF _Toc417808872 \h 81-4-1 هدف اصلی PAGEREF _Toc417808873 \h 81-4-2 اهداف فرعی PAGEREF _Toc417808874 \h 81-5 فرضیه‌های پژوهش PAGEREF _Toc417808875 \h 81-5-1 فرضیه اصلی PAGEREF _Toc417808876 \h 81-5-2 فرضیه‌های فرعی PAGEREF _Toc417808877 \h 81-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc417808878 \h 91-6-1 تعاریف مفهومی متغیرها PAGEREF _Toc417808879 \h 91-6-1-1 سرطان PAGEREF _Toc417808880 \h 91-6-1-2 بهزیستی روان‌شناختی: PAGEREF _Toc417808881 \h 91-6-1-3 امید به زندگی: PAGEREF _Toc417808882 \h 91-6-1-4 ذهن آگاهی: PAGEREF _Toc417808883 \h 91-6-2 تعاریف عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc417808884 \h 91-6-2-1 سرطان: PAGEREF _Toc417808885 \h 91-6-2-2 بهزیستی روان‌شناختی: PAGEREF _Toc417808886 \h 101-6-2-3 امید به زندگی: PAGEREF _Toc417808887 \h 101-6-2-4 ذهن آگاهی: PAGEREF _Toc417808888 \h 10فصل دوم : ادبیات و پیشینه پژوهش2-1 مقدمه PAGEREF _Toc417808891 \h 122-2 بخش اول: سرطان PAGEREF _Toc417808892 \h 122-2-1 تعریف سرطان PAGEREF _Toc417808893 \h 122-2-2 منشأ سرطان PAGEREF _Toc417808894 \h 122-2-3 سرطان در کودکان PAGEREF _Toc417808895 \h 132-2-3-1- مراقبت حمایتی از کودکان مبتلابه سرطان PAGEREF _Toc417808896 \h 152-2-3-2-سازگاری روانی PAGEREF _Toc417808897 \h 162-2-3-3- شیمی‌درمانی PAGEREF _Toc417808898 \h 172-3 بخش دوم: بهزیستی روان‌شناختی PAGEREF _Toc417808899 \h 192-3-1 مفهوم بهزیستی روان‌شناختی PAGEREF _Toc417808900 \h 192-3-2 اجزا و عناصر بهزیستی روان‌شناختی PAGEREF _Toc417808901 \h 202-3-2-1 معنویت PAGEREF _Toc417808902 \h 212-3-2-2 رضایت از زندگی PAGEREF _Toc417808903 \h 222-3-2-3 شادی PAGEREF _Toc417808904 \h 232-3-2-4 خوش‌بینی PAGEREF _Toc417808905 \h 242-3-2-5 معناداری PAGEREF _Toc417808906 \h 252-3-2-6 روابط مثبت با دیگران PAGEREF _Toc417808907 \h 262-3-2-7 احساس انسجام یا به‌هم‌پیوستگی PAGEREF _Toc417808908 \h 272-4 بخش سوم: امید به زندگی PAGEREF _Toc417808909 \h 272-4-1 مفهوم امید به زندگی PAGEREF _Toc417808910 \h 272-4-2 نظریه ابعاد امید PAGEREF _Toc417808911 \h 282-4-3 نظریه امید PAGEREF _Toc417808912 \h 292-4-3-1 نظریه سرسختی PAGEREF _Toc417808913 \h 312-4-3-2 نظریه شادمانی PAGEREF _Toc417808914 \h 312-4-3-3 نظریه خوش‌بینی PAGEREF _Toc417808915 \h 322-4-4 رویکردهای امید به زندگی PAGEREF _Toc417808916 \h 322-4-4-1 رویکرد روان‌شناختی امید به زندگی PAGEREF _Toc417808917 \h 322-4-4-2 رویکرد جامعه‌شناختی PAGEREF _Toc417808918 \h 332-4-4-3 رویکرد زیستی اجتماعی PAGEREF _Toc417808919 \h 352-5 بخش چهارم: ذهن آگاهی PAGEREF _Toc417808920 \h 352-5-1 مفهوم ذهن آگاهی PAGEREF _Toc417808921 \h 352-5-2 ذهن آگاهی و بهزیستی روان‌شناختی PAGEREF _Toc417808922 \h 362-5-3 آموزش ذهن آگاهی PAGEREF _Toc417808923 \h 372-6 بخش پنجم: هوش معنوی PAGEREF _Toc417808924 \h 372-6-1 هوش PAGEREF _Toc417808925 \h 372-6-2 معنویت PAGEREF _Toc417808926 \h 382-6-3 هوش معنوی و مؤلفه های آن PAGEREF _Toc417808927 \h 392-6-4 مؤلفه های هوش معنوی در اسلام PAGEREF _Toc417808928 \h 432-6-5 رشد هوش معنوی PAGEREF _Toc417808929 \h 452-6-6 هوش معنوی و سلامت روانی PAGEREF _Toc417808930 \h 462-6-7 مقایسه هوش معنوی باهوش‌های دیگر PAGEREF _Toc417808931 \h 472-7 پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc417808932 \h 492-7-1پژوهش‌های داخلی و خارجی PAGEREF _Toc417808933 \h 49فصل سوم:روش شناسی پژوهش 3-1 مقدمه PAGEREF _Toc417808936 \h 533-2 روش تحقیق PAGEREF _Toc417808937 \h 533-3 جامعه آماری PAGEREF _Toc417808938 \h 543-4 روش نمونه‌گیری و حجم نمونه PAGEREF _Toc417808939 \h 543-5 روش جمع آوری داده ها PAGEREF _Toc417808940 \h 543-6 ابزار تحقیق PAGEREF _Toc417808941 \h 553-6-1 روایی ابزار پژوهش PAGEREF _Toc417808942 \h 553-6-2 پایایی ابزار پژوهش PAGEREF _Toc417808943 \h 563-7 روش اجرای پژوهش PAGEREF _Toc417808944 \h 573-8 روش تجزیه‌وتحلیل داده ها PAGEREF _Toc417808945 \h 57فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 4-1 مقدمه PAGEREF _Toc417808948 \h 594-2 آمار توصیفی PAGEREF _Toc417808949 \h 594-2-1 توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc417808950 \h 594-2-2 توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc417808951 \h 604-3 آمار استنباطی PAGEREF _Toc417808952 \h 604-3-1 تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc417808953 \h 604-3-2 آزمون فرضیات اصلی تحقیق PAGEREF _Toc417808954 \h 624-3-2-1 فرضیه اصلی اول PAGEREF _Toc417808955 \h 624-3-2-2 فرضیه اصلی دوم PAGEREF _Toc417808956 \h 644-3-2-3 فرضیه اصلی سوم PAGEREF _Toc417808957 \h 674-3-2-4 فرضیه اصلی چهارم PAGEREF _Toc417808958 \h 694-3-3 فرضیات فرعی PAGEREF _Toc417808959 \h 724-3-3-1 فرضیه فرعی اول PAGEREF _Toc417808960 \h 724-3-3-2 فرضیه فرعی دوم PAGEREF _Toc417808961 \h 734-3-3-3 فرضیه فرعی سوم PAGEREF _Toc417808962 \h 744-3-3-4 فرضیه فرعی چهارم PAGEREF _Toc417808963 \h 754-3-3-5 فرضیه فرعی پنجم PAGEREF _Toc417808964 \h 764-3-3-6 فرضیه فرعی ششم PAGEREF _Toc417808965 \h 774-3-3-7 فرضیه فرعی هفتم PAGEREF _Toc417808966 \h 784-3-3-8 فرضیه فرعی هشتم PAGEREF _Toc417808967 \h 794-3-3-9 فرضیه فرعی نهم PAGEREF _Toc417808968 \h 804-3-3-10 فرضیه فرعی دهم PAGEREF _Toc417808969 \h 814-3-3-11فرضیه فرعی یازدهم PAGEREF _Toc417808970 \h 824-3-3-12 فرضیه فرعی دوازدهم PAGEREF _Toc417808971 \h 83فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها 5-1 مقدمه PAGEREF _Toc417808974 \h 855-2 نتایج و دستاوردهای حاصل از تحقیق PAGEREF _Toc417808975 \h 855-2-1 نتایج فرضیه‌های اصلی PAGEREF _Toc417808976 \h 855-2-2 نتایج فرضیات فرعی PAGEREF _Toc417808977 \h 865-3 نتیجه گیری PAGEREF _Toc417808978 \h 895-4 ارائه راهکارها و پیشنهادات PAGEREF _Toc417808979 \h 895-4-1 پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc417808980 \h 895-4-2 پیشنهادهای پژوهش PAGEREF _Toc417808981 \h 895-5 محدودیتهای تحقیق PAGEREF _Toc417808982 \h 90فهرست منابع PAGEREF _Toc417808983 \h 91پیوست‌ها PAGEREF _Toc417808986 \h 98چکیده 109
فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC \p ” ” \h \z \t “Heading 4;1″ جدول 2-1: مقایسه هوش معنوی و هوش متعارف PAGEREF _Toc417809534 \h 48جدول 3-1: سؤالات پرسشنامه PAGEREF _Toc417809535 \h 55جدول 3-2 ضریب آلفای کرونباخ متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc417809536 \h 56جدول 3-2 جلسات مداخله هوش معنوی و ذهن آگاهی PAGEREF _Toc417809537 \h 57جدول 4-1: توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc417809538 \h 59جدول 4-2: توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc417809539 \h 60جدول (4-3): بارهای عاملی متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc417809540 \h 61جدول 4-4: ضریب همبستگی، R2، آماره دوربین-واتسون PAGEREF _Toc417809541 \h 62جدول 4-5: تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417809542 \h 62جدول 4-6: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه اول PAGEREF _Toc417809543 \h 63جدول 4-7: ضریب همبستگی، R2، آماره دوربین-واتسون PAGEREF _Toc417809544 \h 64جدول 4-8: تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417809545 \h 65جدول 4-9: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809546 \h 65جدول (4-10): تحلیل واریانس ضریب همبستگی، R2، آماره دوربین-واتسون PAGEREF _Toc417809547 \h 67جدول 4-11: تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417809548 \h 67جدول 4-12: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه 3 PAGEREF _Toc417809549 \h 68جدول 4-13: ضریب همبستگی، R2، آماره دوربین-واتسون PAGEREF _Toc417809550 \h 69جدول 4-14 تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417809551 \h 70جدول 4-15: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه 4 PAGEREF _Toc417809552 \h 70جدول 4-16: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809553 \h 72جدول 4-17: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809554 \h 73جدول 4-18: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809555 \h 74جدول 4-19: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809556 \h 75جدول 4-20: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809557 \h 76جدول 4-21: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809558 \h 77جدول 4-22:نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809559 \h 78جدول 4-23:نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809560 \h 79جدول 4-24:نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809561 \h 80جدول 4-25: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809562 \h 81جدول 4-26: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809563 \h 82جدول 4-28: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون برای فرضیه PAGEREF _Toc417809564 \h 83

فهرست نمودار
عنوان صفحه
TOC \p ” ” \h \z \t “Heading 5;1” نمودار 4-1: هیستوگرام باقیمانده استانداردشده PAGEREF _Toc417809700 \h 63نمودار 4-2: پراکنش باقیمانده اطراف خط نرمال PAGEREF _Toc417809701 \h 64نمودار 4-3: هیستوگرام باقیمانده استانداردشده PAGEREF _Toc417809702 \h 66نمودار 4-4: پراکنش باقیمانده اطراف خط نرمال PAGEREF _Toc417809703 \h 66نمودار 4-5: هیستوگرام باقیمانده استانداردشده PAGEREF _Toc417809704 \h 68نمودار 4-6: پراکنش باقیمانده اطراف خط نرمال PAGEREF _Toc417809705 \h 69نمودار 4-7: هیستوگرام باقیمانده استانداردشده PAGEREF _Toc417809706 \h 71نمودار 4-8: پراکنش باقیمانده اطراف خط نرمال PAGEREF _Toc417809707 \h 71
چکیده
سرطان از جمله بیماری های مزمنی است که بار ااقتصادی، اجتماعی و روانی سنگینی برای بیمار، خانواده و جامعه به همراه دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش هوش معنوی و ذهن آگاهی بر بهزیستی روان‌شناختی و امید به زندگی در بیماران سرطانی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد سرطانی شهر خرم‌آباد در سال ۹3بود (90 N=). نمونه‌ی پژوهش شامل 60 فرد مبتلابه سرطان بستری شده در بیمارستان‌های شهر خرم‌آباد بود که به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی از بین جامعه‌ی آماری انتخاب شدند. برای جمعآوری داده‌های پژوهش از فرم مشخصات جمعیت شناختی، پرسشنامه بهزیستی روان‌شناختی ریف، پرسش نامه امید به زندگی استفاده‌شده است. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از آزمون تجزیه‌وتحلیل واریانس (ANOVA)استفاده شد، و نیز روش این پژوهش از نوع کمی – پیمایشی بوده است. داده های پژوهش نشان داد که رابطه مثبت و معنی دار بین دو مؤلفه هوش معنوی و ذهن آگاهی با حس خود مختاری، رشد شخصی، هدفمندی در زندگی و روابط مثبت با دیگران در بین بیماران سرطانی وجود دارد همچنین نتایج نشان داد که بین دو مؤلفه هوش معنوی و ذهن آگاهی با پذیرش خود و تسلط بر محیط بیماران سرطانی رابطه معناداری وجود ندارد همچنین نتایج نشان داد بین دو مؤلفه هوش معنوی و ذهن آگاهی با امید به زندگی در بیماران سرطانی رابطه معناداری وجود دارد.
کلید واژه: هوش معنوی، ذهن آگاهی، بهزیستی روان‌شناختی، امید به زندگی، بیماران سرطانی.

فصل اولکلیات پژوهش229933567056000
1727852359280400000
1-1 مقدمهسرطان از دیرباز یک بیماری شناخته‌شده است. همچنان در ذهن مردم به‌عنوان یک بیماری مهلک به شمار می‌رود. این بیماری از سال‌ها قبل چهره خشن خود را به معرض قضاوت و دید عموم گذاشته و باورها در مورد غیرقابل درمان بودن آن قوت گرفته است. ابتلا به بیماری سرطان و تأیید آن بعد از نمونه‌برداری و گزارش آسیب‌شناسی بحران بزرگی را برای بیمار و خانواده او به همراه دارد. این مشکل بزرگ آرامش خانواده‌ها را متزلزل می‌سازد و نگرانی‌هایی را برای آن‌ها به وجود می‌آورد؛ اما به‌راستی سرطان، بیماری مهلک و خطرناکی است؟ و آیا رفتاری این‌گونه خشن و غیرقابل درمان دارد؟ در این پژوهش ضمن بحث درباره بیماری سرطان به بررسی دو روش درمانی هوش معنوی و ذهن آگاهی و تأثیر این دو در بهزیستی روان‌شناختی و امید به زندگی بیماران پرداخته می‌شود (تیرگانی، 1387).
1-2 بیان مسئله پژوهشدر جهان امروز بیش از 200 نوع سرطان شناخته‌شده است که این سرطان‌ها می‌توانند بافت‌های مختلف بدن را احاطه کنند. سرطان نوعی بیماری است که در آن سلول‌ها توانایی تقسیم و رشد عادی خود را از دست می‌دهند و این موضوع منجر به تسخیر، تخریب و فاسدشدن بافت‌های سالم می‌شود (سازمان بهداشت جهانی، 2007). سرطان‌های دوران کودکی مشتمل بر 12 بدخیمی با سبب‌شناسی و آسیب‌شناسی و میزان مرگ‌ومیر متفاوت است، از میان آن‌ها لوسمی و تومورهای مغزی شایع‌ترین بدخیمی‌های اطفال می‌باشند. اگر در کودکی ابتلا به سرطان تشخیص داده شد، باید هر چه سریع‌تر وی را یک مرکز درمانی مخصوص سرطان فرستاد. با توجه به این‌که از هر 10000 کودک فقط یک نفر به سرطان مبتلا می‌شود برای پزشک مواجه‌شدن با کودک مبتلابه سرطان غیرمعمول است (هاشمی قربان لو، 1379).
در برخی از سرطان‌ها سلول‌های سرطانی از ویژگی غدد درون‌ریز برخوردار هستند و ممکن است با ترشح مواد استروئیدی موجب پیدایش افسردگی عمده در بیماران شوند. همچنین درمان‌های سخت همچون شیمی‌درمانی و درد ناشی از آن‌ها نیز بر حالت روان‌شناختی بیماران مؤثر است. این‌یک حقیقت است که واکنش افراد نسبت به بیماری خطرناکی همچون سرطان و میزان تحمل آن‌ها نسبت به در د ناشی از درمان‌های آن متفاوت است. همچنین روش‌هایی که به‌منظور کاهش درد در کودکان و بزرگسالان استفاده می‌شود تفاوت بسزایی دارند (تیرگانی، 1387).
ازجمله متغیرهایی که در افراد سرطانی دچار مشکل است، بهزیستی روان‌شناختی است. ریف بهزیستی روان‌شناختی را تلاش فرد برای تحقق توانایی‌های بالقوه واقعی خود می‌داند. این مدل از طریق ادغام نظریه‌های مختلف رشد فردی (مانند نظریه خود شکوفایی مزلو و شخص کامل راجرز) و عملکرد سازگارانه (مانند نظریه سلامت روانی مثبت جاهودا) شکل‌گرفته و گسترش‌یافته است (کامپتون، 2001).
کودکان مبتلابه سرطان به دلیل درد، ترس و آسیب بدنی ناشی از این بیماری و درمان‌هایی که با آن روبرو می‌شوند، ازنظر بهزیستی روان‌شناختی در سطح پایین‌تری از کودکان عادی قرار دارند (گروسمن و نیمن، 2004). مواجه و تجربه‌ی درد در این کودکان به دلایل مختلف ازجمله صدمات ناشی از زمین خوردن، بازی‌ها، خراش‌ها، تزریق واکسن‌های متداول، مراقبت‌های دندانپزشکی، دیالیز، شیمی‌درمانی و… ایجاد می‌شود.
بهزیستی روان‌شناختی در مدل ریف و همکاران از شش مؤلفه تشکیل‌شده است: مؤلفه پذیرش خود به معنی داشتن نگرش مثبت به خود وزندگی گذشته خویش است. اگر فرد در ارزشیابی، استعدادها، توانایی‌ها و فعالیت‌های خود در کل احساس رضایت کند و در رجوع به گذشته خود احساس خشنودی کند، کارکرد روانی مطلوبی خواهد داشت. مؤلفه خودمختاری به احساس استقلال، خودکفایی و آزادی از هنجارها اطلاق می‌شود. داشتن ارتباط مثبت با دیگران دیگر مؤلفه این مدل به معنی داشتن رابطه با کیفیت و ارضا کننده با دیگران است. مؤلفه هدفمندی در زندگی به مفهوم دارا بودن اهداف درازمدت و کوتاه‌مدت در زندگی و معنادار شمردن آن است. تسلط بر محیط مؤلفه دیگر این مدل به معنی توانایی فرد برای مدیریت زندگی و مقتضیات آن است. مؤلفه رشد شخصی به گشودگی نسبت به تجربیات جدید و داشتن رشد شخصی پیوسته باز می‌شود (هوسر، اسپرینگر و پودروسکا، 2005). کوپر (2007) شیوع مشکلات بهزیستی روان‌شناختی را در کودکان سرطانی در مقایسه با گروه گواه بیشتر گزارش کرده است. ابوت و مک کنکی (2006) در کودکان سرطانی مشکلات روان‌شناختی از قبیل افسردگی، اضطراب، ناسازگاری اجتماعی، عواطف منفی را گزارش کرده‌اند.
ازجمله متغیرهای دیگری که در افزایش طول عمر بیماران سرطانی مثمر ثمر است، امید به زندگی می‌باشد. رابینسون (1983) معتقداست امید یکی از پایه‌های اصولی توازن و قدرت روانی که مشخص‌کننده دستاوردهای زندگی است؛ یعنی توانایی باوری که احساس بهتر از آینده که با نیروی نافذ خود، سیستم فعالیتی را تحریک می‌کند تا سیستم بتواند تجارب نو را کسب کرده و نیروهای تازه را در ارگانیزم ایجاد نماید و درنتیجه امید، انسان را به تلاش و کوشش واداشته و او را به سطح بالایی از عملکردهای روانی و رفتاری نزدیک می‌کند ویکی از نشانه‌های سلامت روان است (رابینسون، 1983). سازمان بهداشت جهانی (2007) در تعریف سلامتی، آن را رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی فرد و نه‌فقط بیمار نبودن تلقی می‌کند.
رویکردهای درمانی مختلفی به‌طور گسترده درزمینه درمان و بهبود بخشیدن به بهزیستی روان‌شناختی و امید به زندگی افراد سرطانی به‌کاررفته‌اند، یکی از این رویکردها، آموزش هوش معنوی میباشد که در افزایش سلامت روانی و درمان برخی از اختلالات اعصاب و روان می‌تواند مؤثر باشد. مذهب به‌عنوان یک موضوع مهم، اغلب در زندگی افرادی که با سرطان زندگی می‌کنند مورد غفلت واقع‌شده است. مواجهه با خیل عظیمی از بحران‌های بهداشتی ممکن است برای افراد سرطانی فرصتی باشد که به اعتقادات مذهبی خود رجوع کرده تابه تبع آن از پیامدهای مثبت در کیفیت زندگی و سازگاری بیشتر با بیماری بهره ببرند (مک کرومیک و همکاران، 2001). مذهب اغلب به‌عنوان یک موضوع محوری برای افراد درگیر با بیماری‌های مزمن مطرح بوده و بیشتر بیماران مبتلابه سرطان از جنبه‌های اعتقادی خود در جهت سازگار شدن با بیماری، هوش معنوی یکی از سازه‌های جدیدی است که به معنای مجموعه‌ای از قابلیت‌های فرد در ارتباط با منابع معنوی است که دربردارنده نوع مؤثری از سازگاری و رفتار حل مسئله است (غباری بناب، 2007، سهرابی، 2008). و بالاترین سطح رشد را در حیطه‌های مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی بین فردی و… شامل می‌شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده‌های اطرافش و دستیابی به یکپارچگی درونی و بیرونی یاری می‌نماید (صمدی، 2005). شعبانی و همکاران (2010) نیز بر اساس پژوهش خود بیان نمودند که هوش معنوی در سلامت روان تأثیر دارد.
یکی دیگر از روش‌های درمانی که درزمینه درمان، تعدیل هیجانات، عادی‌سازی پاسخ‌ها و آموزش در خصوص واکنش‌های روان‌شناختی طبیعی بر روی کودکان سرطانی اجراشده است و تأثیر بسزایی روی این کودکان داشته آموزش ذهن آگاهی است. آموزشهای درمانی ذهن آگاهی ازجمله درمانهایی است که می‌توانند بر بهزیستی روان‌شناختی کودکان سرطانی مؤثر باشد. ذهن آگاهی، احساس بدون قضاوت و متعادلی از آگاهی است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیدههای فیزیکی، همان‌طور که اتفاق می‌افتند، کمک میکند (براون و راین، 2003). کابات زین (2008) در پژوهشی نشان داد که آموزش ذهن آگاهی با تلفیقی از تن آرامی و مراقبت ذهن آگاهی، یکی از روشهای درمانی مبتنی بر کاهش استرس و روان‌درمانی است که در آن بازنمایی ذهنی اشیاء موجود در زندگی که از گواه بلافاصله انسان خارج است، از طریق تنفس و فکر کردن آموزش داده می‌شود و این روش درمانی موجب ایجاد سلامت روانی و کاهش باورهای غلط در دانش آموزان مبتلابه ناتوانی‌های یادگیری می‌شود. آموزش ذهن آگاهی کاهش درد، باورهای غلط، کاهش سبک‌های اسنادی بدبینانه، اضطراب و پریشانی روان‌شناختی را به دنبال دارد. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، نشانههای اضطراب و افسردگی را کاهش می‌نهد و آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود بهزیستی جسمانی، روانی، هیجانی و معنوی، بهبود کیفیت خواب و کیفیت زندگی بالا، لذت بردن از زندگی و نشانههای فیزیکی پایین مؤثر بوده است (ویسر و گریسن، 2008). کیمبرلی، ریچل و لاور (2010) در پژوهشی با عنوان آموزش ذهن آگاهی بر روی بهزیستی کودکان سرطانی نشان دادند که آموزش ذهن آگاهی بهزیستی روان‌شناختی این کودکان را افزایش می‌نهد.
با توجه به روند رو به افزایش تعداد بیماران سرطانی در کشور ما که نزدیک به 20 درصد از جمعیت بالغین جامعه به این بیماری‌ها مبتلا هستند و از علل مهم مرگ‌ومیر محسوب می‌شود و تأثیری که آموزش هوش معنوی و ذهن آگاهی می‌تواند در افزایش بهزیستی روان‌شناختی، شادی، بالا بردن کیفیت زندگی، مقاوم ساختن بیماران ازجمله افراد سرطانی در برابر بیماری و ایجاد امید به زندگی در آن‌ها داشته باشد لازم دانسته شد که در مورد بهزیستی روان‌شناختی، مسائل روان‌شناختی، مسائل جسمانی، سلامت روان، شادکامی و کیفیت زندگی بیماران سرطانی شهر خرم‌آباد پژوهشی انجام شود؛ بنابراین با توجه به تمام موارد ذکرشده برای افراد سرطانی و مشکلات مربوط به زندگی آن‌ها که آینده این افراد را رقم میزند، بنابراین سؤالی که این تحقیق درصدد پاسخ دادن به آن است عبارت است از: آیا آموزش هوش معنوی و ذهن آگاهی در افزایش بهزیستی روان‌شناختی و امید به زندگی افراد سرطانی مؤثر میباشد؟
1-3 ضرورت و اهمیت پژوهشبیماری‌های مزمن و ناتوان‌کننده که امروز تحت عنوان «بیماری‌های مدرن» یا «امراض جدید زندگی» قلمداد می‌شوند از مهم‌ترین عوامل مرگ‌ومیر در جهان محسوب شده و قابل‌درمان نمی‌باشند. افزایش پیش‌رونده در بروز و شیوع این بیماری‌ها در سراسر جهان و بالا بودن میزان مرگ‌ومیر و افزایش روزافزون هزینه‌های مراقبت از این بیماران و به‌خصوص ماهیت زیستی، روانی و اجتماعی داشتن آن‌ها موجب شده که متخصصان در برخورد با این بیماران از توجه صرف به یکی از ابعاد زیستی، روانی و اجتماعی پرهیز نموده و سعی نمایند که توجه کلی و سه‌بعدی داشته باشند. امروزه صدها پژوهش انجام‌گرفته در روان‌شناسی سلامت، علاوه بر تأیید نکته فوق، بیشترین توجه را به عوامل روانی اختصاص داده و بر این نکته تأکید می‌کنند که بدون در نظر گرفتن عوامل روانی، مداخلات معمول چندان پاسخگو نخواهد بود (پوستال، 2002).
آگاهی نسبت به این واقعیت که اختلالات و ناراحتی‌های جسمی می‌توانند موجب ابتلای افراد را به انواع گوناگون بیماری‌های روحی و روانی را فراهم آورند و از طرف دیگر بیماری‌های روانی و روحی از قبیل اضطراب، افسردگی و… منجر به اختلال‌های رفتاری، کاهش فعالیت‌های اجتماعی، همچنین موجب بیماری‌های جسمی نیز بشوند، درنتیجه مشکلات سلامت روانی به‌طور معناداری در اتلاف هزینه‌ها، عدم سلامت جسمی، ناتوانی و مرگ‌ومیر زودرس، بی‌علاقگی نسبت به کار، کاهش فعالیت در محیط کار، غیبت از کار، کاهش بهره‌وری، خسارت و ضرر اقتصادی و درنهایت کاهش عملکرد کلی فردو بهزیستی روان‌شناختی و تاب‌آوری پایین افراد مؤثر می‌باشد و از طرف دیگر حل مسئله اجتماعی و ذهن آگاهی افراد نه‌تنها به‌عنوان محافظی در برابر بیماری‌های جسمانی و روانی محسوب می‌شود و موجب افزایش توان افراد در عرصه‌های مختلف اجتماعی و روانی و جسمانی آن‌ها می‌شود بلکه به‌طور مستقیم بهزیستی روان‌شناختی و تاب‌آوری آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده و موجب بهزیستی روان‌شناختی و تاب‌آوری بالا در آن‌ها می‌گردد (پوستال، 2002).
بنابراین با توجه به روند رو به افزایش تعداد بیماران سرطانی در کشور ما که نزدیک به 20 درصد از جمعیت بالغین جامعه به این بیماری‌ها مبتلا هستند و از علل مهم مرگ‌ومیر محسوب می‌شود و تأثیری که آموزش هوش معنوی و ذهن آگاهی می‌تواند در افزایش بهزیستی روان‌شناختی، تاب‌آوری، شادی، بالا بردن کیفیت زندگی، مقاوم ساختن بیماران جسمانی ازجمله افراد سرطانی در برابر بیماری و ایجاد امید به زندگی در آن‌ها داشته باشد لازم دانسته شد که در مورد بهزیستی روان‌شناختی، تاب‌آوری، مسائل روان‌شناختی، مسائل جسمانی، سلامت روان، شادکامی و کیفیت زندگی بیماران سرطانی شهر خرم‌آباد پژوهشی انجام شود.
1-4 اهداف پژوهش1-4-1 هدف اصلیتعیین اثربخشی هوش معنوی بر میزان بهزیستی روان‌شناختی بیماران سرطانی.
تعیین اثربخشی آگاهی ذهنی بر میزان بهزیستی روان‌شناختی بیماران سرطانی.
تعیین اثربخشی هوش معنوی بر میزان امید به زندگی بیماران سرطانی.
تعیین اثربخشی آگاهی ذهنی بر میزان امید به زندگی بیماران سرطانی.
1-4-2 اهداف فرعیتعیین اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر حس خودمختاری بیماران سرطانی .
تعیین اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر رشد شخصی بیماران سرطانی .
تعیین اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر هدفمندی در زندگی بیماران سرطانی .
تعیین اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر روابط مثبت با دیگران بیماران سرطانی .
تعیین اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر پذیرش خود بیماران سرطانی .
تعیین اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر تسلط بر محیط بیماران سرطانی . 1-5 فرضیه‌های پژوهش1-5-1 فرضیه اصلیروش‌های هوش معنوی بر میزان بهزیستی روان‌شناختی بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
آگاهی ذهنی بر میزان بهزیستی روان‌شناختی بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
هوش معنوی بر میزان امید به زندگی بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
آگاهی ذهنی بر میزان امید به زندگی بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
1-5-2 فرضیه‌های فرعی1- هوش معنوی و ذهن آگاهی بر حس خودمختاری بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
2- هوش معنوی و ذهن آگاهی بر رشد شخصی بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
3- هوش معنوی و ذهن آگاهی بر هدفمندی در زندگی بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
4- هوش معنوی و ذهن آگاهی بر روابط مثبت با دیگران بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
5- هوش معنوی و ذهن آگاهی بر پذیرش خود بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
6- هوش معنوی و ذهن آگاهی بر تسلط بر محیط بیماران سرطانی تأثیر معناداری دارد.
1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها1-6-1 تعاریف مفهومی متغیرها1-6-1-1 سرطانسرطان نوعی بیماری است که در آن سلول‌ها توانایی تقسیم و رشد عادی خود را از دست می‌دهند و این موضوع منجر به تسخیر، تخریب و فاسدشدن بافت‌های سالم می‌شود (تیرگانی، 1387).
1-6-1-2 بهزیستی روان‌شناختی:ریف بهزیستی روان‌شناختی را تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی‌های بالقوه واقعی فرد می‌داند. در این دیدگاه بهزیستی به معنای تلاش برای استعلام و ارتقاء است که در تحقق استعدادها و توانایی‌های فرد متجلی می‌شود (ریف، 1995).
1-6-1-3 امید به زندگی:امید، یکی از ویژگی‌های زندگی است که ما را به جستجوی فردای بهتر وا‌می‌دارد، امید، یعنی موفقیت و آینده‌ی بهتر و دلیلی برای زیستن. وقتی امید وجود داشته باشد، شادی و سرور در زندگی حضور خواهد داشت، به همین دلیل، روان‌شناسان در سال‌های اخیر به موضوع جدیدی تحت عنوان روان‌شناسی مثبت پرداخته‌اند. میلر، عقیده دارد که امید باعث سلامتی روانی است و کسی که امیدوار باشد مفهوم درستی از زندگی خواهد داشت.
1-6-1-4 ذهن آگاهی:ذهن آگاهی، احساس بدون قضاوت و متعادلی از آگاهی است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده‌های فیزیکی، همانطورکه اتفاق میافتند، کمک میکند (براونوراین، 2003).1-6-2 تعاریف عملیاتی متغیرها1-6-2-1 سرطان:در این پژوهش منظور از افراد مبتلابه سرطان افرادی هستند که تشخیص انواع سرطان طبق تشخیص پزشک فوق تخصص انکولوژی (بر اساس آزمایش‌ها انجام‌گرفته) برای آن‌ها گذاشته‌شده و در بخش انکولوژی مرکز آموزشی – درمانی شهر خرم‌آباد بستری‌شده‌اند.

1-6-2-2 بهزیستی روان‌شناختی:در این پژوهش منظور از بهزیستی روان‌شناختی نمره‌ای است که آزمودنی‌ها در پرسشنامه بهزیستی روان‌شناختی ریف (1989) به دست می‌آورند. مقیاس اندازه‌گیری در این آزمون فاصله‌ای است.
1-6-2-3 امید به زندگی:منظور از امید به زندگی نمره‌ای است که هر فرد در پرسشنامه امید به زندگی میلر (1987) کسب می‌نماید.
1-6-2-4 ذهن آگاهی:در این پژوهش ذهن آگاهی (کاباتزین و همکاران، 1992) در 8 جلسه و هر جلسه به مدت یک الی یک ساعت ونیم آموزش داده می‌شود. مقیاس اندازه‌گیری این متغیر فاصله‌ای است.

فصل دومادبیات و پیشینه پژوهش18605502400300400000
2-1 مقدمهدر این فصل ابتدا به بحث در مورد سرطان، هوش معنوی، ذهن آگاهی و بهزیستی روان‌شناختی و مؤلفه‌های آن و ماهیت و خاستگاه آن‌ها و ارائه دیدگاههای مختلف در این مورد پرداخته خواهد شد، سپس رویکردهای مختلف در مورد امید به زندگی از دیدگاه روان‌شناسان موردبحث قرار خواهد گرفت. درنهایت به پژوهش‌هایی اشاره خواهد شد که ارتباط هر یک از این متغیرها را با بیماری سرطان موردبررسی قرار دادهاند.
2-2 بخش اول: سرطان2-2-1 تعریف سرطانسرطان اصطلاحی برای اطلاق به گروهی از بیماری‌ها است که در آن سلول‌های غیرطبیعی بدون کنترل تقسیم می‌شوند و می‌توانند به سایر بافت‌ها تهاجم کنند. سلول‌های سرطانی همچنین می‌توانند از طریق خون و دستگاه لنفاوی به سایر نقاط بدن گسترش پیدا کنند (جواهری، 1384). سرطان یک بیماری منفرد نیست، بلکه بسیاری از بیماری‌ها را شامل می‌شود. بیش از 100 نوع متفاوت سرطان وجود دارد.
2-2-2 منشأ سرطانهمه سرطان‌ها در سلول‌های واحد پایه‌ای بدن آغاز می‌شوند. بدن از انواع بسیاری از سلول‌ها ساخته‌شده است، این سلول‌‌ها به شیوه‌ای کنترل‌شده رشد می‌کنند و تقسیم می‌شوند تا سلول‌های بیشتری تولید کنند که برای سالم نگه‌داشتن بدن لازم است. هنگامی‌که این سلول‌ها پیر یا آسیب‌دیده می‌شوند، می‌میرند و با سلول‌های جدید جایگزین می‌شوند؛ اما گاهی این فرآیند منظم به هم می‌خورد. ماده ژنتیکی یا DNA سلول ممکن است آسیب ببیند یا تغییر کند و در آن جهش‌های رخ دهد که بر رشد و تقسیم طبیعی سلول اثر بگذارد. هنگامی‌که این واقعه رخ می‌نهد، این سلول‌ها هنگامی‌که بایست بمیرند، نمی‌میرند و سلول‌های جدیدی تشکیل می‌شوند که بدن به آن‌ها نیازی ندارد. این سلول‌های اضافی ممکن است توده‌ای بافت را تشکیل دهند که تومور نامیده می‌شود. همه تومورها سرطانی نیستند؛ تومورها ممکن است خوش‌خیم یا بدخیم باشند. تومورهای خوش‌خیم سرطانی نیستند. آن‌ها را در اغلب موارد می‌توان برداشت، بدون اینکه عود کنند، سلول‌ها در تومورهای خوش‌خیم به سایر نقاط بدن منتشر نمی‌شوند. تومورهای بدخیم سرطانی هستند. سلول‌های این تومورها می‌توانند به بافت‌های مجاور تهاجم کنند و به سایر بخش‌های بدن گسترش یابند. این گسترش سرطان از یک بخش بدن به بخش دیگر «متاستاز» نامیده می‌شود. اغلب سرطان‌‌ها برحسب اندام یا نوع سلولی که از آن منشأ می‌گیرند نام‌گذاری می‌شوند. برای مثال سرطانی که از معده آغاز می‌شود، سرطان معده نامیده می‌شود (توکاتلی، 2005).
جسم انسان از میلیون‌ها میلیون سلول تشکیل‌شده است که در کنار هم‌بافت‌هایی مانند ماهیچه‌ها، استخوان و پوست را می‌سازند. اغلب سلول‌های طبیعی بدن در پاسخ به تحریکاتی که از داخل و خارج بدن به آن‌ها وارد می‌شود، رشد و تولیدمثل می‌کنند و درنهایت می‌میرند. اگر این فرآیند در مسیر تعادل و صحیح خود اتفاق بیفتد، بدن سالم می‌ماند و عملکرد طبیعی خود را حفظ می‌کند؛ اما مشکلات، زمانی شروع می‌شود که یک سلول طبیعی دچار «جهش» و یا تغییر شده و به سلول سرطانی تبدیل می‌شود. (سایراتی، 2005).
2-2-3 سرطان در کودکانمتأسفانه سرطان فقط بزرگسالان را درگیر نمی‌کند بلکه کودکان هم به این بیماری مبتلا می‌شوند. سالانه 3 تا 4 کودک از هر صد هزار کودک در جهان به انواع سرطان‌ها مبتلا می‌شوند که در این میان سرطان‌های لوسمی، لنفوم و مغز شایع‌ترین آن‌ها هستند. تب مکرر، عفونت‌های پی‌درپی و کم‌خونی از علائمی هستند که پزشک را به فکر بررسی ازنظر بروز سرطان می‌اندازد. خوشبختانه در حال حاضر برای اغلب سرطان‌های کودکان به‌خصوص لوسمی، درمان وجود دارد و 70 درصد از کودکان مبتلا درمان می‌شوند. متأسفانه آمار دقیقی از میزان شیوع سرطان اطفال در ایران نداریم، طبق آخرین آمار انجمن خون و سرطان کودکان کشور حدود 1500 تا 2500 کودک سرطانی در کشور وجود دارد؛ بااین‌حال هنوز مرکز تحقیقاتی برای ثبت سرطان اطفال که دارای مجوز باشد شکل نگرفته است (مالکو، 2002).
اما پروتکل درمانی در ایران به‌روز و مطابق با کشورهای پیشرفته دنیاست. ازنظر پیشرفت‌های علمی، روش‌های درمانی و نوع داروها هم هیچ فاصله‌ای نیست. ازنظر مطالعات، روش‌های تحقیقی، کنگره‌های علمی و… نیز هیچ فاصله‌ای با دیگر کشور‌های جهان وجود ندارد، بنابراین تفاوت زیادی بین روش‌های درمانی در ایران و نتایج حاصل از آن با کشورهای پیشرفته وجود ندارد (آیاس، 2006).
به‌طورکلی دو عامل بسیار مهم عوامل محیطی و فاکتورهای ژنتیکی در بروز سرطان نقش دارند؛ در طب بالغان، فاکتورها و عوامل محیطی نقش بسیار مهم و بارزتری در ایجاد سرطان‌ها دارند اما ازنظر طب کودکان، علاوه بر عوامل محیطی در ایجاد سرطان‌ها، زمینه ژنتیکی کودک نیز نقش مهمی ‌دارد. بالطبع عوامل خطرساز و زیانبار باید برای همه افراد محدود شود. به‌عنوان نمونه عواملی همچون دود سیگار، اشعه‌های زیانبار و پرتوهای بسیار قوی، مواد شیمیایی، مواد غذایی صنعتی و… نقش مهمی در ایجاد سرطان‌ها دارند و این عوامل در افرادی مضرتر هستند که سابقه ژنتیکی و خانوادگی سرطان در خانواده آن‌ها وجود دارد. البته منظور از خانواده، خانواده نسبی است و ژن می‌تواند از ده‌ها سال پیش به فردی در حال حاضر برسد. به عبارتی فاکتورهایی در بدن افراد وجود دارد که مانع رشد سلول‌های سرطانی می‌شود و این فاکتورها بنا به دلایلی در بعضی از افراد ضعیف هستند و یا وجود ندارند. حال برخی از عوامل ژنتیکی در کنترل رشد این سلول نقش دارند. این عوامل ژنتیکی ممکن است ظرف چند روز خودشان را نشان ندهند یا ازنظر ژنتیکی اشکال داشته باشند؛ بنابراین همه افراد چه آن‌ها که سابقه ژنتیکی ابتلا به سرطان رادارند و چه آن‌ها که ندارند باید از فاکتورهای خطرساز محیطی و آسیب‌رسان دوری کنند؛ زیرا تأثیر این عوامل در افرادی که زمینه ابتلا به سرطان رادارند، بسیار بیشتر خواهد بود (مالکو، 2002). آنچه دراین‌بین خیلی مهم است، تشخیص زودرس بیماری است و والدین به‌محض اینکه به علامتی در کودک مشکوک شدند، باید هر چه سریع‌تر او را نزد پزشک ببرند تا بررسی‌های لازم در خصوص وی انجام شود.
در طب اطفال سرطان به دوشاخه تقسیم می‌شود. یکی سرطان‌هایی که در خون به وجود می‌آیند و از این طریق به همه جای بدن منتشر می‌شوند. هر چه سرطان خون زودتر تشخیص داده شود عوارضش حین درمان و پس‌ازآن کمتر خواهد شد؛ یعنی هم‌روند درمان به‌خوبی انجام می‌شود و هم پاسخ به درمان و علائم کمتر می‌شود. دوم سرطان‌هایی هستند که از ارگان خاصی مانند عضلات، استخوان، چشم، مغز، کلیه، دستگاه گوارش و… منشأ می‌گیرند. این سرطان‌ها یک عضو را درگیر می‌کنند. در این حالت سرطان در ابتدا خودش را با برخی علائم بالینی خاص نشان می‌نهد. به عبارتی کودک دچار عوارضی می‌شود که خانواده‌ها باید نسبت به آن‌ها بسیار حساس باشند. اولین عوارض معمولاً عبارت‌اند از: سردرد، تهوع و استفراغ، اختلال بینایی، عدم تعادل و دردهای مزمن.
این‌ها علائمی هستند که والدین باید نسبت به آن‌ها هوشیار باشند. به عبارتی والدین باید هر علامت بالینی را که به‌صورت غیرطبیعی در کودک سالمی که به‌طور طبیعی در حال رشد است دیده می‌شود جدی بگیرند. مثلاً اگر مشاهده شد یک سرماخوردگی ساده که در عرض 3، 4 روز بهبود پیدا می‌کند 2 هفته طول کشید، باید کودک را نزد پزشک برد تا مورد معاینه قرار گیرد. اگر کودکی که کاملاً سالم بوده ولی چند روزی است از سردردهای صبحگاهی، سرگیجه و استفراغ‌های صبحگاهی، بی‌اشتهایی و… شکایت می‌کند آن را جدی گرفته و کودک را نزد پزشک متخصص برد. البته این علائم در بسیاری از بیماری‌ها مشترک است. این مربوط به زمانی است که بیماری خاصی وجود ندارد، علائم ادامه‌دار است و به درمان‌های مرسوم پاسخ نمی‌دهد. آن زمان است که همین علائم ساده در تشخیص و درمان سرطان بسیار مهم هستند.
کودکان مبتلابه سرطان ازنظر سیستم ایمنی ضعیف هستند بنابراین اگر فردی آن‌ها را در آغوش بگیرد یا ببوسد به‌راحتی ویروس‌ها و باکتری‌هایی را که با خود دارد به کودک منتقل می‌کند (نصری، 1380).
2-2-3-1- مراقبت حمایتی از کودکان مبتلابه سرطانهدف از مراقبت حمایتی، بهبود کیفیت زندگی افراد کم سن و سال مبتلابه سرطان و خانواده‌هایشان است. بیش‌تر کودکان مبتلابه سرطان را می‌توان درمان کرد. بااین‌حال، درمان سرطان بیماران کم‌سن‌وسال می‌تواند موجب ایجاد عوارض جانبی ناخواسته‌ای در طول درمان یا پس‌ازآن شود. درمان سریع علائم و عوارض جانبی مربوط به درمان سرطان، می‌تواند به بیمار کمک کند تا احساس بهتری داشته باشد، قوی‌تر بماند و بهتر بتواند بازندگی پس از سرطان کنار بیاید. با مراقبت حمایتی می‌توان کیفیت زندگی بیمار را ازنظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی بهبود بخشید. سرطان در کودکان با سرطان در سنین بالاتر متفاوت است؛ کودکان تحمل درد کمتری نسبت به بزرگ‌سالان دارند و معمولاً رفتار سرطان‌های دوران کودکی با رفتار سرطان‌های دوران بزرگ‌سالی متفاوت است و بنابراین روش درمانی متفاوتی نیز دارد در کل، برای درمان سرطان در کودکان نسبت به بزرگسالان، از شیمی‌درمانی و پرتودرمانی با دُزهای بالاتری استفاده می‌شود. همچنین دوره‌ی این درمان‌ها نیز کوتاه‌تر از دوره‌ی درمانی برای بزرگسالان است؛ دلیل این امر توانایی بالاتر کودکان در دریافت درمان‌هایی با شدت بیش‌تر (دُزهای بالاتر در مدت‌زمان کوتاه‌تر) قبل از ایجاد عوارض جانبی نسبت به بزرگسالان است. زیان برخی عوارض جانبی ناخواسته‌ای مربوط به درمان، برای کودکان بیش‌تر از بزرگسالان است، زیرا بدن کودکان در حال رشد و نمو است و بنابراین احتمالاً سرطان و روند درمان آن بر اندام‌های در حال رشد بیش‌تر تأثیر می‌گذارد (مالکو، 2002). عوارض جانبی شیمی‌درمانی و پرتودرمانی، بلافاصله و یا چند هفته یا چند سال پس از درمان به وجود می‌آیند؛ همچنین روند درمان سرطان بر رشد کودک نیز تأثیر می‌گذارد و یا خود، موجب بروز سرطان ثانویه در آینده می‌شود. مشکلاتی که چند هفته یا چند سال پس از درمان به وجود می‌آیند، عوارض جانبی تأخیری نامیده می‌شوند. به دلیل امکان بروز عوارض جانبی آتی، کودکانی که از سرطان جان به درمی‌برند، نیازمند پیگیری‌های مرتب در تمام طول عمر خود هستند.2-2-3-2-سازگاری روانیبیش‌تر کودکان مبتلابه سرطان به‌خوبی خود را با شرایط سازگار می‌کنند. درمان سرطان موجب پریشانی کودک و خانواده‌اش می‌شود؛ ولی بررسی‌ها نشان داده بیشتر کودکانی که تحت درمان قرار دارند و یا مدت‌هاست درمانشان به پایان رسیده است، دچار مشکلات روانی جدی نیستند و یا حداقل مشکلاتشان با مداخلات روان‌شناختی برطرف می‌شود (نصری، 1380).
معمولاً روزهای ابتدایی درمان، یعنی وقتی کودک بیش‌تر وقت خود را در بیمارستان می‌گذراند، برای خود وی و خانواده‌اش ناراحت‌کننده‌ترین دوره محسوب می‌شود؛ کودک اغلب به دلیل دوری از خانه و دریافت درمان جدید، مضطرب و پریشان می‌شود. در گزارش‌های مربوط به پژوهش‌ها آمده است که در کل، کودکان مبتلابه سرطانی که تحت درمان هستند، ازلحاظ حرمت نفس، امیدواری، افسردگی، اضطراب یا دلتنگی، به‌هیچ‌وجه تفاوتی با کودکان عادی ندارند. کودکانی که از حمایت گرم و صمیمانه‌ی خانواده‌ی خود بهره‌مندند، برای سازگاری با شرایط با مشکلات کم‌تری روبرو خواهند بود. نوع سرطان و روش‌های درمانی مورداستفاده می‌تواند بر سازگاری تأثیر بگذارد. برخی از عواملی که می‌توانند خطر بروز مشکلات اجتماعی، عاطفی یا رفتاری را افزایش دهند عبارت‌اند از: ابتلا به سرطان خون، لنفوم و یا سرطان یا درمانی که سیستم مرکزی اعصاب (مغز و نخاع) را تحت تأثیر قرار می‌دهد، پیوند سلول‌های بنیادین، مشکلات خانوادگی، تحت درمان قرار گرفتن پیش از سن مدرسه (حسینیان، 1388). برخی از بررسی‌ها نشان داده است که ناراحتی‌های جسمی و عاطفی مربوط به سرطان و درمان آن می‌توانند در برخی از مبتلایان سرطان دوران کودکی، منجر به ایجاد مشکلاتی برای سلامت روانی آن‌ها شود. این مشکلات – ازجمله افسردگی – نیاز به درمان دارند و ممکن است به خودکشی منجر شوند. نشانه‌های افسردگی عبارت‌اند از: تغییر در میزان اشتها، کاهش انرژی، اختلال در خواب، اختلال در تمرکز، افزایش تحریک‌پذیری، کاهش علاقه نسبت به انجام هر نوع فعالیت‌، افزایش گریه. این نکته مهم است که افرادی که از سرطان دوران کودکی نجات می‌یابند، به‌عنوان بخشی از روند پیگیری پس از درمان، مرتباً ازلحاظ روانی بررسی شوند. اختلال استرس پس از حادثه نیز یک اختلال اضطرابی است که پس از جراحت‌های شدید جسمانی، یا اضطراب و پریشانی شدید روانی و عاطفی، بروز می‌کند. صرف تشخیص یک بیماری خطرناک و درمان آن، به‌خودی‌خود آزاردهنده و آسیب‌زننده است (نصری، 1380).
2-2-3-3- شیمی‌درمانیشیمی‌درمانی یکی از روش‌های درمان سرطان و یا تخفیف موقت آن با استفاده از برخی داروهای خاص است که در اصطلاح پزشکی به آن‌ها شیمی‌درمانی گفته می‌شود. کار اصلی این داروهای خاص از بین بردن عضو بیمار بدون صدمه به بافت‌های مجاور آن است. این نوع از درمان اثراتی هم بر روی سلول‌ها و بافت‌های بدن دارد. یکی از اثرات این درمان ریزش موهای بدن و خشک شدن پوست است. شیمی‌درمانی یک شیوه رایج در معالجه بیماری‌هاست که سلول‌ها و بخصوص سلول‌های میکروارگانیسم‌ و سلول‌های سرطانی را با استفاده از داروهای شیمی‌ای و مواد شیمیایی از بین می‌برد. معنی شیمی‌درمانی تنها به داروهایی که برای درمان غدد سرطانی استفاده می‌شود محدود نمی‌شود بلکه آنتی‌بیوتیک‌ها را نیز در برمی‌گیرد. اولین نوع مدرن ماده شیمی‌درمانی ترکیبات آرسنیکی بود که در سال ۱۹۰۹ کشف شد و برای معالجه سیفیلس به‌کاربرده شد. دیگر کاربردهای عامل‌های شیمی‌درمانی برای درمان بیماری‌هایی مانند سفت شدگی بافت‌ها، رماتیسم و ورم مفاصل و بیماری‌هایی که به‌صورت خود به خودی در برابر معالجه‌ها مقاوم می‌شوند به‌کاربرده شد. کاربرد داروهای شیمیایی به هند باستان برمی‌گردد. هندی‌ها سیستمی از داروهای شیمیایی را طراحی کردند که در آن بعضی از فلزات همراه با برخی از گیاهان برای معالجه طیف وسیعی از بیماری‌ها به‌کاربرده می‌شد (ریستلای، 2008). ساخت اولین داروی شیمی‌درمانی سرطان به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد ولی در اصل این دارو به این منظور ساخته نشد و قصد استفاده از آن به‌عنوان دارو نبود. این ماده گاز خردل بود که در جنگ جهانی اول به‌عنوان سلاح جنگی به‌کاربرده شد و در فاصله جنگ جهانی اول و دوم و در جنگ جهانی دوم نیز بر روی آن مطالعاتی صورت گرفت. در طول جنگ جهانی دوم مشاهده شد که تعدادی از افراد که به‌صورت اتفاقی این گاز را تنفس کرده‌اند، تعداد گلبول‌های سفید در خون این افراد به‌شدت کاهش‌یافته است و این فرضیه بنا شد که اگر گاز خردل می‌تواند روند رشد سریع در تولید گلبول‌های سفید را متوقف و یا کم کند پس می‌تواند بر روی سلول‌های سرطانی نیز چنین اثری داشته باشد؛ بنابراین در سال ۱۹۴۰ در تعدادی از افراد که به نوع پیشرفته از سرطان که به گلبول‌های سفید خون مرتبط است مبتلا بودند دارو به‌جای ورود از راه تنفس به سیاهرگ آن‌ها تزریق شد. بهبود آن‌ها موقتی ولی فراوان بود. این تجربه به تحقیقات گسترده درباره مواد مشابهی که بتوانند بر روی سلول‌های سرطانی چنین اثری بگذارند انجامید. صنایع چند میلیارد دلاری داروسازی ساخته شد و انقلابی هدفمند درزمینه داروسازی به وقوع پیوست. ولی محدودیت‌هایی درزمینهٔ داروهای شیمایی وجود داشت که هنوز نیز وجود دارد (فخری و همکاران، 2006).
شیمی‌درمانی معمولاً به طرق زیر صورت می‌گیرد:
از راه دهان: بیمار دارو را به‌صورت قرص یا کپسول می‌خورد. مخاط معده‌اش آن را جذب کرده و وارد جریان عمومی خون می‌کند و دارو از این طریق به محل تجمع سلول‌های بدخیم می‌رسد. بیشتر داروهای شیمی‌درمانی را مخاط معده جذب نمی‌کند و یا باعث جراحت آن می‌شوند و به همین علت این داروها را نمی‌توان به‌صورت خوراکی به بیمار داد.
از راه تزریق عضلانی: برخی داروهای ضد تومور هنگامی بهتر اثر می‌کنند که در عضله تزریق می‌شود زیرا که دارو آهسته‌آهسته جذب جریان خون می‌شود.
از راه تزریق وریدی: در این روش دارو را یا به‌طور مستقیم یا به‌طور قطره‌ای از راه سرم وارد رگ می‌کنند. با این نوع تزریق دارو سریعاً وارد جریان خون شده به محل تجمع سلول‌های بدخیم می‌رسد. مدت درمان و فاصله بین درمان‌‌ها بستگی به نوع تومور و نوع دارو و واکنش بدن دارد. شیمی‌درمانی ممکن است به‌صورت روزانه و هفتگی یا تزریقات ماهانه انجام گیرد. معمولاً داروها را به ترتیبی می‌دهند که در فاصله دو تزریق فرصت کافی برای رشد و ترمیم بافت‌ها و سلول‌های طبیعی آسیب‌دیده باشد و بدن بتواند تاب‌وتوان طبیعی خود را از نو به‌دقت بیاورد. این فاصله درمانی را پزشک متناسب با واکنش‌های بدن بیمار تنظیم می‌کند (فیلیپ، 2005).
عوارض جانبی داروهای شیمی‌درمانی عبارت‌اند از:
عوارض هماتولوژی و سرکوب ایمنی خطرناک‌ترین عوارض بسیاری از داروهای شیمی‌درمانی عوارض خونی آن‌ها می‌باشد که شایع‌ترین شکل آن کاهش گلبول سفید همراه با خطر بالای عفونت است.
عوارض گوارشی: بی‌اشتهایی، تهوع و استفراغ ازجمله شایع‌ترین و زجرآورترین عوارض حاد تعداد زیادی از داروهای شیمی‌درمانی می‌باشند. برای چنین عوارضی می‌توان از داروهای ضد تهوع استفاده نمود که با توجه به دسته فارماکولوژیک و اثربخشی، آن‌هاراطبقه‌بندی می‌کنند. مهم‌ترین دسته‌های دارویی، آنتاگونیست‌های سروتونین می‌باشند که تحول عظیمی را در درمان این عوارض در 15 سال اخیر به وجود آورده‌اند. اسهال و گاهی یبوست نیز مشاهده می‌شود.
واکنش‌های پوستی (ریزش مو): ریزش مو شایع‌ترین عارضه جانبی جلدی شیمی‌درمانی است و اثرات شدید روانی بر بیمار می‌گذارد این قضیه به‌خصوص در کودکان بزرگسال و نوجوانان که به‌ظاهر خود اهمیت زیادی می‌دهند، با مشکلات روانی زیادی همراه است و در این زمینه‌ایجاد آگاهی در آن‌ها مبنی بر این‌که ریزش مو تقریباهمیشه برگشت‌پذیر است و با تأخیر چندهفته‌ای موها دوباره رشد می‌کنند امری ضروری در بهبود سلامت روان این افراد محسوب می‌شود.
سایر عوارض شیمی‌درمانی عبارت‌اند از: اسهال و یبوست عوارض قلبی، واکنش‌های عروقی و افزایش حساسیت، عوارض عصبی، عوارض ادراری- تناسلی، بدخیمی ثانویه، عوارض جنسی ، درد عضلانی و استخوانی.
داروهای شیمی‌درمانی باید موقعی تجویز شود که پزشک از بیماری و وضعیت روحی و جسمی بیمار اطلاعات کافی داشته باشد (مورای، 2001).
2-3 بخش دوم: بهزیستی روان‌شناختی 2-3-1 مفهوم بهزیستی روان‌شناختیاغلب اوقات بهزیستی روان‌شناختی به بهزیستی ذهنی اشاره دارد، اما ممکن است با آن متفاوت باشد. بهزیستی برحسب کیفیت و کمیت مؤلفه‌هایی تعریف می‌شود که بر اساس آن افراد زندگی خود را لذت‌بخش می‌بینند؛ به‌عبارت‌دیگر، اینکه افراد چگونه زندگی خود را ارزیابی می‌کنند، به بهزیستی مربوط می‌شود. بهزیستی ذهنی به این حقیقت اشاره دارد که افراد قادر هستند تعیین کنند که آیا به زندگی خوشایند که وابسته به معیارهای موفقیت است رسیده‌اند یا خیر. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بهزیستی شامل تعدادی مؤلفه است و اکثر پژوهشگران آن را یک مؤلفه در نظر می‌گیرند و برای ارزیابی آن از چند مؤلفه استفاده می‌کنند. این مؤلفه‌ها به رضایت و شادکامی ‌مربوط می‌شوند. ارزیابی این مؤلفه‌ها کلی (مانند رضایت از کار) و چندبعدی (مانند عاطفه‌ی مثبت در مقابل عاطفه‌ی منفی) است (دینر، 2000).
هرچند واژه‌های ذهنی و روان‌شناختی زمانی که با بهزیستی همراه می‌شوند، اغلب به‌جای هم بکار بردهمی‌شوند، کیس (2002) بیان کردن که این دو واژه به دو حقیقت کاملاً متفاوت اشاره دارند. اولاً کیس (2002) اظهار کردند که بهزیستی ذهنی این دیدگاه سنتی را در برمی‌گیرد که بهزیستی «ارزیابی زندگی بر اساس رضایت و تعادل بین عاطفه مثبت و منفی» است. دوماً، بهزیستی ذهنی بر اساس شادکامی، موفقیت خوشایند و پرهیز از درد تعریف‌شده است. کیس (2002) بیان کردند که بهزیستی روان‌شناختی «ادراک درگیری مثبت با چالش‌های موجود زندگی» است. در این حوزه، بهزیستی روان‌شناختی بر اساس معنا، درک نفس و سطح عملکرد مشخص می‌شود.
در تلاش برای فهم و ارزیابی بهتر بهزیستی روان‌شناختی، ریف (1989، 1995) یک مدل چندبعدی را ارائه داد که بیانگر نظریه‌ی بهزیستی است. مدل ریف برای حل این مشکل به وجود آمد که پژوهش‌های قبلی در ارزیابی واقعی بهزیستی با شکست مواجه شده بودند (ریف، 1989). با در نظر گرفتن مشکلات در تعیین ویژگی‌های اساسی بهزیستی روان‌شناختی مثبت در حوزه‌های پژوهشی، ریف (1989؛ 1995) ارزیابی جامعی از بهزیستی روان‌شناختی ارائه داد. ریف (1989) به پژوهش در مورد روان‌شناسی بالینی و رشد همانند پژوهش در مورد سلامت روان پرداخت. با استفاده از دیدگاه روانی – اجتماعی اریکسون، کار نیوگارتن روی تغییر شخصیت در بزرگ‌سالی و دیدگاه آلپورت در مورد رسش، ریف (1989) شش بعد بهزیستی روان‌شناختی را مشخص کرد. این شش بعد شامل احساس استقلال، تسلط بر محیط، رشد شخصیتی، روابط مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی و خویشتن پذیری می‌شوند (ریف 1989؛ 1995).
2-3-2 اجزا و عناصر بهزیستی روان‌شناختیمعنویت
رشد و بالندگی فردی
رضایت از زندگی
شادی
روابط مثبت با دیگران
خویشتن پذیری
معناداری
سازگاری و تسلط بر محیط
خود-پیروی
خوش‌بینی
هدف در زندگی
با توجه به نقش بسزایی که بهزیستی در ابعاد مختلف زندگی روانی-اجتماعی و حتی جسمی فرد دارد، بدیهی است که هر یک از این ابعاد و مؤلفه‌ها سهم زیادی در بهبود وضعیت روانی و اجتماعی شخص دارند، با این مقدمه کوتاه، به بررسی هر یک از مؤلفه‌ها می‌پردازیم.
2-3-2-1 معنویتمؤلفه معنویت نقش مهمی در بهزیستی روان‌شناختی ایفا می‌کند؛ به‌عبارت‌دیگر یک همپوشی بین بهزیستی روان‌شناختی و جنبه‌هایی از معنویت وجود دارد. اکثر روانشناسان حتی کسانی که در حوزه بهزیستی کارکرده‌اند تا حدود زیادی بعد معنوی بهزیستی انسان را نادیده گرفته‌اند. تنها در سال‌های اخیر در مورد اینکه مذهب و معنویت چگونه وجوه مختلف سلامت جسمانی و روانی را تحت تأثیر قرار می‌نهد، تحقیقات وسیعی صورت گرفته ست. چنین تحقیقاتی اهمیت مذهب و معنویت را به‌عنوان منبعی برای مقابله با وقایع تنیدگی زای زندگی، روشن ساخته است. (پالانت و لائه، 2002).
معنویت ممکن است از طریق تدارک یک چهارچوب برای تفسیر و توصیف تجارب زندگی و به‌موجب آن فراهم کردن نوعی احساس انسجام و به هم‌پیوستگی وجودی، در بهزیستی روان‌شناختی مشارکت کند. از طرف دیگر، سازه مذکر از طریق تجربه معاشرت ب دیگران که احتمالاً منجر به داخل شدن در یک سیستم حمایتی بزرگ‌تر می‌گردد، بهزیستی روان‌شناختی را افزایش می هد. این مسئله می‌تواند به ارزیابی قابل‌کنترل بودن عوامل تنیدگی زا کمک نماید و لذا ممکن است پریشانی هیجانی کمتری تجربه گردد (وسیسنگ، 1994) به نظر می‌رسد معنویت ازنظر تأثیر روی 4 حوزه اثرات تنیدگی را تعدیل کند: هیجان، شناخت، رفتار، تعالی و کمال. به عقیده کمپبل بهزیستی وابسته به ارضای سه نوع اصلی از نیازهاست.
1- نیاز به داشتن: کسب حوائج و ملزومات مادی، هرچند تحقیقات کمپ بل برای بیش از دو دهه نشان داد همبستگی خیلی کمی بین درآمد و بهزیستی وجود دارد.
نیاز به ارتباط: نیاز به تجربه صمیمیت و سایر الگوهای روابط اجتماعی.
3- نیاز به بودن: احساس رضایت شخص از خود وزندگی (نیازهای هستی).
هرچند تقسیم‌بندی نیازهای چندگانه کمپبل مفید است، ولی الیسون معتقد است او و همکارانش چهارمین رشته از نیازها را نادیده گرفته‌اند که می‌توان آن‌ها را (نیاز به تعادل) نامید. این نیاز به احساس خوشبختی‌ای اشاره دارد که ما زمانی که یک معنای غایبی برای زندگی می‌یابیم، تجربه می‌کنیم. این نیاز به یک بعد غیر فیزیکی از آگاهی و تجربه اشاره دارد و واژه (معنویت) بهترین اصطلاح برای آن است (الیسون، 1983 به نقل از فیست، 2002). همه مذاهب بزرگ جهان موجودات انسانی را به تعالی و کمال به‌عنوان راهی برای تجربه بالاترین سطوح بهزیستی دعوت کرده‌اند. مذهبی بودن باعاطفه منفی کمتر، سوءاستفاده دارویی پایین‌تر، کیفیت زندگی بهتر، رضایت از زندگی، نوع‌دوستی و عزت‌نفس بالا همراه است. البته همه تحقیقات از کارکرد انطباقی مذهب و معنویت حمایت نکرده‌اند و عنوان نموده‌اند که بعضی مواقع استفاده از استراتژی‌های مقابله مذهبی برای سازگاری با استرس، منجر به تجربه سطوح بالای افسردگی و اضطراب می‌گردد (پالانت و لائه، 2002).
2-3-2-2 رضایت از زندگیهر فردی در زندگی خویش استانداردهایی دارد که تمام جنبه‌های زندگی‌اش را در برمی‌گیرد (دینر، 2000). اغلب افراد برای رسیدن به رضایت زندگی در تمام جنبه‌های زندگی تلاش می‌کنند. درحالی‌که افراد می‌توانند رضایت از زندگی خویش را در هر حوزه از زندگی ارزیابی کنند، سطح رضایت در برخی حوزه‌ها نسبت به سایر حوزه‌ها برتری بیشتری دارد (دینر، 2000)؛ به‌عبارت‌دیگر، رضایت یک ورزشکار در ورزش ممکن است بر رضایت از سایر جنبه‌های زندگی از اهمیت بخصوصی برخوردار باشد. به‌عنوان نمونه، یک بازیکن فوتبال که احساس رضایت در مورد فوتبال دارد، این جنبه از رضایت در تمام زندگی‌اش برجسته است. در مقابل، بازیکنی که از فوتبال رضایت ندارد، ممکن است در کل زندگی‌اش عدم رضایت داشته باشد (دینر، 2000).
رضایت از زندگی توسط فریش (1994) مفهوم‌سازی شده است و به ارزیابی ذهنی افراد از رضایت از مهم‌ترین نیازها، اهداف و رسیدن به آرزوها تعریف‌شده است. رضایت یک مفهوم جامع است و شامل حوزه‌هایی از قبیل اهداف و ارزش‌های ثروت، کار، بازی و اجتماع می‌شود. این مفهوم با سلات روان در ارتباط است و روی سلامت روان مثبت تأکید دارد (هاروی و همکاران، 2005).
رضایت از زندگی فرایندی است که از طریق آن فرد کیفیت زندگی خویش را بر اساس معیارهای منحصربه‌فرد مشخص می‌کند. احتمالاً مقایسه شرایط موقعیتی زندگی یک فرد با مجموعه‌ای از استانداردهای شخصی به وجود می‌آید. هرچقدر شرایط زندگی یک فرد با استانداردها مطابقت پیدا می‌کند، افراد رضایت بیشتری از زندگی خواهند داشت (دینر، 2010). بر این اساس، شین و جانسون (1987) رضایت از زندگی را به‌عنوان «ارزیابی کلی شخص از کیفیت زندگی بر اساس معیارهای منحصربه‌فرد» تعریف می‌کنند. همچنین مؤلفه‌ی بهزیستی شامل رضایت درزمینهٔ‌های بخصوص نیز می‌شود. به‌عنوان‌مثال پژوهش‌ها نشان داده‌اند که رضایت از زندگی رضایت از کار، خانواده، ازدواج، آسودگی، سلامتی و رضایت مالی را به همراه دارد (کوهن و همکاران، 2008).
2-3-2-3 شادییکی دیگر از مؤلفه‌های مؤثر در بهزیستی روان‌شناختی انسان، «شادی» است. شادی به‌عنوان یک احساس رضایت و خرسندی تعریف می‌شود و هنگامی ایجاد می‌گردد که همه نیازهای جسمانی، روان‌شناختی، عقلی و معنوی فرد ارضاء شده باشد؛ شادی داشتن هدف و معنا در زندگی است (آرگیل، 2000).
تعریف دیگر شادی به غلبه و تسلط عاطفه مثبت بر عاطفه منفی و احساس رضایت از زندگی‌اشاره دارد. این رضایت به نظر می‌رسد که بیشتر با جوانب شناختی زندگی روانی ارتباط دارد تا با جوانب عاطفی آن همچنین به نظر بردبرن بهزیستی روان‌شناختی در فردی بالا خواهد بود که عاطفه مثبت وی بر عاطفه منفی‌اش تسلط یابد و بالتبع بهزیستی روان‌شناختی فردی که عاطفه منفی وی بر عاطفه مثبت اش غلبه یابد کمتر است. مطالعه نشان داده است که عاطفه مثبت و منفی مستقل از یکدیگر عمل می‌نمایند؛ به‌عبارت‌دیگر همبستگی بین عاطفه مثبت و منفی صفر است. لذا احساس فرد از بهزیستی، به تعادل نسبی این دو مجموعه از نیروهای بستگی دارد. به اعتقاد برندن با شادی بیشتر، بهزیستی روان‌شناختی نیز افزایش می‌یابد. افراد شاد خوش‌بین‌اند، از عزت‌نفس بالایی برخوردارند، در ارتباط و همکاری ب دیگران توانمندند و با استرس مقابله بیشتری می‌کنند (دومونت، 1989؛ لارنس، 1989؛ دمبر و بروک، 1989/ به نقل از نوری، 1381).
دو نوع شادی وجود دارد:
1- لذت یا خوش گذرا (شادی کوتاه‌مدت)
2- رضایت از زندگی مداوم (شادی درازمدت)
سگرستروم بدین گونه بین شادی کوتاه‌مدت و درازمدت تفاوت قائل می‌شود که: شادی و رضایت از زندگی درازمدت یک احساس بادوام و پایاست. این حالت با این احساس همراه است که زندگی شخص «خوب» بوده و به آرمان‌ها و ایده آل هایش نزدیک است.
درحالی‌که شادی گذرا یا کوتاه‌مدت با هیجاناتی چون خرسندی، آرامش، نشاط، آسودگی و تهییج همراه است (سگرستروم و اسپنسر، 2001).
2-3-2-4 خوش‌بینیمؤلفه دیگری که در بهزیستی روان‌شناختی انسان مؤثر است، خوش‌بینی می‌باشد. خوش‌بینی تمایل به اتخاذ امیدوارانه‌ترین دیدگاه است و به یک پیش آمادگی عاطفی و شناختی در خصوص اینکه چیزهای خوب در زندگی مهم‌تر از چیزهای بد است اشاره دارد. خوش‌بینی مستلزم این است که چگونه یک شخص پیامدها و نتایج وقایع زندگی را ارزیابی و پیش‌بینی می‌کند. افراد خوش‌بین، سطوح پایین‌تری از استرس شغلی گزارش می‌کنند و نیز سطوح بالاتری از عملکرد و رضایت از زندگی دارند. خوش‌بینی، ادراک تنیدگی را کاهش می‌نهد و توانایی شخص را برای کار و فعالیت افزایش می‌نهد افرادی که خوش‌بینی بیشتری و حمایت اجتماعی بالاتری را گزارش می‌کنند، بهزیستی روان‌شناختی بالاتری دارند. نتایج مطالعه‌ای که به‌منظور آزمون کردن نقش و عزت‌نفس و خوش‌بینی در ارتباط بین استرس‌های روان‌شناختی محیط کاری و بهزیستی روی نمونه‌ای 1878 نفری که بین 25 تا 29 سال سن داشتند صورت گرفت، نشان داد که عزت‌نفس و خوش‌بینی به‌عنوان تعدیل‌کننده تنیدگی‌های روان‌شناختی عمل می‌کند و بهزیستی را افزایش می‌نهد (ریف و کیس، 2002).
همچنین مطالعه‌ای روی 144 دانشجوی ژاپنی نشان داد که افراد دارای تیپ شخصیتی A که خوش‌بینی بیشتری دارند، نسبت به افراد تیپ شخصیتی A که خوش‌بینی کمتری دارند، اضطراب کمتری را تجربه می‌کنند (آیزمن و ریشتر، 1994؛ به نقل از سارافینو، 2004).
در خصوص ارتباط بین خوش‌بینی و بهبود عملکرد سیستم ایمنی بدن صورت یافته‌ها نشان داده است که خوش‌بینی در کنار سیستم ایمنی بدن تأثیر می‌گذارد و عملکرد آن را بهبود می‌بخشد. این یافته‌ها مؤید نتایج کلی‌تری است که خوش‌بینی با سلامت جسمی و روانی بیشتری همراه است.
به نظر می‌رسد خوش‌بینی از دو راه رفتاری-شناختی باعث بهبود سلامتی و بهزیستی می‌گردد (سگرستروم و اسپنسر، 2001).
1- اضطراب و افسردگی کمتر
2- فعالیت بیشتر و مقابله مؤثرتر با تنیدگی زاها خویشتن پذیری
ریف، خویشتن پذیری را از مؤلفه‌های مؤثر در بهزیستی روان‌شناختی قلمداد می‌کند. به نظر وی خویشتن پذیری داشتن احساس و نگرش مثبت به خود و نیز ارزیابی مثبت زندگی گذشته خود و تصدیق ابعاد چندگانه شخصیت اعم از خوب و بد است. نظریه‌های شناختی، روان تحلیل گری و رفتاری فرض می‌کنند که خویشتن پذیری به‌عنوان یک تغییر روان‌شناختی مهم دارای یک فرآیند مداوم در رشد و تحول است که به‌وسیله تعامل والد-کودک در طول دوران کودکی و نوجوانی شکل و گسترش می‌یابد. مطالعه‌ای روی 30 بیمار مبتلابه اختلال وحشت‌زدگی و هراس از مکان‌های باز که پاسخ موفقیت‌آمیزی به روان‌درمانی نشان داده بودند، به‌منظور ارزیابی نشانه‌های باقی‌مانده و برآورد بهزیستی روان‌شناختی آن‌ها صورت گرفت. 30 نفر که ازنظر ویژگی‌های جمعیت شناختی با گروه قبل همتاشده بودند، به‌عنوان گروه کنترل انتخاب شدند، میانگین سن بیماران 9/31 بود (آیزمن و ریشتر، 1994 به نقل از سارافینو، 2004).
نتایج نشان داد که بیماران نسبت به گروه کنترل نشانه‌های باقیمانده بیشتری داشتند، مصاحبه‌های بالینی و پرسشنامه‌های نشانه‌شناسی، گواه این مطلب بود. بیماران همچنین به‌طور معناداری تسلط بر محیط کمتر، رشد و بالندگی فردی ضعیف‌تر و هدف در زندگی (خویشتن پذیری) کمتری را نشان دادند.
2-3-2-5 معناداریمؤلفه دیگری که در بهزیستی روان‌شناختی فرد تأثیرگذار است (معناداری) است. تعریف استانداردی را برای معناداری نمی‌توان ذکر کرد. هر فرد یک تعریف شخصی از معنا دارد. معناداری به‌عنوان بعدی از زندگی توصیف گشته است که احساس ارتباط و به هم‌پیوستگی و رشد را برای فرد به بار می‌آورد (دورم و گلاز، 2001).
برای اغلب مردم معناداری در دو سطح وجود دارد:
1- معنای مربوط به هستی (معنای اخروی): که به وجود چیزی خارج یا برتر برای یک شخص اشاره دارد.
2- معنای مربوط به دنیا (معنای دنیوی): به آنچه موسوم به (معنای زندگی من) است اشاره دارد.
معناداری از طریق وحدت و یگانگی با مفهومی که فرد از (خود) دارد، می‌تواند ادراک گردد. این مؤلفه با انسجام و تمامیتی که به زندگی فرد می‌بخشد و نیز بااحساس هدف‌داری در زندگی، می‌تواند در بهزیستی روان‌شناختی فرد، تأثیرگذار باشد (دورم و گلاز، 2001). نظریه‌پردازان هستی نگر در تبیین و علت شناسی هراس و اختلاف اضطرابی تعمیم‌یافته، قائل به وجود (اضطراب هستی) یعنی ترس همگانی درباره محدودیت و مسئولیت‌های زندگی فرد، هستند (دادستان، 1386). آن‌ها می‌گویند، اضطراب هستی را تجربه می‌کنیم، چون حدس می‌زنیم زندگی به‌طورکلی هدفی ندارد وزندگی شخصی ما نیز می‌تواند درنهایت معنایش را از دست بدهد (دادستان، 1386). از دیدگاه هستی نگری، انسان‌ها می‌توانند با اضطراب هستی بر اساس پذیرفتن مسئولیت اعمال، اتخاذ تصمیم‌ها، معنا دادن به زندگی و پذیرفتن وحدت یافتگی خود، مقابله کنند (همان منبع).
2-3-2-6 روابط مثبت با دیگرانریف یکی از ابعاد بهزیستی روان‌شناختی را روابط مثبت با دیگران برمی‌شمرد. این بعد منطبق با مرحله ششم نظریه اریکسون است که آغاز بزرگ‌سالی را پوشش می‌نهد، مرحله‌ای که اریکسون نام آن را (همپوشی با دیگران در برابر انزوا گزینی) می‌نهد. در این مرحله سرمایه‌گذاری در راه پیوند، همجوشی و صمیمیت با دیگران و خود را از خلال دیگران یافتن اهمیت زیادی دارد و استقرار فرد در یک موضع از مرحله دوقطبی اریکسون را مشخص می‌کند (منصور، 1388).
پیش‌تر گفتیم که از دیگران مؤلفه‌هایی که ریف در مدل خود به آن اشاره می‌کند، خویشتن پذیری است. اریکسون نیز در مرحله هفتم رشد روانی-اجتماعی خود یعنی (پدیدآورندگی در برابر راکد ماندگی) ه در حدود سن میان‌سالی است، نگاه به خلاقیت‌های خویشتن یا ارزیابی همه فعالیت‌های گذشته خود و حاصلی که به بار آورده است را مهم تلقی می‌کند. در دوره سالخوردگی نیز – مرحله هشتم اریکسون- فرد در پی نگاه مثبت و پر امید به آنچه در زندگی به انجام رسانده است، تأیید خویشتن و کسب آرامش است (منصور، 1388). این در حالی است که بین خویشتن پذیری و پذیرش دیگران ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.
تحقیقی به‌منظور بررسی تأثیر مرگ و یا طلاق والدین قبل از سن 17 سالگی بر روی بهزیستی روان‌شناختی و جسمانی صورت گرفت. نتایج نشان داد که برای مردان، طلاق والدینشان با روابط مثبت با دیگران، خویشتن پذیری کمتر، تسلط محیطی پایین‌تر و افسردگی بیشتر همراه بود. مرگ والدین نیز



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com
NameEmailWebsite

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *