— (317)

2509520-165100
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات (هرمزگان)
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته روانشناسی عمومی
عنوان:
بررسی مقایسه ای نظام ارزش‌ها در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
استاد راهنما:
دکتر اقبال زارعی
استاد مشاور :
دکترسید عبدالوهاب سماوی
نگارش :
محبوبه ماندگاری
شهریور 1392
تقدیر و تشکر :
با تقدیر و تشکر شایسته از استادان فرهیخته، جناب آقای دکتر اقبال زارعی و جناب دکتر عبدالوهاب سماوی که با نکته های دلاویز و گفته های بلند ، صحیفه های سخن را علم پرور نمود و
همواره راهنما و راه گشای نگارنده در اتمام واکمال پروژه بوده است.
تقدیم به :
تقدیم به پدر، مادر و همه اعضای خانواده ام

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول طرح تحقیق
1-1- مقدمه 2
1-2- بیان مساله3
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق6
1-4- اهداف تحقیق8
1-4-1- هدف کلی 8
1-4-2- اهداف جزئی8
1-5- سوالات تحقیق9
1-6- فرضیه های تحقیق10
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها11
1-7-1 تعاریف مفهومی11
1-7-2- تعاریف عملیاتی12
فصل دوم پیشینه ی تحقیق
2-1- مقدمه15
2-2- پیشینه ی نظری 15
2-2-1- ارزش ها15
2-2-1-1- دیدگاه پارسونز16
2-2-1-2- ماهیت ارزش ها21
2-2-1-3- چارچوب کلی بررسی ارزش ها29
2-2-1-4- شرایط تحقیق ارزش ها 32
2-2-1-5- منابع ارزش ها 34
2-2-1-6- الگوهای رفتاری،نقش ها و فرایند اجتماعی 35
2-2-1-7- نظام های ارزشی36
2-2-1-8- پیشینه ی ارزشها 37
2-2-1-9- پیامدهای ارزش ها38
2-2-2- خانواده39
2-2-2-1- ابعاد کارکرد خانواده40
2-2-2-2- نظریات مربوط به خانواده43
2-2-3- اعتیاد46
2-2-3-1- جامعه شناسی مصرف مواد مخدر47
2-2-3-2- عوامل زمینه ای خطر ساز برای مصرف مواد مخدر48
2-2-3-3- نظریه های مصرف مواد مخدر49
2-2-3-4- ویژگی های مصرف کنندگان مواد52
2-3- پژوهش های انجام شده 53
2-3-1-پژوهش خارجی 53
2-3-2- پژوهش های داخلی 54
2-4- جمع بندی 56
فصل سوم روش تحقیق
3-1- مقدمه 60
3-2- روش تحقیق60
3-3- جامعه آماری 61
3-4- نمونه و روش نمونه گیری 61
3-5- ابزار پژوهش 61
3-6- روش انجام کار 62
3-7- روش تجزیه و تحلیل داده ها63
فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه65
4-2- آمار توصیفی جمعیت شناختی 66
4-3- آمار استنباطی74
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه 86
5-2- نتیجه گیری 86
5-3- بحث92
5-4- محدودیت های پژوهش 92
5-5- پیشنهادها93
5-5-1- پیشنهادهای کاربردی93
5-5-2- پیشنهادهای پژوهشی94
منابع فارسی 95
منابع لاتین101
پیوست103

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1 – 4 : فراوانی مربوط به سن آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر به تفکیک گروه های معتاد و معمولی 66
جدول 2 – 4 : فراوانی مربوط به تحصيلات آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر به تفکیک گروه های معتاد و معمولی67
جدول 3 – 4 : فراوانی مربوط به جنسيت آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر به تفکیک گروه های معتاد و معمولی68
جدول 4 – 4 : فراوانی مربوط به شغل آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر به تفکیک گروه های معتاد و معمولی69
جدول 5 – 4 : فراوانی مربوط به وضعيت اقتصادي آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر به تفکیک گروه های معتاد و معمولی70
جدول 6 – 4 : میانگین و واریانس مربوط به امتیاز مولفه های پرسشنامه ارزشها در کل آزمودنی های معتاد و معمولی 71
جدول 7 – 4 : میانگین و واریانس مربوط به امتیاز مولفه های پرسشنامه ارزشها در آزمودنی های معتاد72
جدول 8 – 4 : میانگین و واریانس مربوط به امتیاز مولفه های پرسشنامه ارزشها در آزمودنی های معمولی 73
جدول 9 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به ارزش ها در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 74
جدول 10 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به خیرخواهی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 75
جدول 11 – 4 : : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به سنت گرایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 76
جدول 12 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به همنوایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمول77
جدول 13 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به امنیت در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی78
جدول 14 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به قدرت در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 79
جدول 15 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به برانگیختگی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 80
جدول 16 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) مربوط به لذت گرایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 81
جدول 17 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به موفقیت در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 82
جدول 18 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به خوداتکایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 83
جدول 19 – 4 : آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)مربوط به جهان گرایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی 84
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 1 – 4 : توزیع فراوانی مربوط به سن آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر66
نمودار 2 – 4 : توزیع فراوانی مربوط به سن آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر67
نمودار 3 – 4 : توزیع فراوانی مربوط به جنسیت آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر68
نمودار 4 – 4 : توزیع فراوانی مربوط به جنسیت آزمودنی های شرکت کننده در مطالعه حاضر69
نمودار 5 – 4 : توزیع فراوانی مربوط به وضعيت اقتصادي آزمودنی های شرکت کننده70

چکیده
این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ای نظام ارزش‌ها در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های فاقد عضو معتاد به مواد مخدر شهرستان بندرعباس انجام گردید. روش تحقیق، توصیفی و از نوع علی – مقایسه ای و جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های فاقد عضو معتاد به مواد مخدر شهرستان بندرعباس بود. از بین جامعه آماری ذکر شده با استفاده از فرمول کوکران تعداد 150خانواده (75 خانواده دارای عضو معتاد و 75 خانواده فاقد عضو معتاد) به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ارزش های شوارتز بود. داده‌هاي پژوهش حاضر با استفاده از نرم‌افزار آماری Spss در دو سطح توصيفي و استنباطي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت که نتایج آن به شرح ذیل می باشند: بین ارزش ها در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت معناداری وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). بین خیرخواهی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). بین سنت گرایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). بین هم‌نوایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). بین امنیت در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). بین قدرت در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). بین برانگیختگی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .111 0 α=). بین لذت‌گرایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .003 0 α=). بین موفقیت در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). بین خوداتکایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .002 0 α=). بین جهان گرایی در خانواده های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده های معمولی تفاوت وجود دارد (سطح معني دار .001 0 α=). به طور کلی نتایج نشان داد که در تمام ارزش های مورد مطالعه مقدار میانگین زیر مؤلفه‌های ارزش ها در خانواده های معمولی بیشتر است.
کلیدواژه ها: ارزش‌ها، خانواده های دارای عضو معتاد و خانواده های معمولی

فصل اول
طرح تحقیق
1-1- مقدمه
در خلال چند دهه‌‌ی گذشته، روان‌شناسان، تحت تأثیر مطالعات انسان‌شناختی کلاکهون (1976)، رغبت‌های رو به افزایشی را برای تحلیل تعیین‏کننده‏های فرهنگی‏ رفتار، از خود نشان داده‏اند. با گشوده شدن این دریچه‏ برای مطالعه‌ی انسان، پژوهش‌گران برای پاسخ‌گویی‏ به مجموعه‌ی مسایلی که در پیش رو داشته‏اند، به مطالعه‌ی ارزش‌ها به منزله‌‌ی اصلی‏ترین شاخص‌های فرهنگ روی‏ آورده‏اند. ارزش‌های انسانی به عنوان تجسم‌های شناختی از هدف‌های‏ خواستنی و انتزاعی، فراموقعیتی و با رفتار ناوابسته‏اند، درجه‏ اهمیت آن‌ها به منزله‌‌ی اصول راهنما در زندگی افراد و گروه‌ها متفاوت‌اند، بر این اساس، افراد آن‌ها را به گونه‌‌ی سلسله مراتبی رتبه‏بندی می‏کنند‌ (دلخموش، 1386).
ارزش‏ها از جمله مفاهیمی‏اند که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته‏اند. اگر چه ابتدا فیلسوفان به آن پرداخته‏اند، اما به‌تدریج با توجه به اهمیت‏شان، در بخش‏های مختلف معرفت بشری مطرح شده‏اند و امروزه علوم متعددی خود را نیازمند به شناخت آن‌ها می‏دانند و از دیدگاه‏های گوناگون به آن‌ها می‏پردازند. شاید علت این باشد که ارزش‏ها در واقع مفهومی‏اند که زندگی آدمی از آن‌ها معنی می‏گیرد و آن‌ها راهنماهای مؤثری برای هدایت انسان‏ها می باشند. در حقیقت در پشت همه انواع رفتارها و گرایش‌های جمعی، همه‏ سازمان‌ها، الگوها، نشانه‏های اجتماعی، نقش‏ها و رمزها، دنیایی از تصورات و ارزش‏های جمعی قرار دارد و فقط پس از فهم این ارزش‏هاست که قادر به توجیه رفتارها خواهند بود. با توجه به اهمیت ارزش‏ها در جهان امروز شناخت آن‌ها از مسائل اصلی عصر حاضر است (سفیری و شریفی، 1384).
بدون شك خانواده، مهم‌ترين و بنيادي ترين نقش را در شكل گيري ارزش‌ها، افكار، عقايد، نگرش ها، رفتار، شخصيت و نحوه ي زندگي و عملكرد هر فرد دارد. اولين و مهم‌ترين آموزش‌هايي كه به هر يك از افراد بشر در طول تاريخ داده شده است در درون خانواده شكل گرفته است. پدر و مادر به عنوان اولين آموزگاران بشريت، منش ها و اخلاق را به كودك آموخته اند و شخصيت او را تا حد زيادي شكل داده اند. افرادي كه در كودكي از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمايت خانواده توانسته اند به يك جهان‌بيني دقيق و صحيح دست يابند و مراحل پيشرفت را طي كرده، باعث ترقي جامعه‌ي خويش شوند و بالعکس افرادی که از این نعمت محروم بوده‌اند با معضلات و مشکلات فراوانی روبه رو شده‌اند (حسینی زاده مهدوی، 1385).
اعتیاد یکی از مشکل های اساسی جامعه است؛ مشکلی که میلیونها زندگی را ویران و سرمایه های کلان ملی را صرف هزینه ی مبارزه، درمان و صدمات ناشی از آن می کند(عاشوری،ملا زاده و محمدی،1387) در واقع، سوء مصرف مواد و اعتیاد به مواد مخدر یکی از بالایای بزرگی است که بشر امروز در همه جای جهان با آن دست به گریبان است ( ممتازی،1381). با نگاهی واقع بینانه به مواد مخدر و سوء مصرف آن به راحتی در میابیم که سوء مصرف مواد افیونی از قرن ها پیش وجود داشته است و اکنون تقریباً کشوری وجود ندارد که از گسترش سوء مصرف مواد افیونی به عنوان عادتی غیر اجتماعی و نامقبول تلقی شده است،اما با وجود این عدم مقبولیت طبقات مختلف اجتماع با این مساله به صورت جدی درگیر می باشد (چیریلو،برینی،کامبیاز و مازا، ترجمه پیرمرادی،1378) در موقع اعتیاد ابتلای اسارت آمیز فرد به یک ماده یا داروی مخدر است، به گونه ای که او را از نظر جسمی و روانی به خود وابسته ساخته و کلیه رفتار فردی و اجتماعی او را تحت الشعاع قرار می دهد( سادوک و سادوک،2003 به نقل از خدائی،1384).
اعتیاد تا کنون از جنبه های مختلفی مورد مطالعه قرار گرفته است. یکی از مفاهیمی که برای تجزیه و تحلیل اعتیاد باید به آن توجه داشت، نهادها و شبکه های روابط متقابل است. به عبارتی، مهمترین نهاد در تجزیه و تحلیل پدیده ی اعتیاد(خانواده) است؛ زیرا شرایط و اوضاع خانوادگی می تواند زمینه ساز گرایش به اعتیاد باشد ( آقا بخشی 1379)
1-2- بیان مساله
ارزش‌ها اصول و اخلاقیاتی‏ هستند که در وجود هر شخص جای‏ می‏گیرند و حتی زمانی که کسی توجهی بدان‏ها ندارد، راهنمای اعمال و انتخاب‏های او قرار می‏گیرند. بنابراین، ارزش‌ها در تضمین رفتار سازگار افراد با محیط، بسیار قدرتمندتر از رویه‏ها، قواعد، قوانین و مقررات‏اند. ارزش‌ها، همیشه وجود دارند تا انسان‏ها برمبنای آن‌ها به موقعیت‏ها واکنش نشان دهند، مگر این‏که دست‌خوش تغییر شوند. اساسی‏ترین واحد ایجاد ارزش‌ها خانواده است. ترکیب اعضای خانواده شامل زن و شوهر و فرزندان است و یک واحد نسبتاً مستقل را به وجود می‏آورند. بر اساس هریک از ترکیب‏ها، ارزش‌ها تحت تأثیر قرار می‏گیرند. ارزش‌های‏ ایجاد شده در افراد جزیی از شخصیت آن‌ها می‏گردد و از آن‏جا که شکل‏گیری شخصیت در سال‏های اولیه‌‌ی زندگی سریع است، توجه به عملکردهای خانواده و مدرسه در زمینه‏های تربیتی‏ کودک و نوجوان از اهمیت بالایی برخوردار است. ارزش‌ها از بطن ایدئولوژی و جهان‏بینی افراد نشأت می‏گیرند و با واقعیت‏های‏ محیطی درهم می‏آمیزند و به صورت ضوابط و و معیارهای اساسی، روند حرکت خانواده، مدرسه و جامعه را مشخص می‏سازند. ارتباط خانواده با ارزش‌ها ارتباطی دو سویه است. خانواده که‏ مؤثرترین نهاد تربیت فرزندان است، در ایجاد و تقویت ارزش‌ها در آنان نیز اساسی‏ترین نقش را ایفا می‏کند و هنگامی که ارزش‌ها به مرور زمان در وجود کودکان و نوجوانان نهادینه شدند، جهت و چگونگی حرکت آن‌ها را به سوی آینده معین می‏سازند (نصیری، 1386).
روکیچ(1968)، سه نوع اعتقاد را از هم متمایز کرده است که عبارت‌اند از: اعتقادات‏ تشریحی یا وجودی که می‏توانند درست یا نادرست باشند؛ اعتقادات ارزیابانه که توسط آن‌ها درباره‏ی خوب یا بد بودن چیزی قضاوت‏ می‏شود؛ اعتقادات تجویزی یا منع‏کننده که‏ توسط آن‏ها، وسیله یا هدف عملی مطلوب یا نامطلوب ارزیابی می‏شود. ارزش، اعتقاد از نوع سوم است؛ یعنی اعتقاد تجویزی یا منع‏کننده است. روکیچ معتقد است: «ارزش، اعتقادی است که براساس‏ آن، انسان به سبب ارجح دانستن چیزی به‏ کاری مبادرت می‏ورزد» (امیری، 1385).
شوارتز (2006)، بر اساس نظریه راکیچ، نظریه خود را درباره‌ی ارزش ها مطرح می کند و بیان می کند که ارزش ها، اهداف فراموقعیتی هستند که به منزله اصول راهنما در خدمت زندگی فرد یا گروه قرار داشته و اهمیتی متفاوت دارند. در همین زمینه شوارتز 10 نمونه ارزش را تعریف و به بررسی آن ها پرداخته است که این ارزش ها عبارتند از 1- قدرت، 2- دستاوردها، 3- جهان گرایی، 4- همنوایی، 5- سنتی، 6- لذت‌گرایی، 7- تحریک کننده، 8- خیرخواهانه، 9- خودرهبری و 10- امنیتی (سهامی، 1387).
محیط خانواده، نحوه‌‌ی تعامل پدر و مادر و فرزندان با یکدیگر، انتخاب محصولات فرهنگی که خانواده از آن‌ها استفاده‏ می‏کند، مثل فیلم، مجله، پوستر و غیره، طبقه‌‌ی اجتماعی‏ خانواده، علاقه‌‌ی اعضای خانواده به دستاوردهای فرهنگی‏ گذشتگان، همانندسازی کودکان با والدین، به عنوان الگوی‏ رفتاری و تصوری که والدین از فرزندانشان در ذهن دارند و بیان‌گر ایده‏آل ذهنی آنان است، همگی در انتقال ارزش‌های‏ فرهنگی و هنجارهای اجتماعی به کودکان، به عنوان‏ شهروندان آینده، مؤثر است. برای این‏که والدین در انتقال‏ ارزش‌های فرهنگی و هنجارهای اجتماعی موفق شوند باید انسان کامل جامعه را که ریشه در منابع غنی فرهنگی چون‏ مذهب و ادبیات دارد، به جوانان بشناسانند و خود نیز به‏ ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی پای‏بند باشند (صناعی، 1389).
خانواده، خود به مثابه‌‌ی پایه واساس ساخت اجتماعی جامعه است، به گونه‏ای که‏ سلامت جامعه همواره در گرو سلامت خانواده‏هاست؛ لیکن طّی این دو دهه، نهاد خانواده‏ خود در تقابل با نهادهای دیگر جامعه نظیر نهاد اقتصادی به شدت آسیب‏پذیر شده و زمینه‏های پیدایش کج رفتاری‌ها و گسترش اعتیاد را تسهیل بخشیده است. نتایج بررسی مشترک‏ دفتر کنترل مواد مخدر سازمان ملل و سازمان بهزیستی کشور بین سال‌های 78-77 حاکی است‏ که 4/93 درصد از معتادان ایرانی افرادی متأهل‏اند یا با والدین زندگی می کنند که به نوعی‏ می‌توانند بر‌روی سایر اعضای خانواده نیز تأثیر منفی برجا گذارند. اندکی دقّت در این ارقام‏ به روشنی نشان می‏دهد که بسیاری از آنان نقش پدر خانواده را ایفا می‌کنند که در الگوبرداری فرزندان، مسئله اعتیاد باز تولید می‏شود‌ (آقابخشی، 1382).
یک خانواده‌ی به‌هنجار، خانواده‌ای است با ساختاری منسجم که در جهت رشد و رفاه اعضای خود عمل می‌کند و می تواند به طور پویا با عوامل نوبه‌نوشونده‌ی محیطی، تعامل برقرار کند و با آن‌ها سازگار شود، بی آن که در این میان دچار اغتشاش گردد و افراد خانواده در این فرایند از خود علائم مرضی بروز دهند (موسوی، 1382). ارزش‌های خانواده سالم در کسب هدف‌ها، سودمند است و برعکس، خانواده‌ی ناسالم از ارزش‌های خانوادگی ناسودمند استفاده می کند و تعاملات آن‌ها همراه با تنش و رفتارهای مرضی است (موسوی، 1382).
با مصرف ماده مخدر انواع ارزش های منفی و ناهنجاری های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، خانوادگی، فرهنگی و … واقع می‌شود. تحقیقات نشان می دهند که زنان معتاد پابه‌پای مردان در رفتارهای بزه کارانه و جنایت‌کارانه شرکت دارند. شایع‌ترین نوع بزه‌کاری در زنان جرائم مالی نظیر سرقت از منزل و مغازه ها، حمل و توزیع مواد مخدر و روسپی‌گری است. از طرفی استفاده از روش های نادرست مصرف مواد مخدر سرنگ‌های آلوده، وجود برخی فرهنگ‌ها و باورها و عادت های غلط در معتادان عامل اصلی شیوع و بروز امراض مسری هم‌چون ایدز، سل، هپاتیت و … است که نه تنها خود معتادین، بلکه سلامت کل جامعه را نیز مورد تهدید جدی قرار می دهد (جمشیدی منش سلیمانی فر و حسینی، 1383). هم‌چنین بر اساس مطالعات انجام شده، ارتباط جنسی نامشروع، در میان حدود نیمی از معتادان و ارتباط با هم‌جنس در میان حدود 30 درصد معتادان گزارش شده است که اغلب از سنین 17 تا 20 سالگی این ارتباط را شروع کرده بودند (رزاقی رحیمی موقر، حسینی و مدنی، 1379).
در این پژوهش قصد بر این است که محقق با توجه به نظام ارزشی شوارتز بداند چه تفاوتی بین ارزش‌ها در خانواده‌های دارای عضو معتاد و خانواده‌های معمولی وجود دارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
فرهنگ، شناسنامه و هویت افراد یک جامعه است. به وسیله‌ی فرهنگ است که انسان‏ها احساس هویت و تعلق خاطر به‏ جامعه و شهری که در آن زندگی می کنند، به دست می‏آورند. الیوت، فرهنگ را نوعی خاص از قواعد زیستن و شیوه‏ای‏ خاص از زندگی، که به زندگی ارزش زیستن می‏دهد می‏داند. با توجه به این‏که فرهنگ ذاتی انسان نیست و انسان اساساً با فرهنگ زاده نمی‏شود و در بدو تولد جز یک سلسله توانایی‏ها و استعدادهای بالقوه چیزی ندارد، بنابراین لازم است که‏ ارزش‌های اجتماعی به نسل جدید انتقال داده شود، چون‏ ممکن است بر اثر غفلت از میان برود. بدین ترتیب، نقش‏ خانواده در نهادینه کردن ارزش‌های فرهنگی و هنجارهای‏ اجتماعی، به عنوان یکی از مؤلفه‏های شهروندی، این است که‏ به انتقال ارزش‌های فرهنگی و هنجارهای اجتماعی می‏پردازد (صناعی، 1389).
در واکاوی تعالیم انبیای الهی اهتمام به احیاء و توسعه و درونی شدن ارزش‌های الهی و انسانی و تلاش در جهت محو ضد ارزش‌ها قابل مشاهده است. اولیاء دین همواره سعی نموده‌اند تا با تفسیر و تبیین ارزش‌ها، بذر آن را در درون جان انسان شکوفا سازند. علاوه بر جامعه‌شناسان دانشمندان مسئله‌ی ارزش را در علوم مختلف و از جهات متفاوت بررسی کرده‌اند، افزون بر معرفت‌شناسان و فیلسوفان اخلاق، که به طور گسترده به این بحث پرداخته‌اند، عالمان علوم اجتماعی و انسانی از قبیل جامعه‌شناسان اقتصاددانان، حقوق‌دانان و اندیشمندان علوم سیاسی نیز هر کدام از منظر خاص خود، در این مسئله کاوش کرده‌اند (قاضی زاده و حسینی، 1389).
انسان برای زندگی در اجتماع نیاز به معرفت در خصوص‌ مسئولیت‌پذیری، احترام به حقوق دیگران، همکاری، صداقت، شجاعت، عدالت و. . . دارد. پس نیاز است که اطلاعاتی در این‌ زمینه داشته باشد. اسلام انسان را ذاتاً موجودی‌ پاک و منزه از اندیشه‌های گناه‌آلود می‌داند. برمبنای آیات شریف‌ قرآنی هرکسی مسئولیت اعمال خویش را بر عهده دارد. پذیرش و عمل به قوانین الهی، نیروهای به ودیعه‌ گذاشته شده‌ی درونی انسان را شکوفا کرده و ظرفیت روانی فرد را گسترس می‌دهد. لذا شناخت ارزش‌های اخلاقی و تعلیم آن برای تمامی خانواده‌ها ضروری است. تا از این طریق‌ بتوانند فرزندانشان را در همه‌ی شئون فردی و اجتماعی یعنی تمام‌ مراحل زندگی به سوی معرفت سوق دهند (قنبری، 1389).
با ایجاد احساس محبت و با کوشش در افزایش درجه‌”اعتماد به نفس جوان و ارتقا ارزش‌های‌ فردی‌” او می‌توان در جوان در برابر فشار گروه همگن در رابطه‌ با “تجربه‌” مواد مخدر ایجاد مقاومت نمود. هر چند ذکر این نکته ضروری‌ است که علی‌رغم کوشش والدین‌ فشار گروه همگن می تواند نفوذ و تاثیر بسزائی در کودک داشته‌ باشد. زیرا بیشتر معتادان جوان‌ اطلاعات مربوط به مواد مخدر و “تجربه جدید” را از طریق‌ دوستان خود کسب می کنند و به وسیله آن‌ها معتاد می شوند. از این رو نقش والدین در خنثی‌ ساختن این فشار و نفوذ، اهمیت‌ زیادی برخوردار است (کیا و حسین پور، 1386).
معضل اعتیاد به مواد مخدر، امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین معضلات و مشکلات‌ اجتماعی در ایران مطرح است، مشکلی که خود عامل مشکلات اجتماعی بسیار دیگری‌ است و متأسفانه علی رغم تمامی هزینه‌هایی که طی سال‌های گذشته در زمینه مواد مخدر صرف شده توفیق مطلوبی حاصل نگردیده است و ابعاد مشکل هر روز پیچیده‌تر شده است (کیا و حسین پور، 1386).
همان‌طور که ذکر شد یکی از مشکلات حاد جامعه‌ی ایران، مسئله‌ی اعتیاد است. هدف اصلی خانواده به عنوان نخستین محیط برای اجتماعی کردن کودکان، کوشش‌های پیش‌گیرانه است (موسوی، 1382). بعضی از افراد که به مصرف مواد مخدر روی می آورند، تصورشان این است که اعتیاد آن ها یک مسأله شخصی است و تأثیری روی دیگران نمی‌گذارد، اما مشاهده خانواده‌های نابسامان دارای عضو معتاد در جامعه و مطالعات پیشین نشان داده است که اعتیاد یک عضو از خانواده بر روی خانواده و حتی جامعه تأثیر می گذارد. لذا انجام تحقیقاتی در زمینه اعتیاد و تأثیراتی که بر خانواده و ارزش‌های خانواده می گذارد، می‌تواند در جهت بالا بردن سطح آگاهی افراد سالم و افراد معتاد در این زمینه و پیش‌گیری های لازم دارای اهمیت باشد. با افزایش سطح آگاهی معتادین از تأثیرات اعتیادشان بر خانواده و ارزش‌های آن باعث می‌شود که آن ها از رفتارهای نادرست و ناهنجاری‌ها تا حد ممکن بپرهیزند و از این طریق در جهت انسجام کانون خانواده کوشش نمایند و پاره‌ای از مشکلات خانوادگی‌شان را کاهش دهند. هم‌چنین اطلاعات و نتایج حاصل از این تحقیق می تواند برای خانواده‌های دارای عضو معتاد، خانواده‌های سالم (به این دلیل که ممکن است در آینده با معضل اعتیاد روبه رو شوند.)، برنامه‌ریزان امور خانواده، جوانان و … مفید واقع شود.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف کلی: مقایسه نظام ارزش‌ها در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
1-4-2- اهداف جزیی:
بررسی مقایسه‌ای خیرخواهی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای سنت‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای هم‌نوایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای امنیت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای قدرت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای برانگیختگی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای لذت‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای موفقیت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای خوداتکایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
بررسی مقایسه‌ای جهان‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی
1-5- سؤالات تحقیق:
آیا بین ارزش‌ها در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین خیرخواهی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین سنت‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین هم‌نوایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین امنیت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین قدرت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین برانگیختگی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین لذت‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین موفقیت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین خوداتکایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین جهان‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد؟
1-6- فرضيه‏هاي تحقیق:
فرضیه اول: بین ارزش‌ها در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه دوم: بین خیرخواهی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه سوم: بین سنت‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین هم‌نوایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین امنیت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه ششم: بین قدرت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه هفتم: بین برانگیختگی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه هشتم: بین لذت‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه نهم: بین موفقیت در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه دهم: بین خوداتکایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
فرضیه یازدهم: بین جهان‌گرایی در خانواده‌های دارای عضو معتاد به مواد مخدر و خانواده‌های معمولی تفاوت وجود دارد.
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها :
1-7-1- تعاریف مفهومی :
ارزش: ارزش، در واقع اعتقاد دیرپای به این‏ است که شیوه‏ی خاصی از رفتار یا وضع‏ غایی وجود، از لحاظ شخصی یا اجتماعی‏ بر یک شیوه‏ی رفتار یا وضع غایی وجود ضد یا عکس آن، ارجحیت دارد (دلخموش، 1386). شوارتز (1992 و 1994) ارزش‌های انسانی را به عنوان تجسم‌های شناختی از هدف‌های‏ خواستنی و انتزاعی، فراموقعیتی و با رفتار ناوابسته‏ دانسته و درجه‏ اهمیت آن‌ها را به منزله‌ی اصول راهنما در زندگی افراد و گروه‌ها متفاوت می‌داند، بر اساس این نظریه، افراد آن‌ها را به گونه‌ی سلسله مراتبی رتبه‏بندی می‌کنند (دلخموش، 1386).
ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﯽ: ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖﭘﺬﯾﺮي، ﻣﻔﯿﺪ ﺑﻮدن، درﺳﺘﮑﺎري، مدیون کسی نبودن ووﻓﺎداري (شوارتز، 2006).
ﺳﻨﺖ: اراج ﻧﻬﺎدن ﺑﻪ ﺳﻨﺖ و اﻋﺘﺪال، ﮐﺮﻧﺶ، ﻓﺮوﺗﻨﯽ، ﭘﺬﯾﺮش ﺗﻘﺪﯾﺮ، دﯾﻨﺪاري (شوارتز، 2006).
ﻫﻤﻨﻮاﯾﯽ: ادب، ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮداري، ﻧﻈﻢ، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ واﻟﺪﯾﻦ و ﺑﺰرﮔﺘﺮﻫﺎ احترام به فرد(شوارتز، 2006).
اﻣﻨﯿﺖ: اﻣﻨﯿﺖ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ، اﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ، ﻧﻈﻢ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ (شوارتز، 2006).
ﻗﺪرت: اﻗﺘﺪار، ﺛﺮوت، اﻫﻤﯿﺖ اﻋﺘﺒﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻓﺮد (شوارتز، 2006).
ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ: ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ، ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ، ﺟﺎهﻃﻠﺒﯽ، داراي ﻧﻔﻮذﭘﺬﯾﺮي (شوارتز، 2006).
برانگیختگی (انگیزش): شجاعت، در ﺟﺴﺘﺠﻮي ﻫﯿﺠﺎن و ﺗﻨﻮع در زﻧﺪﮔﯽ (شوارتز، 2006).
ﻟﺬتﻃﻠﺒﯽ: ﻟﺬاﯾﺬ ﻧﻔﺴﺎﻧﯽ، ﺷﺎدي و ﺧﺸﻨﻮدي، زﻧﺪﮔﯽ ﻟﺬتﺑﺨﺶ (شوارتز، 2006).
ﺧﻮداﺗﮑﺎﯾﯽ: اﺑﺪاع، ﺧﻼﻗﯿﺖ، آزادي، اﺳﺘﻘﻼل، ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮔﺮ، اﺧﺘﯿﺎر، ﻫﺪﻓﺪار (شوارتز، 2006).
ﺟﻬﺎنﮔﺮاﯾﯽ: ﺻﻠﺢ ﺟﻬﺎﻧﯽ، ﻃﺒﯿﻌﺖ زﯾﺒﺎ، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﺣﻔﻆ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ (شوارتز، 2006).
خانواده معتاد: خانواده‌ای است که حداقل یکی از اعضای آن وابستگی به موادی داشته باشد که مصرف آن‌ها باعث تغییر رفتار و کارکرد مغز شوند (حیدری، جعفری، حسینی، جنتی، محمدپور و محمودی، 1385).
1-7-2- تعاریف عملیاتی :
ارزش : در این پژوهش منظور نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه شوارتز کسب می کند.
ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﯽ: منظور از خیرخواهی در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (10-25-36-38-39-43-47-48-51-52-56-57) به دست می آید.
ﺳﻨﺖ: منظور از ﺳﻨﺖ در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (6-13-24-29-37-44) به دست می آید.
ﻫﻤﻨﻮاﯾﯽ: منظور از ﻫﻤﻨﻮاﯾﯽ در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (7-9-14-33-41) به دست می‌آید.
اﻣﻨﯿﺖ: منظور از اﻣﻨﯿﺖ در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (3-5-15-16-32-50) به دست می آید.
ﻗﺪرت: منظور از ﻗﺪرت در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (2-8-17-19-40) به دست می‌آید.
ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ: منظور از ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (27-31-35-42-46) به دست می‌آید.
برانگیختگی (انگیزش): منظور از برانگیختگی در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (12-26-30) به دست می آید.
ﻟﺬتﻃﻠﺒﯽ: منظور از ﻟﺬتﻃﻠﺒﯽ در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (20-49) به دست می آید.
ﺧﻮداﺗﮑﺎﯾﯽ: منظور از ﺧﻮداﺗﮑﺎﯾﯽ در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (4-11-22-34-45) به دست می آید.
ﺟﻬﺎنﮔﺮاﯾﯽ: منظور از ﺟﻬﺎنﮔﺮاﯾﯽ در این پژوهش نمره ای است که از سؤالات (1-18-21-23-28-53-54-55) به دست می آید.
خانواده معتاد: در این پژوهش خانواده‌ای است که حداقل یکی از اعضای آن مواد مخدر طبیعی یا صنعتی مصرف کند.

فصل دوم
پیشینه‌ی تحقیق
2-1- مقدمه
ارزش در مباحث روان‌شناسي، به‌عنوان دروني‌ترين لايه‌ي شخصيت انسان و در علوم اجتماعي، نوعي احساسات ريشه‌اي تعريف شده است. از اين عبارت چنين برمي‌آيد كه ارزش، يك مفهوم انتزاعي است و براي اين‌كه بتوانيم آن را به‌صورت تجربي بررسي كنيم، بايد نمادهاي ارزش‌ها را به‌گونه‌اي بيان كنيم كه در رفتار قابل مشاهده باشند. ارزش‌ها، هميشه قابل تحول بوده و نسبت به زمان متغيرند. در عالم واقع، ارزش‌ها از بين نمي‌روند و ارزش‌هاي واقعاً جديدي نيز ظاهر نمي‌شوند؛ بلكه تغيير ارزش‌ها، اغلب، تحول در سلسله‌ مراتب ارزش‌ها است كه در نتيجه‌ي آن، گاهي ارزش‌هاي مسلط ضعيف شده و ارزش‌هاي متحول جاي آن‌ها را مي‌گيرند. تحول ارزش‌ها در موقعيت كنوني جامعه‌ي ما، از جهتي مربوط به پديده‌ي نو‌گرايي است كه با توجه به گسترش ارتباطات جهاني، هر روز پديده‌اي نو در اجتماعات مختلف ظاهر مي‌شود و مردم به‌خصوص قشر جوان مي‌خواهند آن را تجربه كنند و از طرف ديگر، قدرت‌هاي جهاني با طراحي برنامه‌هاي مختلف فرهنگي، سعي دارند با تغيير در جهت حركت پديده‌هاي تحول فرهنگي جوامع مختلف، آن‌ها را از مسير تبادل فرهنگي خارج سازند و از اين‌طريق به تخريب و تضعيف فرهنگ‌هاي ملي و منطقه‌اي بپردازند (کلدی و جمشیدی، 1384).
با توجه به افزایش روز افزون اعتیاد و ایجاد مشکلات فرد معتاد برای خانواده، جامعه و دیگر تأثیرات آن در این پژوهش به بررسی و مقایسه ارزش‌های خانواده در زندگی افراد دارای عضو معتاد و خانواده‌های سالم پرداخته شد. در این فصل ابتدا به پیشینه‌ی نظری پرداخته و موضوعات ارزش، خانواده و اعتیاد از دیدگاه دانشمندان مورد بررسی قرار گرفت. سپس در قسمت پیشینه پژوهشی به بررسی مطالعات داخلی و خارجی پرداخته شد.
2-2- پیشینه نظری2-2-1- ارزش ها
افراد نوعاً ارزش‌های خود را با شرایط زندگی خویش‏ مطابقت می‏دهند. آن‌ها اهمیت ارزش‌هایی را که می‏توانند به آسانی بدان‌ها دست یابند، بالا می‏برند، و اهمیت ارزش‌هایی‏ را که پی‏گیری آن‌ها با مانع مواجه می‏شود، پایین می‏آورند (کوهن، 2002). بالا بردن ارجحیت ارزش‌های دست یافتنی و پایین آوردن‏ ارجحیت ارزش‌های منع شده، در خصوص اغلب ارزش‌ها به‏ کار بسته می‏شود. عکس این مسأله در باب ارزش‌هایی به‏ وقوع می‏پیوندد که مربوط به آسایش مادی و ایمنی‏ هستند. هنگامی که چنین ارزش‌هایی با مانع مواجه‏ می‏شوند، اهمیت آن‌ها افزایش می‏یابد؛ وقتی این ارزش‌ها به سهولت به دست می‏آیند، آن‌ها تنزل می‏کنند. سن، جنس، و تحصیلات، تعیین‏کننده شرایط زندگی هستند که ترجیحات ارزشی را تحت تأثیر قرار می‏دهند (دلخموش، 1386).
2-2-1-1- دیدگاه پارسونز
پارسونز در نخستین نوشته‏هایش بر اهمیت ارزش‌ها در کاهش بی‏نظمی در جامعه تأکید می‏کند، نظر وی در این زمینه به قرار زیر است: «کنش‏های انسان. . . به طور منظم در دو مفهوم قرار می‏گیرند که نه حاصل نزاع همه‏اند و نه به طور غیر قابل پیش‏بینی دگرگون می‏شوند. این دو ویژگی نظم تنها زمانی می تواند وجود داشته باشند که همه یا بیشتر اعضای جامعه‏ دارای ارزش‌های غایی معینی باشند که اهداف آنان را تعیین و وسایل مجاز نیل به آن اهداف را معیین می‏کنند. این ارزش‌ها، نظم و مفهوم را در رفتار افراد اعمال و تضاد و ناآرامی را در جامعه تهدید می‏کنند» (کوهن، 2002).
در نتیجه می‏توان گفت پارسونز بنیاد نظم را نه در ساختار اجتماعی بلکه در ساخت نظام کنش مبتنی بر ارزش‌های معنادار برای کنش‌گر که در نظام شخصیتی فرد درونی و در نظام فرهنگی جامعه نهادینه شده، می‏داند. پارسونز با الهام از نتایج کار بیلز و به دنبال تمایزگذاری میان کارکردهای درونی/ بیرونی و کارکردهای مصرفی/ابزاری؛ با تقاطع آن‌ها در یک جدول دو بعدی، یک مدل‏واره کارکردی نظام کنش را به دست داد که در آن برای مشخص کردن چهار کارکرد اساسی نظام کنش و خواندن آن‌ها در جهت گردش عقربه ساعت از حروف اختصاری‏ A GIL استفاده می‏کند که در آن‏ A نماینده کلمه‏ (سازگاری)، G نماینده واژه‏ (دستیابی به هدف‏ها)،I نماینده کلمه‏ (یگانگی) و L نماینده کلمه‏ (حفظ الگوهای فرهنگی) است. پارسونز در قالب طرح‏ AGIL خود قادر است کلیه مفاهیم اساسی را از چهار نظام فرعی کارکردی کنش نیز، به منزله یک نظام در نظر گرفته می‏شود که به نوبه خود به عنوان یک نظام بر حسب مدل‏ AGIL به چهار خرده نظام تبدیل می‏شوند و این روند تا پایین‏ترین سطح انتزاع می‏تواند ادامه داشته باشد. سطوح تحلیل پارسونز را می‏توان به صورت ذیل مشخص کرد: 1- اولین سطح: همه نظام‏های زنده که در بالاترین سطح انتزاع قرار می‏گیرند؛ 2- دومین سطح: نظام‏های کنش شامل همه چیزهای موجود در کنش بنیادی؛ 3- سومین سطح: خرده نظام‏های کنش، شامل نظام‏های شخصیتی، فرهنگی، زیست شناختی(ارگانیستی) و اجتماعی؛4- چهارمین سطح:نظام‏های خرده نظام‏ها، نظام جامعه پذیری (فرهنگی)، نظام اقتصادی و اجتماعی جامعه‏ای؛ 5- پنجمین سطح: خرده نظام‏های خرده نظام‏ها برای مثال در عرصه اقتصاد شامل: خرده نظام پیمان‏های اقتصادی، خرده نظام سرمایه‏گذاری، خرده نظام تولید، خرده نظام‏سازمانی و احتمالا این فرآیند را می‏توان تا بی‏نهایت ادامه داد (کرایب، 1999).
این نظام‏های فرعی شامل نظام ارگانیکی، نظام شخصیتی، نظام اجتماعی و نظام فرهنگی‏اند. سومین شرط نظام پارسونزی، پس از ساخت و کارکرد، وجود نوعی فرآیند است. او با یک تحلیل فرایندی و با استفاده از نظریه سیبرنتیک، سلسله مراتب سیبرنتیکی نظام عمومی کنش را مطرح می‏کند. پارسونز از سوی دیگر توجه خود را به ویژگی کنترلی اطلاعات و سلسله مراتب حاکم بر اجزای نظام، معطوف کرده تا از این طریق عامل کنترل‌کننده اصلی را شناسایی نماید. از دیدگاه وی تبادل انرژی و اطلاعات همواره میان اجزای نظام وجود دارد و همه اجرای یک نظام از لحاظ ذخیره اطلاعات و انرژی برابر نیستند، بعضی‏ها انرژی کمتری دارند و از اطلاعات بیشتری برخورداند و بالعکس. از سویی دیگر، بنابر اصل اساسی سیبرنتیک، اجزایی که واجد اطلاعات بیشتری باشند، بر اجزای دارای انرژی بیشتر و اطلاعات کمتر، نظارت و کنترل دارند (کوهن، 2002).
بنابراین، عوامل تأمین‌کننده انرژی مشروط کننده کنش و عوامل تأمین کننده اطلاعات، کنترل کننده کنش یک نظام کنش‏اند. در نتیجه در هر نظام کنش مجموعه‏ای از نظارت پی در پی و تجمعی و با نظم سلسله مراتبی قابل مشاهده است. به طوری که اجزای پر انرژی‏تر در پایین‏ سلسله مراتب جا دارند و نقش عامل‏های وضعی کنش را ایفا و اجزای پر اطلاعات‏تر در بالای سلسله مراتب قرار دارند و نقش نظارت کننده کنش را ایفا می‏کنند. اگر چهار نظام فرعی کنش را در نظر بگیریم، می‏توان گفت که نظام فرعی ارگانیسم زیستی از لحاظ انرژی، غنی‏ترین و از لحاظ اطلاعات فقیرترین است و در مرتبه بعدی نظام شخصیت و در مرتبه بالاتر نظام اجتماعی و در رأس سلسله مراتب، نظام نوعی فرهنگ جا دارد که بدون تردید غنی‏ترین آن‌ها از لحاظ اطلاعات و فقیرترین آن‌ها از لحاظ انرژی است. به عنوان نتیجه نهایی، می‏توان گفت که نظام فرهنگی بر نظام اجتماعی، نظام شخصیت و بر ارگانیسم زیستی نظارت می‏کند. این در حالی است که نظام اجتماعی بر شخصیت نظارت دارد و شخصیت نیز نظارت خویش را بر ارگانیسم زیستی اعمال می‏کند (سفیری و شریفی، 1384).
با توجه به نظرات پارسونز، نوعی رابطه سلسله مراتبی میان خرده نظام‏های نظام کنش اجتماعی وجود دارد، بطوری که خرده نظام فرهنگی به عنوان دارنده بیشترین اطلاعات در رأس این سلسله مراتب قرار داشته و سایر خرده نظام‏ها به ترتیبی آرایش یافته‏اند که خرده نظام اقتصادی با کمترین اطلاعات و بیشترین انرژی در پایین سلسله مراتب جا می‏گیرد. بدین ترتیب، سلسله مراتب میان خرده نظام‏های نظام کنش و ارزش‌های متناظر با آن‌ها را می‏توان به ترتیب، ارزش‌های (خرده نظام) فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در نظر گرفت. اکنون با چنین الگویی می‏توان سلسله مراتب ارزش‌های نظام ارزشی دانشجویان مورد مطالعه را به ترتیب ارزش‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی اقتصادی مطرح کرد. در ارتباط با عوامل مؤثر بر سلسله مراتب ارزش‌ها نزد افراد، باید به نقش مهم عوامل جامعه پذیری در این زمینه اشاره کرد. جامعه پذیری، جریانی است که طی آن افراد یک نسل با ارزش‌ها، هنجارها و فرهنگ جامعه خود آشنا می‏شوند. جامعه‌پذیری در تمام طول عمر افراد ادامه داشته و هیچ‌گاه متوقف نمی‏شود. از این رو، عوامل و فرایندهای جامعه پذیری از اهمیت ویژه‏ای برخورداند. جامعه پذیری را می‏توان از دو دیدگاه مورد توجه قرار داد: «عینی، از دیدگاه جامعه این‌که بر فرد اثر می‏گذارد و ذهنی، از دیدگاه فردی که به تأثیر جامعه پاسخ می‏دهد». از لحاظ عینی (از نظر جامعه) جامعه پذیری فرایندی است که به موجب آن جامعه فرهنگش را از یک نسل به نسل بعدی انتقال می‏دهد و فرد را با شیوه‏های پذیرفته شده و تأیید شده زندگی‏سازمان یافته اجتماعی‏سازگار می‏کند. بنابراین، کارکرد جامعه پذیری این است که استعداد و انضباط‌هایی را که فرد به آن‌ها نیاز دارد پرورش دهد، نظام ارزش‌ها، آرمان‌ها و انتظارات زندگی جاری جامعه‏ای خاص را به فرد منتقل می‏کند و مخصوصاً، نقش‏های اجتماعی‏ای را که باید ایفا کند آموزش دهد» و از لحاظ ذهنی(از نظر فرد) «جامعه‌پذیری فرایندی است برای شکوفا کردن استعدادهای بالقوه، فراهم‏آوردن امکانات رشد و شخصیت و تبدیل فرد به شخص (فرد اجتماعی) و در نتیجه برقراری رشد شخصیت و آموزش نقش‏ها و منش‏ها، به وجودآوردن خواسته‏ها و برآوردن نیازها و دستیابی به تجربه‏های اجتماعی» (کوهن، 2002).
دیدگاه پارسونزی در اجتماعی شدن فرد بیشتر او را تحت تأثیر شرایط نظام اجتماعی می‌داند در حالی که بدون فهم دیدگاه فردی جامعه پذیری از دیدگاه فردی که به جامعه پاسخ می‏دهد، قادر به درک صحیحی از عوامل مؤثر بر سلسله مراتب ارزش‌های افراد و سازوکار آن نخواهیم بود از این رو برای تکمیل دیدگاه اجتماعی پارسونز از دیدگاه فردی نیز استفاده شده است (سفیری و شریفی، 1384).
دیدگاه فردی
از جمله صاحب نظران این دیدگاه، مید و کولی‏ می باشند. مید با طرح اهمیت تعامل فرد با دیگرانی که برای وی مهم‏ هستند، به تأثیر قابل ملاحظه آن در شکل‏گیری سلسله‏ مراتب ارزش‌های فرد اشاره کرده و نشان داد که افراد از طریق این تعاملات ارزش‌ها، هنجارها و رفتارها را کسب می‏کنند و طریق «خویشتن» خود را نیز شکل داده و به فردی اجتماعی تبدیل می‏شوند. وینچ معتقد است: «هر چند دوران کودکی دورانی است که بر آن تأکید بر امر اجتماعی شدن به حداکثر می‏رسد، اما آشکار است که کنش و واکنش در مقابل کسانی که قضاوتشان برای فرد اهمیت دارد (دیگران مهم) هم‌چنان ادامه می‏یابد و فراگیری نقش‏های جدید فعالیتی مادام‌العمر است». در تأیید این مسئله برخی از محققان با بررسی انجام شده اظهار کرده‏اند که تغییرات رو به رشد و مهم می‏تواند در تمام طول زندگی رخ دهد. . نتایج تجربیات روبه رشد اولیه ممکن است با تجربیات بعدی فرد دوباره و دوباره تغییر شکل دهند، و البته روند توسعه ممکن است تا دوره پیری و حتی زمان مرگ انعطاف پذیر بماند (سفیری و شریفی، 1384).
در پایان می‏توان گفت که فرد در بزرگ‌سالی با پذیرفتن نقش‏های گوناگون ممکن است تعداد بیشتری دیگران مهم را مد نظر قرار دهد، اینکه فرد تحت تأثیر کدام‌یک از آن‌ها قرار بگیرد و کدام‌یک، اهمیت بیشتری در شکل‏گیری خود فرد ایفا کند ما را به بحث گروه‏های مرجع وارد می‏کند. خود اجتماعی فرد محصول‏گرایش‏های اشخاصی است که در اطراف او برای وی معنایی دارند، هم‌چنان‌ که مید نیز مدعی بود که: خویشتن فرد به طور غیر مستقیم از نقطه نظرات دیگرانی که برای فرد مهم می‏باشند و یا از نقطه نظر دیگری تعمیم یافته، گروه اجتماعی که فرد به آن تعلق دارد، تأثیر می‏پذیرد. در مورد کودکان، دیگران مهم، اعضای خانواده او و دیگری تعمیم یافته آن‌ها همان گروه اجتماعی است که بدان تعلق دارند (کوئن، 1993).
امروزه با توجه به پیچیدگی جوامعی افراد با رسیدن به بزرگ‌سالی می‏توانند به عضویت گروه‏های مختلف قومی، دینی، اقتصادی و غیره درآیند و با توجه به پویایی جامعه، قادرند تعلق خود را به گروه‏ها تغییر دهند. بدین ترتیب افراد می‏توانند دیگران مهم متعددی را تجربه کنند. حال باید دید کدام‌یک از این دیگران مهم تأثیر بیشتری بر خویشتن فرد به جای می‏گذارد. نظریات گروه مرجع در این ارتباط حائز اهمیت‏اند. گروه‏های مرجع الگوهایی‏ هستند که اشخاص هنگام داوری و ارزیابی شیوه اجرای نقش‏ها، آن‌ها را مد نظر قرار می‏دهند. این گروه‏ها یکی از مبانی معیارهایی‏ هستند که هر فرد هنگام ارزیابی رفتار نقشی خود در موقعیت خاص، از آن‌ها بهره می‏گیرد. فرد در خلال ایفای نقش، شیوه اجرای خود را با دیگرانی که همان نقش را بر عهده ‏دارند مقایسه می‏کند و از طریق چنین مقایسه‏ای می‏تواند تشخیص دهد که آیا نقش خود را به درستی انجام داده است. همان‌طور که نقش فرد در جامعه دگرگون می‏شود، گروه‏های مرجعی که اساس ارزیابی او باشند نیز دگرگون می‏شوند (کوئن، 1993).
به عبارت دیگر، گروه‏های مرجع به عنوان گروه‏های داوری کار فرد، برای تمامی افراد اهمیت دارند. پس در حقیقت گروه مرجع یکی از انواع گروه‏های اجتماعی است که فرد در سنجش ارزش خود با دیگران آن را مورد مقایسه و یا به عبارت دیگر در قضاوت و در اعمال خود از آن الهام می‏گیرد و آن را مبنای داوری خود قرار می‏دهد. موقعیت یا منزلت اجتماعی فرد از طریق موقعیت نسبی با افراد دیگر تعریف و توصیف می‏شود. بنابراین تصور فرد از مقام و منزلت خود بستگی به گروه خاصی از افراد دارد که وی خود را با آن مقایسه می‏کند و افراد معمولا ارزش‌هایی را می‏پذیرند که از گروه‏های مرجع آموخته باشند (وثوقی و نیک خلق، 1371).
همراه با افزیش سن و رسیدن فرد به دوره نوجوانی (که این سن کاملاً دقیق نیست) گروه هم‌سالان به دیگران مهم فرد تبدیل شده و با استفاده از پاداش و تنبیه بر ارزش‌های فرد تأثیر کرده و «خود» وی را تعدیل می‏کنند. فرد با چنین ارزش‌ها، هنجارها و ترجیحاتی پا به عرصه بزرگ‌سالی می‏نهد. در این دوره فرد با گروه‏ها و نقش‏هایی آشنا می‏شود که در دوران کودکی قادر به شناخت و تمرین برخی از آن‌ها نبوده است. هنگامی که فرد به عضویت این گروه‏ها درآمده و نقش‏های متعددی را می‏پذیرد، تعداد دیگران مهم برای وی با توجه به افزایش نقش‏های پذیرفته شده نیز افزایش می‏یابد. در این مرحله فرد معمولاً یک (و گاهی چند) گروه را به عنوان گروه مرجع خود انتخاب می‏نماید و بدین طریق گروه‏های مرجع ارزش‌ها، هنجارها و آگاهی‏های خود را بر فرد تحمیل می‏کنند، و از سوی دیگر فرد در سنجش، مقایسه و مطابقت ارزش، اعتبار و موقعیت خود و دیگران آنان را معیار و مقیاس قرار می‏دهند. در حقیقت گروه مرجع، «گروهی است که بازیگر یا عضو آن است و یا آرزومند عضویت در آن می باشد» (کریمی 1376).
بدین ترتیب، فرد با رفتار کردن مطابق نظرات چنین گروهی با دریافت پاداش و تنبیه به تعدیل تصور خود پرداخته و ترجیحات ارزشی خود را نیز تعدیل می‏کند، زیرا انسان معمولاً در برخورد با سایر افراد خواهان انجام رفتاری است که بیشترین پاداش را برای او به دنبال داشته باشد. در زمینه عوامل مؤثر بر سلسله مراتب ارزش‌ها از آن‌جایی که دانش‌آموزان به عنوان جمعیت مورد بررسی این تحقیق در سنین نو جوانی قرار دارند، می‏توان به یکی از عوامل مهم جامعه‌پذیری در این سنین یعنی گروه‏های اجتماعی گوناگون اشاره کرد. در حقیقت فرد با پذیرش عضویت چنین گروه‏هایی سعی در قبول ارزش‌ها و هنجارهای آن‌ها دارد. بنابراین با توجه به اهمیت نقش گروه‏ها در دوره جوانی که فرد جهت دستیابی به شخصیت مستقل عضویت در آن‌ها را می‏پذیرد بررسی تأثیر آن‌ها حائز اهمیت است. باید توجه داشت با توجه به نوع گروه‏های مرجع که می‏توانند مثبت یا منفی باشند، فرد از برخی از ارزش‌ها و هنجارها دوری می‏نماید و برخی از ارزش‌ها و هنجارها را در جهت همسانی با چنین گروه‏هایی می‏پذیرد. از این رو جهت بررسی تأثیر چنین گروه‏هایی به بررسی اثر میزان ارتباط یا علاقمندی به گروه‏های مرجع بر ارزش‌های افراد پرداخته شد (وثوقی و نیک خلق، 1371).
2-2-1-2- ماهیت ارزش‌ها
اگر ارزش‌ها کاملاً ثابت بودند، تغییر فردی و اجتماعی غیر ممکن می‏شد. اگر ارزش‌ها کاملاً بی ثبات بودند، پیوستگی‏ شخصیت انسانی و اجتماعی ممکن نبود. اگر قرار است برداشت ما از ارزش‌های‏ انسانی مفید باشد، باید بتواند ویژگی دیرپای‏ ارزش‌ها و نیز ویژگی متحول شونده‏ی آن‌ها را توضیح دهد:
شاید گفته شود، ویژگی دیرپایی‏ ارزش‌ها عمدتاً ناشی از این است که آن‌ها ابتدا مستقل و جدا از دیگر ارزش‌ها و در یک قالب مطلق همه یا هیچ آموزش داده‏ می‏شوند. چنین شیوه‏ای از رفتار یا وضع‏ غایی، آن‌گونه که به ما آموزش داده می‏شود، همیشه مطلوب و خواستنی است. مثلاً به‏ ما یاد نمی‏دهد که فقط کمی صادق یا منطقی بودن مطلوب و خواستنی است. یا این‏که تلاش برای اندکی رستگاری یا آرامش، مطلوب و خواستنی است. هم‌چنین به ما نمی‏گویند که این‏ها گاهی‏ خوب و مطلوب هستند و گاهی خیر. این‏ یادگیری مستقل و در نتیجه مطلق‏ ارزش‌هاست که کم ‏و بیش تضمین‏کننده‏ی‏ پایداری و ثبات آن‏هاست. اما این پارادوکس نیز وجود دارد که‏ ارزش‌ها دارای ویژگی «نسبی بودن» نیز هستند که برای درک مسأله‏ی تغییر ارزش‌ها باید آن‏ را روشن کرد. انسان‏ها به تدریج و طی فرایند بلوغ می‏آموزند که ارزش‌های مستقل و مطلق‏ را که در موقعیت‏های گوناگون آموخته‏اند، در یک نظام سازمان‏یافته‏ی سلسله مراتبی به هم‏ پیوند بزنند که در آن، هر ارزشی با توجه به‏ اولویت یا اهمیت نسبی‏اش در برابر دیگر ارزش‌ها، جای خود را می‏یابد. وقتی در موقعیت خاصی، یک ارزش در امتداد ارزش‌های دیگر برجسته می‏شود، محصول‏ رفتاری، نتیجه‏ی اهمیت نسبی همه‏ی‏ ارزش‌های رقیبی خواهد بود که آن موقعیت‏ برجسته کرده است (امیری، 1385).
ارزش از دیدگاه روکیچ
روکیچ (1968) سه نوع اعتقاد را از هم متمایز کرده است که عبارت‌اند از: اعتقادات‏ تشریحی یا وجودی که می‏توانند درست یا نادرست باشند؛ اعتقادات ارزیابانه که توسط آن‌ها درباره‏ی خوب یا بد بودن چیزی قضاوت‏ می‏شود؛ اعتقادات تجویزی یا منع‏کننده که‏ توسط آن‏ها، وسیله یا هدف عملی مطلوب یا نامطلوب ارزیابی می‏شود. ارزش، اعتقاد از نوع سوم است؛ یعنی اعتقاد تجویزی یا منع‏کننده است. روکیچ معتقد است: «ارزش، اعتقادی است که براساس‏ آن، انسان به سبب ارجح دانستن چیزی به‏ کاری مبادرت می‏ورزد» (امیری، 1385).
ارزش‌ها مانند همه‏ی اعتقادات دارای‏ اجزای شناختی، عاطفی و رفتاری هست:
ارزش، شناخت درباره‏ی مطلوب، ارزش‌هایی که یک نهاد در آن‌ها تخصص دارد، لزوماً به‏طور کامل با ارزش‌های دیگر نهادها تفاوت ندارند و مترادف چیزی است که موریس‏ (1956) «ارزش شکل‏گرفته در ذهن» و کلاکهون (1951) «برداشت ما از مطلوب» نامیده است.
ارزش به این مفهوم مقوله‏ای عاطفی‏ است که شخص می‏تواند، نسبت به آن‏ احساسی عاطفی داشته باشد و به لحاظ عاطفی، طرفدار یا مخالف آن باشد. کسانی‏ را که نمونه‏های مثبت آن هستند تأکید کند و کسانی را که نمونه‏های منفی آن تلقی‏ می‏شوند، رد کند.
ارزش از این لحاظ دارای یک جزء رفتاری است؛ جزئی که متغیری مداخله‏گر است و با فعال شدن، موجب عمل‏ می‏شود (امیری، 1385).
نظریه ساختار ارزشی شوارتز
شوارتز، بر اساس نظریه راکیچ، نظریه خود را درباره‌ی ارزش ها مطرح می کند و مقیاسی برای اندازه گیری ارزش ها تهیه نموده است. بر همین اساس، ارزش ها، اهداف فراموقعیتی هستند که به منزله اصول راهنما در خدمت زندگی فرد یا گروه قرار داشته و اهمیت متفاوتی دارند. با توجه به فرض شوارتز ارزش ها همان اهداف هستند، بنابراین سه ملاک تشخیص ابعاد ارزشی عبارتند از: نخست، ارزش ها ممکن است در خدمت منافع فردی یا جمعی باشند. دوم، ارزش ها ابزاری هستند و سوم، ارزش های برخاسته از سه نیاز اساسی بشر (یعنی نیازهای زیست شناختی، نیاز به تعامل اجتماعی و نیازهای رفاهی) است و در ده بعد انگیزشی شکل گرفته است (شوارتز، 1994).
از دیدگاه شوارتز، ده ﺑﻌﺪ اﻧﮕﯿﺰﺷﯽ ارزشﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﺮح زﯾﺮ اﺳﺖ: 1 – ﺧﻮد اﺗﮑﺎﯾﯽ 2 – اﻧﮕﯿﺰش 3 – ﻟﺬتﻃﻠﺒﯽ 4 – ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ 5 -ﻗﺪرت 6 – اﻣﻨﯿﺖ 7 – ﻫﻤﻨﻮاﯾﯽ 8 – ﺳﻨﺖ 9 – ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﯽ 10- ﺟﻬﺎنﮔﺮاﯾﯽ (سهامی، 1387).
خوداتکایی: ﺗﻔﮑﺮ و ﮐﻨﺶ ﻣﺴﺘﻘﻞ، اﻧﺘﺨﺎب، ﺧﻼﻗﯿﺖ، اﮐﺘﺸﺎف ﺧﻮد و رﻫﺒﺮي ﻧﯿﺎزﻫﺎي ارﮔﺎﻧﯿﺴﻤﯽ ﺑﺮاي ﮐﻨﺘﺮل و ﺗﻮاﻓﻖ (ﺗﺴﻠﻂ) ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽﺷﻮد و ﮐﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻠﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﺧﻮدﻣﺨﺘﺎري و استقلال است آزادی، انتخاب هدف های خود، مشتاق، استقلال (شوارتز، 2006).
برانگیختگی (انگیزش): ﻫﯿﺠﺎن، ﺗﺎزﮔﯽ و درﮔﯿﺮ ﺷﺪن در زﻧﺪﮔﯽ، ارزش ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰش از ﻧﯿﺎزﻫﺎي ارﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﺑﺮاي ﺗﻨﻮع، اﻧﮕﯿﺰش ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﻔﻆ در ﺧﻮشﺑﯿﻨﯽ و ﺑﻪ ﺟﺎي ﺗﻬﺎﺟﻤﯽ، ﻓﻌﺎلﺳﺎزي ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﻄﻮر اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ اﯾﻦ ﻧﯿﺎز زﯾﺮ ارزشﻫﺎي ﺧﻮد رﻫﺒﺮي ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮد (سهامی، 1387).
ﻟﺬتﮔﺮاﯾﯽ: ﺧﻮﺷﯽ، ﻣﺴﺮت، ﻟﺬت ﻋﯿﻨﯽ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺷﺨﺺ اﺳﺖ. ارزشﻫﺎي ﻟﺬتﮔﺮاﯾﯽ از ﻧﯿﺎزﻫﺎي ارﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽﺷﻮد ﺧﻮﺷﻨﻮدي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ارﺿﺎء آﻧﻬﺎ اﺳﺖ (سهامی، 1387).
ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ: ﻣﻮﻓﻘﯿﺖﻫﺎي ﺷﺨﺼﯽ از ﻃﺮﯾﻖ ﻧﺸﺎن دادن ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽﻫﺎ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ. درﺧﺸﺶ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽﻫﺎ ﻣﻨﺎﺑﻌﯽ را ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮاي ﺑﻘﺎي ﻓﺮض ﺿﺮوري اﺳﺖ و ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﮔﺮوهﻫﺎ و ﻧﯿﺎزﻫﺎ ﺑﻪ اﻫﺪاﻓﺸﺎن ﻣﯽرﺳﻨﺪ. ارزشﻫﺎي دﺳﺘﺎوردي در ﺑﺴﯿﺎري از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﭘﺪﯾﺪار ﻣﯽﺷﻮد. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻦ در اﯾﻨﺠﺎ ارزشﻫﺎي دﺳﺘﺎوردي ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻗﺎﺑﻠﯿﺘﻬﺎي ﺑﻪ اﺛﺒﺎت رﺳﯿﺪه در ﻗﺎﻟﺐ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻣﺘﺪاول ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﺷﻮد ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ از اﯾﻦ رﻫﮕﺬر ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﮐﺴﺐ ﮐﻨﺪ (ﺑﻠﻨﺪﭘﺮواز، ﻣﻮﻓﻖ، ﺑﺎﻋﺮﺿﻪ، ﺑﺎﻧﻔﻮذ) (سهامی، 1387).
ﻗﺪرت: ﭘﺎﯾﮕﺎه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻨﺰﻟﺖ و ﮐﻨﺘﺮل ﯾﺎ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﻣﺮدم و ﻣﻨﺎﺑﻊ اﺳﺖ. ﮐﺎرﮐﺮد ﻧﻬﺎدﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻄﻮر آﺷﮑﺎر ﺑﻪ ﺑﺮﺧﯽ درﺟﻪﺑﻨﺪيﻫﺎ از ﭘﺎﯾﮕﺎﻫﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﺳﺖ. ﯾﮏ ﺑﻌﺪ ﺳﻠﻄﻪ/سلطه پذیری در بسیاری از تحلیل‌های تجربی روابط غیرشخصی در درون فرهنگ ها و بین فرهنگ ها ظاهر شده است. ﻣﻮﺟﻪ ﺟﻠﻮه دادن اﯾﻦ واﻗﻌﯿﺖ از زﻧﺪﮔﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺗﺮﻏﯿﺐ اﻋﻀﺎ ﺑﻪ ﻗﺒﻮل آن، ﮔﺮوه ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺪرت را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ارزش ﺗﻠﻘﯽ ﮐﻨﺪ. ارزش ﻗﺪرت ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ از ﻧﯿﺎز ﻓﺮد ﺑﻪ ﺗﺴﻠﻂ و ﮐﻨﺘﺮل ﺑﺎﺷﺪ (اﻗﺘﺪار، ﺛﺮوت، ﻗﺪرت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ) (ﺣﻔﻆ ﺗﺼﻮر ﻋﻤﻮﻣﯽﻣﺎن، ﺷﻨﺎﺧﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ) (سهامی، 1387).
ﺳﻨﺖ: ﺑﻪ ﻋﻨﻮان آداب و رﺳﻮم و ﺳﻨﺘﻬﺎي ارزﺷﻤﻨﺪ ﺗﺼﻮﯾﺐ و ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽﺷﻮد. ﻣﻈﻬﺮ وﺣﺪت اﻧﺴﺠﺎم ﮔﺮوه اﺳﺖ، ارزشﻫﺎي ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد را ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻘﺎي ﮔﺮوه ﻫﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ. آنﻫﺎ اﻏﻠﺐ در اﺷﮑﺎل ﻣﻨﺎﺳﮏ ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﻋﻘﺎﯾﺪ و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎي رﻓﺘﺎر ﺑﺮوز ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. (اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺳﻨﺖ، ﺗﻮاﺿﻊ، ﺗﺪﯾﻦ و ﻗﺒﻮل ﻗﺴﻤﺖ در زﻧﺪﮔﯽ، ﻣﯿﺎﻧﻪروي، زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ) (شوارتز، 2006).
ارزشﻫﺎي ﺳﻨﺖ و ﻫﻤﻨﻮاﺋﯽ ﺑﻄﻮر وﯾﮋه ﺑﻪ اﻧﮕﯿﺰه ﻣﯿﻞ و رﻏﺒﺖ ﻧﺰدﯾﮏ ﺷﺪن ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻤﺮاه ﻫﺴﺘﻨﺪ، آنﻫﺎ در ﻫﺪف ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮداري، اﻃﺎﻋﺖ و ﻟﺬت ﻓﺮد از ﺑﺮ آوردن اﻧﺘﻈﺎرات اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺸﺘﺮك ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻫﻤﻨﻮاﯾﯽ ﺷﺨﺺ را ﻣﻠﺰم ﺑﻪ اﻃﺎﻋﺖ از آن ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺰان ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺑﺎ آﻧﻬﺎ در ﮐﻨﺶ اﺳﺖ (ﻣﺎﻧﻨﺪ واﻟﺪﯾﻦ، ﻣﻌﻠﻢ، ﻣﺪﯾﺮ). ﺳﻨﺖ اﻃﺎﻋﺖ از اﻫﺪاف اﻧﺘﺰاﻋﯽ (ﻣﺬﻫﺐ، آداب رﺳﻮم ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﻋﻘﺎﯾﺪ) را اﻟﺰاﻣﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ارزش ﻫﻤﻨﻮاﺋﯽ ﺗﻔﺎﻫﻢ راﯾﺠﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺘﻐﯿﺮي را ﺑﻄﻠﺒﺪ اﻣﺎ ارزش ﺳﻨﺖ ﺗﻔﺎﻫﻤﯽ ﺑﺎ اﻧﺘﻈﺎرات ﺛﺎﺑﺖ از ﮔﺬﺷﺘﻪ را درﺧﻮاﺳﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ (سهامی، 1387).
ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ: ارﺗﻘﺎي رﻓﺎه و آﺳﺎﯾﺶ درونﮔﺮوﻫﯽ (در ﺗﻤﺎسﻫﺎي ﺷﺨﺼﯽ) و ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ از آن اﺳﺖ. ارزشﻫﺎي ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ از ﻧﯿﺎز اﺳﺎﺳﯽ ﺑﺮاي ﻫﻤﻮار ﮐﺮدن ﮐﺎرﮐﺮد ﮔﺮوه و از ﻧﯿﺎز ارﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﺑﻪ ارﺗﺒﺎط ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽﺷﻮد. اﻧﺘﻘﺎديﺗﺮﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ رواﺑﻂ در ﺣﻮزه ﺧﺎﻧﻮاده و ﮔﺮوه اﺑﺘﺪاﯾﯽ اﺳﺖ. ارزشﻫﺎي ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎي داوﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺑﺮاي رﻓﺎه دﯾﮕﺮان ﺗﮑﯿﻪ دارد (ﻣﻔﯿﺪ ﺑﻮدن، ﺻﺪاﻗﺖ، ﺑﺨﺸﺶ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ، وﻓﺎداري، واﻗﻌﯿﺖ، دوﺳﺘﺎﻧﻪ، ﻋﺸﻖ ﻣﻌﻘﻮﻻﻧﻪ) (ﺣﺲ ﺗﻌﻠﻖ، ﻣﻌﻨﺎ در زﻧﺪﮔﯽ، ﯾﮏ زﻧﺪﮔﯽ روﺣﺎﻧﯽ). ارزشﻫﺎي ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ و ﻫﻤﻨﻮاﯾﯽ ﻫﺮ دو ﻫﻤﮑﺎري و رواﺑﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﻫﺮ دوي ارزشﻫﺎي ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ ﯾﮏ اﻧﮕﯿﺰه دروﻧﯽ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر اﺳﺖ. در ﻣﻘﺎﺑﻞ ارزشﻫﺎي ﻫﻤﻨﻮاﯾﯽ ﻫﻤﮑﺎري را ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﺟﺘﻨﺎب از ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﺮاي ﺧﻮد ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ اﻣﺎ اﻧﮕﯿﺰه ﻫﺮ دوي ارزشﻫﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﻔﯿﺪ، ﺑﻄﻮر ﻣﺠﺰا ﯾﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ (سهامی، 1387).
درك ﺟﻬﺎﻧﯽﮔﺮاﯾﯽ: ﻫﻤﺪردي، ﻫﻤﺪﻟﯽ، ﻗﺪرداﻧﯽ، ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺑﺮاي آﺳﺎﯾﺶ ﻫﻤﻪ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ و ﻃﺒﯿﻌﺖ اﺳﺖ و اﯾﻦ ﺑﺎ ارزشﻫﺎي ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ درون ﮔﺮوﻫﯽ ﻣﻐﺎﯾﺮت دارد. ارزش ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن از ﻧﯿﺎزﻫﺎي اﻓﺮاد و ﮔﺮوهﻫﺎ ﺑﯿﺮون آورده ﺷﺪه اﺳﺖ و اﻣﺎ ﻣﺮدم اﯾﻦ ﻧﯿﺎز را ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﻓﺮاﺗﺮ از ﮔﺮوهﻫﺎي اﺑﺘﺪاﯾﯽ درﮔﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ و ﭘﺲ از آن ﺑﺮاي ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﮐﻤﯿﺎﺑﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ آﻣﺎده ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﻣﺮدم ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺑﺪﻫﻨﺪ در ﻧﮕﻬﺪاري از ﻣﺤﯿﻂ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮردﻧﺪ و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺑﻪ آن واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﭘﺲ از اﯾﻦ اﺣﺴﺎس ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ دﯾﮕﺮاﻧﯽ را ﮐﻪ ﻣﺘﻔﺎوت ﻫﺴﺘﻨﺪ را ﻗﺒﻮل ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن دو ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﻧﮕﺮاﻧﯿﻬﺎ را ﺑﺮاي آﻧﻬﺎ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﺪ اول ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺟﻬﺎﻧﯽ را ﮐﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و دوم ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﺑﺮاي ﻃﺒﯿﻌﺖ اﺳﺖ (روﺷﻨﻔﮑﺮ، ﻋﺪاﻟﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺮاﺑﺮي، ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﺻﻠﺢ، ﺟﻬﺎن زﯾﺒﺎ ﻫﻤﺮاه ﻃﺒﯿﻌﺖ، ﺧﺮدﻣﻨﺪي، ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ) (سهامی، 1387).
ابعاد ارزشى در مجموع، دو محور دو قطبى را تشکیل مى‏دهند: نخست، آمادگى براى تغییر در برابر محافظه‏کارى و دوم، توجه به ماوراى خود در برابر تقویت خود. به عبارت دیگر بعد آمادگى براى تغییر شامل نوع‏هاى ارزشى خود اتکایى، برانگیختگى و لذت‏گرایى است. ارزش‏هاى قدرت‏گرایى، موفقیت و لذت‏طلبى، نمایانگر بعد تقویت خود است و ارزش‏هاى سنت‏گرایى، همنوایى و امنیت، بیانگر بعد محافظه‏کارى است و در نهایت جهان‏گرایى و خیرخواهى، بعد خودتعالى بخشى یا توجه به ماوراى خود را نمایان مى‏سازد (سهامی، 1387).
همچنین انواع ارزشى دهگانه در مجموع به دو بعد ارزش‏هاى جمع‏گرایانه و ارزش‏هاى فردگرایانه به شیوه زیر تقسیم مى‏شوند:
الف ـ ارزش‏هاى جمع‏گرایانه: شامل خیرخواهى، جهان‏گرایى، سنت، امنیت و همنوایى.
ب ـ ارزش‏هاى فردگرایانه: شامل قدرت، استقلال، زندگى هیجان‏انگیز و لذت‏گرایى (فیدر، 1984).
براساس این مفروضات، شوارتز ارزش‏هاى انسانى را در ده طبقه به نام سنخ‏هاى انگیزشى ارزش به شرح زیر طبقه‏بندى مى‏کند:
براساس این مفروضات، شوارتز ارزش‏هاى انسانى را در ده طبقه به نام سنخ‏هاى انگیزشى ارزش به شرح زیر طبقه‏بندى مى‏کند:

جدول 2-1: نوع‏هاى انگیزشى ارزش‏هاى شوارتز (شوارتز، 2006)
نوع ارزشى تعریف مثال
خیرخواهى تلاش براى حفظ رفاه و آسایش دیگران مفید بودن، درستکارى، بخشنده بودن، وفادارى، مسئولیت‏پذیرى
سنت پایبندى به آداب و رسوم و اعتقادات مذهبى و فرهنگى خضوع، فروتنى، پذیرش سهم خود در زندگى، دیندارى، احترام به سنت و اعتدال
همنوایى خوددارى از کنش‏ها و تمایلاتى که سبب ناراحتى و آسیب دیگران مى‏شود و تعدى از هنجارها و انتظارات اجتماعى به‏شمار مى‏رود مؤدب بودن، مطیع بودن، نظم فردى، احترام به والدین و بزرگترها
امنیت سلامت، هماهنگى و ثبات در جامعه و در روابط خود با دیگران امنیت خانوادگى، امنیت ملى، نظم اجتماعى
قدرت پایگاه اجتماعى و پرستیژ، کنترل و تسلط بر مردم و منابع قدرت اجتماعى، اقتدار، ثروت، حفظ اعتبار اجتماعى فرد
موفقیت موفقیت فردى از طریق رقابت براساس معیارهاى اجتماعى موفقیت، توانایى، جاه‏طلبى، داراى نفوذبودن
انگیزش هیجان، نوخواهى، مبارزه در زندگى شهامت، داشتن زندگى متنوع و هیجان‏انگیز
لذت‏طلبى احساس رضایت و کامروایى در زندگى لذت و خشنودى نفسانى، زندگى لذت‏بخش
خوداتکایى تفکر و انتخاب کنش مستقل، خلاقیت، کشف خلاقیت، آزادى، استقلال، کنجکاوى، مُصر به انتخاب اهداف خود
جهان‏گرایى مدارا و حمایت از رفاه همه افراد و طبیعت وسعت‏نظر، فهم، عدالت اجتماعى، برابرى، صلح جهانى، جهانى از زیبایى، هماهنگى با طبیعت و حفظ محیط‏زیست
شوارتز در تحلیل در زمینه ارزش‏ها، سه پرسش اساسى به شرح زیر مطرح مى‏کند: نخست، چگونه اولویت‏هاى ارزشى افراد توسط تجربه‏هاى اجتماعى آن‏ها تحت‏تأثیر قرار مى‏گیرند؟ دوم، چگونه تجربیات مشترکى که افراد به دلیل دارا بودن موقعیت‏هاى مشترک در ساختار اجتماعى (مانند تحصیلات، سن، جنس، شغل و…) دارند، بر اولویت‏هاى ارزشى آن‏ها تأثیر مى‏گذارد؟ و سوم، چگونه تجربه‏هاى منحصربه‏فرد افراد، مانند ضربه‏هاى روحى، روابط با والدین، مهاجرت و غیره بر اولویت‏هاى ارزشى آن‏ها تأثیر مى‏گذارد؟ (شوارتز، 1994).
شوارتز معتقد است که براى طرح فرضیاتى درباره روابط اولویت‏هاى ارزشى با متغیرهاى بیرونى، بایستى نظام ارزشى افراد را به صورت یک ساختار پیوسته از نوع‏هاى ارزشى در نظر گرفت. وى معتقد است که اهمیت ارزش‏هاى همنوایى با افزایش سن بیشتر مى‏گردد و اهمیت ارزش‏هاى برانگیختگى با افزایش سن کاهش مى‏یابد. همچنین اهمیت ارزش‏هاى سنت و امنیت با افزایش سن فزونى مى‏گیرد و اهمیت لذت‏گرایى و خوداتکایى کاهش مى‏یابد (شوارتز و گالیت، 2000).
ارزش به شیوه‏ای از رفتار یا وضع‏ غایی وجود اشاره می‏کند.
وقتی گفته می شود فلان شخص چنین‏ ارزشی دارد، ممکن است منظور‏ اعتقادات این شخص درباره‏ی شیوه‏های‏ رفتار مطلوب یا وضع غایی وجود مطلوب‏ باشد. این دو نوع ارزش را ارزش‌های ابزاری‏ و ارزش‌های پایانی نامیده می شوند. تمایز میان این‏ دو نوع ارزش- ابزاری و پایانی- بسیار اهمیت‏ دارد و در اندیشه‏ی تئوریک یا تلاش‏های‏ عملی برای ارزیابی ارزش‌ها نمی‏توان این‏ تمایز را نادیده گرفت. تعداد کل ارزش‌های‏ پایانی لزوماً برابر با تعداد ارزش‌های ابزاری‏ نیست. هم‌چنین، میان ارزش‌های ابزاری‏ و پایانی رابطه‏ای کاربردی وجود دارد که‏ نمی‏توان آن را نادیده گرفت. انواع ارزش‌های پایانی عبارت‌اند از: ارزش‌های شخصی و ارزش‌های‏ اجتماعی. یکی از راه‏های طبقه‏بندی‏ ارزش‌های پایانی، طبقه‏بندی استقرایی‏ است، ارزش‌های پایانی ممکن است‏ خودمحور یا جامعه‏محور، و درون‏فردی یا بین فردی باشد (امیری، 1385).
برخی ارزش‌ها مانند «رستگاری» و «آرامش ذهن»، ارزش‌های‏ درون‏فردی هستند، اما «صلح» و «اخوت‏ جهانی» ارزش‌های بین فردی محسوب‏ می‏شوند. اشخاص هم ممکن است، حسب اولویت‏هایی که برای ارزش‌های‏ اجتماعی و شخصی قائل هستند، یکسان عمل‏ نکنند. هم‌چنین، افزایش در یک ارزش‏ اجتماعی، به افزایش در دیگر ارزش‌های‏ اجتماعی و کاهش در ارزش‌های شخصی‏ منجر خواهد شد و برعکس، افزایش در یک ارزش شخصی، به افزایش دیگر ارزش‌های شخصی و کاهش ارزش‌های‏ اجتماعی می‏انجامد. انواع ارزش‌های ابزاری عبارتند از: ارزش‌های اخلاقی و ارزش‌های‏ شایستگی. ارزش‌های اخلاقی عمدتاً به‏ شیوه‏های رفتار اشاره دارند و لزوماً، ارزش‌هایی را که با وضع غایی وجود مرتبط می‏شوند، در بر نمی‏گیرند. ارزش‌های‏ اخلاقی فقط به انواع معینی از ارزش‌های‏ ابزاری اشاره می‏کنند؛ ارزش‌هایی که ویژگی‏ بین فردی دارند و در صورت نقض شدن، احساس تقصیر و گناه به‏وجود می‏آید (امیری، 1385).
ارزش‌های موسوم به «شایستگی»، بیش‏تر ویژگی شخصی دارند تا بین فردی و به نظر نمی‏رسد، توجه چندانی به اخلاق داشته‏ باشند. نقض شدن آن‌ها موجب می‏شود، انسان به سبب برخی ناتوانی‏ها احساس شرم‏ کند، نه احساس گناه. آیا میان دو نوع ارزش‌های ابزاری مرتبط با اخلاق و شایستگی و دو نوع ارزش‌های‏ پایانی مرتبط با وضع غایی اجتماعی و شخصی ارتباطی هست؟ برخی معتقدند، ارتباط نظیر به نظیری در این خصوص وجود ندارد، مثلاً شخصی که گرایش بیش‏تری به‏ سوی وضع غایی شخصی دارد، ممکن‏ است به صورت دفاعی اولویت بیش‏تری‏ برای رفتار اخلاقی قائل شود و برعکس، شخصی با گرایش اجتماعی‏تر ممکن‏ است، برای دست‌یابی به برخی شایستگی‏های‏ فردی تلاش کند. تقریباً همه‏ی نویسندگان به ویژگی‏ «باید» ارزش‌ها اشاره کرده‏اند. آیا می‏توان‏ گفت همه‏ی ارزش‌های پایانی و ابزاری یک‏ ویژگی «باید» دارند؟ شاید بتوان گفت که‏ «باید» بیش‏تر ویژگی ارزش‌ها ابزاری است‏ تا پایانی و این ویژگی بیش‏تر در ارزش‌های‏ ابزاری دیده می‏شود که جنبه‏ی اخلاقی دارند نه آن‏هایی که بیش‏تر با شایستگی سروکار دارند. به نظر می‏رسد که «باید» لزوماً ویژگی‏ همه‏ی ارزش‌ها نیست. یک ارزش، هرچه‏ در میان افراد بیش‏تری خواهان داشته باشد، درخواست جامعه در مورد آن بیش‏تر خواهد بود و در نتیجه، ویژگی «باید» برجسته‏تر خواهد شد. به نظر می‏رسد که «باید» برخی ارزش‌ها از درون جامعه نشأت می‏گیرد؛ جامعه‏ای‏ که از همه‏ی ما می‏خواهد به گونه‏ی معینی‏ عمل کنیم که به نفع دیگران باشد نه به ضرر آن‏ها. اگر شخصی به شیوه‏ای اخلاقی رفتار کند، اما دیگران چنین رفتاری نداشته باشند، رفتار او بی فایده خواهد بود. برعکس، به‏ نظر می‏رسد که جامعه در خواسته‏هایش‏ در خصوص الگوهای رفتار شایسته یا وضع‏ غایی پایانی، کم‏تر اصرار دارد. به نظر نمی‏رسد که ویژگی «باید» در این ارزش‌ها به همان اندازه باشد که در ارزش‌های‏ اخلاقی وجود دارد. در ارزش‌های‏ شایستگی، ویژگی «باید» بسیار خفیف‏تر است (امیری، 1385).
ارزش، ترجیح دادن چیزی و نیز منعکس‏کننده‏ی برداشت از ارحج‏ است.
ارزش از دید کلاکهون، «برداشت از مطلوب» است و نه چیزی که صرفاً طلب‏ می‏شود. این تلقی از ماهیت ارزش‌ها ناشی‏ از آن است که تعریف «مطلوب» بی نهایت‏ دشوار است. «برداشت از مطلوب» ظاهراً چیزی بیش از نوع خاصی از ارجحیت نیست: ارجح دانستن شیوه‏ی رفتار خاصی بر شیوه‏ی‏ رفتار دیگری، یا ترجیح دادن یک وضع غایی‏ بر وضع غایی دیگر، ارجحیت را از دید



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *