— (323)

-334449-311015
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات هرمزگان
پایان نامه برای در یافت در جه کار شناسی ارشد (M.A)
گرایش:روان شناسی تربیتی
عنوان:
رابطه انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهرستان حاجی آباد
استاد راهنما:
دکتر موسی جاودان
استاد مشاور:
کتر سید عبدالوهاب سماوی
نگارش:
هدی سالاری جائینی
1392

خداوند متعال را شكرگزارم كه به من اين توفيق را عطا فرمود تا با كمك استادان فهيم و دانا و تواناي دانشگاه ، توانستم اين مجموعه را فراهم نمايم . از استاد راهنماي گرانقدر جناب آقاي دكتر موسی جاودان كه با صبر و حوصله ستودني در كليه مراحل انجام پايان نامه ، راهنمائيهاي ارزنده اي را ارائه نمودند و متحمل زحمات زيادي شدند ، تشكر مي نمايم .
از جناب آقای دکتر سید عبدالوهاب سماوی كه به بعنوان استاد مشـاور ، در تـدوين اين پايان نامه راهنمائيها و راهكارهاي ارزنده اي ارائه نمودند ، تشكر مي نمايم .

فهرست مطالب
عنوانصفحه
چکیده 1
مقدمه 2
فصل اول:کلیات تحقیق
1-1-تعریف و بیان مساله 4
1-2-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق 5
1-3-اهداف تحقیق 5
1-3-1-هدف کلی 5
1-3-2-اهداف جزئی 6
1-4-سؤالات تحقیق 6
1-4-1-سئوال اصلی 6
1-4-2-سئوالات فرعی 6
1-5-فرضيه‏هاي تحقیق 6
1-5-1-فرضیه اصلی 6
1-5-2-فرضیه های فرعی 6
1-6-تعريف متغیرها 7
1-6-1-انگیزش پیشرفت 7
1-6-2-سبک های اسنادی 7
1-6-3-خودکارآمدی تحصیلی 7
1-6-4-انگیزش تحصیلی 8
فصل دوم:ادبیات تحقیق
2-1-مبانی نظری تحقیق 10
2-1-1-انگيزش پيشرفت تحصيلي 10
2-1-2-پيشرفت 11
2-1-3-اهداف پيشرفت 12
2-1-4-منشا نياز به پيشرفت 12
2-1-5-مدل پيشرفت اتكينسون 15
2-1-6-نظریه مک کللند 16
2-1-7-انگیزه پیشرفت 16
2-1-8-زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت 17
2-1-9-ويژگي هاي دانش آموزان داراي انگيزش پيشرفت 18
2-1-10-نظريه هاي انگيزشي 19
2-1-10-1-جان اتکینسون 19
2-1-10-2-ویکتور وروم 19
2-1-10-3-کمپبل و پریچارد 19
2-1-10-4-وین ماندی و همکارانش 19
2-1-10-5-بیریل سان و استانیر 19
2-1-10-6-میسکل 20
2-1-10-7-فرويد 20
2-1-11-انگیزش هدف است یا وسیله 20
2-1-12-عوامل موثر بر انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان 21
2-1-13-ارتباط انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی 24
2-1-14-ویژگی دانش آموزان دارای انگیزه پیشرفت بالا 24
2-1-15-راه كارهاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان و تاثير آن در پيشرفت تحصيلي 26
2-1-16-آموزش انگیزه پیشرفت 29
2-1-17-خود کار آمدی 30
2-1-18-نظريه هاي خودكارآمدي 32
2-1-19-عوامل موثر بر خودكارآمدي 34
2-1-20-وراثت 37
2-1-21-موقعيت 38
2-1-22-زمان 39
2-1-23-ابعاد خودکارآمدی 40
2-1-24-سبک های اسنادی 42
2-1-25-منابع کنترل 43
2-1-26-جریان نسبت دادن 45
2-1-27-پیشایندهای استنباطهای علی 45
2-1-28-خواص استنباطهای علی 47
2-1-29-تاثیر تراکمی نسبت دادن ها بر موفقیت و شکست 49
2-2-پیشینه تحقیق 50
فصل سوم:روش شناسی تحقیق
3-1-روش تحقيق 56
3-2-جامعه آماري ،نمونه آماري و روش نمونه گيري 56
3-3-روش و ابزار جمع آوري اطلاعات 56
3-4-روايي 58
3-5-پايایي 58
3-6-روشهاي تجزيه و تحليل اطلاعات 59
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
4-1-مقدمه 61
4-2-توصیف داده های پژوهشی 61
4-2-1-توصیف نمونه تحقیق بر حسب جنسیت 61
4-2-2-توصیف نمونه تحقیق بر حسب پایه تحصیلی 62
4-3-آزمون فرضیه ها 62
4-3-1-آزمون فرضیه های اول و دوم و سوم 62
فصل پنجم:نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1-مقدمه 67
5-2-نتیجه گیری 67
5-3-پیشنهادات 69
5-3-2-پیشنهادات پژوهشی 69
5-4-محدودیت های تحقیق 70
فهرست منابع و مآخذ 71
منابع فارسی 71
منابع لاتین 72
پیوست ها 73
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره1:توزیع فراوانی و درصد نمونه تحقیق بر حسب جنسیت 61
جدول شماره2:توزیع فراوانی و درصد نمونه تحقیق بر حسب پایه تحصیلی 62
جدول شماره3:نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون در خصوص متغیرهای فرضیه اول و 63
جدول شماره4:خلاصه مدل 63
جدول شماره5:نتایج تحلیل واریانس 64
جدول شماره6:ضرائب معادله رگرسیونی همزمان 65

فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار شماره1:نمودار توصیف نمونه تحقیق بر حسب جنسیت 61
نمودار شماره2:نمودار توصیف نمونه تحقیق بر حسب پایه تحصیلی 62

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات هرمزگان
پایان نامه برای در یافت در جه کار شناسی ارشد “MA ”
رشته:روان شناسی تربیتی
گرایش:روان شناسی تربیتی
عنوان:
رابطه انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهرستان حاجی آباد
نگارش:مهدی سالاری جائینی
1. دکتر موسی جاودان
هیات داوران: 2.دکتر سید عبدالوهاب سماوی

چکیده
این پایان نامه با عنوان بررسی رابطه بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آبادانجام شد.فرضيه‏هاي تحقیق عبارتند از: فرضیه اصلی: بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.و فرضیه های فرعی:1- بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.2- بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.3– بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد. روش این تحقيق توصيفي از نوع همبستگی می باشد.جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهرستان حاجی آباد است. این دانش آموزان مطابق اعلام مدیریت آموزش و پرورش شهرستان حاجی آباد 3361 نفر اعلام شده است. به منظور تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و حجم نمونه تعداد 346 نفر تعیین شد و روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای می باشد.داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق پرسشنامه پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس، پرسشنامه سبک های اسنادی(ASQ )، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی و پرسشنامه انگیزش تحصیلی گردآوری شد .
روشهای آماری مورد استفاده در این تحقیق شامل آمار توصیفی (درصد،فراوانی،میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری به روش گام به گام) می باشد.
نتایج تحقیق نشان داد که:1-بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد2-بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد3-بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.

مقدمه
نیاز به پیشرفت یکی از نخستین انگیزه هایی است که به تفصیل مورد مطالعه قرار گرفته است (مک کلند، اتکینسون، کلارک، لاول،1953).باتل معتقد است که انگیزش تحصیلی عبارتست از گرایش همه جانبه به ارزیابی عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارها،تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است.دانش آموزان از سطوح متفاوتی از انگیزه تحصیلی برخوردارند،به همین علت در زندگی خود به شیوه های کاملا متفاوتی رفتار می کنند.به عنوان نمونه اشخاصی که از نظر نیاز به پیشرفت در سطح بالایی قرار دارند نسبت به افرادی که که نیاز به پیشرفت ضعیف تری دارند بیشتر متمایل به تحصیلات دانشگاهی ،کسب نمره های بالاتر و فعالیت های فوق برنامه هستند (اتکینسون،1980).
از مفهوم سبک های اسنادی یا سبک تبیینی برای مشخص کردن انواع تبیین هایی استفاده می شود که افراد معمولا در مواجهه با یک رویداد به کار می گیرند (بریجز،2001).عوامل علی رفتار را اسناد می گویند و بر این اساس ،رفتار دیگران را به عوامل یا ویژگی های شخصی پایدار (به اصطلاح عوامل غیر موقعیتی) و یا به جنبه هایی از موقعیت اجتماعی آنان اسناد می دهند (پتری،1996)
بندورا خود کارآمدی را دریافت و داوری فرد درباره مهارت ها و توانمندیهای خود برای انجام کارهایی که در موقعیت های ویژه بدان ها نیاز است،تعریف می کند.از سوی دیگر خودکارآمدی زمانی بر کارکرد تاثیر می گذارد که شخص مهارت های لازم برای انجام کار ویژه را دارا باشد و برای انجام آن کار به اندازه کافی برانگیخته شود (پاجارس،1996)
در این تحقیق رابطه بین انگیزه پیشرفت،سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان حاجی آباد بررسی می شود.
فصل اول
کلیات تحقیق

1-1-تعریف و بیان مساله
انگيزش، پديده اي است ذاتي كه تحت تأثير چهار عامل، يعني، موقعيت (محيط و محر كهاي بيروني)، مزاج (حالت و وضعيت دروني ارگانيزم)، هدف (هدف رفتار، منظور و گرايش)و ابزار (ابزار دستيابي به هدف) قرار دارد. انسان ها براي دستيابي به اهداف، نيازها و غرايز خود انگيزش لازم را كسب مي نمايند. در خصوص دانش آموزان، انگيزش تحصيلي، از اهميت خاصي برخوردار است. با انگيزش، دانش آموزان تحرك لازم را براي به پايان رساندن موفقيت آميز يك تكليف، رسيدن به هدف يا دستيابي به درجه معيني از شايستگي در كار خود دنبال مي كنند تا بالاخره بتوانند موفقيت لازم را در امر يادگيري و پيشرفت تحصيلي كسب نمايند (محمدی، 1386).
در روان شناسي، انگيزش، به شروع، جهت، شدت و مقاومت رفتار اطلاق مي شود (گين،1995). انگيزش يک وضعيت پويا و موقتي است که بايستي از شخصيت يا هيجان تفکيک گردد. انگيزش، تمايل و علاقه به انجام چيزي است. يک شخص با انگيزه مي تواند برخوردار از اهداف کوتاه مدت و يا بلند مدت باشد. شخصيت به صفات و خصوصيات با دوام تر افراد (مثل کم رويي، برونگرايي، هشياري و …) نسبت داده مي شود؛ همچنين بر خلاف انگيزش، هيجان معطوف به حالت هاي گذراست (مثل خشم، اندوه، شادي و …) که فوراً منجر به رفتار نمي شود (هاشمی ، 1389).
مک کللند و همکاران (1961) بيش از سايرين مفهوم انگيزه پيشرفت را مورد بررسي قرار داده اند. از نظر آنها، انگيزش پيشرفت زماني مطرح مي شود که شخص در فعاليت خود معيار ممتازي را الگو قرار دهد و در پي موفقيت باشد. تحقيقات نشان مي دهد که هر چه شدت انگيزش پيشرفت بيشتر باشد به همان اندازه موفقيت فرد افزايش خواهد يافت (به نقل از اميرافشاري،1380). به عبارت ديگر، انگيزش پيشرفت تحصيلي، تمايل فراگير است، به آن كه كاري را در قلمرو خاصي به خوبي انجام دهد و عملكردش را بطور خودجوش ارزيابي كند.
همچنين انگيزه پيشرفت تحصيلي به عنوان يکي از پيش نيازهاي اساسي يادگيري در نظر گرفته مي‌شود. انگيزش پيشرفت تأثير فراواني بر عملکرد افراد دارد. به اعتقاد بسياري از روان شناسان و مربيان همانند بلوم و واينر (1972) يکي از عوامل اساسي پيشرفت در کلاس درس عامل انگيزش است و اغلب مربيان به احتمال قوي با نظر بيوگلسکي موافقند که انگيزش عامل اساسي پيشرفت تحصيلي مي باشد (به نقل از امير افشاري، 1380).انگيزه‌ي پيشرفت تحصيلي باعث تأثيرگذاري بر شيوه اجراي يک تکليف درسي و نشان دادن تمايلات شايستگي يادگيري مي شود (هاراکيويز، بارون، کارترز، لتو و اليوت،1997).
پژوهش های فراوانی عوامل مرتبط با انگیزش تحصیلی را مورد بررسی قرار داده اند؛ اما این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش اساسی است که آیا بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد یا خیر؟
1-2-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
انگيزش به دليل نقش حياتي آن، در يادگيري دانش آموزان، يکي از موضوعات مورد علاقه روان شناسان است. به نظر آرموند (2003) انگيزش در آموزش، داراي تأثيراتي بر روي شيوه يادگيري موضوعات توسط دانش آموزان مي باشد. اين تأثيرات عبارتند از: 1- هدايت رفتار به سمت اهداف خاص، 2- افزايش تلاش و انرژي، 3- افزايش فعاليت و پافشاري در انجام آن، 4- تقويت فرايندهاي شناختي، 5- تعيين پيامدهاي تقويت کننده، و6- بهبود عملکرد.
امروزه عدم وجود علاقه و انگيزش دربين دانش آموزان دوره متوسطه يکي از معضلاتي است که دست اندرکاران مسائل آموزشي در تعليم و تربيت با آن مواجه هستند. شايد بتوان گفت، افت سطح علمي يا تحصيلي موجود در مدارس و رخوت و سستي که در حال حاضر کيفيت و کميت تعليم و تربيت جامعه را تهديد مي کند از پيامدهاي اين مسئله است (اميرافشاري،1380).
شناسایی عوامل مرتبط با انگیزش تحصیلی دانش آموزان می تواند چشم انداز مناسبی را پیش روی دبیران و مربیان آموزشی، مدیران مدارس و دیگر برنامه ریزان آموزشی قرار دهد و کیفیت سطح یادگیری در مراکز آموزشی را بالا برد.
1-3-اهداف تحقیق
1-3-1-هدف کلی
– تعیین رابطه بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد.
1-3-2-اهداف جزئی
– تعیین رابطه بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد
– تعیین رابطه بین سبکهای اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجیآباد
– تعیین رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد
1-4-سؤالات تحقیق
1-4-1-سئوال اصلی
– آیا بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
1-4-2-سئوالات فرعی
– آیا بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
– آیا بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
– آیا بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
1-5-فرضيه‏هاي تحقیق
1-5-1-فرضیه اصلی
– بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
1-5-2-فرضیه های فرعی
– بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
– بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
– بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
1-6-تعريف متغیرها
1-6-1-انگیزش پیشرفت
تعریف مفهومی : انگيزش را فرايندي روانشناختي چند سويه اي مي دانند كه انرژي رفتارهاي افراد را نسبت به يك غايت يا هدف مطلوب جهت مي دهد و يا انگيزش يك فرايند پيچيده اي است كه از نيازهاي فرهنگي ، اجتماعي ، روانشناختي و فيزيكي تركيب شده است كه بطور فردي و مؤثر بريكديگر ، به منظور سازمان دادن رفتار انساني عمل مي كند (سينگر1990).
تعریف عملیاتی : انگیزه پیشرفت در این تحقیق نمره است که از آزمون انگیزه پیشرفت هرمنس به دست می آید.
1-6-2-سبک های اسنادی
تعریف مفهومی : یک متغیر تربیتی نسبتاً پایدار است که مبنای شناختی دارد و نشان می دهد چگونه افراد رویدادهای ناگوار زندگی خود را تبیین می کنند (شهنی ییلاق و همکاران، 1390).
تعریف عملیاتی : منظور از سبک های اسنادی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه سبک های اسنادی (ASQ) پترسون و همکارانش (1982) به دست خواهند آورد.
1-6-3-خودکارآمدی تحصیلی
تعریف مفهومی : قضاوت شخص در مورد توانایی هایش برای سازماندهی و اجرای فعالیت های خاص در جهت به دست آوردن انواع عملکردهای تحصیلی تعریف شده است (زیمرمن، 1995).
تعریف عملیاتی : نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه خودکارآمدی گرین و همکاران (2004) به دست خواهند آورد.
1-6-4-انگیزش تحصیلی
تعریف مفهومی : یکی از مهمترین عناصر یادگیری است که شخص را برای رسیدن به هدف وادار به فعالیت می کند (شهنی ییلاق و همکاران، 1390).
تعریف عملیاتی : نمره ای است که آزمودنی ها از اجرای پرسشنامه انگیزش تحصیلی SIMS مک اینری و سینکالا (1992) به دست می آورند.

فصل دوم
ادبیات تحقیق

2-1-مبانی نظری تحقیق
2-1-1-انگيزش پيشرفت تحصيلي
سازه ي انگيزش پيشرفت تحصيلي در مدرسه به رفتارهايي كه به يادگيري پيشرفت مربوط است ، اطلاق مي شود (هوسن ، 1994)
رويكردهاي زيادي براي تعريف انگيزش پيشرفت تحصيلي وجود دارد ، بعضي از رويكردها به انگيزش هاي مربوط به موفقيت به طور عام ميپردازند . يكي از آنها ، رويكرد هدفهاست. رويكرد هدفها براساس انگيزش هاي سازگارانه و ناسازگارانه پديد آمده است (ايمز،1994).
تحقيقات در اين زمينه اين رويكرد نشان داده است ، كودكاني كه توانايي هاي يكساني دارند ، در برابر مشكلات آموزشي و يادگيري ، پاسخهاي متفاوتي ميدهند ، بعضي از افراد با وجود تواناييهاي سطح بالا با اين دشواريها به گونهي مواجه ميشوند كه به نظر ميرسد توانايي اندكي دارند و از اين كه تلاشهايشان به موفقيت نميرسد ، نااميد ميشوند ، گاهي در قالب الگوي درماندگي آموخته شده آن را تفسير ميكنند كه ناسازگارانه است ، زيرا در مقابل رسيدن كودكان به اهداف ارزشمند و بالفعل كردن تواناييهاي دروني آنها مانع ايجاد مي كند .در مقابل ، گروهي مشكلات را به گونه ي مي بينند كه مي توانند بر چالش هايي كه بر سر راه شان هست غلبه كنند ، از مشكلات ناراحت نمي شوند ، حتي در وجودشان احساس لذت از غلبه نمودن بر چالش پديد ميآيد . آنها توجه خود را به تغيير دادن راهبردها با حداكثر تلاش متمركز مي كنند و سطوح حل مسئله خود را غني تر مي كنند . اين واكنش ها را پاسخ هايي با جهت گيري تسلط مي نامند (ايمز، 1994).
پژوهشگران انگيزش پيشرفت تحصيلي را مربوط به دو طبقه از اهداف مي دانند : اهداف عملكردي و اهداف يادگيري (دوئيك ،1998). دوئيك (1998) در نظريه هدف – محوري خود پيش بيني مي كند ، رفتار افراد با سوگيريهاي متفاوت در دستيابي به اهداف، به ادراك آنان از تواناييهايشان بستگي خواهد داشت.
دوئيك (1998) اشاره ميكند در اهداف عملكردي، هدف، عملكرد و كفايت است و دانشآموزان موفقيتها را به عنوان ملاك كفايت خويش مي دانند . در اهداف يادگيري ، هدف ، يادگيري و تسلط بر كفايت است. در اين حالت افراد به دنبال هدف هاي ديگري هستند و در جستجوي فعاليت جديد و افزايش كفايت خود تلاش مي كنند. به عبارت ديگر ، دانش آموزاني كه اهداف عملكردي را مد نظر دارند ، در ابتدا علاقه مند به اكتساب ارزشيابي هاي مثبت از تواناي هايشان هستند ، سعي مي كنند تا از موارد منفي اجتناب كنند ، اين افراد ترجيح مي دهند ارزشيابي مثبتي در يك تكليف آسان تر به دست آورندتا اين كه احتمال ارزشيابي منفي در تكليفي مهم تر و چالش انگيزتر را بپذيرند.
اما دانشآموزان داراي اهداف يادگيري، ابتدا متوجه كسب مهارتهاي جديد يا گسترش دانش خود هستند، حتي اگر مستلزم داشتن خطاهايي در اين راه باشند ، لذا ضروري است كه با انجام پژوهش هايي علمي مهم ترين همبسته هاي انگيزش پيشرفت تحصيلي شناسايي و سهم نسبي هر يك از آن ها در تبيين انگيزش پيشرفت تحصيلي مشخص گردد.در دايره المعارف تعليم و تربيت ، هوسن و ديگران (1994) انگيزش پيشرفت تحصيلي را بيشتر به آن بعدي از انگيزش منحصر مي دانند كه انگيزش دروني دانش آموز ناميده مي شود . انگيزش دروني يك حالت روان شناختي است و هنگامي حاصل مي شود كه انسان خود را داراي كفايت لازم و خود كنترلي بداند . خودكنترلي به دو بخش تقسيم مي شود : فرصت كنترل يا فرصتي كه به دانش آموز داده مي شود تا براي امور تحصيلي خود تصميم بگيرد و توانايي كنترل يا احساس كفايتي كه دانش آموز در موقعيت بايد داشته باشد تا بتواند بر آن اساس اقدام كند.
2-1-2-پيشرفت
پيشرفت ،ميل به انجام دادن خوب كارها متناسب با معيار برتري است . اين نياز،افراد را براي جستجو كردن “موفقيت در رقابت با معيار برتري”با انگيزه مي كند.(مك كللند ،1953)
واكنش هيجاني افراد هنگامي كه با معيارهاي برتري مواجه مي شوند ،تفاوت دارد . افراد داراي نياز زياد به پيشرفت عموما با هيجان گرايشي (مانند اميد) و رفتار گرايشي پاسخ مي دهند ، در حالي كه افراد داراي نياز كم به پيشرفت (ترس زياد از شكست) عموما با هيجان اجتنابي (مثل اضطراب) و رفتار اجتنابي واكنش نشان مي دهند. (همان)
انگیزه پیشرفت عبارت است از نیروی انجام دادن خوب کارها نسبت به استانداردهای عالی. دیوید مک للند و جان اتکسنیون که ماهیت انگیزش پیشرفت را در چهل سال اخیر مطالعه کرده‌اند نیاز پیشرفت را اینگونه تعریف می‌کنند. جستجو کردن موفقیت در رقابت با استانداردهای عالی شخص با انگیزش پیشرفت نیرومند می‌خواهد در برخی از تکالیف چالش انگیز موفق شود.
بنابراين، افراد داراي نياز زياد به پيشرفت، تكاليف نسبتا دشوار را انتخاب مي كنند ، فورا به تكاليف پيشرفتي مي پردازند در تكاليف نسبتا دشوار تلاش بيشتري به خرج مي دهند و عملكرد بهتري دارند ، در صورت رو به رو شدن با مشكلات استقامت مي كنند و مسئوليت موفقيت ها و شكست ها را مي پذيرند.
طبق مدل پيشرفت كلاسيك اتكينسون ، گرايش در برابر اجتناب رفتاري حاصل ضرب نياز فرد به پيشرفت ، احتمال موفقيت ، و مشوق موفقيت (يعني ،Ts=Ms*Ps*Is) و ترس فرد از شكست ،احتمال شكست ،و مشوق اجتناتب از شكست است (يعني Taf=Maf*Pf*If). اين فرمول در موقعيت هايي مانند تكاليف نسبتا دشوار ، رقابت و كارفرمايي، رفتارهاي گرايشي در برابر اجتنابي را نسبتا خوب پيش بيني مي كند.(همان)
2-1-3-اهداف پيشرفت
سه نوع هدف پيشرفت وجود دارد : 1 – عملكردي – گرايشي 2 – عملكردي – اجتنابي 3 – تسلط
نياز به پيشرفت ، پذيرفتن هدف هاي عملكردي – گرايشي را پيش بيني مي كند ، ترس از شكست ، هدف هاي عملكردي – اجتنابي را پيش بيني مي كند و انتظارات شايستگي ، هدف هاي تسلط را پيش بيني مي كنند . هدف هاي تسلط و عملكردي – گرايشي عموما با پيشرفت و نتايج مثبت ارتباط دارند ، در حالي كه هدف هاي عملكردي – اجتنابي چنين نيستند.(ايمز،1984)
2-1-4-منشا نياز به پيشرفت
نیاز به پیشرفت عبارتست از: میل به انجام دادن خوب کارها در مقایسه با معیار برتری. این نیاز افراد را برای جستجو کردن «موفقیت در رقابت با معیار برتری» با انگیزه می کند (مک کللند، اتکینسون، کلارک و لوول) (1953) اما معیار برتری، اصطلاح گسترده ای است، به طوری که رقابت با تکلیف مثل حل کردن معما، نوشتن رساله ای متقاعد کننده، رقابت با خود مثل دویدن در مسابقه در بهترین زمان ممکن، بالا بردن معدل نمره ها، یا رقابت کردن با دیگران مثل بردن مسابقه و شاگرد اول کلاس شدن را شامل می شود. آن چه در تمام موقعیت های پیشرفتی مشترک است این است که شخص می داند عملکرد آتی او ارزشیابی معناداری از شایستگی فردی اوست. معیارهای برتری به این علت نیاز پیشرفت را برمی انگیزند که عرصه بسیار معناداری برای ارزیابی میزان شایستگی فرد تأمین می کنند (مارشال ریو ، ترجمه سید محمدی ۱۳۸۲).
مورای نیاز به پیشرفت را به عنوان تمایل به غلبه بر موانع و مشکلات، کسب قدرت و سعی در انجام کارهای مشکل تعریف می کند. (بک ،۱۹۸۳)
نياز به پيشرفت را مي توان در سه مقوله ي زير به اختصار توضيح داد :
1 – تاثيرات جامعه پذيري 2 – تاثيرات شناختي 3 – تاثيرات رشدي
تاثيرات جامعه پذيري: تلاش هاي پيشرفت نيرومند و انعطاف پذير ، تا اندازه ي از تاثيرات جامعه پذيري ناشي مي شوند ، در صورتي كه والدين موارد زير را تامين مي كنند ، فرزندان آن ها تلاش هاي پيشرفت نسبتا نيرومندي را به خرج مي دهند ، آموزش استقلال ( مثل اتكا به نفس ، خود مختاري) آرمان هاي عملكرد عالي ، معيارهاي برتري واقع بينانه خودپنداره ي توانايي عالي (مثل : اين كار براي تو خيلي آسان است) ارزش قايل شدن براي كارها ي مرتبط با پيشرفت ، معيارهاي روشن براي برتري ، محيط خانوادگي سرشار از تحريك (مثل كتاب هايي براي خواندن) تجربيات گسترده ي مانند مسافرت و فراهم كردن كتاب هاي كودكان كه مملو از داستان هاي تخيلي مرتبط با پيشرفت باشند. (آمس و آمس ،1984).
بخشی از پرورش تلاش های پیشرفت نیرومند و انعطاف پذیر به تأثیرات اجتماعی شدن مربوط می شود. دانش آموزان در صورتی تلاش های پیشرفت نسبتاً نیرومندی پرورش می دهند که والدینشان موارد زیر را تامین کنند: آموزش استقلال، خود مختاری، آرمان های عملکرد علمی، معیارهای واقع بینانه برتری (روزن و داندرید ۱۹۵۹)خود پنداره توانایی عالی مثل «این کار برای تو آسان است»، ارزش مثبت برای تکالیف پیشرفتی، معیارهای روشن برای برتری، محیط خانوادگی که سرشار از توانش تحریک است مثل کتاب هایی برای خواندن، تجربه گسترده مثل مسافرت و فراهم کردن کتاب های کودکان که سرشار از داستان های تخیلی پیشرفتی هستند. اما در نهایت این اقدام برای مشخص کردن شیوه های اجتماعی کردن کودکان دارای نیاز به پیشرفت زیاد فقط تا اندازه ای موفقیت آمیز بود، عمدتاً به خاطر این که یافته های طولی نشان دادند که تلاش های پیشرفت از کودکی تا بزرگسالی که به مقدار زیاد تغییر می کند و در بزرگسالی از یک دهه به دهه بعدی اصلاً قابل پیش بینی نیستند (جنکینز، ۱۹۸۷).
تاثيرات شناختي : چندین پژوهشگر این نظر را که افراد شخصیت پیشرفت گرا را درونی می سازند رها کرده اند. این پژوهشگران در عوض، توجه خود را به اساس شناختی نحوه تفکر پیشرفت گرا معطوف کرده اند (آمس و آمس ،۱۹۸۴). برخی از شیوه های تفکر پیشرفته تر از شیوه های تفکر دیگر هستند؛ یعنی ادراک توانایی زیاد، پذیرفتن گرایش تسلط و برتری، انتظارات زیاد برای موفقیت، ارزش قائل شدن زیاد برای پیشرفت و سبک انتسابی خوشبینانه. ادراک توانایی زیاد هم استقامت در تکلیف و هم عملکرد شایسته را تسهیل می کند (هانسفورد و هاتی، ۱۹۸۲). گرایش به تسلط در مقایسه با گرایش به درماندگی باعث می شود که افراد تکالیف نسبتاً دشوار را انتخاب کنند و با افزایش نه کاهش تلاش به مشکل پاسخ دهند. انتظار موفقیت، رفتارهای گرایشی مثل جستجو کردن چالش های بهینه و انجام دادن خوب کارها را به بار می آورد (اکسلز ،۱۹۸۴). ارزش قائل شدن برای پیشرفت در حیطه خاص، استقامت در آن حیطه را بیشتر می کند. سبک انتسابی خوش بینانه (نسبت دادن موفقیت به خود ولی نسبت دادن شکست به علت بیرونی)، هیجان های مثبت مثل امید و غرور را بعد از موفقیت پرورش می دهد و از هیجان های منفی مثل ترس هنگام تنگنا و مخمصه جلوگیری می کند (وینر، ۱۹۸۵). بنابراین، هنگامی که شرایط در خانه، محیط آموزشی، سالن ورزشی، محیط کار و محیط درمانی موجب عقاید توانایی زیاد، گرایش تسلط، انتظار موفقیت، ارزش قائل شدن برای پیشرفت و سبک انتسابی خوش بینانه می شود، این شرایط برای پرورش دادن نحوه تفکر و رفتار کردن پیشرفتی خاک حاصلخیز شناختی تأمین می کند.
2 – تاثيرات شناختي : زماني كه در دهه ي 1970 و 1980 ، انقلاب شناختي روي بررسي انگيزش تاثير گذاشت ، پژوهشگران توجه خود را به شالوده ي شناختي شيوه ي تفكر پيشرفت گرا معطوف كردند .(همان)
برخي از شيوه هاي تفكر ، بيشتر از شيوه هاي تفكر ديگر با پيشرفت ارتباط دارند ، از جمله اين موارد : 1 – ادراك توانايي زياد 2 – گرايش تسلط 3 – انتظارات زياد براي موفقيت 4 – ارزش قايل شدن زياد براي پيشرفت 5 – سبك انتسابي خوش بينانه . ادراك توانايي زيادبه استقامت و عملكرد كمك مي كند (هنسفولدوهاتي ،1982)
گرايش تسلط ( در مقايسه با گرايش درمانده)باعث مي شود كه افراد تكاليف نسبتا دشوار را انتخاب كنند و با افزايش دادن تلاش خود ، نه با كاهش دادن آن ، به تكاليف دشوار پاسخ دهند.
انتظارات زياد براي موفقيت ،رفتارهاي گرايشي مانند جستجو كردن چالش هاي بهينه و عملكرد خوب را پرورش مي دهند (اكلس ،1984 )
تاثيرات رشدي : شناسایی تأثیرات شناختی بر رفتار پیشرفتی باعث شده که پژوهشگران در این باره تحقیق کنند که چگونه این شیوه های تفکر در طول زندگی فرد پرورش می یابد (هک هاسن، ۱۹۸۲).
عقاید، ارزش ها و هیجان های مربوط به پیشرفت همگی الگوهای رشدی قابل پیش بینی را نشان می دهند. بچه ها توانائی های واقعی شان را ناشیانه ارزیابی می کنند. آنها در مورد توانایی شان عقاید غیر واقع بینانه ای دارند. بعد از شکست عقاید توانایی شان را خوار نمی شمرند و از عملکرد ضعیفشان در مقایسه با همسالانشان چشمپوشی می کنند. اما کودکان در اواسط کودکی به طور فزاینده ای عملکرد خود را با همسالانشان مقایسه می کنند و در اواخر کودکی، برای ایجاد توانایی نسبتاً واقع بینانه بر اطلاعات وسیعی وابسته می شوند: به خود ارزیابی ها، ارزیابی های همسالان، ارزیابی معلمان و ارزیابی های والدین متکی می شوند. در رابطه با ارزش ها، بچه ها برای تأیید دیگران، ارزش بسیار زیادی قائل می شوند ولی در مورد پیشرفت به تنهایی اهمیت چندانی قائل نیستند (دبورا استیپک، ۱۹۸۴). زمانی که کودکان عمدتاً از والدینشان یاد می گیرند که برای پیشرفت ارزش کم یا زیاد قائل شوند، ارزش های پیشرفتی آموخته می شوند (واترمن، ۱۹۸۸).
2-1-5-مدل پيشرفت اتكينسون
جان اتکینسون (۱۹۵۷)معتقد بود که نیاز پیشرفت فقط تا اندازه ای رفتار پیشرفت را پیش بینی می کند. رفتار پیشرفت نه تنها به نیاز پیشرفت فرد بستگی دارد بلکه به احتمال موفقیت او در تکلیف و ارزش تشویق که او برای موفق شدن در آن تکلیف قائل است نیز وابسته است. از نظر اتکینسون احتمال موفقیت و ارزش تشویقی برای موفق شدن به صورت موقعیتی تعیین می شود؛ یعنی، برخی تکلیفها احتمال موفقیت زیاد دارند، در حالی که احتمال موفقیت تکالیف دیگر کم است. ضمناً برخی تکلیفها نسبت به تکالیف دیگر برای موفقیت مشوق بیشتری عرضه می کنند. برای مثال، کلاسهایی را در نظر بگیرید که هم اکنون در آنها شرکت می کنید. هر درسی احتمال موفقیت خودش را دارد. مثلاً، ریاضیات پیشرفته از آموزش فیزیک مقدماتی سختتر است و برای موفقیت هم ارزش تشویقی خودش را دارد، بدین معنی که، گرفتن نمره خوب در درسی که به رشته شما مربوط است معمولاً با ارزشتر از درسی است که به رشته شما مربوط نیست.
2-1-6-نظریه مک کللند
طبق نظریه مک کللند، اتکینسون، کلارک و لوول (۱۹۵۳) انگیزه پیشرفت از آرزوهای فزاینده کودک ناشی می شود. وقتی کودکی با یک موقعیت جدید پیشرفت مثل یک معمای علمی برخورد می کند، هیچ انتظاری از توانایی خود برای حل آن ندارد. اگر این معما آن قدر مشکل نباشد و او بتواند به طور صحیح آن را حل کند او به زودی آرزوهای خاصی پیدا می کند و از این آرزوها لذت می برد. موفقیت در موقعیت پیشرفت و در پیش بینی نتیجه این موقعیت برای انگیزه حاصل از پیشرفت ایجاد تقویت مثبت می کند. سرانجام، کودک در حل معما به میزان صد در صد انتظار پیشرفت پیدا می کند. در این مرحله معما تازگی خود را از دست می دهد و حل آن به عنوان پیشرفت تلقی نمی شود. در این موقع مربی آگاه به پیشرفت باید موقعیت تازه و کمی پیچیده تری را ایجاد کند. در این صورت، کودک علاقه تازه ای به پیشرفت می یابد. کودک باید از موقعیت (تقویت مثبت) لذت ببرد. برای ایجاد لذت کودک را بایستی با موضوعها و موفقیتهایی که به تدریج پیچیده تر می شوند، اما با موفقیت توأم هستند، مواجه ساخت.
2-1-7-انگیزه پیشرفت
اصطلاح انگیزش از فعل لاتین movere به معنی حرکت دادن مشتق شده است مفهوم کلی جنبش (تحرک) منعکس کننده این تصور عام است که انگیزش چیزی است که ما را به جنبش و تحرک وادار و کمک می کند تا تکلیف خود را کامل کنیم (شهر آرای۱۳۸۶).
انگیزش به حالت های درونی ارگانیزم که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف می شود اشاره می کند. به طور کلی، انگیزش را می توان به عنوان نیروی محرک فعالیت های انسان و عامل جهت دهنده آن تعریف کرد. انگیزش را به موتور و فرمان اتومبیل تشبیه کرده اند و در این مقایسه نیرو وجهت، مفاهیم عمده انگیزش هستند. بنابراین انگیزش عامل فعال ساز رفتار انسان است (سیف، ۱۳۷۹).
انگیزه اصطلاحی است که غالباً با انگیزش مترادف به کار می رود. با این حال می توان انگیزه را دقیق تر از انگیزش و به عنوان حالت مشخصی که سبب ایجاد رفتاری معین می شود تعریف کرد. به سخن دیگر انگیزش عامل کلی مولد رفتار به حساب می آید در حالی که انگیزه حالت اختصاصی رفتار یک شخص می باشد. مثلاً وقتی که می پرسیم چرا فلان شخص رفتار خاصی را انجام داد به دنبال انگیزه او هستيم.(همان)
گیج و برلاینر (۱۹۹۲) انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه کلی به موفقیت کلی یا موفقیت در زمینه ی فعالیت خاص تعریف کرده اند (سیف۱۳۸۴).
انگیزه پیشرفت بعنوان یکی از انگیزه های مهم اجتماعی و یکی از ویژگی های شخصیتی هر فرد است که بین افراد متفاوت است و بر اساس آن می توان رفتارهای خاصی را پیش بینی نمود.
انگیزه پیشرفت گرایشی است برای ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است.
روبینز (۱۹۹۳) انگیزه پیشرفت را سائقی برای پیشی گرفتن بر دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه ملاک های مشخص و تلاش جهت کسب موفقیت می داند و معتقد است کسی که دارای انگیزه پیشرفت است این تمایل را دارد که کارش را به خوبی انجام دهد و به صورت خود جوش به ارزیابی عملکرد خود بپردازد. رفتارهای پیشرفت گرای افراد نشانه هایی از انگیزه پیشرفت آنان است.
کورمن (۱۹۷۷) انگیزه پیشرفت را عبارت از آرزو برای پیشی گرفتن در یک رفتار ویژه می داند که آن رفتار ویژه به صورت ملاک یا معیار در آمده باشد
2-1-8-زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت
هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینه‌های اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش می‌کند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق می‌افتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح می‌شود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت می‌توان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظائف را یک هدف مثبت در نظر می‌گیرند و در این زمینه تلاش می‌کنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست می‌یابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است. (شهرآراي، 1386)
دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت می‌گردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان می‌دهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث می‌شود که آنها به شکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند. (همان)
تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی می‌شود، می‌توان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمی‌شوند، سعی می‌کنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینه‌های اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد.(همان)
2-1-9-ويژگي هاي دانش آموزان داراي انگيزش پيشرفت
دانش آموزاني که نیاز پیشرفت زیادی دارند در تکلیفی که به آنها گفته شده از نظر دشواری متوسط بهتر از افرادی که نیاز پیشرفت کمی دارند عمل می‌کنند. دانش آموزان با نیاز پیشرفت زیاد بهتر از افراد با نیاز پیشرفت کم در تکالیف آسان یا دشوار عمل نمی‌کنند و عملکرد در تکالیف نسبتا دشوار برای فرد با نیاز پیشرفت زیاد مشوق مثبتی را فراهم می‌سازد که فرد با نیاز پیشرفت کم آن را تجربه نمی‌کند. فرد با نیاز پیشرفت زیاد به دنبال چالش متوسط است زیرا این نوع چالش مهارت و تونایی وی را بهتر می‌آزماید. موفقیت از طریق مهارت خود شخص به فرد با نیاز پیشرفت زیاد این احساس را می‌دهد که کار وی خوب انجام شده است، احساسي که اهمیت خاصی برای این افراد دارد.(كفايت،1373)
حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در شاگردان با انگیزش پیشرفت بالا و شاگرداني که نیاز پیشرفت زیادی دارند در تکلیفی که به آنها گفته شده از نظر دشواری متوسط بهتر از دانش آموزاني که نیاز پیشرفت کمی دارند عمل می‌کنند. وی دانش آموزان با نیاز پیشرفت زیاد بهتر ازدانش آموزان با نیاز پیشرفت کم در تکالیف آسان یا دشوار عمل نمی‌کنند و عملکرد در تکالیف نسبتا دشوار برای فرد با نیاز پیشرفت زیاد مشوق مثبتی را فراهم می‌سازد که فرد با نیاز پیشرفت کم آن را تجربه نمی‌کند. فرد با نیاز پیشرفت زیاد به دنبال چالش متوسط است زیرا این نوع چالش مهارت و تونایی وی را بهتر می‌آزماید. موفقیت از طریق مهارت خود شخص به فرد با نیاز پیشرفت زیاد این احساس را می‌دهد که کار وی خوب انجام شده است، احساس که اهمیت خاصی برای این افراد دارد.(نايلي،1373)
2-1-10-نظريه ها ي انگيزشي
2-1-10-1-جان اتکینسون(1964)
انگیزش را عبارت از نفوذ و تأثیرات مقارنی می داند که در راستا، شدت و پایداری کنش به عمل آیند.
2-1-10-2-ویکتور وروم،(1964)
نظریه پرداز دیگر، انگیزش را فرآیندی تصور می کند که گزینشهایی را که توسط انسان یا موجودات زنده دیگر صورت می پذیرد، تحت نفوذ قرار می دهد.
2-1-10-3-کمپبل و پریچارد(1976)
که هر دو از نظریه پردازان بنام در انگیزش هستند عقیده دارند که انگیزش به مجموعه روابط متغیر مستقل یا غیرمستقلی که راستا، وسعت و پایداری را تبیین می نمایند مربوط است، با این شرط که تأثیرات، استعداد، مهارت و درک وظیفه مورد نظر و همچنین محدودیتهایی که بر محیط حاکم هستند ثابت نگه داشته شوند.
2-1-10-4-وین ماندی و همکارانش(1983)
انگیزش را عبارت از اشتیاق و علاقه نسبت به انجام فعالیتهایی می دانند که برای نیل به هدفهای سیستم مورد نظر لازم است.
2-1-10-5-بیریل سان و استانیر(1964)
معتقد هستند که انگیزش حالت درونی فرد است و رفتاری را در وی به وجود می آورد تا رسیدن به هدف مشخصی ممکن گردد.
2-1-10-6-میسکل(1983)
فرآیند انگیزش به نیروهای پیچیده، سائقها، نیازها، شرایط تنش زا یا مکانیسمهای دیگری اطلاق می گردد که فعالیت فرد را برای تحقق هدفهای وی آغاز کرده و به آن تداوم می بخشد.(نائلی، محمدعلی انگیزش در سازمانها۱۳۷۳ ص۱۳ -۱۲)
2-1-10-7-فرويد(1954)
به اعتقاد فروید که در پزشکی آموزش دیده بود انگیزش توسط نیروهای فیزیولوژیکی تنظیم می شود. از نظر وی بدن انسان یک سیستم انرژی پیچیده است که برای افزایش و کاهش دادن انرژی اش در رفتار سازمان یافته است. مثلا با خوردن و نفس کشیدن بدن انرژی جسمانی اش را افزایش می دهد، با کار کردن و بازی آن را کاهش می دهد. به علاوه بدن انرژی روانی (ذهنی) را نیز تنظیم می کند. ذهن برای انجام کارکردهایش (تفکر ، یادآوری و غیره) به انرژی روانی نیاز دارد و انرژی روانی خود را از انرژی جسمانی بدن بدست می آورد. بنابراین در نظر فروید نیروهای بدنی انرژی جسمانی و روانی هر دو را فراهم می آورد.
2-1-11-انگیزش هدف است یا وسیله؟
از لحاظ پرورشی ، انگیزش هم هدف است و هم وسیله. به عنوان هدف ، ما از دانش آموز ان می خواهیم نسبت به موضوع های مختلف علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند. از این رو تمام برنامه های درسی که برای آنها فعالیت های حوزه عاطفی در نظر گرفته شده است، دارای هدف های انگیزشی هستند. به عنوان وسیله ، انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تاثیر آن بر یادگیری کاملا آشکار است.(سيف،1379)
اگر دانش آموزان نسبت به درسی بی علاقه باشند (دارای انگیزشی پایینی باشند)، به توضیحات علم توجه نخواهند کرد، تکالیف خود را با جدیت انجام نخواهد داد و بالاخره پیشرفت چندانی نخواهد داشت. اما اگر نسبت به مطالب درسی علاقمند باشند (دارای انگیزشی سطح بالایی باشند)، هم به توضیحات معلم با دقت گوش خواهند داد، هم تکالیف درسی خود را با جدیت انجام خواهند داد و هم به دنبال کسب اطلاعات بیشتری در زمینه مطلب درسی خواهند رفت و هم پیشرفت زیادی نصیب آنها می شود.(همان)
2-1-12-عوامل موثر بر انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان
بطور کلی بهترین راه ایجاد انگيزش پيشرفت تحصيلي یادگیرندگان بهبود شرایط یادگیری و افزایش سطح کیفی روش های آموزشی است. از این طریق یادگیرندگان به موفقیت بیشتر در یادگیری نائل می آیند و این کسب موفقیت علاقه و انگیزش آنها را نسبت به یادگیری مطالب تازه افزایش می دهد. در زیر روش ها و فنونی را معرفی می کنیم که استفاده از آنها معلم را در بالا بردن سطح انگیزشی یادگیرندگان یاری می دهد. (مرداني،1374)
1 – مشخص کردن اهداف آموزشی
آنچه را که از یادگیرندگان به عنوان هدف آموزشی انتظار دارید، در آغاز درس دقیقا به دانش آموزان بگویید. ترغیب یادگیری دانش آموزان و دانشجویان مستلزم بیام صریح هدف های آموزشی و نوع رفتارها یا مهارت هایی است که آنها می خواهند بیاموزند. پژوهش های انجام شده نشان داده اند یادگیرندگانی که از هدف های درس و آموزشی مطلع نمی شوند، به خوبی یادگیرندگانی که معلم پیش از آغاز درس دقیقا آنها می گوید که چه انتظاراتی از آنها دارد، در پیشرفت درسی موفق نمی شوند.
علاوه بر این مطلب ، معلمان باید در ضمن دادن هدف های آموزشی به یادگیرندگان ، در آنها نسبت به نتایج یادگیری انتظارات مثبتی ایجاد کنند. ندادن اطلاعات ضروری به یادگیرندگان درباه نتایج مهم فعالیت های یادگیری شان یا ایجاد انتظارات منفی در آنان درباره کاری که باید بکنند، منجر به انگیزه یادگیری در آنها نخواهد شد.
2 – در شرایط مقتضی از تشویق های کلامی استفاده کنید.
در بسیاری مواقع تقویت ملموس به اندازه تشویق های کلامی معلم موثر نیست. استفاده از اظهاراتی چون خوب ، مالی ، مرحبا پس از عملکرد درست دانش آموز از تدابیر موثر انگیزشی است. تشویق دانش آموز ساده ترین و طبیعی ترین وسیله است که به سهولت در اختیار معلمان قرار دارد موثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد. ضمنا معلم نباید بیشتر از اندازه لازم دانش آموز را مورد ستایش و تشویق قرار دهد. تشویق بیش از حد اثرش را از دست می دهد و از خاصیت تقویت کنندگی آن کاسته می شود.
علاوه بر اظهارات شفاهی ، تشویق های کتبی در ورقه امتحانی و دفترچه تکلیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد. پژوهش هایی که پیج در این باره انجام داده او را متقاعد کرده که وقتی معلم به خود زحمت می دهد و در دفترچه تکلیف دانش آموزان اظهارات تشویق آمیزی می نویسد، این اظهارات بر کوشش ، دقت ، نگرش با هر آنچه سبب افزایش یادگیری دانش آموزان می شود، تاثیر چشم گیری بر جای می گذارد این تاثیر از توانایی دانش آموز برای یادگیری مستقل است.
3 – از آزمون ها و نمرات به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در یادگیرندگان استفاده کنید.
از آنجا که نتایج آزمون ها به صورت نمره هایی به یادگیرندگان داده می شوند، با پاداش های مختلف ، چون تائید معلم و والدین ، ارتقا به کلاس بالاتر ، دریافت گواهینامه ، ورود به دانشگاه ، کسب مشاغل مورد علاقه و مواردی نظایر اینها وابسته اند، نمره های معلمان دارای ارزش انگیزشی زیادی هستند. بنابراین ، معلم می تواند ، با اجرای مکرر آزمون ها ، سطح انگیزشی یادگیرندگان را بالا ببرد. با این حال نکته ای که معلم باید در رابطه با آزمون ها و امتحانان مختلف در نظر بگیرد، این است که از آنها به عنوان وسیله ای برای دادن باز خورد به دانش آموزان در رابطه با نحوه عملکرد و میزان یادگیری شان استفاده کنند، نه به عنوان وسیله ای جهت ارعاب و تنبیه آنان.
4 – از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کنید.
محرک های تازه ، تعجب برانگیز و پرمعنی سطح برانگیختگی را افزایش می دهند و سبب تحریک حس کنجکاوی یادگیرنده می شوند. معلم می تواند با ارائه مسائل و مطالبی که از این ویژگی ها برخوردارند، در یادگیرندگان ایجاد انگیزش کنند. در این مورد باید دقت شود که مسائل و مطالب ارائه شده، بیش از حد توانایی دانش آموزان پیچیده نباشند، زیرا ممکن است به شکست و ناکامی در آنها منجر گردد.
5 – مطالب آموزشی را از ساده به دشوار ارائه دهید.
ارائه مطالب درسی به صورت متوالی ، از ساده به دشوار موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده به اندازه کافی موفقیت بدست آورند. این کسب موفقیت اولیه ، انگیره یادگیرنده را برای یادگیری های بیشتر افزایش می دهد و بر آمادگی او می افزاید. علاوه بر این کسب پیشرفت غالبا به دریافت پاداش و تایید از سوی معلم و والدین منجر می شود که این خود یکی از عوامل انگیزشی بشمار می آید. بنابراین معلم باید سعی کند تا در تمام مراحل آموزشی برای همه یادگیرندگان فرصت کسب موفقیت فراهم آورد.
6 – ایجاد رقابت و هم چشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کند.
معلم باید از ایجاد رقابت بین دانش آموزان که به کسب موفقیت در معدودی از آنها و شکست اکثریت آنها می انجامد، جلوگیری به عمل آورد. معلم به این منظور می تواند از تدابیر مختلفی استفاده کند به عنوان مثال ، برای جلوگیری از ایجاد رقابت منفی میان دانش آموزان در بحث های کلاسی ، معلم می تواند در جریان بحث، پس از گفتن نام دانش آموزی معین ، به طرح سوال بپردازد، نه اینکه ابتدا سوال را طرح کند و بعد از کلاس بخواهد تا هر که می تواند بطور داوطلبانه به سوال او جواب دهد.
بردن نام دانش آموز پیش از طرح سوال موجب خواهد شد که معلم مشارکت همه افراد کلاس را در فعالیت های آموزشی جلب نماید و همه افراد کلاس تقویت دریافت کنند. اما اگر معلم ابتدا سوال را طرح کند و بعد از دانش آموزان نخواهد تا هر که می تواند به آن جواب دهد، تعداد کمی از دانش آموزان مستعد و قوی کلاس به سوال های معلم پاسخ می دهند و تنها آنها مورد تائید و تقویت قرار خواهند گرفت.
7 – هنگام آموزش دادن مطالب تازه از مثال های آشنا استفاده کند.
هنگام آموزش مطالب تازه از مثال های آشنا و هنگام کاربرد مطالب آموخته شده از موقعیت های تازه استفاده کند. وقتی که می خواهید مطلب تازه ای را به دانش آموزان بیاموزید آن را با استفاده از مثال ها و موارد ملموس و آشنا به یادگیرندگان توضیح دهید. این اقدام به جریان یادگیری سرعت می بخشد و سطح علاقه مندی دانش آموزان را افزایش می دهد. اما هنگامی که می خواهید کاربرد مطالب آموخته شده را نشان دهید، آنها را در موقعیت های تازه و بدیع به کار برید. استفاده از موقعیت های تازه از یکنواختی مطالب و حالت کسل کنندگی آن می کاهد و به علاقه یادگیرنده در استفاده از آنچه آموخته است، می افزاید.
8 – از روشهای متنوع برای تدریس استفاده نمایید.
علاوه بر توضیح و تشریح مطالب بطور کلامی ، تا آنجا که ممکن است از روش های دیگر آموزشی نیز استفاده کنید. بحث گروهی ، بازی های آموزشی ، گزارش انفرادی و گروهی بوسیله دانش آموزان گزارش مطالب دروسی مانند تاریخ به صورت نمایش زنده و هر تدبیری دیگری که دانش آموزان را در فعالیت شرکت دهد، به مقدار زیاد انگیزه آنها را بالا می برد. کسل کننده ترین روش آموزشی آن است که معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد و فرصت هیچ گونه فعالیت و اظهار نظری را به یادگیرندگان ندهد. پژوهش های متعدد نشان داده است که یکی از بهترین راه های ایجاد انگیزه در یادگیرندگان شرکت دادن آنها در فعالیت های کلاسی است.
9 – پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت یادگیری را کاهش دهید.
مشارکت دانش آموزان در جریان یادگیری باید با تقویت مثبت مواجه گردد تا موجب دلسردی آنها نشود. معلم برای این منظور باید سعی کند از پیامدهای آزارنده این کار جلوگیری به عمل آورد.
10 – به دانش آموزان مسائل و تکالیفی بدهید که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوار باشند.
افراد دارای انگیزش پیشرفت به سراغ تکلیفی می روند که مستلزم قدری تقبل خطر است. این نوع تکالیف اگر به درستی انجام پذیرند، منجر به افزایش احساس اعتماد به نفس در یادگیرنده می شوند. اما تکالیف بسیار آسان به چنین احساسی نمی انجامد و تکالیف بسیار دشوار نیز غالبا به شکست و ناکامی فرد منجر می شوند. بنابراین سطح مسائل و تکالیف درسی باید منطبق بر سطح توانایی یادگیرنده باشد، به گونه ای که با کوششی که بکار می گیرد، از عهده انجام آنها برآید.
11 – مطالب را به صورت معنی دار ارائه دهید.
حدالامکان مطالب درسی را به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیت های واقعی زندگی ارائه دهید و در حد امکان در انجام فعالیت های آموزشی به یادگیرندگان آزادی عمل بدهید.
2-1-13-ارتباط انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی
به طوری که روانشناسان در پژوهش های خود دریافته اندکه نقش انگیزش در مسایل یادگیری پیشرفت تحصیلی خیلی موثر تر از درجه هوش و نمره های درسی به طور شگفت انگیزی کمتر از میزان انتظار بوده است. از سوی دیگر مشاهده شده بود که بسیاری از شاگردان با استعداد متوسط و انگیزش بالا دارای پیشرفت تحصیلی قابل ملاحظه بوده اند.(خورشيدي ،1379)
2-1-14-ویژگی دانش آموزان دارای انگیزه پیشرفت بالا
از نظر اسلاوين(1982) دانش آموزاني كه داراي انگيزش پيشرفت بالا را دارند:
این افراد، وقتی بیشترین تلاش را از خود نشان می دهند که بتوانند فعالیتی را در سطح معیارهای عالی به انجام رسانند و از این راه، نیاز به پیشرفت خود را ارضا» نمایند.
این افراد، علاقه مند به برتری به خاطر برتری هستند و نه به خاطر پاداشی که به دنبال دارد.
این افراد، ترجیح می دهند تکالیف نسبتا چالش انگیزی که وعده موفقیت می دهند،انجام دهند.
این افراد، در زمینه کارهای اجتماعی ، عام المنفعه و مددکاری ، امادگی بیشتری از خود نشان می دهند.
این افراد، ترجیح می دهند که پیامدهای رفتاری خویش را به کوشش و تلاش خود استناد بدهند.
این افراد، در انجام کارهای گروهی ، وقتی که فرصت انتخاب همکار را پیدا نمایند، فردی را که در انجام وظیفه، تواناتر است،انتخاب می نمایند.
این افراد ، حتی هنگامی که درانجام تکالیف محوله، ناموفق هستند، پایداری و پشتکار بیشتری رااز خود نشان می دهند.
این افراد ، بهتر با دیگران کنار امده و از سلامت روانی و جسمانی بیشتری برخوردار ند.
این افراد غالبا مشاغل سطح بالایی دارند . در شغل خود، به سختی تلاش می کنند.
این افراد وقتی در کارشان موفق می شوند ، معمولا سطح ارزوی خود را به شیوه واقع بینانه ای بالا می برند و به کارهایی روی می آورند که اندکی رقابت انگیزتر و مشکل ترند.
این افراد کارهایی را دوست دارند که در آن بتوانند عملکردشان را با عملکرد دیگران مقایسه کنند.
این افراد مشاغلی را انتخاب می نمایند که اولا، مسئولیت شخصی سطح بالایی را برای ان ها فراهم آورد و ثانیا موفقیت در ان ها، عمدتا به تلاش های ان ها بستگی داشته باشد و از مشاغلی که موفقیت در ان ها ، بستگی به دیگر افراد یا عواملی فراتر از کنترل ان ها دارد، ناراضی هستند.
این افراد به احتمال بیشتری جذب دانشگاه می شوند و نمره های بالاتری کسب می نمایند و در فعالیت های جمعی دانشگاه شرکت می نمایند.
این افراد تمایل به انجام کارهایی دارند که بتوانند نتایج عملکرد خود را فورا مشاهده نموده و از انجام دادن کارهایی که نتیجه و حاصل ان ها مشخص نمی باشد ویا نتایج ان ها در زمان طولانی به دست می اید، چندان استقبال نمی کنند.
این افراد عادت دارند که بیشتر اوقات خود را صرف بهتر انجام دادن کارها و اندیشه کردن در این موارد نمایند.
این افراد ، مدت طولانی تری در مشاغل باقی می مانند، خواهان بازخوردی مثبت ، روشن و کوتاه مدت هستند، مشاغل سطح بالاتر را بیشتر انتخاب می نمایند و در گرفتن توضیح ، موفق تر از دیگران هستند.
این افراد هدف مدار هستند ، هدف های انتخابی ان ها، عینی ، چالشی ، مخاطره امیز ولی قابل حصول می باشد. سرشار از انرژی و شیفته کار هستند، معمولا از سنت ها دوری جسته و هنجار ها را نمی پذیرند و کمتر همرنگی می کنند و همواره به دنبال روش های تازه ای برای ایجاد تغییر در سازمان هستند.
این افراد دارای اعتماد به نفس هستند، در فعالیت های اجتماعی شرکت می نمایند، در برابر فشارهای اجتماعی مقاومت بیشتری نشان می دهند و در انجام کارها، همکاری با افراد متخصص و صاحب نظر را بر دوستان غیر متخصص خود ترجیح می دهند.
این افراد پیوسته می کوشند تا کارها را بهتر انجام دهند و وقت خود را صرف این اندیشه می کنند که چگونه کارها را بهتر انجام دهند.
این افراد تمایل دارند کارهایی را انتخاب کنند که درجه دشواری ان ها در حد متوسط باشد و از تکالیف خیلی اسان یا خیلی دشوار پرهیز می کنند.
این افراد، بیشتر نگران اینده میان مدت هستند تا درازمدت و پاداش های بزرگتر اینده را بر پاداش های کوچک تر زمان حال ترجیح می دهند.
این افراد وقت شناس هستند، در همه ساعات کاری به فعالیت مشغول هستند، دیرتر از دیگران محل کار خود را ترک می کنند و کارکردن را دوست دارند.
این افراد معمولا موفقیتهای خود را به ویژگیهای پایدار درونی (از قبیل : هوش ، استعداد، توانایی و ….) و عدم موفقیت های خود را به عوامل ناپایدار درونی ( از قبیل : عدم تلاش کافی و ….) نسبت می دهند.
2-1-15-راه كارهاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان و تاثير آن در پيشرفت تحصيلي
1-طرح مطالب درسي به صورت پرسش هاي جالب : مطلب يا موضوعي را كه مي خواهيم كودك و
نوجوان يادبگيرد ، به صورت پرسش يا پرسش هايي روشن و جالب كه آنها را به فعاليت ذهني و پويندگي ترغيب نمايد ، مطرح كنيم . بايد تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نياز به وجود آيد .
2-دانش آموزان در اثر شكست در درسي نسبت به آن نگرش منفي پيدا مي كنند بايد به آنها كمك كرد تا با كسب موفقيت در درس جديد ، به تصويري مثبت از توانايي خود دست يابند زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود .
3-تجربه و تماس مستقيم با مطالب درسي : سعي نماييد تا دانش آموزان آنچه را كه مي خواهند يادبگيرند با آن تماس پيدا نموده و تجربه مستقيم و عملي داشته باشند .
4-اهداف آموزشي مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس براي آنها بازگو نماييد . اهداف بايد روشن و متناسب با توانايي دانش آموزان باشد .
5-اجراي نقش : بهتر است در زمينه برخي از موضوعات ازجمله تاريخ ، ادبيات ، ديني و … دانش آموزان را تشويق نماييم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمايش در آورند . اجراي نمايش در تفهيم مسائل تربيتي و اخلاقي بسيار مفيد و مؤثر مي باشد . (قشلاقي،1377)
6-در شرايط مقتضي و مناسب از تشويق هاي كلامي استفاده كنيد . مثلا“‌ خوب ، آفرين ، مرحبا و …
7-بايد شرايطي فراهم شود تا دانش آموز موفقيت خود را احساس كند زيرا هيچ چيز همانند خود موفقيت به موفقيت كمك نمي كند .
8-تكاليف ارائه شده نه بايد بسيار مشكل باشد و نه ساده ، از ارائه تكاليف يكنواخت بايد پرهيز كرد و به عبارتي تكاليف بايد خاصيت برانگيختگي داشته باشند .
9-مشخص كردن نحوه انجام كار براي يادگيرنده : كاري را كه دانش آموز قرار است انجام دهد بايد دقيقا“ مشخص شود .
10-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسي و شركت دادن آنها در طرح نقشه هاي كار و فعاليت
11-استفاده از نمرات و آزمون ها براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان (بيابانگرد،1380)
12-علاقه مندي ياددهنده به موضوع : دربسياري از مواقع مشاهده مي كنيم كه بي علاقه بودن يادگيرندگان به موضوعي خاص ناشي از علاقه مند نبودن والدين و مربيان آنهاست . معلمي كه در زنگ انشاء ، ورقه هاي رياضي را تصحيح مي كند يا در ساعت ورزش به بافندگي مشغول مي شود ، عملا“ به يادگيرندگان مي گويد كه براي اين فعاليت ارزش قائل نيست .
13-مطالب آموزشي را بايد از ساده به دشوار ارائه كرد . مي توان با فعال سازي دانش آموز به هنگام تدريس در او ايجاد انگيزه نمود .
14-به وضع جسماني دانش آموزان و وضع ظاهري كلاس بايد توجه نمود . كلاس درس را بايد از نظر ظاهري و رواني تبديل به محيطي امن و آرام نمود .
15-از مقايسه نمودن دانش آموزان با يكديگر خودداري نماييد .
16-قدرداني از كار دانش آموز او را به كوشش و تلاش بيشتر و دلبستگي به درس وادار خواهد نمود .
17-برقراري ارتباط بين مطالب درسي با واقعيات زندگي در ايجاد انگيزه مؤثر مي باشد .
18-بلافاصله دانش آموز را از ميزان پيشرفت در كارش مطلع نماييد . آگاهي از نتيجه كار در هر مرحله از آموزش ، دانش آموز را از عملكرد خود آگاه نموده و باعث مي شود تا به تقويت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفي خود بپردازد .
19-استفاده از علائق يادگيرنده : مربيان و والدين مي‌توانند با شناسايي علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمايند .
20-مقابله با بازدارنده هاي عاطفي و هيجاني كه موجب دلسردي و كاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصيل مي شود . مثلا“ معلمي ممكن است از دانش آموز توقع زياد داشته باشد و يا پس از ورود به كلاس به هيچ دانش آموزي اجازه ورود ندهد و يا تكاليف سنگين تعيين كند ، زياد درس بدهد ، سخت نمره دهد و گاهي تبعيض روا دارد .
21-انگيزش از راه سرمشق گيري : معلم در اين شيوه از شخصيتي خاص تمجيد و تجليل نموده و او را يك نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفي مي كند و دانش آموزان نيز از طريق همانند سازي با آن به درس و مدرسه علاقه مند مي شوند .
22-تحريك حس كنجكاوي دانش آموزان
23-آموزش برنامه ريزي به دانش اموزان از طريق رفتار و گفتار و كردار خود در كلاس درس و ارائه نظرات مشورتي به آنها درتهيه برنامه
24-در آميختن درس با تفريح و بازي دانش آموزان را به يادگيري بيشتر علاقه مند مي سازد . (شهرآراي، 1378)
2-1-16-آموزش انگیزه پیشرفت
مک کللند (۱۹۶۵) اعتقاد داشت که انگیزه پیشرفت خصوصیتی است که می شود به وسیله آموزش آن را افزایش داد و تعلیم و تربیت، محیط خانوادگی و اجتماعی در تکوین آن نقش اساسی دارند. بر این اساس به نظر وی انگیزه پیشرفت یک خصوصیت ارثی نیست. آن چه مک کللند را به این دیدگاه رهنمون ساخت تحقیقی بود که وی در سال ۱۹۶۰ برای آموزش انگیزش پیشرفت به صورت دوره های آموزشی برگزار کرد. این دوره های آموزشی در چندین کشور از جمله کشور هندوستان برای مدیران اجرایی برگزار شد. نتایج این بررسی ها نشان داد که همه مدیرانی که دوره های آموزشی را برای ارتقا انگیزه پیشرفت گذارنده بودند، کارهایشان را بهتر از قبل انجام دادند و موفقیت های بیشتری را کسب نمودند.
مک کلند (۱۹۶۵) و مایرون و مک کللند (۱۹۶۷) برنامه آموزش انگیزه پیشرفت را در چهار مرحله تدوین کردند. در این دوره های آموزشی بین ۹ تا ۲۵ نفر زیر نظر مربیان کار آزموده آموزش دیدند. مدت زمان آموزش بین ۷ تا ۱۴ روز طول کشید. چهار مرحله آموزشی به شرح زیر بود.
۱)در مرحله اول، موضوع انگیزه پیشرفت طرح می شد شرکت کنندگان با این مطلب آشنا می شدند که انگیزه ها قابل تغییرند.
۲) در مرحله دوم، معنی و مفهوم انگیزه پیشرفت و چگونگی سنجش و اندازه گیری انگیزه پیشرفت به شرکت کنندگان آموزش داده می شد.
۳) به افرادی که این دوره را می دیدند یاد داده می شد که در مسیر پیشرفت و کسب موفقیت های بزرگ چگونه باید عمل کنند. به آنها یاد داده می شد موقعیت ها و شرایطی از کار را ترجیح دهند که در آن مسئولیت های فردی وجود داشته باشد، میزان مخاطره در حد متوسط باشد و نتایج عملکرد و باز خورد به سرعت به فرد داده شود. در این مرحله مربی از نمونه های واقعی استفاده می کرد واز آنها می خواست که با توجه به تجربه های شخصی خود این مفاهیم را توجیه کنند. پس از آن مربی نتیجه عملکرد را به افرادی که از نظر رفتار پیشرفت گرا بودند ارائه می داد. این موضوع باعث می شد که هر کس نتیجه عملکرد خود را با نتیجه عملکرد کسی که انگیزه پیشرفت در او بسیار بالاست، مقایسه کند.
۴) دوره مزبور این گونه پایان می پذیرفت که از شرکت کنندگان خواسته میشد تا هدفها را تعیین کنند و بگویند که در مسیر کسب موفقیت (برای دستیابی به هدف های تعیین شده) چگونه عمل می کنند. این هدف ها نوشته می شدند و به صورت بخشی از برنامه اجرایی در می آمدند. برای ارزیابی پیشرفت، اساس کار هدف هایی بود که تعیین شده بود.
2-1-17-خود کار آمدی
خود کار آمدی عمده ترین و اصلی ترین مکانیسم در کارکرد شناختی انسان به شمار می رود و عبارت است از باور های افراد در مورد لیاقت هایشان جهت اعمال کنترل روی حوادث موثر زندگی (بندورا، 1992). در چهار چوب نظریه خودکارآمدی بندورا چنین عنوان می شود که افراد دارای باورهای قوی در مورد توانایی های خود نسبت به افرادی که در مورد توانایی های خود تردید دارند ، در انجام تکالیف کوشش و پافشاری می کنند و در نتیجه عملکرد آن ها در انجام تکالیف بهتر است . عوامل بسیاری در شکل گیری عوامل انگیزش و شناختی نقش دارند.
باور های خود کار آمدی زمینه ی تازه ی در پژوهش های روان شناختی ایجاد کرده است. هر پژوهشی در این زمینه می تواند جنبه اکتشافی داشته باشد و به شناخت ماهیت و کنش وری آن کمک کند . از لحاظ علمی با توجه به اثرات گسترده امید با باورهای خودکار آمدی تا حدودی اهمیت چنین پژوهشی را نمایان می سازد.
خود کار آمدی ، یکی از مفاهیم مورد تاکید در نظریه های یادگیری است . خود کار آمدی (به قضاوت فرد در مورد توانایی های خود برای انجام موفقّیت آمیز یک تکلیف یا کار) گفته می شود . (وولفلک،2004) تئوری خودکار آمدی بندورا، به نقش اعتماد و اطمینان و عزت نفس فرد نسبت به توانایی هایش در انجام رفتار خواسته شده از وی تاکید دارد.(بندورا و آدامز 2002) باورهای خود کار آمدی تعیین می کند که افراد تا چه اندازه برای فعالیت خود انرژی صرف می کنند و تا چه میزان در برابر موانع مقاومت می نمایند.(پاجارس و شانک،2001) خود کار آمدی بر رفتار فرد بسیار تاثیر گذار است . به عنوان مثال ، دانش آموز دارای خودکارآمدی سطح پایین ممکن است حتی برای یک امتحان



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *