— (329)

155848739195712286000324485000
2056415-72657100
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی
دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی، گروه روانشناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)
گرایش: روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی
عنوان:
مقایسه ادراک و حافظه بینایی و شنیداری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر دختر با و بدون معلولیت جسمی حرکتی
استاد راهنما:
دکتر مهدیه صالحی
استاد مشاور:
دکتر مهناز استکی
پژوهشگر:
پرنیان شاه محمدی
1785620519430تابستان 1392
تقدیم به مادر عزیزم
و
شهابالدین
شهریار
پرستو
و
پریسا
17284702258695
تقدیر و سپاسگزاری:
اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی اَدْعوُهُ فَیجیبُنی
سپاس از استاد فرزانه سرکار خانم دکتر مهدیه صالحی،
سپاس از استاد فرزانه سرکار خانم دکتر مهناز استکی،
13665203669030
بسمه تعالی
تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب پرنیان شاه محمدی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد به شماره دانشجویی 88106871600 در رشته روانشناسی کودکان استثنایی که در تاریخ 4/4/92 از پایان نامه خود تحت عنوان: مقایسه ادراک و حافظه بینایی و شنیداری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر دختر با و بدون معلولیت جسمی حرکتی
با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نموده ام بدین وسیله متعهد می شوم :
این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران ( اعم از پایان نامه ، کتاب ، مقاله و … ) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رویه های موجود ، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
این پایان نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( هم سطح ، پایین تر یا بالاتر ) در سایر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل ، قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را بپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی :
187071029078600 تاریخ و امضاء :

بسمه‌تعالی
در تاریخ 4/4/92
دانشجوی کارشناسی ارشد پرنیان شاه محمدی از پایان نامه خود دفاع نموده وبا نمره 18 بحروف هیجده تمام و با درجه عالی مورد تصویب قرار گرفت.
امضاء استاد راهنما
177228533591500
بسمه تعالی
دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکزی
دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی
کد شناسایی پایان‌نامه : 10120706911008 نام واحد دانشگاهی: تهران مرکزی کد: 101
عنوان پایان نامه: تاثیر بازی درمانی کوتاه مدت ساختاری بر کاهش علائم همراه در کودکان با کاستی توجه- بیش فعالی
تاریخ شروع پایان نامه: 22/9/91
تاریخ اتمام پایان نامه: 4/4/92 نام ونام خانوادگی دانشجو: مژده طرازی
شماره دانشجویی: 89097462300
رشته تحصیلی: روانشناسی کودکان استثنایی
استاد /استادان راهنما: دکتر مهدیه صالحی استاد مشاور: دکتر مهناز استکی
چکیده پایان نامه ( شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده):
پژوهش حاضر به مقایسه بین ادراک و حافظه بینایی و شنیداری در کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر دختر با و بدون معلولیت جسمی – حرکتی در شهر تهران می پردازد..
در این پژوهش که بر مبنای روش همبستگی انجام شده است، 44 دانش آموز دختر کم توان ذهنی آموزش پذیر بین 6 تا 12 سال که در سال تحصیلی 1391-92 در تهران در حال تحصیل هستند، به طور تصادفی انتخاب شده اند. آزمون فراستیک برای سنجش ادراک دیداری آنها، آزمون وپمن برای ادراک شنیداری، آزمون آندره ری برای حافظه دیداری و آزمون حافظه اعداد وکسلر برای سنجش حافظه شنیداری استفاده شده است..
تی مستقل در سطح پنج درصد به منظور سنجش همبستگی میان متغیرها استفاده شده و نتیجه یک تفاوت معنادار بین دو گروه دانش آموزان دختر کم توان ذهنی با و بدون معلولیت جسمی را اثبات کرده است، اما تمایز مشخصی بین حافظه دیداری و شنیداری در این دو گروه وجود ندارد..
واژگان کلیدی: ادراک دیداری، ادراک شنیداری، حافظه دیداری، حافظه شنیداری، ناتوانی جسمی، کم توان ذهنی آموزش پذیر
(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است)
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضا:
مناسب نیست
23475953326765
فهرست مطالب
عنوانصفحه
TOC \o “1-7″ \h \z \u چکیده PAGEREF _Toc412450645 \h 1فصـل اوّل:کلیّـات پـژوهشمقدمه PAGEREF _Toc412450648 \h 3بیان مساله PAGEREF _Toc412450649 \h 7اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc412450650 \h 9هدف پژوهش PAGEREF _Toc412450651 \h 11فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc412450652 \h 11متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc412450653 \h 11تعاریف مفهومی PAGEREF _Toc412450654 \h 11فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه پژوهشمبانی نظری PAGEREF _Toc412450659 \h 15حافظه PAGEREF _Toc412450660 \h 15حافظه حسی PAGEREF _Toc412450661 \h 18ادراک PAGEREF _Toc412450662 \h 22مفهوم مسیر ادراکی PAGEREF _Toc412450663 \h 22مفهوم نظام های نمیه مختار PAGEREF _Toc412450664 \h 23انباشت نظامهای حسی PAGEREF _Toc412450665 \h 25از پیام های حسی تا ادراک PAGEREF _Toc412450666 \h 26ادراک کل و جزء PAGEREF _Toc412450667 \h 27ادراک بینایی PAGEREF _Toc412450668 \h 28ادراک شنودی PAGEREF _Toc412450669 \h 28حرکت PAGEREF _Toc412450670 \h 29رشد حرکتی PAGEREF _Toc412450671 \h 30فعالیت ادراکی – حرکتی PAGEREF _Toc412450672 \h 33تئوری های ادراکی – حرکتی PAGEREF _Toc412450673 \h 34تئوری گتمن : ویژه موتور (دید حرکتی) PAGEREF _Toc412450674 \h 35مدل دید حرکتی PAGEREF _Toc412450675 \h 35نقد و ارزیابی تئوری گتمن PAGEREF _Toc412450676 \h 38تئوری ادراکی ـ حرکتی کپهارت PAGEREF _Toc412450677 \h 39رشد الگوهای حرکتی PAGEREF _Toc412450678 \h 40تئوری حرکت آفرینی (موویژنی) PAGEREF _Toc412450679 \h 41نظریه حرکت آفرینی PAGEREF _Toc412450680 \h 42تئوری تشکل نظام عصبی «دُمن و دلاکتو» PAGEREF _Toc412450681 \h 44ارزیابی و نقد تئوری تشکل نظام عصبی PAGEREF _Toc412450682 \h 46رابطه ادراک و حرکت و نقش این ارتباط در یادگیری PAGEREF _Toc412450683 \h 46عقب ماندگی ذهنی PAGEREF _Toc412450684 \h 49پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc412450686 \h 50تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc412450687 \h 50تحقیقات داخل کشور PAGEREF _Toc412450688 \h 52فصل سوم:روش پژوهشروش پژوهش PAGEREF _Toc412450691 \h 55جامعه آماری PAGEREF _Toc412450692 \h 55نمونه و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc412450693 \h 55ابزار پژوهش PAGEREF _Toc412450694 \h 55مقیاس فراستیک PAGEREF _Toc412450695 \h 55روش جمع آوری اطلاعات PAGEREF _Toc412450699 \h 60روش تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc412450700 \h 60فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده هاالف)توصیف داده ها PAGEREF _Toc412450703 \h 63ب) تحلیل داده ها PAGEREF _Toc412450708 \h 65فصل پنجم:بحث و نتیجه گیریبحث و بررسی یافته های تحقیق PAGEREF _Toc412450715 \h 70بحث و تحلیل نتایج PAGEREF _Toc412450717 \h 72محدودیت ها PAGEREF _Toc412450718 \h 75پیشنهادات PAGEREF _Toc412450719 \h 75پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc412450720 \h 75پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc412450721 \h 76منابع فارسی PAGEREF _Toc412450722 \h 77

فهرست جدول ها
عنوانصفحه
جدول سطوح عقب ماندگی ذهنی با توجه به اندازه گیری هوشبهر PAGEREF _Toc412450685 \h 49جدول 1-4: شاخص‌های توصیفی نمرات ادراک بینایی و شنیداری در دانش آموزان کم توان ذهنی با و بدون معلولیت جسمی حرکتی PAGEREF _Toc412450704 \h 63جدول 2-4: شاخص‌های توصیفی نمرات حافظه بینایی و شنیداری در دانش آموزان کم توان ذهنی با و بدون معلولیت جسمی حرکتی PAGEREF _Toc412450706 \h 64جدول 3-4: نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه نمرات ادراک بینایی در دو گروه PAGEREF _Toc412450709 \h 65جدول 4-4: نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه نمرات ادراک شنیداری در دو گروه PAGEREF _Toc412450710 \h 66جدول 6-4: نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه نمرات حافظه شنیداری در دو گروه PAGEREF _Toc412450712 \h 68جدول 5-4: نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه نمرات حافظه بینایی در دو گروه PAGEREF _Toc412450711 \h 67
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار 1-4- میانگین نمرات ادراک بینایی و شنیداری در دانش آموزان کم توان ذهنی بدون معلولیت جسمی حرکتی PAGEREF _Toc412450705 \h 63نمودار 2-4- میانگین نمرات حافظه بینایی و شنیداری در دانش آموزان کم توان ذهنی بدون معلولیت جسمی حرکتی PAGEREF _Toc412450707 \h 64چکیده
پژوهش حاضر به مقایسه بین ادراک و حافظه بینایی و شنیداری در کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر دختر با و بدون معلولیت جسمی – حرکتی در شهر تهران می پردازد..
در این پژوهش که بر مبنای روش همبستگی انجام شده است، 44 دانش آموز دختر کم توان ذهنی آموزش پذیر بین 6 تا 12 سال که در سال تحصیلی 1391-92 در تهران در حال تحصیل هستند، به طور تصادفی انتخاب شده اند. آزمون فراستیک برای سنجش ادراک دیداری آنها، آزمون وپمن برای ادراک شنیداری، آزمون آندره ری برای حافظه دیداری و آزمون حافظه اعداد وکسلر برای سنجش حافظه شنیداری استفاده شده است..
تی مستقل در سطح پنج درصد به منظور سنجش همبستگی میان متغیرها استفاده شده و نتیجه یک تفاوت معنادار بین دو گروه دانش آموزان دختر کم توان ذهنی با و بدون معلولیت جسمی را اثبات کرده است، اما تمایز مشخصی بین حافظه دیداری و شنیداری در این دو گروه وجود ندارد..
واژگان کلیدی: ادراک دیداری، ادراک شنیداری، حافظه دیداری، حافظه شنیداری، ناتوانی جسمی، کم توان ذهنی آموزش پذیر

فصـل اوّلکلیّـات پـژوهش
مقدمهبرای شناخت و استفادۀ بهینه از محیط باید درطول زندگی، تلاش بسیاری کرد در این تلاش انسان نیاز به قابلیت هایی دارد تا به شناخت محیط و اصلاح یا تغییر آن دست یابد. این قابلیت ها را توانایی های روان شناختی وی، در اختیارش قرار میدهد (پیاژه، 195). رشد حرکتی کودک همزمان با رشد جسمانی و فیزیولوژیکی، همچنین براساس چگونگی تعامل وی با اطرافیان که به میدان تحولی کودک نظم، جهت و انسجام می دهد، متحول میشود. کودکان، آموزندگانی پر جنب و جوش و فعال هستند (کرتیس، ترجمۀ اقازاده و دبیری، 1387)، لذا حرکت، شرایطی را برای کودک فراهم می سازد که براساس آن میتواند به اکتشاف دنیای پیرامونش بپردازد. جنسن (2002) معتقد است که فرد میتواند مجموع توانایی های مغزی خود را به یاری حرکت مورد بهره برداری قرار دهد یا توانمندی ها را به شکوفایی برساند.
هی وود(2000) نیز علاقۀ متخصصان رشد را به مطالعۀ نقش فعالیت های اولیۀ حرکتی در رشد کلی و همه جانبۀ کودکان تایید می کند. وی معتقد است که این احتمال وجود دارد که فعالیت حرکتی در محیط برای یکپارچگی ادراکات و حرکات هدفمند حیاتی باشد.
در نظر گرفتن جنبه های حرکتی و تحلیل آنها، برای درک رشد توانایی های ذهنی ضروری ست (دادستان، 1379) توانایی های ذهنی امکان ندارد که از توانایی های حرکتی پایه جدا باشند. بنابراین، مطالعۀ این گونه حرکت ها و فراهم ساختن امکان پرورش و رشد آنها سبب تقویت و حتی ترمیم توانایی های ذهنی میشود. از نظر پیاژه، رشد کودک بستگی بسیار زیادی با دخل و تصرف او در محیط پیرامونش و تعامل با آن دارد. وی معتقد است که آگاهی از طریق اجرا حاصل میشود(اسلاوین، ترجمۀ سیدمحمدی، 1385)، پس برای آموزش و تغییر توانایی های ذهنی کودکان باید به تقویت و غنی سازی محیط آنان مبادرت ورزید، زیرا کودکان ضمن جستجو در محیط، با رویدادهایی روبه رو میشوند که علاقۀ آنان را جلب می کند. آن ها به ویژه تحت تاثیر رویدادهایی قرار می گیرند که نسبتاً تازگی دارند، یعنی رویدادهایی که با تجربه های قبلی آنان، کاملاً منطبق نباشند. ذهن کودک وقتی به خوبی تحول می یابد که فعال باشد. کودک فقط چیزهایی را خوب فرا میگیرد که از راه مشاهده، تعمق، تجربه و فعالیت شخصی آموخته باشد. در این میان بازیهای کودکان – بازیهای سازمان یافته و هدایت شده و بازیهای آزاد- نقشی بیبدیل در تسریع و تقویت تواناییهایشان ایفا میکند (پیاژه، 1964، اسمیلنسکی، 1968؛ پاپالیا و الدز، 1992).
ویگوتسکی معتقد است که بازی، منبعی هدایت کننده برای رشد ذهنی کودکان پیش دبستانی است (ویگوتسکی به نقل از کمپبل, 2008). چامسکی نیز معتقد است که ساختارهای شناختی، از تلاش های کودک در برخورد با محیط و درک آن پدید می آید (چامسکی به نقل از کرین ترجمۀ خوی نژاد و رجایی، 1384).
پژوهشگران معتقدند که تکالیف متفاوت، تواناییهای کودکان را به شیوههای گوناگون پرورش میدهند و تجربۀ آنها میتواند بر آهنگ رشد تاثیری شگرف داشته باشد(گلمن، 2000؛ اوورتون، 1998).
رشد حرکتی و شرکت فعال کودک در بازیهای گوناگون حرکتی اساس رشد عاطفی – اجتماعی، روانی – حرکتی و شناختی او را تشکیل میدهد (فلاول1988).
ارتباط و تعامل این جنبهها به سادگی در رفتار حرکتی کودکان مشاهده میشود. نخستین خودشناسی و خودآگاهی کودک، شناخت بدن و حرکاتش است. بنابراین فعالیتهای حرکتی – ادراکی کودک در دورۀ کودکی، پایه و وسیلهای برای کشف دنیای پیرامون، برقراری روابط با اشیاء و افراد و تعاملات عاطفی و هیجانی ست (رمضانی نژاد، 1382). در واقع، میتوان گفت که آموزش و تجربه از جمله تعاملات اجتماعی هستند که سبب تسریع رشد همه جانبه کودک میشوند(دو ریس، 1997؛ فلاول، میلر و میلر، 1993).
برنامه‌های حرکتی و بازی‌های هدفمند، همراه با سایر فعالیت‌های تربیتی و پرورشی، بستری مناسب برای تمرین و تکرار برخی از مفاهیم ذهنی و شناختی در دوره کودکی است. حرکت، وسیله‌ای برای برقراری ارتباط و آموزش است و با آن میتوان مفاهیم اولیه مانند وزن، جهت‌یابی، شکل کمیت و کیفیت، زمان و مکان و … را به کودک آموخت. (مهجور، 1370)
طی سالیان گذشته، ارتباط میان فعالیت بدنی و حوزه شناختی، یعنی اندیشه و عمل، مورد توجه محققان قرار گرفته است و مشخص شده که توانایی خوب اندیشیدن تا چه حد در انجام دادن مهارت‌های حرکتی موثر است(جنسن، 2002).
مطالعات نشان داده‌اند که در کودکانی با هوش بهر کمتر از 70، ارتباطی جزئی اما مثبت میان هوش و توانایی حرکتی وجود دارد. همچنین، دیده شده است که شرکت در فعالیت‌های بدنی و بازی بر پیشرفت تحصیلی تاثیر مثبت داشته است (آقازاده، 1386). از این گذشته، موفقیت در مهارت‌های حرکتی ممکن است برخی افراد را برای تلاش بیشتر برای موفقیت در کوشش های دیگری مانند کاوش ذهنی، تحریک کند. بسیاری از افراد، به ویژه کودکان دبستانی، تمایل بسیاری به شرکت در فعالیتهای بدنی از خود نشان می‌دهند. بنابراین، وقتی که فعالیت‌های بدنی به عنوان وسیله ای برای آموزش موضوع‌های آموزشگاهی به کار می‌روند، در اغلب موارد، علاقه به یاد گرفتن به میزان بسیار افزایش می‌یابد (آقازاده و تورانی، 1384).
پژوهشگران مانند کفارت، هارتمن و جین آیرز، حرکت و فعالیت را اساس یادگیری و پایه‌ای برای تحول ذهنی می‌دانند. آنان تفکیک ناپذیری نیروهای روانی و جسمانی را در به اجرا در آوردن هر گونه الگوی حرکتی، آن هم در مراحل اولیه آموزش، به منزله یک اصل اساسی مورد تاکید قرار می‌دهند (کفارت، هارتمن، جین آیرز به نقل از مشرف جوادی، 1367).
نقش‌هایی که برای بازی‌ها در نظر گرفته میشود، روشن می‌کند که بازی‌ها به هر صورت که ارائه شوند، تاثیری مثبت بر کودکان می‌گذارند، خواه این تاثیر بر سازندگی زندگی عاطفی کودکان باشد، خواه بر رشد شناختی کودکان(مهجور، 1370). بازی نه فقط بر رشد تواناییهای شناختی کودکان، بلکه بر ساخت فیزیولوژیکی مغز او نیز اثری غیر قابل انکار دارد (پاپالیا و الدز، 1992، زیگرا، 1998، کمپبل، 2008).
همفری در تحقیقی نشان داده است که هر گاه مفاهیم دستور زبان را از طریق بازیهای آموزشی و غیرآموزشی به کودکان بیاموزیم، آنها در مقایسه با گروهی که همین مفاهیم را از طریق آموزش به کودکان بیاموزیم، آنها در مقایسه با گروهی که همین مفاهیم را از طریق آموزش سنتی و رسمی میآموزند، به طور معنادار پیشرفت بیشتری نشان میدهند. این آزمایش براساس این فرضیه طرح شده است که شرکت کودکان در بازی‌ها سبب انگیزش آنها در یادگیری مفاهیم خواندن و دستور زبان خواهد شد (همفری به نقل از مهجور، 1370).
بانکر(1991) در تحقیقی دیگر تحت عنوان «ورزش و تربیت بدنی در مدارس ابتدایی» این مطلب را عنوان کرده است که فعالیت‌های بدنی سبب پدید آمدن عزت نفس و اعتماد به نفس در کودکان میشود. فعالیت‌های جستجو گرایانه، کودکان را برای گسترش مهارت‌های حرکتی که در هفت تا ده سالگی اهمیت دارند، توانمند می‌کنند.
بیان مسالهیکی از مهمترین مهارت‌های انسان مهارت حرکتی است. این مهارت یکی از اشکال حرکت در انسان است که با توجه به الگوی رشدی و بنیادی بصورت سازمان یافته در جهت سازگاری آدمی مطرح است (شجاعی، 1387). هلرو همکاران (1963، 1965) اسمیت و اسمیت (1966) ریزن و آرونز، 1959، نقل از بهرام و شفیع زاده) بر اهمیت حرکت در رشد و پالایش توانائی‌های ادراکی و دیداری و سازگاری آن‌ها با ماهیچه‌ها و همچنین دستگاه عصبی کودک تاکید نمودند. کودک زمانی می‌تواند صحبت کند که بتواند بایستند یعنی توانایی حرکتی او رشد یافته و سپس زبان و ارتباط کلامی او ظاهر شود. بچه‌ی 5 ساله زمانی می‌تواند یک گره پروانه‌ای بزند که مهارت های حرکتی ظریف او رشد یافته باشد و همچنین میزان رشد شناختی او این مهارت را تکمیل کند (افروز، 1388). افرادی چون پیاژه، گتمن، بارش، کپارت، دلاکوتو، مونته سوری، موسکا موستون هر کدام برای نقش مهارت‌های حسی ـ حرکتی در رشد شناختی و ادراکی کودکان راهبردهایی را ارائه کردهاند. پیاژه زیر بنای رشد فرآیندهای عقلانی چون زبان، شناخت و تفکر را در شکل گیری درست و به موقع دوره‌ی حسی ـ حرکتی میداند. دلاکاتور رابطه‌ی قوی بین سازمان عصبی و حرکت‌ها را مطرح کرد. گتمن ادراک بینایی از راه آموزش حرکتی را امکان پذیر ساخت. کبارت مشکلات یادگیری را ناشی از عدم رشد بهنجار مهارت‌های حرکتی می داند. مونته سوری با آموزش حواس از راه حرکت و ارتباط لمسی شیء به تقویت مهارت‌های شناختی کودک پرداخت(میلانی فر،1378).
طرفداران روش ادراکی – حرکتی (کرپارت، گتمن، برچ) معتقدند که یادگیری حرکتی مبدأ یادگیری است و حرکت و دستگاه ادراکی و پیوندهای ارتباطی میان یادگیری حرکتی و ادراکی به وجود می‌آید. پنسو(1991) تاکید کرده است که ادراک درون داده‌های حسی یعنی شناخت، بصیرت، فهم و ایجاد حواس مشترک، کلیدی جهت هر نوع یادگیری است و بنابراین بر اهمیت مشکلات درکی – حرکتی در افراد دارای اختلالات یادگیری صحه می‌گذارد. از آنجایی که اصطلاح «حرکت» به جابجایی بدن اطلاق میشود وجود ناتوانی در تحول حرکتی میتواند در یادگیری تکالیفی که به مهارت‌های حرکتی ظریف، هماهنگی چشم و دست و تعادل نیازمند هستند باعث بروز مشکلاتی گردد(مهجور،1371).
این مشکلات میتوانند حرکات را ضعیف کرده و بر استفاده و کنترل ماهیچه‌ها اثر منفی بگذارند و یا میتوانند باعث ضعف در هماهنگی عملکرد حرکتی و ادراکی شوند. اصطلاحات«ادراکی – حرکتی» و «حسی – حرکتی» اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند. زیرا بسیاری از تکالیف نیازمند ترکیب درون دادهای حسی و برون دادهای فعالیت‌های حرکتی می‌باشند به علاوه به سختی میتوان در مواردی فقط با ادراک یا فعالیت حرکتی مجزا برخورد کرد (فورگس و ملامد، 1976).
هر چه حرکت و تجارب یادگیری ادراکی کودک بیشتر باشد، فرصت‌ همتایی ادراکی – حرکتی و رشد یک پاسخ انعطاف پذیر به موقعیت های مختلف حرکتی بیشتر می شود.
فقدان تجارب حرکتی متنوع کودکان کم توان، میتواند رشد حرکتی آنها را به تاخیر بیاندازد و چناچه کودک کم توان دارای مشکل جسمی – حرکتی نیز باشد این تاخیر میتواند بیشتر باشد. معمولا کودکی که از نظر ادراکی عقب مانده است، در توانایی ادراکی و تعبیر و تفسیر داده‌ها و محرک‌ها و مقایسه آنها با داد‌های اصلی مشکلی عمده‌ای دارد. توانایی های حرکتی برای عملکرد موثر و کارآمد فرد در حیطه‌های یادگیری روانی – حرکتی – شناختی و عاطفی بسیار ضروری است.
مفهوم عقب‌ماندگی ذهنی مشتمل است بر نقص‌هایی در توانایی شناختی و نیز در رفتارهای لازم برای کفایت اجتماعی و شخصی، که کارکرد انطباقی محسوب می‌گردند،(کاپلان ـ سادوک2007). افراد عقب‌مانده از دید آموزش و پرورش به چهار گروه حمایت‌پذیر، تربیت پذیر، آموزش‌پذیر و دیرآموز که ضعیف‌ترین آن‌هاست، تقسیم شده‌اند (افروز، 1379). فرد کم‌توان هوشی آموزش پذیر فردی است که به دلیل رشد هوش زیر هنجاری‌اش نمیتواند از برنامه‌های رایج تحصیلی که در مدرسه‌ عادی ترتیب داده شده بهره کافی ببرد (سیف‌ نراقی و نادری، 1387) .
با توجه به مبانی نظری مطرح شده، پژوهش حاضر با هدف مقایسه ادراک بینایی ،شنیداری و حافظه بینایی،شنیداری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر با و بدون معلولیت جسمی می باشد و پژوهشگر بر آن است تا به این سوال پاسخ دهد که:”آیا ادراک بینایی، شنیداری و حافظه بینایی،شنیداری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر با و بدون معلولیت جسمی با هم تفاوت خواهد داشت؟”.
اهمیت و ضرورت تحقیق :از مدتها پیش نقص و نارسایی در مهارتهای حرکتی مورد توجه بسیاری از پژوهشگران بوده است. کادسجو وگیلبرگ (1998) همپوشی بین مشکلات توجه و مشکلات حرکتی را مورد بررسی قرار داده و آن را تحت عنوان DAMP (نقص در توجه، کنترل حرکتی و ادراک) مطرح نمودند. پیک، پیچر و هیی (1999) نیز به بررسی هماهنگی حرکتی در کودکان با اختلال نقص توجه / بیش فعالی (ADHD) پرداختند. آنها دریافتند این کودکان مشکلاتی در هماهنگی حرکتی نشان می‌دهند. همچنین در این پژوهش نشان داده شد که بین عدم توجه و مشکلات حرکتی ارتباط قوی وجود دارد و سطوح بالاتر عدم توجه پیش بینی کننده مشکلات حادتر در هماهنگی حرکتی است. پژوهش دیویی وهمکاران (2000) نشان داد که کودکان با ناتوانی های یادگیری و مبتلا به نارساخوانی مشکلات حادتری درهماهنگی حرکتی دارند. چایکس و همکاران (2007) پژوهشی در زمینه نارسایی حرکتی کودکان مبتلا به اختلال در خواندن انجام دادند. هدف از این پژوهش تعیین فراوانی نارسایی حرکتی در کودکان با اختلال درخواندن بود. نتایج به دست آمده از این پژوهش مبین رابطه معنادار بین نقص در توجه و نارسایی‌های حرکتی بود. هیل (1998) با انجام پژوهشی دریافت کودکان با مشکلات زبانی به طور معناداری در تکالیف حرکتی مشکل دارند.
تحقیقات گذشته نشان داده که کودکان با مشکلات حرکتی مشکلا ت بسیاری در زبان، خواندن، ریاضی و مهارتهای ادراک بینایی نشان می‌دهند. کادسجو گیلبرگ (1999) دریافتند اختلال هماهنگی رشدی ارتباط قوی با اختلال بیش فعالی دارد، به طوری که تقریباً نیمی از کودکان با اختلال بیش فعالی دارد، به طوری که تقریباً نیمی از کودکان با اختلال هماهنگی رشدی، علائم اختلال بیش فعالی را نشان می‌دهند. آنها همچنین گزارش کردند بین مشکلات حرکتی و مشکلات در ادراک خواندن در ده سالگی ارتباط قوی وجود دارد. برخی از محققین عقیده دارند ارتباط نقایص حرکتی با نقایص خواندن ممکن است مبین زمین ارثی این اختلالات باشد. نتایج دو مطالعه خانوادگی از این عقیده حمایت می‌کند که ارتباط بسیار قوی بین ناتوانی‌های خواندن و مشکلات حرکتی وجود دارد(پاشازاده،1378).
اخیراً محققین به بررسی رابطه بین مشکلات حرکتی و مشکلات رفتاری و عاطفی پرداخته‌اند. نتایج حاصل از مطالعات طولی حاکی از آن است که کودکان دچار مشکلات حرکتی در مقایسه با کودکان دیگر ناپخته‌تر، گوشه‌گیر و منفعل هستند. علاوه بر این احساس خود ارزشمندی کمتر و اضطراب و علائم جسمانی بیشتر، در کودکان با مشکلات حرکتی اثبات شده است. مطالعاتی که به پیگیری کودکان با اختلال هماهنگی رشدی و کودکان با اختلال بیش فعالی پرداخته‌اند، نشان داده‌اند که این دسته از کودکان در معرض خطر بسیاری از اختلالات شخصیتی و روانپزشکی هستند. نتایج این پژوهشها نشان داده که بیش از نیمی از این کودکان در نوجوانی اختلالات شخصیتی و روانپزشکی نشان می‌دهند. علائم روانپزشکی آنان شامل این افراد در سن 22 سالگی نشان داد که 58٪ از آنان شامل اختلالات عاطفی و اضطرابی تا اختلال شخصیتی می‌باشد. پیگیری این افراد در سن 22 سالگی نشان داد که حد الکل، جرایم جنایی، اختلال خواندن وعملکرد تحصیلی ضعیف داشته‌اند(پاشازاده،1378)..
بررسی پژوهشهای پیشین حاکی از آن است که برخی از آنها به بررسی مشکلات یادگیری و توجهی در کودکان با مشکلات حرکتی و برخی دیگر به مشکلات رفتاری و عاطفی این کودکان پرداخته‌اند. از آن جایی که تاکنون به تاثیر حرکت بر روی ادراک بینایی، شنیداری و حافظه بینایی، شنیداری بطور یکجا پرداخته نشده است هدف از پژوهش حاضر بررسی این موضوع است تا در صورت معنادار بودن تفاوت ادراک بینایی، شنیداری و حافظه بینایی، شنیداری بین دو گروه کودک کم توان با و بدون معلولیت جسمی، روانشناسان از مداخلات بهنگام برای جبران فقدان حرکت در کودک کم توان با معلولیت جسمی بهره ببرند و بتوانند با برنامه ریزی های منظم کاردرمانی، فیزیوتراپی، هیدروتراپی و…. تاثیرات منفی فقدان از تحرک را در سایر زمینه های ادراکی و شناختی کودک کم توان با معلولیت جسمی را به حدداقل برسانند.
هدف پژوهشهدف از پژوهش حاضر، مقایسه ادراک بینایی، شنیداری و حافظه بینایی، شنیداری دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر دختر با و بدون معلولیت جسمی شهر تهران است.
فرضیه های پژوهش
1-بین ادراک شنیداری دانش آموزان کم توان ذهنی با و بدون معلولیت جسمی حرکتی تفاوت وجود دارد.
2- بین ادراک بینایی، دانش آموزان کم توان آموزش پذیر دختر با و بدون معلولیت تفاوت معنا دار وجود دارد.
3-بین حافظه شنیداری دانش آموزان کم توان ذهنی با و بدون معلولیت جسمی حرکتی تفاوت وجود دارد.
4-بین حافظه بینایی دانش آموزان کم توان ذهنی با و بدون معلولیت جسمی حرکتی تفاوت وجود دارد.
متغیرهای پژوهش:متغیر مستقل: معلولیت جسمی حرکتی
متغیر وابسته: ادراک بینایی ، شنیداری و حافظه بینایی، شنیداری
متغیر کنترل: جنسیت، سن، کم توان ذهنی آموزش پذیر
تعاریف مفهومیادراک بینایی: ادراک بینایی نقش مهمی در یادگیری های تحصیل بویژه خواندن بازی می کند . تعدادی از کودکان در تکالیفی که مستلزم کاربرد بینایی در تمییز اشکال و طرحهای هندسی است با اشکال مواجهند . عده ای هم در انجام این نوع کارها موفقندو در عوض در تمییز حروف و کلمات از طریق بینایی شکست می خورند . در قلمرو وسیع ادراک بینایی ، خرده مهارت های متعددی را می توان تشخیص داد . چلفانت و شقه لین ( 1969 )
ادراک شنیداری: ادراک شنیداری نیز یکی از مراحل رشد زبان است. ادراک شنیداری نه تنها موجب شنیدن بلکه موجب تفسیر و فهم پیام نیز می شود. مفاهیمی که تحت نام مهارتهای شنیداری آورده می شوند عبارتند از: تمیز شنیداری یا رمز گشایی متوالی، اکمال شنیداری، تداعی شنیداری و حافظه توالی شنیداری(مهدی پور،1382)…
حافظه بینایی: این حافظه در یادگیری برای باز شناسی و به یاد آوردن حروف الفبای نوشته شده ،اعداد و خزانه لغات دیداری به همان اندازه مهم است که تکامل هجی کردن و مهارت های زبان نوشتاری، این حافظه برای انجام تکالیف جور کردن از راه دیدن، کپی کردن اشکال، محاسبه مسائل ریاضی و یادگیری، طرز استفاده از وسایل بازیها نیز بسیار مهم است(ساموئل کرک،جیمز چلفانت، 1377).
حافظه شنیداری: حافظه شنیداری عبارت است از: توانایی یادآوری و تکرار صحیح و متوالی نشانه های شنیداری. این مهارت دارای اهمیت ویژهای است زیرا مستقیماً با بسیاری از تکالیف درسی و آموزشگاهی نظیر پیروی از دستورالعملها، یادآوری توالی یک داستان که توسط معلم خوانده یا گفته می شود و یادآوری توالی یک طرح موزون در ارتباط است(مهدی پور،1382).
فرد کم‌توان ذهنی آموزش پذیر: فردی است که به دلیل رشد هوش زیر هنجاری‌اش نمیتواند از برنامه‌های رایج تحصیلی که در مدرسه‌ عادی ترتیب داده شده بهره کافی ببرد (سیف‌ نراقی و نادری، 1387) و به علت نارسایی در رشد هوشی یادگیری آنها در مقایسه با کودکان عادی از لحاظ کمی و کیفی محدود است. عدم تمرکز و جلب دقت، اختلال در حافظه فوری و کوتاه مدت، اختلال و نابهنجاری‌های بعضی از حواس پنج گانه مانند بینایی، شنوایی، لامسه و مشکلات کلامی در این افراد موجب محدودیت در امر یادگیری می‌شود (میلانی‌فر،‌1384)معلولیت جسمی_ حرکتی: آن دسته از افرادی هستند که به یکی از دلایل فیزیولوژیکی ناشی از عوامل وراثتی، محیطی و… دچار مشکل در اندام های حرکتی می باشند. و برای خود نیاز به استفاده از وسایل توانبخشی می باشند(میلانی‌فر،‌1384).تعاریف عملیاتی
ادراک بینایی: نمره ای است که آزمودنی در آزمون ادراک بینایی فراستیک بدست می آورد.
ادراک شنیداری: نمره ای که آزمودنی در آزمون وپمن بدست می آورد.
حافظه بینایی: نمره ای که آزمودنی در آزمون آندره ری بدست می آورد.
حافظه شنیداری: نمره ای که آزمودنی در آزمون هوشی وکسلر کودکان چهار در خرده آزمون ارقام رو به جلو و معکوس بدست می آورد.
کودک کم توان ذهنی آموزش پذیر: دانش آموزان دختر 6 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1392-1391 در مجتمع آموزشی دخترانه کم توان صیاد شیرازی منطقه 4 شهر تهران
کودک کم توان ذهنی با معلولیت جسمی: آندسته از دانش آموزان دختر 6 تا 12 ساله که در سال تحصیلی 1392-1391 در مجتمع آموزشی دخترانه کم توان صیاد شیرازی منطقه 4 شهر تهران مشغول به تحصیل بوده و برای جابجایی خود از ویلچیر یا واکر استفاده می کنند.

فصل دوممبانی نظری و پیشینه پژوهش
مبانی نظریاین بخش با توصیفی از چهارچوب نظری متغیرهای مرتبط با پژوهش آغاز می شود ، سپس به پیشینه پژوهش و سوالات پژوهش پرداخته می شود.
حافظه:حافظه چیست و چه ارتباطی با فرایند یادگیری دارد ؟ همه ماحافظه را یک پدیده می بینیم و در این مورد صحبت می کنیم که حافظه ما چه قدر ضعیف است یا حافظه دیگری چه قدر خوب است . در آموزش ، حفظ کردن اطلاعات تمرینی ضعیف به حساب می آید . اگر حافظه را از این دید نگاه کنیم ، آن گاه به نظر می رسد که حافظه واقعا برای شروع نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز موضوع کوچکی است . با این وجد ، اگر فکر کنیم که زندگی بدون حافظه چه شکلی دارد آن گاه درک ما تا حدودی فرق خواهد کرد . کسانی که حافظه خود را از دست داده اند ، در اصل ، بیشتر چیزی را که به هویت آنان شکل می دهد ، از دست داده اند . آنچه مه مارا بی نظیر می کند و بالاتر از آن ، این که تعیین می کند ما چه کسی خواهیم شد ، توانایی ما برای کسب و ذخیره اطلاعات جدید است . مفاهیم ، نظرات و احساسات جدید و در نهایت رفتار ما حاصل این توانایی ماست حافظه چیزی است که ما را قادر می سازد تا از طریق تجربه مطلب بیاموزیم ( پاتریشا ولف ، 2001 ).
در حقیقت ، حافظه برای بقا ضروری است . ما انسان ها بدون قدرت یادگیری ، ذخیره و یادآوری این که چگونه باید به خطرهای محیط جواب دهیم ، کجا باید بدویم یا بجنگیم و حتی چگونه بدویم یا بجنگیم ، شانس کمی برای زنده ماندن داریم . حالا که مساله این گونه روشن شد . از لحظ ظاهر ، تفاوت کمی بین حافظه و یادگیری وجود دارد و این دو آن چنان با ظرافت به هم مرتبط هستند که مطالعه یکی مطالعه دیگری نیز خواهد شد . ( پاتریشا ولف ، 2001 )
وقتی محرکی وارد شود ، احساس و ادراک نیز بدنبال آن صورت می گیرد . در واقع ایندو فعالیت ملازم همدیگرند . حافظه آدمی وابسته به احساس ها و داده هایی است که قبلا از طرف وی دریافت وادراک شده اند و نیز توانایی ذخیره سازی و یادآوری تجربه هایی که پیش از این ، بر اثر مداخله محرکی که در حال حاضر موجود نیست ، احساس و ادراک شده اند . حافظه همان صور ذهنی و بازخوانی آنهاست که گاهی به « منظر ذهن » نیز تعبیر می شود . پیاژه ( 1968 ) حافظه را پدیده ای مربوط به رشد می داند که بر روی مراحل یادگیری حرکتی و ادراک آدمی بنا می شود .
یک موسیقی دان ، سالها پیش آهنگی تصنیف و اجرا کرده است واینک انگار که قطعه ای دل انگیز از آنرا « می شنود »
یک آشپز اکنون که می خواهد لیمویی برای ترش کردن غذا به کار برد ، گویی مزه ترش آنرا « می چشد » .
یک نجار ، زبری سمباده ای را که دیروز بکار گرفته ، الان « احساس » می کند .
یک باغبان عطر شامه نواز گل یاس را ، تنها با تماشای جوانه های نورسته برش شاخ ، « می بوید » ….
اینها نمونه های احساس و ادراکی است که همه و همه فقط در « ذهن » اتفاق می افتد .
مفهوم حافظه همانطور که برای تجارب کلامی بکار می رود ، برای تجارب غیر کلامی ، نیز مورد استفاده قرار می گیرد ـ برای مثال ناتوانی در یادآوری معنی صداهای مربوط به سگ ها ، بوق ها ، رنگ ها و صداهایی از این کلمات ،جهات و گفته ها نیز مثالهایی از ناتوانیهای یادآوری زبان است . مسائل حافظه می تواند به یک مسیر ادراکی خاص نظیر حافظه بینایی یا حافظه شنوایی ارتباط داشته باشد . مقوله های دیگری از حافظه وجود دارد که می توان آنها را بصورت حفاظه طوطی وار ، حافظه گذرا یا کوتاه مدت ، حافظه توالی ، و حافظه مانا یا بلند مدت مطرح ساخت
حافظه طوطی وار . حافظه طوطی وار تکرار ماشینی کلمات بدون فهم معانی آنهاست . کودکی که حافظه طوطی وار دارد ، حروف الفبا را بدون دانستن مفهوم آنها یاد می گیرد و آنگاه که به خانه برگشت فی المثل از مادر خود می پرسد « افلبا یعنی چه ؟ » که منظورش همان الفباست .
حافظه گذرا یا کوتاه مدت . بدنبال فعالیتی کسب می شود کهفرد بخاطر دلائلی نظیر امتحان اطلاعات دریافتی خود را در ذهن خویش ، فقط برای مدت زمان کوتاهی نگهداری کند . اعمالی همچون حفظ کردناعداد و کلمات، پیگیری یک سری دستورهای محدود ، یادآوری و بازسازی اشکال ، یا هجی یک کلمه بریا امتحان ، مثالهایی در اکتساب حافظه گذراست . یافته های تحقیقی که از کار برد آزمون بدست آمده نشان می دهد که کودکان ناتوان در خواندن در حافظه گذرای شنوایی و بینایی نیز از خود ضعف نشان می دهند ( پاراسکه و وپولوس و کرک 1969 ) . کارو ( 1967 ) دریافت افرادی که در یادگیری زبان خارجه ضعیف هستند در آزمون تکرار هجاهای بی معنی نیز پس از یک تاخیر کوتاه مدت ضعف نشان می دهند ، در حالیکه افراد مستعد در یادگیری زبان خارجی در انجام این نوع آزمون دچار اشکال نمی شوند (پاشازاده،1378)..
حافظه توالی و آن پاسخ خود به خودی در مقابل یادآوری های خاص می باشد ، مثلا گفتن روزهای هفته ، عمل شمارش ترتیبی اعداد ، نظم و ترتیب عناصرد در موارد یاد شده از اهمیت اساسی برخوردار است ، و یا اینکه توالی کلمات در یک جمله ، یک امر اساسی است . کودکی که به صورت فاعل ـ فعل ـ مفعول جمله می سازد ـ « بچه می خواهد شیر » ـ احتمالا در حافظه توالی وی اشکالی وجود دارد .
در حافظه مانا یا بلند مدت پیش از آنکه اطلاعات مورد نیاز یادآوری گردد لازم است که یک دوره طولانی در ذهن باقیمانده و ذخیره شود . شواهد فیزیولوژیک چندی وجود دارد کهنشان می دهد حافظه های گذرا و مانا در سازه های متعددی در درون مغز بایگانی می شود ( مگاون 1967 ) . پدیده به خاطر سپردن مطالب درسی کمی پیش از امتحان و فراموش کردن حجمی از آن مدتی پس از امتحان ، برای بسیاری از دانش آموزان امری آشناست . حافظه مانا مستلزم توانایی جذب و همانند سازی ، ذخیره کردن و بیاد آوردن اطلاعات در مواقع مورد نیاز است . این امر به مهارت فراگیر در شناخت هدف و مناسبات مطلب آموزشی و ربط آن به دانش گذشته وی بستگی دارد( ورگاسون 1968 ؛ وایزمن 1965 ).
حافظه حسی
شاید درست تر این باشد که آن را انبار حسی ، خاطرات حسی یا حتی درک حسی بنامیم . هر چیزی در حافظه به عنوان اطلاعاتی حسی از محیط اطراف شروع می شود . نقش حافظه حسی ان است که اطلاعات ورودی به مغز را از طریق گیرنده های حسی بگیرد و کمتر از یک ثانیه آن را نگه دارد تا تصمیم گرفته شود که با آن چه کار کند .
این فرایند نسبتا یکپارچه است . اشعه ای نوری به شبکیه چشم برخورد می کند و حافظه ای کوتاه ( حافظه تصویری ) به طول چند هزارم ثانیه می سازد ؛ به عبارت دیگر ، می توان گفت که این فرایند مانند طولانی سازی نشان محرک اصلی مورد نیاز جهت زمان دادن برای شناخت و پردازش های بعدی است احتمالا این مساله برای حس های دیگر نیز صدق می کند ( ترگسن ، 1996 ) . ممکن است یکی از استثناهای این فرایند حس شنوایی باشد . پیام های شنوایی به طور مختصر در آنچه که معمولا به آن حافظه انعکاسی می گویند ، ضبط می شوند . شواهدی وجود دارد که ممکن است نشان های انعکاسی کمی بیشتر ( تا حدود 20 ثانیه ) باقی بمانند ( گازانیگا ، ایوری و منگون ، 1998 )
با وجود این که این فرایند کمی ساده به نظر می رسد ، اما مشکل وقتی به وجود می آید که این داده های حسی ـ که از بخش های مجزای اطلاعات تشکیل شده اند ـ به صورت یک تکه وارد نمی شوند بلکه همه همزمان با هم ، اما مجزا ، وارد مغز می شوند . طی هر بخشی از زمان ، مقدار زیادی محرک های حسی بدن ما را بمباران می کنند و به ما بیش از آنچه که قدرت رسیدگی به آن داریم اطلاعات می رسانند . اگر شما به طور خود آگاه از تمامی تصاویر ، صداها ، احساسات لامسه ، مزه و بو هایی که همزمان با هم روی بند شما تاثیر می گذارند مطلع بودید ، آن وقت لبریز شدن محرک های حسی را تجربه می کردید . بدون یک روش خاص برای سازماندهی این داده های خام حسی به یک طرح معنادار ، شما قادر به عمل کردن نخواید بود . باید را ه چاره ای برای دور ریختن داده های نامربوط وجود داتشه باشد . نقش تصفیه مقدار زیاد اطلاعات ورودی به حس ها همان چیزی است که ما آن را حافظه حسی می نامیم(سیف نراقی،1387) .
گاهی اوقات به مغز ، اسفنجی که اطلاعات را جذب می کند ، اطلاق می شود . استعاره ای بهتر برای آن ، واژه الک خواهد بود : طبق برخی تخمین ها ، 99 درصد از کل اطلاعات حسی به محض ورود به مغز دور ریخته می شوند ( گازانیگا ، 1998 ) . دلیل این که مغز این مقدار زیاد اطلاعات را تصفیه و سپس دور می ریزد این است که بیشتر آن نامربوط است . یادآوردی این که چند دقیقه پیش لباس هایتان روی بدنتان چه حسی داشتند و یا هفته پیش که چیزی می نوشتید خودکارتان روی دستتان چه حسی داشت ، ارزش عملکردی یا حیاتی زیاد ندارد(پاشازاده،1378). .
حافظه بینایی: این حافظه در یادگیری برای باز شناسی و به یاد آوردن حروف الفبای نوشته شده ،اعداد و خزانه لغات دیداری به همان اندازه مهم است که تکامل هجی کردن و مهارت های زبان نوشتاری.
این حافظه برای انجام تکالیف جور کردن از راه دیدن،کپی کردن اشکال،محاسبه مسائل ریاضی و یادگیری،طرز استفاده از وسایل بازی ها نیز بسیار مهم است0(ساموئل کرک،جیمز چلفانت،1377)
ارتباط حافظه بینایی با املا علاوه بر تعمیم های واجی، توانایی در املا آشکارا به حافظه توالی بینایی بستگی دارد. کودکی که ناتوان از یاد آوری یا تجسم حروف و ترتیب و توالی آن در کلمات باشد بلاتردید در املا ضعیف خواهد بود. بسیاری از تکنیک های مؤفق در آموزش املا عملاً به تقویت حافظه توالی بینایی تأکید داشته اند.برای مثال فرنالد فن رد گیری را برای آموزش املا تکمیل نموده است. این تکنیک با بکارگیری دو مسیر حسی حرکتی و لامسه، تصویر بصری کلمه را در ذهن کودک تقویت می کند، چرا که برای درست نویسی یک کلمه علاوه بر ضبط آن در حافظه باید توانست همان کلمه را به طور کامل به هنگام نوشتن به خاطر آورد.برعکس به هنگام خواندن، نگهداری تصویر بصری در بازشناسی کلمات لازم نیست.(فریار،رخشان، 1379)
تشخیص ضعف حافظه بینایی در املا موارد زیادی را می توان در ارتباط با عدم هماهنگی بین تلفظ و کتابت بیان نمود. لکن اکثر این مثال ها به زبان های دیگر مربوط می شوند0 اما آنچه به مشکل املا در زبان فارسی مربوط می شود علاوه بر اشکالات جزئی در این زبان بیشتر مربوط به تعدد حروف همصداست0
به عنوان مثال به نمونه های زیر توجه کنید: « دیروز منصور مریض شد،مادر و خواهرش او را به مطب پزشک رساندند. پذشک پص از معاینه برای منسور قرص های مخصوص نوشت. مادر وخاحرمنثورپث از خداحافظی متب پظشک را طرک کرده برای خرید غرس حای مخثوس به چند داروخانه سر زدند.»(فریار،رخشان،1379)
علت عمده این نوع غلط های دیکته ای ضعف حافظه بینایی است. یعنی کودک به خوبی قادر نیست تصویر حروف مورد نظر را در کلمه به خاطر بیاورد. رونویسی کردن درست این واژه ها می تواند به دانش آموز کمک کند، اما این کمک لزوماً به سایر موارد انتقال نمی یابد. بهتر است حافظه بینایی کودک را تقویت کنیم تا نه تنها دیکته درست واژه ای را که غلط نوشته است فراگیرد بلکه با خواندن و دیدن هر کلمه جدید توانایی به خاطر سپاری آن را داشته باشد.(تبریزی،1382)
راهبردهای درمانی تقویت حافظه بینایی تمرینات بهتر است به صورت بازی و با حوصله انجام شوند.تمرینات را با توجه به سن و ظرفیت پایه کودک شروع می کنیم:
1- چند شی یا اشکال هندسی و تصاویر (از دوشی،تصویر یا شکل شروع می کنیم) به کودک نشان می دهیم، پس از پوشاندن آن ها کودک باید اشیایی را که دیده بود نام ببرد و در صورت مؤفقیت تعداد را بیشتر می کنیم.
2- با موزائیک های رنگی شکلی را درست می کنیم و بعد از چند ثانیه که کودک آن ها را دید می خواهیم بدون دیدن طرح ، آن را بازسازی کند.
3- مهره های یا دکمه های رنگی و نخ و الگو را در اختیار کودک قرار می دهیم وبعد از اینکه به خوبی طرح الگو(از طرح های ساده شروع می کنیم) را دید و به حافظه سپرد می خواهیم بدون دیدن طرح،مهره ها را طبق الگو نخ کند.
4 – اشکالی را با چوب کبریت درست کرده و روی آن را می پوشانیم و از کودک می خواهیم آن را بازسازی کند.
5- کارت های تصاویر را به صورت دوتایی از پشت می چینیم و بازی را شروع می کنیم.ابتدا کودک دو کارت را برمی گرداند اگر شبیه به هم بودند به عنوان امتیاز یک کارت دیگر برمی گرداند در غیر اینصورت کارت ها را بر می گرداند اما جای آن ها را به خاطر می سپارد تا به محض برگرداندن کارت بعدی جای کارت مشابه را به خاطر بیاورد و بازی با نفر مقابل ادامه پیدا می کند.
6- مجموعه محدودی از اشکال، طرح ها یا اشیاء را به کودک نشان دهید و بخواهید مشابه همان قطعات را از بین وسایل دیگر پیدا کرده و با همان نظم بچیند. قطعات رنگی، قطعات منقوش یا انواع کاشی ها و سرامیک برای چنین تمریناتی می تواند مفید باشد.
7- بر روی یک صفحه پارچه ای، تصاویری از فعالیت هایی که بیان کننده داستانی هستند قرار دهید.تصاویر را بردارید و از دانش آموز بخواهید که داستان را براساس حافظه بینایی تصویر کنند.
8- مجموعه ای از اشیاء را به کودک نشان دهید. روی اشیاء را بپوشانید و یکی از اشیاء را بردارید، دوباره مجموعه اشیاء را نشان دهید و از او بخواهید شیئ حذف شده را شناسایی کند.
9- یک تصویر نسبتاً مرکب نشان می دهیم و از می خواهیم تا کل و اجزاء آن را به خاطر بسپارد پس از اینکه کودک خوب به تصویر دقت کرد، تصویر را مخفی می کنیم و اجزای تصویر را از وی سؤال می کنیم.
10- از دانش آموز می خواهیم به بیرون از کلاس یا اتاق برود و در غیاب اوجای وسایل یا جای نشستن افراد را عوض می کنیم و از دانش آموز می خواهیم به کلاس یا اتاق برگردد و تغییرات را حدس بزند.
11- چند کارت مقوایی به ابعاد 10×7 سانتی متر تهیه کرده و برروی هر کدام یک واژه می نویسیم. کارت ها را به دانش آموز می دهیم تا واژه ها را به خاطر بسپارد سپس کارت ها را از او می گیریم و یکی دو کارت را از بین کارت ها برمی داریم و سپس بقیه کارت ها را به دانش آموز برمی گردانیم و می خواهیم بگوید کدام کارت ها را برداشتیم.
12- روی کارت هایی به ابعاد 10×7 سانتی متر (روی هر کارت)، یک واژه را می نویسیم و بعد از برگرداندن آن می خواهیم وازه ها را بخواند، در صورت مؤفقیت کارت ها را بیشتر می کنیم.
13- در مرحله بعد می خواهیم دیکته واژه هایی را که روی کارت ها دیده است روی هوا بنویسد.
14- پس از انجام تمرین های بالا می توان به جای کارت های10×7 از کارت های7×5 سانتی متر که در آن چند کلمه نوشنه شده استفاده کرد تا کودک همزمان چند کلمه را ببیند و به خاطر بسپارد(زرین قلم،1371).
ادراک:ادراک به معنی شناخت اطلاعات حسی است ، یا مکانیسمی است که بوسیله آن مغز به دور از تحریک حسی به عمل شناختی و مفهوم سازی می پرداز . سازه های مختلفی از ادراک در ناتوانیهای یادگیری معنی و کاربرد یافته اند که از میان آنها مفهوم مسیر ادراکی ، مفهوم نظام های نیمه مختار کارکرد مغز ، ادراک کل و جزء ، ادراک بینایی ، ادراک شنوایی ، ادراک هاپتیک ، ادراک حس به حس ، ادراک شکل و جهت ، و ادراک اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردا هستند (رهبانفرد،1377) .
مفهوم مسیر ادراکی
تفاوت های زیادی در روش یادگیری کودکان وجود دارد . برخی از آنها از راه گوش بهتر یاد می گیرند ، برخی با نگاه کردن و برخی از طریق لامسه یا با انجام عملی ، یادگیری شان بهتر صورت می گیرد . هر کدام از این راههای یادگیری و دریافت اطلاعات یک مسیر ادراکی ، نامیده می شود . بسیاری از کودکانیکه مشکلات یادگیری دارند در یکی از این مسیرهای ادراکی نسبت به دیگر مسیرها دارای برتری و آمادگی بیشتری هستند . بعلاوه یک مسیر ادراکی بخصوص ممکن است در تعدادی از کودکان بقدری محبوب باشد که یادگیری از آن طریق برای آنان حاصلی نداشته باشد (وپمن 1968 )
کودکان معمولا دارای یک مسیر ادراکی بهینه هستند . بدین معنی که برخی از کودکان از طریق گوشهای خود و یا با عمل گوش دادن موثر تر یاد میگیرند ( مسیر شنوایی ) ، برخی دیگر از راه چشم هایشان این فراگیری را بهتر صورت می دهند ( مسیر بینایی ) ، تعداد کمی از کودکان نیز هستند که به نظر می رسد از راه لمس یادگیری کارآمدی داشته باشند ( مسیر لمسی ) یا بوسیله احساس عضلانی بهتر یاد می گیرند ( مسیر حس حرکت ) (رهبانفرد،1377) ..
مشاهده بالینی گرایش فرد برای ترجیح یک مسیر ادراکی به دیگر درون داده ای ادراکی بوسیله شارکو ( 1953 ) بعمل آمد . او مردم را به سه دسته فراگیران گوشی ، فراگیران چشمی ، و فراگیران لمسی طبقه بندی کرد . همزمان با او دانشمندان روسی نیز به گونه شناسی ترجیحی مسیرهای ادراکی افرا بهنگام یادگیری دست زدندن ( لوریا 1966 ) .
مفهوم نظام های نمیه مختارنظر مشابهی از ادراک در مدل نظام های نمیه مختار سازمان و کارکرد مغز ارائه گردیده است (جانسون میکلباست ـ 1967 ) . به طور خلاصه ، این نظر مغز را همچون مجموعه ای از نظام های حساسه نیمه مستقل نظیر نظام شنوایی ، نظام بینایی ، نظام لمسی ، و نظام عضلانی تصور می کند . نظام حساسه عنوان شده می تواند در سه وجه دارای عملکرد باشد : ( 1 ) به عنوان یک مسیر حسی نیمه مستقل چون دیگر کانالهای حسی ، ( 2 ) در روش مکمل با سایر نظام ها ، ( 3 ) با سایر نام ها به عنوان یک مجموعه واحد اصطلاحات زیرین در ارتباط با این سه نوع ویژه کار نظام مغز مورد استفاده قرار می گیرد : ( 1 ) کارکرد درون عصبی حسی ؛ ( 2 ) کارکرد بین عصبی حسی ؛ و ( 3 ) کارکرد یگانه .
نظام درون عصبی حسی به آن نوع یادگیری مربوط می شود ه بطور کامل از راه یک مسیر حسی انجام می گیرد ، یعنی آن نوع یادگیری که از راه یک مسیر درون داد حسی که نسبتا مستقل عمل می کند حاصل می شود . با توجه به این امر ذهنی ، می توان گفت که بعضی اعمال یادگیری اساسا شنودی و برخی اساسا مربوط به بینایی هستند . برای مثال ، در خلال یک آزمون شنودی ، مسیر شنوایی بالنسبه مستقل عمل می کند ، و این امر بیانگر عمل درون عصبی حسی است . استنباط این مدل آن است که ممکن است ناتوانی منحصرا در یک مسیر حسی پیدا شود بی آنکه از دیگر مسیرها سرایت کرده باشد . بدین معنی که مثلا امکان دارد یک آسیب دیدگی در نظام شنوایی ، به نظام بینایی ارتباطی نداشته باشد . بطور کلی مفهوم نظام درون عصبی حسی مشابه مفهوم مسیر ادراکی است(میلانی فر،1387) .
نظام بین عصبی حسی به آن نوع یادگیری مربوط می شود که از عمل متقابل و مرتبط دو یا چند نظام مرکب حاصل شده باشد . در این رابطه مغز به عنوان مکانیسمی برای بازتاب اطلاعات بینایی به شنوایی یاشنوایی به حرکتی کمک می کند . نظام بین عصبی حسی شامل آندسته از فراگردهای درون مغزی است که طی آنها یک نوع اطلاعات عصبی حسی به مسیر دیگری در داخل مغز انتقال داده می شود(میلانی فر،1387) .
یادگیری یگانه ، سومین نظام مفهوم نیمه مستقل عمل مغز است . در این نوع یادگیری ، تمام نظام ها همچون یک واحد یگانه تومان عمل می کنند . بسیار از مشکلات یادگیری به این حیطه مربوط می شود . گفته شده است که نقائصی در یادگیری غیر کلامی ، ادراک اجتماعی ، مفهوم سازی ، یا درک مطلب ممکن است به علت آسیب دیدگی در نظام یگانه باشد .
دیدگاه عملکرد یگانه کارکردهای مغزی به عنوان عاملی در بررسی ناتوانیهای یادگیری توسط کچام ( 1967 ) تکمیل شده است . وی مشاهده کرد که افرادی وجود دارند که اختلالات خواندن آنها ناشی از برخی اشکال اختلال در کارکرد درون یا بین نیمکرده های کرتکس مغزی است .
همینطور آیزنبرگ ( 1957 ) گفته است :
نظام اعصاب مرکزی نباید به عنوان شبکه ای مشابه مدارهای تلفن در نظر گرفته شود . بلکه در واقع باید بمنزله حوزه های نا پایدار الکتریکی تصور شوند ، بطوریکه روابط متقابل و دوسو به جوهر عمل و ماهیت آن محسوب می گردد .
هر نوع کژکاری در تعامل کرتکس مغزی ، قابلیت تطابق اجتماعی ارگانیسم را دگرگون خواهد ساخت .
انباشت نظامهای حسی
چارچوب نظام های نیمه مختار مفهوم انباشت مغزی را هم به میان کشیده است . بر اساس این مفهوم ، دریافت اطلا عات از راه یک مسیر حسی ممکن است با دریافت اطلاعات از مسیر حسی دیگر تداخل کند . کودک ناتوان در یادگیری در مقایسه با کودک بهنجار برای دریافت و گردآوری همزمان اطلاعات رسیده از نظام های مختلف درون داد از قدرت و تحمل کمتری برخوردار است . این فرایند را می شود با کار یک فیوز که نمی تواند بیش از ظرفیت معین جریان برق از خود عبور دهد و بلافاصله می سوزد مقایسه کرد . ناتوانی در پذیرش و آمایش اطلاعات بسیار زیاد باعث می شد که مغز دچار انباشت شده و در هم بریزد . علائم این چنین انباشتی عبارتند از : سردرگمی ، ضعف یادآوری ، واپس روی ، خودداری از تکالیف ، دقت محدود ، کج خلقی و حتی حمله های مرضی ( جانسون میکلباست ـ 1967 ) .
برخی شیوه های نظری ، تحریک همزمان تمام مسیرهای حسی را برای تقویت یادگیری پیشنهاد می کنند ( فوناند 1943 ـ کیلینگ هام و استیلمن 1966 ) دلایل تجویز چنین روش هایی در یادگیری خواندن این است که تحریک چشم ، گوش ، حس لامسه و نواحی حرکتی ، به طور همزمان به یادگیری کلمه کمک خواهد کرد . کودک کلمه را خواهد شنید، آنرا خواهد دید ، آنرا خواهد گفت ، احساس خواهد کرد ، آنرا خواهد نوشت ، و شاید آنرا هجی خواهد کرد . در مقابل شیوه نظام های نیمه مختار هشدار می دهد که در مورد کودکان ناتوان در یادگیری ، استفاده از این روش ممکن است با انباشت مغزی آنان موجب شکست یادگیری شود (میلانی فر،1387).
از پیام های حسی تا ادراکتمامی اطلاعات دریافت شده توسط گیرنده های حسی باید جهت پردازش به قشر حرکتی مناسب فرستاده شوند . عضوی که نقش مهمی در این انتقال دارد تالاموس است . تمامی داده های حسی به جز بویایی اول به تالاموس می روند . داده ها از آن جا به بخش های ویژه ای از قشر مغز که به پردازش تصوی ، صدا ، مزه یا لامسه اختصاص داده شده اند ، فرستاده می شوند . بحث در مورد فیزیولوژی پیچیده پشت این کارها از حوزه این کتاب خارج است اما مهم است بدانید که اطلاعات هنگام حرکت از گیرنده های حسی به محل پردازش ، به نوعی تغییر می یابند . اطلاعات از یک فوتون نوری یا موج صوتی به یک درک تبدیل می شوند ؛ به عبارت دیگر ، ما فوتون نوری یا موج صوتی را نمی بینیم بلکه یک تصویر یا صدا را درک می کنیم و ادراک ، در آن لحظه به طرز بی نظیری توسط ذهن درک کننده ما شکل می گیرد . ( پاتریشا ولف ، 2001 )
ادراک به معنایی اطلاق می شود که ما به اطلاعات دریافتی توسط حس ها متصل می کنیم . چشمان ما ممکن است یک تصویر را مثل یک دوربین بگیرند ، اما آنچه ما می بینیم ( یا درک می کنمی ) تحت تاثیر اطلاعاتی است که ما در مغزمان ذخیره کرده ایم ؛ برای مثال به این تصویر نگاه کنید : B. اگر به شما بگویند این چه عددی است احتمالا خواهید گفت « 3 » . اما اگر از شما بپرسند چه حرفی است شما خواهید گفت « B » . تصویر عوض نشد ، بلکه درک شما بر اساس آنچه از شما پرسیده شد و دانش شما از علم اعداد و حروف الفبا تغییر یافت . برای کودکی که اطلاعات قبلی از اعداد یا حروف الفبا ندارد ، حرف B ، شکلی بی معنا روی کاغذ است ؛ بنابراین ، اختصاص دادن معنا به محرک های ورودی به دانش قبلی ما و آنچه که ما انتظار دیدنش را داریم ، بستگی دارد ؛ به عبارتی ، مغز شبکه های عصبی موجود اطلاعاتی را بررسی می کند تا ببیند آیا اطلاعات جدید چیزی هست که یک شبکه عصبیی که قبلا ذخیره شده را فعال نماید ( ما در فصل بعد به نحوه تشکیل شبکه های عصبی خواهیم پرداخت ) . این تطابق داده های جدید به اطلاعات ذخیره شده « شناخت الگویی » نامیده می شود و جنبه مهمی از توجهی است . شناخت الگویی آن قدر خوب عمل می کند که شما می توانید یک حرف الفبا را به هر شکلی که باشد ( b یا B ) تشخیص دهید . اما اگر شما قبلا حرف b را ندیده باشید و ندانید که بیانگر چه چیزی است ، آن گاه حرف b برای شما بی معنی می شود ؛ چون ، هیچ شناختی برای تطابق وجود ندارد . . ( پاتریشا ولف ، 2001 )
ادراک کل و جزءعلاوه بر تفاوت های موجود در مسیرهای ادراکی یادگیری ، تفاوت دیگری نیز در شکل کلی (سبک ) ادراک به صورت « مدرکات کل » و « مدرکات جزء » مشاهده شده است ( گی نس 1958 ) . بدین معنی که برخی از کودکان ظاهرا کلیت یک شیئی را درک می کنند ] هیئت کلی [ ، در حالیکه کودکانی هم هستند که گرایش به تمرکز دقت روی جزییات وقایع دارند و به کل توجهی نمی کنند . این ویژگی ادراکی درست شبیه تفاوت ادراک در مورد نقش و زمینه است به همان نحو که اشتراوس و لتی نن ( 1947 ) درباره برخی از کودکان ضایع مغز به آنها اشاره کردند . بهرحال توانایی دیدن کل و توانایی دیدن اجزاء ، هر دو برای یادگیری کارآمد ضروری هستند . در عملی مثل خواندن نزد کودکان ، هر وقت تکلیف آنها ایجاب کند باید این انعطاف را داشته باشند که از کل به اجزاء حرکت کنند . در یک زمان لازم است که آنها کل کلمه را ببینند ، و در زمان دیگر لازم می آید که جزء کوچکتری را ببینند که آن کلمه را از کلمه دیگر متمایز می کند . برای مثال ، در تمیز بین دو کلمه توپ و توت ، کودک بایستی قادر به دیدن اجزاء کلمه باشد . در عین حال کلمه « اسب » را باید به عنوان یک کل مورد شناخت و تشخیص قرار دهند . کودکانیکه تنها به یکی از این دو جنبه ادراکی تکیه می کنند ، معمولا در یادگیری خواندن دچار مشکل می شوند .
ادراک بینایی
مطالعات بیشماری ثابت کرده اند که ادراک بینایی کاملا با تکالیف آموزشگاهی ، بویژه خواندن ، ارتباط دارد . مولفان و مطالعه گران چندی تعدادی از خرده مهارت های ادراک بینایی را ضروری یافته اند . فراستیگ ( 1968 ) پنج کارکرد ادراک بینایی را تعیین کرده است : تطابق بینایی ـ حرکتی ، ادراک نقش ، ثبات ادراکی ، ادراک وضع در فضا و مکان و ادراک روابط فضایی ـ مکانی .
در مطالعه اعمال تمییز بینایی به منظر پیش بینی پیشرفت خواندن در کلاس اول بارت ( 1965 ) نتیجه گرفت سکه در امر پیش بینی سه عمل تمییز بینایی کمک موثری می کند : توانایی خواندن حروف و اعداد ، توانایی کپی اشکال هندسی ، و توانایی جور کردن کلمات . مطالعه دهیرش ( 1964 ) بهمین سان نشان داد که تعدادی اعمال ادراک بینایی به طور موثری به تهیه شاخص خواندن کمک می کند . این اعمال شامل : پاسخگویی به آزمون گشتالتی بینایی ـ حرکتی بندر ، جور کردن کلمات ، جور کردن حروف ، و بازشناسی کلمه است . جالب است تذکر داده شود که اغلب این پیش بینی ها ف پیش از آنکه به مهارت های ادراک بینایی مربوط شوند به مقوله مهارت های خواندن نزدیکترند .
ادراک شنودی
مسینگ ( 1968 ) هشت مقوله مهارت های ادراک شنودی را از هم تفکیک کرده است که عبارتند از : آگاهی شنودی ، تمرکز شنودی ، نقش و زمینه شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شنودی ، تقطیع شنودی ، یگانه سازی و ترکیب شنودی و بالاخره بازخورد ( کنترل و تصحیح ) شنودی . فلاور ( 1968 ) فراگرد های شنوایی مشابهی را تشخیص داده است : حساسیت شنودی ، دقت شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شن,دی ، ادراک شنودی ، مشکلات متعددی را پیوسته برای طراحی آزمون ها و نیز روش های آموزشی بوجود می آورد .
نخست اینکه هم در آزمون و هم در آموزش ، هر خرده مهارت شنوایی در عمل ، با سایر فراگردهای یادگیری درگیر است . دومین مشکل اینست که بعضی از کودکان که در عملکرد های تحصیلی موفق می شودند در پاسخ به آزمونهای معین شنوایی شکست می خوردند . سوم اینکه بازآموزی یک خرده مهارت شنوایی و ارتباط آن با بهبود وضع تحصیلی آشکارا ثابت نشده است (شهبازی ،1385)…
پژوهش دهیرش ( 1966 ) نشان داد که دو نوع آزمون ادراک شنودی کمک موثری به فراهم شاخص خواندن می کند : آزمون تمییز شنودی و پمن و تقلید آزمون نمونه های بیانی ضبط شده . لازم به تذکر است که این آزمونها فقط ادراک شنودی را مورد ارزیابی قرار نمی دهند ، بلکه سایر فراگردهای یادگیری چون حافظه گذرا را نیز اندازه می گیرند . دیکسترا ( 1966 ) دریافت که پنج نوع آزمون تمییز شنوایی ، کمک موثری در پیش بینی پیشرفت خواندن می کنند : ( 1 ) تمییز بین کلمات محاوره ای که با صداهای یکسان و متفاوت شروع می شوند ؛ ( 2 ) پیدا کردن عناصر قافیه ساز در آخر کلمات ؛ ( 3 ) تشخیص تلفظ صحیح کلمات ؛ ( 4 ) بکارگیری نشانه های شنودی با نشانه های مطلب در تشخیص کلمات نا آشنا ، و ( 5 ) بازشناسی متشابهات و تفاوت ها در حروف دیگری نیز نیازمند است . تحقیق با آزمون ITPA نشان می دهد که کودکان ناتوان در خواندن در سوالات مربوطه به حافظه گذرای شنوایی و اکمال دستوری ضعیف عمل می کنند.
حافظه تقریبا در تمام یادگیری ها نقش اساسی را ایفا می کند . همانطور که گفته شد حافظه به قدرت ذخیره اطلاعاتی مربوط می شود که از طریق حس و ادراک آموخته می شود ؛ و نیز به توانایی بازخوانی آن اطلاعات بهنگام نیاز نیز اطلاق می گردد(علیزاده،1385)…
حرکت:نقش حرکت در زندگی کودکان موضوع تازه ای نیست . زیرا رشد و تکامل کودک با پیچیدگیهای حرکتی او ارتباط مستقیم دارد . هر چه انسان متکامل



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com
NameEmailWebsite

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *