— (435)

43815027622500
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد رشت
دانشکده مدیریت و حسابداری
گروه آموزشی حسابداری
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
رشته: حسابداری
عنوان :
تاثیرساختارمالکیت بررابطه بین جریان نقدآزادومدیریت سوددرشرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران
استاد راهنما :
دکتر سینا خردیار
نگارش:
دانیال احمدیار
اسفند 1393
تقدیر و تشکر
با تشکر از استاد بزرگوار جناب آقای دکتر سینا خردیار که در تدوین این پایان نامه به عنوان استاد راهنما قبول زحمت فرموده و من از راهنمائیهای ایشان بسیار بهره برده ام، کمال سپاسگزاری و تشکر را دارم.
تقدیم به
تمامی‎کسانی که در دوران تحصیل مشوق من بودند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-4” \h \z \u چكيده PAGEREF _Toc422767152 \h 1فصل اول – کلیات پژوهش
1-1 مقدمه PAGEREF _Toc422767153 \h 21-2 بيان مساله PAGEREF _Toc422767154 \h 41-3 اهداف تحقيق PAGEREF _Toc422767155 \h 61-4 فرضيات تحقيق PAGEREF _Toc422767156 \h 61-5 روش گردآوري داده‎ها‎ PAGEREF _Toc422767157 \h 71-6 ابزار گردآوري داده‎ها‎ PAGEREF _Toc422767158 \h 71-7 روش تحقيق PAGEREF _Toc422767159 \h 71-8 تجزیه وتحلیل داده‎ها‎ PAGEREF _Toc422767160 \h 81-9 خلاصه فصل PAGEREF _Toc422767161 \h 8فصل دوم – ادبیات موضوع و پشینه ی تحقیق
2-1 مقدمه PAGEREF _Toc422767162 \h 92-2 وجه نقد PAGEREF _Toc422767163 \h 102-3 صورت جریان وجوه نقد PAGEREF _Toc422767164 \h 132-4 اهمیت صورت جریان وجوه نقد PAGEREF _Toc422767165 \h 142-5 طبقه بندی صورت جریان وجوه نقد براساس استاندارد ایران PAGEREF _Toc422767166 \h 152-6 جریان وجوه نقد آزاد PAGEREF _Toc422767167 \h 162-7 اهمیت جریان وجوه نقد آزاد PAGEREF _Toc422767168 \h 182-8 کاربرد جریان وجه نقد آزاد PAGEREF _Toc422767169 \h 192-9 انواع جریانات وجوه نقد PAGEREF _Toc422767170 \h 192-10 مفهوم مديريت سود PAGEREF _Toc422767171 \h 202-11 انواع مدیریت سود PAGEREF _Toc422767172 \h 222-12 اندازه گیری مدیریت سود PAGEREF _Toc422767173 \h 222-13 مدیریت سود و حاکمیت شرکتی PAGEREF _Toc422767174 \h 222-14 سهامداران نهادی کوتاه‌مدت و مدیریت سود PAGEREF _Toc422767175 \h 242-15 نقش سهامداران نهادی در ساختار مالکیت PAGEREF _Toc422767176 \h 252-16سهامداران نهادی بلند‌مدت و مدیریت سود PAGEREF _Toc422767177 \h 252-17 پیشینه ی تحقیق PAGEREF _Toc422767178 \h 262-18 خلاصه فصل PAGEREF _Toc422767179 \h 29فصل سوم – روش تحقیق
3-1 مقدمه PAGEREF _Toc422767181 \h 303-2 روش تحقيق PAGEREF _Toc422767182 \h 323-3 جامعه آماري PAGEREF _Toc422767183 \h 323-4 نمونه آماری PAGEREF _Toc422767184 \h 333-5 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc422767185 \h 333 -6 متغیرهای عملیاتی وتعاريف آنها37
3-7 مدل پانل دیتا PAGEREF _Toc422767186 \h 393-8 محاسن استفاده از مدل پانل‌دیتا PAGEREF _Toc422767187 \h 403-9 محدودیت‎ها‎ی پانل‌دیتا PAGEREF _Toc422767189 \h 413-10 روشهای تخمین PAGEREF _Toc422767190 \h 413-11 مراحل روش تخمین مدل بوسیله داده‎ها‎ی تلفیقی PAGEREF _Toc422767191 \h 423-12 آماره‎ها‎سمن PAGEREF _Toc422767194 \h 453-13خلاصه فصل PAGEREF _Toc422767195 \h 47فصل چهارم – تخمين مدل
4-1 مقدمه PAGEREF _Toc422767196 \h 484-2 آمار توصیفی داده‎ها‎ی تحقیق PAGEREF _Toc422767197 \h 504-3 مراحل برآورد مدل PAGEREF _Toc422767319 \h 514-3-1 آزمون ریشه واحد PAGEREF _Toc422767320 \h 514-3-2 تخمین مدل اول PAGEREF _Toc422767387 \h 534-3-2-1 نتایج حاصل از برآورد مدل PAGEREF _Toc422767394 \h 544-3-3 تخمین مدل دوم PAGEREF _Toc422767395 \h 564-3-3-1 نتایج حاصل از برآورد مدل دوم PAGEREF _Toc422767403 \h 56فصل پنجم: نتيجه گيري وپيشنهادات5-1- مقدمه PAGEREF _Toc422767446 \h 595-2 ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه‎ها‎ طبق شرایط متغیرها PAGEREF _Toc422767447 \h 615-3 نتایج فرضیات PAGEREF _Toc422767448 \h 615-4 نتیجه گیری کلی تحقیق PAGEREF _Toc422767491 \h 635-5 پیشنهادها PAGEREF _Toc422767492 \h 63منابع و مأخذ PAGEREF _Toc422767494 \h 65پیوستها PAGEREF _Toc422767495 \h 67 TOC \o “1-3” \h \z \u

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC \h \z \t “caption 1” \c جدول 4-1-آماره توصیفی داده‎ها‎ی تحقیق PAGEREF _Toc422769776 \h 50جدول4-2 – آزمون مانایی PAGEREF _Toc422769777 \h 53جدول 4-3- خروجی آزمون Fixed Effects PAGEREF _Toc422769778 \h 54جدول 4-4- خروجی تخمین PAGEREF _Toc422769779 \h 55جدول 4-5- خروجی آزمون Fixed Effects برای مدل دوم PAGEREF _Toc422769780 \h 56جدول4-6- خروجی مدل دوم PAGEREF _Toc422769781 \h 57جدول 5-1- خروجی تخمین PAGEREF _Toc422769782 \h 61جدول 5-2- خروجی مدل دوم PAGEREF _Toc422769783 \h 62
فهرست اشکال
عنوان صفحه
TOC \h \z \t “caption 3” \c شکل(4-1) مراحل مختلف آزمون‌های بکار رفته جهت تخمین PAGEREF _Toc422770390 \h 46
چكيدهیکی از مکانیزم‌های موجود به منظور تخفیف مشکل نمایندگی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامداران و مدیران در بازارهای سرمایه، نظام حاکمیت شرکتی است. نقش سهامداران نهادی در حاکمیت شرکتی و حضور آنها در شرکت‌ها، موضوع اغلب بحث‌های سال‌های اخیر بوده است. هدف اصلي اين تحقيق بررسي تاثیر ساختار مالکیت بر رابطه بین جریان نقد آزاد ومدیریت سود در شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد. حجم نمونه‎ی مورد مطالعه شامل 115شرکت دربازه زمانی 1391-1386 می‎باشد. براي آزمون فرضيات تحقيق از روش داده‎ها‎ي تركيبي استفاده گرديد. جمع بندی و نتیجه گیری کلی آزمون فرضيه‎ها‎ي تحقيق نشان می‎دهد که بين متغيرهاي جریان وجه نقد آزاد، ساختار مالکیت بر رابطه بين جریان وجه نقد آزاد، ومديريت سود در بازه زماني مورد مطالعه رابطه معني داري وجود دارد و فرضيات اصلي تحقيق اثبات مي گردد.
واژگان كليدي
ساختار مالکیت، جریان وجه نقد آزاد، مالکیت نهادی، مالکیت مدیریتی، مديريت سود، روش داده‎ها‎ي تركيبي

فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمهوجوه نقد شرکتها همواره مورد توجه افراد ذینفع در شرکتها بوده و قابلیت وجوه نقد شرکتها درآینده و توان پیش بینی آن می‎تواند کمک بسیار مفیدی به تصمیم گیری آنها در خرید و فروش سهام و دادن اعتبار به شرکتها و نیز هشداری به مدیران برای بهبود عملکرد خود باشد. در حوزه مدیریت مالی استفاده از تکنیک‎ها‎، روش‎ها‎ و مدل‎ها‎ی علمی، عموماً در جهت کمک به اخذ تصمیمات معقول در حیطه امور مالی شرکتها و سایر سازمانها به شدت رواج پیدا کرده است، از یک سو پیشرفت سریع فناوری رشد اقتصادی را سریع تر نموده و از سوی دیگر رقابت روز افزون شرکتها دستیابی به سود را محدود و احتمال ورشکستگی را افزایش داده است، (کاووسی، 1391( بدین ترتیب تصمیم گیری‎ها‎ی مالی نسبت به گذشته راهبردی تر شده است و بدنبال آن پژوهش‎ها‎ی حسابداری و مالی متعددی معطوف به ایجاد کردن مدلی برای پیش بینی وضعیت مالی و اقتصادی شرکتها گردیده است. در این رابطه نسبت‎ها‎ی مالی از مهم ترین ابزارها در پیش بینی وضعیت مالی، توقف فعالیت و بحران‎ها‎ی مالی شرکتها محسوب می‎شود. (لیکرت، 2013( شواهد نشان می‎دهد که وجود یک ترکیب خطی از نسبتها هم در ارتباط با تأمین مالی و سرمایه و هم در ارتباط با سودآوری و جریانات نقدی و رشد، در ارزیابی‎ها‎ی مالی مؤثر و کارآمد می‎باشد و با استفاده از آن می‎توان شرکتهای سالم را از شرکتهای ناسالم متمایز نمود. (فرناندز، 2013( با جداشدن مالکیت و مدیریت در شرکت‌های سهامی، تضادمنافع بالقوه بین سهامداران و مدیران ایجاد شد، که این تضاد منافع تحت عنوان «مشکل نمایندگی» بیان می‌شود. یکی از نتایج مشکل نمایندگی این است که بین مدیران و سهامداران شرکت عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد و سهامداران نمی‌توانند اعمال و فعالیت‌های مدیران را به طور مستمر مشاهده کنند، این عدم تقارن اطلاعاتی باعث ایجاد دو مشکل انتخاب نامطلوب و خطر اخلاقی می‌شود. از سویی حسابداری تعهدی، حق انتخاب قابل توجهی به مدیران در تعیین سود در دوره‌های زمانی متفاوت اعطا می‌کند. در واقع تحت این نوع از سیستم حسابداری، مدیران کنترل چشمگیری بر زمان تشخیص برخی اقلام هزینه از جمله هزینه‌های تبلیغات و مخارج تحقیق و توسعه دارند، همچنین مدیران در سیستم حسابداری تعهدی، با گزینه‌های متفاوتی در مورد زمان تشخیص درآمدها نیز روبرو هستند، از جمله تشخیص سریعتر درآمد از طریق فروش‌های نسیه. این گونه عملکرد از سوی مدیران در عبارتی ساده به عنوان «مدیریت سود» یاد می‌شود. هدف اصلي اين تحقيق بررسي تاثیر ساختار مالکیت بر رابطه بین جریان نقد آزاد ومدیریت سود در شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد. در اين فصل به بيان كليات تحقيق مي‎پردازيم.
1-2 بيان مسالهسود حسابداری براساس مبنای تعهدی شناسایی می‎گردد. معمولآ استفاده از مبنای تعهدی موجب متفاوت شدن میزان سود عملیاتی گزارش شده با خالص جریان‎ها‎ی نقدی حاصل ازعملیات و گزارش یک سری اقلام تعهدی در صورت‎ها‎ی مالی می‎شود. دیچو وهمکاران (1995) نشان دادند. که اقلام تعهدی غیر اختیاری ثابت هستند واز آن‎ها‎ نمی‎توان برای هموارسازی سود استفاده کرد. بلکه هر چقدر اقلام تعهدی اختیاری در داخل اقلام تعهدی بیشتر باشد احتمال مدیریت سود نیز متعاقب آن افزایش می‎یابد. فرصت مدیریت سود در شرکت‎ها‎ی دارای جریان وجوه نقد آزاد مازد بیشتر است، به اين دليل كه مدیران واحدهای اقتصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد بالا و فرصت رشد پائین، اغلب تمایل دارند تا در پروژه‎ها‎ی اضافی و یا حتی در پروژه‎ها‎ی دارای خالص ارزش فعلی منفی(NPV منفی) سرمایه گذاری کنند و برای پنهان کردن و پوشش دادن اثرات سرمایه گذاری‎ها‎یی که ثروت سهام داران را بیشینه نمی‎کند از اقلام تعهدی اختیاری افزایش دهنده سود استفاده کنند. ازطرفي ترکيب سهامداري يا ساختار مالکیت از موضوعات مهم حاکمیت شرکتی به شمار می‌رود که انگیزه مدیران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بدین ترتیب مي‌تواند در کارآیی هر شرکتي تأثير قابل توجهي داشته باشد. در گذشته، اقتصاددانان فرض می‌کردند که تمامی‎گروه‌های مربوط به یک شرکت سهامی‎برای یک هدف مشترک فعالیت می‌کنند اما در طول 3 دهه اخير، موارد بسیاری از تضاد منافع بین گروه‌ها و چگونگی مواجهة شرکت‌ها با این گونه تضادها توسط اقتصاددانان مطرح شده است. این موارد به طور کلی، تحت عنوان “تئوری نمایندگی” بیان می‌شود. بنابراین با عنایت به مطالب مطرح شده در راستای حل مشکل مذکور در این تحقیق تاثیر ساختار مالکیت از جنبه نوع مالکیت (مالکیت نهادی، مالکیت مدیریتی) به عنوان مکانیزم‎ها‎ی حاکمیت شرکتی بر تعدیل رابطه بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود مورد بررسی قرار می‎گیرد.
لذا سوال اساسی تحقیق که ذهن محقق را درگیرمی‎کند این است که:
آیا تنوع مالکان می‎تواند باعث تعدیل رابطه منفی بین جریان نقد آزاد ومدیریت سـود گردد. یا خیر؟ میلیونها نفر که پس اندازهای خود را از راه سرمایه گذاری در اوراق بهادار شرکتها بــه آنها سپرده اند، برای اطمینان از این که وجوه سرمایه گذاری شده آنان به طور درست و مؤثر استفاده می‎شود به صورت‎ها‎ی مالی سالانه و میان دوره ای شرکت‎ها‎ اتکاء می‎کنند. حتی افراد بیشتری، پس اندازهای خود را به بانکها و مؤسسات دیگر می‎سپارند که آنها نیز به نوبه خود، این وجوه را در سهام شرکت‎ها‎ سرمایه گذاری می‎کنند. بنابراین تقریباً هر فردی به طور مستقیم یا غیرمستقیم منافعی در شرکت‎ها‎ دارد و حفظ منافع عمومی‎مستلزم گزارشهای مالی قابل اتکاء و به موقع از عملیات و سلامتی مالی شرکت‎ها‎ی سهامی‎عام است.
در ارتباط با هدف مطلوب شرکت دو دیدگاه وجود دارد:
عده ای می‎گویند: هدف مطلوب شرکت سودآوری است. اما سودآوری نمی‎تواند هدف مطلوب شرکت باشد ؟
بزرگترین ایراد هدف سودآوری، این است که سود مبهم بوده و به علت این که تحت تأثیر رویه‎ها‎ی حسابداری قرار دارد، قابل دست کاری می‎باشد (قالیباف اصل، 1387، ص2-1).
1. هنگامی‎که شرکت‎ها‎ در وضعیت نامطلوب اقتصادی تحت فشار فزآینده قرار می‎گیرند، مدیران آنها از حسابداری درخواست می‎نمایند که سطر آخر صورت‎ها‎ی مالی (یعنی سود) را بهبود ببخشند، و بدین وسیله محتوای اطلاعاتی آنها را تغییر دهند. حسابداری با وجود تمامی‎انعطاف پذیری اش، به نظر نمی‎رسد قادر به فراهم آوردن داده‎ها‎ی مفید برای مدیریت در این قبیل شرایط باشد. داده‎ها‎ی مورد نیاز تصمیم گیری، مقوله ای بسیار پیچیده می‎باشد، زیرا طیف متنوع استفاده کنندگان از آن، نظیر سرمایه گذاران ( از آن جایی که نیاز به دانستن میزان سودآوری و ثبات شرکت قبل از سرمایه گذاری در آن دارند)، مدیران ( نیاز به اطلاع از وضعیت مالی شرکت دارند )، بانک‎ها‎ و تأمین کنندگان مالی (نیاز به اطلاع از توانایی شرکت در بازپرداخت وام) به اطلاعات گوناگونی نیاز دارد (نوروش و دیگران، 1384، ص166 ).
2. یکی از روش‎ها‎یی که گاهی اوقات برای آرایش اطلاع رسانی وضعیت مطلوب شرکت‎ها‎ مورد استفاده قرار می‎گیرد، مدیریت سود می‎باشد. مدیریت سود به مداخله عمومی‎مدیریت در فرآیند تعیین سود که غالباً در راستای اهداف دلخواه مدیریت می‎باشد، اطلاق می‎گردد. مدیریت ســود روشی است که تــوسط مــدیـــریت
جهت دستکاری داده‎ها‎ به کار می‎رود. به عنوان مثال هموار نمودن سود برای کسب اطمینان بیشتر سرمایه گذاران از پایداری سود، نمونه ای از دستکاری داده‎ها‎ محسوب می‎شود. این قبیل اقدامات ممکن است داده‎ها‎ی موجود در صورت‎ها‎ی مالی را به میزان قابل ملاحظه ای تحت تأثیر قرار دهد.
بازی با «ارقام مالی » می‎تواند تأثیر کاملاً منفی، درهنگام کشف شدن باقی گذارد. با استفاده از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می‎تواندتصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت اش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود. هنگامی‎که اشتباهاتی کشف می‎شود. شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد. پژوهش‎ها‎ نشان داده است که نوسان کم و پایدار سود، حکایت از کیفیت آن دارد. به این ترتیب، سرمایه گذاران با اطمینان خاطر بیشتری در سهام شرکت‎ها‎یی سرمایه گذاری می‎کنند که روند سودآنها با ثبات تر است. همچنین پژوهش‎ها‎ی وسیعی در مدیریت سود انجام شده است، اما پژوهش در خصوص عوامل تأثیرگذار در انتخاب نوع خاصی از مدیریت سود کاملاً کم است. و بطور کلی اهمیت و ضرورت این پژوهش این است که به گونه تجربی به سرمایه گذاران و صاحبان سود نشان دهد که مدیران شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار چه نوع مدیریت سود را اعمال می‎کنند. و قبل از سرمایه گذاری به ترکیب سهامداران نیز توجه داشته باشند. با توجه به موارد ذکر شده می‎توان به اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر پی برد و انجام اینگونه پژوهش‎ها‎ را ضروری دانست.
1-3 اهداف تحقيق1-ارزش و اعتبار قوانین هرعلم و تحقیقی به روش شناختی که درآن بکار می‎رود بستگی دارد و هدف علمی‎این تحقیق ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق می‎باشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمــومی‎مورد نیازاستفاده کنندگان موثرباشد. وهمچنین به آن‎ها‎ در درک بهتر عناصر صورتهای مالی کمک کند.
2- تحقیات کاربردی، تحقیقاتی هستند که نظریه‎ها‎، قانونمندیها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می‎شوند را برای حل مسائل جاری و واقعی بکارمی‎گیرند، این نوع تحقیقــات بیشتر به موثرترین اقدام تاکید دارند وعلتها را کمترمورد توجه قرارمی‎دهند. تحقیق حاظربه بررسی تاثیر ساختــار مالکیت (نوع مالکیت) بر رابطـــه بین جــریان نقد آزاد و مدیریت سود درشرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‎ پردازد که نتایج حاصله ازایـــن تحقیق می‎تواند مورد استفاده سرمایه گذارن، مدیران وسایراستفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی قرار گیرد و همچنین نتایج این تحقیق می‎تواند زمینه ساز بستر مناسبی بر ای انجام تحقیقات آتی باشد. به طور کلی می‎توان اظهار داشت که هدف اصلی این پژوهش عبارت است از:
«تبیین ارتباط بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود و تعدیل نوع مالکیت بر این رابطه به عنوان راه حلی برای کاستن مشکلات نمایندگی جریان نقد آزاد و جلوگیری از دستکاری سود توسط مدیریت می‎باشد».
1-4 فرضيات تحقيق فرضیه اصلی اول:
بین جریان وجه نقد آزاد ومدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده دربورس واوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه اصلی دوم:
ساختار مالکیت بر رابطه بين جریان وجه نقد آزاد و مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده دربورس واوراق بهادار تهران تاثیرگذار است.
براساس فرضیات اصلی طبق فرضیات فرعی زیر مورد بررسی وآزمون قرار می‎گیرد:
فرضیه فرعی اول:
مالکیت نهادی بر رابطه بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود تاثیر گذار است.
فرضیه فرعی دوم:
مالکیت مدیریتی بر رابطه بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود تاثیر گذار است.
1-5 روش گردآوري داده‎ها‎
استفاده از روش کتابخانهای: شامل مطالعه کتابها، مقالات، پایاننامهها و بانکهای اطلاعاتی دانشگاهها و سایتهای اینترنتی به منظور تهیه مبانی نظری و پیشینه پژوهش. استفاده از روش اسنادکاوی: شامل بررسی اسناد و مدارک سازمانی نظیر صورتهای مالی حسابرسی شده و اطلاعات موجود در سازمان بورس اوراق بهادار و همچنین نرم افزارهای اطلاعاتی موجود در کتابخانه سازمان بورس اوراق بهادار به منظور تهیه داده‎های مورد نیاز برای آزمون فرضیههای پژوهش.
1-6 ابزار گردآوري داده‎ها‎
اطلاعات مربوط به تئوری تحقیق ازطریق مجلات، نشریات داخلی وخارجی گردآوری شده، و همچنین داده‎ها‎ی مربوط به متغیرهای تحقیق از طریق صورت‎ها‎ی مالی حسابرسی شده شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده بورس واوراق بهادار تهران با استفاده از نرم افزار ره آورد نوین ومراجعه به سایت‎ها‎ی مربوط به گزارش مالی شرکت‎ها‎ ازقبیل سایت rdis و codal استخراج می‎شود.
1-7 روش تحقيق
تحقیق حاضر از نظر طبقه بندی برمبنای هدف از نوع تحقیقات کاربردی است به دلیل اینکه مبتنی بر تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از بورس اوراق بهادار می‎باشد.
تحقیقات کاربردی تحقیقاتی هستند که نظرها، قانونمندی‎ها‎، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می‎شوند را برای حل مسائل اجرایی و واقعی بکار می‎گیرد. و همچنین از نظر طبقه بندی برمبنای روش و ماهیت از نوع تحقیقات همبستگی است که با استفاده از داده‎ها‎ی مشاهده شده انجام می‎شود. در تحقیق همبستگی هدف اصلی آن است که مشخص شود آیا رابطه ای بین دو یا چند متغیر کمی‎(قابل سنجش) وجود دارد یا نه؟ و اگر وجود دارد اندازه و حد آن چقدر است؟ هدف از مطالعه همبستگی ممکن است که برقراری یک رابطه یا نبود آن و بکارگیری روابط در انجام پیش بینی‎ها‎ست. مطالعه همبستگی تعدادی از متغیرهایی را که تصور می‎رود با یک متغیر پیچیده عمده مرتبط هستند ارزیابی می‎کند (خاکی، 1388، 218).
1-8 تجزیه وتحلیل داده‎ها‎تجزیه وتحلیل داده‎ها‎، فرایندی چند مرحله ای است كه طی آن داده‎ها‎یی كه به طرق مختلف جمع آوری شده اند خلاصه، دسته بندی و در نهایت پردازش می‎شوند تا زمینه برقراری روابط بین داده‎ها‎ و انجام تحلیل‎ها‎ی علمی‎به منظور آزمون فرضیه‎ها‎ فراهم شود. دراین فرآیند داده‎ها‎ هم از لحاظ مفهومی ‎و هم از لحاظ تجربی پالایش می‎شوند و تکنیک‎ها‎ی گوناگون آماری نقش بسزایی در تعمیم یافته‎ها‎ به عهده دارند. فرآیندهای تجزیه و تحلیل با توجه به نوع تحقیق، ماهیت فرضیه‎ها‎، نوع نظریه سازی، ابزار به کار رفته برای جمع آوری اطلاعات و. . . متفاوت هستند.
در این تحقیق به ارزیابی تاثیر ساختار مالکیت بر رابطه بين جریان وجه نقد آزاد و مدیریت سود شركت‎ها‎ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته می‎شود. ابتدا آمار توصیفی ارائه می‎شود و پس از آن با استفاده از آزمون‎ها‎ی آماری به تجزیه و تحلیل ناهمسانی واریانس و همبستگی داده‎ها‎ی تحقیق پرداخته می‎شود و بعد با تجزیه و تحلیل الگوی رگرسیونی حاصل از فرآیند تحقیق و بررسی معنی داری مدل رگرسیون و ضرایب متغیرها اقدام به تایید یا رد فرضیات می‎گردد. ضمنآ محقق جهت محاسبه وسازماندهی متغیرها از نرم افزار صفحه گسترده اکسل، وجهت تجزیه وتحلیل نتایج فرضیات با توجه به مدل رگرسونی از QUOTE QUOTE Eviews بهره می‎گیرد.
1-9 خلاصه فصلدر اين فصل به شرح كليات تحقيق پرداخته گرديد. همانگونه كه مشاهده شد، ساختار مالکیت از موضوعات مهم حاکمیت شرکتی به شمار می‌رود که انگیزه مدیران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بدین ترتیب مي‌تواند در کارآیی هر شرکتي تأثير قابل توجهي داشته باشد. اين تحقيق قصد دارد با بهره گيري از يك روش توصيفي – تحليلي وبا بكارگيري روش كتابخانه اي به بررسي تاثیر ساختار مالکیت بر رابطه بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود در شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد. روش آزمون فرضيات تحقيق، روش داده‎ها‎ي تركيبي است.

فصل دوم
ادبيات موضوع وپيشينه ي تحقيق
2-1 مقدمهیکی از مکانیزم‌های موجود به منظور تخفیف مشکل نمایندگی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامداران و مدیران در بازارهای سرمایه، نظام حاکمیت شرکتی است. سازوکارهای حاکمیت شرکتی مختلفی وجود دارد از قبیل حسابرس مستقل شرکت، کنترل‌های داخلی، کمیته حسابرسی، نظارت قانونی، مدیران غیر موظف و سهامداران نهادی. نقش سهامداران نهادی در حاکمیت شرکتی و حضور آنها در شرکت‌ها، موضوع اغلب بحث‌های سال‌های اخیر بوده است. دراین زمینه، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد، دیدگاه سهامداران نهادی کوتاه‌مدت در این مورد بحث می‌کند که سهامداران نهادی به منظور بالا بردن عایدات جاری خود باعث ایجاد انگیزه برای مدیران در راستای انجام مدیریت سود می‌شوند و دیدگاه سهامداران نهادی بلند‌مدت فرض می‌کند که سهامداران نهادی به عنوان یک مکانیزم مکمل حاکمیت شرکتی موجب کاهش انگیزه‌های مدیریت سود می‌شوند. در اين فصل پس از بيان ادبيات موضوعي مرتبط با تحقيق به ذكر پيشينه‎ي تحقيق مي پردازيم.
.
2-2 وجه نقد
وجه نقد: عبارت‌ است‌ از موجودي‌ نقد و سپرده‌هاي‌ ديداري‌ نزد بانك‎ها‎ و مؤسسات‌ مالي‌ اعم از ريالي‌ و ارزي‌ (شامل‌ سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ كوتاه‌مدت‌ بدون‌ سررسيد) به‌ كسر اضافه‌ برداشت‎ها‎يي‌ كه‌ بدون‌ اطلاع‌ قبلي‌ مورد مطالبه‌ قرار مي‌گيرد ( کردی، 1390).
در بند دوازدهم از استاندارد حسابداری وجه نقد تنها به‌ موجودي‌ نقد و سپرده‌هاي‌ ديداري‌ نزد بانك‎ها‎ و مؤسسات‌ مالي‌ اعم از ريالي‌ و ارزي‌ (شامل‌ سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ كوتاه‌مدت‌ بدون‌ سررسيد) اطلاق‌ مي‌گردد. در مواردي‌ كه‌ اضافه‌ برداشت‌ در حساب‌جاري‌ مجاز باشد (مثلاً اضافه‌ برداشت‌ در حساب‎ها‎ي‌ بانكي‌ خارج‌ از كشور توسط‌ واحد تجاري‌)، مانده‌ اضافه‌برداشت‎ها‎يي‌ كه‌ بدون‌ اطلاع‌ قبلي‌ مورد مطالبه‌ قرار گيرد بايد از مبلغ‌ مذكور كسر گردد. ويژگي‌ ديداري‌ بودن‌ در مورد اقلام‌ تشكيل‌دهنده‌ وجه نقد بدين‌ معني‌ است‌ كه‌ اين‌ اقلام‌ بدون‌ اطلاع‌ قبلي‌ قابل‌ برداشت‌ يا مطالبه‌ باشد. سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ وجه نقد تلقي‌ نمي‌شود، زيرا هدف‌ از نگهداري‌ آنها تحصيل‌ سود است‌. هرگاه‌ براي‌ تسويه‌ اضافه‌ برداشت‎ها‎ي‌ بانكي‌ مهلتي‌ تعيين‌ شده‌ باشد درصورتي‌ مي‌توان‌ آنها را در محاسبه‌ وجه نقد منظور كرد كه‌ مهلت‌ مزبور از يك‌ روز كاري‌ تجاوز نكند (کردی، 1390). که در بند سیزده این استاندارد (استاندارد حسابداری) نکات تکمیلی زیر ارائه می‎گردد:
تعريف‌ مذكور در بند 12 دربرگيرنده‌ اقلامي‌ از سرمايه‌گذاري‎ها‎ و استقراض‌ كوتاه‌مدت‌ كه‌ معمولاً درصورت‌ جريان‌ وجوه نقد ساير كشورها تحت‌ عنوان‌ معادل‌ وجه نقد از آنها ياد مي‌شود، نيست‌. معادل‌ وجه نقد بنابر تعريف‌ رايج‌ عبارت‌ از سرمايه‌گذاري‎ها‎ي‌ كوتاه‌مدت‌ سريع‌التبديل‌ به‌ وجه نقد است‌ كه‌ احتمال‌ خطر كاهش‌ در ارزش‌ آن‌ ناچيز بوده‌ و به‌ آساني‌ و بدون‌ اطلاع‌ قبلي‌ قابل‌ تبديل‌ به‌ مبلغ‌ معيني‌ وجه نقد باشد و موعد آن‌
در زمان‌ تحصيل‌ تا سررسيد حداكثر سه‌ ماه‌ باشد به‌ كسر وام‎ها‎ و قرض‌الحسنه‌هاي‌ دريافتي‌ از بانك‎ها‎ و ساير اشخاص‌ كه‌ ظرف‌ سه‌ ماه‌ از تاريخ‌ تحصيل‌ قابل‌ بازپرداخت‌ است‌. عدم‌شمول‌ معادل‌ وجه نقد در تعريف‌ وجه نقد در اين‌ استاندارد به‌ دلايل‌ زير صورت‌ گرفته‌ است:
الف. تشخيص‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد از ساير سرمايه‌گذاري‎ها‎ي‌ كوتاه‌مدت‌ واحد تجاري‌ يا استقراض‎ها‎ي‌ كوتاه‌مدت‌ براساس‌ يك‌ مرزبندي‌ اختياري‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. اين‌ نحوه عمل‌ موجب‌ مي‌شود اولاً نقش‌ صورت‌ جريان‌ وجوه نقد در كمك‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ صورت‎ها‎ي‌ مالي‌ جهت‌ ارزيابي‌ نقدينگي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ تضعيف‌ گردد و ثانياً تصويري‌ مصنوعي‌ از نحوه عمل‌ واقعي‌ مديريت‌ مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ اغلب‌ به‌ چنين‌ تفكيكي‌ بين‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد و ساير فعاليت‎ها‎ي‌ سرمايه‌گذاري‌ يا تأمين‌ مالي‌ اعتقاد ندارند، ارائه‌ شود ( کردی، 1390).
ب. تعريف‌ وجه نقد بدون‌ شمول‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد تطابق‌ بيشتري‌ با تفكر حاكم ‌بر مديريت‌ فعاليت‎ها‎ي‌ اقتصادي‌ و فرهنگ‌ رايج‌ تجاري‌ كشور دارد ( کردی، 1390).
ج‌‌. انعكاس‌ جريان‎ها‎ي‌ نقدي‌ مرتبط‌ با اقلام‌ معادل‌ وجه نقد تحت‌ عنوان‌ جريان‎ها‎ي‌ نقدي‌ ناشي از سرمايه‌گذاري‎ها‎ي‌ كوتاه‌مدت‌ يا جريان‎ها‎ي‌ نقدي‌ ناشي از فعاليت‎ها‎ي‌ تأمين‌ مالي‌ درصورت‌ جريان‌ وجوه نقد، هماهنگي‌ بيشتري‌ بين‌ اين‌ صورت‌ و طبقه‌بندي‌ اقلام‌ مربوط‌ در ترازنامه‌ فراهم‌ مي‌آورد ( کردی، 1390).
د‌. عدم‌ شمول‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد در تعريف‌ وجه نقد، قابليت‌ مقايسه‌ جريان‎ها‎ي‌ نقدي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ را افزايش‌ مي‌دهد ( کردی، 1390).
وجوه نقد: وجه نقد شامل پول نقد ومعادل آن (شبه پول) می‎باشد (رستمی‎و همکاران، 1389).
معادل وجه نقد: سرمایه گذاری‎ها‎ی کوتاه مدت با قابلیت تبدیل بسیار زیاد به وجوه نقد که احتمال خطر کاهش در ارزش آن نا چیز بوده وبه آسانی و بدون ا طلاع قبل قابل تبدیل به مبلغ معینی وجه نقد باشد در مقابل جریان‎ها‎ی ورودی جریان‎ها‎ی خروجی قرار دارد که شامل عواملی همچون افزایش در دارایی‎ها‎ (به غیرازوجه نقد) کاهش در بدهی‎ها‎ و کاهش درحقوق صاحبان سهام می‎باشد (رستمی‎و همکاران، 1389).
جريـان‌ وجه نقد‌: عبارت‌ است‌ از افزايش‌ يـا كاهش‌ در مبلـغ‌ وجه نقد ناشي از معاملات‌ با اشخاص‌ حقيقي‌ يا حقوقي‌ مستقل‌ از شخصيت‌ حقوقي‌ واحـد تجـاري‌ و ناشي از سايـر رويدادها (ملکیان و همکار، 1385).
ماهیت وجه نقد و اهمیت آن در تصمیم گیری‎ها‎ی مالی
وجه نقد از منابع مهم و حیاتی در هر واحد سودآوری است و ایجاد توازن بین وجوه نقد در دسترس و نیازهای نقدی، مهمترین عامل سلامت اقتصادی هر واحد سودآور است. وجه نقد از طریق عملیات عادی و سایر منابع تأمین مالی، به واحد سودآور وارد می‎شود و برای اجرای عملیات، پرداخت سود، بازپرداخت بدهی‎ها‎ و گسترش واحد سودآوری به مصرف می‎رسد. روند ورود و خروج وجه نقد، در هر واحد سودآور بازتاب تصمیم گیری‎ها‎ی مدیریت، در مورد برنامه‎ها‎ی کوتاه و بلند مدت عملیاتی و طرح‎ها‎ی سرمایه گذاری و تامین مالی است (ملکیان و همکار، 1385).
توان و امکان دسترسی هر واحد سودآور به وجه نقد، مبنای بسیار از تصمیم گیری‎ها‎ و قضاوت‎ها‎ درباره آن واحد است. به بیان دیگر، اطلاعات مربوط به روند ورود و خروج وجه نقد، در یک واحد سودآور شالوده بسیاری از تصمیم گیری‎ها‎ی مبنای بسیاری از قضاوت‎ها‎ی سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و گروه‎ها‎ی استفاده کنند از اطلاعات مالی را تشکیل می‎دهد. سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان، برای برآورد گردش آینده وجوه نقد در یک واحد سودآور، آشکارا به تأثیر عملیات عادی و فعالیت‎ها‎ی تأمین مالی سرمایه گذاری، بر گردش وجوه نقد اهمیت می‎دهند (عالی ور، 1373).
بورس اوراق بهادار، در حکم بازار، تسهیلات لازم را برای خریداران و فروشندگان سهام فراهم می‎نماید. سرمایه گذاران می‎توانند در هر زمان پول خود را به اوراق بهادار یا برعکس تبدیل نمایند. از طرفی دیگر، سازمان بورس، تحت شرایطی، موجب تامین منابع مالی شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده از طریق فروش سهام آن‎ها‎ در بازار سرمایه خواهد شد.
به نظر اینکه بورس اوراق بهادار تهران، به عنوان سازمانی در جهت تجهیز پس اندازها و هدایت پس اندازها به طرف سرمایه گذاری‎ها‎ی مولّد و مفید به حال جامعه و اقتصاد کشور مطرح می‎باشد، مطالعه پیرامون موضوع‎ها‎ی وابسته به این سازمان اهمیت ویژه ای برخوردار است.
سرمایه گذاران، هنگام سرمایه گذاری بر سهام عادی بررسی‎ها‎ی وسیعی انجام می‎دهند؛ به عبارت دیگر، آن‎ها‎ عوامل زیادی را در هنگام سرمایه گذاری مدنظر قرار می‎دهند؛ زیرا نقدترین دارایی خود را به سهام عادی تبدیل می‎کنند. اگر سرمایه گذاران بدون توجه به بخشی از عوامل، اقدام به سرمایه گذاری نمایند؛ نتایج مطلوبی از سرمایه گذاری عاید آنها نخواهد شد. در کشورهایی که بورس اوراق بهادار آن‎ها‎ کارایی دارد، به بررسی‎ها‎ی وسیع در مورد اوراق بهادار احتیاج نیست؛ زیرا قیمت بازار سهام نزدیک به ارزش ذاتی (واقعی) آن اوراق است. به عبارت بهتر، قیمت بازار اوراق بهادار شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادرا است. برای اتخاذ تصمیم در بازار سرمایه به روش تصمیم گیری نیاز است و برای پردازش روش به داده نیاز است. گزارش‎ها‎ی مالی، محصول فرآیند سیستم اطلاعات حسابداری است به طوری که بخشی داده‎ها‎ی مورد نیاز طیف وسیعی از استفاده کنندگان را فراهم می‎سازد. گزارش‎ها‎ی مالی، یادداشت‎ها‎ی توضیحی و هریک از گزارشات، در جای خود از اهیمت و جایگاه خاصی برخوردار است (جهانخانی و همکار، 1375).
حسابرسان به چند دلیل بر وجوه نقد تأکید نسبی دارند. بدهی‎ها‎، درآمدها، هزینه‎ها‎ و بیشتر دیگر دارایی‎ها‎ با وجوه نقد سروکاردارند؛ یعنی، این اقلام یا از معاملات نقدی حاصل می‎شود یا به وجوه نقد منجر می‎گردد. بدین ترتیب، رسیدگی به معاملات نقدی، حسابرسان را در اثبات اقلام متعددی از صورت‎ها‎ی مالی یاری می‎رساند (عالی ور، 1373).
دلیل دیگر رسیدگی بیشتر به وجوه نقد، نقدینگی کامل آن است که بیشترین وسوسه را برای سرقت و سوء استفاده برمی‎انگیزد. خطرذاتی دارایی‎ها‎ی سیال، بالاست و واکنش حسابرسان در این گونه موارد، پی جویی بیشتر است. اما کشف تقلب تنها در صورتی بر مطلوبیت ارایه صورت‎ها‎ی مالی اثر می‎گذارد که مبلغ تقلب، با اهمیت باشد. ارزشیابی وجوه  نقد به مراتب آسانتر از ارزشیابی دیگر دارایی‎ها‎ست؛ زیرا، برای رسیدن  به ارزش بازیافتنی آن، نیازی به تأمین ذخیره نیست. از این رو، هدف”ارزشیابی” وجوه نقد، دراینجا جزء هدف‎ها‎ی حسابرسی بحث نشده است. اما زمانی که شرکت‎ها‎ی فرعی خارجی وجود دارند، حسابرسان باید از درستی ارزشیابی مبالغ ارزی تسعیر شده اطمینان یابند. درضمن نظارت‎ها‎ی معمول صاحبکار و روش‎ها‎ی بررسی آن (مانند مغایرت گیری حساب بانک) بیشتر اشتباهاتی را که در این گونه حساب‎ها‎ رخ می‎دهد، کشف می‎کند. ازطرف دیگر، ماهیت نقدینگی این حساب‎ها‎، خطرکشف نشدن سوء استفاده از آنها را افزایش می‎دهد (عالی ور، 1373).
2-3 صورت جریان وجوه نقددر طي سال‎ها‎ي مختلف، صورت‎ها‎ي مالي با توجّه به نيازهاي استفاه‌كنندگان تغيير كرده و منجر به تهيّة صورت‎ها‎ي مالي جديدي نيز شده است. «صورت تغييرات در وضعيت مالي» از جمله صورت‎ها‎يي بوده كه در دهة 80-1970 با تأكيد بر سرمايه در گردش جهت ارائة اطلاعات در مورد نقدينگي و توانايي باز پرداخت بدهي‌هاي مؤسّسات تهيّه مي‌شود، امّا اطلاعات اين صورت قادر به ارائة اطلاعات كافي در مورد وجه نقد نبوده است. لذا با درك اهميّت وجه نقد در سال‎ها‎ي اخير، تهية «صورت گردش وجوه نقد» توسط كشورهاي مختلف انجام شده است.
اولین هدف صورت جریان وجوه نقد تهیه ی اطلاعاتی در ارتباط با دریافت‎ها‎ و پرداخت‎ها‎ی نقدی واحد تجاری در طی یک دوره حسابداری می‎باشد. دومین هدف آن تهیه ی اطلاعاتی با مبانی نقدی در ارتباط با فعالیت‎ها‎ی عملیاتی، سرمایه گذاری و تامین مالی واحد تجاری است. بنابراین صورت جریان وجوه نقد گزارشی از دریافت‎ها‎ی نقدی، پرداخت‎ها‎ی نقدی و خالص تغییرات در نتایج نقدی ناشی از فعالیت‎ها‎ی عملیاتی، مالیات بر درآمد، بازده سرمایه گذاری، سرمایه گذاری و تامین مالی شرکت در طی یک دوره حسابداری است (عالی ور، 1373).
2-4 اهمیت صورت جریان وجوه نقد1. اطلاعات‌ تاريخي‌ مربوط‌ به‌ جريان‌ وجوه نقد مي‌تواند در قضاوت‌ نسبت‌ به‌ مبلغ‌، زمان‌ و ميزان‌ اطمينان‌ از تحقق‌ جريان‎ها‎ي‌ وجوه نقد آتي‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ صورت‎ها‎ي‌ مالي‌ كمك‌ كند. اطلاعات‌ مزبور، بيانگر چگونگي‌ ارتباط‌ بين‌ سودآوري‌ واحد تجاري‌ و توان‌ آن‌ جهت‌ ايجاد وجه نقد و درنتيجه‌ مشخص‌كننده‌ كيفيت‌ سود تحصيل‌ شده‌ توسط‌ واحد تجاري‌ است‌. علاوه‌ براين‌، تحليل‌گران‌ و ديگر استفاده‌كنندگان‌ اطلاعات‌ مالي‌ اغلب‌ به‌ طور رسمي‌ يا غير رسمي‌ مدل‎ها‎يي‌ را براي‌ ارزيابي‌ و مقايسه‌ ارزش‌ فعلي‌ جريان‎ها‎ي‌ وجه نقد آتي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ به‌ كار مي‌برند. اطلاعات‌ تاريخي‌ مربوط‌ به‌ جريان‌ وجوه نقد مي‌تواند جهت‌ كنترل‌ ميزان‌ دقت‌ ارزيابي‎ها‎ي‌ گذشته‌ مفيد واقع‌ شود و رابطه‌ بين‌ فعاليت‎ها‎ي‌ واحد تجاري‌ و دريافت‎ها‎ و پرداخت‎ها‎ي‌ آن‌ را نشان‌ دهد (عالی ور، 1373).
2. ارزيابي‌ فرصت‎ها‎ و مخاطرات‌ فعاليت‌ تجاري‌ و وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ مستلزم‌ درك‌ ماهيت‌ فعاليت‌ تجاري‌ از جمله‌ نحوه‌ ايجاد و مصرف‌ وجه نقد توسط‌ واحد تجاري‌ است‌. ترازنامه‌، صورت‎ها‎ي‌ عملكرد مالي‌ و صورت‌ جريان‌ وجوه نقد تواماً اطلاعاتي‌ را در مورد وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و همچنين‌ نقدينگي‌، توانايي‌ بازپرداخت‌ بدهي‎ها‎ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ فراهم‌ مي‌آورند. بدين‌لحاظ‌ ايجاد ارتباط‌ بين‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورت‌ جريان‌ وجوه نقد و اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورت‎ها‎ي‌ مالي‌ اساسي‌ ديگر حائز اهميت‌ است‌ (عالی ور، 1373).
3. از آنجا كه‌ صورت‌ جريان‌ وجوه نقد تحت‌ تأثير برخوردهاي‌ متفاوت‌ حسابداري‌ درخصوص‌ معاملات‌ و رويدادهاي‌ يكسان‌ در سطح‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ نيست‌، ارائـه‌ آن‌ قابليت‌ مقايسه‌ جنبه‌ عملياتي‌ عملكرد مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ را افزايش‌ مي‌دهد (عالی ور، 1373).
4. اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورت‌ جريان‌ وجوه نقد در مقايسه‌ با صورت‎ها‎ي‌ جريان‌ وجوه‌ مبتني‌ بر تغيير در سرمايه‌ در گردش‌ داراي‌ مزاياي‌ زير است (عالی ور، 1373)‌:
الف. ‌صورت‎ها‎ي‌ جريان‌ وجوه‌ مبتني‌ بر تغيير در سرمايه‌ در گردش‌، ممكن‌ است‌ تغييرات‌ مرتبط‌ با نقدينگي‌ و تداوم‌ فعاليت‌ را پنهان‌ كند. براي‌ مثال‌، كاهش‌ قابل‌ ملاحظه‌ در وجه نقد موجود ممكن‌ است‌ به‌ خاطر افزايش‌ در موجودي‌ مواد و كالا يا بدهكاران‌ پنهان‌ بماند. بدين‌ ترتيب‌، واحدهاي‌ تجاري‌ ممكن‌ است‌ علي‌رغم‌ گزارش‌ افزايش‌ در سرمايه‌ در گردش‌، دچار مشكل‌ نقدينگي‌ شوند. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، كاهش‌ در سرمايه‌ در گردش‌ لزوماً بيانگر كمبود نقدينگي‌ و خطر توقف‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ نيست‌.
ب‌. كنترل‌ وجوه نقد، يك‌ ويژگي‌ معمول‌ فعاليت‌ تجاري‌ است‌ و يك‌ تكنيك‌ تخصصي‌ حسابداري‌ به‌ شمار نمي‌رود. بدين‌ لحاظ‌ جريان‌ وجوه نقد مفهومي‌ است‌ كه‌ در مقايسه‌ با تغييرات‌ در سرمايه‌ در گردش‌ از درك‌ و پذيرش‌ بيشتري‌ برخوردار است‌.
ج. در مدل‎ها‎ي‌ ارزيابي‌ واحدهاي‌ تجاري‌، وجه نقد به عنوان‌ يك‌ داده‌ مستقيم‌ كاربرد دارد و لذا جريان‎ها‎ي‌ تاريخي‌ وجه نقد مي‌تواند در اين‌ گونه‌ موارد كه‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ جريان‌ وجوه‌ مبتني‌ بر تغيير در سرمايه‌ درگردش‌ فاقد كاربرد است‌، مورد استفاده‌ قرار گيرد.
د‌. صورت‎ها‎ي‌ جريان‌ وجوه‌ مبتني‌ بر تغيير در سرمايه‌ در گردش‌ عمدتاً متكي‌ به‌ تفاوت‌ اقلام‌ دو ترازنامه‌ واحد تجاري‌ است‌ و درنتيجه‌ حاوي‌ اطلاعات‌ جديدي‌ نيست‌ و تنها اطلاعات‌ موجود را با آرايش‌ متفاوتي‌ ارائه‌ مي‌كند. صورت‌ جريان‌ وجوه نقد و يادداشت‎ها‎ي‌ توضيحي‌ مربوط‌ متضمن‌ اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ در صورت‎ها‎ي‌ جريان‌ وجوه‌ مبتني‌ بر تغييرات‌ در سرمايه‌ در گردش‌ افشا نمي‌شود.
2-5 طبقه بندی صورت جریان وجوه نقد براساس استاندارد ایرانصورت جریان وجوه نقد برای انعکاس تغییر در جریان نقد طی سال طراحی شده است. در این میان، تعریف وجوه نقد از اهمیت بالایی برخودار است. وجوه نقد به موجودی نقد و سپرده‎ها‎ی دیداری نزد و بانک‎ها‎ و موسسات اعم از ریالی و ارزی (شامل سرمایه گذاری کوتاه مدت بدون سررسید) اطلاق می‎گردد (کردی، 1390).
طبق استاندارد‎ها‎ی حسابداری ایران، صورت جریان وجوه نقد باید به ترتیب منعکس کننده جریان‎ها‎ی نقدی طی دوره، تحت سر فصل‎ها‎ی اصلی زیر باشد (کردی، 1390):
الف) فعالیت‎ها‎ی عملیاتی
ب) بازده سرمایه گذاری و سود پرداختنی بابت تامین مالی
ج) مالیات بر درآمد
د) فعالیت‎ها‎ی سرمایه گذاری
ه) فعالیت‎ها‎ی تامین مالی
صورت جریان وجوه نقد هم چنین باید شامل صورت تطبیق مانده ی اول دوره و پایان دوره وجه نقد باشد.
صورت جریان وجوه نقد، استاندارد ایران در مقایسه با استاندارد بین المللی
صورت جریان وجوه نقد به عنوان یکی از صورت‎ها‎ی مالی اساسی از جمله کارآمدترین گزارش‎ها‎ برای انعکاس عملکرد واحدهای تجاری از جنبه نقدی است و اطلاعات لازم را در مورد ایجاد و مصرف وجه نقد به استفاده کنندگان صورت‎ها‎ی مالی می‎نمایاند. این گزارش به عنوان یکی ابزار اصلی در کنار دیگر صورت‎ها‎ی مالی مبانی اندازه گیری انعطاف پذیری مالی را فراهم می‎آورد. صورت جریان وجوه نقد به عنوان معیاری برای ارزیابی جریان‎ها‎ی نقدی آینده نیز به کار می‎رود. همچنین از این گزارش می‎توان برای ارزیابی پیش بینی‎ها‎ی گذشته جریان‎ها‎ی نقدی واحدهای تجاری، که اکنون تحقق یافته اند، تحلیل تصمیمات گرفته شده براساس این پیش بینی‎ها‎، بررسی انحراف‎ها‎ی احتمالی از آنها و نتیجه گیری در مورد صحت و اثر بخش تصمیمات گذشته بهره جست. در سال 1378، استاندارد حسابداری شماره 2 ملی، صورت جریان وجوه نقد، براساس بیانیه شماره 7 استانداردهای بین المللی حسابداری تجویز شد و این صورت در جرگه صورت‎ها‎ی مالی اساسی قرار گرفت (کردی، 1390). در این  نوشتار درباره ی تفاوت‎ها‎ی عمده استاندارد حسابداری شماره 2 ملی با استاندارد‎ها‎ی بین المللی بحث می‎شود عمده این تفاوت‎ها‎ عبارتند از (کردی، 1390):
1- عدم شمول اقلام معادل و جه نقد در تعریف وجوه نقد.
2-تفکیک بازده سرمایه گذاری‎ها‎، شامل درآمد بهره، سود سهام دریافتی، و بهره ( یا سود تضمینی) پرداختی از سود عملیاتی و تفکیک سهام پرداختی از فعالیت‎ها‎ی تامین مالی و درج هر چهار مورد در سرفصلی جداگانه.
3- تفکیک مالیات بردرآمد از سود عملیاتی و گنجاندن آن در سرفصل جداگانه.
2-6 جریان وجوه نقد آزاد
جریان‎ها‎ی نقدی در بسیاری ازتصمیمات مالی، مدل‎ها‎ی ارزش گذاری اوراق بهادار، روش‎ها‎ی ارزیابی طرح‎ها‎ی سرمایه ای وغیره، نقش محوری دارند. اطلاعات مربوط به جریان‎ها‎ی نقدی همچنین از لحاظ درون سازمانی نیز اداره امور را درکاراترین شکل خود امکان پذیر می‎سازد و منجر اتخاذ تصمیمات بهینه در زمینه‎ها‎ی عملیاتی، سرمایه گذاری و تامین مالی می‎شود (ملکیان و همکاران، 1392).
جریان نقدعملیاتی: وجه نقدی است که از فعالیت‎ها‎ی عملیاتی واحد تجاری حاصل می‎شود. اما جریان‎ها‎ی نقد آزاد وجوهی است که بعد از تعدیلاتی بر روی جریان نقد عملیاتی به دست می‎آید. جریان‎ها‎ی نقد آزاد یکی از معیارهای اندازه گیری عملکرد واحد تجاری است و وجه نقدی را نشان می‎دهد که شرکت پس از انجام مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه دارایی‎ها‎ در اختیار دارد. جریان‎ها‎ی نفد آزاد می‎تواند کاربرد مهمی‎برای سهام داران در ارزیابی سلامت واحد تجاری داشته باشد (ملکیان و همکاران، 1392).
یکی از عواملی که نقش مهمی‎در ایجاد تضاد بین سهام داران و مالکان دارد پرداخت وجه نقد به سهام داران تحت عنوان سود سهام است. پرداخت سود سهام به طور نقد که کمتر هم مورد توجه قرار گرفته است باعث کاهش منابع کنترل مدیران می‎شود و به این ترتیب مدیران کنترل خود را بر بازارهای سرمایه از دست داده و در مواقع لازم نمی‎توانند سرمایه جدیدی برای شرکت جذب کنند (رستمی‎و همکاران، 1389)
تِئوری جریان‎ها‎ی نقد آزاد برای اولین بارتوسط جنسن توسعه یافت. افزون بر این، تحلیل نظری هزینه‎ها‎ی نمایندگی نیز به وسیله او در خصوص جریان نقدی آزاد انجام گرفت. دراین نظریه، جریان‎ها‎ی نقدی آزاد عبارتست ازباقیمانده جریان‎ها‎ی نقدی پس از کسر وجوه نقد لازم برای سرمایه گذاری در پروژه‎ها‎یی که خالص ارزش فعلی آنها مثبت ارزیابی می‎شود. این پروژه‎ها‎، طرح‎ها‎ی سرمایه گذاری بلندمدتی که ارزش فعلی جریان‎ها‎ی نقدی ورودی مورد انتظار از آنها بیش از ارزش فعلی جریان‎ها‎ی نقدی خروجی مورد انتظار از آنها است. بدیهی است در محاسبه ارزش فعلی از نرخ هزینه ی سرمایه جهت تنزیل استفاده می‎شود (ملکیان و همکاران، 1392).
کاپلند نیز تعریف زیر را جریان ‎ها‎ی نقد آزاد ارائه کرده است:
جریان‎ها‎ی نقد آزاد واحد تجاری عبارتست از سود عملیاتی پس از کسر مالیات به اضافه هزینه‎ها‎ی غیر نقدی پس از کسر سرمایه گذاری، اموال، ماشین آلات، تجهزات و سایر دارایی‎ها‎ (ملکیان و همکاران، 1392).
جریان نقد آزاد نشان دهنده پول نقدی است که مدیران به وسیله تقویت آن می‎توانند بر ارزش شرکت خود بیافزایند. شرکتی که دارای جریان نقد آزاد بالاتی باشد از مطلوبیت و محبوبیت بیشتری نزد سرمایه گذاران و بستانکاران برخوردار است. این مطلوبیت زمانی قابل قبول است که شرکت مرحله رشد را گذرانده و دیگرفرصت‎ها‎ی سرمایه گذاری سودآور بالایی نداشته باشد. در مقابل برخی از شرکت‎ها‎ با جریان نقد آزاد مواجه می‎شوند که همیشه مطلوب نیست بلکه علت آن مفید است. اگر بدان سبب منفی شده که سود خالص عملیاتی پس کسر مالیات منفی باشد، بی شک این نوع منفی شدن پیام بدی را مخابره می‎کند. چنانچه منفی شدن جریان وجوه نقد آزاد ناشی از سرمایه گذاری وجوه درفرصت‎ها‎ی سود آور موجود و بکارگیری منابع زیاد در اقلام سرمایه عملیاتی برای ادامه و تحقق رشد باشد هیچ عیبی ندارد، مقطعی است و به دوره‎ها‎ی کوتاه مدت زمان سرمایه گذاری مربوط می‎شود که در دراز مدت به مثبت شدن جریان‎ها‎ی وجوه نقد آزاد منجر می‎گردد (ملکیان و همکاران، 1392).
در تعریف دیگر جریان نقدی آزاد به صورت زیر تعریف شده است :
جریان وجه نقد حاصل از عملیات بعد از ‌کسر مالیات بدون احتساب بدهی‌ها و هزینه‌های بهره شرکت است. بنابراین، جریان نقدی آزاد، وجوه نقدی است ‌که بعد از پوشش دادن نیازهای سرمایه‌گذاری و سرمایه در گردش و با فرض نبود بدهی، در دسترس شر‌کت قرار می‌گیرد. در شرکت‎ها‎ی بدون بدهی یا فاقد اهرم مالی، جریان نقدی آزاد، همان جریان نقدی حقوق صاحبان سهام است (ملکیان و همکاران، 1392).
جریان نقدی آزاد = جریان نقدی حقوق صاحبان سهام با فرض این‌که شرکت بدهی نداشته باشد
اغلب گفته می‌شود که جریان نقدی آزاد، وجوه نقد ایجاد شده در شرکت برای تامین وجوه مورد نیاز برای سهامداران و بستانکاران را نشان می‌دهد. این ادعا صحیح نیست، زیرا جریان نقدی سرمایه‌ای نشان می‌دهد که وجوه نقد ایجاد شده به‌وسیله شرکت متعلق به سهامداران و بستانکاران است (ملکیان و همکاران، 1392).
با وجود تعریف وجوه نقد و مطرح شدن مفهوم جریان‌های نقد آزاد از مدت‌ها قبل، هنوز استاندارد یکنواختی برای معیار جریان نقد آزاد در جامعهی دانشگاهی وجود ندارد. در این پژوهش، از رابطهی زیر برای معیار جریان نقد آزاد به‌عنوان یک متغیر مجازی استفاده شده است:
FCF i, t=  (CFO i, t – INT i, t – T i, t – DIV i, t) / A i, t-1
متغیرهای موجود در این رابطه با حذف اندیس‌های شرکت و زمان بدین شرح است: FCF، جریان‌های نقد آزاد؛ CFO، جریان نقد عملیاتی؛ INT، سود عملیاتی؛ T، مالیات پرداختنی؛ DIV، سود تقسیمی‎و A، ارزش دفتری دارایی‌ها.
در این پژوهش، جریان نقد آزاد شرکت‌های نمونه به سه بخش مساوی تقسیم می‌شود. زمانی که جریان نقد آزاد شرکت‌های نمونه در بزرگترین گروه قرار گیرد، ارزش متغیر مجازی یک است و در غیر این صورت، ارزشی برابر صفر دارد.
2-7 اهمیت جریان وجوه نقد آزاد
در صورت جریان وجوه نقد آزاد معمولا” وجوه نقد حاصل از فعالیت‎ها‎ی عملیاتی بیانگر توانایی شرکت برای ایجاد جریان‎ها‎ی نقدی است. تحلیل گران مالی معتقدند وجوه نقد حاصل از فعالیت‎ها‎ی عملیاتی وجوهی است که نه تنها در دارایی‎ها‎ی ثابت جدیدی سرمایه گذاری شده تا بتواند سطوح جاری فعالیت‎ها‎ی خود را حفظ نماید بلکه بخشی از این وجوه نیز باید به منظور رضایت سهام داران تحت عنوان سود سهام و باز خرید آن بین آنها توزیع شود. جریان نقدعملیاتی، وجه نقد ایجاد شده در نتیجه عملیات شرکت است که معمولا” با کسر شدن همه هزینه‎ها‎ی عملیاتی از درآمدها به دست می‎آید. در تئوری جریان نقد آزاد از وجوه مازاد به عنوان معیار ارزیابی قدرت بازپرداخت بدهی یاد شده است. زیرا پرداخت بدهی در سررسید به وجوهی بستگی دارد که به صورت مازاد نگهداری می‎شوند. جریان نقد آزاد، مبلغ نقد در اختیار شرکت است که می‎تواند برای انجام سرمایه گذاری‎ها‎ی مورد نظر، پرداخت سود سهام، باز پرداخت بدهی یا برای افزایش نقدینگی مورد استفاده قرار می‎گیرد (ملکیان و همکاران، 1392).
2-8 کاربرد جریان وجه نقد آزاد
جریان نقد آزاد می‎تواند در ارزیابی سلامت مالی شرکت مفید باشد، چرا که تمام مفروضات حسابداری موجود در ساختار سود را کنار می‎گذارد. البته باید توجه داشت که جریان‎ها‎ی نقد آزاد کم یا منفی لزوما” نشانگر عملکرد ضعیف واحد تجاری نمی‎باشد. زیرا واحدهای تجاری در حال رشد به دلیل سرمایه گذاری زیاد معمولا” از وجه نقد آزاد منفی یا پایینی برخوردار هستند که این امر در شرکت‎ها‎ی پویا امری طبیعی است و به تنهایی نمی‎تواند نشانگر وضعیت نامطلوب واحد تجاری باشد. در صورتی که این سرمایه گذاری بازده بالایی داشته باشد می‎تواند در بلند مدت نتایج مطلوب همراه داشته باشد(ملکیان و همکاران، 1392).
جریان‎ها‎ی نقد آزاد از دیدگاه مدیران واحد تجاری می‎توانند کاربردهای مهمی‎در تقسیمات نقدی سود، باز خرید سهام، باز پرداخت بدهی‎ها‎ و تأدیه تعهدات واحد تجاری، تحصیل شرکت‎ها‎ی دیگر توسط واحد تجاری و سرمایه گذاری مجدد در پروژه‎ها‎ی سرمایه ای واحد تجاری داشته باشد (رستمی‎و همکاران، 1389).
2-9 انواع جریانات وجوه نقد
جریان نقدی حقوق صاحبان سهام: جریان نقدی است که پس از تامین نیازهای سرمایه‌گذاری‌های انجام شده، نیازهای سرمایه در گردش، پرداخت هزینه‌های مالی، هزینه‌های کارکنان و ایجاد بدهی جدید، در شر‌کت باقی می‌ماند. جریان نقدی حقوق صاحبان سهام، جریان نقدی در دسترس سهامداران در داخل شرکت را نشان می‌دهد که برای تقسیم سود یا بازخرید سهام به‌‌کار می‌رود. جریان نقدی حقوق صاحبان سهام در هر دوره مالی به‌سادگی، تفاوت بین جریان وجوه نقد ورودی و جریان وجوه نقد خروجی درآن دوره را نشان می‌دهد (عالی ور، 1373؛ ملکیان و همکاران، 1392).
جریانهای وجوه نقد ورودی دوره – جریانهای وجوه نقد خروجی دوره = جریان نقدی حقوق صاحبان سهام در زمان انجام پیش‌بینی‌ها، پیش‌بینی جریان نقدی حقوق صاحبان سهام در یک دوره باید با سود قابل تقسیم پیش‌بینی شده به‌علاوه بازخرید سهام در آن دوره، برابر باشد (عالی ور، 1373).
2- جریان نقدی سرمایه‌ای: جریان وجوه نقد در دسترس برای بستانکاران به‌علاوه جریان نقدی حقوق صاحبان سهام است. جریان نقدی بستانکاران شامل مجموع وجوه پرداخت شده برای بهره به ‌علاوه بازپرداخت اصل وام (یا پس از ‌کسر افزایش در اصل وام) است (عالی ور، 1373؛ ملکیان و همکاران، 1392).
جریان نقدی بدهی + جریان نقدی حقوق صاحبان سهام= جریان نقدی سرمایه‌ای
2-10 مفهوم مديريت سوداﺳﻜﻴﭙﺮز (۱۹۸۹) ﻣﻔﻬﻮم ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﻮد را ﺑﻪ اﻳﻦ ﺻﻮرت ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ: «ﻣﺪاﺧﻠﺔ ﻋﻤﺪی در ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﮔﺰارﺷﮕﺮی ﻣﺎﻟﻲ ﺑﺮای ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﺳﻄﺢ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﺳﻮد»؛ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺻﺪ و اهداف ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺳﻮد اﻓﺰاﻳﺶ و ﻳﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﺑﺪ ﻳﺎ ﻫﻤﻮار ﺷﻮد. (مشايخي، 1384)
اهداف وانگيزه‎ها‎ي مديريت سود
انگیزه‎ها‎ی قراردادی
قراردادهای بدهی:
مدیران شرکتهایی که قصد تخطی از قراردادهای بدهی را ندارند، می‎توانند ازطریق انتخاب روشهای افزاینده سود از ناتوانی در ایفای قرارداد جلوگیری کنند.
قراردادهای جبران خدمات:
قراردادهای جبران خدمات معمولا دربرگیرنده پاداش‎ها‎یی است که تا حدی بر اساس سود شرکت تعیین می‎شوند.
امنیت شغلی وهموارسازی سود:
مدیران ممکن است به منظور حفظ امنیت شغلی خود درصدد هموارسازی سود باشند.
مذاکرات اتحادیه‎ها‎:
در حین مذاکرات با اتحادیه‎ها‎، مدیران انگیزه دارند به منظور حمایت از یک ادعا مبنی بر این که شرکت نمی‎تواند دستمزدها را افزایش دهد سود را تعدیل کند.
انگیزه‎ها‎ی بازار
عرضه اولیه سهام:
مدیران می‎توانند به منظور تغییر تصورات سرمایه گذاران با استفاده از رویه‎ها‎ی حسابداری سود را در دوره‎ها‎ی نزدیک به عرضه سهام افزایش دهند.
خرید سهام توسط مدیریت:
بعضی از مدیران قبل از خرید سهام برای خود اقدام به دستکاری سود در جهت کمتر از واقع نشان دادن می‎کنند. رشد وپیش بینی سود:شرکتهایی که در معرض قرار گرفتن سود پایین تر از سودهای هدف بازارهای سرمایه هستند ممکن است سود را در جهت بیشتر از واقع نشان دادن دستکاری کنند.
هزینه‎ها‎ی شست وشوی بزرگ:
شرکتهای دارای سال مالی بدممکن است مقدار زیادی از هزینه‎ها‎ی آتی را در سود سال جاری بگنجانند وبدین وسیله بازگشت سود در سالهای آتی تضمین کنند.
انگیزه‎ها‎ی قانونی
وارسی سیاسی:
شرکتهای بزرگ مایل هستند روشهای حسابداری انتخاب کنند که سود را کمتر نشان دهند زیرا بدین وسیله مالیات را کاهش میدهند.
بازجویی ضد تراست:
هزینه‎ها‎ی قوانین ضدتراست نامساعد ممکن است بسیار زیاد باشد ودر نتیجه مدیران را تشویق به کمتر از واقع نشان دادن سود کند.
تخفیفات واردات:
در دوره‎ها‎یی که تخفیف وارداتی اعطا می‎شود، شرکتها انگیزه دارند سود خود را کاهش دهند وبه علت واردات کالای خارجی از سوی دولت ادعای جبران غرامت کنند.
مقررات بانکی:
تدوین کنندگان مقررات بانکی از اعداد حسابداری برای تعیین نسبت کفایت سرمایه استفاده می‎کنند. ازاین رو بانکها انگیزه دارند در زمانی که این نسبت کمتر از حد قانونی است اعداد حسابداری را دستکاری و هزینه‎ها‎ی سیاسی خویش را کاهش دهند. (كمالي، 1387)
2-11 انواع مدیریت سود1-مدیریت سود کارا:به معنای بهبود محتوای اطلاعاتی سود در ارسال اطلاعات محرمانه است. سوبرامانیام وکریشنان نتیجه گرفته اند که رفتار اقلام تعهدی اختیاری حاکی از کارابودن مدیریت سود است، زیرا اقلام تعهدی اختیاری رابطه مثبت ومعنی داری با سودآوری آتی دارد.
2-مدیریت سود فرصت طلبانه:به معنای این است که مدیریت به منظور حداکثر کردن مطلوبیت خویش، سود را به گونه ای فرصت طلبانه گزارش می‎کند. برگستالر ودیچو نشان دادند که مدیران به منظور جلوگیری از گزارش زیان یا کاهش سود اقدام به مدیریت سود می‎کنند. (قاليباف، 1387)
2-12 اندازه گیری مدیریت سودالف-روش جمع اقلام تعهدی اختیاری
عمومی‎ترین روش مورد استفاده، روش اقلام تعهدی اختیاری است که فرض می‎کند که مدیران برای مدیریت سود اساسا” به اختیار خود در خصوص اقلام تعهدی حسابداری تکیه می‎کنند. اقلام تعهدی شامل تعهدی اختیاری وغیر اختیاری می‎باشد. اقلام اختیاری توسط مدیریت تعیین می‎شود، اما اقلام تعهدی غیراختیاری به طور اقتصادی تعیین می‎شود ودر اختیارمدیریت نیست.
جهت این مرزبندی از مدل جونز(1991)ومدل جونز تعدیل شده (1995)تعیین می‎شود.
ب-روش جمع اقلام تعهدی
درپی پیشنهاد نظری هیلی(1985)روش جمع اقلام تعهدی، مدیریت سود را به عنوان تفاوت میان سود خالص وجریان نقد عملیات تعریف می‎نمایند. (مشايخي، 1384)
2-13 مدیریت سود و حاکمیت شرکتیمحاسبه سود خالص یک بنگاه اقتصادی متاثر از روش‌ها و برآوردهای حسابداری است و این امر فرصتی را برای مدیران فراهم می‌آورد، تا بااستفاده از تکنیک‌های متنوع، سود حسابداری گزارش شده را مدیریت کنند. بیتی (۱۹۹۴) مدیریت سود را به عنوان فرآیند تصمیم‌گیری آگاهانه با رعایت اصول پذیرفته شده حسابداری، به منظور رساندن سود گزارش شده به سطح مورد نظر، تعریف کرده است. از نظر ملفورد و کامیسکی (۱۹۹۶) مدیریت سود یک دستکاری آگاهانه و فعال در نتایج حسابداری به منظور ایجاد تغییر در نشان دادن وضعیت تجاری واحد اقتصادی است. اسکات درسال (۱۹۹۷) مدیریت سود را به عنوان انتخاب سیاست‌های حسابداری به منظور دستیابی به برخی اهداف خاص تعریف کرده است. از نظر وایلد و همکاران (۲۰۰۱) مدیریت سود، به مداخله عمومی‎مدیریت در فرآیند تعیین سود که غالبا در راستای اهداف دلخواه مدیریت است، اطلاق می‌شود. موضوع حاکمیت شرکتی به لزوم نظارت بر مدیریت شرکت و به تفکیک واحد اقتصادی از مالکیت آن و در نهایت حفظ حقوق سرمایه‌گذاران و ذی‌نفعان می‌پردازد. نظام حاکمیت شرکتی با تکیه بر تقویت فرهنگ پاسخگویی، راستی و امانتداری در مدیران و ارتقای شفافیت اطلاعاتی موجب محدود شدن رفتار فرصت طلبانه و سودجویانه مدیران می‌شود، بنابراین باعث بهبود کیفیت و ویژگی قابل اعتماد بودن گزارشگری مالی خواهد شد. این نظارت بر فعالیت مدیران به وسیله انواع مکانیزم‌های حاکمیت شرکتی است. به عبارت دیگر این نظارت می‌تواند توسط سهامداران و به خصوص سهامداران نهادی، انجام شود. مطابق با تعریف بوشی، سهامداران نهادی، سرمایه‌گذاران بزرگ نظیر بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، شرکت‌های سرمایه‌گذاری، صندوق‌ها و …. هستند. از دیدگاه نظری، جایگاه سهامداران نهادی در حاکمیت شرکتی بسیار پیچیده است. از یک دیدگاه، سهامداران نهادی یکی از ساز و کارهای حاکمیت شرکتی نیرومند را باز نمایی می‌کنند که می‌توانند برمدیریت شرکت نظارت داشته باشند. زیرا آنان هم می‌توانند برمدیریت شرکت نفوذی چشمگیر داشته باشند و هم می‌توانند منافع گروه سهامداران را همسو کنند. با وجود این، مالکیت سهامداران نهادی می‌تواند آثار منفی هم داشته باشد، مانند دسترسی به اطلاعات محرمانه که عدم تقارن اطلاعاتی را بین آنان و سهامداران کوچک‌تر ایجاد می‌کند. سهامداران نهادی همچنین می‌توانند تضادهای نمایندگی را به واسطه وجودشان در مقام کارگمار (یا مالک) عمده، که مشکلات برخاسته از جدایی مالکیت و کنترل را کاهش می‌دهد، وخیم‌تر کنند. سهامداران نهادی می‌توانند مشکلات کارگزاری را به دلیل توانایی برخورداری از مزیت صرفه اقتصادی مقیاس و تنوع بخشی، حل و فصل کنند. بنابراین به نظر می‌رسد که سهامداران نهادی، در مقام سهامدار باعث جدایی مالکیت و کنترل می‌شوند، در حالی که درگیری فزاینده‌شان در شرکت‌ها و متمرکز کردن مالکیت، راهی برای نظارت بر مدیریت شرکت به دست می‌دهد. به همین دلیل در خصوص نقش سهامداران نهادی نظرات متفاوتی وجود دارد، به نظر دراکر(۱۹۷۶) سهامداران نهادی مالک نیستند، بلکه سرمایه‌گذارند، آنها کنترل شرکت را نمی‌خواهند بلکه امین اعضای خود هستند، وظیفه آنها سرمایه‌گذاری پول ذی‌نفعان در سودآورترین فرصت‌ها است. آنها کاری به مدیریت ندارند، اگر از مدیریت شرکت ناراضی باشند، سهامشان در آن شرکت را می‌فروشند. از طرف دیگر‌‎ها‎تن (۱۹۹۵) می‌گوید سهامداران نهادی مالکان همیشه غایب هستند. بدون احساس مسوولیت اعمال قدرت می‌کنند و بدون درک تعهدات متقابل خود به عنوان مالک اقدام به خرید سهام شرکت‌ها می‌کنند. با این حال به عنوان سهامدار این حق را دارند که مدیران را تعیین کنند و وظیفه اخلاقی آنهاست که مطمئن شوند که شرکت‌ها به نفع سهامداران، مدیریت شوند.
چرخام (۱۹۹۴) دو نوع سهامدار نهادی فعال را معرفی می‌کند که آنها را نوع «الف» و« ب» نامیده است. این دو نوع سرمایه‌گذاری در دو انتهای طیف سرمایه‌گذاری‌های ممکن برای سازمان‌ها قرار دارند. مدیر سرمایه‌گذاری نوع «الف» به عملکرد بلند‌مدت و پرتفوی محدود به چند شرکت متمایل است، و مدیر سرمایه‌گذاری نوع «ب» به عملکرد کوتاه‌مدت و پرتفوی نسبتا بزرگی از شرکت‌ها تاکید دارد. بسیاری از نویسندگان از جمله شلیفر و ویشنی (۱۹۸۶) آدماتی و همکاران (۱۹۹۳) هودارت (۱۹۹۳)، مائوگ (۱۹۹۸) و نوئه (۲۰۰۲) اعتقاد دارند که شمول سهامداران نهادی عمده در فعالیت‌های کنترلی و نظارتی به‌طور بالقوه موجب محدود کردن مساله نمایندگی می‌شود. به طور کلی در خصوص نقش سهامداران نهادی در حاکمیت شرکتی و تاثیر آن بر مدیریت سود شرکت‌ها دو دیدگاه وجود دارد که در ادامه توضیح داده می‌شود.
2-14 سهامداران نهادی کوتاه‌مدت و مدیریت سودسهامداران نهادی کوتاه‌مدت، سرمایه‌گذاران موقتی هستند که بیشتر در تعیین قیمت سهام به سود جاری توجه دارند نه سودهای بلند‌مدت (بوشی ۱۹۹۸، پورتر ۱۹۹۸) ارزیابی عملکرد و رتبه‌بندی عملکرد سهامداران نهادی، انگیزه‌هایی را در آنها برای اتخاذ افق کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند (بلک و کافی ۱۹۹۴، استاپلدان، ۱۹۹۶). این افق کوتاه‌مدت، سهامداران نهادی را از انجام هزینه‌های نظارت باز می‌دارد؛ زیرا بعید است که منافع این نظارت در کوتاه‌مدت نصیب آنها شود (پورتر ۱۹۹۲). به علاوه به دلیل نیاز به تغییر در پرتفوی برای بهبود عملکرد، زمان و منابع کافی در اختیار سهامداران نهادی قرار ندارد تا خود را درگیر نظارت بر شرکت‌های موجود در پرتفوی خود کنند (بلک و کافی ۱۹۹۴، استاپلدان ۱۹۹۶).
در این خصوص اولپر و سوکوبین (۱۹۹۵)، اسمیت (۱۹۹۸) و بلک (۱۹۹۸)، بیان داشته‌اند که سهامداران نهادی بیشتر بر روی عایدات جاری متمرکز هستند و از درگیر شدن در مسائل کنترلی و پذیرفتن نقش فعال در حاکمیت شرکتی پرهیز می‌کنند. بوشی در سال ۲۰۰۱ در تحقیق خود به این نتیجه رسید که این سهامداران نهادی تمایل بسیار زیادی به عایدات کوتاه‌مدت دارند. تیتلمن (۱۹۹۳) و جاکوبس (۱۹۹۱) بیان می‌کنند: سهامداران نهادی مدیران شرکت‌ها را برای رسیدن به اهداف کوتاه‌مدت سودآوری تحت فشار قرار می‌دهند، هر چند دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت (سود آوری) موجب آسیب وارد شدن به ارزش حقوق سهامداران در بلند‌مدت شود. گریوز (۲۰۰۵) اظهار می‌دارد که معامله مکرر و تمرکز بر کوتاه‌مدت توسط سهامداران نهادی، این انگیزه را برای مدیران ایجاد می‌کند تا از ناکامی‎در سود، دوری کنند. زیرا ممکن است موجب شود سهامداران نهادی، سهام خود را فروخته و سبب ایجاد کاهش ارزش موقت در قیمت سهام شوند. در واقع مشاهده می‌شود که دیدگاه سهامداران نهادی کوتاه‌مدت بیان می‌کند، موقتی بودن سهامداران نهادی باعث می‌شود مدیران شرکت‌های موجود در پرتفوی انگیزه پیدا کنند که سود را بیش از واقع نشان دهند. به بیان دیگر تمرکز افراطی و بیش از حد بر روی عایدات جاری توسط این گروه از سهامداران نهادی می‌تواند موجب ایجاد محرک‌های مختلف برای مدیران شرکت‌ها برای انجام مدیریت سود فزاینده درآمد به جهت بالا بردن عایدات جاری شود.
2-15 نقش سهامداران نهادی در ساختار مالکیتاین تفکر و نگاه سنتی که توزیع مالکیت سهام شرکت اثری برارزش شرکت ندارد، توسط مطالعات جنس و مکلینگ به چالش کشیده شد. این مطالعات پیش‌بینی کردند که ارزش شرکت تابعی از چگونگی تخصیص سهام بین افراد درونی (نظیر مدیران) و بیرونی (نظیر سهامداران نهادی) شرکت است. ساختار مالکیت که روزگاری برل و مینز (۱۹۳۲) به خاطر «پراکند گی مالکیت» به آن انتقاد کردند، اخیرا متمرکز شده است. طبق یافته‌های هیل و جونز (۱۹۹۲) و مانک (۲۰۰۱)، رشد تمرکز سهامداری در دست شمار نسبتا کوچکی از سهامداران نهادی برخاسته از تکامل یک نظام سرمایه داری در بریتانیا و آمریکا است که شباهت اندکی به بازار سهام چند پاره و پراکنده برل و مینز دارد. اساسا این نتیجه‌ای از انتقال تدریجی مالکیت افراد به نهادهای سرمایه‌گذاری است.
2-16سهامداران نهادی بلند‌مدت و مدیریت سوداین مکتب فکری بیان می‌کند هنگامی‎که مالکیت سهام شرکت در بین عده کمی‎از سهامداران نهادی متمرکز باشد، مشکلات جدایی مالکیت و کنترل کاهش می‌یابد. بلک و کافی (۱۹۹۴) بیان می‌کنند؛ هنگامی‎که سهامی‎که نهادها مالک آن هستند افزایش یابد، خروج از شرکت هزینه بیشتری دارد، زیرا فروش‌های عمده سهام معمولا مستلزم تخفیفات عمده است. همچنین چون این سهام‌های عمده ارزش پولی زیادی دارند، در صورت غیر فعال ماندن سهامداران نهادی یا آگاه نبودن از عملکرد ضعیف شرکت‌های موجود در پرتفوی، آنها در معرض زیان بیشتری نسبت به سرمایه‌گذارانی که منافع کمتری در شرکت دارند قرار می‌گیرند. در این خصوص بارتو و سایرین (۲۰۰۰) بیان کردند که مالکیت نهادی زمینه را برای نظارت فراهم می‌آورد، آنها معتقدند که مالکان نهادی سرمایه‌گذاران حرفه‌ای بوده که دارای تمرکز بلند‌مدت هستند.
با توجه به حجم بالای سرمایه‌گذاری و حرفه‌ای بودن سهامداران نهادی، حضور آنها موجب نظارت بر مدیریت می‌شود. این موضوع می‌تواند به جای تمرکز بر اهداف کوتاه‌مدت سودآوری موجب توجه به حداکثر سازی ارزش شرکت در بلند‌مدت شود. بالسام، بارتو و مارکوارت (۲۰۰۰) به ارزیابی نقش سهامداران نهادی عمده در انعکاس سودهای فصلی در قیمت سهام قبل از اعلام رسمی‎سود پرداختند. یافته‌های آنان نشان داد که سهامداران نهادی می‌توانند مدیریت سود توسط شرکت‌ها را به آسانی و بسیار سریع‌تر از دیگر سهامداران شناسایی کنند. مانکس و مینو (۱۹۹۵) و دوبرزینکسی (۱۹۹۳) اعتقاد دارند که مالکیت عمده سهامداران نهادی به آنها اجازه می‌دهد تا بر فعالیت مدیران شرکت‌ها نظارت کنند. این امر موجب ایجاد اطمینان در مدیران برای انتخاب سطحی از سرمایه‌گذاری می‌شود که نتیجه آن حداکثر کردن ارزش بلند‌مدت شرکت به جای اهداف کوتاه‌مدت سودآوری باشد. با توجه به مطالب گفته شده می‌توان نتیجه گرفت این گروه از سهامداران نهادی بیشتر نگران چشم‌اندازهای بلند‌مدت شرکت هستند و دارای انگیزه‌های زیادی برای حضور فعال در فعالیت‌های حاکمیت شرکتی و نظارت بر شرکت‌ها هستند و می‌توانند موجب کاهش مدیریت سود (مدیریت سود افزایشی که موجب بهتر نشان دادن وضعیت فعلی شرکت می‌شود) شوند. این سرمایه‌گذاران از طریق فعالیت‌های نظارتی خود، درک بهتری از شرایطی که عملکرد شرکت‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، دارند و احتمال کمتری دارد که مدیران شرکت‌های موجود در پرتفوی خود را به دلیل سود پایینی که ناشی از مدیریت ضعیف آنها نیست جریمه کنند. بنابراین در این مکتب فرض می‌شود حضور سهامداران نهادی بلند‌مدت احتمال مدیریت سود فزاینده درآمد را کاهش می‌دهد و از انگیزه‌های مدیریت برای این کار می‌کاهد.
2-17 پیشینه ی تحقیقپیشینه داخلی:
خدادادي و همکاران(1391) با استفاده از مدل‎ها‎ي پژوهش بارث، کرام و نلسون (2001) و دوره زمانی 5 ساله (90-1385) توانایی پیش بینی جریانات نقدي آتی با استفاده از جریانات نقدي و مؤلفه‎ها‎ي تعهدي سود‎ها‎ي گذشته را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که مدل جریانهاي نقدي و مؤلفه‎ها‎ي تعهدي سود قدرت پیش گویانه ي بهتري نسبت به مدل سود دارد. نتایج این مطلب را تأیید می‎کند که اضافه کردن مؤلفه‎ها‎ي تعهدي سود به مدل جریانهاي نقدي باعث افزایش قدرت پیش گویانه ي این مدل می‎شود.
حساس يگانه و دلخوش در سال (1391)، در پژوهشی «رابطه بين ارزش افزوده اقتصادي با وجوه نقد و قيمت سهام درشرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار» را مورد بررسی قرار دادند. کانون توجه ارزش افزوده اقتصادي به عنوان يکي از معيارهاي اندازه گيري عملکرد، بر موضوعاتي مانند هزينه سرمايه و جریانات وجوه نقد براي سهامداران قرار دارد. از مباني اساسي در مفهوم ارزش افزوده اقتصادي اين است كه مديران، مسوول ايجاد ارزش و حداكثر كردن ثروت سهامداران هستند. لذا مي توان از وجوه نقد بعنوان معياري براي اندازه گيري درجه تعهد و كارايي مديران استفاده نمود و در واقع الگوي وجوه نقد قادر است اين پاسخ را به سهامداران بدهد كه مديريت تا چه اندازه در افزايش ثروت آنها دخيل بوده است. از آنجايي كه مي توان با معيار ارزش افزوده اقتصادي سود اقتصادي شركت را به نحو درستي اندازه گيري كرد، بنابراين مي تواند معيار مناسبي براي سنجش كارايي عملياتي شركت محسوب شود و آثار تصميمات مديريت بر قيمت سهام و سود تقسيمي شرکتها را با آن برآورد كرد. بنابراين، در اين تحقيق رابطه سود نقدي و قيمت سهام با ارزش افزوده اقتصادي در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار طي سـالهاي
1379 الي 1390 مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج حاصل از اين تحقيق بيانگر آن است که بين ارزش افزوده اقتصادي و سود تقسيمي هر سهم هيچگونه رابطه معني داري وجود ندارد، اما بين ارزش افزوده اقتصادي و قيمت سهام رابطه معني داري مشاهده شده است. در نتيجه ارزش افزوده اقتصادي مي تواند برآورد كننده بهتري براي قيمت سهام باشد.
کمالی )1387)، به بررسی «تأثیر افزایش اهرم مالی، میزان جریان نقدی آزاد و رشد شرکت بر مدیریت سود شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» پرداخته است. دوره زمانی تحقیق مذکور بین سال‎ها‎ی 1379 تا 1386 بوده است. وی در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است که میزان مدیریت سود در شرکت‎ها‎یی که همواره درجه اهرم مالی بالایی دارند با شرکت‎ها‎یی که به تدریج درگیر افزایش اهرم مالی می‎گردند تفاوت معناداری ندارند. سایر نتایج تحقیقات وی حاکی از این موضوع است که جریان نقدی آزاد و رشد شرکت عواملی تأثیرگذار بر میزان رفتارهای فرصت طلبانه مدیران هستند که با توجه به نقش این گونه رفتارها در مدیریت سود بر میزان مدیریت سود مؤثر بوده اند. وی این چنین مطرح می‎کند که میزان زیاد جریان نقدی آزاد و همچنین وجود فرصت‎ها‎ی رشد و سرمایه گذاری کم، مدیران را به سمت سرمایه گذاری‎ها‎ی پرخطری رهنمون می‎کند که سود را دچار نوسان می‎کند و بنابراین با استفاده از تکنیک‎ها‎ی مدیریت سود آن را هموار می‎نمایند ولی زمانی که این شرکت‎ها‎ به تدریج درگیر افزایش اهرم مالی می‎شوند، بدهی‎ها‎ به عنوان عاملی محدود کننده در رفتارهای فرصت طلبانه مدیران عمل کرده و میزان آن را کاهش می‎دهد که باعث کاهش نوسانات سود ناشی از این رفتارها شده و به کاهش مدیریت سود می‎انجامد.
مشایخی وهمکاران، (1384)، در مقاله “نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیرت سود شرکت‎ها‎ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ” با در نظر گرفتن وجوه نقد حاصل از عملیات به علت دستکاری واعمال نظر کمتر مدیریت، به عنوان معیار اصلی عملکرد شرکت به بررسی ارتباط بین اقلام تعهدی ومدیریت سود و هچنین ارتباط بین اقلام تعهدی و وجوه نقد حاصل از عملیات پرداخته اند نتیجه تحقیق حاکی از آن است که در شرکت‎ها‎ی مورد مطاله، مدیریت سود اعمال شده است، و وجوه نقد حاصل از عملیات و اقلام تعهدی به صورت معنی داری رابطه معکوس بایکدیگر دارند.
پیشینه خارجی:
چنگ و‎ها‎لي (2013) اجزاي جريان وجوه نقد را با استفاده از يك مدل پيش بيني جريان وجوه نقد بررسي كردند و نتايج تحقيقاتشان نشان داد كه جريان‎ها‎ي نقدي اصلي و غير اصلي هميشه در پيش بيني



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *