— (483)

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات ایلام
تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامهاینجانب شهسوار سلطانیان دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته علوم سیاسی که در تاریخ از پایان نامه خود تحت تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی با کسب نمره و درجه دفاع نموده ام بدینوسیله متعهدمی شوم:1) این پایان نامه حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده ودر مواردی که از دستاوردهای علمی وپژوهشی دیگران(اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و (… استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورویه موجود، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) این پایان نامه قبلا” برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( هم سطح، پائین تر یا بالاتر) درسایر دانشگاه‌ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی ازآن را می‌پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:شهسوار سلطانیانتاریخ و امضاء:
-340995-735330دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات ایلام
پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی«M. A»
عنوان:
تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی
استاد راهنما:
دکتر جهانبخش مرادی
نگارش:
شهسوار سلطانیان
زمستان 1393

سپاسگزاری
در این جا فرصتی دست داد تا نویسنده مراتب سپاسگزاری خود را از دکتر جهانبخش مرادی و تمامی کسانی که در طول تدوین و نگارش این پایان نامه زحمات زیادی کشیدند، ابراز نماید.

تقدیم به:
تمامی ایثارگران، رزمندگان و جانبازانی که هر یک شهیدی زنده اند و به پدر و مادر عزیزم، همسر فداکارم و فرزندان دلبندم .

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-3” \h \z \u چکیده PAGEREF _Toc419728597 \h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1- بیان مسأله PAGEREF _Toc419728600 \h 31-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc419728601 \h 41-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه PAGEREF _Toc419728602 \h 51-4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق PAGEREF _Toc419728603 \h 61-5- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc419728604 \h 71-5-1- اهداف کلی PAGEREF _Toc419728605 \h 71-5-2- اهداف ویژه PAGEREF _Toc419728606 \h 71-6- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc419728607 \h 71-6-1- سوال اصلی PAGEREF _Toc419728608 \h 71-6-2-فرضیه اصلی PAGEREF _Toc419728609 \h 71-7- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی PAGEREF _Toc419728610 \h 71-8- شرح کامل روش تحقیق PAGEREF _Toc419728611 \h 101-9- بررسی و اندازه‌گیری متغیرها PAGEREF _Toc419728612 \h 101-10- روش و ابزار گردآوری داده‏ها PAGEREF _Toc419728613 \h 101-11- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها PAGEREF _Toc419728614 \h 11فصل دوم: چارچوب مفهومی تحقیق2-1- پیشینه دیپلماسی PAGEREF _Toc419728617 \h 132-2- مفهوم دیپلماسی سنتی PAGEREF _Toc419728618 \h 172-3- دیپلماسی عمومی PAGEREF _Toc419728619 \h 182-4- دیپلماسی نوین و ویژگی‌های آن PAGEREF _Toc419728620 \h 192-5- جایگاه دیپلماسی عمومی در نظام بین‌الملل PAGEREF _Toc419728621 \h 222-6- شرایط شکل‌گیری دیپلماسی کارآمد متناسب با محیط جدید بین‌الملل PAGEREF _Toc419728622 \h 232-6-1- شکل‌گیری کنشگران جدید دیپلماتیک PAGEREF _Toc419728623 \h 252-7- اهمیت دیپلماسی فعال و مجاری دیپلماتیک PAGEREF _Toc419728624 \h 282-8- وظایف دیپلماسی PAGEREF _Toc419728625 \h 31فصل سوم: اهمیت و جایگاه دیپلماسی عمومی در راهبردهای جمهوری اسلامی ایران3-1- اصول سیاست خارجی ایران و دیپلماسی عمومی PAGEREF _Toc419728628 \h 353-2- مراحل سه‌گانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران PAGEREF _Toc419728629 \h 403-3- جهانی شدن و اهمیت دیپلماسی عمومی ایران PAGEREF _Toc419728630 \h 413-4- وضعیت دیپلماسی عمومی فرهنگی ایرانی در خاورمیانه PAGEREF _Toc419728631 \h 453-5- جایگاه دیپلماسی عمومی در ایران PAGEREF _Toc419728632 \h 463-6- اولویت‌های تاثیر گذار در افزایش نقش و نفوذ دیپلماسی عمومی ایران PAGEREF _Toc419728633 \h 483-6-1- خاورمیانه، خلیج‌فارس و کشورهای عربی PAGEREF _Toc419728634 \h 493-6-2- آسیای میانه، قفقاز و جمهوری‌های استقلال یافته از شوروی PAGEREF _Toc419728635 \h 523-7- دیپلماسی عمومی و نقش‌آفرینی ایران در سازمان‌های بین‌المللی PAGEREF _Toc419728636 \h 543-8- تأثیر سازنده ایران در حل و فصل بحران‌های منطقه‌ای PAGEREF _Toc419728637 \h 55فصل چهارم: تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی4-1- راهبردهای دیپلماتیک ایران در نظام بین‌الملل PAGEREF _Toc419728640 \h 594-2- راهبردهای دیپلماتیک جمهوی اسلامی ایران در تقویت دیپلماسی عمومی PAGEREF _Toc419728641 \h 604-3- نقش دیپلماسی رسانه‌ای در قدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی PAGEREF _Toc419728642 \h 634-4- تغییر و تحولات نظام منطقه‌ای خاورمیانه و دیپلماسی عمومی ایران PAGEREF _Toc419728643 \h 694-4-1- نقش آمریکا و اسرائیل در دیپلماسی عمومی ایران PAGEREF _Toc419728644 \h 714-5- زمینه‌های فکری تاثیرگذار بر دیپلماسی عمومی ایران در راستای افزایش قدرت PAGEREF _Toc419728645 \h 794-5-1- گفتمان امنیت ملی ایران PAGEREF _Toc419728646 \h 794-5-2- گفتمان ایدئولوژیک PAGEREF _Toc419728647 \h 824-5-3- گفتمان اسطوره‌ای PAGEREF _Toc419728648 \h 844-6- دیپلماسی عمومی هسته‌ای و قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران PAGEREF _Toc419728649 \h 844-7- پیامدهای مثبت تمرکز بر کسب توانایی قانونمند PAGEREF _Toc419728653 \h 884-8- اهداف میان مدت سیاست خارجی و تلاش دیپلماسی عمومی در جهت افزایش قدرت جمهوری اسلامی ایران PAGEREF _Toc419728654 \h 90فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات5-1- نتیجه گیری PAGEREF _Toc419728658 \h 97منابع PAGEREF _Toc419728659 \h 102
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 4-1- سطوح بازدارندگی PAGEREF _Toc419728650 \h 85جدول 4-2- مقایسه توانایی قانونمند و توانایی کامل در تأمین اهداف پنج‌گانه‌ی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران PAGEREF _Toc419728652 \h 88
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1- اهداف میان‌مدت و مرحله‌ای سیاست خارجی ایران؛ هدف میان‌مدت (15 سال آینده) PAGEREF _Toc419728655 \h 90
چکیدهامروزه دیپلماسی عمومی به عنوان یکی از مؤلفه‌های قدرت نرم، نقش اساسی در شکلدهی و جهتدهی به سیاست خارجی دارد. این نوع از دیپلماسی عمومی به واسطه ی آن که مخاطب خود را مردم قرار می‌دهد و شکل دادن به افکار عمومی را مد نظر دارد، اخیرا مورد توجه دولت‌ها قرار گرفته است و دولت‌ها در تلاش هستند با تأثیر و نفوذ بر افکار عمومی نظر آنان را به سیاست‌ها و جهت گیری‌ها و اقدامات خود جلب کنند و از این طریق منافع ملی خود را تأمین کنند. در این راستا، سوال اصلی این گونه طرح شده است که دیپلماسی عمومی چه تاثیری بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی داشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که دیپلماسی عمومی زمینه ساز افزایش قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی شده است. نوع روش تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی می‌باشد. همچنین با استفاده از نظریات دیپلماسی عمومی به تبیین و بسط موضوع خواهیم پرداخت. به طور کلی، اهمیت دیپلماسی عمومی موجب شده است جمهوری اسلامی ایران که دارای ماهیتی فرهنگی، اسلامی و انقلابی است بهرهگیری از این ابزار را در دستور کار خود قرار دهد.
کلمات کلیدی:
دیپلماسی، دیپلماسی عمومی، جمهوری اسلامی ایران، قدرت، خاورمیانه، نظام بین‌الملل

فصل اول:کلیات تحقیق
1-1- بیان مسأله
امروزه کشورهای قدرتمند و صاحب نفوذ جهانی، پیش از آنکه اهداف و غایات خود را از طریق دیپلماسی سنتی و رسمی دنبال کنند، در پی آنند تا با بهرهمندی از ابزارهای نرمتر و غیرمستقیمتر به پیگیری مطلوبات خود بپردازند. تأثیرگذاری بر افکار عمومی کشورهای هدف و بطور کلی توجیه اقدامات دولتها برای افکار عمومی از یکسو و تاسیس، گسترش و فعالسازی ‌NGOها و نهادهای غیردولتی از دیگر سو، همه و همه شکل نوین و نرمتری از دیپلماسی عمومی را شکل میدهند.
اگر دیپلماسی عمومی را ترجمه درخشندگی قدرت ملی و منطقه‌ای کشورمان برای دیگران تصور بدانیم، در ایـن صـورت زبـان دیپلماسی عمومی برای بیان چنین ویژگی‌ها و عناصر قدرت بسیار تعیین کننده خواهد بـود، چـه بسـا قـدرتـی کـه بـه سبـب ناکارآمدی دیپلمات‌هایش، پیام خود را به خوبی به مخاطب تفهیم نکرده باشد و چه بسا کشورهایی که با وجود آنکه از عناصر واقعی قدرت بهره لازم را نداشته اند با کمک تجربه و لیاقت دیپلمات‌های خود، اهداف و امیال خود را به مخاطبان خود تحمیل کرده و یا نقش مؤثری در تأمین منافع ملی خود برداشته‌اند، دیپلماسی عمومی از این منظر، نقش بسیار مهمی برای بیان چهره واقعی قدرت و اقتدار یک کشور دارد. به ویژه آنکه اگر عناصر قدرت حقیقتاً وجود داشته بـاشـد، مبتنی بر عناصر قدرت و ویژگی‌های که برشمرده شد، دیپلماسی عمومی فعال یک کشور باید مبتنی بر آموزه‌ها، خصوصیات و نشانه‌هایی باشد.
جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی جهان متاثر از دیپلماسی عمومی فعال خود در مقام یک قدرت منطقه‌ای قرار دارد. شاخص‌های سنجش قدرت ملی در کشور ما نیز نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران به اندازه کافی از ویژگی‌های لازم بـرای ظهـور بـه عنوان یک قدرت منطقه‌ای برخوردار است: دانش و فناوری، پهناوری و جمعیت، ثروت ملی، مشروعیت داخلی، نـظام مردمی، موقعیت ژئواستراتژیک و ثبات داخلی، زمینه‌های لازم را برای ظهور و توسعه نفوذ ایران در سطح منطقه فراهم کرده است.
جمهوری اسلامی ایران هم اکنون در موقعیتی است که با قدرت‌های بین‌المللی بر سر مسـائـل هستـه‌ای و نیز جغرافیای نفوذ در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و دیگر کشورهای منطقه با قدرت‌های بین‌المللی رقابت و چانه زنی می‌کند و از تـوانـایی ایجاد ائتلاف منطقه‌ای برخوردار است. ایجـاد روابط استـراتـژیـک بـا سـوریـه و عراق، از مهم‌ترین دلایل توانایی جمهوری اسلامی ایران در رهبری و مدیریت مسائل و بحران‌های منطقه‌ای است. چنین قدرتی حتی از ادوات لازم برای حضور در قاره آمریکا، اروپا و آفریقا و ایجاد روابط استراتژیک در دیگر مناطق جهان برخوردار است.
با این حال، در راه تاثیر دیپلماسی عمومی فعال جمهوری اسلامی ایران بر قدرت ملی، مواردی وجود دارد که بر جنبه‌های مبهم آن افزوده است. عدم استفاده مطلوب از ظرفیت‌های نخبگان ابزاری و فکری، نقش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در ایجاد اختلال ظرفیت‌های دیپلماتیک کشور، وجود اختلافات در میان مسئولین کشور و … از جمله موارد مبهم در بحث از تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی کشور است. در واقع عوامل فوق، باعث شده است که کشور نتواند از ظرفیت‌های مطلوب دیپلماسی عمومی خود استفاده کند تا قدرت ملی خود را به نحو مطلوبی بالا ببرد. این تحقیق نیز سعی دارد تا به بررسی جنبه‌های مبهم و مجهول فوق، راههای افزایش نقش دیپلماسی عمومی را بر قدرت ملی کشور مورد بررسی قرار دهد.
1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیقجمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای، از زمان شکل‌گیری انقلاب اسلامی تا امروز بر دیپلماسی عمومی به عنوان مهم‌ترین ابزار رسیدن به قدرت ملی تأکید زیادی داشته است. این مسأله باعث شده است تا جمهوری اسلامی ایران امروزه در تحولات مهم منطقه‌ای و همچنین نظام بین‌الملل نقش مهمی ایفا کند. در بحث داخلی نیز افزایش مشروعیت مردمی و تلاش برای شکوفایی و پیشرفت عرصه‌های مختلف اقتصادی و فرهنگی از مهم‌ترین راهبردهای دولتمردان کشور بوده است. با این حال، در راه دستیابی به استفاده کامل از ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی کشور در عرصه‌های مختلف موانع و مشکلاتی وجود دارد که باعث شده، قدرت ملی کشور در برخی از ابعاد با مشکل مواجه شود. در این راستا، شناخت مهم‌ترین عرصه‌های دیپلماسی عمومی کشور و همچنین شناخت موانع و مشکلاتی که دستگاه دیپلماسی عمومی در راه افزایش قدرت ملی با آن روبه رو است، نگارش و تدوین تحقیق حاضر را چند برابر می‌کند. بدون تردید، دیپلماسی عمومی مهم‌ترین ابزار دستیابی کشورها به قدرت و منافع ملی است.
1-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه
ایزدی، جهانبخش (1392)، آسیب‌شناسی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر ابرار معاصر تهران.
نگاهی به تقسیمات شکلی و تحولات محتوایی مفهوم دیپلماسی عمومی، در کنار معنایابی دیپلماسی عمومی و ایجاد افتراق میان این مفهوم با مفاهیم مشابه، همچون قدرت نرم، دیپلماسی عمومی فرهنگی، روابط عمومی، جنگ روانی و … از بخش‌های محوری این پژوهش است. در ادامه به آسیب‌شناسی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده و پیشنهاداتی نیز برای رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت آن ارائه شده است.
نادر ساعد (1390)، مبانی نظری و اصول دیپلماسی عمومی خلع سلاح در راهبرد ملی جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه دیپلماسی عمومی دفاعی. سال دوم. شماره 3.
نویسنده در این مقاله معتقد است که دیپلماسی عمومی خلع سلاح، تحقق اهداف و اصول دیپلماسی عمومی دفاعی را در حوزه تسلیحات و جنگ‌افزارها مورد هدف قرار می‌دهد. با توجه به وجود ساختارها، مبانی نظری، هنجارها و فرآیندهای بین‌المللی دخیل در محیط خلع سلاح، پیشبرد اهداف و اصول کلان دیپلماسی عمومی دفاعی در این حوزه مستلزم مداقه در ابعاد و مولفه‌های مختلف این عرصه است. این نوشتار ضمن بررسی گزینه‌های نظری و روش‌شناختی برخورد با مقوله خلع سلاح و الگوی مورد عمل کشورمان، اصول راهنمای ناظر بر طرح‌ریزی دیپلماسی عمومی خلع سلاحی ملی تبیین شده و کارکردهای مورد انتظار از این دیپلماسی عمومی در خدمت به دیپلماسی عمومی دفاعی کشور را مورد تحلیل قرار داده است.
احمد آقاجانی (1388)، دیپلماسی عمومی جدید: قدرت نرم در روابط بین‌الملل. تهران: نشر راهبرد اندیشه.
نویسنده در این کتاب، در بخش نخست این کتاب که شامل فصول یک و دو می‌شود، هدف خود را شفاف‌سازی مفهوم دیپلماسی عمومی اعلام می‌کند. فصول این بخش، اهمیت دیپلماسی عمومی را در محیط بین‌الملل کنونی ارزیابی می‌کند. این کتاب در فصل‌های دیگر خود به موضوعاتی چون، دیپلماسی عمومی آمریکا و چین، شیوه عملکرد کشورها در چهارچوب دیپلماسی عمومی، نحوه و چگونگی استفاده از دیپلماسی عمومی در کشورهایی همچون شوروی و ایران، کاربرد دیپلماسی عمومی از سوی اتحادیه اروپایی، دیپلماسی عمومی فرهنگی به عنوان یکی از اجزای دیپلماسی عمومی، برند ملی، دیپلماسی عمومی گفت‌و‌گو محور و آموزش دیپلماسی عمومی پرداخته است.
رابرت آلفونس و مک برایان (1388)، دیپلماسی عمومی نوین: کارکرد قدرت نرم در روابط بین‌الملل. تهران: نشر ابرار معاصر تهران.
کتاب حاضر در قالب یک مقدمه، دو بخش و یازده فصل تلاش کرده الزامات مربوط به بازنگری در دیپلماسی عمومی را در جهان معاصر از منظری ایرانی مورد بررسی قرار دهد. از آن جایی که کتاب با رویکرد غربی به‌ویژه آمریکایی نوشته شده، به الگوهای اعتباربخشی برای آمریکا در نظام بین‌الملل توجه ویژه‌ای دارد. براین‌اساس نویسندگان نیز به‌دلیل تعلقات خاصی که دارند، بعضا در مقام تحلیل پدیده‌های دیپلماسی عمومی در عرصه بین‌المللی، از اصل بی‌طرفی تبعیت نکرده و در ارتباط با پدیده‌‌های جهان سوم، ایران و اسلام تحلیل‌های سطحی ارائه کرده‌اند.
1-4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیقدرباره ابعاد مختلف تاثیر دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران کتب و مقالات بسیاری منتشر شده است. با این حال، بحث تاثیر این مهم(دیپلماسی عمومی) بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی از مباحثی است که مغفول واقع شده است. در این راستا، از آنجایی که این تحقیق درصدد تاثیرات ابعاد مختلف دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی است، این مهم به عنوان جنبه جدید و در واقع نوآوری این پژوهش محسوب می‌شود.
1-5- اهداف تحقیق
1-5-1- اهداف کلی1- بررسی تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی
2- آشنایی با تحولات صحنه جهانی در ادوار مختلف
3- بررسی دیپلماسی عمومی‌های مختلف روسای جمهور مختلف ایران
4- بررسی نقش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی
1-5-2- اهداف ویژهپر کردن خلأ کتاب در زمینه موضوع مذکور
1-6- سؤالات تحقیق1-6-1- سوال اصلیدیپلماسی عمومی چه تاثیری بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی داشته است؟
1-6-2-فرضیه اصلیدیپلماسی عمومی زمینه‌ساز افزایش قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی شده است.
1-7- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
مفاهیم کلیدی این پژوهش عبارتند از:
مفهوم قدرت
قدرت از جمله مفاهیم محوری و اساسی است که در کانون نظریه‌پردازیهای علم سیاست و روابط بین‌الملل قرار دارد. به رغم تاریخ طولانی اهمیت قدرت در روابط بین‌الملل، اکثر محققین هم در مورد نقش قدرت و هم طبیعت آن اختلاف نظر دارند. به تعبیر صاحب نظران، قدرت از جنبه مفهومی از جمله مفاهیم مبهمی بوده که به تعداد افرادی که راجع به آن غور و تفحص و اندیشه ورزی نمودهاند، نظریه و دیدگاه وجود دارد. فرانسوا پوریکو تأکید دارد که قدرت در شکل سیاسیاش مهیبترین معما را مطرح می‌کند و دارای ماهیت تناقضنما گونه میباشد. مفهوم قدرت از منظر محققین روابط بینالملل به گونههای متفاوتی تقسیم بندی شده است (عالم 1387، 14).
قدرت در عصر جهانی شدن
می‌توان گفت با گسترش فراتکنولوژیها و تشدید شبکههای اطلاعاتی و اهمیت جامعه جهانی، اطلاعات، دانش و هنجارها نه تنها به شکلی از قدرت تبدیل شده، بلکه بر نحوه استفاده از دیگر اشکال قدرت نیز سلطه یافته و ساز و کار و اعمال آنها را تغییر داده است. عرصه سیاست بینالملل به پایان مدل ایستا و نیوتنی نزدیک میشود که در آن، دولتها به عنوان بازیگران یکپارچه و خودمحور در چارچوب قواعد تعین‌گرایانه در درون سیستم عمل میکردند. محیط جدید بینالملل به مدل مکانیک کوانتومی با بازیگران متعدد نزدیک میشود که بسیار پویا و پیچیده است و نیروهای غیرمادی در آن تغییر ایجاد می‌کنند (علوی 1388، 39).
قدرت ملی
تعریف مؤسسه رند از قدرت ملی عبارت از ظرفیت و قابلیت یک کشور برای تعقیب اهداف راهبردی خود از طریق سیاست‌های هدفمند است. این نگرش دو بعد مجزا ولی مربوط به هم ظرفیت را نشان می‌دهد: «ظرفیت خارجی که شامل ظرفیت کشور در تأثیرگذاری بر محیط بین‌الملل از طریق پتانسیل‌های اقتصادی و سیاسی است». بعد داخلی که شامل ظرفیت یک کشور در تبدیل منابع جامعه به دانش قابل اجرایی است که بهترین فناوری نظامی و غیرنظامی را تولید می‌کند (تلیس و دیگران 1382، 55).
در بحث مبانی و سرچشمههای قدرت ملی از دید مارتین گلاسنر یکی از عوامل قدرت ملی، روابط خارجی است که تجارت بین‌الملل روابط فرهنگی، مشارکت در توزیع و انتقال ذخایر توسعه، مشارکت در سازمان ملل و سایر سازمانهای بینالمللی و موقعیت و پرستیژ بینالمللی را در بر می‌گیرد (حافظنیا 1386، 69).
در بررسی ابعاد قدرت ملی، یکی از این ابعاد، به مثابه ابزاری در کنار ابعاد دیگری چون دامنه، وزن و هزینه عمل میکند و یکی از ابزارهای مختلف برای اِعمال قدرت، ابزار دیپلماتیک است که با تغییر محیط بینالملل و شکل‌گیری عرصه سیاست اندیشهمند در نتیجه توسعه فراتکنولوژیها بر اهمیت دیپلماسی عمومی، دستاوردهای همکاری و سیاست اقناع سازی در روابط بین‌الملل نسبت به دیگر ابزارهای قدرت افزوده شده است (فرانکل 1382، 145-144). در بحث اولویت‌ها و غلبه هر کدام از اجزای تشکیل دهنده قدرت ملی جامع و فراگیر در عرصه سیاستگذاری و در ایستار تصمیم گیران، می‌توان این گونه بیان داشت که رویکرد قدرت ملی در فضای جهانیشدن از نظامی، سیاسی و اقتصادی به رویکرد اقتصادی، سیاسی و نظامی تغییر یافته و این جابهجایی، خود در حوزه‌های سیاست اعلی و ادنی را نشان میدهد.
جهانی شدن
از دید صاحب نظران پدیده جهانیشدن، هزار توی پرتناقضی را به معرض نمایش میگذارد که به محض انتخاب یک زاویه از آن، از واقعیت نهفته در آن دور گشته ایم به این دلیل که واقعیت جهانی شدن در کنه و بطن خود هزاران زاویه دارد که ما به آنها بیتوجه بوده‌ایم. گروهی جهانی شدن را علت العلل بحران‌های حادث در صحنه جهانی تلقی و از سوی دیگر برخی آن را راه حل کلیه مسایل مبتلا به جامعه بشری قلمداد مینمایند. به زعم صاحب نظران، پدیده جهانی شدن به گونه ایست که با «یک جهانی شدن واحد» مواجه نمیباشیم بلکه با «جهانیشدنهای بیشمار» مواجهیم. به هر ترتیب یقینا هیچ فهم واحدی از ایده‌ جهانیشدن وجود ندارد. در رویارویی با جهانی شدن، توانایی، سازماندهی، رقابتپذیری و فعالیت قابل توجه یک واحد سیاسی و در کل کیفیت بازیگری دولتها نقش به سزایی داشته و در واقع کشورهایی که پروژه خود را در برابر فرایند جهانیشدن تدوین، طراحی و تعریف کرده باشند، گامهای مهمی را در این مواجهه برداشته‌اند و همواره سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی و چگونگی پیریزی و اجرای آن از جایگاهی بنیادین در راهبرد‌های فرا ملی برخوردار بوده است (حافظنیا 1386، 69).
دیپلماسی عمومی
واژه دیپلماسی به معنی هدایت روابط بین افراد، گروه‌ها و ملت‌ها از جمله واژه‌های سیاسی مورد استفاده در عرصه مناسبات بین‌المللی است. دیپلماسی در کاربرد رسمی خود عمدتاً به دیپلماسی بین‌المللی که هدایت روابط بین المللی از طریق دیدار و گفت وگوهای دیپلمات‌های رسمی است اشاره دارد. در گذشته دیپلماسی بین کشورها بیشتر به موضوعاتی همچون روابط شخصی و خانوادگی پادشاهان دو کشور با یکدیگر یا مسئله جنگ و صلح مربوط می‌شد، اما در شرایط کنونی جهان علاوه بر آنها موضوعاتی همچون روابط تجاری، مناسبات فرهنگی و علمی نیز در محور مباحثات دیپلماتیک بین کشورهای مختلف با یکدیگر و بین آنها با سازمانهای بین‌المللی قرار گرفته است. دیپلماسی در واقع مجری سیاست خارجی در چارچوب دکترین سیاست خارجی هر کشور است. دکترین سیاست خارجی یک کشور که معمولاً یک بیان کلی از سیاست خارجی آن محسوب می‌شود توسط رئیس حکومت یا وزیر امور خارجه اعلام می‌شود (احمدی 1388، 15).
1-8- شرح کامل روش تحقیق
بنیادی و نظری است. این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایى یا پایه‌اى خوانده مى‌شود، در جستجوى کشف حقایق و واقعیت‌ها و شناخت پدیده‌ها و اشیاء بوده که مرزهاى دانش عمومى بشر را توسعه مى‌دهند و قوانین علمى را کشف نموده، به تبیین ویژگى‌ها و صفات یک واقعیت مى‌پردازند. دراین تحقیقات ممکن است نظریه‌اى انشاء شود یا اصول، فرضیه‌ها یا قضایاى نظریه‌اى مورد آزمایش قرار گیرد. در این راستا، هدف افزایش دانش در مورد موضوع مورد مطالعه است.
1-9- بررسی و اندازه‌گیری متغیرهامتغیر مستقل(X): دیپلماسی
متغیر وابسته(Y): قدرت ملی ایران در صحنه جهانی
1-10- روش و ابزار گردآوری داده‏هادر این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده خواهد شد. جمع آوری اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق به روش کتابخانه ای، اسنادی است و کتاب ها، مجلات و … مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق با استفاده از فیش و روش فیش نویسی گردآوری خواهد شد.
1-11- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏هااین پژوهش سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی براساس نظریات دیپلماسی عمومی به بررسی عقلانی و منطقی موضوع بپردازد.

فصل دوم:چارچوب مفهومی تحقیق
2-1- پیشینه دیپلماسیپدیده‌ی سیاست خارجی در جامعه‌ی بشری را می‌توان پدیده‌ای دیرپا دانست که به اعتباری، راه به دورانی می‌برد که حوزه‌های قدرت قبیله‌ای در محدوده‌های جغرافیایی معین، چه در قالب جامعه‌ی ایلیاتی و چه در قالب جامعه‌ی ایلیاتی- روستایی، شکل گرفته است. جامعه‌های مزبور، نخست در چارچوب در اختیار گرفتن منابع آب و چراگاه‌ها و زمین‌های مناسب‌تر برای کشت و زرع و سپس پاسداری از آنها و کوچ‌های سالیانه با یکدیگر برخوردهایی پیدا می‌کردند که در بیشتر موارد منجر به درگیری‌های خونین می‌شد. رویداد پی‌درپی این درگیری‌ها و کشت و کشتارها و سوختن‌ها و به نابودی کشیدن‌ها، آگاهان و ریش‌سفیدان جامعه‌های مزبور را به اندیشه واداشت که برای پایان دادن کوتاه‌مدت و درازمدت به درگیری‌های مزبور، با یکدیگر به گفت و شنود بنشینند و اختلاف‌های خود را در پی چانه زدن‌ها بر اساس ضوابط مورد قبول دو طرف حل و فصل کنند و موجبات همزیستی صلح‌جویانه را فراهم آورند (ورجاوند 1379، 32).
با برقراری صلح بین این جامعه‌ها، رفت و آمدها، دادوستد، فرستادن هدیه برای رهبران قبیله‌ها و… به منظور پایدار ساختن روابط دوستانه، صورت‌پذیر گردید. وجود قبیله‌های بزرگ در گستره‌های وسیع‌تر سبب شد که تعدادی از قبیله‌های همجوار برای در امان ماندن از فشارها و حمله‌های ویرانگر همسایه، به یکدیگر نزدیم و نزدیک‌تر شوند و دست دوستی به هم بدهند و قرار و مدارهایی برای همکاری در جهت حمایت از یکدیگر به هنگام بروز خطر بگذارند و در پی آن رابطه‌ی نزدیکتری برقرار کنند. با گذشت زمان و تحول ساختار جامعه‌های مزبور در جهت ایجاد ضوابطی متکی بر سنت‌های هر جامعه و پدید آمدن تدریجی گروه‌های مختلف شغلی و تولید افزون بر نیاز هر جامعه و دسترسی بعضی از این جوامع به منابع عمده‌ای چون سنگ لاجورد و مانند آن و رونق گرفتن داد و ستد و بکارگیری سلاح‌های پیشرفته‌تری چون تیروکمان و بالاخره بهره جستن از قدرت جابجایی بسیار سریع‌تر به مدد اهلی ساختن اسب و سپس کشف چرخ و بکارگیری ارابه و دگرگونی‌های پی‌درپی دیگر، تعدادی از قبیله‌ها و قوم‌های بزرگ، منطقه‌ی خویش را گسترش دادند و قبیله‌های کوچکتر، برخی به دلخواه و برخی از روی اجبار به آنها وابسته شدند. بدین ترتیب موجباتی فراهم آمد تا توجه به محدوده‌های جغرافیایی حوزه‌ای که تعلق به آن مجموعه داشت جلب شود و دفاع از آن از سوی رهبران سیاسی جامعه به مدد گروه جنگاوران به عنوان یک امر مهم تلقی گردد. در این مرحله، نقش ارتباط میان جامعه‌های متشکل و سازمان‌یافته به تدریج از اهمیت بنیادین برخوردار گردید و در نتیجه، پدیده‌ی توجه به رابطه با دیگر سرزمین‌ها بر اساس «هویتی» که می‌رفت تا شکل گیرد مورد توجه قرار گرفت (ورجاوند 1379، 32).
دیپلماسی کلاسیک از شیوه‌های مختلفی مانند رسانه‌های بین‌المللی، مبادلات علمی- فرهنگی بین دانشجویان، محققین، هنرمندان و اندیشمندان، شرکت در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها، ایجاد مراکز فرهنگی، آموزش زبان، راه‌اندازی مسابقه‌های دوستانه و انجمن‌های تجاری استفاده می‌کند. نقش رسانه‌های ارتباط جمعی در افکار عمومی بسیار مستقیم و مؤثر است، در حالی که فعالیت‌های فرهنگی روی طبقه‌ی نخبگان اثر می‌گذارد و این طبقه می‌تواند افکار عمومی را تغییر دهد. به عبارت دیگر می‌توان گفت رسانه‌های ارتباط جمعی به مسائل جاری می‌پردازند و شیوه‌های فرهنگی به دیدگاه‌های درازمدت ملت‌ها و جوامع توجه دارند (گیلبوا 1382، 99).
در پی بسته شدن قرارداد وستفالی (1648م) که مرزهای بین‌المللی را مشخص و استقلال و حاکمیت دولت‌ها را به رسمیت شناخت، اعزام دیپلمات‌ها و روابط دیپلماتیک از گونه تازه در اروپا آغاز شد. ماهیت روابط دیپلماتیک در این زمان یکسره فردی و شخصی بود و اغلب تمایلات شاه و ویژگی‌های شخصی دیپلمات از عوامل تعیین کننده در روابط بودند. دو وظیفه مهم دیپلمات‌ها در این دوره یعنی مذاکره با طرف دیگر و ارسال اطلاعات و اخبار به مرکز، اموری یکسره شخصی بودند و به جز پادشاه و یا دولتمردان برجسته، کمتر کسی بر این روند نظارت داشت. در این دوره که بیش از یک سده به درازا کشید، دیپلمات‌ها به سبب نبودن نظارت مردمی بر دستگاه‌های دولتی، تنها در برابر پادشاه پاسخگو پاسخگو بودند و روند روابط دیپلماتیک از دید مردم جریانی یکسره بسته، مخفی و حتی در بعضی موارد ترسناک بود زیرا با اندک تحرک مشهودی از سوی دیپلمات‌ها، مردم خود را با جنگی بزرگ روبرو می‌دیدند. اقتدار و اختیار تصمیم‌گیری دیپلمات‌ها در این زمان بسیار زیاد بود و به سبب همین ویژگی، در بیشتر زمان‌ها دیپلمات‌ها از میان اشخاصی با قابلیت زیاد و مورد اعتماد بسیار شاهان گزینش می‌شدند و با تشریفات زیادی مورد پذیرش مقامات کشور میزبان قرار می‌گرفتند (بیژنی 1381، 119).
عامل مهمی که در این دوره مردم را از دیپلماسی کشور خود دور نگه می‌داشت، جدایی امور اقتصادی و اجتماعی- یعنی پهنه تحرک عامه مردم- از تحولات سیاسی بود. جوامع اروپایی از نظر اقتصادی کمابیش بسته و از نظر اجتماعی از یکدیگر بی‌اطلاع بودند. سده‌ی هجدهم را دوران طلایی دیپلماسی نامیده‌اند زیرا دور بودن مردمان از صحنه، امکان تحرک و انعطاف بسیار به دیپلمات‌ها می‌داد. در این سده حوزه‌ی نفوذ کشورهای اصلی در قاره‌ی اروپا یعنی فرانسه، انگلستان، پروس، اتریش، اسپانیا، روسیه و عثمانی تثبیت شده بود و این کشورها از نظر قدرت در موازنه‌ی نسبی قرار داشتند. هر پادشاه بر پایه‌ی مصلحت خود و کشورش به اتحادی می‌پیوست یا از آن خارج می‌شد و این تحرک، بازار دیپلماسی را که سرشتی پنهانی داشت، بسیار گرم می‌کرد (بیژنی 1381، 119).
اگرچه این سده از نظر دیپلماسی عصری طلایی و از نظر موازنه قدرت نیز دلخواه بود، ولی به لحاظ تعداد، بیشترین جنگ‌های قاره اروپا نیز در همین دوران رخ داد و از همین زمان بذر بدبینی نسبت به دیپلماسی در افکار عمومی- که خود پدیده‌ای نوتازه بود- به وجود آمد و دیپلماسی مخفی سبب بروز جنگ‌ها قلمداد شد. انقلاب کبیر فرانسه و جنگ‌های ناپلئون نیز که دارای اندیشه‌های انقلابی همچون برابری، آزادی و ناسیونالیزم بودند هرچند به گونه نظری، دیپلماسی سنتی را مورد تردید قرار دادند ولی با وجود طرح آرمان‌های نو از سوی وارثان انقلاب فرانسه، دیپلماسی آنان همچنان دارای ساختار سخت دیپلماسی سنتی اروپایی بود. شکست ناپلئون و شکل‌گیری اتحاد مقدس که بر پایه آن برای نخستین بار کشورهای اروپایی یکدل و هم‌رأی برای ستیز با فرانسه- دشمن مشترک- متحد شدند، از نقاط عطفی بود که در روند دیپلماسی به وجود آمد. اتحاد مقدس در کنگره وین از 18 نوامبر 1814 تا نهم ژوئن 1815 قدرت خود را نشان داد (سروستانی 1389، 21).
در این کنگره گذشته از تصمیماتی که در زمینه خاندان‌های سلطنتی اروپا، وضع فرانسه و مرزهای آن گرفته شد، عرف و سنن دیپلماتیک هم مورد بازبینی قرار گرفت و ترمیم و نوسازی شد. در پی برگزاری این کنگره، در طول سده نوزدهم به جز سال‌های آخر آن که به جنگ جهانی اول انجامید به سبب چیرگی همکاری بر دشمنی میان کشورهای اروپایی، دیپلمات‌ها اعتبار و جلوه ویژه‌ای کسب کردند، فهم و درک عامه از مسائل سیاسی به سرعت رشد کرد و دیپلماسی در همان حال که مخفی بود، تجربه‌ای از آنچه را که سپس دیپلماسی باز نامیده شد پشت سر گذاشت. با تشتت در اتحاد مقدس در پی درگیری‌های روسیه و عثمانی و تضاد منافع دول اروپایی و با دور شدن از کنگره وین دیپلماسی سنتی بار دیگر جایگاه خود را به دست آورد (سروستانی 1389، 21).
کنفرانس صلح لاهه یکی دیگر از تجربیاتی بود که سبب سرعت گرفتن دیپلماسی مخفی به سوی دیپلماسی باز شد. در این کنفرانس که هدف آن پیدا کردن راه‌هایی برای دستیابی به صلحی پایدار در جهان بود، برای نخستین بار گذشته از بیست کشور اروپایی، دو کشور آمریکایی یعنی مکزیک و ایالات متحده و چهار کشور آسیایی یعنی ایران، سیام، چین و ژاپن نیز شرکت داشتند. در کنفرانس دوم لاهه در 1907 قواعد گوناگونی در زمینه مسئله جنگ و حل اختلافات ایجاد شد و از آنجا که حقوق بین‌الملل به گونه بی‌مانندی زیر اثر دو کنفرانس فوق قرار داشت، ضربه دیگری بر یکی از اصول دیپلماسی سنتی یعنی «تنازع بقا» وارد شد. مهم‌ترین دستاورد این کنفرانس‌ها، طرح مسائلی بود که در گذشته در پشت پرده حل می‌شدند و این بار به آسانی در میان جمع شرکت کنندگان به میان آورده شدند (سروستانی 1389، 22-21).
در اوایل این قرن، اندیشمندان و کارشناسان بین دیپلماسی و دیپلماسی نوین تمایز قائل شدند. شیوه‌ی نوین بر اساس این فرضیه عمل می‌کند که تغییرات وسیع جهانی، انقلاب‌های سیاسی و روابط بین‌الملل، جریان دیپلماسی و نیز دیپلماسی عمومی را تغییر داده‌اند. از آنجا که افراد بیشتری گرایش به شرکت در جریان‌های سیاسی پیدا کرده‌اند، بسیاری از جوامع از حکومت‌های استبدادی به حکومت‌های دموکراسی تبدیل شده‌اند. انقلاب به وجود آمده در ارتباطات و فناوری اطلاعات، افزایش میزان تأثیر رسانه‌ها حتی در دورافتاده‌ترین نقاط دنیا و ظهور اینترنت، به جهانی شدن ارتباطات الکترونیکی، افزایش تعداد شبکه‌ها و مخاطبان رسانه‌ها منجر شده است. چنین تغییرات تکان دهنده‌ای، حتی شکل قدرت را در سیاست‌های امروزی عوض کرده است و نه تنها قدرت نظامی و اقتصادی، بلکه جریان کنترل اطلاعات، ارزش‌ها و وجهه یک ملت یا رهبر نیز می‌تواند تعیین کننده‌ی وضعیت یک جامعه از دیدگاه بین‌المللی باشد. ریانان ویکرز تفاوت دیپلماسی با دیپلماسی نوین را مانند تفاوت آشکار بین فعالیت‌های اطلاعاتی داخلی با فعالیت‌های اطلاعاتی بین‌المللی، دیپلماسی سنتی با عمومی و همچنین تفاوت بین دیپلماسی فرهنگی و تجاری با مدیریت خبری می‌داند. ولی از آنجا که چنین تعرییفی، گیج کننده و محدود است می‌تواند NPD را مشتمل بر ارکان زیر دانست: عاملان دولتی و غیردولتی مانند NGOها از NPD پیروی می‌کنند. NPD «قدرت نرم»، ارتباط دوجانبه، دیپلماسی عمومی راهبردی، مدیریت اطلاعات، ایجاد نشان ملی و وجهه الکترونیکی استوار است و بالاخره NPD به درونی کردن سیاست خارجی پرداخته و با مسائل کوتاه‌مدت و بلندمدت سروکار دارد (گیلبوا 1382، 99).
2-2- مفهوم دیپلماسی سنتیکارشناسان مختلف دیپلماسی سنتی را شیوه به اجرا درآوردن سیاست‌های خارجی یک کشور از طریق برقراری ارتباط سیاسی بین حکومت‌های ملل مختلف تعریف نموده‌اند. برخی از کارشناسان، دیپلماسی را به عنوان نقش مطبوعات و دیگر رسانه‌ها در امور بین‌المللی تعریف نموده‌اند که توسط حکومت و گروه‌های غیرحکومتی برای اثرگذاری بر افکار عمومی، به منظور هدایت و اجرای سیاست خارجی به کار می‌رود. علی‌رغم این که چنین مفهومی از دیپلماسی به درستی بازیگران این عرصه را مشخص می‌نماید، برداشتی بسیار گسترده از این مقوله دارد؛ زیرا اگرچه در دیپلماسی رسانه‌ها، بازیگران غیرحکومتی، بخش خصوصی بر افکار عمومی اثرگذارند، کنترل بازیگران غیرحکومتی در این عرصه به وسیله‌ی حکومت کار بسیار پیچیده‌ای است. بر این اساس، برخی از کارشناسان برای محدود نمودن دامنه‌ی عمل دیپلماسی، آن را به عنوان یک فرآیند دولتی تعریف نموده‌اند؛ برای مثال، هانس تاچ دیپلماسی را به عنوان یک فرآیند حکومتی برای برقراری رابطه با مردم کشورهای خارجی تعریف کرده که دربرگیرنده‌ی تلاش‌هایی است که یک کشور به منظور اثرگذاری بر افکار عمومی برای ایجاد تصویر مثبت از عقاید و ایده‌آال‌ها، نهادها و فرهنگ، اهداف و سیاست‌های ملی خود انجام می‌دهد. چنین برداشتی از مفهوم دیپلماسی را وزارت امور خارجه آمریکا نیز پذیرفته است. این مفهوم دربرگیرنده‌ی تلاش‌هایی است که فراتر از روابط ملی، حکومت‌ها به منظور ایجاد تفاهم، مذاکره، اصلاح و اثرگذاری بر مخاطبان خارجی انجام می‌دهند تا از این طریق مبنایی برای ایجاد اعتماد به سیاست‌ها و منافع ملی طرفین ایجاد شود (ایزدی و ماه پیشانیان 1390، 38-37).
البته نکته‌ی قابل توجه در تعریف مذکور آن است که محدود نمودن بازیگران دیپلماسی به دستگاه حکومتی سبب ایجاد محدودیت برای بازیگران غیرحکومتی این عرصه می‌گردد؛ زیرا فعالیت در زمینه دیپلماسی تنها منحصر به بازیگران حکومتی نیست. بی‌طرفانه‌ترین تعریف دیپلماسی، آن را این‌گونه تعریف می‌کند: «فرآیندی دولتی از برقراری ارتباط با مردمان خارج در راستای ایجاد فهمی از ایده‌ها و آرمان‌ها، نهادها و فرهنگ و نیز اهداف سیاسی و خط‌مشی‌های ملت خود».
2-3- دیپلماسی عمومیمرکز مورو، دیپلماسی عمومی را تأثیرگذاری بر نگرش‌های عمومی برای شکل‌دهی و اجرای سیاست‌های خارجی و شامل ابعادی از روابط بین‌المللی می‌داند که فراتر از دیپلماسی سنتی عمل می‌کند و عواملی نظیر شکل‌دهی به افکار عمومی در سایر کشورها، تعامل میان منافع گروه‌های خصوصی یک کشور با منافع گروه‌های خصوصی در کشوری دیگر، برقراری ارتباط بین ارتباطات‌گران نظیر دیپلمات‌ها و فرستادگان به خارج و سرانجام، فرآیندهای ارتباطات میان فرهنگی از جمله عناصر این دیپلماسی هستند (آشنا 1383، 240). با بررسی دیدگاه‌های صاحب‌نظران آمریکایی در مورد دیپلماسی می‌توان گفت: دیپلماسی عمومی از منظر ابداع‌کنندگان آمریکایی آن، برنامه‌های طراحی شده توسط یک دولت به منظور اطلاع‌رسانی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی در یک کشور دیگر تعریف شده است. مقایسه‌ی مؤلفه‌های اساسی این نوع دیپلماسی با دیپلماسی رسمی و سنتی بیانگر تفاوت‌ها در سه محور اساسی است:
یک. دیپلماسی عمومی آشکار و علنی است در حالی که دیپلماسی رسمی و سنتی، پنهان و غیرعلنی است؛
دو. مخاطبان دیپلماسی عمومی، گروه‌های هدف خاص و یا عموم مردم جامجعه در دل یک ملت دیگرند، در حالی که در دیپلماسی رسمی، مخاطبان دولت‌ها هستند؛
سه. موضوعات دیپلماسی عمومی به رفتار و تمایلات عموم مردم در دیگر کشورها مربوط می‌شود در حالی که دیپلماسی سنتی با رفتار و سیاست‌های دولت‌ها سروکار دارد (اشتریان و جعفری هفتخوانی 1386، 117).
چالرز کیگلی دیپلماسی عمومی را معادلی مؤدبانه‌تر برای واژه تبلیغات و به معنای گسترش نظام‌مند اطلاعات به منظور تأثیرگذاری بر افکار عمومی تعریف می‌کند. دلانی دیپلماسی عمومی را از دیدگاه روابط عمومی بین‌المللی روش تأثیرگذاری مستقیم یا غیرمستقیم دولت، افراد و گروه‌های خصوصی بر نگرش‌ها و افکار عمومی مؤثر بر تصمیم‌سازی در سیاست خارجی کشور دیگر تعریف کرده است (آشنا 1383، 241-240).
مایکل مک‌کللن، مشاور دیپلماسی عمومی در وزارت خارجه آمریکا، بر این باور است که «دیپلماسی عمومی برای اولین بار در سال 1997 پس از ادغام آژانس اطلاعات ایالات متحده در وزارت خارجه آمریکا به منظور ارائه تعریفی جدید از دیپلماسی سنتی و در بستر آن پدید آمده است». گرچه پژوهش‌ها نشان می‌دهند این عبارت را برای نخستین بار ادموند گولیون، رئیس دانشکده‌ی حقوق و دیپلماسی فلچر دانشگاه تافتز، 23 سال پیشتر، یعنی در سال 1965، همزمان با افتتاح مرکز ادوارد مورو برای دیپلماسی عمومی به کار برده است (آشنا و جعفری هفتخوانی 1386، 182). اما این سابقه‌ی رسمی از تعریف دیپلماسی نوین نیز نشانگر آغاز به کارگیری آن نیست؛ زیرا گروهی از کارشناسان بر این باورند که حتی پیش از زمانی که انورسادات، والری ژیسکار دستن، هلموت اشمیت، رائول آلفونسین، مارگارت تاچر و بسیاری از رهبران ملی دیگر، در قالب برنامه‌های تبادل آموزشی دولت آمریکا از آن کشور بازدید کنند، دیپلماسی عمومی در آمریکا برپا بود. حتی زمانی که فضانوردان آمریکایی روی کره‌ی ماه پیاده شدند، این مجرای دیپلماسی عمومی بود که از طریق صدای آمریکا- سرویس رادیویی آژانس اطلاعات ایالات متحده- سخنان نیل آرمسترانگ را به میلیون‌ها نفر روی زمین رساند (آشنا و جعفری هفتخوانی 1386، 183-182).
2-4- دیپلماسی نوین و ویژگی‌های آندر عصر حاضر دولت‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند که دیپلماسی را به جای دیپلمات‌ها، توسط سیاستمداران اعمال نمایند. پیشرفت‌های محیرالعقولی که در اطلاع‌رسانی‌ها و رفت و آمدها به وجود آمده، باعث گردیده است که مسافرت‌های رؤسای کشورها و وزرای امور خارجه به کشورهای دیگر افزایش یابد. از این‌رو غالب مذاکرات دیپلماتیک توسط آنها به عمل می‌آید و در اثر چنین روشی زمان تصمیم‌گیری به صورت قابل توجهی به حداقل رسیده و از طرفی بین سران و سیاست‌گزاران عالی زمینه‌های ایجاد روابط خصوصی و غیررسمی فراهم گردیده است. با این حال روش مدیریت دیپلماسی توسط سیاستمداران هرچند افزایش یافته است، باز نقش دیپلمات‌های واقعی در فراهم ساختن روابط دیپلماتیک و یا عادی‌سازی روابط سیاسی مابین دول، تأمین تماس‌ها و ملاقات‌ها و تعدیل کنش‌ها و اختلافات به هیچ وجه نمی‌تواند انکار شود. تبلیغات و افکار عمومی دو عامل مؤثر در امر دیپلماسی به شمار می‌روند.
امروزه هدف غایی اکثر کنفرانس‌ها و مذاکرات بین‌المللی غالباً جنبه‌ی تبلیغاتی داشته، بیشتر از تعقیب زمینه‌های توافق و تفاهم به دنبال تأثیرگذاری در افکار عمومی بین‌المللی می‌باشند. در این کنفرانس‌ها و کنگره‌های چندجانبه که اغلب تحت تأثیر افکار عمومی بین‌المللی تشکیل می‌گردند، طرفین قبل از هر چیزی مبادرت به تبلیغ نظریات خود نموده، شدیداً و بی‌رحمانه همدیگر را متهم می‌کنند و از این‌رو مذاکرات در عرض مدت کمی تبدیل به یک جنگ تبلیغاتی می‌گردد (مجتهدی 1385، 117-116).
در حال حاضر رابطه‌ی تنگاتنگی بین دیپلماسی و مطبوعات و سایر رسانه‌های جمعی به وجود آمده است. امروزه اخبار رسانه‌ها نسبت به اطلاعات تحصیلی نمایندگان سیاسی مقیم در کشورها دارای تنوع بیشتری است و می‌تواند منشأ اثر زیادی هم باشد. تردیدی نیست که اطلاعات ارسالی مخبرین رسانه‌ها که در شهرها و پایتخت‌ها اقامه دارند، به لحاظ چند بعدی بودن آنها، در تکوین و جهت‌گیری سیاست دولت‌ها بیشتر از گزارش ارسالی دیپلمات‌ها می‌توانند تأثیرگذار باشند (مجتهدی 1385، 117).
روش «دیپلماسی باز» یا «دیپلماسی علنی» امکانات متنوع و نسبتاً گسترده‌ای را به رسانه‌های جمعی فراهم نموده است که قبلاً چنین نبوده؛ یعنی خبرنگاران می‌توانند در جلسات مربوط به مذاکرات کنفرانس‌های بین‌المللی حاضر شده، برداشت‌ها و تفسیرهای خود را از آنها انجام دهند. پس در تکوین و شکل‌گیری افکار عمومی تأثیر رسانه‌ها در عصر حاضر غیرقابل انکار و امر محرزی است (عزتی 1386، 47).
رسانه‌ها قادر هستند توجه افکار عمومی را به آثار مختلف دیپلماتیک معطوف نمایند. بنابراین وجود این ارتباط مستقیم مابین دیپلماسی و افکار عمومی را به نحو چشمگیری همین رسانه‌های گروهی تأمین می‌نمایند و از این‌روست که غالباً مشاهده می‌شود که دیپلمات‌ها، رسانه‌های گروهی مختلفی را تحت کنترل خود درآورده، از آن طریق موفق به متأثر ساختن افکار عمومی می‌شوند. در عین حال گزارش‌های ارسالی دیپلمات‌ها به لحاظ صرفاً تخصصی بودن اهمیت حرفه‌ای خود را از دست نداده‌اند (عزتی 1386، 47).
در عصر دیپلماسی نوین، عناصر اقتصاد و تجارت نیز اهمیت و اعتبار زیادی را در روابط بین‌المللی کسب کرده‌اند. به عبارت دیگر سیاست خارجی تنها با تأمین صلح و امنیت بین‌المللی کارش تمام نمی‌شود زیرا ملازمه شدیدی با تأمین رفاه دارند و ظاهراً نیز وجود چنین ارتباطی بین آنها مشهود است. بنابراین صلح جهانی مستلزم تحقق اهداف اقتصادی، اجتماعی و تجاری می‌باشد که فراهم نمودن رفاه عمومی از طریق همکاری‌های اقتصادی و اجتماعی نیز یکی از اهداف سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دهد. البته برخی عوامل مؤثر موجود در جهان، شکاف بین کشورهای دارا و ندار را بیشتر نموده است که خود از خطرات جدی تهدید کننده صلح جهانی به شمار می‌رود. پس دولت‌ها در دیپلماسی‌های خود به مسائل اقتصادی و اجتماعی و حتی چاره‌اندیشی در آنها اولویت خاصی قائلند. نتیجه‌ی تحولات مزبور نیز این شده که دیپلمات امروزی علاوه بر انجام وظایف متعدد خود، مجبور به بررسی مسائل رو به تزاید اقتصادی و اجتماعی اطراف خود نیز است. جالب توجه این که تا آغاز جنگ جهانی دوم، دیپلمات‌ها غالباً بررسی مسائل تجاری و اقتصادی را در جزو وظایف خود نمی‌انگاشتند لکن امروزه یکی از وظایف آنها- که از اولویت اجرایی نیز برخوردار می‌باشد- تهیه‌ی گزارش‌های اقتصادی و کمک به روند مذاکرات مربوط به سیاست‌های بازرگانی است (عزتی 1386، 48-47).
تحولی که در دیپلماسی نوین خود را نشان داده است، چندجانبه شدن آن است. در دوران قبل از جنگ جهانی اول که روش دیپلماسی چندجانبه و غیردایم به وجود آمده بود، بعد از جنگ، جای خود را با کنفرانس‌های دیپلماتیک دایم عوض کرد. جامعه‌ی ملل پس از تأسیس خود که بعد از جنگ جهانی اول اتفاق افتاد- روش جدیدی در بررسی و مباحثات مربوط به مسائل سیاسی ابداع نمود. این روش دیپلماسی برپایی کنفرانس‌های دایمی بود که از طرف اندیشه‌وران غربی، «دیپلماسی پارلمانی» (دیپلماسی پارلمانتر) نامگذاری شده بود. دیپلماسی پارلمانی چهار ویژگی عمده داشت: اولی اختصاص مسئولیت بیشتر و تشکیلات نسبتاً منظم و دایمی، دومی انتقال و انعکاس مشروح مذاکرات و مباحثات به افکار عمومی توسط رسانه‌های گروهی و سومی تعیین روش‌های از قبل آماده شده به منظور تسهیل مذاکرات و نهایتاً رأی‌گیری با اکثریت می‌باشد (ضیایی 1391، 16).
2-5- جایگاه دیپلماسی عمومی در نظام بین‌المللواحدهای سیستم بین‌الملل برای تحقق اهداف و منافع ملی خود، از ابزارهای متعددی بهره می‌برند، در چنین سیستمی به دلیل فقدان دولت مرکزی و ماهیت آنارشی، این واحدها خودیار بوده و تحقق منافع آنها بر توانایی‌های فردی مبتنی است. در این میان دیپلماسی از جمله ابزارهای خودیاری است که در طول تاریخ، واحدها و کشورها بر آن تکیه زده‌اند؛ اما این دیپلماسی همیشه تحت محدودیت‌های شدیدی شکل گرفته است. از جمله محدودیت‌های مذکور، چرخه‌های قدرت در سیستم بین‌المللی و منطقه‌ای می‌باشد. سیستم بین‌الملل و منطقه‌ای به دلیل ماهیت واقع‌گرایانه، دارای چرخه قدرت و یا به عبارتی چرخه‌های قدرت‌محور می‌باشند که در این چرخه نوعی تمایل به همگون‌سازی بین قدرت، منافع و نقش مشاهده می‌شود. چنین چرخه‌ای دارای فازهای مختلفی است. قدرت در حال رشد در هر فاز نیز نقاط عطف متعددی از جمله نقطه عطف نزولی، نقطه رشد و انحنای فوقانی، نقطه فوقانی، نقطه زوال و انحنای نزولی و سرانجام نقطه تحتانی دوم را تجربه می‌کند. در این نقاط دولت‌ها موقعیت نسبی خود، بنیان توانایی ملی، اهداف سیاست خارجی و توانایی دستیابی به اهداف مذکور را مورد ارزیابی مجدد قرار می‌دهند. هژمون و یا قدرت‌های در حال رشد و همچنین در حال زوال، در هر نقطه و بر اساس موقعیت خود در سیستم جهانی و نقطه عطف فوقانی، رفتار هژمون تهاجمی و مداخله‌گرایانه است که این موضوع از ابعاد مختلف امنیت ملی، واحدها را تهدید می‌کند. از سوی دیگر این قدرت‌ها سعی در سرکوب واحدهایی خواهند داشت که سیاست تجدیدنظرطلبی را در چرخه حاکم در پیش می‌گیرند. این در حالی است که قدرت‌های تجدیدنظرطلب نیز همچنان رفتارهای چالش‌گرایانه از خود بروز خواهند داد. مشابه چنین چرخه‌ای نیز در سطح منطقه‌ای مشاهده می‌شود (قاسمی 1391، 9).
به این ترتیب می‌توان گفت بر اساس نگرشی واقع‌گرایانه، کشورها در چرخه‌ای به نام چرخه سیستمی قدرت درگیر می‌باشند که در این چرخه هر کدام از واحدها دارای جایگاه خاصی خواهند بود؛ برخی در موقعیتی از چرخه قرار گرفته‌اند که از وضعیت موجود راضی بوده و بنابراین سیاست آنها حفظ وضع موجود و تقویت جایگاه خود در آن می‌باشد. از سوی دیگر، برخی واحدها از جایگاه خود در چرخه راضی نبوده و بنابراین سیاست تغییر وضع موجود و تجدیدنظرطلبی را پیگیر می‌باشند و تمام تلاش آنها معطوف به تغییر الگوهای نظم در چنین چرخه‌ای خواهد بود. در این میان دیپلماسی کشورها به ویژه کشورهای تجدیدنظرطلب، به شدت تحت تأثیر چنین چرخه‌هایی می‌باشد. در اینجا کشورهایی که سیاست تغییر وضع موجود و تغییر جایگاه خود را در چنین چرخه‌هایی دنبال می‌نمایند و خواهان پیگیری الگوی قدرت برتر در حوزه منطقه‌ای و جهانی هستند، در شکل‌دهی به دیپلماسی منطقه‌ای خود بیشتر از سایرین ملزم به توجه به تهدیدات و فرصت‌های ناشی از چنین چرخه‌ای خواهند بود. الگوی دیپلماسی منطقه‌ای آنها بر اساس تهدیدات مندرج در چرخه قدرت، به ویژه جنگ سرد مندرج در دوران گذار شکل می‌گیرد. به عبارتی روشن‌تر، کشورهایی که سیاست تجدیدنظرطلبانه را در چرخه قدرت دنبال می‌نمایند، با کنش‌های راهبردی مقابله کننده سایر قدرت‌های راضی از چرخه قدرت روبرو می‌شوند، لذا برای گذار از این مرحله و رفتن به نقاط فوقانی چرخه ملزم به طراحی دیپلماسی منطقه‌ای و جهانی خاصی هستند که این گذار را امکان‌پذیر سازد (قاسمی 1391، 10-9).
این موضوع یعنی چرخه قدرت و همچنین پیامدهای آن بر رفتار کشورها در سیستم بین‌الملل، موضوع آثار متعددی در روابط بین‌الملل بوده است. این آثار بر نقش قدرت و تحلیل ساختار سیستم بین‌الملل تأکید داشته و همچنین به پیامدهای آن در حوزه انتظارات سیاست خارجی توجه دارند. از سوی دیگر یکی از انتظارات تحلیلی آنها، تغییر قدرت و بروز جنگ و ستیز در روابط بین‌الملل می‌باشد.
2-6- شرایط شکل‌گیری دیپلماسی کارآمد متناسب با محیط جدید بین‌المللاگر دولت‌ها درک واقع‌بینانه‌ای از تغییرات ایجاد شده در محیط بین‌المللی نداشته باشند و در برداشت‌های دیپلماسی سنتی دولت‌محور تجدیدنظر نکنند، قادر به مواجهه با محیط جدید بین‌المللی و بهره‌برداری از فرصت‌ها و مقابله با تهدیدات نوین نخواهند بود. دیپلماسی مؤثر نیازمند انجام تغییرات در نهادها، روش‌ها، ابزارها و کارکردها می‌باشد.
1. تغییرات نهادی: برای مواجهه با تحولات نوین، ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار دیپلماسی و فرآیند تصمیم‌گیری لازم است تا کمتر مبتنی بر نظم سلسله‌مراتبی گذشته باشد. شکل‌گیری عرصه سیاست اندیشه‌مند، موجب تمرکززدایی در ساختارهای بروکراتیک و مشکل شدن کنترل از بالا به پایین شده است. دولت‌ها اگرچه هنوز مهم‌ترین بازیگران باقی خواهند ماند، اما مجبور هستند در مدیریت دیپلماسی با بازیگران غیردولتی همکاری کنند. تحقق دیپلماسی قوی نیازمند همکاری با این بازیگران در محیط جدید بین‌المللی و ایجاد ساختارهای کارآمد و منعطف می‌باشد، اما متأسفانه کارویژه اغلب وزارت خارجه‌های کشورهای جهان سوم هنوز بر مبنای ارتباط دولت با دولت طراحی شده است، لذا توانایی بهره‌برداری از فرصت‌های جدید را ندارند. امروزه بسیاری از موضوعات نوین دیپلماتیک در کنترل دولت‌ها نیست و در انحصار بازیگران و نهادهای غیردولتی است. با افزایش نقش بازیگران غیردولتی، دولت تا حدودی نقش وساطت کننده خود را از دست داده و این بر اقتدار و قدرت نهادی دولت‌ها، وزرای خارجه و دیپلمات‌ها تأثیر گذاشته است (وحیدی 1386، 373).
2. تغییر در ابزارها: با ورود به عصر اطلاعات و توسعه شبکه‌های کامپیوتری، اینترنت، شبکه تلفن بی‌سیم و گسترش تلویزیون‌های ماهواره‌ای، ابزارهای دیپلماتیک دچار تحول اساسی شده است. این ابزارها، زمینه دستیابی گسترده به اطلاعات درباره تحولات خارجی را فراهم کرده و موجب انفجار در تماس‌های مستقیم بین دولت‌ها و نهادهای دولتی، غیردولتی و افراد در ورای مرزهای ملی شده است. این تحولات همچنین منجر به توسعه تجارت جهانی و کاهش اهمیت مرزها و از بین رفتن تمایز بین موضوعات داخلی و خارجی شده است. در نتیجه یکی از راه‌های موفقیت دستگاه دیپلماسی، استفاده از ابزارهای نوین و سرمایه‌گذاری بر روی آنها است (حسینی 1389، 15).
3. دگرگونی در کارکردهای دیپلماسی: به طور سنتی کارکردهای سنتی دیپلماسی شامل پنج وظیفه جمع‌آوری اطلاعات، نقش مشورتی و ارتباطی، حفاظت از منافع ملی، مذاکره و انجام خدمات کنسولی بوده است. اما با شکل‌گیری عرصه سیاست اندیشه‌مند و توسعه جریان‌های فراملی و افزایش نقش بازیگران غیردولتی بسیاری از این وظایف از انحصار دستگاه دیپلماسی خارج شده است و بخشی از آن توسط بازیگران جدید انجام می‌شود. نمایندگی‌های دیپلماتیک دیگر تنها صدای حاکمیت و تنها نماینده کشورشان در خارج نیستند و فناوری‌های نوین موجب شکست انحصار اطلاعات از سوی آنها شده است. در گذشته مذاکرات دیپلماتیک صرفاً توسط دیپلمات‌ها انجام می‌گرفت و آنها زمینه بسط همکاری میان نهادهای ملی و فراملی را فراهم می‌نمودند، اما امروزه بسیاری از ارتباطات بین بازیگران دولتی و غیردولتی در ورای مرزهای ملی به طور مستقیم با کمک ابزارهای نوین ارتباطی و خارج از کنترل دستگاه دیپلماسی انجام می‌شود (حسینی 1389، 374).
روزنا بر آن است که کارکرد دیپلماسی به گونه فزاینده‌ای تابع تصمیمات بازیگران فراملی شده و با انتقال بسیاری از وظایف اداری، نمایندگی‌های دیپلماتیک به بازیگران جدید، تعهدات دیپلماتیک کشورها تحلیل رفته است. در محیط جدید بین‌المللی، کارکردهای نوینی جایگزین کارکردهای قبلی می‌شود که به طور خلاصه عبارتند از:
– کمک به اجرای مقررات بین‌المللی؛
– نمایندگی منافع بازیگران مختلف دولتی و خصوصی؛
– تسهیل‌سازی در برقراری روابط نهادهای ملی و فراملی؛
– اهمیت هماهنگی فعالیت بازیگران مختلف در راستای منافع ملی؛
– اهمیت سیاست اقناع‌سازی و تصویرسازی و ارتباط بیشتر با مردم جهان؛
– اهمیت استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی؛
– انعطاف بیشتر در موضوعات سیاست خارجی؛
– افزایش اهمیت همکاری در نتیجه تشدید به هم پیوستگی جهانی و شکل‌گیری موضوعات و تهدیدات جهانی؛
– اهمیت شکل‌های نوین دیپلماسی (تخصصی، دیجیتالی، عمومی، رسانه‌ای و اقتصادی) (کریمیان 1392، 16).
2-6-1- شکل‌گیری کنشگران جدید دیپلماتیکدیپلماسی کلاسیک دارای دو ویژگی برجسته بود؛ اول اینکه کشورها از اصلی‌ترین بازیگران بین‌المللی بودند و دوم اینکه وزارت خارجه کشورها، وزرای انحصاری داشت که کارشان مدیریت امور مربوط به فعالیت‌های خارجی کشورها بود. این تصور از دنیای سیاست در خلال دهه‌های گذشته تغییر یافته است. امروزه ملت- کشورها تنها بازیگران دیپلماتیک در صحنه روابط بین‌الملل نیستند. وزارت خارجه کشورها نیز، تنها نماینده‌ی انحصاری دولت‌ها در سطح بین‌المللی نمی‌باشند. انحصار وزارت خارجه با مشارکت سایر نهادهای دولتی و وزرای مربوط به چالش کشیده شده است. این روند به دو شکل تجلی می‌یابد؛ نخست اینکه همه وزرا به نوعی در کنش‌های مربوط به روابط بین‌الملل مؤثر هستند؛ به عنوان نمونه حتی وزارت کشور در زمینه مقابله و مدیریت بحران‌های مربوط به تروریسم، مهاجرت و امنیت فعال است و یا وزارت اقتصاد به مدیریت مذاکرات با صندوق بین‌المللی پول و یا بانک توسعه و بازسازی بین‌المللی می‌پردازند و وزارت بهداشت فعالیت‌ها را برای ارتقای بهداشت بین‌المللی از طریق سازمان بهداشت جهانی دنبال می‌کند (سیمبر و قربانی 1388، 54-53).
وجه بعدی موضوع جایی است که وزرایی در کنار وزیر امور خارجه منصوب می‌شوند که دارای صلاحیت‌های خاص جغرافیایی بخش و یا بخش تخصصی هستند. در مورد وزرایی که دارای صلاحیت جغرافیایی هستند، می‌توان به آنهایی اشاره کرد که به حیطه‌های جغرافیایی ویژه مانند آمریکای لاتین، اروپا، آسیا و آفریقا و غیره تخصیص می‌یابند و در مورد وزرایی که در بخش تخصصی گمارده می‌شوند می‌توان به آنانی اشاره کرد که در برخی موضوعات ویژه کارآمد هستند، مانند تجارت خارجی، سرمایه‌گذاری خارجی و مهاجرت‌های بین‌المللی. بنابراین در یک دنیای وابستگی متقابل پیچیده، می‌توانیم مدعی شویم که نمی‌توان وزیری را پیدا کرد که در امور خارجی مداخله نکند (سیمبر و قربانی 1388، 54).
به علاوه صلاحیت‌های گسترده‌ای به پدیده‌های منطقه‌ای و علمی اعطا می‌شود. موضوعی که به ویژه در کشورهای توسعه‌یافته دارای مصداق است و این امر باعث شده موضوعات زیادی از انحصار دولت‌های مرکزی بیرون بیاید. برخی زیرگروه‌های ملی شروع به ایجاد سازمان‌های نمایندگی خود در خارج از کشور کرده‌اند. شاید جالب‌ترین مثال در این باره جریان لاندرز باشد که شرکت‌های نماینده‌ی خود را در بروکسل افتتاح کرد تا به این ترتیب بتواند بر روند تصمیم‌گیری در کمیسیون اروپا و سایر نهادهای مربوط در ساختار اتحادیه اروپا تأثیرگذار باشد. در دیپلماسی کلاسیک تأکید بر نقش ملت- کشورها در روابط بین‌الملل به مثابه بازیگر اصلی در عرصه‌ی نظام جهانی است. از زمان ظهور نظام وستفالی، دیپلماسی کلاسیک تنها بر روابط بین ملت- کشورها تأکید می‌کند. به طور خلاصه این عرصه، حیطه‌ی انحصاری اعمال قدرت بازیگران دولتی بوده است و تنها نقش بسیار جزئی و اندکی به بازیگران غیردولتی اعطا شده است (سیمبر و قربانی 1388، 54).
این بستر تحت تأثیر شدید رهیافت ریل پولیتیک است که در واقع نقش برجسته را صرفاً به ملت- کشورها در عرصه‌ی روابط بین‌الملل اعطا می‌کند. با این وجود، ساختار روابط بین‌الملل پس از پایان جنگ دوم جهانی دستخوش تحولات بسیار عمده‌ای شده است. این دوره شاهد ظهور بازیگران دیپلماتیک جدید دولتی و غیردولتی بوده است و در عین حال فناوری ارتباطی و اطلاعاتی نیز شدیداً توسعه یافته است. در این راستا دیپلماسی را «هنر ارتقای منافع ملی از طریق پیشرفت و توسعه منافع ملی به وسیله‌ی مبادله مستمر و پایدار اطلاعات بین دولت‌ها و ملت‌ها و سایر گروه‌ها» نامیده‌اند. عنصر اساسی این تعریف جدید دربرگیری و ورود سایر بازیگران و اولویت و اهمیت دادن به ارتباطات است. شکل‌گیری بازیگران جدید دیپلماتیک در درون و خارج کشورها یکی از مهم‌ترین وجوه روابط معاصر بین‌المللی است. بازیگران دیپلماتیک غیردولتی غالباً مستقل از وزارت خارجه کشورها عمل می‌کنند. این پدیده‌ی جدید باعث شده تا برخی از پژوهشگران به دنبال تعریف جدیدی از دیپلماسی باشند. برخی، دیپلماسی را سازوکار نمایندگی، ارتباط و مذاکره می‌دانند که از طریق آنها کشورها و سایر بازیگران بین‌المللی امور مربوط به خود را به انجام می‌رسانند. در این تعریف، طبیعت روابط بین‌الملل معاصر و دیپلماسی به وسیله‌ی مشارکت بازیگران مختلف دولتی و غیردولتی متمایز شده است.
بازیگران غیردواتی بر برنامه‌های سیاست بین‌الملل تأثیرگذار هستند. آنان در عرصه‌های گوناگونی وارد شده‌اند تا بتوانند اهداف خود را محقق کنند. شاید یکی از نمونه‌های بسیار برجسته در این راستا «مبارزه بین‌المللی برای تحریم مین‌های زمینی ضد پرسنل» باشد که به وسیله سازمان‌های بین‌المللی غیردولتی در اکتبر سال 1992 شروع شد. شایسته است اشاره کنیم که موفقیت سازمان‌های غیردولتی در زمینه‌ی تحقق اهدافشان مبتنی بر استفاده مناسب و کارآمد از فناوری جدید اطلاعاتی به ویژه اینترنت است. امروزه بازیگران غیردولتی می‌کوشند تا خود را مدافعان اصلی افراد و گروه‌های محروم، تحت ستم، تحت تعقیب و حاشیه‌ای معرفی کنند. در همین راستاست که ما در خلال دهه‌های گذشته شاهد مطرح شدن موضوعات متفاوتی از طرف بازیگران غیردولتی هستیم. نقش این بازیگران در دیپلماسی تنها به ایفای اشکالی از دیپلماسی بین‌المللی محدود نمی‌شود؛ بلکه به تدریج آنها تأثیر بسیار زیادی روی تصمیم‌گیران سیاست خارجی نیز می‌گذارند. بنابراین بازیگران غیردولتی توسط سازمان ملل متحد به عنوان یکی از اصلی‌ترین کنشگران نشست‌های جهانی که خود سازمان برگزار می‌کند به رسمیت شناخته شده‌اند.
آیا این گسترش بازیگران غیردولتی اقتدار کشورها در دیپلماسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ برخی این اهمیت فزاینده‌ی بازیگران غیردولتی را چالش مستقیمی در مقابل کشورها و دولت‌های آنها می‌دانند، چرا که آنها باعث کاهش جدی نقش دولت‌ها در شکل‌گیری و اعمال سیاست داخلی و خارجی کشورها می‌شوند. البته به رغم ادعاهای گوناگون، باید خاطرنشان ساخت که ارتباط بین دولت‌ها و بازیگران غیردولتی در این زمینه‌ها، به این معنا نیست که بازیگران غیردولتی جانشین دولت‌ها هستند و یا در تنازع با آنها می‌باشند، بلکه برعکس، روابط بین دولت‌ها و بازیگران غیردواتی بازی با حاصل‌جمع جبری صفر نیست بلکه باید به عنوان ارتباطی خلاق مبتنی بر همکاری و تکمیل کننده‌ی یکدیگر در نظر گرفته شود. امروزه ملت- کشورها دیگر قادر نیستند همه‌ی مسائل خود را به تنهایی حل کنند. آنها ناچارند برای مواجهه با مسائل گوناگون مانند باران اسیدی، آلودگی اتمی اتمسفر، تغییرات آب و هوایی، کمبود مواد غذایی، فقر، افزایش جمعیت و کمبود منابع طبیعی با یکدیگر همکاری کنند. امروزه در شرایط نوین بین‌المللی و با کمرنگ شدن تدریجی بازیگران دولتی، نقش فزاینده‌ای برای کنشگران غیردولتی ایجاد شده است، البته نمی‌خواهیم ادعا کنیم که کنشگران غیردولتی در تصمیم‌گیری نقش دارند، اما می‌توان این ادعا را مطرح کرد که اینان در ایجاد زمینه‌های مناسب برای تصمیم‌گیری دولت‌ها به مراتب به شکل مؤثرتر از گذشته نقش‌آفرین هستند. امروزه بازیگران غیردولتی در مقام مشاوره با کشورها و سازمان‌های بین‌المللی دولتی قرار دارند. (سیمبر و قربانی 1388، 56).
2-7- اهمیت دیپلماسی فعال و مجاری دیپلماتیکدر عصر فرااطلاعات و فراصنعت همچنان دیپلماسی رسمی میان دولت‌ها از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در نظام بین‌الملل برخوردار است. امروزه در نظام بین‌الملل دولت محوری، برقراری روابط سیاسی میان دولت‌ها و تأسیس سفارتخانه‌ها و اعزام سفرا و کارداران، زمینه‌ساز برقراری روابط متقابل در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و نظامی محسوب می‌شود. همچنین سطح روابط سیاسی میان دو کشور و میزان ملاقات‌ها و مراودات سیاسی میان نمایندگان آنها، می‌تواند نشان‌دهنده میزان علاقه و نوع روابط دوجانبه باشد.
دیپلماسی کارآمد نیازمند دیپلمات‌های موفقی است که از ویژگی‌های لازم برای انجام وظایف دیپلماسی برخوردار باشند. در شرایط جدید، فناوری‌های نوین ارتباطاتی و اطلاعاتی فرصت‌های جدیدی را برای دیپلمات‌ها جهت جمع‌آوری اطلاعات و شکل‌دهی به افکار عمومی فراهم ساخته است و برقراری ارتباط میان دولت‌ها را تسهیل نموده. از طرفی دیپماسی با مدیریت مناسبات میان دولت‌ها و روابط دولت‌ها با سایر بازیگران سروکار دارد. از دیدگاه دولت، دیپلماسی با رایزنی، طراحی و اجرای سیاست خارجی با دولت‌های دیگر ارتباط برقرار می‌کند. دیپلماسی ابزاری است که دولت‌ها به کمک آن و از طریق نمایندگان رسمی و غیررسمی خود و با استفاده از مکاتبات، مذاکرات خصوصی، تبادل دیدگاه‌ها، اعمال نفوذ، ملاقات‌ها، تهدیدها و دیگر فعالیت‌های مربوط به هماهنگ‌سازی و تأمین منافع ویژه یا گسترده‌تر خود می‌پردازند (ستوده آرانی و علوی 1391، 167-166).
هرچند واژه‌های دیپلمات و دیپلماسی حدود دو قرن است که در معنای کنونی به کار می‌رود، ولی مفهوم امروزی آنها همواره در قالب الفاظ و کلمات دیگر نیز وجود داشته است. حکومت‌ها در تلاش برای دسترسی به اهداف، تحقق ارزش‌ها و یا دفاع از منافع خود، همواره مجبور به برقراری روابط با یکدیگر بوده‌اند و افرادی را نیز برای این کار بر می‌گزینند. در دنیای امروز دیپلماسی به دلیل گستردگی و در عین حال پیچیدگی‌اش، نقش کلیدی را در کشورها ایفا می‌نماید و وظایف مهمی بر عهده آن نهاده شده است. «نمایندگی» از مهم‌ترین وظایف دیپلماسی رسمی است که برخی کارکردهای آن بدین شرح است: تشریح و دفاع از سیاست‌های ملی کشور، مراقبت و ارائه گزارش مناسب به کشور متبوع خود پیرامون وضعیت جهان، به کارگیری ابتکارات جدید در صحنه بین‌الملل و تلاش برای کاهش کشمکش‌ها و تنازعات، برقراری نظم و ارائه راهکارهای مناسب در این زمینه، مشارکت فعالانه در تدوین، تنظیم و اصلاح مجموعه‌ی قوانین بین‌الملل جهت ایجاد ساختاری مناسب در نظام بین‌الملل (ستوده آرانی و علوی 1391، 167).
دیپلماسی در عرصه روابط بین‌الملل، حلقه اتصال کشورها به یکدیگر است و روابط میان کشورها را هدایت کرده و برقراری ارتباط میان دولت‌ها را تسهیل می‌کند. دیپلماسی دارای کاربردهایی است که در مدیریت بحران‌ها، حل مشکلات میان کشورها، تسهیل ارتباطات و مذاکرات ویژه و مدیریت روابط عادی کاربرد دارد و در برقراری حداکثر توافقات میان کشورها می‌کوشد.
به بیان دیگر، هدف دیپلماسی رسمی (که سعی در برقراری روابط میان دولت‌ها دارد) نزدیکی ملل به یکدیگر و برقراری صلح و آرامش بین‌المللی است. دیپلماسی درصدد است تا ضمن ایجاد ارتباط دوستانه میان کشورها، تمام امکانات مادی و معنوی آنها را در تداوم و غنی‌تر ساختن این روابط فراهم آورد. تلاش دیپلماسی رسمی، همواره حفظ منافع ملی از طریق روش‌های مسالمت‌آمیز بوده است که این هدف در طول ادوار مختلف تاریخی، شیوه‌های گوناگونی را در مقابل دیپلماسی قرار داده است. با تغییراتی که در صحنه بین‌الملل به وجود آمده و میزان پیشرفت‌هایی که در تکنولوژی ارتباطات و جایگاه ویژه افکار عمومی رخ داده است، دیپلماسی رسمی کشورها وارد مرحله نوینی شده است. شرایط جدید به ویژه روابط پرتنش ایران با جهان غرب، بر دیپلماسی فعال ایران تأکید می‌کند. جمهوری اسلامی ایران بدون استفاده همه‌جانبه از فرصت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، نمی‌تواند بر وضعیت موجود اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی غرب غالب شود. بهره‌گیری از دیپلماسی فعال با این هدف است که اهتمام ویژه‌ای در دستگاه سیاست خارجی کشور بر مسئله اسلام‌هراسی غرب و اتخاذ راهکارهای مقابله با آن صورت گیرد (آلادپوش و توتون چیان 1390، 12).
امروزه یکی از نشانه‌های دیپلماسی کارآمد، اهمیت به همکاری‌های جمعی و چندجانبه‌گرایی است. دیپلماسی برای کارآمدی خود از یکجانبه‌گرایی و دوجانبه‌گرایی به سمت چندجانبه‌گرایی و همکاری گروهی روی آورده است. دیپلماسی کارآمد ناظر بر گسترش دامنه شمول دیپلماسی، تمرکززدایی در نظام جهانی، تلاش برای اعمال شیوه‌های دیپلماتیک جدید و در نهایت نقش دیپلماسی چندجانبه‌گرا در تدوین قواعد و هنجارهای رفتاری جهانی می‌باشد. در واقع دیپلماسی کارآمد مبتنی است بر: چندجانبه‌گرایی، برون‌گرایی، تعامل، تنش‌زدایی و اعتمادسازی در روابط خارجی کشورها (دهقانی 1389، 122).
در دیپلماسی چندجانبه به دلیل جایگاه و نقشی که نهادها و سازمان‌های بین‌المللی دارند (مانند سازمان ملل متحد و سازمان‌های وابسته به آن ملل سازمان تجارت جهانی، یونسکو و سایر سازمان‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دولتی و غیردولتی) تلاش می‌شود تا از امکانات و ظرفیت‌های آنها در جهت تقویت مناسبات بین‌المللی استفاده شود. بهره‌برداری از نهادها، سازمان‌ها و مجاری دیپلماتیک جهت فعال‌سازی دیپلماسی دوجانبه و چندجانبه و افزایش تعامل و اعتمادسازی میان دولت‌ها، نه تنها می‌تواند منافع کشورها را تأمین نماید، بلکه می‌تواند به تصویرسازی مثبت از مناسبات جهان اسلام با غرب کمک نماید (ستوده آرانی و علوی 1391، 168).
آنچه مسلم است اتخاذ دیپلماسی فعال و پویا بدون تعامل‌گرایی و تقویت روندهای دیپلماسی دوجانبه و چندجانبه، امکان‌پذیر نیست؛ همچنین استفاده از راهبرد تنش‌زدایی می‌تواند راهکار مؤثری برای پویاتر نمودن دیپلماسی رسمی کشور و کنترل اسلام‌هراسی غرب محسوب گردد.
2-8- وظایف دیپلماسیاز دیدگاه بارستون، وظیفه دیپلماسی را می‌توان به شش قسمت کلی تقسیم نمود که هر یک از آنها دارای تقسیمات فرعی نیز هست. در این میان، اولین و مهم‌ترین وظیفه، نمایندگی است که شامل نمایندگی رسمی از جمله ارائه استوارنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و حضور در محافل دیپلماتیک ملی یا سازمانی است. می‌توان گفت که مهم‌ترین جنبه دیپلماسی، نمایندگی اساسی است که شامل تشریح و دفاع از سیاست ملی از طریق سفارتخانه‌ها و سایر مجاری دیپلماتیک، مذاکرات و تفسیر سیاست‌های خارجی و داخلی حکومت پذیرنده است. دمین وظیفه



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com
NameEmailWebsite

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *