— (487)

523875081280
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ایلام
تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب فتح‌اله نظری زلانی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته علوم سیاسی که در تاریخ…………. . از پایان نامه /رساله خود تحت عنوان “نقش ناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه پس از 11 سپتامبر” با کسب نمره…………. و درجه………دفاع نموده‌ام بدینوسیله متعهد ‌می‌شوم:
1) ‌این پایان نامه /رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط‌اینجانب بوده ودر مواردی که ازدستاوردهای عل‌می وپژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه‌، کتاب‌، مقاله و…) استفاده نموده‌ام‌، مطابق ضوابط ورویه موجود‌، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده‌ام.
2) ‌این پایان نامه /رساله قبلا” برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح‌، پائین‌تر یا بالاتر) درسایر دانشگاه‌ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است‌.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل‌، قصد استفده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب‌، ثبت اختراع و…از‌این پایان نامه داشته باشم‌، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم‌.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود‌، عواقب ناشی ازآن را ‌می‌پذیر م و واحد دانشگاهی مجاز است با‌اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرک تحصیلی‌ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت‌.
نام و نام خانوادگی
فتح‌اله نظری زلانی
امضا و تاریخ

-354841-784746
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ‌ایلام
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی (M‌. A)
عنوان:
نقش ناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه پس از 11 سپتامبر
استاد راهنما:
دکتر جهانبخش مرادی
استاد مشاور:
دکتر قاسم ترابی
نگارش:
فتح‌اله نظری زلانی
زمستان 1393
سپاسگزاری:
پس از ستایش پروردگار بر خود واجب می‌دانم که از اساتید ارجمند و فرهیخته جناب آقای دکتر جهانبخش مرادی و جناب آقای دکتر قاسم ترابی که علاوه بر استفاده‌ی وافر از راهنمایی‌ها یشان در تهیه و تدوین مجموعه حاضر، تحصیلات ‌این مقطع خود را مدیون زحمات آنان ‌می‌دانم تشکر و قدردانی نمایم‌ و همچنین جناب آقای دکتر مجتبی قنبری که داوری این پژوهش بر عهده‌ی ایشان است.
تقدیم به:
همسر و فرزند عزیزم؛
و
آنانکه می‌دانند
و با دانایی خود همواره‌،
بیداران را آگاه
و خواب خفتگان را پریشان می‌کنند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-3” \h \z \u چکیده PAGEREF _Toc420750675 \h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1- مقدمه PAGEREF _Toc420750678 \h 31-2- بیان مسأله PAGEREF _Toc420750679 \h 51-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc420750680 \h 71-4- مرور ادبیات و سوابق مربوطه PAGEREF _Toc420750681 \h 71-5- جنبه جدید و نوآوری در تحقیق PAGEREF _Toc420750682 \h 91-6- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc420750683 \h 91-6-1- هدف کلی PAGEREF _Toc420750684 \h 91-6-2- اهداف فرعی PAGEREF _Toc420750685 \h 91-7- سؤال تحقیق PAGEREF _Toc420750686 \h 101-8- فرضیه تحقیق PAGEREF _Toc420750687 \h 101-9- متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc420750693 \h 101-10- روش گردآوری داده‌ها PAGEREF _Toc420750694 \h 101-11- سازماندهی تحقیق PAGEREF _Toc420750695 \h 10فصل دوم: مبانی نظری و ادبیات تحقیق2-1- مقدمه PAGEREF _Toc420750698 \h 132-2- تاریخچه ناتو PAGEREF _Toc420750699 \h 132-2-1- نگاهی به شکل گیری ناتو PAGEREF _Toc420750700 \h 132-2-2- جنگ سرد؛ آغازی بر تشکیل سازمان‌های منطقه‌ای در شرق و غرب PAGEREF _Toc420750701 \h 142-2-3- پیمان دفاع جمعی بروکسل، مقدمه تشکیل سازمان ناتو PAGEREF _Toc420750702 \h 152-2-4- تشکیل ناتو PAGEREF _Toc420750703 \h 152-2-5- تصویب پیمان PAGEREF _Toc420750704 \h 162-2-6- گسترش ناتو به شرق PAGEREF _Toc420750705 \h 172-3- تحول مفهوم خاورمیانه PAGEREF _Toc420750706 \h 182-3-1- اهمیت خاورمیانه برای کشورهای عضو ناتو PAGEREF _Toc420750707 \h 212-3-2- ناتو و سیاست خارجی خاورمیانه‏ای آمریکا PAGEREF _Toc420750712 \h 262-4- ناتو ابزار سیاست خارجی آمریکا PAGEREF _Toc420750713 \h 272-5- تقویت کنترل آمریکا بر منابع انرژی PAGEREF _Toc420750714 \h 302-6- کاهش هزینه‏های حضور آمریکا PAGEREF _Toc420750716 \h 332-7- تقویت موضع آمریکا در برابر تروریسم PAGEREF _Toc420750717 \h 342-8- تقویت موضع آمریکا در برابر گسترش تسلیحات غیرمتعارف PAGEREF _Toc420750718 \h 342-9- چارچوب نظری: نظریه نئورالیسم PAGEREF _Toc420750719 \h 352-10- نتیجه گیری PAGEREF _Toc420750720 \h 40فصل سوم: پیشینه حضور ناتو در خاورمیانه3-1- مقدمه PAGEREF _Toc420750723 \h 433-2- سازمان ناتو PAGEREF _Toc420750724 \h 443-2-1- ساختار سیاسی ناتو PAGEREF _Toc420750725 \h 453-2-2- ساختار نظامی ناتو PAGEREF _Toc420750726 \h 463-2-2-1- کمیته نظامی PAGEREF _Toc420750727 \h 463-3- سازمان‌ها و نهادهای ناتو PAGEREF _Toc420750728 \h 463-4- اهداف ناتو در دوران جنگ سرد PAGEREF _Toc420750729 \h 473-5- تعهدات اعضا PAGEREF _Toc420750730 \h 473-6- بحران هویت در ناتو PAGEREF _Toc420750731 \h 483-7- تولد دوباره ناتو PAGEREF _Toc420750732 \h 493-7-1- مأموریت‌های خارج از منطقه در طول سال‌های دهه 90 PAGEREF _Toc420750733 \h 503-7-2- نگاه ناتو به روسیه از همکاری تا چالش ها PAGEREF _Toc420750734 \h 503-7-3- ناتو و آمریکا پس از 11 سپتامبر PAGEREF _Toc420750735 \h 513-8- اصل تسری PAGEREF _Toc420750736 \h 533-9- اصل خود جداسازی PAGEREF _Toc420750737 \h 533-10- اصل مالکیت مشترک PAGEREF _Toc420750738 \h 543-11- اصل همکاری عملی با فواید جمعی PAGEREF _Toc420750739 \h 543-12- اصل مکمل‏بودن PAGEREF _Toc420750740 \h 543-13- مشکلات ناتو در حوزه مدیترانه PAGEREF _Toc420750741 \h 553-14- اختلافات بین اعراب و رژیم صهیونیستی PAGEREF _Toc420750742 \h 553-15- دریافت‏های متفاوت امنیتی PAGEREF _Toc420750743 \h 563-16- عدم تامین منافع امنیتی کشورهای عضو PAGEREF _Toc420750744 \h 563-17- مخالفت نیروهای نظامی کشورهای عضو PAGEREF _Toc420750745 \h 563-18- ابتکار همکاری استانبول PAGEREF _Toc420750746 \h 573-19- همکاری ناتو و کویت در چارچوب ابتکار همکاری استانبول PAGEREF _Toc420750747 \h 603-20- مأموریت‏های ناتو در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران PAGEREF _Toc420750748 \h 623-21- مأموریت ناتو در افغانستان PAGEREF _Toc420750749 \h 623-22- مأموریت ناتو در عراق PAGEREF _Toc420750750 \h 643-23- مأموریت‏های ناتو در پاکستان PAGEREF _Toc420750751 \h 663-24- مأموریت ناتو در لبنان PAGEREF _Toc420750752 \h 673-25- مأموریت ناتو در لیبی PAGEREF _Toc420750753 \h 683-26- موانع حضور ناتو در منطقه PAGEREF _Toc420750754 \h 693-26-1- مشکل اجماع داخلی PAGEREF _Toc420750755 \h 703-26-2- عدم حمایت مالی و لجستیکی کشورهای اروپای از ناتو PAGEREF _Toc420750756 \h 713-27- جمع‌بندی و نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc420750757 \h 71فصل چهارم: نقش ناتو در خاورمیانه4-1- مقدمه PAGEREF _Toc420750760 \h 754-2- راهبرد ناتو در خاورمیانه PAGEREF _Toc420750761 \h 754-3- چالش‌های ناتو در خاورمیانه PAGEREF _Toc420750762 \h 764-4- آمریکا و نظام امنیتى در خاورمیانه PAGEREF _Toc420750763 \h 774-5- اهداف آمریکا از وارد ساختن ناتو در نظم منطقه خاورمیانه PAGEREF _Toc420750764 \h 784-6- زمینه‏هاى ورود ناتو به خاورمیانه PAGEREF _Toc420750765 \h 804-7- چشم انداز حضور ناتو در خاورمیانه PAGEREF _Toc420750766 \h 814-8- رابطه ترکیه و ناتو و چگونگی تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوی اسلامی ایران PAGEREF _Toc420750767 \h 824-9- نتیجه گیری PAGEREF _Toc420750768 \h 86فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها5-1- مقدمه PAGEREF _Toc420750771 \h 895-2- راهکارهای تحقیق برای محققین آتی PAGEREF _Toc420750772 \h 905-3- نتیجه گیری PAGEREF _Toc420750773 \h 90منابع و مآخذ PAGEREF _Toc420750774 \h 96
فهرست جدول‌ها
عنوانصفحه
جدول 2-1- ذخایر نفت کشورهای خاورمیانه PAGEREF _Toc420750708 \h 22جدول 2-2- ذخایر نفت حوزه دریای خزر PAGEREF _Toc420750709 \h 22جدول 3-3- مهم‌ترین واردکنندگان نفت در سال 2011 PAGEREF _Toc420750710 \h 23جدول 2-4- وضعیت حقوقی برنامه هسته‏ای برخی از کشورهای خاورمیانه PAGEREF _Toc420750711 \h 24جدول 2-5- ذخیره، تولید و نرخ ذخیره ـ تولید بزرگ‌ترین مناطق نفتی جهان PAGEREF _Toc420750715 \h 31

چکیدهوجود ارتش بین المللی ناتو که مأموریت خود را ایجاد امنیت در سرتاسر گیتی در برابر خطر تروریسم می‌داند، نه تنها امنیت را با خود نیاورده بلکه موجب تحریکات مهم نظامی و شروع یک مسابقه تسلیحاتی دیگر در جهان شده است. ناتو قبل از این که یک پیمان دفاعی بین المللی باشد، یک سلاح قوی در دستان امپریالیسم آمریکا است و تنها به خواست ایالات متحده عمل می‌کند.
حادثه یازدهم سپتامبر سرفصل جدیدی بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بود. این حادثه را می‌توان بزرگترین اعتراض به سیاست‌های ایالات متحده دانست. دولت آمریکا با این استدلال که مورد تهاجم عملیاتی تروریستی قرار گرفته، دفاع را حق خود دانست. از همان روزهای اول، انگشت اتهام به سوی شبکه القاعده متوجه شد. سپس دولت آمریکا با ارائه اسنادی این گروه را مسوول حوادث دانست و در مدت زمانی کوتاه نیروهای خود را برای حمله به افغانستان، مقر این گروه آماده نمود و با همکاری جامعه جهانی تحت عنوان مبارزه با تروریسم، توانست این کشور را به راحتی و در مدت زمانی کوتاه اشغال نماید.
به همین دلیل، هدف از انجام مطالعه پیش روی، بررسی نقش ناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه پس از 11 سپتامبر است.
واژه‌های کلیدی: تروریسم، تسلیحات هسته ای، خاورمیانه بزرگ، راهبرد آمریکا، ناتو
فصل اول:کلیات تحقیق
1-1- مقدمهسازمان پیمان آتلانتیک شمالی که به اختصار به آن ناتو می‌گویند در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم و در پی تهدید خطر شوروی سابق با هدف حفظ امنیت اعضاء به خصوص کشورهای اروپای غربی شکل گرفت پس از جنگ جهانی دوم تا پیش از سال 1991، در کنفرانس یالتا در فوریه 1945 پس از مذاکرات روزولت، استالین و چرچیل نقشه اروپا به صورت جدید کشیده شد و به شکل گیری نظام دو قطبی و تقسیم شدن جان بین دو ابرقدرت شوروی و آمریکا کشورها به عنوان آخرین راهکار ناچار بودند جذب یکی از دو قطبند. به طوری که وضع اروپا را در طول جنگ و پس از آن را به این صورت خلاصه می‌کنند:
1- ابتدا منهدم شد 2- تقسیم گردید 3- سرانجام تا دندان مسلح گردید
سرانجام به دنبال تهدیداتی که از جانب شوروی متوجه کشورهای اروپایی بود و دستیابی مسکو به سلاح‌های اتمی، بمب‌های هیدروژنی، شکل گیری پیمان ورشو، ساخت موشک‌های قاره پیما و بحران موشکی کوبا در بین سال‌های 1949، 1962 که همگی گویای وجود دشمنی خطرناک بود اروپاییان را وادار کرد که به پیمان ناتو بیش از پیش توجه کنند.
در ابتدا اروپاییان تلاش می‌کردند امنیت خویش را تضمین نمایند. پنج کشور انگلیس، فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ در مارس 1948 پیمان دفاعی بروکسل را امضا کردند. در پی مداخلات شوروی در اروپای شرقی و بی دفاع بودن اروپا در برابر ماشین نفوذی کمونیسم، لزوم حضور آمریکا برای برقراری امنیت در اروپا در پیکره یک پیمان دفاعی احساس می‌شد.
در 6 ژوئیه 1948 مذاکراتی برای امضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) با حضور آمریکا، کانادا و پنج کشور عضو پیمان بروکسل در واشنگتن آغاز و با پیوستن ایتالیا دانمارک نروژ ایسلند پرتقال در نهایت در آوریل 1949 پیمان دفاعی ناتو امضاء شد (ترکیه و یونان 1952 و آلمان 1955 به آن پیوستند).
این طور که تاکنون عنوان شده فلسفه وجودی این پیمان تا قبل از سال 1991 ایجاد کمربند امنیتی به دور دموکراسی‌های غربی و دیگری محاصره ابرقدرت کمونیسم و اقمارش بود که بعدها در چارچوب پیمان ورشو گرد آمدند.
اما مسال‌های که اکنون با آن روبرو هستیم فلسفه وجودی ناتو بعد از فروپاشی شوروی است که در این فصل سعی شده با توضیح مختصری از سازمان ناتو، اهداف و برنامه‌ها و چگونگی حیات دوباره ناتو بعد از 1991 به این مسأله پاسخ مناسب داده شود.
منطقه خاورمیانه دغدغه اصلی سیاست‌های جهان است. بیش از 20 کشور مجاور دریای مدیترانه هستند که این امر بر تنوع، پیچیدگی و حساسیت شرایط منطقه میافزاید. حضور ناتو در محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران و به خصوص در خاورمیانه از زمان آغاز «گفت‏وگوهای مدیترانه» در سال 1994 آغاز گردید؛ اما بنا به دلایل و موانع ساختاری در منطقه، بویژه اختلافات بین کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی و همچنین بین اعضای ناتو، گفت‏وگوهای مدیترانه بیشتر در سطح نظری باقی ماند (سعید و کریس 2004). با وقوع حوادث 11 سپتامبر و همکاری ناتو با آمریکا بر اساس ماده 5 اساسنامه پیمان برای حمله به افغانستان و همچنین طرح تهدیداتی جدیدی چون تروریسم و گسترش تسلیحات کشتارجمعی و موشکی در منطقه، فضا برای حضور هر چه بیشتر ناتو در محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران فراهم شد. از آن زمان تاکنون پیمان آتلانتیک شمالی با بسیاری از کشورهای همسایه جمهوری اسلامی ایران موافقت‏نامه همکاری نظامی، امنیتی و اطلاعاتی امضا نموده است.
در حال حاضر ناتو با تمامی کشورهای آسیای‏میانه و قفقاز دارای موافقت‏نامه‏های در زمینه‏های مختلف، بویژه در زمینه نظامی و امنیتی در قالب برنامه «مشارکت برای صلح» و «شورای همکاری یورو_آتلانتیک» است. به علاوه به دنبال تشکیل «ابتکار همکاری استانبول» در سال 2004 زمینه برای همکاری هر چه بیشتر ناتو با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس مهیاتر شد. در حال حاضر ناتو با تمامی اعضای این شورا همکاری‏های نظامی، امنیتی و اطلاعاتی دارد و پیش‏بینی می‏شود که بر حجم این همکاری‏ها با توجه به علاقه طرفین افزوده شود. به عنوان نمونه طی چند سال گذشته نیروهای آلمانی و فرانسوی با هدف تقویت و آماده‏سازی ارتش جدید عراق، افسران این کشور را در پادگان‏های امارات متحده عربی ‏آموزش داده‏اند. همچنین نیروهای ناتو در «پادگان رستمیه» در حوالی بغداد، وظیفه آموزش بخشی از نیروهای نظامی عراق را برعهده گرفته‏اند (سازمان همکاری استانبول 2008).
ضمن این که پیمان آتلانتیک شمالی در اجلاس لیسبون پرتغال توانست موافقت ترکیه را برای ساخت بخشی از سپر دفاع موشکی ناتو در این کشور به دست آورد. بر اساس این توافق قرار شد به جای ایجاد سپردفاع موشکی آمریکا در چک و لهستان که توسط اوباما به حالت تعلیق درآمده است، سپردفاع موشکی ناتو در ترکیه ایجاد شود. از آن زمان تاکنون مقدمات راه‏اندازی این سامانه در ترکیه ایجاد شد و این سامانه هم‏اکنون فعال شده است. این سامانه توانایی نظارت و مانیتورینگ فعالیت‏های کشورهای همسایه ترکیه به فاصله 2500 کیلومتر مربع را دارد. سامانه دفاعی ترکیه بخشی از سپر دفاع موشکی ناتو در اروپا است. قرار است تا سال 2018 سایر بخش‏های این سامانه که در کشورهای ایتالیا، اسپانیا و برخی کشورهای اروپایی شمالی است فعال و عملیاتی گردند. این سامانه به شکلی طراحی شده است که می‏تواند در حداقل زمان ممکن موشک‏های شلیک‏شده را شناسایی و در نهایت منهدم نماید.
این فصل ابتدا به تعریف مفهوم خاورمیانه پرداخته و نشان میدهد منطقه خاورمیانه بیش از آن که یک موقعیت جغرافیایی باشد بیشتر در برگیرنده مفهوم سیاسی است و این امر اهمیت استراتژیک این منطقه را از دید دنیای غرب مطرح میکند. تروریسم، فرهنگ جنگ، دخالتهای خارجی، خصومت آشکار غرب و اسلام، تسلیحات کشتار جمعی و دولتهای فاقد مقبولیت مردمی، عوامل در هم تنیده شرایط ویرانگر در منطقه قلمداد میشوند. تاکنون تلاشهای چندجانبه بین کشورهای دو طرف اقیانوس اطلس (ایالات متحده و اروپا) به منظور دفع خطرات و تهدیدات منطقه از طریق نهادهای موجود مانند: NATO، Eu، G8 و UN صورت پذیرفته است. اهمیت این اثر به لحاظ محتوایی و ساختاری در این است که تاکنون تلاش جدّی سیستماتیک در بررسی رابطه ناتو و خاورمیانه و همچنین وجوه تمایز دو قطب ناتو (ایالات متحده و متحدین اروپایی) صورت نگرفته است.
1-2- بیان مسألهتمامی 26 کشور عضو ناتو در اجلاس اخیر استانبول برگسترش مسؤولیت‌های ناتو در منطقه خاورمیانه تأکید کردند. شیفر دبیر کل ناتو پیشنهاد گفتگوهای امنیتی ناتو با کشورهای منطقه خاورمیانه را ارائه داد. ناتو ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه را کلیدی برای آرامش و ثبات در کل دنیا می‌داند. حضور چند ساله نیروهای پاسبان امنیت ناتو در افغانستان و موافقت اخیر اعضای ناتو در استانبول مبنی بر مساعدت به دولت جدید عراق از طریق آموزش نیروهای امنیتی آن کشور، می‌تواند ایفای نقش بیشتر ناتو در مسائل مختلف منطقه‌ای را به دنبال داشته باشد. اعضای اروپایی ناتو با آگاهی از سابقه حضور آمریکا در منطقه و هزینه‌های آن، ‌حضور نظامی مستقیم نیروهای ناتو در منطقه را نخواهند پذیرفت، امری که آمریکا در مورد عراق به دنبال آن بود اما با مخالفت کشورهایی چون فرانسه و آلمان روبرو شد. همکاری ناتو با کشورهای منطقه شامل آموزش‌های نظامی، تبادل اطلاعات، برگزاری مانورهای مشترک، مبارزه با باندهای قاچاق و مواد مخدر، همکاری در زمینه جرائم بین‌المللی و مبارزه با عملیات تروریستی و…می‌گردد. نگاهی که ناتو به کشورهای خاورمیانه ‌در سواحل مدیترانه دارد نگاهی ویژه می‌باشد. ناتو از 10 سال پیش گفتگوهای خود را در مورد مسائل مختلف امنیتی با 7 کشور خاورمیانه و شمال آفریقا در حوزه مدیترانه آغاز نموده است و همکاری خود را در مورد مسائل مختلف ادامه دهد.
برنامه مشارکت برای صلح که در سال 1994 مطرح شد افزایش متحدان ناتو در مجموعه کشورهای غیر غربی را دنبال می‌کرد. همکاری‌های ناتو با این برنامه ادامه دارد. اهمیت این همکاری‌ها به میزانی است که شیفر دبیر کل ناتو اعلام کرده است که با وجود اینکه کشورهای همکار ناتو از استانداردهای خوبی در زمینه‌های حقوق بشر و دموکراسی برخوردار نیستند، اما ناتو همکاری خود را در زمینه مبارزه با تروریسم با آنها ادامه می‌دهد.
”رشد و گسترش بنیادگرایی اسلامی“ و ”ضرورت مبارزه با‌ آن“، ”ضرورت مبارزه با تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی“ و ”احتمال استفاده آن سلاح‌ها از سوی برخی از دولت‌های منطقه یا سازمان‌های فراملی“ چون القاعده، دغدغه‌های اصلی ناتو برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه در آینده می‌باشد.
ناتو در آینده همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی خود را با کشورهای منطقه برای مبارزه و سرکوب ”تروریست‌های بنیادگرا“ افزایش خواهد داد. ناتو همکاری‌های خود را با دولت‌های عربی حوزه خلیج‌فارس آغاز نموده است. در کنفرانس مشترک ناتو و شورای همکاری خلیج فارس که در آوریل 2004 در دوحه برگزار شد در زمینه‌هایی چون تبادل اطلاعات، ارائه آموزش‌های نظامی و عملیات ضد تروریستی توافقاتی حاصل گردید (دهقانی 1383).
ناتو بعد از پایان جنگ سرد، با بازشناسی وظایف اصلی و سیاست‌های بلندمدت خود، ماهیت رابطه با خاورمیانه را جهت حل مسائل مناطق با اهمیت استراتژیک تغییر داد. ابزار اصلی گسترش نقش ناتو در منطقه خاورمیانه شامل دو اقدام موازی به شرح زیر است:
الف) فاز اول فرایند تغییر شکل نقش ناتو از طریق مذاکره با چند کشور جنوب خاورمیانه در همایش بروکسل در سال 1994 که به مذاکرات خاورمیانه موسوم است، آغاز شد. با توجه به آن که بزرگ‌ترین ذخایر انرژی در جهان، در منطقه خاورمیانه واقع شده از اینرو، اهمیت استراتژیک منطقه قبل از وقایع 11 سپتامبر اساساً مربوط به نیاز همیشگی غرب به گاز طبیعی و نفت بوده است.
ب) حملات 11 سپتامبر در سال 2001، منطقه خاورمیانه را به یک تهدید جهانی در برقراری صلح و امنیت بین‌الملل تبدیل کرده است. از اینرو، ناتو در همایش استانبول در سال 2004، به منظور گسترش امنیت با کشورهای خلیج فارس گام دیگری برداشت. این اقدام به ابتکار همکاری استانبول شناخته میشود.
این اقدامات بر مباحث امنیتی نرم مانند مکانیسمهای رایزنی، تبادل دانش و تخصص و آموزشهای نظامی متمرکز است. محور بحث مطالعه حاضر مطالعه و بررسی رابطه جدید ناتو و خاورمیانه است. نویسنده معتقد است به منظور ارزیابی پارامترهای این رابطه باید توجه داشت که ناتو و خاورمیانه در یک خلأ سیاسی و ژئواستراتژیک با یکدیگر ارتباط برقرار نمیکنند که بتوان رابطه آنها را از زمینه جهانی آن و اثرات شگرف ایالات متحده بر هر دوی آن‌ها تفکیک نمود (صادقیان خوری 1391).
این اقدامات بر مباحث امنیتی نرم مانند مکانیسمهای رایزنی، تبادل دانش و تخصص و آموزشهای نظامی متمرکز است. محور بحث کتاب حاضر مطالعه و بررسی رابطه جدید ناتو و خاورمیانه است. نویسنده معتقد است به منظور ارزیابی پارامترهای این رابطه باید توجه داشت که ناتو و خاورمیانه در یک خلأ سیاسی و ژئواستراتژیک با یکدیگر ارتباط برقرار نمیکنند که بتوان رابطه آنها را از زمینه جهانی آن و اثرات شگرف ایالات متحده بر هر دوی آن‌ها تفکیک نمود.
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیقناتو نمونه ‌بارزی از اتحاد دائمی و بلندمدت در حوزه امنیت دسته‌جمعی می‌باشد که در آن کشورهای خاصی با معیارهای مشخص نظامی، امنیتی و سیاسی به عضویت پذیرفته می‌شوند. در طول 11سپتامبر و براساس منشور ناتو این سازمان رویکردی نظامی امنیتی و طبعاً سیاسی داشت اما با فروپاشی شوروی، ناتو در صدد یافتن هویت و حوزه مسوولیتی جدیدی برآمد. اجلاس اخیر سران ناتو در استانبول در اواخر ژوئن 2004 از آن حیث اهمیتی دوچندان یافت که اروپا و آمریکا در صدد ترمیم روابطی برآمدند که در جریان تهاجم به عراق آسیب دیده بود. با توجه به اینکه غرب دامنه تهدیدها را از کمونیسم به تروریسم، رادیکالیسم اسلامی و خطر سلاح‌های کشتارجمعی انتقال داده است، لذا لزوم تداوم حیات ناتو در قالب گسترش حوزه جغرافیایی آن به یک ضرورت برای ناتو مبدل شده است. توجه به خاورمیانه به دلیل موقعیت ممتاز و برجسته این منطقه برای مجموعه غرب، یکی از راهبردهای آینده ناتو در نگاه فراآتلانتیکی این سازمان است. اهمیت این اثر به لحاظ محتوایی و ساختاری در این است که تاکنون تلاش جدّی سیستماتیک در بررسی رابطه ناتو و خاورمیانه و همچنین وجوه تمایز دو قطب ناتو (ایالات متحده و متحدین اروپایی) صورت نگرفته است.
1-4- مرور ادبیات و سوابق مربوطهکتاب ناتو و خاورمیانه: بستر ژئوپلتیک بعد از 11 سپتامبر، نوشته محمد مصطفی عرفی دارای یک دیباچه و پنج فصل است. نویسنده هدف خود از نگارش آن را، بررسی ماهیت و گسترش حضور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در خاورمیانه از سال 1994 به بعد عنوان کرده و بیان میکند قصد داشته تصویر روشنتری از نقش ناتو در منطقه خاورمیانه که به‌ عنوان منبع همیشگی بیثباتی، تضادهای منطقهای، تروریسم و افراط‌گرایی در دنیای غرب شناخته میشود، ارائه دهد. در مقدمه نویسنده بر نقش پیچیدگی چالشهای داخلی و به ‌طور کلی متغیر بودن محیط بینالملل در تکامل رابطه ناتو‌ـ‌خاورمیانه تأکید دارد.
ثقفی عامری (1390) مطالعه‌ای را با عنوان «ناتو در عرصه‌ای جدید: عملیات نظامی در لیبی» انجام داد. این نوشتار به بررسی عملیات نظامی سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) در لیبی و دورنمای فعالیت‌های این سازمان در آینده می‌پردازد. تداوم بحران در لیبی که در اوایل سال 2011 شروع شد سبب مداخله جامعه بین المللی برای حل این بحران گردید. شورای امنیت سازمان ملل متحد طی قطعنامه 1973 مجوز حقوقی مداخله نظامی را در جنگ داخلی لیبی از جمله برای “ناتو” فراهم نمود. امریکا از بدو امر تردید‌هائی در مورد عملیات نظامی در لیبی از خود نشان می‌داد و حتی گفته شد موافقت این کشور با مداخله نظامی ناتو فقط به منظور حفظ یک پارچگی در ناتو و جبران همراهی کشور‌های اروپائی در عملیات ناتو در افغانستان بوده است. به هر حال امریکا مایل نبود که رهبری عملیات نظامی در لیبی را عهده‌دار شود و پس از چند روز بحث در خصوص رهبری عملیات، نهایتاً امریکا، انگلستان و فرانسه توافق نمودند که رهبری این عملیات به عهده فرماندهی ناتو سپرده شود. عملیات ناتو پس از گذشت 8 ماه سرانجام با کشته شدن قذافی رهبر لیبی و در پی صدور قطعنامه 2009 شورای امنیت به پایان رسید. عملیات ناتو در لیبی پس از افغانستان، دومین عملیات خارج از قلمرو سنتی این اتحادیه نظامی در خارج از قاره اروپا محسوب می‌شود. ویژگی عملیات مزبورعدم حضور نظامیان ناتو در سرزمین مورد تهاجم یعنی لیبی است که در تاریخ عملیات نظامی ناتو بی سابقه می‌باشد. با این حال، پی امد‌های منفی عملیات نظامی مزبور از جمله کشته و زخمی شدن تعداد کثیری از اهالی بی گناه لیبی و تخریب وسیع زیر ساخت‌های ان کشور و در پی ان واکنش شدید برخی از کشورها، بشکل عامل بازدارنده‌ای جهت تکرار سناریوی لیبی در سوریه توسط ناتو درامده است.
بزرگمهری (1389) مطالعه‌ای را با عنوان «حضور ناتو در افغانستان و پالاش‌های پیشروی آن» انجام دادند. پس از 11سپتامبر، نخستین کشوری که به عنوان مأمن طالبان و گروههای حامی القاعده مورد هجوم نیروهای ائتلاف غرب به سرکردگی آمریکا قرار گرفت، افغانستان بود. پس از آن، در سال 2003، ناتو عملاً فرماندهی نیروهای بین‏المللی حاضر در افغانستان را بر عهده گرفت. این مقاله، با بررسی روند حضور نیروهای ناتو در افغانستان و ترکیب آنها و همچنین، پراکندگی جغرافیایی نیروهای هریک از اعضای ناتو در این کشور، به چالش‏های فراروی نیروهای ناتو در افغانستان می‏پردازد. این چالش‏ها را می‏توان در سه سطح ساختاری، منطقه‏ای و داخلی بررسی نمود. در سطح ساختاری، چالش‏ها عمدتاً حول محور اختلاف اعضا بر سر وظایف کشورها، تفاسیر حقوقی و ناهماهنگی میان نیروها شکل گرفته‏اند.
دهقانی (1383) مطالعه‌ای را با عنوان «راهبرد آینده ناتو در منطقه خاورمیانه» انجام دادند. نویسنده در این مطالعه به بررسی تحلیل راهبرد ناتو در خاورمیانه و چالش‌های ناتو پرداخته است. در نتیجه گیری این مطالعه آمده است: تداوم مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها، تروریسم و خطر سلاح‌های کشتار جمعی مهم‌ترین چالش‌های‌ پیش‌روی اعضای ناتو در خاورمیانه می‌باشد. اعضای اروپایی ناتو و آمریکا در قبال مسأله فلسطینی تفاوت نظر دارند. این اختلاف دیدگاه احتمال حضور قوی‌تر ناتو در حل مناقشه را کم‌رنگ می‌کند. حضور ناتو در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه نمی‌تواند در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی باشد. ناتو در آینده حضور عینی و پررنگ‌تری در منطقه خاورمیانه خواهد داشت.
رابرت (1378) مطالعه‌ای را با عنوان «پایایی ناتو پس از 11سپتامبر» انجام دادند. این مطالعه تداوم ناتو را پس از 11سپتامبر و در پی فروپاشی بزرگترین تهدیدهای رویاروی آن بررسی کرده است. نویسنده در این مطالعه ابتدا وضعیت کوتاهی از دوران 11سپتامبر و پس از 11سپتامبر ناتو را تشریح می‌کند. سپس به بیان تئوری اتحاد می‌پردازد و به دنبال آن از سه دیدگاه مختلف به بحث درمورد اتحاد می‌پردازد.
1-5- جنبه جدید و نوآوری در تحقیقآنچه در این پژوهش به عنوان جنبه‌های مجهول مسأله مد نظر است، در حقیقت نقش ناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه پس از 11سپتامبر میباشد که در حوزه علوم سیاسی، کمتر به آنها اشاره شده است. در این پژوهش با توجه به اهمیت موضوع بررسی ناتو در خاورمیانه و جدید بودن پژوهش در این زمینه، محقق قصد داشته به بررسی جامعی از موضوع نقش ناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه پس از 11سپتامبر بپردازد.
با بررسی مقالات و کتب در رابطه با موضوع این تحقیق که «نقش ناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه پس از 11سپتامبر» است، تاکنون تحقیق مشابه و با مضمون یکسان در داخل کشور صورت نگرفته است.
1-6- اهداف تحقیق1-6-1- هدف کلیبررسی نقش ناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالت متحده در منطقه خاورمیانه پس از 11سپتامبر
1-6-2- اهداف فرعیبررسی میزان تناسب تغییرات نقش ناتو با اهداف سیاست خارجی ایالات متحده
ارزیابی گسترش رابطه ناتو و خاورمیانه از 11 سپتامبر تا کنفرانس ریگا در سال 2006
بررسی نقش ناتو از کنگره بروکسل در سال 1994 تا قبل از وقایع 11 سپتامبر
1-7- سؤال تحقیقناتو در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالت متحده در منطقه خاورمیانه پس از 11سپتامبر چه نقشی را ایفا می‌کند؟
1-8- فرضیه تحقیقناتو نقش اصلی را در پیشبرد راهبردی سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه دارد.
1-10- متغیرهای تحقیقمتغیر مستقل: ناتو
متغیر وابسته: پیشبرد سیاست‌های ایالات متحده آمریکا پس از 11 سپتامبر
1-11- روش گردآوری داده‌ها
این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی صورت می‌گیرد. تحقیق توصیفی را برخی معادل تحقیق کیفی می‌گیرند؛ چرا که مشاهدات معمولاً به زبان عادی بیان می‌شود. در واقع، هدف تحقیقات توصیفی، اغلب آن است که مشاهده بر اساس چارچوب مرجع و قوانین جاری و شرایط کنونی افراد مورد بررسی انجام گیرد.
داشتن اطلاعات کافی و ارزشمند در تمام مراحل تحقیق مورد نیاز است، به عبارت دقیق تر هرنوع تحقیق علمی تنها به میزان اطلاعات جمع آوری شده مفید مربوط به موضوع، ارزش دارد. بنابراین آندسته اطلاعات که واجد ویژگیهای سه گانه زیر باشد در این تحقیق مورد نیاز و توجه ما خواهد بود.
1- اطلاعات مربوط به موضوع باشد.
2- اطلاعات دقیق باشد
3- اطلاعات به روز باشد.
فلذا ضرورت دارد به منظور صرفه جوئی در هزینه‌ها، وقت و انرژی از جمع آوری اطلاعات نامربوط، مبهم و کهنه شده (مگر در موارد ضروری مثل بررسی تاریخی، دیدگاه‌ها و…) اجتناب گردیده و عمل گزینش اطلاعات مورد نیاز از میان انبوه جمع آوری شده صورت پذیرد.
1-12- سازماندهی تحقیقاز آنجا که هر بررسی و تحقیق علمی نیاز به تعریف الفاظ و واژه‌های اختصاصی بکار برده شده در آن بررسی علمی دارد لذا فصل اول به بیان کلیات بحث و تعریف و اصطلاحاتی که در تحقیق حاضر به کار برده خواهد شد. ارتباط ناتو با سیاست‌های ایالات متحده آمریکا در 11 سپتامبر از همان زمان ذهن اندیشمندان و فلاسفه و متفکرین را به خود مشغول کرده است و از آنجا که اندیشمندان و خصوصا اندیشمندان غربی درصدد بررسی نحوه ارتباط این دو با هم هستند لذا فصل دوم تحقیق حاضر را به بررسی دستورات اندیشمندان و دیدگاه آنان و اعلامیه‌های حقوق بشر، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و حقوق مدنی کشورمان اختصاص دادیم و تحت عنوان مبانی نظری به بررسی دیدگاه‌های فوق پرداختیم. فصل سوم به بیان تعاریف و ارکان و شرایط و عناصر اختصاصی ناتو و سیاست‌های ایالات متحده اختصاص داده شد.
در فصل چهارم، آغاز فرایند تغییر شکل نقش ناتو حتی به قبل از فروپاشی شوروی اشاره دارد و از یک سازوکار امنیت جمعی جنگ سرد به یک سازمان جدید با دیدی کلنگر در امور امنیتی که توجه را به ابعاد سیاسی معطوف میکند تغییر ماهیت داده است. این فصل، ضمن ارزیابی روندهای اصلی تغییر شکل رابطه ناتو و خاورمیانه به معرفی مؤلفههای این رابطه در چارچوب مکتب لیبرال میپردازد:
الف) انعطافپذیر بودن دید کلنگر فرایند (به‌ طوری که امکان افزایش اهمیت و وزن منطقه خاورمیانه مانند وقایع 11سپتامبر امکانپذیر است).
ب) تغییر شکل ناتو از یک اتحادیه امنیتی‌ـ‌سیاسی و نظامی که دارای ابزار متعددی در منطقه است.
ج) روش‌های اصلی در رویکرد ناتو نسبت به منطقه شامل ترکیب مذاکره و ارعاب است.
در فصل پنجم، نقش ناتو از کنگره بروکسل در سال 1994 تا قبل از وقایع 11 سپتامبر مورد بررسی قرار گرفته است. فرایند مذاکره سبب ایجاد فهم مشترک شده، از اینرو از یک‌سو میتواند ابزار مفیدی در دیپلماسی بازدارنده و از سوی دیگر ابزار مهمی در اعتمادسازی بین طرفین باشد. در خلال انجام مذاکرات ناتو و برخی از کشورهای منتخب خاورمیانه میتوان گفت به قدرت برداشتهای فردی در پیشرفت مذاکرات توجه شده و بدون دخالت قدرتی برتر به صورت مثبتی تکامل یافته است. در واقع کانالی در جهت انتقال اطلاعات لازم از ناتو به شرکای مدیترانهای خود و همچنین دغدغهها و نقطه نظرات آنان به ناتو است. همچنین، این مذاکرات آغاز مؤثری در بهبود امنیت منطقهای و افزایش نفوذ در منطقه و روابط حسنه مطلوب بین ناتو و کشورهای خاورمیانه محسوب میشود.

فصل دوم:مبانی نظری و ادبیات تحقیق
2-1- مقدمهدر مورد مفهوم خاورمیانه و تعیین حدود و ثغور آن بین کارشناسان اختلاف‏نظرهای گسترده‏ای وجود دارد. بنابراین ضروری است در ابتدا تعریفی روشن از مفهوم و حدود و ثغور خاورمیانه صورت گیرد تا حوزه مطالعاتی و کشورهای که باید روابط آنها با ناتو مورد بررسی قرار گیرند، مشخص شوند. به تعبیری دیگر بررسی حضور ناتو در خاورمیانه بدون تعریف دقیق مفهوم و تعیین حد و مرز خاورمیانه امکان‏پذیر نیست. ضمن اینکه بررسی جایگاه ناتو در سیاست خاورمیانه‏ای آمریکا بدون تعیین حدود و صغور خاورمیانه بی‏معنا خواهد بود. در نتیجه در ابتدا تلاش می‏شود مفهوم خاورمیانه و حد و مرز آن مشخص شود.
واقعیت آنست که تعریف واحدی از خاورمیانه وجود ندارد. تقریباً تمامی تعاریفی که از مفهوم خاورمیانه و حدود و ثغور این منطقه صورت گرفته است، با انتقادات جدی مواجه شده است. به عنوان مثال، بسیاری از کارشناسان مخالف تعریف خاورمیانه به شکلی هستند که کشورهای حاضر در منطقه آسیای‏میانه و قفقاز را در برگیرد. در مقابل سایرین با توجه به ارتباطات گسترده این منطقه با سایر کشورهای عربی، ایران و ترکیه و به خصوص نقش تاریخ مشترک، اسلام و تروریسم، کشورهای این منطقه را بخش جدانشدنی از خاورمیانه می‏دانند. براین اساس این فصل با بررسی مفهوم خاورمیانه در روند تاریخ آغار خواهد شد، سپس اهمیت خاورمیانه در ابعاد مختلف به خصوص برای کشورهای غربی مورد ارزیابی قرار می‏گیرد؛ در نهایت در بخش آخر به شکل مفصل به بررسی جایگاه ناتو در سیاست خارجی خاورمیانه‏ای آمریکا پرداخته می‏شود.
2-2- تاریخچه ناتو2-2-1- نگاهی به شکل گیری ناتوناتو از جمله قوی ترین پیمان‌های منطقه‌ای است که با گذشت حدود 60 سال از زمان تاسیس همچنان درصحنه‌های نظامی و سیاسی حاضر است. زمینه شکل‌گیری این پیمان بر می‌گردد به بعد از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سردو شروع مبارزه‌ی فرا منطقه‌ای غرب در جلو‌گیری از نفوذ شوروی کمونیسم به دموکراسی لیبرالهای غربی و ایجاد یک سپر امنیتی برای کشورهای اروپا غربی با همکاری ایالات متحده.
با پایان جنگ جهانی دوم غرب با بحران جدیدی روبه رو شد و آن قدرت سلطه شوروی و گسترش عقاید کمونیستی در اروپا در نتیجه پیروزی شوروی بر آلمان در جنگ و ایجاد احزاب کمونیستی بود. این قدرت رو به رشد پس از جنگ هفت کشور اروپای شرقی را به سمت خود کشید و در فرانسه و ایتالیا نیز احزاب چپ نفوذ فراوانی پیدا کردند. آمریکا که بعد از جنگ به عنوان یک قدرت برتر به حساب می‌آمد برای جلوگیری از این وضعیت و گسترش آن به اروپای غربی و خاورمیانه به همرام متحد خود انگلیس به فکر ایجاد یک حصار امنیتی جهت جلوگیری از نفوذ کمونیست و شوروی در طول مرزهای خود با شوروی افتادند و ززمینه‌ی یک اتحاد منطقه‌ای را فراهم نمودند.
در واقع قدرت جنگی بالای شوروی و متحدانش تحت عنوان بلوک شرق و همینطور جریان سوسیالیسم کشورهای غربی و آمریکا را به فکر ایجاد یک سازمان نظامی مشترک برای مبارزهو دفاع جمعی در مقابل بلوک شرق انداخت.
ناتو سازمانی است که در دوران پس از جنگ جهانی دوم برای اجرای پیمان آتلانتیک شمالی در سال 1949 تشکیل شد. در سال‌های اولیه بعد از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد در ماه مارس 1948 پنج کشور انگلیس، فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ با امضای معاهد برو کسل اتحادیه دفاع جمعی را تشکیل دادند سپس آنها از کشورهای دانمارک، ایسلند، ایتالیا، نروژ، و پرتغال دعوت به پیوستن به این فرایند کردند. دو ماه بعد با پیوستن کانادا و امریکا به این جمع در 4 آوریل 1949 پیمان آتلانتیک شمالی به امضا رسید.
2-2-2- جنگ سرد؛ آغازی بر تشکیل سازمان‌های منطقه‌ای در شرق و غربجنگ سرد اصطلاحا به جنگی اطلاق می‌شود که از تنش ها، کشمکش‌ها و رقابت‌ها در روابط آمریکا و شوروری سابق و هم پیمانان آنها در طول دهه‌ی 1940 تا 1990 بوجود آمده. تنش بین اتحاد شوروی و آمریکا در سال‌های بعد از جنگ دوم جهانی افزایش یافت.
در طول این زمان رقابت بین این دو ابر قدرت در عرصه هایی از قبیل نظامی، ایدئولوژی، روانشناسی، جاسوسی، ورزش، صنعت و توسعه تکنولوژی ادامه داشت. نتیجه این رقابت‌ها مسابقات تسلیحاتی، فضایی، هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیر مستقیم در این سال‌ها بود.
به دلیل برخورداری هر دو قطب از سلاح‌های اتمی و هسته‌ای در طول این مدت درگیری نظامی مستقیم بین دو طرف رخ نداد اما درگیری بین این دو بلوک و هم پیمانان‌شان در طول این مدت و گسترش آن حتی در آسیای شرقی و خاور میانه که در نهایت منجر به شکل گیری پیمانهای منطقه‌ای در سطح همکاری‌های نظامی، سیاسی، اقتصادی و … شد، از دستاوردهای جنگ سرد است.
در نهایت در انتهای دهه‌ی 1980 و با دیدارهای مقامات عالی رتبه که به وسیله آخرین رهبر شوروی میخائیل گورباچوف ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاح سی وی، جنگ سرد پایان یافت.
2-2-3- پیمان دفاع جمعی بروکسل، مقدمه تشکیل سازمان ناتوسازمان پیمان بروکسل در واکنش به توسعه طلبی‌های شوروی در کشورهای اروپا شرقی و مرکزی در ماه مارس سال ۱۹۴۸ توسط پنج کشور انگلیس، فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ با امضای معاهده بروکسل اتحادیه دفاع جمعی را تشکیل دادن. این دولت‌ها پیمان بستند که اگر به یکی از آنها حمله مسلحانه شود با تمام قدرت به دفاع از یکدیگر برخیزند. 7 سال بعد ایتالیا و آلمان غربی نیز به این معاهده پیوستند و نام آن به اتحادیه اروپای غربی تغییر یافت. این قرارداد اگرچه تا به حال فعالیت خاصی نداشته و در سایه اروپای متحد و قراردادهای دیگر محو شده است ولی پایه اصلی تاسیس سازمان پیمان آتلانتیک شمالی شد
در 18مارس 1949 کشورهای بلژیک، فرانسه، لوکزامبورگ، هلند، انگلستان، کانادا، دانمارک، ایسلند، ایتالیا، نروژ، پرتغال و آمریکا مقدمات تشکیل یک سازمان نظامی بزرگ که نام آن را از اقیانوس بین این کشورها گرفته بودند فراهم ساختند. و در 24 اوت با امضای ترومن رئیس جمهور آمریکا این پیمان رسمیت یافت. 5 ماه بعد ناتو عملا آغاز به کار کرد و 3 ماه بعد از آن در شهر لاهه طرح مقابله با گسترش شوروی تصویب شد. در 1955 شوروی و بلوک شرق در مقابله با ناتو، پیمان ورشو را بین خود منعقد کردند تا یک سر فرماندهی نظامی مشترک برای نیروهای نظامی خود تعیین کنند. از مقایسه میان دو پیمان استنباط می‌شود که اعضای ناتو برای مقابله با شرق به یکدیگر پیوستند تا نیروی بیشتری پیدا کنند ولی اعضای ورشو برای مقابله با غرب به زیر چتر حمایت شوروی پناه بردند. در سال 1988 گورباچف پایان جنگ سرد و بی‌اثر شدن ورشو را اعلام کرد و در سال 1991 انحلال این پیمان اعلام شد.
2-2-4- تشکیل ناتوناتو واژه مخفف عبارت انگلیسی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی است که در حال حاضر 28 کشور از آمریکا و اروپا عضو آن هستند و تعداد دیگری از کشورها نیز در انتظار عضویت در این سازمان نظامی منطقه‌ای هستند. اعضای ناتو عبارتند از:
آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا، کانادا، هلند، بلژیک، ترکیه، پرتغال، بلغارستان، آلبانی، ایسلند، اسلوونی، لهستان، لوگزامبورگ، لتونی، کرواسی، اسلواکی، رومانی،استونی، دانمارک، اسپانیا، جمهوری چک، مجارستان، نروژ، لیتوانی، یونان.
پس از آنکه در ماهمارس 1948 پنج کشور انگلیس، فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ با امضای معاهده‌ی بروکسل اتحادیه دفاع جمعی را در واکنش به توسعه طلبی‌های شوروی سابق در کشورهای اروپای شرقی تصویب کردند، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که به نام ناتو شهرت یافته است در 4 آوریل 1949 در واشنگتن با مشارکت 12 کشور ایالات متحده امریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ، ایسلند و پرتغال به امضا رسید و پا به عرصه وجود نهاد. در واقع این پیمانم صورت تکمیل شده‌ی پیمان بروکسل بود.
ترکیه و یونان در سال 1952 و آلمان غربی در 1956 به این پیمان پیوستند و با پیوستن اسپانیا به این سازمان تعداد اعضا به 16 کشور رسید.
این پیمان دو دولت آمریکای شمالی را به اروپا غربی پیوند می‌دهد. به موجب ماده‌ی پنجم این پیمان که در واقع روح این پیمان است، پیمان حمله به هر یک از دولت‌های عضو را حمله به تمام اعضا میداند و اگر به کشوری حمله مسلحانه شود هر یک از کشورهای دیگر ” با هر عملی که لازم بدانند” به آن کشور کمک خواهند کرد.
همانطور که گفته شد این پیمان در مقابل شوروی و کشورهای بلوک شرق بسته شد و البته در برابر آن پیمان ورشو قرار دارد که همانن این اتحادی برای کشورهای بلوک شرقی است. این پیمان از نوع پیمانهای منطقه‌ای شمرده شده است که منشور ملل متحد تشکیل آنها را مجاز دانسته. با این پیمان اگر چه آمریکا به دفاع از اروپاییان گردن نهاده است اما ماده پنجم آن تضمین می‌کند ورود به جنگ خود به خود ( اتوماتیک) نیست، و کنگره آمریکا می‌تواند تصمیم بگیرد که در آن کشور وارد جنگ بشود یا خیر!
فلسفه وجودی این پیمان نظامی ایجاد کمربند امنیتی به دور دموکراسی‌های غربی و نیز محاصره کمونیسم و اقمار آن بود. سازمان ناتو یکی از سه حلقه نظامی بلوک غرب برای محاصرۀ بلوک شرق بود، اما دو حلقه دیگر آن یعنی سازمان سنتوو سیتو اکنون از میان رفته است. در واقع این پیمان مرحله سوم استراتژی بزرگ غرب بعد از طرح مارشال و مسابقه تسلیحاتی با شرق یا جنگ سرد بود که به رهبری آمریکا اجرا می‌شد.
2-2-5- تصویب پیمانپیمان ناتو سرانجام در 4 آوریل 1949 در 14 ماده تنظیم و از 24 آگست همان سال لازم الاجرا شد. قلب پیمان ماده 5 آن است که در آن کشورهای امضا کننده توافق کرده‌اند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله با آن برخیزند.
طبق ماده ۹ پیمان آتلانتیک شمالی برای سازمان ناتو یک ساختار متمرکز متشکل از نهادهای نظامی و مدنی در نظر گرفته شده است. در رأس ناتو شورای آتلانتیک شمالی متشکل از وزرای کشورهای عضو قرار دارد که حداقل هر دو سال یک بار تشکیل جلسه می‌دهد. این شورا بالاترین مرجع تصمیم گیری در پیمان ناتو است و تصمیمات آن به اتفاق آرا اتخاذ می‌شود
مادهی 6 پیمان آتلانتیک شمالی حدود فعالیت این پیمان را چنین معین کرده است؛ سرزمین کشورهای عضو، جزیره‌های‌ منطقهی آتلانتیک شمالی در شمال مدار رأس السرطان، دریای مدیترانه و مناطقی از اروپا که کشورهای عضو در آن مستقر بودند.
طبق مادهی ۹ پیمان آتلانتیک شمالی برای سازمان ناتو یک ساختار متمرکز متشکل از نهادهای نظامی و مدنی در نظر گرفته شده است. در رأس ناتو، شورای آتلانتیک شمالی متشکل از وزرای کشورهای عضو قرار دارد که حداقل هر دو سال یک‌بار تشکیل جلسه می‌دهد. این شورا بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در پیمان ناتو است و تصمیمات آن به اتفاق آرا اتخاذ می‌شود.
2-2-6- گسترش ناتو به شرقپس از جنگ جهانی دوم، ساختار نظام بین الملل از نظامی چند قطبی به نظامی دو قطبی تغییر شکل یافت، تشکیل سازمان ناتو؛ معلول همین تغییر در ساختار نظام بین الملل بود. محور و اساس شکل گیری این پیمان، ضدیت با شوروی و به طور کلی جهان کمونیسم بود. با فروپاشی شوروی و منحل شدن پیمان ورشو که در مقابل این پیمان شکل گرفته بود؛ ناتو علی رغم پیش بینی‌ها نه تنها منحل نشد بلکه توسعه جغرافیایی و مأموریتی نیز پیدا کرد و در حال حاضر در حال گسترش حوزه نفوذ خود به کشورهای بلوک شرق بوده است. کشورهای اروپایی مهم‌ترین هدف گسترش ناتو را کسب امنیت برای خود تلقی می‌کنند. آن روسیه را به عنوان وارث شوروی همچنان برای خود خطرناک می‌بینند و با گسترش ناتو به حیطه سنتی نفوذ روسیه در صدد هرچه محدود ساختن این کشور می‌باشند. پس از تامین امنیت، دستیابی به منابع اقتصادی مهم‌ترین هدف گسترش ناتو را تشکیل می‌دهد که از حدود سال 1990 و همزمان با اهمیت یافتن مسائل اقتصادی مورد توجه قرار گرفت. مناطقی که در حال حاضر اعضای ناتو، خصوصا آمریکا توجه خود را به آن متمرکز کرده‌اند عبارتند از: اروپای شرقی که روسیه آن را حوزه نفوذ خود می‌داند؛ خاورمیانه و قسمت اعظم آفریقا که طی سالیان اخیر مناطق غیرقابل پیش بینی و آبستن حوادث بسیار بوده‌اند. آسیای مرکزی و قفقاز دیگر منطقه‌ای است که ناتو به دلایل متعدد، خصوصا بحث اقتصاد و انرژی علاقه مند حضور در ان است که بعد از وقوع حوادث 11 سپتامبر با حضور نظامی آمریکا در افغانستان این نفوذ ماموس تر شد. به دنبال این حوادث ناتو تروریسم و بنیادگرایی اسلامی را خطری علیه امنیت جهانی و منافع ملی کشورهای عضو به حساب می‌آورد. این حادثه نقطه عطفی در رویکرد جدید امنیتی و دفاعی ناتو بود تا بدین وسیله برای نخستین بار در محدوده‌ای خارج از قلمرو سنتی خود (قاره اروپا) مداخله کند و به ایفای نقش بپردازد.
از منظر استراتژیک امریکا پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد قصد پیشروی ناتو به سوی شرق را داشته است. این اقدام می‌تواند در آینده فشارهای نظامی، امنیتی و روانی بیشتری بر دو رقیب قدرتمند آمریکا، یعنی روسیه و چین وارد کند (اسدی 1381، 56). از طرف دیگر برخی کشورهای چین، ایران و خصوصا روسیه حضور آمریکا و ناتو را در افغانستان برای خود خطرناک می‌بینند.
بدون شک حادثه 11 سپتامبر، و حضور آمریکا در افغانستان موجب شد تا تروریسم به عنوان مهم‌ترین و کارآمدترین ابزار مداخله جویی در راستای احیا و نهادینه کردن هژمونی ایالات متحده مورد استفاده قرار گیرد. ناتو به عنوان نهادی ارزشمند برای آمریکا، نقش تعیین کننده‌ای در تثبیت هژمونی این کشور و تداوم نفوذش در اروپا دارد و همچنین ابزار لازم را برای تاثیرگذاری در تحولات منطقه‌ای و جهانی در اختیار آمریکا قرار می‌دهد (امینیان 1384، 50-45). در نتیجۀ حوائث 11 سپتامبر و حمایت ناتو از آمریکا در حمله به افغانستان؛ ایالات متحده توانست ضمن پویاتر ساختن این سازمان در گسترش هرچه بیبشتر به شرق خصوصا در محدوده نفوذ رقبایش از آن در جهت اهداف هژمونی گرانه خویش بهره ببرد.
2-3- تحول مفهوم خاورمیانه
در مورد مفهوم «خاورمیانه همچون سایر مفاهیم و عبارات علوم انسانی برداشت روشنی وجود ندارد. در واقع تعاریف متفاوتی از مفهوم خاورمیانه صورت گرفته است. در برخی تعاریف که کلاسیک‏تر هستند، عمدتاً به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که در حاشیه غربی دریای مدیترانه قرار دارند، کشورهای خاورمیانه‏ای گفته می‏شود. به عبارت دیگر در اینجا منظور از خاورمیانه بیشتر همان «خاورمیانه‏ عربی» است که تا قبل از جنگ جهانی دوم و ظهور جنگ سرد کاربرد داشت. با گذشت زمان و افزایش ارتباطات بین کشورها، کم‏کم دایره کشورهای حاضر در خاورمیانه گسترش پیدا کرد. در دوران جنگ سرد منظور از کشورهای خاورمیانه بیشتر کشورهای عربی مستقر در حدفاصل دریای مدیترانه تا خلیج فارس به اضافه ایران و ترکیه بود. در واقع فضای ایجادشده ناشی از جنگ سرد باعث شد که ایران و ترکیه نیز به دایره کشورهای خاورمیانه اضافه شوند؛ هرچند برخی حتی پیش از این ایران و ترکیه را بخش مهمی از خاورمیانه می‏دانستند. در دهه نود و به خصوص در دهه جاری، باز مفهوم خاورمیانه مورد بازبینی قرار گرفت و بخشی از کشورهای شمال آفریقا، پاکستان و افغانستان نیز به دایره کشورهای خاورمیانه پیوستند (اورفی 2011، 35).
بنابراین پایان جنگ سرد و نظام دوقطبی از جمله تحولات دیگری بود که باعث تغییر در مفهوم خاورمیانه شد. از جمله اینکه به دنبال فروپاشی شوروی کشورهای مسلمان آسیایی ‏میانه و قفقاز از آن جدا شدند و با توجه به پیشینه اسلامی و ارتباطات قومی و فرهنگی با کشورهای خاورمیانه به خصوص ایران و ترکیه به خاورمیانه جدیدی شکل دادند. پایان جنگ سرد و نبرد ایدئولوژیک شرق و غرب باعث افزایش فضای همکاری بین کشورهای منطقه و خروج آن از زیر فشار نظام ‏بین‏الملل شد. به عبارت دیگر پایان جنگ سرد فضای جدیدی را برای مناطق مختلف به خصوص منطقه خاورمیانه مهیا نمود تا به تعاملات جدیدی شکل دهند. در نتیجه این تحولات، برخی از کارشناسان از خاورمیانه‏ای صحبت کردند که علاوه بر تمامی کشورهای عربی شمال آفریقا، اردن، سوریه، لبنان، رژیم صهیونیستی، قطر، عراق، کویت، امارات، عمان، بحرین، عربستان، ایران، ترکیه، افغانستان، پاکستان و کشورهای آسیایی‏میانه و قفقاز را شامل می‏شد.
البته هنوز اختلافات فراوانی بین کارشناسان در زمینه تعریف دقیق حد و مرز خاورمیانه وجود دارد. به عنوان مثال، برخی با رد مفهوم خاورمیانه بزرگ معتقدند که خاورمیانه در برگیرنده کشورهای است که در حد فاصل بین حاشیه جنوبی و غربی دریای مدیترانه تا جزیره‏العرب قرار گرفته‏اند. بر اساس این تعریف کشورهای که در حد فاصل مراکش تا عمان قرار گرفته‏اند به اضافه ایران و ترکیه کشورهای خاورمیانه محسوب می‏شوند. در نتیجه بر اساس این تعریف پاکستان، افغانستان و کشورهای آسیای میانه و قفقاز خارج از حوزه منطقه خاورمیانه قرار دارند. این در شرایطی است که بسیاری دیگر از محققان مسائل پاکستان، افغانستان و کشورهایی کشورهای آسیای‏میانه و قفقاز را کاملاً مرتبط با سایر کشورهای اسلامی مستقر در خاورمیانه می‏دانند. این کارشناسان از مسأله اسلام‏گرایی و تروریسم به عنوان مهم‌ترین عامل ارتباط بین کشورهای عربی با پاکستان، افغانستان و کشورهای آسیای‏میانه و قفقاز یاد می‏کنند (هانسن 2000، 210).
در مقابل برخی دیگر از کارشناسان معتقدند که تعبیر کلاسیک از خاورمیانه که بیشتر شامل کشورهای عربی می‏شد، دیگر کاربردی ندارد و باید تعریف جدیدتری از خاورمیانه ارائه نمود. «هانسن» بر این باور است که امروزه ارتباط گسترده‏ای بین کشورهای آسیایی ‏میانه، فققاز و همچنین پاکستان و افغانستان با سایر کشورهای عربی و اسلامی وجود دارد. به باور وی اسلام، بنیادگرایی و تروریسم تمامی این کشورها را به هم مرتبط نموده است؛ در نتیجه منطقه خاورمیانه را باید به شکلی تعریف نمود که تمامی این کشورها را در خود جای دهد. بر اساس تعریف هنسن خاورمیانه بزرگ شامل پاکستان، افغانستان، کشورهای آسیای‏میانه و قفقاز، کشورهای مستقر در شمال آفریقا به اضافه کشورهای عربی در حد فاصل بین حاشیه‏های شرقی دریای مدیترانه تا دریای عمان است (هانسن 2000، 12-11). همان‏طور که گفته شد، علت ارتباط این کشورها با هم نیز به مسلمان بودن اکثر آنها، ارتباطات قومی و مذهبی، داشتن سابقه تاریخی تقریباً مشابه، داشتن شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مشابه و وجود حجم گسترده‏ای نفت و گاز است.
برخی دیگر از کارشناسان تلاش داشته‏اند تا مفهوم خاورمیانه را با اختلافات و درگیری‏ها تعریف کنند. به عنوان مثال «هوبل» و «کیم» بر این باور هستند که منطقه خاورمیانه منطقه‏ای است که عمدتاً در آن درگیری به جای صلح وجود دارد. به باور آنها خاورمیانه شامل اختلافاتی است که بین اعراب و رژیم صهیونیستی، بین ایران و کشورهای عربی، اختلافات بین کشورهای آسیای ‏میانه و قفقاز و همچنین اختلافات هند و پاکستان وجود دارد. بر اساس این تعریف خاورمیانه شامل تمامی کشورهای عربی، ایران، ترکیه، تمامی کشورهای آسیایی‏میانه و قفقاز به اضافه پاکستان و افغانستان است که همگی به شکلی درگیر اختلافات با همدیگر هستند (هوبل و کیم 2005، 14). همان‏طور که آشکار است هوبل و کیم خاورمیانه را مانند هنسن به گونه‏ای تعریف می‏کنند که ایران در قلب آن قرار می‏گیرد و پاکستان، افغانستان و کشورهای آسیای ‏میانه و قفقاز به آن اضافه می‏شوند.
با توجه به مجموعه این تعاریف، امروز مفهوم خاورمیانه تغییراتی اساسی نموده است و دیگر نمی‏توان از مفهوم کلاسیک خاورمیانه استفاده کرد. واقعیت آنست که در دنیانی کنونی به خصوص به علت نقش برجسته اسلام، ارتباطات گسترده‏ای بین مسائل کشورهای آسیایی‏میانه و قفقاز، پاکستان، افغانستان و همچنین کشورهای شمال آفریقا با کشورهای عربی و اسلامی وجود دارد. بنابراین منطقی‏تر آنست که همه این کشورها را ذیل عنوان خاورمیانه یا خاورمیانه بزرگ قرار دارد تا با نگاهی کلان‏تر و در عین حال دقیق‏تر و شکل علمی‏تری بتوان مسائل و مشکلات آنها را تبیین نمود. از هنگام پیدایش تمدن‌های بشری تاکنون، روابط میان جوامع مختلف در دوره‌های گوناگون، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است. این دگرگونی‌ها دامنه گسترده‌ای –از عصر انزواطلبی تا دوران اتحادها- را در بر می‌گیرد و کلیت روند تکاملی آن، به سوی همگرایی بیشتر این جوامع میل داشته است. هر چند تمدن‌ها در گذشته، در انزوای از یکدیگر به سر می‌بردند و غالبا از برقراری ارتباط با بیگانگان و کسانی که اغلب به چشم «وحشی» و «بربر» به آنها می‌نگریستند، اکراه داشتند، اما به مرور زمان و به دنبال پایان دوره امپراطوری‌ها و شکل گیری واحدهای سیاسی مستقل، میل به همگرایی در عرصه‌های مختلف میان زمامداران این واحدها گسترش یافت. درواقع، همزمانی نسبی وقوع انقلاب صنعتی و گسترش نظام سرمایه داری که بر پیوند میان سرمایه، صنعت و بازار تاکید داشت و از ویژگی‌های مهم آن، سیال بودن این سه عنصر کلیدی بود، موجب شد که به تدریج مرزهای سیاسی نوپدید در نور دیده شده و گاه تخاصم‌های سیاسی تحت تاثیر تفاهم‌های اقتصادی قرار گیرند.
به علاوه تداوم رقابت‌ها و تمایل به کسب برتری میان دولت –ملت‌های جدید، چالش جدی در پیش روی زمامداران ایجاد کرده بود. آنان همزمان شاهد دو روند متعارض بودند: از سویی شکل گیری این واحدهای سیاسی جدید، بر میزان اقتدار و توانمندی حاکمیت‌های ملی افزود، از سوی دیگر توسعه و تکامل حقوق بین الملل منجر به ارائه تعریفی دقیق تر از مفاهیمی همچون صلاحیت سرزمینی، حاکمیت و استقلال شده بود (ژربه 1373، 41) و از سوی دیگر، کاهش توان نظامی این سرزمین‌های جدا شده و یا باقی مانده از امپراطوری‌های بزرگ، آنان را ملزم می‌ساخت تا برای جبران ضعف‌های خود، به همکاری و برقراری ائتلاف با سایر کشورها روی آورند.
بنابراین، دولتها آموختند که در عصر جدید برای کسب، حفظ و افزایش قدرت و تامین منافع و امنیت ملی خود، به تشکیل کنفرانس‌ها و تامین سازمان‌ها و اتحادیه‌های نظامی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن روی آورند و بخشی از قدرت خود را به این نهادها واگذار کنند.
2-3-1- اهمیت خاورمیانه برای کشورهای عضو ناتومهم‌ترین دلیل اهمیت خاورمیانه به ویژه منطقه خلیج‏فارس برای کشورهای عضو ناتو به موقعیت راهبردی و وجود منابع غنی نفت و گاز آن برمی‌گردد. بر اساس آخرین آمارهای سال 2011، منطقه خاورمیانه بیش از 56. 6 درصد نفت جهان را در خود جای داده است (به جدول 2-1 مراجعه شود) (نقد و بررسی آماری انرژی جهان 2011). ضمن اینکه دومین ذخایر بزرگ جهان نیز در آسیای‏میانه و قفقاز قرار دارد؛ به شکلی که برخی از کارشناسان از وجود «بیضی استراتژیک انرژی» در این منطقه صحبت نموده‏اند. جالب آنکه ایران دقیقاً در میان این دو حوزه مهم و حیاتی قرار دارد و به همین دلیل جایگاه مهم‏تری در معدلات آینده جهانی خواهد داشت. به علاوه بعد از روسیه مقام‏های بعدی مهم‌ترین دارندگان گاز جهان به کشورهای منطقه خلیج‏فارس اختصاص دارد. بنابراین منطقه خاورمیانه و به خصوص خلیج فارس و همچنین حوزه‏های انرژی دریای خزر، با توجه به منابع عظیم نفت و گاز، محور انرژی جهان محسوب می‏شوند که کشورهای جهان به شدت به آن وابسته هستند و در آینده وابسته‏تر خواهند بود.
جدول 2-1- ذخایر نفت کشورهای خاورمیانهکشور ذخایر اثبات شده به میلیارد بشکه درصدجهانی
عربستان 264 19.8
ایران 137 10.3
عراق 115 8.6
امارات متحده عربی 97 7.3
کویت 101.5 7.6
قطر 26.8 2
عمان 5.6 0.4
یمن 2.7 0.2
سوریه 2.5 0.2
بقیه 0.1 –
جمع 754.2 56.6
(نقد و بررسی آماری انرژی جهان 2011)
جدول 2-2- ذخایر نفت حوزه دریای خزرکشور ذخایر اثبات شده به میلیارد بشکه درصد جهانی
روسیه 74.2 5.5
قزاقستان 39.8 3.0
آذربایجان 7 0.5
ازبکستان 0.6 –
ترکمنستان 0.6 –
بقیه 2.2 0.2
جمع 122.4 11.393
(نقد و بررسی آماری انرژی جهان 2011)
از طرف دیگر، کشورهای عضو ناتو مهم‌ترین واردکنندگان انرژی جهان هستند. به عنوان مثال، آمریکا بزرگترین مصرف‏کننده و واردکننده نفت جهان است. این کشور روزانه 20 میلیون بشکه نفت مصرف می‏کند که تولید داخلی صرفاً پاسخ‏گوی 40 درصد آنست. همچنین این کشور روزانه 10 تا 13 میلیون بشکه واردات نفت دارد. ضمن این که در آینده به وابستگی آمریکا به منطقه خاورمیانه با توجه به پایان ذخایر سایر مناطق افزوده خواهد شد (وزارت انرژی ایالات متحده 2006). وضعیت کشورهای دیگر عضو ناتو نیز کم وبیش مانند آمریکا است؛ بنابراین کشورهای عضو ناتو به شدت به نفت و گاز خلیج ‏فارس وابسته هستند. همان‏طور که اطلاعات جدول زیر نشان می‏دهد، کشورهای عضو ناتو مانند آمریکا، آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا جزو 10 کشور بزرگ واردکننده نفت جهان هستند. در نتیجه این شرایط، بسیاری از کارشناسان غربی بر این باور هستند که ناتو بهترین سازوکار ایجاد امنیت انرژی در سطح جهان و بویژه در منطقه بی‏ثبات خلیج‏فارس است. به هر حال طرفداران گسترش نقش ناتو در زمینه امنیت انرژی معتقدند با توجه به وابستگی کشورهای عضو به نفت و گاز و مسأله پیچیده امنیت انرژی، ناتو می‏تواند بهترین سازوکار سیاسی و نظامی در این حوزه باشد (گالیس 2007، 7-5).
جدول 3-3- مهم‌ترین واردکنندگان نفت در سال 2011رتبه کشور میزان واردات(میلیون بشکه)
1 آمریکا 11
2 ژاپن 4.6
3 چین 3.9
4 آلمان 2.4
5 کره جنوبی 2.1
6 هند 2.1
7 فرانسه 1.9
8 اسپانیا 1.5
9 ایتالیا 1.5
10 تایوان 0.9
(چشم انداز انرژی کوتاه مدت 2011)
علاوه بر مسأله بنیادین انرژی، مسائل دیگری چون تروریسم و گسترش تسلیحات کشتارجمعی، «دولت‏های شکست‏خورده»، مهاجرت و درگیری‏های بین و درون کشوری از دیگر موارد اهمیت خاورمیانه بزرگ برای کشورهای عضو ناتو محسوب می‏شوند. در تمامی این موارد کشورهای اروپایی و آمریکا دارای منافع روشنی هستند. کشورهای اروپایی و آمریکا دارای منافع روشنی برای جلوگیری از هسته‏ای ‏شدن ایران، مبارزه با تروریسم در عراق و افغانستان و ایجاد فرایند «ملت_دولت‏سازی» در این دو کشور هستند که تمامی این موارد نیازمند افزایش نقش و نفوذ ناتو در منطقه است.
برای تبین بیشتر این موضوع باید به تغییر نوع نگاه و رویکرد کشورهای غربی نسبت به کشورهای خاورمیانه اشاره نمود. کشورهای غربی در عرصه جهانی متوجه این موضوع شده‏اند که دیگر مانند گذشته نمی‏توانند نسبت به مشکلات کشورهای در حال توسعه به خصوص در مناطق حساسی چون خاورمیانه بی‏تفاوت بمانند. در دنیای جدید تکنولوژی این قدرت را در اختیار شهروندان کشورهای در حال توسعه قرار داده است، تا به عنوان یک مهاجر یا تروریست وارد کشورهای غربی شوند و امنیت آنها را در ابعاد مختلف با تهدید مواجه سازند. این همان وضعیتی است که کارشناسان کشورهای غربی نسبت به آن به شدت هشدار داده‏اند و بروز حوادث 11 سپتامبر در آمریکا و گسترش مهاجرت به اروپا به خوبی وخامت آن را نشان می‏دهد. در نتیجه این تحولات کشورهای غربی به این نتیجه رسیده‏‏اند که باید نسبت به مشکلات سایر مناطق، به خصوص منطقه خاورمیانه که در نزدیکی اروپا قرار دارد و دارای بخش مهمی از انرژی جهان است حساس‏تر باشند. طرح خاورمیانه بزرگتر بوش و همچنین طرح‏های کشورهای اروپایی برای انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی در کشورهای خاورمیانه که با هدف ریشه‏کن کردن زمینه‏های نارضایتی و تروریسم ارائه شدند، در همین راستا قابل تجزیه و تحلیل هستند (هس 2002).
از طرف دیگر مسأله گسترش تسلیحات کشتارجمعی یکی دیگر از موارد اهمیت خاورمیانه برای کشورهای غربی و در نتیجه ایجاد انگیزه برای ورود هر چه بیشتر ناتو به منطقه است. در حال حاضر در میان کشورهای خاورمیانه فقط رژیم صهیونیستی دارای تسلیحات هسته‏ای است؛ با این وجود کشورهای غربی مدعی هستند که جمهوری اسلامی ایران دارای انگیزه کافی و توانایی لازم برای ساخت تسلیحات غیرمتعارف است. به باور آنها در صورت موفقیت جمهوری اسلامی ایران، روند گسترش تسلیحات غیرمتعارف در منطقه سرعت خواهد گرفت. گسترش تسلیحات نامتعارف در خاورمیانه یکی از مواردی است که کشورهای غربی نگرانی‏های فراوانی در مورد آن دارند. در واقع کشورهای غربی به هیچ عنوان علاقه ندارند که کشورهای خارج از حوزه غرب به توانایی هسته‏ای دست یابند. به باور آنها دسترسی کشورهای خاورمیانه به تسلیحات هسته‏ای، با توجه به ارتباط نزدیکی که با تروریست‏ها دارند، خطر حملات تروریستی با تسلیحات کشتارجمعی را به وجود خواهد آورد. در نتیجه کشورهای عضو ناتو به خصوص آمریکا یکی از دلایل اهمیت خاورمیانه و در نتیجه ورود ناتو به منطقه را مقابله با کشورهای می‏دانند که به دنبال ساخت تسلیحات غیرمتعارف هستند (اورفی 2011، 42-39).
جدول 2-4- وضعیت حقوقی برنامه هسته‏ای برخی از کشورهای خاورمیانهکشور عضویت در NPT عضویت در پروتکل الحاقی عضویت در پروتکل کمیت اندک پذیرش الگوی هسته‏ای آمریکا
عربستان + – + +
امارات + + + +
قطر + – + +
کویت + + + +
بحرین + + + +
عمان + – + –
عراق + + – –
اردن + + + –
مصر + – – –
سوریه + – – –
ترکیه + + – –
رژیم صهیونیستی – – – –
در نهایت باید به مسأله دولت‏های شکست‏خورده در خاورمیانه اشاره نمود که ارتباط وثیقی بین این پدیده و دو مشکل دیگر یعنی تروریسم و مسأله مهاجرت وجود دارد. اصولاً در خاورمیانه بیشتر کشورها فرایند «ملت‏سازی» و «دولت‏سازی» را به شکل کامل طی نکرده‏اند و بسیاری از کشورهای خاورمیانه با مشکلات و بحران‏های گسترده‏ای چون بحران مشروعیت و نفوذ مواجه شده‏اند و در شرف تبدیل به کشورهای شکست‏خورده هستند. به عنوان نمونه در حال حاضر افغانستان، پاکستان، یمن و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه به عنوان کشورهای شکست‏خورده یا در حال فروپاشی محسوب می‏شوند و در مورد سایر کشورها نیز کم‏وبیش این شرایط وجود دارد.
کشورهای غربی وضعیت کنونی منطقه را عاملی برای تشدید مهاجرت، تروریسم و بنیادگرایی می‏دانند که هر کدام از آنها تهدیدی جدی برای کشورهای غربی به خصوص کشورهای اروپایی محسوب می‏شود. ضمن اینکه این شرایط با توجه به مسأله بنیادین امنیت انرژی و با عنایت به وابستگی کشورهای غربی به خاورمیانه و همچنین وجود تسلیحات غیرمتعارف در برخی از کشورهای منطقه، باعث بغرنج‏تر شدن اوضاع شده است. به عنوان نمونه یکی از نگرانی‏های آمریکا در مورد پاکستان فروپاشی این کشور و خطر افتادن تسلیحات هسته‏ای به دست نیروهای طالبان و القاعده و به کاربردن آن علیه کشورهای غربی و یا تاسیسات نفتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس است (ترابی 1389، 14-13). در نتیجه کشورهای غربی نگرانی‏های گسترده‏ای نسبت به وضعیت سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه دارند و حضور ناتو را عاملی برای کنترل بیشتر روندهای سیاسی و نظامی منطقه ارزیابی می‏کنند.
از طرف دیگر در درون ناتو نیز تحولاتی شکل گرفته است که باعث توجه بیشتر این پیمان به خاورمیانه بزرگ شده است. از جمله این‏ که کشورهای عضو بیش از گذشته اهمیت منطقه خاورمیانه را درک نموده‏اند و بخش مهمی از اختلافات خود در این زمینه را کنار گذاشته‏اند. لازم به اشاره است که پس از پایان جنگ سرد بسیاری از کشورهای اروپایی چون فرانسه و حتی بعضی از دولت‏مردان آمریکایی نیاز چندانی برای همکاری امنیتی و نظامی در قالب ناتو نمی‏دیدند. تحت این شرایط، کشورهای اروپایی ناتو را به چشم پیمانی برای نفوذ آمریکا در اروپا می‏دیدند که فلسفه وجودی آن از بین رفته است. در مقابل دولت آمریکا مقاومت برخی از کشورهای اروپایی برای گسترش نقش ناتو را به عنوان مانعی برای تامین منافع امنیتی و سیاسی کشورشان مورد ارزیابی قرار می‏دادند. با این وجود با تحولات شکل‏گرفته پس از 11 سپتامبر، یک بار دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا اهمیت همکاری نظامی و سیاسی در قالب ناتو را کاملاً درک نمودند. از جمله مهم‌ترین دلیل این درک مشترک بروز تهدیدات جدید علیه منافع غرب بویژه در منطقه خاورمیانه بوده است. همان‏طور که گفته شد، به دنبال حوادث 11 سپتامبر کشورهای غربی متوجه این امر شدند که دیگر مانند گذشته نمی‏توانند از مشکلات سایر مناطق در امان باشند و بهتر است با همکاری هم شرایط را برای بهبود وضعیت سیاسی، اقتصادی و امنیتی سایر مناطق مهیا سازند.
ضمن این که کشورهای اروپایی هرچند تلاش دارند استقلال امنیتی خود را به دست آورند، اما تمایل ندارند هزینه آن را بپذیرند؛ در مقابل بودجه نظامی آمریکا بیش از تمامی کشورهای اروپایی است (موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک 2006). در نتیجه همکاری در قالب ناتو می‏تواند باعث تامین منافع کشورهای اروپایی به هزینه آمریکا شود که این امر تمایل کشورهای اروپایی برای همکاری در قالب ناتو را بیشتر نموده است. در مقابل آمریکایی‏ها نیز همکاری با کشورهای اروپایی در قالب ناتو و گسترش نقش این پیمان در سایر مناطق را در راستای منافع خود



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com
NameEmailWebsite

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *