— (530)

چکیده
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین کمال‎گرایی و سبک‎های مقابله‎ای با میزان شادکامی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی–واحد علوم و تحقیقات در سال 90-1389 انجام پذیرفت. بدین منظور، با توجه به حجم جامعه آماری و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، تعداد 375 نفر (219 دختر و 156 پسر) از دانشجویانی که در زمان انجام این پژوهش، در این دانشگاه در نیم‏سال اول 90-1389 مشغول به تحصیل بودند، به صورت نمونه‎گیری خوشه‎ای چند مرحله‎ای انتخاب گردیدند. برای گردآوری داده‎ها، سه پرسش‎نامه‎ کمال‎گرایی مثبت و منفی تری شورت و همکاران (1995)، مقابله با موقعیت‎های استرس‎زای اندلر و پارکر (1990) و شادکامی آکسفورد (1989) در بین آن‎ها توزیع شد و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، فرضیه‎ها و سؤالات پژوهش، در سطح 05/0=α مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج نشان داد که بین کمال‏گرایی مثبت و میزان شادکامی بالا، رابطه مثبت معنادار و بین کمال‎گرایی منفی و میزان شادکامی بالا رابطه منفی معنادار وجود دارد. همچنین بین سبک‏ مقابله‏ای مسأله‏مدار و میزان شادکامی بالا، رابطه مثبت معنادار و بین سبک‏‎های مقابله‎ای هیجان‎مدار و اجتناب‎مدار و میزان شادکامی بالا رابطه منفی معنادار یافت گردید. علاوه بر آن، بین کمال‏گرایی مثبت و سبک مقابله‏ای مسأله‎مدار، رابطه مثبت معنادار و بین کمال‎گرایی مثبت و سبک‏های مقابله‏ای هیجان‎مدار و اجتناب‎مدار، رابطه منفی معنادار به دست آمد. در حالی‎که کمال‎گرایی منفی، با سبک مقابله‎ای هیجان‏مدار، رابطه مثبت معنادار و با سبک مقابله‏ای مسأله مدار، رابطه منفی معنادار نشان داد. اما بین کمال‏گرایی منفی و سبک مقابله‎ای اجتناب‌مدار، رابطه معناداری از لحاظ آماری، وجود نداشت. در کل، نتایج حاکی از آن بود که بین کمال‎گرایی و سبک‎های مقابله‎ای با میزان شادکامی رابطه معناداری وجود دارد، بدین صورت که متغیر سبک‎های مقابله‎ای، می‎تواند نقش واسطه‎ای را در رابطه بین متغیرهای کمال‎گرایی و میزان شادکامی ایفا کند.
همچنین بر اساس نتایج آزمون t گروه‎های مستقل، در کمال‏گرایی مثبت دختران و پسران، تفاوتی دیده نشد، اما پسران، کمال‏گرایی منفی بیشتری نسبت به دختران، نشان دادند. در متغیرهای میزان شادکامی و سبک‏های مقابله‏ای نیز، تفاوت معناداری از لحاظ آماری بین دو جنس، مشاهده نگردید.
واژگان کلیدی: کمال‎گرایی، سبک‎های مقابله‎ای، میزان شادکامی.
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
امروزه نظریه‎های روان‎شناسی به سمت دیدگاهی نوین، مبتنی بر پرورش نقاط ضعف تغییر مسیر داده‎اند. دیگر نظریه روان‎شناسی برجسته‎ای وجود ندارد که انسان را به‎عنوان کالبد‎های منفعل پاسخ به محرک‎ها تعریف نماید. اکنون انسان‎ها، بیشتر به‎عنوان افرادی تصمیم‎گیرنده، با امکان انتخاب گزینه‎های متعدد و امکان چیره دست شدن و کارآمد شدن، تعریف می‎‎گردند. موضوعات روان‎شناسی مطرح شده در آغاز قرن بیست و یکم عمدتاً بر تجربه مثبت انسانی و آن‎چه که لحظه‎ای را بهتر از لحظه دیگر می‎کند، تمرکز کرده‎اند. کیفیت عاطفی تجربه جاری، اساس و بلوک روان‎شناسی مثبت است (خانمن، 1999؛ به نقل از مظفری و هادیان‎نسب، 1383).
در سال‎های اخیر، تلاش‎های بسیار زیادی برای روشن شدن مفاهیم شادکامی و بهزیستی ذهنی و روان‎شناختی صورت گرفته است. تحقیقات مربوط به این حیطه در روان‎شناسی معاصر، نقش بسیار برجسته‏ای دارند. این امر نشانگر تلاش روان‎شناسان برای بررسی دقیق‏تر این موضوع است (داینر، 2006).
شادکامی، احساسی است که همه خواهان آن هستند. اما تعداد کمی ‎به آن دست می‎یابند. نشانه مشخصه چنین احساسی، قدردانی، احساس رضایت و علاقه به خود و دیگران است. عادی‎‎ترین حالت ذهنی آن، حالت خشنودی و شادی است (کارلسون، 1961؛ ترجمه شریفی‎درآمدی، 1380).
اگر‎چه در دهه 1980 توجه فزاینده‎ای به شادکامی و بهزیستی ذهنی شده‎است، اما تنها در سال‎های اخیر است که این مفهوم به صورت نظام‎دار، علمی و دقیق مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته‎ است. همچنین تلاش‎های بسیاری برای روشن شدن مفاهیم شادکامی، رضامندی زندگی، بهزیستی ذهنی و روان‎شناختی صورت گرفته است، لذا تحقیقات مربوط به این حیطه در روان‎شناسی معاصر نقش بسیار برجسته‎ای دارند و این امر نشانگر تلاش روان‎شناسان برای بررسی دقیق‎تر این موضوع است(داینر و همکاران، 2003).
یکی دیگر از سازه‎هایی که اخیراً به آن توجه ویژه شده است کمال‎گرایی است.
گرایش به کمال و کمال‎گرایی در همه انسان‎ها وجود دارد و در حکم خصیصه‎ای مثبت تلقی می‎گردد. زیرا انرژی پدید می‎آورد که منجر به پیشرفت و موفقیت شخص می‎شود. اصرار و مداوتی که هنرمندان بزرگ در خلق آثارشان به خرج می‎دهند و سختی‎هایی که در این راه متحمل می‎شوند از کمال‎گرایی آن‎ها نشأت می‎گیرد، اما روند دستیابی به کمال در همه انسان‎ها به صورت مثبت پیش نمی‎رود. در واقع می‎توان گفت کمال‎گرایی، تا زمانی به نفع شخص است که در ارتباط با خود و به منظور به فعالیت د‎رآوردن همه ظرفیت‎ها و استعداد‎های خویش صورت گیرد. هنگامی‎که گرایش به کمال با رقابت و پیشی گرفتن از دیگران و صرفاً به منظور کسب تایید و رضایت خاطر آنان به کار گرفته شود، جنبه‎های منفی پیدا می‎کند (مهرابی‎زاده هنرمند و وردی، 1382).
بنابراین، کمال‎گرایی زمانی یک مشکل است که مانع از پیشرفت شود و زمانی مطلوب و پذیرفتنی است که انگیزه آن تلاش سالم برای رسیدن به برتری باشد (هاوس و پراپاوسیس، 2004).
از جمله مواردی که در بهداشت جسمانی و روانی افراد مطرح می‎گردد سبک‎های مقابله‎ای است.
انسان پیوسته در حالت استرس به سر می‎برد، چراکه استرس پاسخی اختصاصی است که بدن در برابر هرگونه درخواستی از خود نشان می‎دهد. استرسآمیز تلقی کردن یک حادثه، بستگی به ویژگی‎های شخصیتی، هوشی و انگیزشی فرد و همچنین ماهیت حادثه، چاره‎ها، دفاع‎ها و سبک‎های مقابله‎ای او دارد (سارافینو،2002؛ ترجمه میرزایی و همکاران، 1384).
سبک‎های مقابله‎ای که فرد برای مقابله انتخاب می‎کند، جزیی از نیمرخ آسیب‎پذیری محسوب می‎شوند. آغاز خط مشی و راهبرهای نامناسب می‎تواند در عمل موجب تشدید مشکلات شود، در حالی‎که به کار‎گیری راهبرد صحیح مقابله نتایج مثبتی را به همراه دارد (فرزین‎راد، اصغرنژاد، یزدان‎دوست و حبیبی، 1389).
آسیب‎پذیری به میزان احتمالی پاسخ غیر انطباقی موقعیت‎های معین اطلاق می‎گردد. هر کسی ممکن است در بعضی از موقعیت‎ها، مقابله کننده‎ای کارآمد باشد و در موقیت‎های دیگر نباشد. فشار روانی، مقابله و آسیب‎پذیری با یکدیگر تعامل دارند. هرچه منابع افراد برای مقابله بهتر باشد، کمتر احتمال دارد در موقعیت‎های آسیب‎پذیر گرفتار شوند (ساراسونو ساراسون، 1987؛ ترجمه نجاریان و همکاران،1385).
با توجه به مطالب اشاره شده، این پژوهش رابطه کمال‎گرایی و سبک‎های مقابله‎ای را با میزان شادکامی ‎دانشجویان مورد بررسی قرار می‎دهد.
1-1 بیان مسأله
روان‎شناسی فقط مطالعه آسیب‎شناسی، ضعف و صدمه نیست، بلکه مطالعه نقاط قوت و فضیلت را هم در بر‎ می‎گیرد. درمان روان‎شناسی، صرفاً ترمیم آن‎چه شکسته است نیست، بلکه پرورش بهترین‎ها را نیز شامل می‎شود. جنبش روان‎شناسی مثبت‎گرا که در هزاره جدید شروع شده، برای کمک به مردم جهت بهینه کردن زندگی از طریق تجربه بیشتر شادکامی اختصاص یافته است (مظفریان و هادیان‎نسب، 1383).
شادکامی، ذهن متفکرین را برای هزاران سال به خود مشغول داشته است. هرچند که فقط در چند سال اخیر است که به شیوه نظام‎دار مورد مطالعه و اندازه‎گیری قرار گرفته است. اغلب مردم آن‎جه را که در رابطه با زندگی‎شان اتفاق می‎افتد به صورت خوب یا بد ارزیابی می‎کنند و طبیعتاً قادر به قضاوت در مورد زندگی خود هستند. آن‎ها تقریباً همیشه هیجانات و خلقیاتی را تجربه می‎کنند که یا مؤلفه خوشایند دارد و منجر به یک واکنش مثبت می‎شود و یا مؤلفه‎ای ناخوشایند دارد و واکنش منفی را می‎طلبد (داینر، 1984).
شادکامی دربر گیرنده انواع ارزشیابی‎هایی است که فرد از خود و زندگی‎اش به عمل می‎آورد. این ارزشیابی‎ها، مواردی از قبیل خشنودی از زندگی، هیجان و خلق مثبت، فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می‎شود و جنبه‎های مختلف آن نیز به شکل شناخت‎ها و عواطف است (داینر، 2002).
اولین پژوهش تجربی در مورد شادکامی در سال 1912 در بین دانش‎آموزان انگلیسی در یک مدرسه پسرانه انجام شد. در این مطالعه بر سطح لذت دانش‎آموزان تمرکز شد. بعد از جنگ جهانی دوم، تعداد پژوهش‎های مربوط به شادکامی افزایش یافت و در این پژوهش‎ها توجه از سطح لذت به میزان شادکامی کلی تغییر کرد

متن کامل در سایت homatez.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *