— (550)

بررسي رابطه بين عوامل سازماني ، مديريتي و ارتقاء بهره وري نيروي انسانيچکيده:
بهره وري و استفاده موثروکارآمد از منابع سازماني ( نيروي انساني ، سرمايه ، مواد ، انرژي و اطلاعات و غیره…) هدف تمامي مديران سازمانهاي اقتصادي و واحدهاي توليدي صنعتي و موسسات خدماتي مي باشد .امروزه شرط بقاي هرسيستم سازماني بذل توجه عميق و کافي به نيروهاي انساني موجود خود وتلاش در جهت خلق ارزشي تحت عنوان “کارکنان ارزشمند ترين دارا ئي ما هستند ” مي باشد. در اين راستا شناخت عوامل موثر بر بهره وري نيروي انساني از شرايط لازم و ضروري به نظر مي رسد .اين تحقيق پيرامون بررسي عوامل موثر برافزایش بهره وري نیروی انسانی در شرکت گچ صالح سمنان با استفاده از مدل معادلات ساختاری و مدل جدول جایگزینی ، با جامعه آماري110 عضوی و نمونه 86 نفری که از طریق فرمول کوکران بدست آمده ، صورت گرفته است . همچنین جهت آزمون آماری از نرم افزار spss و آزمونهای نیکویی برازش و مدل سازی معادلات ساختاری ، از نرم افزار amos استفاده شده است. با توجه به نتايج حاصل ازتجزيه وتحليل آماري داده ها واطلاعات جمع آوري شده فرضيه ها تأييد شدند . عوامل مرتبط با شغل نسبت به بقیه فرضیه ها بيشترين تأثير بربهره وري نیروی انسانی دارد .
کلید واژه : بهره وری ، بهره وری نیروی انسانی ، شرکت گچ صالح ، معادلات ساختاری
فصل اول
کليات پژوهش
1 – 1 – مقدمه :
اولين و مهمترين مولفه توسعه در هر کشور انسان است . نيروي انساني سهم عمده اي در توسعه اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و غيره … دارد . انسان به عنوان محور توسعه نقش اساسي را در تمام عرصه ها بازي مي کند . در واقع نيروي انساني مهمترين زير ساخت هر مجموعه يا سازمان و کشور است، چون اساس حرکت به سوي توسعه وتعالي است . مشاركت كاركنان درامور و تلاشهاي آگاهانه آنان همراه با انضباط كاري مي‌تواند بر ميزان بهره وري و ارتقاء آن تاثير گذار باشد. روح فرهنگ بهبود بهره وري بايد در كالبد سازمان دميده شود كه در آن ميان نيروي انساني هسته مركزي را تشكيل مي‌دهد ( پدرام ، 1390 : 19 ).
امروزه نقش و اهميت نيروي انساني بر هيچ کس پوشيده نيست . در بين عوامل توليد ( زمين ، نيروي انساني ، تکنولوژي ، سرمايه ) باارزش ترين ، کمياب ترين فاکتور نيروي انساني است عدم توجه به بهره وري نيروي انساني و توجه صرف به ديگر عوامل نه تنها باعث کاهش کارايي و اثربخشي در سازمان مي گردد بلکه باعث افزايش ضايعات و حوادث و ايجاد نارضايتي در نيروي انساني مي گردد ( طالقاني و احمدزاده ، 1390 : 2 ) .
کوشش هاي اقتصادي انسان هميشه و همواره معطوف بر آن بوده است که حداکثر نتيجه را از حداقل تلاش ها و امکانات بدست آورد. اين تمايل را مي توان اشتياق وصول به افزون تر نام نهاد . جميع اختراعات و « بهره وري » ابداعات بشر از ابتدايي ترين ابزار کار در اعصار بدوي گرفته ، تا پيچيده ترين تجهيزات مکانيکي و الکترونيکي زمان حاضر، متأثر از همين تمايل و اشتياق مي باشد. در بينش مديريت علمي، با خردگرايي « فردريک و تيلور » بنيانگذاري مترادف با « رفتار عقلايي سازمان » سازماني يا بهره وري و کارايي به کار مي رود، و اصولاً دانش افزايي مديريت عبارت است « از بهره وري و استفاده بهينه از منابع و امکانات موجود به منظور نيل به اهداف تعيين شده » ( ميرغفوري و صيادي ، 1387 : 134 ) .
با توجه به محدوديت منابع و نامحدود بودن نياز هاي انساني ، افزايش جمعيت و رقابت شديد و بي‌رحمانه در اقتصاد جهاني، بهبود بهره وري نه يک انتخاب بلکه يک ضرورت مي باشد . بي گمان رشد و توسعه اقتصادي امروزه جوامع مختلف در نرخ رشد بهره وري آنها نهفته است . کوشش براي افزايش نرخ بهره وري ، کوشش براي زندگي و رفاه بهتر براي افراد و جامعه است. در دنياي رقابت‌آميز امروز کشور هايي برنده خواهند بود که بتوانند دانش ، بينش و رفتار بهره وري را در مديران و کارکنان خود ايجادنمايند ( ميرزايي ، 2012 : 1) .
کوششهاي اقتصادي انسان هميشه و همواره معطوف بر آن بوده است که حداکثر نتيجه را از حداقل تلاشها و امکانات به دست آورد . اين تمايل را مي توان اشتياق وصول به “بهره وري ” افزون تر نام نهاد . بهره وري مفهومي جامع و کلي است و افزايش آن يک ضرورت ، جهت ارتقاي سطح زندگي ، رفاه بيشتر ، آرامش و آسايش انسانها ، هدفي اساسي براي همه کشورهاي جهان محسوب مي شود و همواره نيز مدنظر دست اندرکاران سياست و اقتصاد و دولتمردان بوده و مي‌باشد ( شيرواني و صمدي ، 1377 : 1 ) .
نيروي انساني ، بزرگترين سرمايه و عامل اصلي پيشرفت يک کشور است . کشور ما نيز به منظور کاهش وابستگي به درآمدهاي حاصل از فروش نفت که دير يا زود به اتمام خواهد رسيد ، راهي جز تأکيد و تکيه بيشتر بر نيروي انساني خود ندارد . از ميان نيروي انساني سهم مديران بيش از عوامل انساني ديگر است . مديران بر اساس باورداشت ، عقايد و ديدگاههاي خود عمل مي کنند و اگر بخواهيم رفتار آنان را در زمينه خاصي پيش بيني کنيم ، لازم است نگرش آنان را شناسايي کنيم ( رضايي و ساعتچي ، 1387 : 130 ) .
در کشور ما تلاش براي بهبود و ارتقاي بهره وري از يک انتخاب فراتر رفته و عملا به يک ضرورت تبديل شده است . با درک اين واقعيت بود که در برنامه دوم توسعه اقتصادي و اجتماعي کشور به طور مستقيم در قالب تبصره 35 ، مسأله افزايش بهره وري مورد توجه خاص سياست گذاران و برنامه ريزان اقتصادي قرار گرفته است ( قابضي ، 1392 : 112 ) .
1-2 – بيان مسأله :
بشر از آغاز زندگي خود به دنبال راههايي بود تا بتواند هرچه بيشتر از منابعي که در اختيار دارد بهره برداري کند . با پيدايش انقلاب صنعتي ، اين فرايند شتاب بيشتري يافت . در اين راستا محققان علم مديريت توجه خود را به بهبود روشهاي توليد و سپس به طراحي ساختارهاي مطلوب سازماندهي و طراحي مجدد مشاغل و اصلاحات ديگري معطوف نمودند . کارشناسان مديريت و روان شناسان سازماني توجه خود را به عواملي که بر افزايش بهره وري انسان اثر مي گذارد معطوف داشتند که امروزه به يکي از پيچيده ترين مباحث مديريت تبديل شده است ، شايد بتوان گفت که رسالت اصلي علم مديريت ، دستيابي به بهره وري بيشتر است ( همان منبع ، طالقاني و احمدزاده : 140 )
بدون ترديد براي داشتن آينده پويا و توسعه يافته و ايستادگي اقتصادي در دنياي پررقابت امروزي، نيازمند افزايش بهره‌وري و استفاده حداکثري از حداقل امکانات هستيم. امروزه همه کشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه به اهميت بهره‌وري بعنوان يکي از ضرورت‌هاي توسعه اقتصادي و کسب برتري رقابتي پي‌برد‌‌ه‌اند. به اين ترتيب اغلب کشورهاي در حال توسعه بمنظور اشاعه فرهنگ نگرش ويژه به بهره‌وري و تعميم بکارگيري فنون و روش‌هاي بهبود آن سرمايه گذاريهاي قابل توجهي انجام داده‌اند. در ايران اهميت توجه به مقوله بهره‌وري به دلايل مختلفي از جمله حاکم نبودن فرهنگ و نگرش درست به بهره‌وري در جامعه، مورد غفلت واقع گرديده است. بسياري از کارشناسان بر اين باورند که حلقه مفقوده اقتصاد ايران پيش از آنکه سرمايه و يا منابع طبيعي باشد، نبودن بهره‌وري نيروي کار است( همان منبع ، ميرزايي : 1 ) .
امروزه افزايش بهره وري در سازمان ها به عنوان يکي از دغدغه هاي اصلي مديران اجرايي و تصميم گيران هر کشور مي باشد ، بنابراين در بسياري از کشورها ، عمده برنامه هاي توسعه خود را بر مبناي افزايش بهره وري قرار داده اند ( وزيري ، منصوري و اديبان ، 1385 ) .
به طوري که بهره وري يکي از پوياترين نيروهايي است که به رشد اقتصادي دامن مي زند . بهره وري از يک سو عامل ارتقاي سطح زندگي و کاهش نرخ تورم است و از طرف ديگر ، موجب تغيير در قيمت هاي نسبي ، افزايش در توليد واقعي و کاراتر ساختن تخصيص منابع مي شود . در يک کلام ، رشد اقتصادي کشورها در گرو آهنگ رشد بهره وري آنان است (اعظم وزيري و همکاران ، 1385 : 2 ) .
از سوي ديگر بهره وري نيروي انساني يکي از اساسي ترين پيش فرضهاي بهره وري سازماني محسوب مي شود و هر گونه سعي و تلاش در بهره وري سازمان بدون وجود بهره وري کارکنان بي معناست ( واعظي ، 1375 : 123 – 122 ) .
بر اساس تحقيقات و اعتقاد صاحبنظران؛ زماني مي توان انتظار بهره وري در ساير عوامل توليد را داشت كه در ابتدا عوامل مؤثر بر بهره وري نيروي انساني شناخته شده باشند. زيرا، چنين فرايندي مزايا و فوايد بسياري براي سازمان دارد. به عبارت ديگر، سازمانها بايد عوامل مؤثر يا تسريع در بهبود بهره وري را شناسايي نموده و با برنامه ريزي و تصميم گيري مناسب آنها را با اهداف سازماني همسو سازند. در همين رابطه، صاحبنظران، عوامل مختلفي بر بهره وري نيروي انساني مؤثر دانسته اند. اين عوامل در سازمانها به طور اعم و در سازمانهاي خدماتي به طور اخص عبارتند از:
1 – عوامل انگيزشي، نظير شرايط مؤثر بر رضايتمندي و انگيزش كاركنان 2 – امكانات آموزشي نظير

متن کامل در سایت homatez.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *