— (591)

2124214-163195
دانشکده شیعه شناسیپایان نامه کارشناسی ارشد رشته فرق تشیع
فقه و شریعت از دیدگاه اسماعیلیان
(بررسی رویکردهای مختلف)استاد راهنما:
سرکار خانم دکتر فاطمه جان احمدیاستاد مشاور:جناب آقای دکتر مهدی فرمانیان دانشجو: عباسعلی متولیانشهریور 1391

تقدیم به آستان ملکوتی صاحب مکتب جعفری امام جعفر صادق و جانشین برحق او امام موسی بن جعفرعلیهم السلامو با سپاس ویژه از ریاست محترم دانشگاه ادیان و مذاهب حجه الاسلام و المسلمین نواب و معاونت محترم آموزش جناب آقای دکتر نصیری و مدیریت محترم گروه فرق تشیع حجه الاسلام و المسلمین سلطانی و تشکر ویژه از استاد محترم راهنما سرکار خانم دکتر جان احمدی، و استاد محترم مشاور حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر فرمانیان و استاد محترم داور که زحمت زیادی برای شکل گیری این پایان نامه متقبل شدند. به این امید که تمامی اعمال ما در ظلّ عنایت بقیه الله الاعظم(عجل الله تعالی فرجه مورد قبول خداوند متعال قرار گیرد.
یک

چکیدهعلم فقه را می توان زیر ساخت هر دین و مذهبی دانست. فرقه اسماعیلیه هم به عنوان یکی ازفرق مذهبی با قدمتی تاریخی از فقهی متمایز برخوردار است. سیر ادوار فقه و شریعت اسماعیلیه و جایگاه آن نزد متکلمان و فقیهان اسماعیلی مذهب محقق را برآن داشته است تا ضمن واکاوی التزام و عدم التزام به فقه و شریعت توسط اسماعیلیان به این سوال اصلی پاسخ داده شود که: جایگاه فقه و شریعت در منظر اسماعیلیان چگونه بوده است؟ در پاسخ به این سوال فرضیه غالب بدین شرح است که: اسماعیلیان با متاثر از عقاید خود در مورد قائم القیامه در ادواری که حضور امام دور آخر را تایید کرده اند، به فقه و شریعت پشت کرده و ملتزم به آن نبودند و هرگاه قائل بودند که دوره قیامت فرا نرسیده است، پایبند به شریعت بوده اند. برای آزمون این فرضیه از روش توصیفی، تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و فیش برداری از منابع مکتوب استفاده شده است. دستاورد بلافصل این پژوهش روشن شدن وضعیت اسماعیلیان در مرعی داشتن و یا نداشتن شریعت است، به طوری که می توان ادعا کرد قرامطه پایبندی چندانی به شریعت نداشتند. فاطمیان با توجه به عقایدشان به فقه اهمیت میدادند و شریعت باور بودند. دروزیان رویکردی اباحه گرایانه داشتند، اگرچه امروزه ادعای شریعت محوری دارند. مستعلویان و طیبیان ادامه دهنده منش فاطمیان در التزام داشتن به شریعت بودند. و نزاریان قبل از اعلام قیامت شریعت باور و بعد از آن اباحه گر شده و شریعت را به نوعی کنار گذاشتند.واژگان کلیدی: فقه، شریعت، ظاهر، باطن، اسماعیلیه، قرامطه، فاطمیان، دروزیان، بهره ها، نزاریان
دو

فهرست مطالب TOC \o “1-3” \h \z \u
فصل اول: کلیات PAGEREF _Toc304279992 \h 11.طرح مسأله PAGEREF _Toc304279993 \h 22.سوال اصلی PAGEREF _Toc304279994 \h 23.سوال فرعی PAGEREF _Toc304279995 \h 24.ضرورت و اهداف تحقیق PAGEREF _Toc304279996 \h 35.فرضیه تحقیق PAGEREF _Toc304279997 \h 36.روش تحقیق PAGEREF _Toc304279998 \h 37.محدوده تحقیق PAGEREF _Toc304279999 \h 38.پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc304280000 \h 49.معرفی و بررسی منابع PAGEREF _Toc304280001 \h 810.تعریف و تحدید واژگان PAGEREF _Toc304280002 \h 1611.اجمالی در تاریخ و عقاید اسماعیلیه PAGEREF _Toc304280003 \h 18فصل دوم: رویکرد اسماعیلیان نخستین و قرامطه به شریعت PAGEREF _Toc304280005 \h 262-1 شریعت در نزد اسماعیلیان نخستین PAGEREF _Toc304280006 \h 272-2 شریعت در منظر قرامطه PAGEREF _Toc304280007 \h 332-2-1 شریعت در جامعه حمدان قرمط PAGEREF _Toc304280008 \h 352-2-2 توصیف ناصر خسرو از شریعت در جامعه قرامطه PAGEREF _Toc304280009 \h 412-3 فقه و شریعت از منظر اندیشمندان اسماعیلیه نخستین PAGEREF _Toc304280010 \h 46سه
2-3-1 شریعت از منظر ابوحاتم رازی PAGEREF _Toc304280011 \h 462-3-1-1 تالیف کتب و مقابله با جریانات شریعت گریز PAGEREF _Toc304280012 \h 482-3-2 ابویعقوب سجستانی و شریعت اسماعیلیه PAGEREF _Toc304280013 \h 562-3-2-1 همراهی ظاهر و باطن در آثار سجستانی PAGEREF _Toc304280014 \h 59فصل سوم: شریعت مداری فاطمیان PAGEREF _Toc304280016 \h 633-1 نقش خلفای فاطمی در ترویج و التزام به شریعت PAGEREF _Toc304280017 \h 643-1-1 مناصب شرعی امامان اسماعیلی PAGEREF _Toc304280018 \h 673-1-2 ساخت مساجد و برگزاری نماز PAGEREF _Toc304280019 \h 673-1-3 اجرای شریعت در جامعه PAGEREF _Toc304280020 \h 683-1-4 نمود شریعت در امور مالی فاطمیان PAGEREF _Toc304280021 \h 693-1-5 بررسی اجمالی رفتارهای شریعت محورانه خلفا PAGEREF _Toc304280022 \h 703-2 نقش قاضی نعمان در بسط و تدوین فقه اسماعیلی PAGEREF _Toc304280023 \h 783-2-1 آثار و آراء فقهی قاضی نعمان PAGEREF _Toc304280024 \h 823-2-2 فتاوی شاخص قاضی نعمان PAGEREF _Toc304280026 \h 883-2-3 تداوم جریان فقهی قاضی نعمان PAGEREF _Toc304280027 \h 913-3 شریعت در اندیشه متکلمین فاطمی PAGEREF _Toc304280028 \h 933-3-1 شریعت در اندیشه حمید الدین کرمانی PAGEREF _Toc304280029 \h 933-3-1-1 اندیشه های کرمانی در راحه العقل و الریاض PAGEREF _Toc304280030 \h 963-3-2 شریعت در اندیشه مؤید فی الدین شیرازی PAGEREF _Toc304280031 \h 1013-3-2-1 رد قول اباحه گران PAGEREF _Toc304280032 \h 107چهار
3-3-2-2 نمود شریعت در اشعار موید فی الدین PAGEREF _Toc304280033 \h 1073-3-3 ناصرخسرو و شریعت اسماعیلیه PAGEREF _Toc304280034 \h 1083-3-3-1 اثبات ظاهر و باطن شریعت PAGEREF _Toc304280035 \h 1093-3-3-2 نمود شریعت در اشعار ناصر خسرو PAGEREF _Toc304280036 \h 111فصل چهارم: دروزیان و شریعت، همراهی یا جدایی PAGEREF _Toc304280038 \h 1134-1 بررسی شریعت در حیات سیاسی الحاکم PAGEREF _Toc304280039 \h 1144-2 شریعت نزد دروزیان در گذشته و امروز PAGEREF _Toc304280040 \h 1204-2-1 دلایل شریعت گریزی دروزیان PAGEREF _Toc304280041 \h 1244-2-2 ارکان شش گانه شریعت دروزیان PAGEREF _Toc304280042 \h 125فصل پنجم: مستعلویان و طیبیان؛ ادامه نگرش فقهی فاطمیان PAGEREF _Toc304280045 \h 1375-1 صلیحیون یمن و شریعت PAGEREF _Toc304280046 \h 1385-2 شریعت مداری بهره های داوودی PAGEREF _Toc304280047 \h 1395-2-1 ارکان شریعت بهره ها PAGEREF _Toc304280048 \h 1415-3 نگاه بهره های سلیمانی به شریعت PAGEREF _Toc304280049 \h 150فصل ششم: نزاریان و دورههای مختلف در شریعت PAGEREF _Toc304280051 \h 1516-1 حسن صباح و التزام به شریعت PAGEREF _Toc304280052 \h 1526-1-1 فدائیان نزاری و شریعت PAGEREF _Toc304280053 \h 1576-2 اعلام قیامت حسن دوم و الغاء شریعت PAGEREF _Toc304280054 \h 1606-3 جلال الدین و بازگشت به شریعت با رویکرد اهل سنت PAGEREF _Toc304280055 \h 1696-3-1شریعت باوری جلال الدین و برخورد خلیفه و مسلمین PAGEREF _Toc304280056 \h 1706-3-2 شریعت در دوران بعد جلال الدین حسن PAGEREF _Toc304280057 \h 171پنج
6-4 نزاریان بعد از الموت، آقاخان ها و شریعت اسماعیلی PAGEREF _Toc304280058 \h 1726-4-1 شریعت در عملکرد آقاخان ها PAGEREF _Toc304280059 \h 1736-4-2 پیروان نزاری آقاخانی و شریعت PAGEREF _Toc304280060 \h 178خاتمه PAGEREF _Toc304280062 \h 189فهرست منابع و مطالعات PAGEREF _Toc304280063 \h 191
شش

مقدمههفت
علم فقه در میان علوم و معارف اسلامی یکی از مهم ترین و گسترده ترین علوم است، و نقش سازندهای در زندگی مسلمانان دارد که بیش از هر علم و فن دیگری است. به نحوی که می توان گفت فقه و شریعت اسلامی در کنار بعضی دیگر از علوم اسلامی، شکل دهنده مولفه های اصلی دانش و تمدن اسلامی هستند. از همین روی توجه و اعتنا به فقه و همچنین شریعت ظاهری همیشه یکی از ملزومات مسلمانی به حساب آمده و مسلمانی که در کنار توجه به باطن دین ظاهر آن را نیز مرعی دارد، تعادل دینی را رعایت کرده و منش دینی اش مقبول است. به دلیل همین اهمیت جایگاه فقه و شریعت، دغدغه ای در ذهن محقق این پژوهش شکل گرفت که به بررسی و توصیف جایگاه این مهم در فرقه اسماعیلیه که یکی از فرق شیعی است، بپردازد. در نهایت این اثر پیش رو شکل گرفت. اگرچه جای پژوهش بیشتری در این عرصه وجود دارد و مطالعات میدانی نیز می تواند یاری دهنده پژوهش های کتابخانهای شود. این پایان نامه از شش فصل تشکیل شده است. در فصل اول به بیان مقدمه پرداخته شده که شامل موارد روبرو می باشد: تبیین موضوع ، پیشینه، اهداف و ضرورت، سوالات و فرضیات، روش تحقیق، تعاریف مفاهیم عملیاتی ( فقه و شریعت، اسماعیلیه) و بررسی و نقد منابع. ودر پایان نیز نگاهی اجمالی به تاریخ اسماعیلیان شده است. در فصل دوم، تحت عنوان رویکرد اسماعیلیان نخستین و قرامطه به شریعت به مباحثی همچون اسماعیلیان نخستین و شریعت، ترک شریعت در رفتار قرامطه، و فقه و شریعت از منظر اندیشمندان نخستین مانند ابوحاتم رازی و سجستانی پرداخته شده است. در فصل سوم به بررسی شریعت مداری فاطمیان پرداخته شده و عناوینی همچون نقش خلفای فاطمی در التزام و عدم التزام به شریعت، نقش قاضی نعمان در بسط و تدوین فقه اسماعیلی، و شریعت در اندیشه اندیشمندان فاطمی همچون حمید الدین کرمانی، مؤید الدین شیرازی و ناصر خسرو قبادیانی در ادامه آمده است. در فصل چهارم از دروزیان، و شریعت؛ همراهی یا جدایی گفته شده و به بررسی احوالات شخصی و حکومت داری الحاکم و شریعت نزد دروزیان در گذشته و امروز پرداخته شده است. فصل پنجم در باب مستعلویان و طیبیان؛ ادامه نگرش فاطمیان است که مباحثی چون صلیحیون یمن و شریعت، شریعت مداری بهره های داوودی و نگاه بهره های سلیمانی به شریعت آمده اند. در فصل ششم نزاریان و دوره های مختلف در شریعت بررسی شده و نقش حسن صباح در التزام و عدم التزام به شریعت، اعلام قیامت حسن دوم و الغاء شریعت، جلال الدین و بازگشت به شریعت با قرائت اهل سنت و شریعت از منظر نزاریان بعد از الموت و آقاخان ها مورد کنکاش قرار گرفتند. فهرست منابع نیز بخش انتهایی این تحقیق است.
فصل اول:کلیاتطرح مسألهفقه به طور کلی زیرساخت هر مذهب و یا دینی به حساب می آید و در میان علوم اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به نحوی که می توان آن را از ستون ها و پایه های اصلی اسلام دانست که تتبع در آن همیشه مورد تاکید قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت بوده است. به تبع علم فقه بحث عمل به ظاهر دین و شریعت پیش می آید و اینکه آیا مسلمانان عامل به فقه بوده و شریعت باور هستند و یا نه؟ در بین فرق مختلف اسلامی، اسماعیلیه دومین فرقه شیعی بعد از امامیه از حیث جمعیت، اهمیت و سابقه است. هنگام مطالعه ی تاریخ فرقه اسماعیلیه، نوعی دوگانگی درمورد نگاه اسماعیلیان به فقه و شریعت دیده می شود. این دوگانگی، از باور به شریعت و ظاهر، و در طرف دیگر، توجه بیش از حد به باطن و به نوعی کنار گذاشتن ظاهر؛ نمود پیدا کرده است. توجه و عدم توجهی که به دنبال شیوه نگرش اسماعیلیان به امام زمان خود بروز پیدا می کند. هرگاه نگاهی غلو گونه به او داشته اند و یا اینکه او را امام آخرالزمان (قائم القیامه) و قیامت دانسته اند، به شریعت پشت کرده اند و هرگاه که مقامی فراتر از شان امام برایش قابل نبوده و یا قائل بوده اند که هنوز هنگامه قیامت و دوره کشف نرسیده است، ملتزم به شریعت بوده اند. قرمطیانی که دست از شریعت می کشند، فاطمیان که به طور کامل شریعت باور هستند، دروزیانی که با غلو در مورد یک امام فاطمی ناسخ شریعت می گردند، طیبیانی که ادامه دهنده منش فاطمیان در جمع بین ظاهر و باطن هستند و در نهایت نزاریانی که دوره های مختلفی را از التزام و عدم التزام طی کرده اند. این دوگانگی ها در شریعت باوری و شریعت گریزی پژوهنده مطالعات اسماعیلیه را وا می دارد که به دنبال توصیف اندیشه و عملکرد آنان در باب جنبه جوارحی دین باشد تا در نهایت به پاسخ و تحلیلی روشن برای پرسشهای خود برسد.
سوال اصلیجایگاه فقه و شریعت در نزد اسماعیلیان چه بوده است؟سوال فرعیاسماعیلیان نخستین و قرامطه چه نگاهی به شریعت داشتند؟فاطمیان به فقه و شریعت چه نگاهی داشتند؟
ارتباط دروزیان با شریعت چه بوده است؟
شریعت نزد دروزیان چگونه بوده است؟
بهره ها چه رابطه ای با شریعت دارند؟
ضرورت و اهداف تحقیقفرقه اسماعیلیه بخش قابل اعتنایی از جامعه شیعیان را تشکیل می دهند و در طول تاریخ تشیع نقش مهمی در تحولات سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی جهان اسلام داشته اند، که این امر نشان دهنده ضروری بودن هرگونه پژوهشی در چارچوب مطالعات اسماعیلیه در حوزه فرقه های شیعی است. این پژوهش نشان دهنده نمایی کلی از نوع نگاه، طرز فکر و عملکرد اسماعیلیان درمورد فقه و شریعت می باشد. تا در نهایت با واکاوی دقیق و تمایز بین تارکان شریعت و عاملین به آن در میان این فرقه، اتهام اباحه گری را از تمام اسماعیلیه دور سازد. این تحقیق سبب پر کردن یکی از خلاءهای فرقه شناسی در میان فرق شیعی است که می توان این پژوهش را در دیگر فرق زیر مجموعه شیعه همچون زیدیه، علویان، اهل حق و … ادامه داد.
فرضیه تحقیقبه نظر می رسد که اسماعیلیان و با توجه به نگاهشان به دوره قیامت، به هنگام عصر قائم القیامه و یا هنگامی که در حق امام خود غلو کرده اند، شریعت گریز و در غیر این صورت پایبند به شریعت بودهاند.
روش تحقیقنوع این تحقیق بنیادی و روش این تحقیق تاریخی،مبتنی بر توصیف و تحلیلی است. گرد آوری اطلاعات نیز در این تحقیق کتابخانه ای و از طریق فیش برداری از منابع مکتوب متقدم، کتب و مجلات معاصر و پایگاههای اطلاع رسانی صورت گرفته است.
محدوده تحقیقاین پژوهش به بررسی اندیشه و رفتار اسماعیلیان در باب فقه و شریعت از بدو شکل گیری در زمان حیات امام جعفر صادق علیه السلام (ف 148) تا عصر حاضر به طور کلی می پردازد، به گونه ای که بتوان در پژوهشهای بعدی هریک از برش های این تاریخ و هر انشعاب این فرقه را جداگانه و به طور تفصیلی و با منابع میدانی مورد کنکاش قرار داد. در این تحقیق تحدید موضوع بدین گونه است که تنها به مهم ترین گروهها و پیروان فرقه اسماعیلیه و بارزترین اندیشه ها و رفتارهای آنان پرداخته شده است.
پیشینه تحقیقعلی رغم وجود مطالعات وسیع و دامنه داری که در حوزه اسماعیلیه صورت گرفته است .هنوز مطالعه دقیقی در باره فقه و شریعت اسماعیلیه انجام نپذیرفته است. این ادعا با بررسی های همه جانبه در پایگاه های اطلاع رسانی زمانی تایید شد که هیچ پایان نامه، مقاله و یا کتابی با عنوان فقه و شریعت از دیدگاه اسماعیلیه به دست نیامد، هرچند برخی مطالعات به اقتضای موضع به بحث فقه و یا شریعت بطور کلی پرداخته اند و در لابلای موضوعات مورد نظر خود گریزی نیز به فقه و شریعت اسماعیلیان زده اند. بدین ترتیب تنها دسته ای از مطالعات وجود دارند که پیشینه ی مرتبط با موضوع مورد نظر هستند این تحقیقات عبارتند:
تاریخ و عقاید اسماعیلیه: این کتاب توسط محقق و اسماعیلی شناس معاصر فرهاد دفتری (متولد 1317) به زبان انگلیسی به رشته تحریر درآمد و در سال 1990 م توسط انتشارات دانشگاه کمبریج چاپ شده است. در سال 1375 شمسی این کتاب بوسیله فریدون بدره ای به زبان فارسی ترجمه شد و در نشر فرزان روز به چاپ رسیده است. فرهاد دفتری خود می گوید که از دهه 1340 شمسی که در دانشگاه کالیفرنیا تحصیل می کرده و با آثار ولادیمیر ایوانف آشنا شده، رو به تحقیقاتی درباره اسماعیلیه آورده است. کتاب او دارای هفت فصل است که به ترتیب به این مباحث می پردازد: پیشرفت غربیان در مطالعات اسماعیلی، منشأ و تحولات اولیه مذهب تشیع، اسماعیلیه نخستین، اسماعیلیه فاطمی، اسماعیلیه مستعلوی، اسماعیلیه نزاری در دوره الموت و اسماعیلیه نزاری بعد از دوره الموت. کتاب تاریخ و عقاید اسماعیلیه به نوبه خود اثر مهمی در شناخت فرقه اسماعیلیه به حساب می آید. به نحوی که باید گفت اثر جامعی درباره این فرقه تا قبل از نگارش این کتاب وجود نداشت و بعد از تالیف کتاب محل بسیاری از ارجاعات محققین و پژوهشگران فرق شد. دفتری در این کتاب به طور مفصل تاریخ این فرقه را بررسی می کند و در لابلای مباحث تاریخی به بررسی عقاید این فرقه نیز می پردازد. گرچه از بین مطالب ذکر شده می توان مباحثی مربوط به اندیشه اسماعیلیان در رابطه با فقه و شریعت نیز کشف نمود، اما این کتاب را نمی توان اثر مستقلی در این باره دانست، اضافه بر اینکه رویکرد فرهاد دفتری در این کتاب و دیگر کتب او که به فارسی ترجمه شده اند، مانند مختصری در تاریخ اسماعیلیه: سنتهای یک جماعت مسلمان، تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه، افسانه‌های حشاشین، یا، اسطوره‌های فدائیان اسماعیلی و مقالات گوناگون در دائره المعارف ها و مجلات ،تطهیر و توجیه اندیشه و عملکرد اسماعیلیان می باشد، به نحوی که او در مورد فاطمیان تاکید می کند که آنها قائل به همراهی ظاهر و باطن بوده اند و شریعت را رعایت می کردند، اما در مورد شریعت گریزی ها ساکت است. این رویکرد را شاید بتوان در مورد فاطمیان قابل قبول دانست ولی طیف دیگری که در اسماعیلیان، شریعت گریز بوده اند نیز باید بررسی شود. دفتری به دلیل مقام مهمی که در موسسه مطالعات اسماعیلیه لندن دارد، کاملا نسبت به تاریخ این فرقه مثبت اندیش بوده و در برخورد با شریعت گریزی این فرقه یا به اهمال رفتار نموده (مانند آنچه در مورد آقاخان ها گفته می شود) و یا اینکه درصدد توجیه برآمده است (مانند آنچه او در مورد قیامت حسن علی ذکره السلام می گوید).
اسماعیلیه، مجموعه مقالات: این کتاب که مجموعه ای مقالات درباره فرقه اسماعیلیه می باشد، در سال 1384 شمسی توسط گروهی از نویسندگان مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب نگاشته شده و همراه با مقدمه ای از سوی فرهاد دفتری، توسط انتشارات همین مرکز به چاپ رسید. کتابی که خیلی از مقالاتی که در آن آمده برای اولین بار است که در مطالعات اسماعیلی مطرح می شود. دفتری در مقدمه این کتاب آن را اولین تحقیق مستقل گروهی در مورد اسماعیلیه می داند که بر اساس شیوه های علمی در ایران انجام شده است، که در این صورت اقدامی پیشگامانه در زمینه مطالعات جدید اسماعیلی می داند. نویسندگان این کتاب هرکدام به بررسی بخشی از عقاید و یا نقاط مبهم فرقه اسماعیلیه پرداخته اند. این کتاب را می توان به سه بخش تقسیم کرد که در هر کدام از آن بخش ها می توان سرنخ هایی از مباحث مربوط به فقه و شریعت یافت. بخش اولین کتاب که در مورد اعتقادات است مقالاتی در باب خدا و صفات او، نبوت، امامت، معاد و باطنی گری از دیدگاه اسماعیلیه را دارا است. در این بخش به خصوص در چهار مقاله اخیر می توان مباحث مربوط به این پژوهش را هرچند به طور غیر مستقیم یافت. در بخش دوم این کتاب مقالاتی در باب بعضی از بزرگان اسماعیلی و یا منسوب به این فرقه همچون قاضی نعمان، ابوحاتم رازی، ناصرخسرو، شهرستانی و خواجه نصیر آمده است که به بررسی مذهب، اندیشه و آثار آنها پرداخته است. در این بخش نیز در لابلای این زندگی نامه ها اشاراتی همسو وجود دارد. در بخش سوم نیز دو مقاله درمورد دروزیه و قرامطه آمده است، که در مقاله اولی به مواردی از فقه و شریعت دروزیان که منشعب از اسماعیلیه فاطمی شدند، به طور صریح اشاره شده است و در مقاله دومی نیز اشارتی به شریعت گریزی های قرمطیان شده است. این اثر نیز به دلیل آنکه سعی داشته رویکردی تقریبی مرکز مورد نظر را نسبت به ادیان و مذاهب من جمله اسماعیلیان حفظ کند، نمی تواند اثری کاملا بیطرفانه در بررسی این فرقه از حیث فقه و شریعت باشد. البته می توان این توجیه را نیز ارائه کرد که عقاید اسماعیلیه در این کتاب بیشتر رنگ و بوی فاطمی دارد که آنها نیز مراعات ظاهر و باطن در کنار هم را معتقد بودند و به شریعت گریزی قرامطه و طیفی از نزاریان و دروزیان بسیار کم پرداخته شده است.
درسنامه تاریخ و عقاید اسماعیلیه: این کتاب توسط مهدی فرمانیان نوشته شده و نشر ادیان در سال 1386 شمسی با همکاری موسسه مذاهب اسلامی آن را چاپ کرده است. این کتاب دارای چهار بخش با عناوین بحث های مقدماتی، تاریخ اسماعیلیه، دانشمندان اسماعیلی و اعتقادات اسماعیلیه است. نویسنده این کتاب به طور تفصیلی تاریخ و عقاید این فرقه را بررسی کرده و در بیان حقایق این فرقه صراحت بیشتری از دو اثر قبلی داشته است. این اثر را نیز نمی توان اثری مستقل در باب فقه و شریعت اسماعیلیان دانست و یا اثری که کاملا جنبه های این موضوع را تنقیح کرده باشد. اما در این کتاب و در پایان هر بخش به معرفی منابعی برای مطالعه بیشتر پرداخته شده که آن منابع تصریحات بیشتری در رابطه با موضوع این پژوهش دارند.
اسماعیلیه از گذشته تا حال: این کتاب نگاشته محمد سعید بهمن پور است و در سال 1386 زیر نظر سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور و توسط انتشارات فرهنگ مکتوب به زیور طبع آراسته شده است. این کتاب دارای چهار فصل است که به ترتیب به بررسی تاریخچه، عقاید، دوران معاصر و کتابشناسی اسماعیلیان پرداخته است. از محاسن این کتاب ارتباط نویسنده با بعضی از اسماعیلیان می باشد. همچنین در این کتاب و در بخش عقاید بخش مجزایی به فقه اسماعیلیه پرداخته و در بخشی دیگر مواردی از تاویلات فقهی این فرقه را ذکر و تبیین نموده است. همچنین در فصل سوم کتاب که مربوط به دوران معاصر است، آداب مذهبی انشعابات فرقه اسماعیلیه را به طور مجزا بیان نموده است. استفاده از منابع انگلیسی نیز از دیگر امتیازات این کتاب است. اگرچه می توانست که از منابع اسماعیلی بیشتری استفاده نماید.
اخبار القرامطه: اخبار القرامطه در مورد پیروان این فرقه در احساء، شام، عراق و یمن است. این کتاب در سال 1410 هجری در ریاض عربستان و توسط دار الکوثر به چاپ رسیده است. این اثر جمع آوری سهیل ذکار از تمامی منابعی است که درباره قرامطه نگاشته شده است. سهیل ذکار در این کتاب تمامی منابع مربوطه را به ترتیب حوادث تاریخی و از ابتدای شکل گیری قرامطه تا افول آنها ذکر کرده است. سهیل ذکار کتاب دو جلدی دیگری تحت عنوان الجامع فی اخبار القرامطه دارد. از حیث جامعیت و در کنار هم بودن تمام آنچه در بین منابع در باب قرامطه است، اثر قابل تحسینی می باشد.
الموحدون الدروز فی الاسلام: این کتاب نوشته شیخ مرسل نصر رییس محکمه استینافیه دروز در لبنان است که در سال 1417 هجری در بیروت و توسط انتشارات الدار الاسلامیه به چاپ رسیده است. این کتاب در 10 فصل تنظیم شده است. مرسل نصر در کتاب خود تاییدات بزرگان اهل سنت و شیعه لبنان را در مورد مسلمان بودن فرقه خود می آورد و به تفصیل به بیان نظریات این فرقه در باب اجزا و ارکان شریعت می پردازد. او در این کتاب به دنبال اثبات این نکته است که موحدون کاملا یک فرقه اسلامی هستند که فقه مدار بوده و در خیلی از موارد مشابه فقه شیعیان و یا اهل سنت عمل می کنند و تنها در بعضی موارد فقهی با دیگر مکاتب فقهی اسلامی تفاوت داشته که آنها هم از سر نوع برداشت بوده و اختلافی اجتهادی است. مرسل نصر در صدد رفع اتهامات برآمده و تاکید می کند که آنها التزام به ترک تمامی محرمات دینی دارند. این همراهی دروزیان با دیگر شریعت باوران اسلامی جنبه مثبتی به نظر می رسد اما آنچه که مورد اهمال قرار گرفته و انتقادی به این کتاب است، نظریات شریعت گریزانه ای است که در کتبی همچون رسائل الحکمه آمده و جوابی به آنها داده نشده است و یا ترک شریعتی که اقوام مجاور دروزیان نقل کرده اند را چگونه باید توجیه نمود؟
منابع مستشرقین: فرقه اسماعیلیه مارشال گ. هاجسن: کتاب فرقه ی اسماعیلیه تاریخ سیاسی و اجتماعی و عقیدتی یکی از مهم ترین گروه این فرقه، یعنی نزاریان را طی یک صد و هفتاد سال (483 تا 654) برای ما باز گو می کند. این کتاب بنا به بیان آشکار مترجم آن، اولین کتاب مستقلی است که با پرداختی کاملا محققانه درباره ی اسماعیلیه به زبان فارسی منتشر می شود. هاجسن، با استناد به منابع معتبری چون جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله همدانی، جهان گشای جوینی، الکامل ابن اثیر، تاریخ طبرستان ابن اسفندیار، تاریخ گزیده ی حمدالله مستوفی، تاریخ مصر ابن میسر، و تاریخ دمشق ابن قلانسی و مطالعه ی متون بسیار دینی، فلسفی، کلامی، و جدلی فارسی و عربی، به نوشته خویشتن غنایی تحسین برانگیز بخشیده و برداشتی دقیق و استادانه از اندیشه های نزاریان پیش روی خواننده گذاشته است. مترجم دانشمند کتاب هم به سهم خود، مقدمه ای مفصل و سودمند درباره ی تاریخ و عقاید اسماعیلیان نگاشته که مدخلی بسیار راه گشا برای ورود به متن اصلی کتاب است.
تشیع در هند، جان نورمن هالیستر: این کتاب که نتیجه حضور این مستشرق در هند می باشد، به طور تفصیلی به بیان تاریخ و اعتقادات فرق شیعه اثنی عشری و اسماعیلی می پردازد. این مستشرق مشاهدات و برداشت های خود از اعتقادات و آیین های مذهبی و شرعی انشعابات مختلف فرقه اسماعیلیه همچون بهره ها و خوجه ها و نزاریان را ذکر می کند. از دیگر محاسن این کتاب استفاده از منابع اسماعیلیان که به زبانهای انگلیسی، اردو و گجراتی نوشته شده، می باشد. این کتاب توسط آذرمیدخت مشایخ فریدنی ترجمه شده و در سال 1373 شمسی توسط مرکز نشر دانشگاهی چاپ شده است.
آقاخان ها، ماهر بوس: این کتاب به طور تخصصی درباره زندگانی چهار امام اسماعیلیان نزاری قاسم شاهی معروف به آقاخان نوشته شده است. نویسنده این کتاب ماهر بوس است و او به طور تفصیلی خلق و خو وسبک زندگی آقاخان ها بخصوص آقاخان سوم را مورد کنکاش قرار داده است. این کتاب حاوی اطلاعاتی است که از رویکرد سکولارانه و شریعت گریزانه آقاخان ها حکایت می کند. اطلاعاتی که در دیگر منابع نیز می توان تاییداتی برای آن یافت و جواب اسماعیلیان معاصر نیز ظاهرا جز سکوت چیز دیگری نبوده است. کتاب ماهر بوس توسط محمود هاتف ترجمه و در سال 1376 توسط انتشارات کتاب سرا چاپ گشته است.
معرفی و بررسی منابعدر میان فرقه ها و دولت های برآمده در تاریخ اسلام شاید بتوان گفت که اسماعیلیه از حیث منابع در وضعیت خوبی قرار دارد. اما این منابع بیشتر به تاریخ سیاسی این فرقه شیعی پرداخته اند و شمار منابع و کتب فقهی اسماعیلیان و یا منابعی که در مورد شریعت آنها سخن گفته باشد، محدود است. بهترین منبع فقهی موجود از آنها دعائم الاسلام قاضی نعمان است که تبیین آن به عهده بزرگانی همچون حمید الدین کرمانی و موید فی الدین در مجالس الحکمه بوده است. در این پایان نامه تلاش شده است که بیشتر از منابع متقدم استفاده شود. اما در مورد منابع متاخر علاوه بر ضعیف بودن بعضی از آنان، کمبود منابع در مورد اندیشه و رفتار اسماعیلیان معاصر به وضوح قابل احساس است. به نحوی که درباره اسماعیلیان نزاری ایران، سوریه، بهره، خوجه، افغانستان و دیگر کشورهای آسیای میانه و یا رفتار اسماعیلیان همراه آقاخان چهارم و اندیشه شخص آقاخان در مورد شریعت منبع قابل اعتنایی وجود ندارد. به طور مثال آن طور که گفته شده است بهره های هند اجازه دسترسی پژوهشگران به منابع موجود در کتابخانه خود را نمی دهند و یا اینکه درزویان لبنان از دادن منبعی درباره خود به شخص پژوهشگر اجتناب کردند. به همین دلیل در این تحقیق از منابع موجود در کتابخانه دانشگاه ادیان و مذاهب که قوی ترین کتابخانه ادیان و مذاهب در ایران است، استفاده شده است. منابعی که توسط کسانی نگاشته شده که چندی در میان اسماعیلیان ایران، هند و دروزیان حضور داشته اند. همچنین پایان نامه هایی که توسط این افراد نگاشته شده و نیز سایت های خود اسماعیلیان مورد استفاده قرار گرفته است. در این بخش به معرفی و بررسی مهمترین منابعی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته، پرداخته می شود:
الف – منابع فرقه شناسی:
فرق الشیعه نوبختی: این کتاب توسط ابو محمد حسن بن موسی نوبختی از متکلمان بزرگ شیعه امامیه (310تا300ق) نوشته شده است که در نجف به چاپ رسیده است. این کتاب یکی از منابع اصلی پژوهشگر در معرفی اسماعیلیه نخستین به شمارمی آید. فرق الشیعه نوبختی از جمله معروفترین و کهن ترین آثاری است که درباره فرقه های شیعی نوشته شده و به تفصیل تمامی این فرقه ها و انشعابات آنها را ذکر نموده است. به دلیل اهمیت اسماعیلیه در میان فرقه شیعی این کتاب نیز به این فرقه پرداخته و در این بین با ذکر گروههای اسماعیلیه نخستین به بررسی آراء و اندیشه آنها پرداخته است. اگرچه می توان گفت نوبختی نگاه خوش بینانه ای به این گروهها نداشته است.
ب – منابع تاریخی:
تاریخ طبری: کتاب تاریخ الامم و الملوک نگاشته محمد بن جریر طبرى است که در سال 224 ق در آمل متولد شد. وفات وى در سال 310 ه ق در سن 84 سالگى در بغداد روى داد. طبرى در علومی همچون فقه، حدیث، تفسیر و تاریخ تبحر داشت. طبرى سنى مذهب بوده ولى تعصب فرقهای نداشته است. او یک سنى معتدل بوده که در متن کتاب تاریخ او شیعه ستیزی جایی ندارد. هرچند می توان این ویژگی او را ناشی از خو و تربیت مسالمت آمیز وی دانست. ولی موضع گیری او در تاریخ هرگز به نفع شیعه نبوده است و بر همین اساس کتمان کم نویسی در مورد شیعه از نقایص کار اوست. به هر تقدیر تاریخ طبرى، مهمترین تاریخ نامه روایى و سال شمار اسلامى است که با ظرافت و دقت رخدادها متناسب با سال وقوع به ترتیب کنار هم قرار گرفته اند. این اثر‏ از کتب تاریخ عمومى‏ حساب می شود که زبان آن عربى‏ است و مربوط به قرن چهارم‏ می باشد. تاریخ طبرى دو بخش عمده دارد: بخش پیش از اسلام و بخش پس از اسلام. تاریخ طبرى دوره نوینى را در تاریخ نگارى اسلامى آغاز کرد و اثر فراوانى بر مورخان پس از خود برجای گذاشت. در این پژوهش و در مباحث مربوط به شریعت اسماعیلیان نخستین و قرامطه از این کتاب استفاده شده است.
الکامل فی التاریخ: نوشته ابو الحسن على بن محمد بن محمد بن عبد الکریم شیبانى جزرى مشهور به عز الدین ابن اثیر (555-630) مورخ، ادیب، و محدث، است. ابن اثیر در علوم و فنون مختلف از جمله حدیث، قراءت، خطابه و لغت تبحر داشت و در زمره مشاهیر و فقهاى موطن خود بود. وى در 25 شعبان سال 630 در حلب وفات کرد. تاریخ مرگ او را سال 631 یا 633 هم گفته‏اند. این کتاب جامع‏ترین تاریخ عمومى است که بیشتر آن درباره تاریخ اسلام است. ابن اثیر کتاب خود را از نخستین روزگار آغاز کرده و تا پایان سال 628 ه. ق یعنى دو سال پیش از مرگش ادامه داده است. منبع اصلى وى تا اواخر قرن سوم، تاریخ طبرى بوده است. اهمیت الکامل جز آنچه گفته شد بیشتر به خاطر اشتمال بر ذکر وقایعى است که در آثار دیگران دیده نمى‏شود یا کمتر بدان پرداخته‏اند. الکامل را باید تنها کتابى دانست که به همه دولت‏هاى اسلامى در تمامى سرزمین‏ها پرداخته است. علاوه بر ذکر همه رویدادهاى بزرگ و طولانى، در پایان هر سال به رویدادهایى که کوتاه و در درجه بعدى از اهمیت قرار دارند اشاره کرده و تاریخ مرگ افراد مشهور از علما و شخصیت‏هاى مختلف را آورده است. اما نویسنده در بیشتر موارد منابع خود را یاد نکرده است ولى کتاب او منبع و الگویى براى مورخان پس از خود شده است. در فصل دوم این پژوهش که مربوط به اسماعیلیان نخستین و قرامطه است از این کتاب، بیشتر استفاده شده است.
اتعاظ الحنفا فی اخبار الفاطمیین الخلفا: نوشته احمد بن علی بن عبد القادر أبو العباس الحسینی، تقی الدین مقریزی است. او اصالتا اهل بعلبک بوده و در سال 766 هجری در قاهره به دنیا آمد و در سال 845 در همان شهر از دنیا رفت. او به دلیل اینکه اهل قاهره بوده و از حیث تاریخی به زمانه دولت فاطمی نزدیک بوده مورخ و ناقل خوبی از سرگذشت فاطمیان و قرمطیان می باشد. ظاهرا مقریزی بیشتر اخبار فاطیمان را با یک یا چند واسطه از کسانی که در عصر خلفای فاطمی زیسته اند نقل کرده است. کتاب او سه جلد بوده که در جلد اول با ذکر سرگذشت اولاد امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) آغاز و با حوادث سال 386 در دوران خلاف العزیز به پایان می رسد. او در جلد دوم به بیان خلافت الحاکم، الظاهر و المستنصر پرداخته و در جلد سوم سرگذشت المستعلی تا پایان انقراض فاطمیان را شرح می دهد. حسن این کتاب در توضیح دادن حوادث هر سال خلافت فاطمیان به طور جداگانه است به طوری که سرگذشت هر امام فاطمی را به طور تفصیلی از سال ولادت تا زمان جانشینی امام قبلی و حوادث دوران حکومت و نهایتا سال وفات را ذکر می کند. به همین دلیل استفاده زیادی از شرح حال این خلفا در این تحقیق شده است. مقریزی انتساب سلسله نسب فاطمیان به امام جعفر صادق را قبول دارد و نوع برخورد او با فاطمیان بر خلاف اینکه یک سنی مذهب است با دیگر هم مذهبانش تفاوت دارد. در این پژوهش از نسخه منتشر شده در سال 1416 هجری توسط المجلس الأعلی للشئون الاسلامیه قاهره و با تحقیق دکتر جمال الدین شیال استفاده شده است. این کتاب چون تاریخ سیاسی فاطمیان است، بی گمان اشارات صریحی کمتری به فقه و شریعت داشته است، اگرچه بیشترین اطلاعات درمورد تاریخ سیاسی این خلفا و شریعت باوری آنان استفاده شده است.
اخبار ملوک بنی عبید: کتاب اخبار ملوک بنی عبید و سیرتهم، نگاشته محمد بن علی بن حماده بن عیسی معروف به ابی عبدالله محمد الصنهاجی است که حجت الله رودکی، ترجمه آن را با عنوان تاریخ فاطمیان، منتشر کرده است. مولف کتاب سنی مذهب بوده و در کتاب خود به دنبال بیان یک دور تاریخ فشرده فاطمیان بوده است. از این کتاب در مورد شریعت باوری خلفای فاطمی استفاده شده است.
جوامع التاریخ: نگاشته رشید الدین فضل الله همدانی است که قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان است. خواجه رشیدالدین فضل الله بن عمادالدوله ابی خیر بن حیی کتاب بزرگ جوامع التاریخ را به دستور غازان خان و اولجایتو نوشته و می خواسته که معلومات تاریخی آن زمان را در آن بگنجاند. طرز کار خواجه رشید الدین در تدوین جوامع التواریخ گویا این بوده که متن‌های عربی یا فارسی را می‌خوانده و آنها را انتخاب می‌کرده و با اندکی تغییر در کتاب می‌آورده است. خواجه در سال 718 هجری درگذشت. می توان گفت که این کتاب بهترین کتاب تاریخی نوشته شده به زبان فارسی درباره فاطمیان و نزاریان بوده است. این کتاب بعد از ذکر سرگذشت عبیدالله مهدی شامل ذکر خلافت سیزده خلیفه است که از القائم بامر الله شروع شده و به العاضد بالله می‌رسد. در قسمت بعدی کتاب نیز تاریخ طایفه نزاریه را می گوید که از جلوس حسن صباح در قلعه الموت تا پایان کار این قلعه در زمان رکن الدین خورشاه باشد. اثر رشیدالدین فضل الله اثری قابل قبول تر از کتاب جوینی می باشد. زیرا که او در نقل تاریخ بی طرفی خود را حفظ کرده و خوبی ها و بدی ها را با هم ذکر کرده است. آن طور که خود نیز می گوید که به دنبال بیان بعضی از احوال و افعال خیر و شر ایشان بوده است.
تاریخ جهان گشای جوینی: تاریخ جهانگشای کتابی به زبان فارسی است که نوشته عطاملک جوینی مورخ‌ مشهور قرن‌ هفتم‌ هجری‌ درباره تاریخ مغول و خوارزمشاهیان و اسماعیلیان تا ۶۵۵ق و از آثار مهم از نظر تایخی و نیز ادبی به شمار می‌رود. جوینی آن سال‌ها در دربار هولاکو و پسرانش، اباقا و تگودار، دارای منصب، و گواه بسیاری از رخدادهای آن دوره بوده و برخی پیش آمدهای گذشته را نیز از گواهان آن‌ها و از خاندان خود که از درباریان خوارزمشاهیان و مغولان بوده‌اند، شنیده بوده‌است. تاریخ جهانگشای تاریخ سیاسی محض نیست، زیرا نویسنده هنگام رویداد نگاری، درباره اوضاع اقتصادی، اجتماعی، بافت شهرها و موقعیت جغرافیایی آنها و اسامی قدیمی شهرها نیز توضیحات کاملی داده‌است. این کتاب در سه جلد است؛ و جلد سوم مربوط به اسماعیلیان است که نویسنده در آن در باب فاطمیان و نزاریان به نقل ما وقع تاریخ می پردازد. جوینی در این کتاب گاهی از مرز انصاف و بی طرفی خارج شده و تعصب سنی گری خود را نشان می دهد.
سفرنامه ها:
سفرنامه ناصرخسرو: حکیم ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانى بلخى مروزى، ملقب ومتخلص به «حجّت» در ماه ذى قعده سال 394 ق ‏در قبادیان از نواحى بلخ به دنیا آمد. ناصر در بزرگ سالی از مقربان درگاه سلطان محمود غزنوى و پسرش‏مسعود بوده است. او عهد جوانى را به عیش و عشرت و میگسارى و لهو و لعب گذرانده و خود در این باره اظهار پشیمانى مى‏کند. البته ناصر در نه سالگى قرآن و احادیث بسیارى را حفظ کرد. او تقریبا در تمام علوم عقلى و نقلى زمان تبحّر یافت. زمانى در سال 437 ق در جوزجان خوابى دید که در اثر آن تحول عمیق روانى براى او رخ داد و سبب شد به دنبال درک حقیقت آسایش و امکانات خود را فدا سازد و از شغل دیوانى خود در بلخ استعفا نماید. کتاب او از مشهور ترین سفرنامه هایی است که به زبان فارسی نوشته شده است. «سفرنامه» اثرى است که ناصر خسرو آن را در سفر هفت ساله خود نگاشته است. سفر هفت ساله وى در سال 437 ق از مرو به قصد حج آغاز مى‏شود. این کتاب براى پژوهشگران یکى از بهترین سندهاى فرهنگى اجتماعى‏ جهان اسلام در آن زمان می باشد. ناصر خسرو در نوشتن مسائل و برداشتن یادداشتها طرحى معتدل دارد، مى‏داند چه را باید توصیف کند، اطناب به جا و ایجاز به‏ موقع از رموز و دقایق و ویژگى‏هاى نوشته‏هاى اوست. بر سفرنامه خرده گرفته شده که مشتمل بر غثّ و سمین است و در کنار مطالب تحقیقى، برخی مطالب غیر معتبر نیز ذکر شدهاست. برخى از قسمتهاى گزارش وى نیز داراى تفصیلى ملال‏آور است. ناصر خسرو سرانجام بعد از سال 465 ق درگذشت. از سفرنامه در این پژوهش درمورد توصیف چگونگی اجرای شریعت در جامعه قرمطی استفاده شده است.
منابع فقهی – کلامی اسماعیلیه:
در بین منابع گوناگون فقهی کلامی اسماعیلیان، بعضی از آنها مورد استفاده بیشتری قرار گرفتند که در این بخش به معرفی آنها بر حسب تاریخ تالیف پرداخته می شود.
الاصلاح: نگاشته داعی بزرگ ری ابوحاتم رازی است که این کتاب را در رد و یا اصلاح بعضی از عقاید اباحه گرایانه دیگر داعی اسماعیلی، محمد بن احمد نسفی در کتابش المحصول، نوشته است. گفته شده است که نام اصلی کتاب الاصلاح فی التاویل بوده و در شناخت قصص قرآنی است. که البته رویکردهای شریعت محور آن در همین مباحث و در پاسخ به اظهارات نسفی قابل مشاهده است. از این کتاب در جهت شناسایی نظرات ابوحاتم در مورد شریعت استفاده شده است.
الافتخار: این کتاب توسط ابویعقوب سجستانی داعی بزرگ منطقه سیستان نوشته شده است. او در این کتاب که مشحون از اطلاعات در باب اعتقادات اسماعیلیان است به بیان ارکان شریعت پرداخته و آنها را تاویل می کند. این اثر سجستانی همچون دیگر اثر بزرگان اسماعیلی گاهی در تاویل به زیاده روی کشیده شده و تاویلاتی دور از ذهن ارائه می شود. سجستانی در این کتاب همانطور که از عنوانش پیدا است به اعتقادات خود در مقابل دیگر گروههای اسلامی افتخار می کند. ابویعقوب سجستانی در سال 361 هجری و به دستور خلف بن احمد حکمران سیستان به قتل رسید.
دعائم الاسلام: مهم ترین اثر فقهی اسماعیلیان و قاضی نعمان این کتاب می باشد که توسط این فقیه بزرگ و به دستور معز امام فاطمی نگاشته شده است. قاضی نعمان در این کتاب احادیثی را ذکر می کند که تا امام جعفر صادق (ع) می باشد و از ائمه بعد از او چه از ائمه اثنی عشری و چه فاطمی حدیثی نقل نکرده است. به همین دلیل همیشه این کتاب مورد عنایت فقهای امامیه بوده است. احادیث کتاب دعائم بدون ذکر سلسله راویان و به صورت مرسل آمدهاند. این کتاب در دو جلد تالیف شده وجلد اول آن که نزد اسماعیلیان به «دعائم الاسلام السبع‏» معروف است ‏شامل هفت کتاب زیر مى‏باشد: 1. کتاب الولایه، 2. کتاب الطهاره، 3. کتاب الصلاه، 4. کتاب الزکاه، 5. کتاب الصوم والاعتکاف، 6. کتاب الحج، 7. کتاب الجهاد. جلد دوم آن شامل 26 کتاب دیگر فقه است: 1. کتاب البیوع والاحکام فیها، 2. کتاب الایمان والنذور، 3. کتاب الاطعمه، 4. کتاب الاشربه، 5. کتاب الطب، 6. کتاب اللباس والطیب، 7. کتاب الصید، 8. کتاب الذبائح، 9. کتاب الضحایا والعقائق، 10. کتاب النکاح، 11. کتاب الطلاق، 12. کتاب العتق، 13. کتاب العطایا، 14. کتاب الوصایا، 15. کتاب الفرائض، 16. کتاب الدیات، 17. کتاب الحدود، 18. کتاب السراق والمحاربین، 19. کتاب الرده والبدعه، 20. کتاب الغصب والتعدی، 21. کتاب العاریه والودیعه، 22. کتاب اللقطه واللقیطه والابق، 23. کتاب القسمه والبنیان، 24. کتاب الشهادات، 25. کتاب الدعوى والبینات، 26. کتاب آداب القضاء. کتاب دعائم تنها منبع فقهی مهم فرقه اسماعیلیه است که تا به امروز مورد استفاده پیروان آن قرار گرفته است. در این پؤوهش نیز به معرفی این اثر و فتاوای شاخص قاضی نعمان پرداخته شده است. این فقیه بزرگ که با چهار امام فاطمی در ارتباط بود، در سال 363 هجری در قاهره فوت نمود و بعد از او نسلش ادامه دهنده راه او در قضاوت و فقاهت بودند.
راحه العقل: احمد حمید الدین کرمانی، داعی بزرگ اسماعیلی و معروف به حجه العراقین است. او در کرمان به دنیا آمد و در زمانه حاکم بامرالله در سال 408 ق به دلیل ظهور دروزیان در اطراف خلیفه به قاهره دعوت شد تا جوابگوی غلو اطرافیان حاکم باشد. موضوعی که در همه نوشته های کرمانی به چشم می خورد موضوع عبادتین و مرعی داشتن عبادت ظاهر و باطن همراه با یکدیگر است. راحه العقل به نوعی مهم ترین کتاب این اندیشمند در بیان اعتقادات فلسفی کلامی این فرقه است که او در این کتاب فلسفی خود اشاراتی نیز به مسائل شریعت دارد. کرمانی بعد از سال 411 هجری در قاهره فوت نمود.
مجالس المؤیدیه: هبه الله ابو نصر بن موسی الشیرازی داعی الدعاه، متکلم و شاعر بزرگ اسماعیلی است که ملقب به مؤید فی الدین می باشد و اهل شیراز بوده است. کتاب او مجموعه ای هشت جلدی است که مشتمل بر هشتصد مجلس از سخنرانی های موید الدین می باشد. مویدالدین در این مجالس به بیان موضوعات مختلف فقهی، کلامی، تفسیری، و فلسفی پرداخته است. با مراجعه به کتاب مجالس نظریات او در باب فقه و شریعت و رابطه ظاهر و باطن را می توان کشف نمود. این داعی بزرگ در سال 470 هجری از دنیا رفت.
وجه دین: توسط ناصرخسرو قبادیانی نگاشته شده است. این اثر بیان گر اهمیت داشتن بسیار زیاد تاویل در نزد اسماعیلیان است و به شرح اسرار و رموز شریعت این فرقه می پردازد. این کتاب بنابر گفته نویسنده پنجاه و یک گفتار به تعداد رکعات نماز دارد و در آن تمامی ارکان شریعت تاویل شده اند. ناصر خسرو یک یک اجزاء شریعت و مسائل فقهی را نام برده و بعد به بیان تاویل آن می پردازد. این امر نشان دهنده این مطلب است که ناصرخسرو اولاً به تمامی این احکام و مسسائل فقهی قائل است و ثانیاً برای آنها وجهی عقلی و باطنی ذکر می کند. به طور مثال سرفصل چند مبحث او بدین صورت است: اندر حدود نماز، فریضه های نماز، سنتهای نماز، وقتهای نماز، جمع کردن نماز، اندر فرمایش رسول مر بلال را، تعصی شیعت که نماز کوتاه نشاید کردن مسافر را، نماز نشسته گذاردن، اندر اختلاف رکعات نماز که اندر میان امت است، و … در هر حال باید گفت که این کتاب نثر پیچیده ای دارد و گاهی تاویلاتی که ذکر می شود بسیار بعید الذهن بوده و درک آنها مشکل است.
تعریف و تحدید واژگانکلید فهم مباحث علمی، مفاهیم واژگانی هستند که توضیح، تشریح و تبیین آنها می تواند راهگشای اصلی تحقیق باشد. هرچند دایره واژگانی در این پایان نامه بسیار است اما گزیده ی مهمترین آنها به شرح ذیل است.
الف – فقه: فقه در لفظ به معنای فهم، آگاهى و دانایى، و به معنای فقاهت داشتن آمده است و در لسان العرب منظور از «فقه» علم و دانستنى است که همراه با دقت نظر و استنباط باشد. در اصطلاح به معنای علم به احکام شرعی از ادله تفصیلی آنها است. یا اینکه منظور از آن علمی است که از فروع عملی احکام شرع بحث می کند. در حالی که مقصود از آن تحصیل ملکه اقتدار بر اجرای اعمال شرعی است. مبنای این علم بر استنباط احکام از کتاب و سنت است و به سبب همین استنباط محل اجتهاد است. فقه در این پژوهش، با توجه به آثار فقهی قاضی نعمان که بزرگترین فقیه اسماعیلیان است، تعریف و تبیین شده است.
ب – شریعت: شریعت در لغت به معنای راهی درکنار رودخانه است که دستیابی به آب را آسان می سازد یا مکانی که از آن آب می نوشند. همچنین به معنای طریقه، روش، آیین پیامبران و دین آمده است. از این جهت که مایه حیات و طهارت کسانى است که آن را بپیمایند. اما در اصطلاح شریعت دارای دو معنی عام و خاص می باشد. در معنای عام مترداف کلمه دین می‌باشد و مثلاً گفته می‌شود شریعت اسلام که منظور دین اسلام می‌باشد. در معنای خاص عبارتست از احکام و دستورات و عبادات و اخلاقیاتی است که هر پیغمبر می آورد. و منظور احکام مقدس الهی است که به طریق وحی نازل شده است، یا مجموعه احکام و قوانینی که راهنمای زندگی یک فرد مسلمان است و مقررات و قوانین شرعی مربوط به اعمال ظاهری که علم فقه متکفل بحث در باره آن است و از طریق علم فقه تدوین و تبیین می شود؛ تعریف شده است. در اصطلاح فقها نیز خصوص احکام فرعى عملى از آن اراده مى شود که در این صورت کاملا مرادف با معناى اصطلاحى «فقه» است. در این پژوهش نیز دو اصطلاح فقه و شریعت مترادف گرفته شده و شریعت طبق آنچه اندیشمندان اسماعیلی بیان کردهاند، و گاهی شامل باطن و تاویل ظاهر نیز می شود، توضیح داده شده است.
ج – اسماعیلیه: یکی از فرقه های شیعی است که در اواسط قرن دوم و با اعتقاد به استمرار امامت توسط اسماعیل بن جعفر پدید آمد. آنها اسماعیل فرزند امام صادق (ع) را امام هفتم خود می دانستند. اسماعیلیان بعدها به گروههای مختلف تقسیم شدند.
د- ظاهر و باطن: ظاهر در لغت به معنای بیرون و یا آشکار است و در اصطلاح معنای لفظی متون مقدس و فرائض و احکام دینی است که در قرآن و شریعت اسلامی آمده است. ظاهر در تمایز با باطن قرار دارد. باطن در لغت به معنای درون و داخل است و اصطلاحاً منظور از آن معنای پنهان یا رمزی است که در ورای عبارات ظاهری کتب و متون مقدس بویژه قرآن و فرائض دینی شریعت قرار دارد. بر همین کسانی را که به باطن اهمیت ویژه ای می دادند، باطنیه می گفتند. بیشترین کاربرد این لفظ برای اسماعیلیان به کار رفته است.
ه – تاویل: به معنای بیرون کشیدن معنای درونی از بین عبارات و الفاظ یا از معنای ظاهری یک مسلک مذهبی است که به عنوان یک اصطلاح فنی در میان فرقه اسماعیلیه مورد استفاده است و از آن استنباط باطن از ظاهر را قصد می کنند.
ج – اباحه گری: در لغت به معنای مباح کردن، حلال کردن و جایز دانستن آمده و در اصطلاح به معنای اعتقاد نداشتن به وجود تکلیف و روا داشتن ارتکاب محرمات است. فرقه هایی که رفتار خلاف شرع را مباح می دانستند، نیز اباحیه نام میگرفتند.
اجمالی در تاریخ و عقاید اسماعیلیهاسماعیلیه، یکى از فرق شیعه است که در اواسط قرن 2 قمری پدیدار گشته و سپس به شاخه‏ها و گروههایى تقسیم شد. این فرقه نام خود را از اسماعیل فرزند امام جعفر صادق (ع) گرفته است. با رحلت امام صادق (ع) در 148ق، پیروان آن حضرت از میان شیعیان امامى به گروههایى منقسم شدند که دو گروه از آنها را مى‏توان به عنوان نخستین گروههاى اسماعیلى دانست. طبق روایات اسماعیلی، امام صادق (ع) ابتدا فرزند ارشد خود اسماعیل را به جانشینى برگزیده، و نص امامت را بر او قرار داده بود، ولى طبق روایت اکثر منابع، اسماعیل چند سال قبل از پدر، وفات یافت. با تمام تمهیداتى که امام صادق در مورد مرگ اسماعیل اندیشید و با شهودى که بر مرگ او گرفت، باز هم عده اى مرگ وى رانپذیرفتند. یکى از این دو گروه مرگ اسماعیل را انکار کردند و در انتظار رجعت او به عنوان امام قائم و مهدى موعود باقى ماندند. این گروه را اسماعیلیه خالصه نامیدند.گروه دوم از اسماعیلیان نخستین، مرگ اسماعیل بن جعفر در زمان پدرش را پذیرفته بودند و پس از وفات امام صادق (ع)، فرزند ارشد اسماعیل، محمد را به امامت شناختند. این گروه به «مبارکیه» معروف شدند. نوبختی درباره سرنوشت شیعیان بعد از رحلت امام جعفر صادق این چنین می گوید که آنها پس از او شش دسته شدند، سپس گروهی را اسماعیلیه ویژه نام برده و می گوید که آنها مرگ اسماعیل را در زمان حیات پدرش انکار کرده و آن را ترفند پدرش برای پنهان کردن او از ترس مردم، می دانستند. نوبختی در باب اعتقادات آنها این گونه بیان می کند که این گروه قائلند اسماعیل نمرده و نخواهد مرد و او همان مهدی قائم است، و چون پدرش به امامت اسماعیل پس از خودش اشاره کرده و امام جز راست نمی گوید؛ در هنگام شنیدن خبر مرگ او، دانستیم که همان اشاره امام صادق بر امامت اسماعیل درست است و او قائم آخر الزمان است.
گروه دیگری نیز مبارکیه می باشند که قائل به امامت نوه جعفر بن محمد، محمد بن اسماعیل، پس از او می باشند. استدلال آنها نیز این چنین است که چون انتخاب امام صادق برای امامت بعد از خودش یعنی اسماعیل در زمان حیات پدر فوت کرده است، امام، نوه خود را جانشین خود ساخت و این حق امامت مخصوص محمد بن اسماعیل است. نوبختی نام این گروه را منشعب از نام مبارک غلام اسماعیل بن جعفر و مربّی محمد بن اسماعیل می داند. معاصران اسماعیلیان نخستین، غالبا آنان را باطنیه یا ملاحده یا قرامطه خطاب مى‏کردند، ولى خود اسماعیلیان نخستین نهضتشان را «دعوت» یا «دعوت هادیه» مى‏نامیدند. درباره اسماعیل و محمد بن اسماعیل باید گفت که اسماعیل از مادرى علوى به نام فاطمه، دختر حسین بن حسن بن على بن ابیطالب(علیه السلام)، در حوالى سالهاى صد تا صد و پنج هجرى قمرى در مدینه متولد شد. امام صادق در زمان حیاتِ مادر اسماعیل ازدواج دیگری نکرد. اطلاعات ما درباره اسماعیل بسیار محدود است. او ظاهرا پسر دوم امام بوده و گفته شده که وى حدود 25 سال از برادر ناتنی اش امام موسى کاظم (ع) بزرگتر بوده است. تاریخ وفات اسماعیل نیز روشن نیست؛ مى‏توان گفت که وفات او بین سالهاى 132- 145ق اتفاق افتاده است. سیاست تقیّه و کار فرهنگی امام صادق به جای قیام مسلحانه، عده اى از پیروان او را راضى نکرده و این افراد باعث انشقاق هاى بسیارى در جریان اصلی تشیع گردیدند. تحریک کنندگان اصلى، جریانهاى سیاسى غلات همچون ابوالخطاب بودند و باعث مشکلات فراوانى براى امام صادق شدند. اسماعیل طبق نقل منابع گوناگون با این گروههای شیعی غالی در ارتباط بود. ارتباطی که امام صادق از آن ناخوشنود بود.
درباره محمد بن اسماعیل، هفتمین امام اسماعیلیه نیز باید گفت که همچون پدرش از زندگانى وى اطلاعات چندانى در دست نیست. اسماعیلیان قائل به امامت محمد بن اسماعیل بعد از پدرش میباشند. محمد فرزند ارشد اسماعیل بوده که بنا بر روایات، هنگام فوت امام صادق 26سال داشته است و تولد او به احتمال قوى باید در حدود سال 120ق واقع شده باشد. وى اندکى پس از 148ق که اکثر شیعیان امامى حضرت موسى کاظم (ع) را به امامت شناختند، موقعیت خود را غیر قابل تحمل دانسته و از محل زندگی خود مدینه، به عراق مهاجرت کرده و زندگى پنهانى خود را آغاز نمود و به همین سبب به «مکتوم» مشهور شده است. نقل شده است که او هنگامی که هارون الرشید به حجاز سفر کرد در نزد هارون الرشید سعایت عموی خود را نموده گفته بود: آیا مى دانى که در زمین، دو خلیفه وجود دارد که خراج مى گیرند؟ هارون گفت: منظورت کیست؟ محمد بن اسماعیل گفت: موسى بن جعفر و اسرار جمع آورى زکات و خمس امام کاظم را بیان کرد. به همین علت هارون الرشید، اقدام به دستگیری امام موسى کاظم(علیه السلام) نموده و ایشان را به شهادت رساند. این مهاجرت مبدأ «دوره ستر» در تاریخ اسماعیلیان نخستین است که تا هنگام تاسیس خلافت فاطمیان و ظهور امام اسماعیلى به طول انجامید. او احتمالا بین سالهاى 179 تا 190 هجرى در بغداد از دنیا رفت. عارف تامر اما قائل است محمد بن اسماعیل در سال 141 هجری در مدینه متولد شده و هنگام وفات پدرش 14 ساله بوده است. تامر، سال 193 هجری را زمان مرگ محمد بن اسماعیل می داند که در کوهی در شمال غربی شهر تدمر دفن شد. به نظر مى‏رسد که با وفات محمد بن اسماعیل، مبارکیه به دو شاخه منشعب شده‏اند و تنها گروه بسیار کوچکى تداوم امامت را در اخلاف محمد بن اسماعیل پذیرفتند.گروه دیگر، شامل اکثر مبارکیه، مرگ محمد بن اسماعیل را انکار کردند و در انتظار رجعت وى به عنوان امام قائم و مهدى موعود باقى ماندند. این گروه بعدها به نام قرامطه شهرت یافتند. از تاریخ بعدى این گروههاى اسماعیلى نخستین که مرکزشان در کوفه بود تا زمانى که اسماعیلیان با برپایى نهضت واحد اندکى پس از اواسط قرن 3 ق ناگهان در صحنه تاریخ اسلام ظاهر گردیدند، اطلاعات قابل ملاحظه‏اى در دست نیست. به نظر مى‏رسد که طى این یک قرن، رهبرانى در خفا و به استمرار براى ایجاد یک نهضت واحد در میان گروههاى اسماعیلى نخستین فعالیت داشته‏اند. این رهبران احتمالا امامان همان دسته‏اى بوده‏اند که با مرگ محمد بن اسماعیل از مبارکیه منشعب شده، و تداوم امامت را پذیرفته بودند.
کوششهاى پنهانى رهبران این فرقه، عاقبت پس از نزدیک به یک قرن در حدود سال 260ق به نتیجه رسید و از همان موقع شبکه‏اى از داعیان اسماعیلى در سرزمینهای مختلف اسلامى پدیدار شده و فعالیت گسترده‏اى را براى گسترش دعوت اسماعیلیه آغاز کردند. در آن تاریخ دعوت اسماعیلیه همچنان تحت هدایت رهبرى مرکزى مستقر در سلمیه قرار داشته، و هویت واقعى این رهبران نیز هنوز به گونه‏هاى مختلف کتمان مى‏شده است. براى جلب حمایت بیشترین شمار از اسماعیلیان نخستین، رهبران مرکزى اسماعیلیه تا مدتها به نام محمد بن اسماعیل دعوت مى‏کردند که اعتقاد به امامت و مهدویت وى نظریه اصلى مبارکیه و مهم‏ترین گروه منشعب از آنها بوده است. در 261ق حمدان قرمط که از اهالى سواد کوفه بوده، دعوت اسماعیلیه را در نواحى اطراف کوفه و سایر نقاط جنوب عراق آغاز، و سازماندهى کرده، و داعیانى نیز براى نواحى مهم آن منطقه معین کرده است. حمدان به زودى پیروان زیادى پیدا کرد که به قرامطه مشهور شدند. دعوت در یمن که همواره یکى از پایگاههاى مهم اسماعیلیه بوده، و از ابتدا ارتباطات نزدیکى با رهبران مرکزى نهضت داشته است، توسط دو داعى به نامهاى منصور الیمن و على بن فضل بنیان گذارده شد که از 270ق دعوت اسماعیلیه را به طور علنى در آنجا ترویج نمودند. دعوت به تدریج از یمن به مناطق مجاور، مانند یمامه، در شبه جزیره عربستان نیز بسط یافت . دعوت اسماعیلیه در سرزمین بربرهاى شمال افریقا نیز اشاعه پیدا کرد و مقدمات تأسیس خلافت فاطمیان فراهم گردید. در حدود سال 281ق دعوت اسماعیلیه در منطقه بحرین در شرق عربستان توسط ابو سعید جنابى آغاز گردید. ابو سعید سرانجام موفق شد که تا 286ق، قسمت اعظم بحرین را تحت نفوذ خود در آورد و دولت مستقلى را در آنجا بنیان نهد. اندکى پس از 260 ق دعوت اسماعیلیه در قسمتهایى از مرکز و شمال غربى ایران، آغاز گردید و سپس به خراسان و ماوراء النهر و ری نیز بسط یافت. اسماعیلیان در دوره فاطمى (تا487ق)خلافت و دولت مستقل و نیرومندى از خود یافتند. در دروان الحاکم جمعیتی از داعیان و پیروان با غلو در حق او پایه گذار فرقه دروزیه شدند، که تا امروز در لبنان و سوریه ادامه یافتند. با انتقال مقر دولت فاطمیان به مصر، اسماعیلیان مغرب به عنوان یک اقلیت تحت فشار قرار گرفتند و در407ق پس از به حکومت رسیدن اکثریت سنى مذهب افریقیه، اسماعیلیه قتل عام شدند. حتى مصر پایگاه دوم فاطمیان نیز مأمنى دائمى براى اسماعیلیان نبود و در زمان مستنصر هشتمین خلیفه فاطمى، صحنه بحرانهاى سیاسى و نظامى متعددى شد که آغازگر انحطاط دولت فاطمیان بود، در حالى که در همین زمان، خلافت فاطمى به موفقیتهاى مهم در مناطق شرقى دست یافته، و حتى توانسته بود در زمان کوتاهی عراق را نیز تحت سیطره خود گیرد. در یمن، پس از مرگ ابن حوشب، فعالیتهاى دعوت، به طور محدود ادامه داشت. در 429ق داعى على بن محمد صلیحى که با مرکز دعوت اسماعیلیه در قاهره در تماس بود، در منطقه کوهستانى مسار خروج کرد و سلسله صلیحیون را بنیان نهاد. مدتها بعد از او ملکه حره حکومت مقتدری در این وادی برقرار کرد.
صلیحیون که ریاست دعوت اسماعیلیه را در یمن بر عهده داشتند، حدود یک قرن، تا 532ق، بر بخشهاى مهمى از آن سرزمین به نیابت از فاطمیان حکومت کردند و اقتدار خود را تا اندازه‏اى به مناطق مجاور، مانند عمان و بحرین نیز بسط دادند. صلیحیون نقش مؤثرى در بسط دعوت اسماعیلیه به هندوستان نیز ایفا کرده‏اند. جماعت اسماعیلى جدیدى در گجرات پیدا شد که در قرون بعدى پایگاه اصلى اسماعیلیان طیبى (بهره‏ها) گردیده و هنوز در آن منطقه حائز اهمیت هستند. پس از مرگ خلیفه مستنصر، افضل پسر بدر الجمالى که در مقام وزارت، اقتدارى تمام داشت، توانست به قصد مستحکم ساختن موقعیت خود و با اعمال نفوذ، نزار فرزند ارشد مستنصر را که نص امامت و خلافت بر او قرار گرفته بود، از حقوق خود محروم کند و در عوض جوان‏ترین برادر او ابوالقاسم احمد را با لقب المستعلى بالله جایگزین وى سازد. افضل به سرعت مقامات عالى رتبه دولت فاطمی را وادار کرد تا با مستعلى بیعت کنند و او را به جانشینى مستنصر بشناسند. این اقدام بى‏سابقه، نهضت اسماعیلیه را با بحران شدیدى مواجه ساخت و اسماعیلیان که تا آن زمان نهضت واحدى را تشکیل مى‏دادند، به دو شاخه اصلى مستعلویه و نزاریه منقسم شدند. در اواخر سال 488 ق نزار همراه یکى از پسرانش به دستور مستعلى در زندان به قتل رسید. افتراق در جماعت اسماعیلیه به دو شاخه که از همان ابتدا رقباى متخاصم یکدیگر شدند، به تضعیف کلى و غیر قابل جبران دعوت اسماعیلیه انجامید. اکثر اسماعیلیان مصر و تمامى جماعت اسماعیلى یمن و گجرات و بسیارى از اسماعیلیان شام امامت مستعلى را پذیرفتند، ولى گروه بزرگى از اسماعیلیان شام و تمامى اسماعیلیان عراق و ایران و احتمالا بدخشان و ماوراء النهر به نص اول مستنصر وفادار ماندند و نزار را به عنوان نوزدهمین امام خود و جانشین به حق پدرش قبول کردند. در قرون بعدى، مستعلویان و نزاریان به ترتیب در قسمتهاى غربى و شرقى دنیاى اسلام به بسط دعوتهاى مستقل خود پرداختند و مسیرهاى مذهبى کاملا مجزایى داشتند. در این میان، اکثر اسماعیلیان در مصر و بسیارى در شام و تمامى جماعت اسماعیلى در یمن مستعلى را به جانشینى مستنصر قبول کرده بودند. با قتل جانشین مستعلى، الآمر باحکام الله در 524 ق مستعلویان با بحران جدیدى مواجه شدند که منجر به انشعاب مستعلویه به دو شاخه حافظیه و طیبیه گردید. آمر چند ماه پیش از مرگش صاحب فرزندى به نام طیب شده بود که تنها پسر او بوده است، اما در وقایع پس از مرگ آمر، عملا نامى از طیب در میان نیست. عموزاده آمر، عبدالمجید که عضو ارشد خانواده فاطمیان، و مدعى قدرت بود، پس از یک سال کشمکش با مخالفان، بر مسند حکومت قرار گرفت. او که ابتدا با عنوان ولیعهد زمام امور را در دست گرفته بود، در ربیع الآخر 526، مدعى خلافت و امامت شد و لقب الحافظ لدین الله را براى خود برگزید.
امامت حافظ مورد تأیید رسمى مرکز دعوت مستعلویه در قاهره قرار گرفت و اکثر اسماعیلیان مستعلوى در مصر و شام، و گروهى از مستعلویان یمن که حافظ و جانشینانش را به عنوان امامان خود شناختند، با نامهاى حافظیه و مجیدیه اشتهار یافتند. از طرف دیگر، گروههایى از مستعلویان مصر و شام، و شمار کثیرى از مستعلویان یمن ادعاهاى حافظ را باطل دانستند و امامت طیب را پذیرفتند که ابتدا با نام آمریه، و پس از تأسیس دعوت مستقل طیبى در یمن، به طیبیه شهرت یافتند. سلسله فاطمیان رسما در محرم 567 قمری به دست صلاح الدین ایوبى، منقرض شد و صلاح الدین به سرعت مذهب اهل سنت را به مصر بازگردانید؛ وى اسماعیلیان آن دیار را سخت قلع و قمع کرد و تشکیلات مرکزى دعوت حافظى برچیده شد و عاضد آخرین خلیفه فاطمى نیز چند روز پس از شکست، در پى بیمارى کوتاهى درگذشت. تا حدود یک قرن پس از مرگ او، شمارى از اخلاف وى مدعى امامت حافظیه بودند و هر چند گاه یک بار حرکت و شورشى را در مصر سامان مى‏دادند؛ ولى از آن پس بساط مذهب اسماعیلیه و سازمان پنهان دعوت آن کلا از مصر برچیده شد و در همان زمان، در شام نیز اثرى از اسماعیلیان حافظى یافت نمى‏شد. دعوت حافظیه در یمن نیز پیروانى پیدا کرده، و براى مدتى از حمایت رسمى بعضى از حکام و امراى محلى جنوب عربستان، برخوردار شد ولى با انقراض آن حکومتها در یمن و با ظهور صلاح الدین ایوبى، دعوت حافظیه و پیروانش در آن دیار نیز دوامى نیافت. مستعلویان هند که با صلیحیون روابط نزدیک خود را حفظ کرده بودند، مانند آنها، کلا به جناح طیبى دعوت مستعلویه پیوسته بودند. با توجه به از بین رفتن کامل جماعت حافظى در بلاد اسلامى، از آثار اسماعیلیان حافظى هیچ‏گونه نمونه‏اى بر جاى نمانده است. دعوت مستعلوى طیبى پایگاه اصلى خود را در یمن و سپس در شبه قاره هندوستان پیدا کرد. از هنگام ورود نخستین داعیان اسماعیلى به گجرات جماعت اسماعیلى در غرب شبه قاره هند به تدریج گسترش یافت و این جماعت از هندیان اسماعیلى که عمدتا اصل و نسب بومى داشتند، به زودى با نام «بهره» شهرت یافتند. جماعت طیبى خود از انشعابات فرقه‏اى مصون نماند و با مرگ داعى مطلق داوود بن عجب شاه، مستعلویان طیبى بر سر جانشینى وى اختلاف پیدا کردند و به دو شاخه



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

NameEmailWebsite

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *