— (655)

دانشگاه
واحـــــد
دانشکده علوم انسانی
پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد
رشته روابط بین الملل
عنوان :
بررسی زمینه های همکاری و اختلاف ایالات متحده آمریکا و روسیه در
مبارزه با تروریسم در افغانستان 2001-2012
استاد راهنما :
استاد مشاور :
نگارش :
تابستان

سپاسگذاری:
سپاس وستایش خداوند متعال را که جز به الطاف وعنایت او پیمودن
این مسیر برایم میسر نبود . معبودی که قطره دانش ومعرفت شناخت
را به ما ارزانی داشت و با مددویاریش این راه به نیکی طی شد .
دراینجا برخود لازم می دانم که نهایت سپاس وقدردانی را نسبت به
تمامی عزیزانی که درانجام این پژوهش از راهنمائیها ومشاوره ها
ومساعدتهای باارزش آنان از لحاظ علمی وحمایت های معنوی آنها
بهره مند بوده ام ، ابراز نمایم .
از راهنمایی های ارزنده استاد گرامی جناب آقای دکتراسماعیل
شفیعی سروستانی که به عنوان راهنمای این پایان نامه درتمام
مراحل تحقیق واجراء ونگارش درانجام هرچه بهتر این پژوهش یاری
نموده اند کمال تشکر وقدردانی را دارم.
همچنین از استاد مشاور ارجمند جناب آقای دکترمحمدرضا
اقارب پرست صمیمانه سپاسگذاری می نمایم.
درپایان جای دارد از همکاری صادقانه وصمیمانه عزیزانی که به
نحوی درتدوین این پایان نامه دچار زحمت شدند صمیمانه قدردانی
وسپاسگذاری نمایم

تقدیم به :
« پدر بزرگوارم »
پدری که دلسوزانه از کودکی تاکنون مشوق و پشتوانه
مستحکم من بوده.
«مادرمهربانم »
که زیباترین نعمت خداوندی است ، او که آرامبخشترین
لحظات زندگی را برایم فراهم کرد تا بتوانم سختترین
لحظات زندگی را پشت سر بگذارم

چکیده
روابط جمهوری فدراتیو روسیه و ایالات متحده امریکا دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد . در دوران جنگ
سرد در نظام دوقطبی رقابت سختی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده وجود داشت . حضور امریکا به عنوان
عضوی از ناتو در منطقه و نبودن روسیه در این پیمان از دلایل بزرگی است که باعث کشش روسیه به سوی امریکا می
شود . بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جداشدن جمهوری های متعدد از آن کشور و تولد روسیه تغییرات
زیادی در روابط روسیه و امریکا بوجود آمد. از طرف دیگر افغانستان یکی از نگرانیهای سیاست خارجی روسیه است.
اوضاع بی ثبات در افغانستان به ویژه وجود مواد مخدر، افراطگرایی اسلامی و فساد روسیه و متحدان استراتژیکش را در
آسیای مرکزی تهدید میکند. آمریکا، روسیه را به عنوان شریکی مهم در مبارزه با تروریسم در نظر داشته و مبارزه با
تروریسم یکی از زمینه های مهم در روابط آمریکا و روسیه است. ه دف تحقیق حاضربررسی زمینه های همکاری و
اختلاف آمریکا و روسیه در مبارزه با تروریسم می باشد. در یک نگاه کلی رویکرد روسیه در قبال این بحران استفاده از
فرصت در جهت بهبود مناسبات با آمریکا ودر راستای بهره مندی از نفوذ آن کشور در استفاده از امکانات وتوانایی های
سازمان های مالی وپولی بوده است و به همین خاطر همکاری خود با ائتلاف بین المللی برای بر خورد با عوامل
تروریستی در افغانستان را اعلام نمود. می توان گفت که ایالات متحده آمریکا و روسیه در موضوعاتی مانند مدیریت
بحرانها، مبارزه با توسعه اسلام گرایی رادیکال ودیگر مظاهر افراط گرایی، همکاری در عرصه انرژی به عنوان تقویت زیر
ساخت های اقتصادی، مبارزه مشترک در زمینه تروریسم، کنترل بیشتر بر رفتار برخی از بازیگران مؤثر منطقه ای نظیر
چین – ایران و تأمین اولویت های کشور های آسیای مرکزی زمینه های همکاری دارند. همچنین گسترش نفوذ سیاسی و
امنیتی امریکا، مخالفت روسها با نظام هژمونیک آمریکا و مانع تراشی غرب در زمینه جایگاه روسیه به عنوان یک قدرت
بزرگ و تعیین کننده جهانی مهم ترین عامل افزایش تنش میان روسیه و امریکا بوده است.
کلمات کلیدی: تروریسم، افغانستان، یازده سپتامبر، روسیه، امریکا٢
مقدمه
روابط روسیه و امریکا از زمان پیروزی انقلاب مارکسیستی در روسیه در سال 1917 همواره یکی از
مهمترین متغیرهای تعیینکننده در سیاست بینالملل به شمار رفته است. نقطه اوج این مسئله د ر دوران جنگ
سرد و به طور مشخصتر در زمان بحران موشکی کوبا رقم خورد که به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران ،
جهان تا آستانه یک برخورد هستهای به پیش رفت.
بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جداشدن جمهوری های متعدد از آن کشور و تولد روسیه تغییرات
زیادی در روابط روسیه و امریکا بوجود آمد. با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد ، اگرچه تنشها در
روابط روسیه و امریکا تا حدود زیادی کاهش یافت و نقش محوری روابط روسیه و غرب جای خود را به
موضوعات مهمتری مانند روابط غرب و جهان اسلام داد، اما در بسیاری از بحرانها و مسائل مهم جهانی
همچنان مواضع روسیه به عنوان یکی از پنج عضو شورای امنیت، از نقش تأثیرگذار و تعیینکنندهای
برخوردار بوده است.
طی این سالها روابط روسیه و غرب از یکسو عرصه مجموعهای از مسائل اختلاف برانگیز (از اختلاف بر سر
مسائل بالکان و گسترش ناتو به شرق گرفته تا اختلاف بر سر مسئله استقرار سپر دفاع موشکی و بسیاری از
موضوعات دیگر)، بوده است و از سوی دیگر، شاهد همکاریهای متنوعی مانند همکاری در موضوع مبارزه
با تروریسم، همکاریهای گسترده در زمینه اقتصادی و همچنین تفاهم در خصوص کاهش تسلیحات اتمی
بوده است. برخی از عرصهها مانند موضوع برنامه هستهای ایران و مسئله انرژی نیز تاکنون عرصه توأمان
همکاری و رقابت میان روسیه و غرب بوده است.
پس از حملات یازده سپتامبر، ایالات متحده آمریکا ماشه جنگ علیه تروریسم را کشید و افغانستان را به
عنوان نقطه آغازین مبارزه با تروریسم تعریف کرد و این کشور را مورد حمله نظامی قرار داد.روسیه نه تنها
در شورای امنیت رای به مداخله نظامی در افغانستان داد بلکه هم چنین با استقرار پایگاه های نظامی آمریکا
در آسیای مرکزی به منظور کمک به جنگ افغانستان مخالفتی نکرد. یعنی روسیه اقدام نظامی ایالات متحده
را در راستای منافع و امنیت ملی خود ارزیابی نمود. روابط جمهوری فدراتیو روسیه و ایالات متحده امریکا
دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد. در دوران جنگ سرد در نظام دوقطبی رقابت سختی بین اتحاد جماهیر
شوروی و ایالات متحده وجود داشت. حضور امریکا به عنوان عضوی از ناتو در منطقه و نبودن روسیه در
این پیمان از دلایل بزرگی است که باعث کشش روسیه به سوی امریکا می شود. افغانستان یکی از
نگرانیهای سیاست خارجی روسیه است. اوضاع بی ثبات در افغانستان به ویژه وجود مواد مخدر،
افراطگرایی اسلامی و فساد روسیه و متحدان استراتژیکش را در آسیای مرکزی تهدید میکند. روسیه برای
رفع این چالش ها به دنبال این است که به طور فزایندهای نقش فعالی را در بازسازی و ثبات افغانستان در ٣
سطوح مختلف روابط دوجانبه، منطقهای و بینالمللی ایفا کند. بنابراین روسیه و امریکا دارای منافع مشترکی
در افغانستان هستند و مسکو از تلاش برای مشارکت بینالمللی در افغانستان به رهبری غرب خرسند است.
به رغم پایان یافتن رژیم طالبان در سال 2001 افغانستان همچنان منبع تولید تهدیدات برای روسیه و
چالشهایی را برای امنیت روسیه و متحدانش در آسیای مرکزی ایجاد میکند. این چالش ها عبارتند از
قاچاق مواد مخدر، افراطگرایی اسلامی و تروریسم، بیثباتی سیاسی و فساده گسترده در افغانستان که باعث
نگرانی روسیه است. افغانستان با وجود تمام مشکلاتش بار دیگر به عاملی مهم در سیاست خارجی روسیه
تبدیل شده است. لذا در این تحقیق زمینه های همکاری و اختلاف آمریکا و روسیه در مبارزه با تروریسم در
افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد..۴
فصل اول:
کلیات تحقیق۵
1-1 – بیان مسأله
پس از حملات یازده سپتامبر، ایالات متحده آمریکا مبارزه جدی و قاطع خود علیه آنچه تروریسم بین
المللی می نامید آغز کرد و افغانستان را به عنوان نقطه آغازین مبارزه با تروریسم تعریف کرد و این کشور را
مورد حمله نظامی قرار داد. هدف اعلامی ایالات متحده حذف القاعده و حکومت طالبان حامی آنها به عنوان
منبع اصلی بنیادگرایی اسلامی بود که به زعم ایالات متحده اقدامات تروریستی علیه غرب را تشویق و
ترغیب می کرد. اقدام نظامی آمریکا نه تنها با حمایت دولت های فرامنطقه ای همراه شد بلکه دولت های
مانند ایران، روسیه، پاکستان و چین نیز اقدام نظامی آمریکا را تائید کردند. این به خاطر آن بود که هرکدام از
چهار دولت یاد شده نیز از نوع تفکر حاکم بر افغانستان نگران بودند و لذا آن را تهدیدی علیه خود می
دانستند. روسیه نه تنها در شورای امنیت رای به مداخله نظامی در افغانستان داد بلکه هم چنین با استقرار
پایگاه های نظامی آمریکا در آسیای مرکزی به منظور کمک به جنگ افغانستان مخالفتی نکرد. لذا باید گفت
که روسیه اقدام نظامی ایالات متحده را در راستای منافع و امنیت ملی خود ارزیابی نمود .
اگر ادعای فوق پذیرفته شود این ادعا نیز پذیرفتنی و مقبول است که احیای دوباره تفکر طالبان در
افغانستان و گسترش نفوذ منتهی به عملیات تروریستی توسط آنها خود به مثابه احیای تهدیدات منبعث از
بنیاد گرای اسلامی برای دولت یاد شده است که به نظر نمی رسد مورد مطلوبی برای آن باشد. لذا این گونه
به نظر می رسد که مادامی که اقدامات ایالات متحده معطوف در افغانستان به مبارزه با القاعده و طالبان و
کمرنگ کردن نقش آنها در حیات اجتماعی افغانستان باشد، کشور یاد شده راضی خواهد بود و منتفع می
شود.
از طرف دیگر وقوع حوادث یازدهم سپتامبر باعث نزدیکی بیسابقه روسیه به امریکا و مشارکت در
جنگ با تروریسم در افغانستان شد. درواقع روسیه ازیکطرف برای رشد اقتصادی و حل مشکلات داخلی
به کمکهای اقتصادی غرب و امریکا نیاز داشت، ولی ازطرفدیگر وابستگی بیش از حد به غرب میتوانست
1 موقعیت سیاسی روسیه را در نظام بینالملل تضعیف کند.
در خصوص پیوستن روسیه به ائتلاف ضدتروریستی به رهبری امریکا، این کشور به این نتیجه رسید که
فرصت بینظیری برای بهرهگیری روسیه از پتانسیلهای نظام بینالملل و غرب پدید آمده است .در پی این
امر روسیه به صورت تلویحی برتری امریکا را پذیرفت و کوشید از ایجاد تنش با غرب بپرهیزد.
ازطرفدیگر سیاست پوتین نسبت به متحدان منطقهای خود از جمله ایران، تحتتاثیر نزدیکی به غرب قرار
گرفت و لذا روسیه کوشید به دیپلماسی پنهان روی آورد. امضای توافقنامه دوجانبه نیمهمخفی در مورد
١
.رحمان قهرمانپور، استراتژی امریکا در خاورمیانه و روند یکجانبهگرایی در نظام بینالملل، کتاب امریکا، تهران، موسسه فرهنگی مطالعات و
تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران، 1382، صص34ــ32۶
تقسیم دریای خزر و متوسلشدن به بهانههای مختلف به هنگام برملا شدن این توافقات، محدودکردن
فروش تسلیحات نظامی پیشرفته به ایران و چراغ سبز نشاندادن به امریکا برای حمله به عراق در صورت
1 تضمین بازپرداخت بدهیهای عراق به روسیه را میتوان در پرتو حوادث یازدهم سپتامبر تحلیل کرد.
روابط جمهوری فدراتیو روسیه و ایالات متحده امریکا دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد . در دوران
جنگ سرد در نظام دوقطبی رقابت سختی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده وجود داشت . حضور
امریکا به عنوان عضوی از ناتو در منطقه و نبودن روسیه در این پیمان از دلایل بزرگی است که باعث کشش
روسیه به سوی امریکا می شود . بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جداشدن جمهوری های متعدد از
آن کشور و تولد روسیه تغییرات زیادی در روابط روسیه و امریکا بوجود آمد .
آسیای مرکزی، ایران و افغانستان و مرزهای خاورمیانه، نقطهی محوری رقابتی است که دیروز تحت
عنوان ابرقدرتها انجام میگرفت و امروز که در قالب یک ابرقدرت و یک نیروی ناهمسو به نام روسیه
تقلیل یافته است، انجام میپذیرد. پس از حوادث 11 سپتامبر، موضوع تروریسم اسلامی به یک مسئلهی مهم
میان دو کشور تبدیل شد .پوتین به بوش اختیار تام داد تا به افغانستان حمله کند تا از این راه بتواند موقعیت
خود را برای مبارزه با تروریسم در آسیای مرکزی تقویت کند. این مسئله باعث گردید تا به نوعی توازن
منطقه بهم بخورد و روسیه به عنوان کشوری که نمیتواند دفاع محکمی از کشورهای همسو و نیز قوانین
بینالمللی انجام دهد، مطرح شود.
این مسئله به ویژه در لغو تحویل موشکهای «اس – 300» به ایران در حالی که آمریکا و اسراییل این
کشور را تهدید به حمله کرده بودند، به چشم آمد. نشانهی دیگر این مسئله چشمپوشی روسیه از ترور
« بنلادن» توسط آمریکا بود که از این راه روسیه توانست در منطقهی قفقاز مبارزهی خود برضد تجزیه طلبان
را تقویت کند. تحسین روسیه پس از قتل بنلادن، اظهارنظرهای گرم مسئول هماهنگ کنندهی امور
ضدتروریسم اوباما، «دانیل بنیامین» دربارهی روسیه در جلسهی کنگره را به دنبال داشت که تأکید میکند
آمریکا، روسیه را به عنوان شریکی مهم در مبارزه با تروریسم در نظر داشته و مبارزه با تروریسم یکی از
مؤلفههای عمده در روابط آمریکا و روسیه است.
از طرف دیگر افغانستان یکی از نگرانیهای سیاست خارجی روسیه است. اوضاع بی ثبات در افغانستان
به ویژه وجود مواد مخدر، افراطگرایی اسلامی و فساد روسیه و متحدان استراتژیکش را در آسیای مرکزی
تهدید میکند. روسیه برای رفع این چالش ها به دنبال این است که به طور فزایندهای نقش فعالی را در
بازسازی و ثبات افغانستان در سطوح مختلف روابط دوجانبه، منطقهای و بینالمللی ایفا کند. بنابراین روسیه
و غرب دارای منافع مشترکی در افغانستان هستند و مسکو از تلاش برای مشارکت بینالمللی در افغانستان به
رهبری غرب خرسند است. مشارکت روسیه در بازسازی و درگیر شدن در مسائل افغانستان در نتیجه
١. رحمان قهرمان پور ، پیشین، ص
35٧
تعدادی از عوامل است که به منافع ملی روسیه و نقش رو به رشد این کشور در نظام منطقهای و جهانی
اشاره دارد. به رغم پایان یافتن رژیم طالبان در سال 2001 افغانستان همچنان منبع تولید تهدیدات برای
روسیه و چالشهایی را برای امنیت روسیه و متحدانش در آسیای مرکزی ایجاد میکند. این چالش ها
عبارتند از قاچاق مواد مخدر، افراطگرایی اسلامی و تروریسم، بیثباتی سیاسی و فساده گسترده در افغانستان
که باعث نگرانی روسیه است. افغانستان با وجود تمام مشکلاتش بار دیگر به عاملی مهم در سیاست خارجی
روسیه تبدیل شده است. هدف روسیه از مشارکت در ائتلاف بینالمللی در افغانستان و پشتیبانی از
1 تلاشهای جامعه جهانی از بین بردن تهدیدات ناشی از این کشور به منافع خود است
.
لذا بررسی زمینه های همکاری آمریکا و روسیه در مبارزه با تروریسم ، نیاز به بررسی و مطالعه جدی
توسط پژوهشگران دارد . زیرا در شرایط جدید موضوعات جدیدی جهت همگرایی و واگرایی در روابط
دوکشور به وجود آمده است که شناخت این عوامل لازم است .
2-1 – پیشینه تحقیق
در مورد تروریسم و مبارزه با آن تاکنون کتابهای زیادی چاپ شده است که چند مورد از آنها را که در
این پایان نامه استفاده می گردد ، معرفی می کنیم همچنین چندین مقاله که به موضوع مورد بحث ما یعنی
مبارزه با تروریسم در افغانستان پرداخته اند نیز اشاره می گردد:
-1 به نام تروریسم ، به کام آمریکا ، کنت راث ، ترجمه امیر شهریار امینیان، 1391
کتاب” به نام تروریسم” به کام آمریکا مجموعه مقالاتی در خصوص اقدامات غیرقانونی دولت و ارتش
آمریکا در جنگ با تروریسم که آن را ترجمه کرده است. در این کتاب 152 صفحه ای بیشتر به اقدامات
غیرقانونی آمریکا در جنگ با تروریسم با محوریت اعمال شکنجه در زندان های ابوغریب و گونتانامو
پرداخته شده است .«تاریخچه شکنجه، شکنجه و ترورسیم ، به سوی ابوغریب و شکنجه در زندان های
آمریکا» عناوین برخی از مقالات این کتاب است.
-2 استراتژی امریکا در افغانستان پس از طالبان، ذاکر حسین ارشاد ، 1391 .
کتاب استراتژی امریکا در افغانستان در نوع خود نخستین کتابی است که به بررسی موضوع مذکور از
حیث علمی می پردازد و به دور از هیاهوهای سیاسی و گمانه زنی های ژورنالیستی موضوع حضور امریکا
در افغانستان و این استراتژی این حضور را با توجه به متغیر های مؤثر در روابط بین الملل و سیاست
خارجی ایالات متحده امریکا مورد بررسی قرار داده است. این کتاب می تواند برای دانشجویان علوم سیاسی
1 – Victor Korgun, The Afghan problem a Russian perspective Russian analytical digest, No80, june
2010.p.4 ٨
به خصوص روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای مفید باشد. کتاب توسط انتشارات مؤسسه تحصیلات
عالی ابن سینا و با همکاری انتشارات تاک به نشر رسیده است.
-3 کتاب تروریسم و قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، مریم خیرخواه ، 1389
مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان یکی از ارکان اصلی این سازمان با جدی تر شدن تهدید
تروریسم بین المللی، قعطنامه های زیادی را درباره جنبه های مختلف مبارزه با تروریسم و سرکوب آن
صادر کرده است به طوری که فقط در فاصله سال های 2001 تا 2005 شمار آنها به بیش از 20 قطعنامه می
رسد. اگرچه مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه های خود را عمدتاً با نظر مثبت تمامی کشورها به تصویب
می رساند اما نمی توان نقش برخی از دولت های پرنفوذ مانند آمریکا یا کشورهای عضو اتحادیه اروپا را در
این حوزه نیز نادیده گرفت. این کتاب به قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد تروریسم
پرداخته است. در این کتاب بیش از 40 قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل با موضوع مبارزه با تروریسم تا
سال 2006 مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این کتاب جلد نخست از مجموعه قطعنامه
های مجمع عمومی سازمان ملل متحد و یکی از آثار» مجموعه اسناد» دفتر مطالعات بین المللی مبارزه با
تروریسم می باشد که پس از کتاب» کشورهای اسلامی و مبارزه تروریسم» به چاپ رسیده است.
-4 تروریسم ، حسن واعظی ، تهران ، 1380 .
در این کتاب به انگیزه بررسی عملیات 11سپتامبر در حمله تروریستی بر ساختمانهای تجارت جهانی و
چند مرکز مهم نظامی ایالات متحده آمریکا، نیز ارزیابی پیامدهای آن به رشته تحریر درآمده است .نویسنده
در کتاب، در قالب پنج فصل پدیده تروریسم، نقش آمریکا در جریانات تروریستی و اهداف این کشور از
لشکرکشی به جهان اسلام را ریشهیابی کرده است .فصل اول با عنوان کالبد شکافی عملیات 11سپتامبر
“شامل مباحثی است همچون چالشهای داخلی آمریکا، تعریف تروریسم، بحرانهای کنونی جهان،
کاربردهای تروریسم، تضعیف جهان اسلام به بهانه مبارزه با تروریسم .
-5 یکی دیگر از کتبی که می شود اشاره کرد ، کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر به کوشش میرمحمد
1 صدیق فرهنگ است
.
پس از انتقال پادشاهی از عبدارحمن خان پسر ارشدش سردار حبیب االله خان بر خلاف معمول سابق ،
آرام و بدون سر وصدا صورت گرفت. در این دوره بود که قرارداد دیوند از نقطه نظر سوق الجیشی
حکومت هند مورد تأیید امیر جدید و لرد کرزن قرار گرفت.
همچنین حکومت سردار امان االله شاه که دوران اصلاحات و استقلال افغانستان نامیده می شد ، مورد
بررسی قرار گرفته است. امان االله شاه تصمیم گرفته بود اگر دولت بریتانیا به تصدیق استقلال افغانستان
راضی نشود ، در برابر آنها مقاومت کند.
-1 میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیـر، چاپ اول، (مشهد: درخشش، 1374).٩
در این کتاب به مناسبات محمد نادر شاه با کشورهای خارجی پرداخته شده است. در زمینه سیاست
خارجی روش محمد نادر شاه از نظر شکل و ظاهر با روش امان االله شاه نزدیک، اما از نگاه محتوی در
قطب مخالف واقع بود. وی با تمام کشورهای همسایه و دول بزرگ آن زمان دوباره مناسبات سیاسی را
برقرار کرد ، اما در بین آنان برای انگلستان مقام خاص قایل بود و بدون آنکه رسماً یا اسماً از استقلال کشور
صرف نظر کرده باشد در عمل خود را به مشورت با دولت مذکور پایبند ساخت و از تعقیب سیاست
مخالف آن در مناطق مرزی و سرحد خوداری نمود.
6 – کتاب افغانستان در مسیر تاریخ به نویسندگی میرغلام محمد غبار
1
که تاریخ قدیم و جدید افغانستان
را بررسی کرده است، به حدود و ثغور و اوضاع اجتماعی و فرهنگی افغانستان پرداخته است. هم چنین به
نامهای تاریخی و بافت جمعیتی افغانستان اشاره شده است.
مؤلف به نفوذ دولتهای خارجی و مبارزه مردم افغانستان از قرن ششم قبل از میلاد تا قرن سوم قبل از
میلاد مخصوصاً در دولتهای هخامنشی بحث کرده و سقوط استیلای خارجی و تأسیس دولتهای مستقل
افغانستان را به تصویر کشیده است.
این کتاب افغانستان را از قرن هیجدهم تا قرن بیستم میلادی ، هم چنین جنگهای بریتانیا بر علیه مردم
افغانستان را موشکافانه تحلیل کرده است و به مخاطبین خود بر اساس مدارک مستند داده هایی ارائه کرده
که در کمتر نوشته ایی به چشم می خورد. این نکته باید مورد اذعان قرار گیرد که محمد غبار یک نویسنده
افغانی است و بیشتر موضوعات را از نگاه یک محقق افغانی به مخاطب خود ارائه کرده است.
-7 در کتاب افغانستان که علیرضا علی آبادی آن را به نوشته تحریر درآورده
2
، علاوه بر جغرافیای طبیعی
افغانستان به جغرافیای انسانی و اجتماعی آن کشور نیز پرداخته شده است. در جغرافیای انسانی اوضاع اقوام
بخصوص قوم پشتون به تفصیل کار شده و همچنین تاریخ معاصر افغانستان که شامل جدایی از ایران ،
تجاوز شوروی به آن کشور و حکومتهای پس از خروج اتحاد جماهیر شوروی مورد بررسی علمی و
تاریخی قرار گرفته است.
همچنین سیاست خارجی افغانستان بلاخص سیاستها واهداف کلی دولتهای افغانستان، عمدتاً در قرن
بیستم ، از بی طرفی و عدم تعهد، استقلال تا خود کفایی و توسعه دنبال شده است مخصوصاً روابط
افغانستان با پاکستان بررسی گردیده است. و روابط افغانستان با ایران ، اتحاد جماهیر شوروی ، ایلات
متحده آمریکا ، عربستان سعودی ، هندوستان و چین بطور جداگانه ، منظم و کاربردی مورد بحث قرار
گرفته است.
-1 میرغلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریـخ، (تهران: نشر جمهوری، 1383).
-2 علیرضا علی آبادی، افغانستـان، (تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت خارجه، 1372).١٠
-8 کتاب جریان پرشتاب طالبان ، کاری از مرکز مطالعات فرهنگی ، بین المللی ، سازمان فرهنگ و
1 ارتباطات اسلامی است که توسط محمد هاشم عصمت الهی و دیگران نوشته شده است
.
بررسی جریان پرشتاب طالبان از جهات گوناگون داخلی و خارجی مورد موشکافی قرار گرفته است،
زیرا این جریان با سلطه برق آسای خود ، نه تنها ساختارهای فکری ، سیاسی ، اجتماعی و ارتباطی
افغانستان را دستخوش تحول نموده، بلکه در عرصه های منطقهای و جهانی ، بسسیاری از معادلات سیاسی
را به هم زده است .
در این کتاب بافت و ترکیب قومی طالبان در مقایسه با سایر اقوام و اندیشه های سیاسی، قومی ، حقوقی
و دینی طالبان ، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر زمینه های ظهور طالبان به مباحث مربوط به
عدم کارایی دولت «مجاهدین» در اداره کشور و نیز بحران مشروعیت و توسعه نیافتگی ، ساختار سنتی
حکومت و حمایت نهادها و دولتهای همسایه و دیگر کشورها نقد و بررسی شده است. همچنین به نقش
ژئوپلیتیک افغانستان در رشد و قدرت یابی طالبان ، پرداخته شده است.
علاوه بر آن روابط سیاسی طالبان با کشورهای همسایه و نیز سایر کشورهای منطقه و جهان غرب بویژه
آمریکا ، انگلیس ، عربستان سعودی ، امارات و سایر منابع بینالمللی سیاسی و اقتصادی ، مورد ارزیابی قرار
گرفته است.
3-1 – سؤالا ت تحقیق
سؤال اصلی تحقیق
ایالات متحده امریکا و روسیه در زمینه مبارزه با تروریسم در افغانستان چه زمینه های همکاری و
اختلاف دارند ؟
سؤالهای فرعی تحقیق
-1 آیا مبارزه با تروریسم در افغانستان باعث نزدیکی امریکا و روسیه شده است ؟
-2 هدف روسیه از نزدیکی به امریکا در زمینه مبارزه با تروریسم در افغانستان چه بوده است ؟
-1 محمدهاشم عصمت الهی و دیگران، جریان پرشتاب طالبـان، (تهران: انتشارات بین المللی المهدی ، 1378).١١
4-1 – فرضیه های پژوهش
-1 جلوگیری از نفوذ قاچاق مواد مخدر ، اف راطگرایی اسلامی و تروریسم به روسیه عامل اصلی همکاری
امریکا و روسیه می باشد .
-2 هرچند حضور ایالات متحده در افغانستان و منطقه باعث تضعیف موقعیت روسیه می گردد ولی این
موضوع باعث نزدیکی امریکا و روسیه شده است.
-3 هدف روسیه از همکاری با امریکا در مبارزه با تروریسم در افغانستان ، از بین بردن تهدیدات ناشی از
این کشور به منافع اش می باشد.
5-1 – اهداف تحقیق
-1 شناخت زمینه های همکاری و اختلاف بین ایالات متحده آمریکا و روسیه در مبارزه با تروریسم در
افغانستان
-2 بررسی تاثیر حضور ایالات متحده در افغانستان بر موقعیت روسیه
-3 تبیین اهداف روسیه از نزدیکی به امریکا در زمینه مبارزه با تروریسم در افغانستان
6-1 – روش تحقیق
این تحقیق از نوع نظری و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات بصورت توصیفی – تحلیلی با ابزارکتابخانه
ای می باشد.
.
7-1 – حوزه و قلمرو تحقیق
موضوع پایان نامه حاضر بررسی زمینه های همکاری و اختلاف ایالات متحده آمریکا و روسیه در
برخورد با تروریسم در افغانستان از 2012-2001 می باشد. و از نظر زمانی قلمرو تحقیق سال 2001 میلادی
تا 2012 را شامل می شود. قلمرو زمانی مورد مطالعه : همانطور که مشاهده می شود در مورد موضوع فوق
کار مستقلی انجام نشده است و پایان نامه حاضر تلاش ی در این جهت است. یعنی از حادثه یازدهم سپتامیر
به بعد می باشد .١٢
8-1- سازماندهی پژوهش
این پژوهش در پنج فصل گردآوری شده است و یک چکیده قبل از این پنج فصل ارائه شده است ،
فصل اول که تحت عنوان کلیات تحقیق است شامل: بیان مسأله، اهداف پژوهش ، اهمیت پژوهش ، سؤالات
اصلی و فرعی ، فرضیه های اصلی و فرعی، پیشینه تحقیق ، چارچوب نظری روش تحقیق، روش گردآوری
اطلاعات، ابزار گردآوری اطلاعات ، مشکلات و محدودیت های پژوهش و نهایتاً سازماندهی پژوهش است.
فصل دوم تحت عنوان افغانستان از تها جم شورو ی تا ی ازده سپتامبر شامل مقدمه، حکومت یها معاصر
افغانستان، تهاجم شورو به ی افغانستان یپو امدها ی حضور شورو در ی افغانستان می باشد و در نهایت در
خلاصه بحث به نتیجه گیری موضوعی فصل پرداخته شده است.
در فصل سوم این پژوهش که درباره رابطه و کایامر افغانستان ا ست ضمن بیان مقدمه ابتدایی ابتدا به
بررسی روابط و کایامر افغانستان و مولفه ریتاث یها گذار بر روابط و کایآمر افغانستان قبل از 2001، پرداخته
شده ، سپس اهداف راهبردی در کایآمر افغانستان ، موقعیت ژئوپلتیکی افغانستان برا ی کایامر و لیدلا
ماندگار ی در کایآمر افغانستان ارائه شده است.
فصل چهارم این تحقیق روابط روس و هی افغانستان است که هنیشیپ به روابط ، اهمیت افغانستان برا ی
روس ، هی اهمیت روس برا هی ی افغانستان و ، منافع راهبردی متقابل روسیه و افغانستان اشاره شده است.
فصل پنجم یها نهیزم همکار و ی اختلاف و کایامر روس در هی افغانستان در مبارزه با تروری سم است و
در آن روابط اتحاد جماه ری شورو یا و ی الات متحده در کایامر دوران جنگ سرد ، روابط روس و هی کایامر
پس از جنگ سرد ، بررس ی روابط روس و هی از کایامر سال 2001 – 1991 ، م روابط یتیامن و کایامر روس هی
پس از 11 سپتامبر 2001، روابط یتیامن و کایامر روس در هی انیجر حمله به افغانستان آمده است.
در فصل ششم نیز نتیجه گیری این پژوهش آمده است که بر اساس یافته ها نتایج ارائه شده است . ١٣
فصل دوم:
افغانستان از تهاجم شوروی
تا یازده سپتامبر١۴
مقدمه
موقعیت سیاسی، جغرافیایی ، اقتصادی، اجتماعی و قومی افغانستان سبب شده است که این کشور از
زمان شکلگیری در سال 1747 ، همواره تحت تأثیر قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قرار داشته باشد. از
سال 1919، که این کشور حاکمیت کامل خود را از امپراتوری بریتانیا به دست آورد تا کودتای
کمونیستی1978، که به دنبال آن شوروی افغانستان را در سال 1979 مورد هجوم قرار داد ، افغانستان دوره
تقریباً صلحآمیزی را تجربه کرد. فروپاشی بلوک شوروی و سقوط رژیم کمونیستی در سال 1992 ، شرایط
جدیدی را برای افغانستان به وجود آورد. افغانستان از سال 1992 تا سقوط رژیم طالبان در سال 2001،
مکانی برای رقابت کشورهای منطقه شد. از سال 2001 تاکنون ، پس از اشغال این کشور توسط نیروهای
نظامی امریکا و ناتو نیز این کشور مکانی برای رقابت میان کشورهای منطقهای و فرامنطقهای به بهانه مبارزه
با تروریسم و بازگرداندن ثبات و امنیت به این کشور شده است.
بعد از شروع بحران در افغانستان از دسامبر 2001، این کشورمورد توجه اکثر بازیگران ذینفوذ در منطقه
بوده است. بنابراین معرفی و شناخت پیشینه افغانستان ، ضروری است لذا در ادامه به تاریخچه این کشور از
تهاجم شوروی تا یازده سپتامبر می پردازیم
2-1 – تاریخچه افغانستان
افغانستان: افغانستان ، اگرچه بهعنوان یک کشور و یک ملت دارای تاریخی جدید است؛ اما این سرزمین
از لحاظ قدمت تاریخی ، یکی از کهنترین کشورهای جهان بهشمار میرود. سرزمین افغانستان امروزی
بدلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم محل پیوندگاه تمدنهای بزرگ جهان بوده و در طول قر نها،
ها قشرهای پیاپی از هویت ، فرهنگها و باورها سرزمینی را که امروزه افغانستان نامیده میشود
بازشناساندهاند. این موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی افغانستان در شکل دادن موزائیکی
غنی از فرهنگها و تمدنهای بزرگ همچون ایرانی، یونانی ، بینالنهرینی و هندی در این کشور نقش مهمی
داشتهاست و میراث فرهنگی باستانی این کشور را ترسیم میکند: از پیکرههای یونانی – بودایی گندهارا گرفته
تا نگارههایِ دیواریِ مغارههای بامیان و تا نقوش تذهیب و خوشنویسی که زینتبخش بناهای دوران
نخستین اسلامی هستند.
از عصر پا رینهسنگی و طی دورههای تاریخی ، مردم افغانستان ، یا همان ایرانیان شرقی باستان ، جایگاه
عمدهای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهکاه کانون
مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بودهاند. از این رو افغانستان در طول تاریخ گلوگاه یورش مهاجمین و
جهانگشایان بوده که ردپای آنها هنوز در گوشه و کنار این سرزمین دیده میشود. افغانستان کنونی به عنوان
جزئی از ایران باستان در طول تاریخ درازمدت خود شاهد حکومتهای بسیاری از جمله هخامنشیان، ١۵
سلوکیان ، اشکانیان ، ساسانیان ، امویان ، عباسیان ، صفاریان ، سامانیان ، غزنویان ، غوریان ، سلجوقیان ،
خوارزمشاهیان ، ایلخانان مغول ، تیموریان ، گورکانیان ، صفویه ، و افشاریه بودهاست.
در سال 1126 احمدشاه درانی که از سرداران نادرشاه افشار بود ، پس از مرگ او بر ناحیه شرقی فلات
ایران (خراسان) مسلط شده خود را امیر خراسان خواند . افغانستان چندی پس از استقلال، زیر سلطه بریتانیا
درآمد. از زمان استقلال افغانستان در سال 1298، این کشور دو بار توسط امپراتوری بریتانیا اشغال گردید و
تا زمان اعلان استقلال آن توسط امان االله خان در 1919 ) 1298م) سیاست خارجی افغانستان زیر نظر مستقیم
امپراتوری بریتانیا بود. واژه افغانستان به عنوان نام یک کشور در سال 1302 و در قانون اساسی اماناالله شاه
به تصویب رسید. آغاز پادشاهی اماناالله شاه در سال 1302 آغاز تاریخ مستقل افغانستان است. تاریخ پیش از
این زمان عبارت از تاریخ مشترک افغانستان با ایران است.
افغانستان مستقل :
از زمان استقلال افغانستان در سال 1298، این کشور دو بار توسط امپراتوری بریتانیا اشغال گردید و
تازمان اعلان استقلال آن نوسط اماناالله خان در 1298 سیاست خارجی افغانستان زیر نظر مستقیم امپراتوری
بریتانیا بود. پس از اعلام استرداد استقلال افغانستان، این کشور روابط مستقیم خود را با کشورهای دیگر
برقرار ساخت. یک دوره کوتاهمدت که به نام دهه دموکراسی نامیده میشود در این کشور در ده سال پایانی
دوره پادشاهی محمد ظاهرشاه به وجود آمد و با کودتای سال 1352 داوود خان به پایان رسید. داوود خان
پسر کاکای محمد ظاهرشاه آخرین پادشاه افغانستان بود و خودش اولین رئیس جمهور کشور گردید. در
سال 1373 یک نیروی خودجوش و چریکی به نام مجاهدین در این کشور شکل گرفت که رژیم کمونیستی
14 ساله را شکست داد.
دوران های تاریخی افغانستان:
دوران پیش از تاریخ: دورانی که بهسبب نبود خط و کتابت در آن معلومات زبادی از آن در دسترس
نیست و فرضیات دانشمندان از این دوره تنها بر آثار بدستآمده از کاوشهای باستانشناسی و مطالعات
زبانشناسی استوار است؛ این دوران از دوره پارینهسنگی زیرین که در این دوره نخستین شواهد
با ستانشناسی از حضور انسان در شمال کوهپایههای هندوکُش در حدود 100٫000 پیش از میلاد بدست
آمده، آغاز میشود، و تا پایان عصر برُنز و عصر آهن در اوایل سده هفتم پیش از میلاد (پیدایش خط) را در
بر میگیرد؛
تاریخ باستان: دوران پس از پیدایش خط ، که معلومات زیادی از آن در نوشتههای کهن بجای مانده ، و
از دوره فرمانروایی مادها و هخامنشیان در اوایل سده هفتم پیش از میلاد آغاز میشود ، و تا حمله تازیان
(اعراب) به افغانستان در سده هفتم میلادی را در بر میگیرد؛ ١۶
دوران پس از اسلام: که از سلطه اعراب بر افغانستان (خُراسان و سیستان بزرگ تاریخی) آغاز میشود ، و
تا تشکیل حکومت افغان بدست احمدشاه درانی در سال 1747 میلادی را در بر میگیرد؛
دوران معاصر، شامل:
تشکیل حکومت افغان:
که از تأسیس پادشاهی درانی در سال 1747 میلادی آغاز میشود ، و تا شکلگیری افغانستانِ مدرن در
اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی را در بر میگیرد.
افغانستان مدرن: که از شکلگیری افغانستانِ مدرن در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی آغاز
میشود ، و تا پایان نظام پادشاهی در افغانستان در سال 1973 میلادی را در بر میگیرد.
افغانستان از 1973 به بعد: که از پایان نظام پادشاهی و تاسیس نظام جمهوریت در افغانستان در سال 1973
میلادی آغاز میشود ، و تا امروز را در بر میگیرد.
واژه افغانستان از دو بخش “افغان” و “ستان” تشکیل شدهاست. واژه افغان نام مستعار برای پشتون یا
پشتو زبان است که توسط فارسی زبانها ابداع شده و پسوند ستان در زبان فارسی به معنای جای یا سرزمین
است. واژه افغانستان به عنوان نام یک کشور در سال 1302 هجری خورشیدی (1923) و در قانون اساسی
اماناالله شاه به تصویب رسید. واژه افغان در سال 1964 ) 1343) و در قانون اساسی تصویبی محمد ظاهرشاه
با تعریفی تازه و به معنی همه افراد شهروند کشور افغانستان بهکار رفت. با این حال هنوز بیشتر فارسیزبانان
افغانستان ، واژه افغان را به معنی مردم پشتون به کار میبرند.
اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئولوژیکی [زمینشناختی] افغانستان
از نظر ژئوپلیتیک: که تعریف آن عبارت است از مطالعه روابط قدرتها براساس امکاناتی که محیط
جغرافیایی در اختیار میگذارند و یا عبارت است از تأثیر عوامل جغرافیا بر سیاست داخلی و خارجی یک
کشور . افغانستان ، با توجه به ساختار و موقعیت جغرافیایی طبیعی آن از قرون قدیم به این طرف به عنوان
کلید فتح هند اهمیت داشت زیرا کشور هند از سه طرف (شرق، غرب و جنوب) به آن محاط بوده و از
طرف شمال به کوههای عظیم هیمالیا و قرهقروم محدود میشود. بنابراین، یگانه راه مطلوب برای دولتهای
بیگانه افغانستان میباشد که از شش معبر تاریخی آن (پروغیل، چترال، خیبر، کرم، گومل و بولان ) بر کشور
افسانه هند میتاختند.
دیگر اینکه افغانستان نزدیکترین راه رسیدن شوروی به آبهای گرم میباشد. موقعیت جغرافیای افغانستان
طوری است که با کشورهای چین ، هند ، کشمیر ، پاکستان ، ازبکستان ، ترکمنستان و جمهوری اسلامی
ایران مرزهای مشترکی دارد؛ و این کشورها جز پاکستان بیشترشان به لحاظ روابط بینالملل مخالف ورود
سیاستهای آمریکا در منطقه میباشند. بدینجهت، نقش و اهمیت افغانستان از نظر اشتراک در همگرایی ١٧
سیاسیدر برابر تهاجم آمریکا در منطقه میباشد. کشورهای آسیای مرکزی محاط به خشکی بوده به آبهای
آزاد راه ندارند حال آنکه افغانستان کوتاهترین و آسانترین راه به دریای آزاد از طریق پاکستان میباشد.
آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر دارای غنیترین ذخایر هیدروکربن است و بعد از منطقه خلیجفارس
مقام دوم را دارد. مطالعات اخیر نشان داده که دارای بیش از 178 میلیارد بشکه نفت میباشد که این میزان
در حدود یک ششم کل ذخایر کشف شده نفت دنیاست. بدینترتیب ، این ناحیه مهم استراتژیک محصور
1 در خشکی و راههای عبور آن دارای اهمیت ویژه است.
بنابراین، آسانترین و مطمئن راه ورود به آسیای
مرکزی افغانستان میباشد؛ و صاحبنظران میگویند تسلط بر آسیای مرکزی تسلط بر جهان است و افغانستان
2 در حقیقت بام این منطقه است. بیهوده نیست که در بعضی از متون ، معروف به «بام دنیا» میباشد.
از نظر زمینشناسی: افغانستان از نگاه زمینشناسی نقطه اتصال و عبور دو کمربند هیمالیا و قفقاز و دارای
معادن بکر و دستنخورده میباشد. مثلاً معادن شمال افغانستان از نوع معادن رسوبی است که بالاترین میزان
نفت و گاز در آن موجود است؛ و از تیرپل هرات تا ولایت بغلان امتداد دارد. دارای 11 میدان نفت و گاز
است که مقدار گاز آن به چند میلیارد مترمکعب تخمین زده شده است. استخراج نفت در زمان
محمدظاهرشاه روزانه به 45 هزار بشکه پیشبینی شده بود و تصمیم بر این بود که یک پالایشگاه بسازند.
در مناطق مرکزی افغانستان، از هرات تا جبلالسراج (نزدیکی کابل)، یک میدان کوسان یا پشته آهنی
وجود دارد که بزرگترین رخنمون آن در منطقه حاجی گک به چشم میخورد. در این معدن 17 میلیارد تن
سنگ آهن وجود دارد و بقیه آن در جبلالسراج است. تمامی کانیها در این مسیر قرار دارند که عبارتاند از
آهن ، سرب ، جست ، سولفور ، کرومیت و … همچنین مواد رادیو اکتیو ، مس طلادار به شکل خط ممتد از
کوه سلیمان در جنوب تا شمال شرق و مس عینک لوگر ، احجار کریمه مانند بیروج، زمرد، لاجورد ، لعل
مسکویت، طلا و … افغانستان دارای معادن دستنخورده زیادی است که از ذکر نام همه آنها صرفنظر
میشود.
2-2 – افغانستان قبل از یازده سپتامبر
کشوری که ما به نام افغانستان می شناسیم ، از دیرزمانی تا امروز به نوعی دچار درگیری بوده است.
گاهی این درگیری ریشه قومی داشته و گاهی هم برای به استعمار کشیدن کشوری از طرف افغان ها به میان
آمده و یا خود مورد استعمارقرار گرفته است. هرگاه اگر برای یک بررسی تحلیلی به تاریخ معاصر افغانستان
برگردیم در خواهیم یافت که این کشور در طول حیات سیاسی اش به نوعی در گیر سه غول بزرگ جهانی
بوده وهمیشه از این سه آدرس خسارات بزرگی را متحمل شده است که اینک می پردازیم به چگونه گی
1. ناصر ثقفی عامری، بحران افغانستان و زمینه های ژئوپلتیک آن، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز » پاییز 1377 – شماره 23، (صص )1- 4
2. میر آقا حقجو، افغانستان و مداخلات خارجی، چ 1، قم، انتشارات مجلسی، 1380، صص ـ 25. 32١٨
تاثیرات منفی حضور این سه غول بر وضعیت سیاسی و اجتماعی در کشور و تا حدودی بر کشور های
همجوار:
سه قرن پیش از امروز؛ احمد خان ابدالی بعد از فروپاشی دولت نادر افشاردراثر یک توطیهی بزرگ بر
تخت پادشاهی نشست. به گمان غالب دست داشتن انگلیس در این معامله قطعی پنداشته می شود، نقش
شخص روحانی به نام صابرشاه کابلی با سواستفاده از اعتقادات مردم به رسم و رواج های نا شایست، در؛
دست نشان کردن احمد خان از یک سو ، و از سوی دیگر، حملات پیهم و دیرینه ی انگلیس برهند
بریتانوی که نتیجه ی در پی نداشت، این فرضیه را به حقیقت نزدیک تر می کند، جون بعد ها اگر هند،
بریتانوی می شود در اثر ویرانی ها و کشتار مردم مبارزهند به ویژه مرهته ها توسط احمدخان است.
احمد ابدالی هفت بار به هند می تازد و دست به چور و چپاول می زند، حکومت اصلی هند را درهم می
کوبد و با جانشین ساختن اشخاص ضعیف و عاری از ویژگی های حکومت داری دوباره به وطنش بر می
گردد. این خود دلیل است بر این که احمد ابدالی به نوعی در درگیری میان هند و بریتانیا نقش داشته است.
انگلیس ها خود اقرار می کنند و می گویند که اشغال هند را از برکت حکومت افغانی می دانند.
به هر حال سلسله ی حکومت خانوادگی احمد شاهی سال ها این وطن را قورت داد ، به راه انداختن
تفرقه های قومی ، از هم پاشاندن مرز های کشور ومعاملات مرزی ، ساکن ساختن قوم های غیر بومی در
مناطق شمال کشور ، از طریق بلند بردن مالیات زمین – که ساکنین بومی شمال مجبور به ترک زمین های
شان شدند – وقتل و کشتار تاجیک ها و هزاره ها نمونه ی چند از کارکرد های حکومت ابدالی ها می باشد.
این خانواده در تمام دوران حکومت داری به نوعی با انگلیس ها در هم آمیخته بودند.
بعدها وقتی پای روس ها در سیاست های جهانی کشیده می شود و شوری سابق خود را به عنوان کشور
تاثیر گذار درسرنوشت جهان به اثبات می رساند ، همواره برای تحکیم کردن نقشش و وسعت دادن دامنه ی
قدرتش خیال رسیدن به آب های گرم را در سر می پروراند ، که بیشک راهی رسیدن به این خواب از مسیر
افغانستان می گذرد، بنابرین شوروی توجه اش به این کشور جدی تر می شود ، هم زمان با گسترش افکار
کمونیستی در جهان، افغانستان نیز بر این می شود تا از این معجزه ی زمینی که قرار بود جهان را از بحران
نجات دهد ، برخوردار گردد. تا این که بعد از به پایان رسیدن حکومت هاشم خان فضای سیاسی نسبتن باز
تر ایجاد می شود و احزاب سیاسی چپ که بیشترشان مایه های از احزاب کمونیستی روسی و چینی
داشتند؛ به میان آمد و شوروی پایش به افغانستان کشیده شد. بعد از کشته شدن داودخان وبه قدرت رسیدن
حزب خلق قدرت این کشور رسمن به دست روس ها می افتد.
تا این که در زمان حکومت کارمل نیرو های نظامی روس وارد این سرزمین می شوند. ناگفته نباید
گذاشت بعضی ها به این باورند که در کشاندن پای شوروی در افغانستان دست آمریکا دخیل است و چنین
دلیل می آورند که آمریکا در پی آن بود تا قصد شکست اش را در ویتنام که منجر به خسارات مالی و جانی
زیادی شده بود بگیرد ، همین جا بود که آمریکا با استفاده از پاکستان دست به ایجاد 12000هزار مدارس ١٩
آموزش دینی در مرز میان پاکستان و افغانستان زد و از آن طریق بنیاد گرایی را قوت بخشید و لانه های بروز
تروریزم را پایه گذاری کرد. بعد ها از همین نهاد ها بود که احزاب راست افراطی به وجود آمدند.
بعد از گذشت 13 سال بالاخره درگیری های که میان احزاب راست افراطی که از دهان سی آی ای آب
می خوردند و احزاب چپ سر قدرت ، روسیه مجبور می شود که این کشور را ترک کند ، با بیرون شدن
روسیه از افغانستان قدرت به دست احزاب راست می افتد.
هم زمان با به قدرت رسیدن احزاب راست ، در افغانستان درگیری های حزبی که بیشتر جنبه ی قومی
دارد آغاز می شود و درنهایت چندین سال متوالی مردم را به خاک و خون می نشاند. جنگ های میان حزبی
در کابل نمونه ی بارز این جنایت بزرگ است. اما این که چرا این جنگ ها اتفاق افتید پاسخ به این پرسش
پیچیده تر از آن است که تا هنوز گفته اند، و آیا این درگیری ها تنها عوامل داخلی داشتند ویا عواملی بیرونی
نیز دخیل بودند؟
بعضی ها به این باوراند که با شکست روسیه در افغانستان ، آمریکا دیگر به اهدافش که همانا ضربه زدن
روسیه بود رسید و کم توجهی آمریکا و مداخله ی مستقیم پاکستان درسیاست های داخلی کشور منجر به
این درگیری ها شده. از آن جایی که افغانستان از دیر زمانی برای پاکستان از لحاظ اقتصادی اهمیت به سزای
داشته و همیشه بازاری خوبی بوده برای فروش کالا های پاکستانی و از طرف دیگر گویا اگر افغانستان به
دولت واحد می رسید امکان مطرح شدن قضیه خط دیورند به میان می آمد که ابدن پاکستان چنین چیزی را
نمی خواست و نمی خواهد.
ولی بعضی ها به این باور هستند که مساله ی قومی بزرگ ترین عامل این درگیری ها بوده و اظهار می
دارند که برانداخته شدن سلسله پادشاهی چند صد ساله ی پشتون ها برای احزاب پشتون گرا غیر قابل
تحمل بود و می گویند اگر به جای برهان الدین ربانی ، آقای حکمتیاز زمام حکومت را به دست می گرفت
هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد.
اما افرادی وجود دارند که دلیل این درگیری ها را در به نتیجه نرسیدن سر تقسیم قدرت می دانند.
به هرحال دلیل قطعی هر چه بود باعث شد افغانستان از مرحله ی بدی بگذرد و شاهد دو دهه برادر
کشی در خود باشد.
درگیری میان احزاب هنوز ادامه داشت که پدیده ی تازه ی به نام طالب ظهور کرد و دیری نگذشت که
مردم نسبت به آمدن قدرت جدید آمادگی خود را اعلان کردند، بنا به تجربه ی تلخی که از احزاب سر
قدرت داشتند، آماده بودند هر نیروی غیر از این ها را بپذیرند.
همین بود که بعد از گذشت حدودن یک سال طالبان قدرت را در کابل به دست گرفتند و امارت
اسلامی را به میان آوردند، و اعلام کردند که هر حرکتی غیر شرعی سرکوب خواهد شد و قانون حاکم بر
سرنوشت ملت همان قانون شرعی خواهد بود. بعضی گروه های ناراضی از حکومت قبلی نیز با طالبان
پیوستند تا آن جایی که رهبر حزب جمعیت اسلامی طالبان را کبوتران صلح خطاب کرد ، ولی دیری ٢٠
نگذشت که چهره ی واقعی طالب ها آشکار گردید ، ثابت شد که طالبان از جویبار پاکستان آب می خورند
و رنگ و رخ قومی شدیدن در آن ها پدیدار است ، حتا بعد ها ثابت شد که افراد بازمانده از جریان های
چپ در افغانستان در ترکیب این حکومت وجود دارند. حکومت طالبان با وجودی که شعار برادری را میان
مسلمانان سر می دادند از طرف دیگر در ترانه های خود می گفتند افغانستان مال پشتون ها است و تاجیکان
باید تاجکستان بروند ، هزاره ها ایران و همین طور ازبک ها ازبکستان. طالبان به شدت مورد حمایت پشتون
های جنوب قرار گرفتند وبه اعمال کثافت کارانه شان در شمال ادامه دادند، تا آن جای که زمین ، باغ و خانه
های اقوام غیر پشتون را در شمال به آتش کشیدن ، در مزار قتل عام راه انداختن و در بامیان سینه ی زن ها
را بریدند.
دلیل ظهور طالبان را اکثرن از طریق شرکت های نفتی – آمریکایی می دانند – به دلیل نا امنی در افغانستان
و درگیری میان احزاب، ایجاب می کرد ، یک دولت مقتدر ایجاد شود تا لوله کشی خطوط گاز به خوبی
انجام پذیرد و بتوانند گاز ترکمنستان را به بازار های جهانی بکشانند. اما از آن جایی که طالبان حملات
وحشیانه شان افزایش یافت ، کشور های اروپایی رفته رفته این تهدید را جهانی شمردند و در پی راه حل از
این بحران برآمدند ، عکس العمل شدید کشورهای اروپایی باعث شد آمریکا از قضیه دست بکشد و برنامه
ی جدیدی به راه بیاندازد تا هم به مقصدش برسد و هم به نوعی بنمایاند که علاقه مندی او بیشتر از دیگر
کشورها به آ وردن صلح و همزیستی در جهان است.
بالاخره طرح حمله به آسمان خراش های آمریکا ریخته می شود ، به گمان اغلب در این طرح آمریکا
خودش دست دارد ، چون آمریکا برای توسعه ی قدرتش در جهان یا حد اقل حفظ موقعیت فعلی اش باید
کشورهای که می توانند در آینده برایش خطر ساز باشند را از سر راهش بردارد ، این کشورها که شامل هند،
چ ین ، روسیه و ایران می شود در اطراف افغانستان موقعیت دارند و بهترین جا برای تهدید این کشور ها می
تواند افغانستان باشد. به هرحال حمله به آسمان خراش های نیویارک پیاده می شود که در اثر آن تمام جهان
متوجه ی خطر طالبان می شوند ، هم زمان با حمله به نیویارک رهبر مقاومت در افغانستان (احمدشاه
مسعود) که مانعی بزرگی سر راهی آمریکا در افغانستان بود ، در اثر یک توطیه به شهادت می رسد.
آمریکا همان طورکه زمینه سازی خوبی برای مشروعیت دادن حمله اش به افغانستان نزد جهانیان طراحی
کرد، همان طور برای مشروعیت دادن ورودش به افغانستان نیز زمینه سازی خوبی کرد ، نیروهای مقاومت
شمال کشور در وضعیتی بدی قرار داشتند ، از این رو به سوی آمریکا دست دراز کردند که در نتیجه بعد از
گذشت یک ماه طالبان از میان برداشته شدند و نیرو های مقاومت شمال به همیاری آمریکا وارد کابل شدند
وقدرت را به دست گرفتن د.
بعد از برگزاری جلسه ی بن وبا ایجاد اداره ی موقت رسمن حامد کرزی قدرت را به دست گرفت و
یک کابینه ی مصلحتی قومی را ایجاد کرد.٢١
آمریکا کم کم به آرزوهایش نزدیک می شد، حکومت آقای کرزی هم بهترین حکومت برای آمریکا بود،
افغانستان با وجود که ظاهرن یک حکومت مستقل سیاسی است از آغاز تا امروز در پناه آمریکا نفس می
کشد.
اما دراین اواخر با نمایش قدرت از طرف روسیه در قضیه ی گرجستان و رکود اقتصادی اروپا و آمریکا،
درگیری میان هند وپاکستان ، و معضل ایران قضیه را در افغانستان جدی تر کرده است. پاکستان درگیربحران
تروریزم در داخل کشورش است و پیهم تلاش می کند تا دامنه ی های جنگ را به بیرون از مرز هایش – در
داخل افغانستان – بکشاند ، ایران در تلاش ساختن نیروی اتمی اش است که جهان به ویژه آمریکا نگرانی
شان را اعلان کردند، و نگرانی هند از حمله ی آخر که در بمبیی صورت گرفت روز به روز شدت می گیرد.
روسیه سال هاست که منتظر چنین فرصتی بود ، در این اواخر دولت افغانستان نیز دست همکاری به سوی
روسیه دراز کرد که این خود توانست تلاش های پیهم روسیه ر ا حدودن به ثمر برساند. واز آن جای که
کشور انگلستان دیریست همیشه به نوعی در خط دوم جنگ وضعیت جهان را به نظاره نشسته است از
وضعیت به وجود آمده استفاده ی اعظم خود را خواهد برد. و بار دیگر احساسات خفته اش را در برابر
جهان به نمایش خواهد گذاشت. ناگفته نباید گذاشت که انگلیس ها از به قدرت رسیدن آمریکا تا حالا
همیشه به عنوان طراح سیاست های آمریکا در خاور میانه بنا به تجربیات و دانش های روان شناختی اش از
مردم خاور میانه به ویژه از افغانستان به نوعی در صحنه حضور داشته ، و موثریتش را به اثبات رسانده است
بنابراین چنین به نظر می رسد که این سه غول جهانی برای نخستین بار و احتمالن در آینده های نزدیک در
برابر هم قرار بگیرند. و افغانستان میدان کوچک ؛ولی بزرگی خواهد بود که این سه غول در آن به نمایش
قدرت خود برای برتر نشان دادن خود در برابر یک دیگر به مقابله خواهند پرداخت. بنابر این ، این
رویارویی عواقب ناگواری در پی خواهد داشت و آسیب های زیادی را به بار خواهد آورد و امنیت جهانی
را باری دیگر به چالش خواهد کشید ، ولی آنچه قابل نگرانیست ، این است که در نتیجه ی این رویارویی
بزرگ ترین خساره را کشوری به نام افغانستان متحمل خواهد شد.
2-3 – حکومت های معاصر افغانستان
حکومت محمد ظاهر شاه پس از یازده سال از تاریخ 1343 بوسیله کودتای که توسط پسر عمش داوود
خان انجام شد سلطنت او ساقط شد.
2-4 – جمهوریت در افغانستان ( 1974 میلادی )
روز 26 سرطان (تیر) 1352 خورشیدی، روز سقوط حکومت شاهی در افغانستان و آغاز حکومت
جمهوری به ریاست سردار محمدداوودخان است .٢٢
سردار محمدداوود پسر کاکا (پسرعموی) ظاهر شاه ، که پیشتر دو دوره صدراعظم وی بود ، در آن سال
با استفاده از غیبت شاه و با همکاری شماری از افسران ارتش دست به یک کودتای بدون خونریزی زد و با
پایان اعلام کردن نظام شاهی ، نخستین نظام جمهوری افغانستان را بنیان گذاشت .
گروه کودتاگران به رهبری سردار داوودخان در روز 25 سرطان تصمیم میگیرند که در ساعت یک شب
3شنبه 26 سرطان کودتای خود را برای سرنگونی رژیم شاهی آغاز کنند .
طرح کودتا بر دو محور متکی بود ، اول دستگیری همزمان تمامی کسانی که ممکن بود مانع اجرای کودتا
شوند و دوم تسلط فوری بر مرکز تلفن و رادیو کابل. برای اجرای این نقشه حدود سیصد نفر در نظر گرفته
شدند .تعدادی از افراد کودتا به دستههای سه و چهار نفری تقسیم شدند و هر گروه موظف شد تا یک نفر
از مقامات را دستگیر کند و اگر از جانب او مقاومتی صورت گرفت به قتل برساند. تعدادی دیگر از
کودتاچیان نیز وظیفه پیدا کردند تا همزمان مراکز تلفن و رادیو را در کنترل خود بگیرند و تماس تلفنی
مقامات دولتی را قطع کنند .
در اولین حرکت ، یک دستگاه بیسیم اردو توسط حسن شرق به منزل محمدداوود انتقال پیدا کرد و در
ساعت یک و نیم شب 26 سرطان ، دستور کودتا توسط محمدداوود صادر شد .
همزمان ، در اولین اقدام مقامات دولتی بدون آنکه مقاومتی از طرف آنها صورت بگیرد دستگیر شدند. در
ساعت دو نیمه شب ، افسری به نام “پادشاه گل” خبر دستگیری سردار عبدالولی رئیس ارکان حرب قوای
مرکز و داماد شاه را – که همه کاره اردو بود -به اطلاع محمدداوود رساند و در ساعت دو و بیست دقیقه،
مخابرات مرکزی در سر تا سر افغانستان قطع شد و مرکز مخابرات به دست کودتاچیان افتاد .و تا ساعت
شش صبح نیروهای کودتا در تمامی نقاط کابل مسلط شدند .
صبح روز 26 سرطان ، رادیو کابل برنامههای عادی خود را قطع کرد و فقط آهنگهای نظامی و حماسی
پخش میکرد و پخش موزیک نظامی مرتب ادامه داشت تا اینکه در ساعت هفت صبح سردار داوود به رادیو
کابل آمد . گوینده رادیو ، مردم را به شنیدن بیانیه سردار محمدداوود دعوت کرد. رهبر کودتاچیان ، بیانیه
خود را با این عبارات آغاز کرد:
“بسماالله الرحمن الرحیم،
خواهران و برادران عزیز سلام
بنده در طول مدت مسئولیتهای مختلف در خدمت وطنم همیشه در جستجوی هدفی بودم که برای
مردم افغانستان ، مخصوصاً طبقات محروم و نسل جوان مملکت ما، یک محیط مثبت و واقعی نشو و نمای
مادی و معنوی، میسر گردد و در آن، همه افراد وطن ما بدون تبعیض و امتیاز، در راه تعالی و عمران وطن
خود سهم گرفته و احساس مسئولیت نمایند “٢٣
داوودخان در این سخنرانی که از قبل آماده شده بود، اولین حکومت جمهوری در افغانستان را به مردم
تبریک گفت و رژیم پادشاهی را رژیم مطلق العنان ، و دموکراسی متکی بر قانوان اساسی را دموکراسی
قلابی خواند و جمهوری و دمکراسی واقعی را به مردم وعده داد .
استعفای ظاهرشاه
در زمان کودتا ، ظاهر شاه در شهر ناپل ایتالیا بود. او پس از شنیدن خبر کودتا به رم رفت و چند روز
بعد نوراحمد اعتمادی سفیر افغانستان در ایتالیا که همواره نقش میانجی را بین او و داوودخان بازی میکرد،
به شاه پشنهاد میکند که از سلطنت استعفا داده و کودتای داوود را بپذیرد و جمهوریت وی را به رسمیت
بشناسد تا در عوض ، داوودخان نیز خانوادهاش را به رم بفرستد .
ظاهر شاه نیز پشنهاد را میپذیرد و نامهای برای داوود میفرستد:
“برادرم جلالتماب رئیس جمهور!
از موقعی که خبر جریانات اخیر را شنیدم تا این دم فکرم متوجه وطن من بوده و برای آینده آن نگران
بودم . مگر (اما) همین که دریافتم مردم افغانستان بغرض آینده امور ملی خود از رژیم جمهوریت با اکثریت
کامل استقبال نموده اند ، با احترام از اراده مردم وطنم ، خود را از سلطنت افغانستان مستعفی میشمارم و
بدین وسیله تصمیم خود را به شما ابلاغ میکنم .
در حالی که آرزوی من سعادت و اعتلای وطن عزیز من است ، خود را به حیث یک فرد در افغانستان
زیر سایه بیرق افغانستان قرار میدهم. دعای من این است که خداوند بزرگ و توانا همواره حامی و مددگار
وطن وطنداران من باشد.والسلام
محمد ظاهرشاه
پادشاه سابق افغانستان
” 1352 اسد 21
سردار داوود با دریافت این نامه ، سردار احمدشاه، ملکه حمیرا و سایر افراد خانواده شاهی را توسط
هواپیما به رم فرستاد. اما سردارعبدالولی را که منتظر محاکمه بود اجازه نداد که همراه آنها برود، شاه ولیخان
نیز که نخواست فرزندش را ترک کند در کابل ماند .
برخی از صاحبنظران معتقدند که استعفای محمدظاهر از پادشاهی و تایید کودتا ، بزرگترین اشتباه زندگی
او و ضربه محکمی بر بنیان مشروطیت بود ، که به موجب قانون اساسی ، شاه باید از آن پاسداری میکرد .
نخستین رئیس جمهور :
روز 27 سرطان، محمدداوود به وزارت دفاع رفت و اولین جلسه کمیته مرکزی جمهوری ، با حضور او
بر گزار شد و در روز 28 سرطان ، این کمیته محمدداوود را به عنوان رئیس جمهور و صدراعظم و حسن
شرق را به معاونت صدراعظم برگزید .٢۴
چند روز بعد، کمیته مرکزی دولت جمهوری ، نام اعضای کابینه را اعلام کرد که در میان آنها چند نفر از
اعضای حزب دموکراتیک خلق (جناح پرچم) که در پیروزی کودتا نقش اساسی ایفا کرده بودند، نیز حضور
داشتند .
سردار محمدداوود پسرکاکای ظاهر شاه که همواره در قدرت با شاه شریک بود ، هیچگاه در زندگی به
مقام دوم راضی نمیشد، اینک خود به بالاترین مقام در افغانستان رسیده بود .
جمهوری داوودخان ، پنج سال بعد در ماه ثور (اردیبهشت سال 1357 خورشیدی)، با کودتای دیگری
توسط افسران چپگرای ارتش به پایان رسید. آن کودتا، که برخلاف کودتای داوودخان، سفید و بدون
خونریزی نبود، با کشته شدن خود و اعضای خانوادهاش، و شمار زیادی از طرفدارانش به پیروزی رسید.
2-5 – کودتای هفت ثور ( 1979 میلادی )
با آنکه که نخستین تحرکات نظامی به منظور سرنگون کردن جمهوری داوود خان ، در صبحگاه هفتم ثور
، برای وزارت دفاع دولت داوود خان تا حدی غافلگیرکننده بود، اما امکان چنین تحولی و بوی دود و
باروت، از حداقل ده روز پیشتر از هفتم ثور، به مشام میرسید .
بیست و هشتم حمل 1357 میراکبر خیبر، یکی از رهبران حزب دموکراتیک خلق، در نزدیکی مطبعه
دولتی در مکروریان دوم شهر کابل، به ضرب گلوله به قتل رسید.
بیست و نهم حمل 1357 حفیظاالله امین که مسئول سازمان نظامی جناح خلق بود ، یک روز پس از کشته
شدن میراکبر خبیر ، دست به کار شد و وضعیت را در داخل سازمان نظامی به حالت آماده باش درآورد .
حفیظاالله امین ، به گفته محمدعزیز اکبری ، که با او رابطه نزدیک داشت ، در همین روز ، وظایفی را به
مسئولین نظامی سپرد و گفت که احتمال دارد رژیم داوود خان در پی حمله به حزب دموکراتیک خلق باشد .
سی حمل 1357 مراسم به خاک سپاری جنازه میراکبر خیبر که از سوی حزب دموکراتیک خلق
برنامهریزی شده بود ، به یک نمایش بزرگ قدرت تبدیل شد.
برخی رهبران حزب ، از جمله نورمحمد ترهکی و ببرک کارمل ، بر سر گور میراکبر خیبر سخنرانی
کردند و با تاکید بر اینکه انتقام هر قطره از خون خیبر را خواهند گرفت ، عملا علیه داوود خان اعلام جنگ
کردند .
پنجم ثور 1357 سخنرانی رهبران حزب دموکراتیک خلق در مراسم به خاک سپاری میراکبر خیبر و آنچه
که قدرتنمایی بزرگ حزبی تلقی شد ، داوود خان را خشمگین کرد . ها بدنبال این سخنرانی ، برخوردهای
تند داوود خان با سران حزب دموکراتیک خلق آغاز شد و شامگاه پنجم ثور ، رادیوی دولتی افغانستان ، خبر
بازداشت شماری از رهبران حزب به شمول نورمحمد ترهکی و ببرک کارمل را پخش کرد.٢۵
برخی دیگر از رهبران جناح خلق نیز در خانههایشان توقیف شدند و عدهای دیگر در جاهای مختلفی
خود را پنهان کردند.حفیظاالله امین ، رهبر سازمان نظامی جناح خلق ، از جمله کسانی بود که در منزلش
تحت مراقبت قرار گرفت، اما این مراقبت ، او را از طراحی و صدور دستور کودتا باز نماند .
ششم ثور 1357 عبدالرحمان ، پسر حفیظاالله امین ، بامداد ششم ثور ، دستور آغاز کودتا را از پدرش به
سیدمحمد گلاب زوی ، عضو کمیته مرکزی رساند.آنگونه که از سیدمحمد گلاب زوی ، در کتاب افغانستان
در قرن بیستم نقل شده ، او توانست پیام حفیظاالله امین را تا ساعت یک همان شب ، به همه قطعات و
واحدهای هوایی و زمینی برساند .
محمداسلم وطنجار و عبدالقادر ، رهبری نیروهای هوایی و زمینی را برای آغاز کودتا بر عهده گرفتند و
همه تدابیر برای در هم کوبیدن وزارت دفاع، فرودگاه کابل و کاخ ریاست جمهوری اتخاذ شد و نیروها در
انتظار سپیده دم و آغاز کودتا ماندند .
هفتم ثور 1357سرانجام روز سرنوشت ساز فرا رسید و صبح روز هفتم ثور ، نخستین تحرکات نظامی
علیه دولت داوود خان آغاز شد .صبحگاه، کاروان تانکهای قوای چهار زرهدار ، از بیست کیلومتری شرق
شهر کابل به سوی مرکز شهر حرکت کردند. بنا بر بعضی روایتها، فرمانده گارد ریاست جمهوری، نخستین
کسی بود که به داوود خان از “تحرکات مظنون” خبر داد .
قوای پانزده زرهدار ، از سوی وزارت دفاع دستور گرفت که مانع از پیشرویی تانکها به سوی مرکز شهر
شوند، اما فرمانده این قوا در جواب گفت که نیروهایش از صبح زود در محاصره قوای چهار زرهدار قرار
گرفتهاند .
سایر تلاشهای وزارت دفاع نیز برای سد کردن راه تانکهای قوای چهار زرهدار به جایی نرسید و آنگونه
که رزاق مامون ، روزنامهنگار افغان میگوید ، درست سر ساعت دوازه ظهر ، نخستین گلوله تانک ،
ساختمان وزارت دفاع را هدف قرار داد و این حمله ، رابطه میان رییس جمهور ، وزارت دفاع و فرماندهان
ارتش را قطع کرد .
اما حملات هوایی که به رهبری عبدالقادر ، از فرودگاه بگرام به هدف کاخ ریاست جمهوری صورت
گرفت ، ضربههای سنگینی بود که سرانجام ، مقاومت داوود خان را که خود اسلحه بدست گرفته و علیه
کودتاگران میجنگید ، در هم شکست .
به این ترتیب ، کودتای هفتم ثور به شکل غافلگیرکنندهای به پیروزی رسید و شامگاه همین روز،
حفیظاالله امین ، سقوط خاندان سلطنتی و به قدرت رسیدن شورای نظامی را از طریق رادیوی دولتی
افغانستان اعلام کرد .
حزب دموکراتیک خلق که توسط کودتا در سال 1357 بر روی کار آمد ، چهار تا به اصطلاح رئیس
جمهور ( تره کی ، امین ، کارمل ، نجیب ) را تجربه کرد.
1358-1357.شمسی نور محمد تره کی ٢۶
1358-1358.شمسی حفیظ االله امین
1366-1358.شمسی ببرک کارمل
1371-1366.شمسی داکتر نجیب
کمونیستها بعد از کودتای هفتم ثور 1357 حکومت افغانستان را غصب نموده نظام کمونیستی را حاکم
کردند. کارکرد آنها در مدت 14 سال، یعنی از سال 1357 تا سال 1371، یکی از سیاهترین دورههای تاریخی
افغانستان است. آنها هم چندجناحی و دچار اختلافات زیادی بین حزب خلق و حزب پرچم بودند. در
نتیجه درگیریهای درونگروهی هر کدام از احزاب مذکور در مدت چهارده سال حاکمیت شومشان چند
یرئ سجمهور ، هر کدام به دست دیگری ، به قتل رسیدند. اولین رئی سجمهور آنها نورمحمد ترهکی در
تاریخ 25 سنبله ( 25 شهریور) به دست شاگرد وفادارش ح فیظاالله امین کشته شد و امین به عنوان رئیس
رژیم کمونیستی اعلام گردید. بعد از کشته شدن تره کی ، حفیظاالله امین شعار دروغین مصونیت قانونیت و
عدالت را مطرح ساخت ، ترهکی را متهم نمود و اسامی دوازده هزار نفر را که در زندانهای کمونیستها به
شهادت رسیده بودند به ترهکی نسبت داده گفت : کسانی که عظمت خود را در فشار آوردن به مردم
میدیدند از بین برده شدند.
حفیظاالله امین ، که در زمان ریاست ترهکی جنایات زیادی مرتکب شده بود، مدت بیشتر از چهار ماه
دوران ریاست خودش جنایتهای بیشمار دیگری مرتکب شد و سرانجام در ششم جدی ( 6 دی ماه) به دست
روسها به قتل رسید.
شوروی همزمان با کشتن حفیظاالله امین و تجاوز به افغانستان، ببرک کارمل را در پناه سربازان خود وارد
افغانستان نموده جانشین حفیظاالله امین کرد. این بار جناح دیگر حزب دموکراتیک خلق (جناح پرچم) به
عنوان دستنشانده شوروی به قدرت رسید. پرچمیها بعد از آن به سرکوب و قلع و قمع جناح دیگر
(خلقیها) پرداختند. کمونیستها بعد از تجاوز شوروی و به قدرت رسیدن ببرک کارمل در ششم جدی 1358
عده زیادی از پرچمیها را به زندان انداختند و 15 جوزا (خرداد) 1359 هشت نفر از نزدیکان امین و وزرای
کابینهاش را اعدام نمودند.
در سال 1365 برای نخستین بار ببرک کارمل در پلنیوم هفدهم کمیته مرکزی حزب کمونیست مسئله
آشتی ملی را مطرح نمود اما این طرحِ توسط کارمل جلب توجه نکرد؛ زیرا او در نظر مردم منفور بود و در
داخل حزب هم نتوانسته بود وحدت را تأمین و حفظ کند. روسها تصمیم گرفتند کارمل را کنار بگذارند.
این کار درپلنیوم هجدهم کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی صورت گرفت و دکتر نجیباالله در 14 ثور
جانشین کارمل گردید. کارمل را دوباره به شوروی تبعید کردند. در حالی که از رفتن امتناع میورزید او را
به زور سوار هواپیما نموده از کشور خارج کردند.
با روی کار آمدن نجیباالله و برکناری کارمل ، دودستگی بین جناح پرچم پیش آمد. طرفداران کارمل
دست به تظاهرات خیابانی زدند؛ اما آنها را سرکوب، دستگیر و تبعید کردند. در بیستم اسد (مرداد) 1366٢٧
شایعه کودتا بر ضد نجیب پخش شد. در پلنیوم کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق (حزب کمونیست)،
در 25 میزان (مهر) 1366 از تغییراتی سخن به میان آمد؛ دکتر نجیباالله اعتراف نموده گفت: بعد از برکناری
ببرک کارمل ان انحرافات فراکسیونی در حزب به وجود آمده و اظهار داشت کسانی را که در راه تحقق
آشتی ملی سنگاندازی میکردند جزای حزبی دادیم. به همین صورت درگیریهای درونحزبی بین چند
جناح کمونیست ادامه داشت تا اینکه در 23 قوس (آذر) اعلام شد کودتای ی به رهبری سه افسر نظامی به
نامهای عبدالسمیع عزیزی ، سید نعیمشاه و نظرمحمد خنثی گردید.
دو ماه بعد در پانزدهم حوت (اسفند) 1368شهنواز[تنی؟] وزیر دفاع کودتا نمود که به شکست انجامید.
این کودتا بعد از کودتای هفتم ثور خونین ترین کودتا بود که تلفات غیر نظامیان را 300 نفر کشته و 500
نفر زخمی گزارش دادند؛ از آن جمله 55 تن از افسران مدافع نجیب به هلاکت رسیدند و خانوادهاش و
چند افسر نظامی به پاکستان فرار کردند که مورد حمایت سازمان اطلاعات ارتش پاکستان و حزب اسلامی
حکمتیار قرار گرفتند. سرانجام، کمونیستها از مواضع قبلیشان عقبنشینی کردند. نجیب آخرین رئیس
جمهور دستنشانده شوروی ، دومین کنگره حزب دموکراتیک خلق (حزب کمونسیت) را در هفتم سرطان
(تیرماه) سال 1369 برگزار نمود. در آن کنگره ، نام حزب دموکراتیک خلق ، که منفور مردم مسلمان
افغانستان بود، تغییر داده شد. در مرامنامه حزب وطن ، برخلاف شعارهای کمونیستی ، بر اسلام، دموکراسی
و ملیت افغانی تأکید شد و همزمان تلاشهای ی برای مذاکره و معامله با احزاب اسلامی و جهادی را شروع
نمودند .
کمونیستها برای اولین بار



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

NameEmailWebsite

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *