— (690)

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

صورتجلسه دفاع

دانشگاه علامه طباطبایی
پردیس آموزش های نیمه حضوری
پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت دولتی (گرایش منابع انسانی)
موضوع تحقیق
مدل سازی مدیریت اسلامی بر مبنای عهدنامه مالک اشتر
استاد راهنما
جناب آقای دکتر وجه اله قربانی زاده
استاد مشاور
جناب آقای دکتر حسین افراسیابی
استاد داور
جناب اقای دکتر بهروز رضایی منش
نگارش
سیده فاطمه حسینی زاده
تابستان 1393
تقدیم به
مولا و امام مظلومم
امیرالمومنین علی علیه السلام که مظلومیتش در زمان حال بسیار بیشتر از مظلومیت و غربت او در زمان حیاتش می باشد. او که باب مدینه العلم است و ما به ظاهر شیعیان به دنبال ابواب دیگریم و این منبع علم نشأت گرفته از وحی و عصمت در طی قرن ها و دهه های متمادی خاموش و مسکوت مانده است. به امید روزی که امام عصر(عج) این علوم را ظاهر و در این دنیا پیاده کنند.

با تقدیر و تشکر
ازخدای منّان که بر من منّت نهاده و توفیق عطا فرمود که این کار را به اتمام رسانم و به معرفت و دانشم نسبت به علم و عصمت مولایم علی بن ابیطالب علیه السلام افزود.
و با سپاس و قدرانی از زحمات پدر و مادرم که در طی سالها، شوق علم آموزی و دانش جویی را در نهادم پرورش دادند.
و با تشکر از زحمات و همراهی های همسر مهربانم که اگر کمک و یاری او نبود هرگز موفق به طی این مسیر نبودم.
و با تشکر از زحمات آقای دکتر قربانی زاده و دکتر حسین افراسیابی که در اتمام این پایان نامه، مرا بسیار کمک و همراهی نمودند.

چکیده
امروزه بیشتر صاحبنظران بر این باورند که هیچ امری در زندگی انسان برای پیشبرد اهداف او نمی تواند مهم تر و مؤثّر تر از مدیریت و رهبری باشد. مطالعه نهج البلاغه، هر خواننده ژرف نگر را با این حقیقت آشنا می سازد که آن حضرت برای ادارۀ جامعه، اصول و مبانی ارزشمندی ارائه کرده اند. این تحقیق سعی دارد با الهام از آموزه های امام علی(ع)، در نامه 53 نهج البلاغه معروف به عهد نامه مالک اشتر، مسائل مربوط به رهبری و مدیریت اسلامی را تجزیه و تحلیل کرده و به تدوین الگوی مدیریت اسلامی بپردازد. در انجام این پژوهش که از نوع تحقیقات کیفی است، از رویکرد نظریه زمینه ای و یا بعبارتی نظریه برخاسته از داده ها استفاده شده است. بر اساس این رویکرد، محقق داده ها و اطلاعات مربوط به موضوع را جمع آوری نموده و پس از تجزیه و تحلیل آنها در طی سه مرحله گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری گزینشی به تکوین نظریه می پردازد؛ به گونه ای که این نظریه در یک سطح وسیع یک فرآیند، یک عمل و یا یک را تبیین کند.
محقق پس از تجزیه و تحلیل داده ها به 24 مقوله اصلی دست یافته که پس از سازماندهی مقولات، با توجه به وفور داده ها در زمینه تصمیم گیری، این مقوله بعنوان پدیدۀ (مقوله) محوری در مرحله کدگزاری گزینشی انتخاب شده است. ودر طی استخراج مدل مدیریت اسلامی،فرآیند تصمیم گیری علوی نیز به دست آمده است.این فرآیند شامل پنج مرحله است،که سه مرحلۀ اول آن در مقولۀ هسته ای فرآیند مدیریت علوی قرار میگیرد.و مرحلۀ چهارم فرآیند تصمیم گیری که شامل وظایف مدیریتی است، در مقولۀ راهبردهای فرآیند میریت علوی جای می گیرد.و مرحلۀ پنجم آن که اصول بعداز اجرای تصمیمات است در فرآیند مدیریت علوی قرار نگرفته و تنها در فرآیند تصمیم گیری ذکر شده است.
در طی این پژوهش محقق توانسته است سبک رهبری امام علی(ع) را از متن عهدنامه استخراج نماید که از آن با عنوان «الگوی رهبری تناسبی »یاد شده است.علاوه برآن، سه منبع قدرت فرهمندی، مقبولیت مردمی ومشروعیت قانونی بعنوان عوامل قدرت و نفوذمؤثر بررهبری شناخته شده است.
کلید واژه ها: مدیریت اسلامی، نهج البلاغه،حضرت علی(ع)، نظریه زمینه ای، رهبری تناسبی.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-5” \h \z \u فصل اول: کلیات PAGEREF _Toc420269434 \h 11-1- مقدمه22-1- بیان مسأله33-1- ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc420269437 \h 44-1- هدف اصلی تحقیق65-1- سؤالات تحقیق6فصل دوم : مبانی نظری71-2- اندیشمندان مدیریت اسلامی82-2- منابع‌ تحقیق‌ در مدیریت‌ اسلامی‌…………….83-2- تعاریف مدیریت84-2- مهمترین اهداف مدیریت عبارتنداز:95-2- مفاهیم مدیریت ورهبری اسلامی106-2- اهداف مدیریت اسلامی……107-2- جایگاه نهج البلاغه118-2- معرفی مالک اشتر 131-8-2- گوشه ای از زندگی مالک13 2-8-2- معرفی مالک اشتر در کلام امیرالمؤمنین (ع)……………………………………………………………..14
9-2- سابقه و کیفیت تکوین مدیریت161- 9-2- چارلز باباژ 172-9-2- نظریه اصول گرایان (وظیفه گرایان )173-9-2- نظریه بوروکراسی وبر174-9-2- نهضت روابط انسانی185-9-2- نظریه تقویت رفتار196-9-2- نظریه برابری197-9-2- نظریه انتظار198-9-2- تئوری مسیر – هدف199-9-2- الگوی رهبری مشارکتی2010-9-2- مدل منطقی وعقلایی در تصميم گيري2011-9-2- نظریه عقلانی محدود و رضایتمندی2112-9-2- ویژگی های کمال مدیریت2213-9-2- نظریه سیستمی221-2- نظریه پردازان مدیریت اسلامی231- 1-2- نظریه های متقدم مدیریت اسلامی24- ندیشه غزالی طوسی24- اندیشه ابن خلدون PAGEREF _Toc420269469 \h 25- ابونصر فارابی(339-259 ه.ق)27- ابن جماعه (733- 639 ه.ق)28- ابن تیمیه29- امام فخر رازی( 606- 536 ه.ق)30- ابویوسف31- ابن مقفع32- -جاحظ33- باقلانی مالکی ( متوفی 403 ه.ق )34- ابوالحسن‌ ماوردی‌35- ابوعلی سینا36- ابن قتیبه38- ابن طاهر بغدادی382-1-2- نظریه های متأخر مدیریت اسلامی39- -نظریه رشد شهید علامه مطهری39- رویکرد نظری اصول گرایی40- رویکرد نظری اخلاق و ویژگی های مدیران اسلامی PAGEREF _Toc420269485 \h 42- رویکرد وظایف مدیران مسلمان43- رویکرد تأثیر ارزش های اسلامی بر مدیریت44فصل سوم : روش تحقیق461-3- روش تحقیق472-3- انواع طرح های تحقیق کیفی483-3- روش نظریه برخاسته از داده ها (grounded thery):481-3-3- طرح سیستماتیک502-3-3- طرح نوخاسته PAGEREF _Toc420269493 \h 513-3-3- -طرح سازاگرا PAGEREF _Toc420269494 \h 514-3- روش و ابزار گردآوری اطلاعات525-3- روایی (validity) و پایایی (Reliability)52فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها541-4- مدلسازی مدیریت اسلامی بر مبنای عهدنامه مالک اشتر552-4- دلایل انتخاب عهدنامه مالک اشتر برای مدلسازی مدیریت اسلامی553-4- رویکرد نظریه برخاسته از داده ها554-4- روند اجرای پژوهش565-4- خصوصیات شخصی لازم وضروری در مدیریت اسلامی چیست؟561-5-4- مفهوم تقوا572-5-4- مفهوم عدل و عدالت603-5-4- مفهوم تدبیر624-5-4- مفهوم شرح صدر64- ضرورت وجود شرح صدر در مدیریت656-4- زمینه های لازم برای شکل گیری مدیریت اسلامی کدامند؟661-6-4- مفهوم مشروعیت672-6-4- مقبولیت مردمی687-4- برمبنای عهدنامه مالک اشتر مدیریت اسلامی چه وظایفی دارد؟691-7-4- مدیریت منابع انسانی722-7-4- سازماندهی:743-7-4- برنامه ریزی764-7-4- مدیریت منابع مالی795-7-4- مدیریت ارتباطات و اطلاعات82- تعریف ارتباطات82- تعریف سیستم های اطلاعاتی828-4- مقوله هسته ای و اصلی فرآیند مدیریت اسلامی چه نام دارد؟851-8-4- تصمیم گیری939-4- مدیریت اسلامی چه اهدافی را دنبال می کند؟961- 9-4- عمران962-9-4- امنیت PAGEREF _Toc420269523 \h 973-9-4- هدایت و ارشاد:1004-9-4- رفاه10110-4- مقوله های زمینه ای تأثیر گذار بر مدیریت اسلامی کدامند؟ PAGEREF _Toc420269526 \h 1031-10-4- دلبستگی اعضای سازمان PAGEREF _Toc420269527 \h 1052-10-4- میزان وفاداری مردم1073-10-4- میزان جذابیت پیامد ها1094-10-4- قدرت عوامل ذی نفوذ PAGEREF _Toc420269530 \h 11011-4- متغیر های میانجی تأثیرگذار بر مدیریت اسلامی کدامند؟1101-11-4- عوامل سیاسی1102-11-4- عوامل فرهنگی1113-11-4- عوامل طبیعی1124-11-4- عوامل اقتصادی112نتیجه گیری112فصل پنجم : یافته ها ونتایج1141-5- دستاوردهای پژوهش1151-1-5- فرآیند مدیریت علوی115 – ویژگیهای لازم مدیر در مدیریت علوی…………………………………………………………..115
– مقوله های زمینه ای مؤثر بر مدیریت علوی……………………………………………………………………..117
– راهبردهای مدیریت علوی……………………………………………………………………………………………………118
– مقوله ی هسته ای مدیریت علوی……………………………………………………………………………………….118
– پیامدهای مدیریت علوی………………………………………………………………………………………………………120
– متغیرهای میانجی مؤثر بر مدیریت علوی…………………………………………………………………………….120
2-1-5- فرایند تصمیم گیری علوی1243-1-5- الگوی رهبری تناسبی1274-1-5- عوامل قدرت و نفوذ به عنوان عوامل مؤثر بررهبری1292-5- نتیجه گیری1303-5- پیشنهاها1314-5- قلمرو و محدودیت های تحقیق132فهرست منابع133

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC \h \z \t “عنوان جدول” \c جدول (1-3) : مقایسه ویژگی های روش های کیفی و کمی(خاکی،همان،134)47جدول1-4 : خصوصیات شخصی لازم درمدیریت اسلامی(مقوله تقوا) PAGEREF _Toc420269108 \h 56جدول 2-4 : خصوصیات شخصی لازم در مدیریت اسلامی (مقوله عدالت)59جدول 3-4:خصوصیات شخصی لازم در مدیریت اسلامی (مقوله تدبیر)61جدول 4-4 : خصوصیات شخصی لازم در مدیریت اسلامی (مقوله شرح صدر)63جدول 5-4 :مقوله مقبولیت مردمی و مشروعیت قانونی66جدول 6-4 :مقوله مدیریت منابع انسانی69جدول7-4 :مقوله سازماندهی73جدول8-4 : مقوله برنامه ریزی75جدول9-4 : مقوله مدیریت اموال عمومی78جدول 10-4 :مقوله ی مدیریت ارتباطات و اطّلاعات80جدول 11-4 :مقوله تصمیم گیری85جدول12-4:مقوله ی عمران96جدول13 -4: مقوله ی امنیت97جدول 14-4 :مقوله ی هدایت و ارشاد98جدول 15-4 :مقوله ی رفاه101جدول شماره16-4: مقوله دلبستگی اعضای سازمان103جدول 17-4 :مقوله ی میزان وفاداری مردم106جدول 18-4 : مقوله میزان جذابیت پیامد ها108جدول 19-4 :مقوله ی قدرت عوامل ذی نفوذ110جدول 20-4 :مقوله ی عوامل سیاسی110جدول 21-4 :مقوله ی عوامل فرهنگی111جدول 22-4 :مقوله ی عوامل طبیعی111جدول 23-4 :مقوله ی عوامل اقتصادی112

فهرست اشکال
عنوان صفحه
TOC \h \z \t “عنوان شكل” \c شکل 1-3: (نمودار کدگذاری محوری)50شکل 1-4 : نمودار محوری تقوا PAGEREF _Toc420269133 \h 58شکل 2-4 : نمودار محوری عدالت61شکل 3-4 : نمودار محوری تدبیر63شکل 4-4 : نمودار محوری شرح صدر66شکل 5-4 : نمودار محوری مقبولیت مردمی و مشروعیت قانونی69شکل 6-4 :نمودار محوری مدیریت منابع انسانی73شکل 7-4: نمودار محوری سازماندهی75شکل 8-4 : نمودار محوری برنامه ریزی78شکل9-4 : نمودار محوری مدیریت اموال عمومی80شکل10-4 نمودار محوری فرآیند ارتباطات84شکل 11-4:فرایند مدیریت ارتباطات و اطلاعات84شکل 12-4: فرایند تصمیم گیری علوی95شکل 13-4 : نمودار محوری عمران97 شکل 14-4: نمودار محوری امنیت…………………………………………………………………………………………………….98

شکل15-4 :نمودار محوری هدایت و ارشاد100 شکل16-4: نمودار محوری رفاه………………………………………………………………………………………………………….103
شکل 17-4: نمودار محوری میزان وفاداری مردم به حکومت108شکل 1-5:فرآیند مدیریت علوی122شکل 2-5: فرآیند تصمیم گیری علوی123شکل 3-5:پیوستار رهبری تناسبی127
فصل اول
کلیات1-1- مقدمهویژگی اجتماعی بودن از فطریات انسان است وتاریخ بشر بیانگر این است که انسان همیشه به صورت دسته جمعی زندگی می کرده است. زندگی اجتماعی، قدرتی نظم آفرین و قوانینی مورد پیروی همگان را می طلبد، تا در بستر قوانین و نظم اجتماعی، رشد و بالندگی و پیشرفت به سوی کمال حاصل شود. بنابراین یکی از ارکان زندگی اجتماعی، مدیریت و رهبری است. زیرا در اجتماع منافع و مقاصد افراد و سرنوشت اشخاص با یکدیگر ارتباط و اشتراک پیدا می کند؛ و به خاطر هر چه مطلوبتر این ارتباط و پایمال نشدن این حقوق، تعیین وظایف، معرفی حدود و رعایت حقوق ضرورت دارد، تا حق از باطل و کژی از راستی مشخص گردد. و از همین جا است که هماهنگی بین افرادو واحد های اجتماعی، هدایت بسوی هدف، نظارت بر ضوابط و ارزشیابی کارها، ضرورت مدیریت و رهبری را روشن می سازد. و در یک کلام می توان این ضرورت را چنین ترسیم کرد که در نظام اجتماعی، مدیریت، محور زندگی است.
مدیریت و رهبری از هر نوعی که باشد، از ریاست بانک ملت گرفته تا حکومت بر یک ملت، در کارآیی سازمان مربوطه و تحقق اهداف نقش مؤثر دارد. منتهی باید اذعان داشت که مدیر در تشکیلات خود، تنها تأثیراجرایی ندارد،بلکه هر حرکتی از حرکات او آثار مختلفی بر جای خواهد گذاشت. رفتار شایسته و برخورد نیک مدیر و رهبر با زیر دستان، نقش مهمی در ایجاد محبوبیت برای مدیر و جلب خشنودی عمومی دارد و بستر مناسبی برای رشد و تعالی اعضاء سازمان و تحقق اهداف آن فراهم می کند.
عدم مدیریت صحیح خود بزرگترین و سخت ترین مانع اجتماعی مردمان است و امیر المؤمنان علی(ع) نسبت به آن چنین هشدار داده است:
«نگرانی من از آن است که نا بخردان و نابکاران این امت زمامداری را بدست آرند، و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او رابه بندگی و خدمت خود گیرند و با صالحان در پیکار باشند و فاسقان را یاران خود سازند» (نهج البلاغه، ترجمه دشتی، 1379، نامه62). امیر المؤمنین علی(ع) در تمام دوران حکومت خود تلاش نمود تا مبانی فکری مدیریت اسلامی و سیرت نیکوی آن را نشان دهد و در همین راه پذیرای همۀ سختیها شد، چنانکه فرمود: «به خدا سوگند اگر شب را تا بامداد بر بستری از خار سخت بیدار به سر برم، و یا در غل و زنجیرها بسته و کشیده شوم، برایم محبوبتر است از اینکه خدا و رسولش را روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده و چیزی از اموال دنیا را غصب نموده باشم»(همان، کلام 224).
حضرت علی(ع) بر سر پیمان خود با خدا و مردم ایستاد و حکومت و مدیریت اسلامی را پاس داشت و شهادت آن حضرت نیز در همین راه بود.
نهج البلاغه، پس از قرآن کریم گرانبها ترین و ارزشمندترین میراث فرهنگی اسلام است. این کتاب شامل منتخبی از خطبه ها و مواعظ، نامه ها و کلمات کوتاه و قصار امیرالمؤمنان علی(ع) است که توسط سید رضی گرد آوری شده است. سخن امام علی(ع)، والاترین سخن پس از کلام خداوند و پیامبر اکرم است، چنانکه دربارۀ سخن آن حضرت گفته اند: «پایین تر از سخن خداوند و بالاتر از گفتار همۀ مخلوقات است» (الحسینی الخطیب، 1395ق، 43). زیرا علی(ع) به بیانی سخن گفته که سر شار از عصمت مطلق است. ما شیعیان معتقد به عصمت مولا علی(ع) هستیم و اعتقاد داریم به اینکه سخنی که از وحی و عصمت نشأت گرفته مصون از خطا واشتباه است و به همین جهت این متون از منابع غنی علوم انسانی و اسلامی به شمار می روند و لازم است که علوم مختلف اسلامی را از این منابع مهم و ارزشمند استخراج کرده و آن را در زندگی شخصی و اجتماعی خود بکار گیریم. یکی از مباحث مهم در نهج البلاغه، مبحث مدیریت است؛ که امام علی(ع) بطور کامل و جامع در نامه 53 نهج البلاغه، معروف به عهد نامه مالک اشتر، این مبحث را شرح داده اند و اصول و مبانی ارزشمندی برای ادارۀ کارآمد جامعه ارائه داده اند. به همین دلیل محقق در این پژوهش تلاش نموده تا با استفاده از مطالب مندرج در عهد نامه مالک اشتر و با بهره گیری از سخنان و نامه های دیگر امام علی(ع)، مدیریت اسلامی را مدلسازی نماید و در این راه از روش نظریه زمینه ای و یا داده بنیاد برای مدلسازی و تدوین تئوری استفاده نموده است.
2-1- بیان مسألهخداوند همزمان با هبوط حضرت آدم (ع) و حوا روی زمین،آدم (ع) را به پیامبری برگزید.یعنی با به وجودآمدن دو انسان، مدیریت و رهبری نیز به وجود آمده است.بنابراین هیچ امری در زندگی انسان برای پیشبرد اهداف او نمی تواند مهم تر ومؤثّرتر از مدیریت و رهبری باشد.انسان پس از پیمودن مسیرهای پرفراز و نشیب وطاقت فرسا، به اصول ومبانی مهم وارزشمندی در مدیریت دست یافته که نتیجه آن، دگرگونی چهرۀ جهان است.مدیریت دردنیای کنونی، به فنون ورموزی پیچیده واصولی پویا مجهز شده است.البته تحلیل دربارۀ مدیریت بحثی جدید نیست، بلکه از دغدغه های کهن بشر است و به یک ملت اختصاص ندارد.
واضح است که پیامبران الهی بهترین مدیران برای هدایت و پیشرفت انسانها هستند. و پیامبر بزرگ اسلام که خاتم پیامبران است، بهترین وکاملترین دین وآیین را برای انسانها به ارمغان آورده است. بعداز خاتم الانبیاء (ص) بهترین مفسّران و عاملان واقعی این آیین الهی، ائمّه (ع) می باشند. طبق اعتقادات شیعیان، ائمه (ع) دارای عصمت مطلق و علم لدنّی هستند.که صدها دلیل و برهان بر اثبات این ادعا وجود دارد. از جمله مهمترین این ادلّه، آیه ی تطهیر (سوره ی احزاب،آیه ی 33)، آیه ی مباهله (سوره ی آل عمران، آیه ی61) و حدیث ثقلین است که مورد توافق شیعیان واهل تسنّن می باشد. بنابراین با توجّه به عصمت ائمّه (ع)، در روایات واحادیث وارده از ایشان سخن بیهوده و گزافی وجود ندارد. منابع غنی وگرانبهایی از ائمّه (ع)در زمینه های مختلف علوم انسانی، پزشکی، نجوم، شیمی و… به دست ما رسیده است. بنابراین با وجود این منابع ارزشمند علمی، جای تأسّف است که مسلمانان به دنبال دستاوردهای علمی حاصل از تجربه و آزمون وخطای دیگر دانشمندان باشند؛ با اعتقاد به اینکه علوم وارده از ائمّه (ع)، بدون نقص است وبه طور حتم منشأ هدایت و رشد و کمال انسان ها را فراهم خواهد ساخت. در زمینه ی مدیرت ورهبری اسلامی نیز مطالب فراوانی در منابع غنی اسلامی اعم از قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث وارده از رسول اکرم (ص) وجود دارد. بنابراین ضروری است با وجود اهمّیت و ضرورت بحث مدیریت، محقّقان، این شاخه از علوم انسانی را از دیدگاه دین مبین اسلام بررسی کرده و آن را در قالب الگو و مدلی جامع برای استفاده ی همه ی انسان ها در بیاورند. قابل ذکر است که پس از رسول اکرم (ص)تنها خضرت علی (ع)توانسته اند حکومت اسلامی تشکیل دهند. وسایر ائمّه (ع) به دلیل حکومت ظالمانه و دوران خفقان خاندان بنی امیّه و بنی عبّاس ومهم تر از همه عدم مساعدت و همراهی مردم، نتوانستند حکومت اسلامی را برپا کنند. در حقیقت این مردم بودند که با عدم یاریشان از امام عصر از حکومت عادلانه ی ایشان بی نصیب ماندند. در دنیای اسلام، پس از رسول خدا، امام علی ترسیمی الهی از ادارۀ کارآمدجامعه ارائه کرده است. که گزیده ای از خطبه ها، نامه ها و کلمات کوتاه آن حضرت، در مجموعه ای به نام نهج البلاغه، توسّط سیّد رضی در حدود هزار سال پیش گردآوری شده است.در بین مطالب این مجموعه ی نفیس و گرانبها، نامه ی پنجاه سوّم نهج البلاغه، معروف به عهد نامه ی مالک اشتر، مطالب غنی و ارزشمندی در زمینه ی مدیریت و رهبری اسلامی داراست. علاوه بر تأیید علماء و دانشمندان مبنی بر جامعیّت این نامه در زمینه ی علم مدیریت، حضرت علی (ع)نیز در پایان این نامه به مالک اشتر می فرمایند:
«به خطوطی از حکومت که در روش من مشاهده کرده ای اقتدا کن وبرای پیروی از این عهدنامه که با آن حجّت خود را بر تو تمام ساخته ام، تلاش وکوشش نما.»
که این فرموده ی حضرت خود بالاترین گواه ودلیل بر جامعیّت مطالب این نامه در زمینه ی مدیریت و رهبری اسلامی است. بنابراین در این پژوهش، محقّق بر آن است با الهام از آموزه های امام علی(ع) وبخصوص نامه آن حضرت به مالک اشتر، مسائل مربوط به رهبری ومدیریت اسلامی را گردآورده وبه تدوین الگوی مدیریت اسلامی بپردازد.
3-1- ضرورت تحقیقویژگی اجتماعی بودن از فطریات انسان است و تاریخ بشر وآثار باقیمانده از قرون واعصار گذشته بیانگر آن است که انسان همیشه در اجتماع و به صورت دسته جمعی زندگی می کرده است؛ وهمین زندگی اجتماعی ملازم وجود قدرتی نظم آفرین وقوانینی موردپیروی همگان است، زیرا جز در بستر امنیت و نظم اجتماعی و قانون، رشد و بالندگی و پیشرفت و سیر به سوی کمال معنی نمی یابد (بهارستان،1384،11).
خداوند همراه با خلقت حضرت آدم و حوا در روی زمین، آدم(ع) را به پیامبری برگزید تا با فرامین و قوانین الهی انسانها را هدایت نماید. بعبارتی همراه با خلقت اولین انسان، مدیریت و رهبری نیز به وجود آمده است.می دانیم که پیامبران الهی بهترین مدیران برای هدایت و پیشرفت بشر هستند. و پیامبر بزرگ اسلام که خاتم پیامبران است، کاملترین دین وآیین را برای ما انسانها به ارمغان آورده است. بعد از رسول اکرم(ص) بهترین مفسّران و عاملان واقعی این آیین الهی ائمّه ی معصومین(ع) می باشند. در بین ائمّه (ع) تنها حضرت علی(ع) توانسته اند حکومت اسلامی را بر پا کنند. که در طول پنج سال حکومت عادلانه ی ایشان، احادیث و روایات فراوانی از آن حضرت به دست ما رسیده است. کتاب نهج البلاغه مجموعه ای گرانبها از خطبه ها، نامه ها، و کلمات قصار حضرت علی(ع) است که توسّط سیّد شریف رضی در حدود هزار سال پیش گردآوری شده است. نامه ی پنجاه و سوّم از نهج البلاغه معروف به عهد نامۀ مالک اشتر،مطالب جامع و کاملی در باب مدیریت و رهبری اسلامی داراست. این نامه را حضرت علی(ع) به هنگام اعزام مالک بن حارث اشتر به سوی مصر، برای زمامداری و برپایی حکومت اسلامی نوشته اند.در خصوص ضرورت مدیریت و مخصوصاً مدیریت صالحان مطالب ارزشمندی از آن حضرت به دست ما رسیده است، که گزیده ای ازسخنان ایشان در اینجا ذکر می شود:
سخن امیرمؤمنین علی (ع) دربارۀ شعار «لاحُکمَ الّا لِلّه» (حکم و داوری جز برای خدانیست) که از جانب مقدس مَآبان بی بصیرت مطرح شده مبیّن دیدگاه امام در ضرورت حکومت ومدیریت است. شریف رضی آورده است که چون حضرت سخن خوارج را شنیدکه می گفتند «لاحکم الّا لله » فرمود: «سخنی است حق که بدان باطلی را خواهند. آری حکم جزاز آن خدانیست، لیکن اینان می گویند. فرمانروایی و حکومت، جز برای خدا روانیست؛ درحالی که مردم را دولتی و حاکمی باید، نیکوکار یا تبهکار، تا در حکومت او انسان با ایمان کار خویش کند، وانسان کافر بهرۀ خود برد، تا آن گاه که وعدۀ حق سر رسد ومدت هر دو در رسد»( نهج البلاغه، ترجمه شهیدی،کلام 40).
خوارج با نفی حکم غیرخدا، فرمانروایی و حکومت را برای غیرخدا نفی کردند، بدین معنی که وقتی غیرخدا را هیچ فرمانی نباشد، دولت و حکومت غیرخدا نیز منتفی است و این امر چیزی جزعدم امنیت و فقدان نظم اجتماعی و بی قانونی را در پی نخواهد داشت. مولاعلی (ع) حکومت و مدیریت را در همه ی مراتبش حق شایستگان می داند و به صراحت بیان می فرماید که زمامداری و ادارۀ امور مردمان باید برعهدۀ کسانی باشد که شایستگی های لازم را داشته باشند و تا کسی از ویژگی ها وشروط لازم که اهلیت حکومت ومدیریت را فراهم می نماید، برخوردار نباشد، حق حکومت نمی یابد، و اگر کسانی بدون صلاحیت های لازم در مصدر امور قرار گیرند جز تباهگری به بار نخواهند آورد. چنان که حضرت در ابتدای خطبه ای که در رحبَۀ کوفه در میان خواص اصحاب خود ایراد کرده است حق ولایت و حکومت را براساس خصوصیاتی که می داند از آن خود می داند (جعفری،1372، 135). ایشان در این خطبه فرموده اند: «آری به خدا سوگند فلانی، جامه ی خلافت را بدون اینکه اندامش برای آن متناسب باشد، در برکرد،با آن که به خوبی می دانست که موقعیت من نسبت به خلافت، موقعیت قطب است نسبت به آسیاب چشمه های فضایل و معارف، سرشار و سیل آسا از دامنه کوه وجود من فرو می ریزد و پرندۀ ] همّت های بلند[ به قلّۀ شامخ من نرسد» (نهج البلاغه،ترجمۀ شهیدی،خطبه3). هم چنین امام در کلام 131 نهج البلاغه در خصوص شروط زمامداری در حکومت اسلامی می فرمایند: شما خوب می دانید که نه جایز است که بخیل برناموس وجان و غنیمت ها واحکام مسلمانان ولایت یابد و امامت آنان را عهده دار شود تا درمال های آنان حریص گردد؛ و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد؛ ونه ستمکار تا به ستم، عطای آنان را بِبُرَد؛ و نه حیف و میل کنندی اموال، تا به مردمی ببخشد و مردمی را محروم سازد؛ و نه آن که به خاطر حکم کردن رشوه ستاند تاحقوق راپایمال کند، و آن را چنان چه باید نرساند؛ و نه آن که سنّت را ضایع سازد، و امت را به هلاکت دراندازد (نهج البلاغه، ترجمۀ شهیدی، کلام131).
بنابراین ضروری است بیانات سرشار از عصمت مولایمان امیرالمؤمنین (ع) را در خصوص مدیریت و حکومت اسلامی استخراج کرده و همه ی ابعاد و جوانب آن در قالب الگو و مدلی بیان گردد تا برای استفاده همه مدیران و زمامداران جامعه اسلامی قابل استفاده باشد.
4-1- هدف اصلی تحقیقهدف اصلی این پژوهش تدوین مدلی که برای مدیریت اسلامی بر اساس عهدنامه مالک اشتر است.
5-1- سؤالات تحقیقانگیزه هر تحقیق پرسش هایی است درباره موضوع تحقیق که به صورت سؤال اصلی و سؤالات فرعی مطرح می گردد.
سؤال اصلی
مدل مدیریت اسلامی بر اساس عهدنامه مالک اشتر چگونه است؟
سؤالات فرعی
1-خصوصیات یک مدیراسلامی چیست؟
2-پدیده ی محوری مدیریت اسلامی چه نام دارد؟
3-مدیر اسلامی چه وظایفی دارد؟
4- زمینه های لازم برای شکل گیری مدیریت اسلامی کدامند؟
5- مدیریت اسلامی چه اهدافی را دنبال می کند؟
6- عوامل زمیته ای تأثیرگذار بر مدیریت اسلامی کدامند؟
7-عوامل واسطه ای تأثیرگذار بر مدیریت اسلامی کدامند؟

فصل دوم
مبانی نظری1-2- اندیشمندان مدیریت اسلامیشناخت‌ هر موضوعی‌، مستلزم‌ تحقیق‌ دربارة‌ آن‌ است‌. تحقیق‌ دربارة‌ مؤلفان‌ مدیریت‌ در اسلام‌، موضوعی‌ بکر وبسیار ضروری‌ است‌. تاکنون‌ گرچه‌ عالمان‌ دینی‌ و اندیشمندان‌ اسلامی‌ فراوانی‌ در طی‌ 1400 سال‌ درزمینه‌های‌ فقهی‌، رساله‌ها و فتواهای‌ متعددی‌ از خود جای‌ گذاشته‌اند در این‌ میان‌، کمتر به‌نظام‌ اداری‌ و حکومتی‌ اسلام‌ پرداخته‌اند. در این‌ فصل به شرح ‌حال‌ چند ‌تن‌ از نویسندگان‌ و متفکرانی‌ اشاره‌ می‌شود که ‌به‌ فکر پیاده‌ کردن‌ اصول‌ عملی‌ حکومت‌ در اسلام‌ بوده‌، و در این‌ حوزه‌ آثار علمی‌ از خود به‌‌جای‌ گذشته‌اند. آنچه‌ به‌ طور خلاصه‌ در صفحات بعد ذکر می شود نام‌ و دستاورد تعدادی از متفکران ‌برجسته‌ و مهم‌ در عرصه‌ اندیشة‌ مدیریت‌ اسلامی‌ است‌ که‌ از آنها نه‌ تنها در جهان‌ اسلام‌، بلکه‌ در عالم‌ غرب‌ نیز سخن‌ به‌ میان‌ می‌آید و آنان‌ نیز از اندیشه‌ سیاسی‌ این‌ متفکران‌ درمراکز علمی‌ خود بهره‌ می‌برند.
قبل‌ از توضیح‌ دربارة‌ کسانی‌ که‌ نظریه‌پرداز حکومت‌ اسلامی‌ از آغاز تاکنون‌ بوده‌اند، لازم‌ است‌ به منابع‌ مورد استفاده‌ آنها بطور مختصر اشاره‌ شود.
2-2- منابع‌ تحقیق‌ در مدیریت‌ اسلامی‌از یک‌ دیدگاه‌، می‌توان‌ منابع‌ را به‌ دو بخش‌ تقسیم‌ کرد: الف‌ – منابع‌ دست‌ اول‌، شامل‌ قرآن‌، سیره‌ (سنت‌)، عقل‌ و اجماع‌.
ب‌ ـ منابع‌ دست‌ دوم‌، شامل‌ منابع‌ اسلامی‌ برگرفته‌ از منابع‌ دست‌ اول‌ و منابع‌ تطبیقی ‌و سایر منابع‌. «اسلام‌، دینی‌ کامل‌ است‌ که‌ تقریباً برای‌ تمام‌ فعالیتهای‌ بشری‌ اعم‌ از فردی‌ یا جمعی‌، قوانینی‌ را در خود دارد. اسلام‌ قوانین‌ کاملی‌ را برای‌ ادارة‌ حکومت‌، دولت‌، جنگ‌ وتعیین‌ حدود ارائه‌ کرده‌ است‌. هیچ‌ عرصه‌ای‌ از فعالیت‌ فردی‌ و اجتماعی ‌وجود ندارد که‌ در پوشش‌ حقوق‌ اسلامی‌ قرار نگرفته‌ باشد. باور بر این‌ است‌ که‌ چنین‌ دین‌ کاملی‌، مستعد ارائه‌ پاسخ های‌ جدید به‌ مسائل‌ امروزین‌ جوامعی‌ است‌ که‌ در جست‌وجوی‌ توسعه‌ و نوسازی‌ هستند.
در این فصل سعی شده مجموعه ی کامل و مفیدی از نظریه های مدیریت اسلامی گردآوری شود. همچنین تعدادی از نظریه های مدیریت به دلیل مقایسه و تشابه آن ها با مدل نهایی در این فصل ذکر شده است. قبل از ارائه نظریه های مدیریت اسلامی لازم است بعضی از واژه های مهم و کلیدی این پژوهش شرح داده شود.
3-2- تعاریف مدیریت
1-مدیریت فرآیندی است که بوسیلۀ آن کوشش های فردی و گروهی برای رسیدن به اهداف مشترک با هم هماهنگ می شوند (صادق پور ومقدس، 1370، 50).
2-هنر ادارۀ مجموعه امکانات و استعدادهای مادی ومعنوی در یک سازمان را، براساس آگاهی های مناسب، بخاطر بهتررسیدن به هدف را مدیریت گویند (تقوی دامغانی،1368،18).
3-مدیرت فرآیند بکارگیری مؤثر وکارآمد منابع مادی وانسانی دربرنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت وکنترل است که براساس نظام ارزشی مورد قبول وبرای رسیدن به اهداف سازمانی صورت می گیرد ( صفرزاده، 1385، 4).
هر سازمان اجتماعی که توسط افراد انسانی اداره می شود، باید یک دسته وظایف مدیریتی را انجام دهند، که به این وظایف مدیریتی گاهی اوقات عناصر یا اصول سازمانی نیز گفته می شود. این وظایف عبارتنداز:
1-برنامه ریزی: عبارتست از پیش بینی وتدوین برنامه ها واقدامات لازم که اجرای صحیح دیگر وظایف مدیریت(سازماندهی،هدایت، کنترل وبسیج منابع) به برنامه ریزی بستگی دارد.
2-سازماندهی: سازماندهی عبارتست از شناسایی و گروهبندی فعالیت ها، تعیین اختیار ومسئولیت های شاغلین، تعیین مراتب سطوح و ایجاد هماهنگی بین وظایف و فعالیت ها.
3-هدایت: ارتباط وتعامل مناسب بین رهبر و پیرو، مدیران و زیردستان در سازمان در جهت انجام فعالیت های برنامه ریزی شده که موجب کسب اهداف تعیین شده و بقای تعادل و رشد سازمانی می گردد.
4-کنترل: سنجش عملکردها براساس برنامه ها از وظایف مهم همه مدیران است که با انجام این وظیفه از انحرافات برنامه ها جلوگیری می شود و اقدامات اصلاحی در راستای برنامه ها نیز انجام خواهدشد.(سید جوادین، 1383، 14).
4-2- مهمترین اهداف مدیریت عبارتنداز:1-تحقق اهداف سازمان
2-تسهیل، تسریع و بهبود جریان سازمان
3-افزایش کارآیی سازمان؛ یعنی انجام دادن صحیح کار به منظور افزایش بازده (راندمان) وبالارفتن نسبت ستاده مورد انتظار به داده واقعی.
4-افزایش اثربخشی سازمان؛ یعنی انجام دادن کار صحیح به منظور افزایش کارآمدی ونیل به هدف های سازمان.
5-افزایش رشدسازمانی؛ یعنی افزایش درصدی و کمی سالانۀ کالا، خدمات وتولید.
6-توسعه پایدارسازمان؛ یعنی شکوفایی مداوم وپیوسته واستفادۀ مطلوب و متعادل از تمام امکانات ومنابع سازمان.
7-افزایش بهره وری سازمانی؛ یعنی استفادۀ مطلوب از عوامل تولیدجهت افزایش کارآیی، تولید و محصول.
8-استفاده صحیح از عوامل تولید؛ یعنی سرمایه، نیروی انسانی، منابع طبیعی، مدیریت وآموزش.
9-ایجاد وحدت و هماهنگی در فعالیت ها و هدف ها.
10-بوجود آوردن احساس مسئولیت مشترک در افراد سازمان. (بهارستان، 1384، 17).
5-2- مفاهیم مدیریت ورهبری اسلامی
-رهبری و مدیریت در اسلام مترادف است با ارشاد و رشد یاهدایت و رشد. قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت و ارشاد است و قدرت مدیریت همان است که در فقه اسلامی رشد نامیده شده است (مطهری، 1364، 209).
-رهبری عبارتست از هنر برانگیختن وقدرت نفوذ برپیروان به گونه ای که با میل و رغبت جهت نیل به هدف های سازمان، تلاش نمایند (بهارستان،1384،15 ).
-امامت و رهبری الهی در اسلام یعنی پیشوایی و ریاست امور دین و دنیا از سوی کسی که دارای شرایطی از قبیل عصمت، ولایت معنوی و مرجعیت دینی است وچون جانشین پیغمبراست، باید از راه پیغمبر شناسانده شود (تنصیص)؛ تا به هدایت ورهبری جامعه در اجرای احکام و قوانین کلی شریعت و اخلاق و حفظ مواریث معنوی اسلام بر پایه اصول دین بپردازد (مطهری، 1364، 15).
– مدیریت در اسلام (که رهبری حالتی خاص از آن است)، براساس طرح و برنامه ای سازگار با مبانی اسلام و به سوی اهداف اسلام پسند است که در رأس همۀ آنها، قرب الهی قرار دارد و در این راستا، وسیله وکیفیت برخورد با افراد نیز باید مطابق موازین اسلامی باشد (مصباح یزدی، 1391، 15).
-مدیریت اسلامی عبارتست از تنظیم روابط افراد(در ابعادرابطه باخود، خلق وخالق) و هماهنگی نیروها به عنوان تکلیف ومسئولیتی الهی در خدمت آزادسازی انسان از قید و بندهای غیرالهی به منظور رشد و شکوفایی استعدادهای اوجهت نیل به هدف های ارزشمندسازمان که به قرب الهی می پیوندد (بهارستان، 1384، 15).
-مدیریت اسلامی شیوه ی بکارگیری منابع انسانی و امکانات مادی، برگرفته از آموزه های اسلامی برای نیل به اهداف متأثر از نظام ارزشی اسلام است (پیروز ودیگران،1384، 11).
6-2- اهداف مدیریت اسلامی
1-برقراری عدالت اجتماعی و اقامه قسط و عدل در سازمان
2-احقاق حق افراد سازمان
3-ظلم ستیری و کفرستیزی
4-تعلیم وآگاهی بخشیدن به افراد سازمان و تربیت معنوی و احیای ارزش های اخلاقی
5-ایجاد فرصت و فراهم ساختن زمینه برای رشد، تعالی، کمال شایسته و توفیق قرب الهی در افراد سازمان.
6-فراهم ساختن فرصت و امکان به فعل درآمدن توانایی های بالقوۀ افراد و بروز قوۀ خلاقیت، سازندگی و ابتکار در افراد سازمان و بعبارت کوتاه، احیای فطرت پاک افراد و کنترل هوای نفس.
7-هدایت، حمایت، تقویت، یاری و مساعدت به افراد سازمان به جای تفتیش، بازرسی و انتقاد جویی.
8-فراهم ساختن زمینه های مشورت، تبادل نظر، هم اندیشی، تعاطی افکار و تعامل بین افراد سازمان.
9-برقراری روحیه برابری و برادری و برقراری روابط انسانی در افراد سازمان.
10-حل مشکلات، فردی، سازمانی و اجتماعی
11-تأمین مصالح مادی و معنوی افراد و سازمان
12-انجام وظیفه بعنوان عبادت و عمل صالح
13-اتخاذ تصمیمات عاقلانه، منصفانه و حکیمانه
14-ازدیاد تألیف قلوب و تقویت اخوت اسلامی
15-رسیدن به فلاح و رستگاری به عنوان هدف نهایی مدیریت اسلامی(بهارستان،1384،17).
7-2- جایگاه نهج البلاغهنهج البلاغه، بی تردید پس از قرآن کریم گرانقدرترین و ارزشمندترین میراث فرهنگی اسلام است.
این کتاب مجموعه ای است به ابعادوجودی یک انسان کامل، زیرا نازلات و صادرات وجودی است که والاترین وجود پس از پیامبراکرم (ص) است (دلشاد تهرانی، 1379، 11).این مجموعه ی نفیس و زیبا که منتخبی از خطابه ها، دعاها، وصایا، نامه ها و جملات کوتاه مولای متقیان علی (ع) است، به وسیله سیدشریف بزرگوار«رضی» در حدود هزار سال پیش گردآوری شده است.
کلمات امیرالمؤمنین از قدیمترین ایام با دو امتیاز همراه بوده است: یکی فصاحت و بلاغت، ودیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدی بودن. توأم شدن این دو با یکدیگر، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرارداده است، و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق وکلام خالق قرار گرفته است و درباره اش گفته اند: «فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق» (مطهری، 1386، ص 25 -24).
علامه سبط ابن جوزی، در گذشته به سال 654 هجری، دربارۀ کلام امیرمؤمنان(ع) و شگفتی آفرینی آن می نویسد:
«علی(ع) به بیانی سخن گفته که سرشار از عصمت است، او با میزان حکمت سخن رانده، سخنی که خداوند برآن مهابت و شکوه افکنده است. این کلمات به گوش هر کس رسد، او را به شگفتی و حیرت وا می دارد.
خداوند در سخن گفتن بدو نعمتی ارزانی داشته که توانسته است حلاوت و ملاحت را یکجا گرد آورد، وسحر بیان و زیبایی فصاحت را باهم درآمیزد. نه می توان از آن کلمه ای اسقاط نموده و نه با محبت و دلیلی با آن مسابقت داد. سخنگویان را به عجز و ناتوانی کشانده وگوی سبقت از همگان ربوده است. کلمات او الفاظی است که نورانیت نبوت برآن تابیده و آنچه از وی صادرشده عقل ها و فهم ها را متحیّر و شگفت زده ساخته است» (سبط ابن الجوزی،1401ق،114).
نهح البلاغه از وجوه گوناگون کتابی شگفت است: الفاظ، جملات، بافت سخن، هندسه بیان، موسیقی کلام، قوت و استحکام، لطافت و سحرآن، معانی و معارف والا، تأثیرگذاری بردل ها و نفوذ در جان ها، و محدود نبودن به یک زمینه خاص. استادشهید مرتضی مطهری در این باره می نویسد: «ازامتیازات برجسته سخنان امیرالمؤمنین که به نام نهج البلاغه امروز در دست ماست، این است که محدود به زمینه ای خاص نیست.
علی (ع) به تعبیر خودش تنها در یک میدان اسب نتاخته است.
در میدان های گوناگون که احیاناً بعضی با بعضی متضاد است تکاور بیان را به جولان درآورده است.
نهج البلاغه شاهکار است، اما نه تنها در یک زمینه، مثلاً موعظه یاحماسه، یا فرضاً عشق و هزل یا مدح وهجا وغیره، بلکه در زمینه های گوناگون» (مطهری، 1386 ،42).
خاصیت همه جانبه بودن سخن علی و روح علی مطلبی نیست که تازه کشف شده باشد، مطلبی است که حداقل از هزار سال پیش اعجاب هارا برمی انگیخته است. سیدرضی که به هزارسال پیش تعلق دارد، متوجه این نکته و شیفته آن است، می گوید:
«از عجایب حضرت علی (ع) که منحصر به خود اوست واحدی با اودر این جهت شریک نیست، این است که وقتی انسان در آنگونه سخنانش که در زهد و موعظه وتنبّه است تامّل کند، موقتاً از یاد می برد که گوینده ی این سخن، خود، شخصیت اجتماعی عظیمی داشته و فرمانش همه جا نافذ و مالک الرقاب عصر خویش بوده است، شک نمی کند که این سخن از آن کسی است که جز زهد و کناره گیری چیزی را نمی شناسد و کاری جز عبادت و ذکر ندارد، گوشۀ خانه یا دامنه کوهی را برای انزوا اختیارکرده، جز صدای خود چیزی نمی شنود و جز شخص خود کسی را نمی بیند و از اجتماع و هیاهوی آن بی خبر است.
کسی باور نمی کند که سخنانی که در زهد وتنبّه و موعظه تااین حد موج دارد و اوج گرفته است، از آن کسی است که در میدان جنگ تا قلب لشکرفرو می رود، شمشیرش در اهتزار است و آماده ی ربودن سردشمن است، دلیران را به خاک می افکند، و از دم تیغش خون می چکد، و درهمین حال این شخص زاهدترین زهّاد و عابدترین عبّاد است» (مطهری،1386 ،143).
نهج البلاغه از خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار حضرت علی (ع) تشکیل شده است. امیرمؤمنان علی (ع) در نامه 53 خود به مالک اشتر معروف به عهدنامه مالک اشتر مطالبی دارد که اعجاز آن را هر خواننده ی ماهری متوجه می شود و ده ها کتاب و صدها مقاله در شرح وتفصیل آن نوشته شده است. برای تدوین آداب حکومت و مدیریت، تنها مطالب این نامه کافی است و چون این کلمات از امام معصوم صادر شده است، بدون نقص است؛ با توجّه به آیه ی «وماینطق عن الهوی ان هو اِلّاوحیٌ یوحی» (نجم، آیه3-4) و با استناد به آیه ی مباهله «…فقل تعالو ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم…» (آل عمران،آیه ی 61)، و روایات ذیل آیه ی شریفه که انفسنا را تفسیر به امام علی (ع) کرده اند نتیجه گرفته می شود که حکم عدم نطق از روی هوی برای امیرالمؤمنین (ع) نیز ثابت است. به همین جهت محقق سعی دارد در مورد مدیریت اسلامی و آداب حکومت داری مدل و الگویی ارائه دهد که تداعی کننده ی جامع وکاملی باشد از دستورالعمل های امام در این نامه ونقشه ی راهی نموداری و واضح برای عمال و کارگزاران حکومت اسلامی.
لازم به ذکر است که این نامه هنگامی نوشته شده است که حضرت علی (ع) مالک اشتر را به فرمانداری وزمامداری کشور مصر برگزید. قبل ازآن، محمدبن ابی بکر که جوانی بیست وهفت ساله بود والی کشور مصربود محمدبن ابی بکر درآغاز براوضاع مسلط شد اما معاویه افرادی را برای درگیری با وی تحریک ومسأله کشتن عثمان را مطرح می کرد به همین جهت شخصی به نام معاویه بن حُدیج به بهانه خون خواهی عثمان با محمد درگیر شد و اضطراب شدیدی در مصر به وجودآمد، به امیرمؤمنان خبررسید که وضع مصر مضطرب است، حضرت مالک اشتر را به جانشینی وی به ولایت مصر اعزام نمود (استادی،1379، 60-59 ).
در اینجا لازم است در مورد شخصیت مالک اشتر مطالبی بیان شود. در ابتدا کلماتی که امیرمؤمنان راجع به شخصیت مالک فرموده اند ذکر می شود و در انتها داستانی از مالک اشتر آورده می شود که نشان دهنده ی عظمت وبزرگواری مالک است و ملاک این همه توجه و عنایت امیرالمؤمنین علی (ع) به مالک اشتر.
8-2- معرفی مالک اشتر 1-8-2- گوشه ای از زندگی مالک
در این جامناسب است به گوشه ای از زندگانی این یاروفادار امیرمؤمنان اشاره کنم.
تاریخ ولادت وشهادت ومقدار عمر مالک
ولادت مالک قبل از اسلام بوده است اما در هنگام شهادت «سال38 هجری» چه مقدار از عمر پربرکتش گذشته بود، معلوم نیست،گرچه بعضی می گویند در سنین پیری به شهادت رسیده است اما خیلی روشن نیست.
مالک اشتر قبل از جنگ صفین از طرف امام فرماندار نصیبین و اطرف آن بود و پس از جنگ مجدداً به مرکز ولایت خود مراجعت نمود. اما پس از حمله به مصر، امام او را برای استانداری مصر تعیین کرده هنگامی که مالک به طرف مصر حرکت کرد در بیست فرسخی با نقشۀ قبلی، معاویه، مالک را مسموم و به شهادت رساند.
اما زندگی مالک چگونه بود که توانست به این مقامات معنوی برسد؟ به یکی از نکات مهم در زندگی او مبارزه با هوای نفس است، مناسب است در اینجا داستانی از او در این زمینه بیان شود.
مالک از بازاری عبورمی کرد، لباس وعمامه ی ساده ای برتن داشت یکی از بازاریان هنگامی که دید او وضع ظاهر درستی ندارد. برای تحقیر و بی احترامی، چیزی به سمت او پرتاب کرد. مالک بدون اینکه اعتنایی کند گذشت. شخصی به او گفت: وای برتو آیا فهمیدی به چه کسی بی احترامی کردی؟ گفت: نه، به او گفتند: اومالک یارو همراه امیرمؤمنان است. شخصی که اهانت کرده بود برخود لرزید و برای عذرخواهی به طرف مالک حرکت کرد. اما مالک وارد مسجدی شده و مشغول نماز بود. پس از نماز خود را برقدم های مالک انداخته و پای او را می بوسید. مالک فرمود:چه می کنی؟ گفت: آمده ام تا از جسارتی که کرده ام عذرخواهی کنم. مالک فرمود: بر تو باکی نیست به خدا سوگند به مسجد نیامدم مگر اینکه برای تو از درگاه الهی طلب آمرزش و بخشش کنم (محدّث قمی، 1428،382). محدّث قمی پس از ذکر این داستان می گوید: مالک مصداق این آیه شریفه است که «وعبادالرحمن الذّین یمشون علی الارض هوناً و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً» (فرقان، آیه63).
بندگان خداوند رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبّر برزمین راه می روند، و هنگامیکه جاهلان آنان را مخاطب سازند (وسخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می گویند (با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند).
2-8-2- معرفی مالک اشتر در کلام امیر المؤمنین (ع)
– امیرمؤمنان دربارۀ مالک می فرماید:
«اِنَّه ممَّن لایخاف وهنه و لا سقطه و لا بُطؤُهعمّا الاسراع الیه أحزم و لااسراعهُ إلی ما البطءُ عند أمثل»(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، نامه13).
مالک از کسانی نیست که بیم ضعف و سستی یا خطا و لغزشی در او برود و نیز از کسانی نیست که در موردی که شتاب به احتیاط نزدیک تر است، کندی کند و در جایی که کندی به احتیاط نزدیک تر است شتاب ورزد.
– امیرمؤمنان راجع به شخصیت مالک اشتر خطاب به مردم مصر می فرماید:
«فقد بعثتُ الیکم عبداً من عباد الله لاینامُ ایّام الخوف و لاینکُل عن الأعداء ساعات الرَّوع»( مجلسی،1403،ج 44،ص383).
من بنده ای از بندگان خدا به سوی شما گسیل داشتم، کسی که در هنگام جنگ و در زمانی که بیم از حمله دشمن وجود دارد خواب به چشمان او راه نمی یابد و در لحظه های ترسناک، روی از دشمن برنمی تابد و بیمی به خود راه نمی دهد.
– امیرمؤمنان در تعبیر دیگری در مورد مالک اشتر می فرماید:
«کان لنا رجلاً ناصحاً و علی عدوّنا شدیداً ناقماً فرحمهُ الله فلقد استکمل ایّامه و لاقی حَمامَه و نحن عنه راضون اولاه الله رضوانه وضاعَف الثواب له»( نهج البلاغه،ترجمه دشتی،نامه 34).
مالک برای ما مردی خیرخواه و بردشمنان ما سختگیر بود و از آن ها کراهت و نفرت داشت، خداوند او را رحمت کند، مدتی که برای عمر او مقرر شده بود کامل کرد و به پایان برد و با مرگ خویش روبرو گردید، ما از وی خشنودیم، خداوند خشنودی خود را به او عطا فرماید و ثواب و پاداشش را دو برابرگرداند.
– در داستان جنگ صفین هنگامی که حضرت به اجبار گروهی از لشکریان خود تصمیم گرفت جنگ را متوقف کند،عده ای به آن حضرت گفتند، مالک سخن شما را نمی پذیرد و به جنگ ادامه می دهد امیرمؤمنان به آنان فرمود: «اماالذی ذکرتم من ترکه امری وما انا علیه فلیس من اولئک ولیس اتخوفه علی ذلک، ولیت فیکم مثله اثنان بل لیت فیکم مثله و احد یری فی عدوی مثل رأیه».
آن چه شما گفتید که مالک دستور مرا مورد توجه قرار نداده است، نه، مالک از کسانی نیست که به سخن من بی اعتنایی کند و از این جهت بر او بیمناک نیستم. کاش در میان شما دو نفر همانند مالک پیدا می شد، نه، کاش در میان شما یک نفر همانند او می یافتم که نظر او در مورد دشمنان من، همچون نظر مالک بود (مجلسی،1403،ج32،ص547).
– پس از شهادت مالک، گروهی از قبیله او «قبیه نخع» برای عرض تسلیت بر امیرمؤمنان وارد شدند، مشاهده کردند امام از شهادت مالک به شدت تأسف می خورد و می گوید:
«لِلّه درّ مالک، وما مالک، لوکان من جبل لکان فنداً ولو کان من حجر لکان صلداً، اما ولله لیهدنّ موتک عالما ولیفرحنّ عالما،علی مثل مالک فلتبک البواکی وهل مرجَوکمالک و هل موجودکمالک؟» (محدّث قمی، 1428 ،385).
پاداش مالک با خدا باد، مالک چه بود؟ اگر از کوه ساخته شده بود نمونه بود، واگر از سنگ ساخته شده بود محکم و ضربه ناپذیر بود به خدا سوگند مرگ تو عالمی را در هم ریخت و جهانی را شاد ساخت برکسی همانند مالک باید گریه کنندگان بگریند.آیا امید می رود کسی همانند مالک بوجودآید؟ و آیا کسی همانند مالک وجود دارد؟
– وازهمۀ این کلمات گویاتر همان جمله معروف است که امیرمؤمنان می فرمود:
«رحم الله مالکاً فلقدکان لی کما کنت لرسول الله»
خدا مالک را مورد رحمت خود قرار دهد برای من همان گونه بود که من نسبت به رسول خدا بودم (علامّه امینی،1388 ،828).
9-2- سابقه و کیفیت تکوین مدیریت
مدیریت سابقه ای طولانی و تاریخچه ای کوتاه دارد. منظور از تاریخچه مدیریت، مدّت زمانی است که مدیریت به عنوان یک علم مطرح شده است. که آغاز آن به اوایل قرن بیستم بر می گردد. ولی سابقه مدیریت به قبل از قرن بیستم بر می گردد؛ یعنی زمانی که مدیریت به طور کلی مطرح شده است. برخی از پژوهشگران، سابقه مدیریت را به آغاز پیدایش انسان نسبت می دهند و معتقدند که هنر مدیریت، با شکل گیری نهاد خانواده مطرح شده است. برخی نیز سابقه آن را به دوران 5000 سال قبل از میلاد مسیح نسبت می دهند. زمانی که در جامعه سومری، روحانیون از مردم مالیات می گرفتند و اراضی وسیعی را اداره می کردند و اولین آثار مکتوب در مورد محاسبات دفتر داری و کنترل در مدیریت در پرستش گاه های سومری بدست آمده است (نطقی، 1355 ،15- 14).
برخی دیگر از زمینه های تاریخی مدیریت را می توان در موارد زیر بررسی کرد: نقش مدیریت در بنای اهرام ثلاثه مصر، شیوه کنترل و ارتباطات درامپراطوری روم باستان و مدیریت مبتنی بر دموکراسی در یونان قدیم و مدیریت ایران باستان در زمان کوروش هخامنشی که علاوه بر رعایت اصول بوروکراسی بر روابط انسانی نیز تاکید داشته اند، چارچوب قانونی تجارت در شهر و نیز ایتالیا در قرن چهاردهم و مدیریت ساخت دیوار چین که مراحل برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل فعالیت را ایجاب می نموده است.
منظور از تاریخچه مدیریت، سیر مدیریت است که از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آغاز می شود و تا این زمان ادامه دارد. در این دوران بود که رشد سریع جمعیت موجب تحول عظیمی در بخش صنایع و تولید انبوه شد. و نظریات متعددی در این دوران در حوزه مدیریت ارائه شده است. که به چند تن از این نظریه پردازان و رویکردشان درمدیریت اشاره می شود.
1-9-2- چارلز باباژ باباژ دربسترسازی و زمینه سازی تخصص گرایی در جامعه اهمیت بسزایی داشت در زمانی که این مفهوم برای مردم بسیار بیگا نه بود. او استاد ریاضی در بریتانیا بود و در کتاب اقتصاد ماشین و تولید که در سال 1832 منتشر گردید مزایای تقسیم کار آدام اسمیت را به شرح زیر بر شمرد :
1-زمان یادگیری شغل را کاهش می دهد.
2-میزان ضایعات در مرحله یادگیری کاهش می یابد.
3-موجب افزایش مهارت کارکنان می شود.
4- تناسب شغل را با شاغل بر مبنای مهارت و تخصص قرار می دهد (سیدجوادین،1382، 59).
2-9-2- نظریه اصول گرایان (وظیفه گرایان )درسال های جنگ جهانی اول (1917میلادی)، افرادی نظیرهنری فایول فرانسوی، تجربیات خود را درکار مدیریت به صورت وظایف مدیریتی منعکس ساختند. فایول فعالیت های سازمان را به شش دسته تقسیم می کرد: فنی (تولیدی )، بازرگانی (خرید و فروش ومبادله)، حسابداری (تعیین وضع موجود مالی)، مالی (تعیین منابع مالی و مصرف بهینه)، ایمنی (حفاظت از اموال و افراد) و وظایف مدیریتی (برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل)، وی اصول چهارده گانه ای راارائه کرد که درانجام وظایف مدیریتی مفید می دانست. تقسیم کار، اختیار (حق صدور دستوروبه اجرادرآوردن آن به کمک پاداش یا تنبیه)،انضباط(اطاعت وتعهد ناشی ازتوافق های مدیر باکارکنان)، وحدت فرماندهی (اختیاردستوردادن به کارمند باید مختص یک مدیرباشد)، وحدت مدیریت (برای اجرای برنامه واحد باید مدیر واحد وجود داشته باشد )، وابستگی منافع فردی به هدف کلی (منافع فردی باید در جهت منافع سازمانی باشد نه بالاترازآن)، جبران خدمات کارکنان، تمرکز (درجه ای ازتمرکز مطلوب است که باعث به کارافتادن توانایی های کارکنان باشد)، سلسله مراتب (هر نوع ارتباط رسمی ازطریق خط فرمان صورت می پذیرد و موجب وحدت مدیریت می شود )، نظم (هر چیزی باید در جای خودش قرار بگیرد اعم از افراد و اشیاء و تجهیزات )، عدالت، ثبات (جلوگیری ازجابه جایی های مکرر افراد درپست ها)، ابتکارعمل، احساس یگانگی و وحدت کارکنان (رضائیان،1369، 14 -11).

3-9-2- نظریه بوروکراسی وبر ماکس وبرجامعه شناس آلمانی در قرن 19 نخستین بار به بررسی علمی بوروکراسی پرداخت و فهرست ویژگی های مدیریت بوروکراتیک را ارائه کرد. بوروکراسی تا آن زمان به معنی دفتر کار مقامات دولتی و حکومتی بود. او معتقد بود هر اداره نیازمند اختیار و اختیار بدون قدرت امکان پذیر نمی باشد. از این رو در تعریف قدرت می گوید: « قدرت عبارتست از تحمیل اراده یک انسان بر انسان دیگر و سلطه آن نوع قدرتی است که حاکم اراده خود را بر دیگران تحمیل می کند و اختیار نوعی قدرت در موقعیت اداری است. » وی سه نوع اعمال قدرت سنتی، فرهمندی و قانونی را مشروع دانسته و مدل ایده آل خود را بر سلطه قانونی و منطقی بنا نهاده است. اصول مدیریت بوروکراسی وبر عبارتند از : تقسیم کار، سلسله مراتب اختیارات، شایستگی و تخصص، مقررات و رویه های رسمی، غیر شخصی بودن (فعالیت هر یک از کارکنان بر مبنای منطق سازمانی، نه منطق فردی صورت می گیرد و نظریات شخصی در آن لحاظ نمی شود. )، توجه به مسیر شغلی.
بوروکراسی بیش از حد مورد انتقاد قرارگرفته است. مهمترین انتقاد وارده به بحث بوروکراسی جابه جایی اهداف سازمانی با اهداف شخصی یا اهداف واحدهای فرعی سازمان است. هم چنین انعطاف پذیری را کاهش می دهد که موجب هم شکلی در امور می شود (صفرزاده، 1385، 12).
4-9-2- نهضت روابط انسانی
درسال 1920 میلادی مقارن با سال های رکود بزرگ اقتصادی غرب، بعضی ازدانشمندان علوم اجتماعی به رهبری الثون مایومطالعاتی راجع به چگونگی واکنش کارکنان نسبت به شرایط کاری، طراحی شغل و محرک های مدیریتی و تأثیرآن بر میزان تولید آغاز کردند. این مطالعات درشرکت وسترن الکتریک در شهر هاثورن صورت گرفت به همین دلیل به مطالعات هاثورن مشهور شد. این دانشمندان معتقد بودند تأثیر متغیرهای اجتماعی بیشتر از متغیرهای فیزیکی است و ضمن تأکید بر جنبه های انسانی مدیریت، جنبه های فنی، مهندسی مدیریت علمی را کم اهمیت می دانستند (رضائیان،1369، 15).
برای اولین بار اهمیت سازمان های غیر رسمی در مطالعات هاثورن مورد توجه قرار گرفت. سازمان غیر رسمی و یا سازمان سایه ای براثر نیازهای اجتماعی افراد حاصل می شود که درسازمان رسمی تعریف نشده است. سازمان رسمی عبارتست ازاختیارات مقامات و روابط بین آنها و کارکنان بر مبنای قواعد و مقررات وضع شده ولی سازمان غیررسمی با اجتماع چند نفر دریک سازمان و در نتیجه ارتباطات بین آن ها که به وظایف کاری آن ها مربوط نمی شود، حاصل می گردد (صفرزاده،1385، 14).
رهیافت منابع انسانی بر این باور است که انسان ها اجتماعی و درصدد خود شکوفایی هستند. فرد در محیط کار، درجستجوی ارضای روابط اجتماعی است و به فشار گروهی پاسخ می دهد.
5-9-2- نظریه تقویت رفتار
نظریه پردازان تئوری تقویت رفتار، نوع رفتار را به عنوان عاملی می دانند که محیط سبب آن می باشد. رویدادهای درونی فرد یا افراد مورد توجه این نظریه پردازان نیست آنچه موجب کنترل رفتار می شود عامل تقویت کننده می باشد. یعنی هر نوع رفتاری که واکنش یا پاسخ عالی در پی داشته باشد به احتمال زیاد تکرار می شود. در نظریه تقویت رفتار، بحث قانون علت و معلولی وجود دارد یعنی رفتار تابع نتایجی است که به دست می آید و شرایط خاصی موجب تقویت رفتار می گردد. تحقیقات نشان داده است که اگر رفتار افراد تقویت شود آن ها در راه تامین هدف تلاش بیش تری به عمل می آورند. تئوری مزبور می تواند درمورد آن چه رفتار را کنترل می کند، وسیله ای بسیار قوی برای تجزیه و تحلیل به دست دهد. ناگفته نماند که این نظریه برای اولین بار توسط بی اف اسکینر مطرح شده است (رابینز،1390،85-84).
6-9-2- نظریه برابری
اعضا و کارکنان سازمان همواره خود را با دیگران مقایسه می نمایند. کارکنان همواره نسبت ستاده به داده خود را با همین نسبت در افراد مشابه در سازمان مقایسه می کنند و اگر آنان چنین برداشت کنند که نسبت متعلق به آنها در مقایسه با افراد دیگر در سازمان نابرابر باشد در اینصورت می گویند در سازمان احجاف می شود و برای دفع این بی عدالتی درصدد رفع آن بر می آیند (الوانی، 1385، 163).
7-9-2- نظریه انتظار
نظریه انتظار که توسط ویکتور روم ارائه شده است یکی از پذیرفته شده ترین توجیحاتی است که درباره انگیزش می شود. دراین نظریه چنین استدلال می شود که انگیزه فرد برای انجام یک کار خاص ناشی از میزان انتظار و احتمالی است که او برحصول نتایج خاصی مترتب می داند. بعبارتی فرد هنگامی انگیزه کاری راپیدا میکند که حداکثر نتیجه برایش متصور باشد. براساس این نظریه، نیروی انگیزشی از حاصل ضرب اولویت های فرد و میزان انتظار و احتمالی که بر وقوع نتیجه مورد نظر متصّور است بدست می آید (همان،ص161).
انتظار×اولویت ها= نیروی انگیزش
8-9-2- تئوری مسیر – هدف
یکی از ارزشمند ترین تئوری هایی که در زمینه رهبری وجود دارد، تئوری مسیر –هدف است که توسط رابرت هوس ارائه شده است و یک الگوی رهبری اقتضایی است. تئوری مسیر– هدف بر پایه این باور قرار دارد که رهبر باید به پیروان خود کمک کند تا بتوانند به هدف ها دست یابند. برخلاف دیدگاهی که فیدلر درباره رهبر دارد.رابرت هوس اساس فرض خود را براین می گذارد که رهبر انعطاف پذیراست یعنی باتوجه به شرایط مختلف می تواند شیوه های مختلفی از رهبری را به نمایش بگذارد. در تئوری مسیر – هدف عواملی که دررابطه رهبر و عملکرد نقش واسطه ای ایفا می کند دودسته هستند. نخست عواملی محیطی مانند ساختار، اختیارات رسمی و گروه کاری که ازکنترل رهبرخارج اند. و دوم ویژگی های شخصی زیردستان مانند کانون کنترل، تجربه و توانایی آن ها ست که مدیر باید در رفتار خود به این عوامل اقتضایی توجه کند و با توجه به این عوامل از سبک های چهارگانه رهبری آمرانه، حمایتی، مشارکتی و توفیق گرا استفاده کند (رابینز،1390، 233-232).
9-9-2- الگوی رهبری مشارکتی
در سال 1973 دو پژوهشگر به نام های ویکتورروم و فیلیپ یتان الگوی رهبری مشارکتی را ارائه کردند. الگوی مزبور براین دیدگاه قرار دارد که رفتار رهبر و مشارکت اعضا در تصمیم گیری باید مورد توجه قرار گیرد و اینکه رفتار رهبر باید متناسب با ساختار کاری باشد که باید انجام شود. الگو مزبور بیان گر این نکته است که با توجه به شرایط مختلف، میزان مشارکت افراد در تصمیم گیری نیز باید تغییر کند (همان، 234-232).
10-9-2- مدل منطقی وعقلایی در تصميم گيري
تصميم گيري عقلاييبدين معني است كه بازيگر سياسي با انتخاب روبروست .(Stone,1997,233) فرد در تصميم گيري هاي خود همواره تصميماتي اتخاذ خواهد كرد كه بهترين تصميم ممكن بوده و تصميماتي است كه امكان و احتمال نيل به اهداف و مقاصد او را به حداكثر مي رساند
(March,1994,2-7).
هنگامي تصميم گيري عقلايي است كه تصميم گيرنده:
1- در باره موضوع تصميمي گيري اطلاعات كامل دارد.
2- قادر است خواسته ها و اويت هاي خود را بر حسب مطلوبيت و مفيد بودن آن ها به ترتيبي منطقي درجه بندي نمايد.
3- قادر است از ميان شقوق و راه حل هاي مختلف راهي را برگزيند كه مطلويبت او را به حداكثر می رساند (Keeney,1998,56).
اما در مورد بند اول، يعني احاطه تصميم گير به كل اطلاعات بحث هاي مفصلي صورت گرفته است. در جهان معاصر، جمع آوري اطلاعات، كاري زمان گير و هزينه بر است. در عالم واقعيت، تصميم گير در ابتدا مقداري اطلاعات را با پرداخت هزينه، تهيه مي نمايد. با اين اطلاعات به نتايجي مي رسد.
سپس تصميم مي گيرد كه اين اطلاعات كافي است و يا او مي بايست مقداري ديگر اطلاعات سفارش دهد(Calvert,1989,497-509).
نخستين فرضيه در مدل عقلايي اين است كه اهداف، معين و معلوم مي باشد. يعني فرض است كه يا اهداف از قبل براي تصميم گيرنده تعيين و داده شده است و يا آن قدر واضح و آشكار مي باشد كه هدف گذاري مي تواند به آساني و سادگي انجام گيرد. امادر شرايط واقعي تصميم گيري، اهداف به ندرت معلوم و معين است(Archer,1980,54-61).
يكي از مشكلات مدل عقلايي اين است كه فرض مي شود كه مدير از قبل به صورت مشخص مي داند كه به چه هدفي مي خواهد برسد. در حالي كه در اكثر اوقات، مدير نمي داند كه واقعاً هدف چيست و يكي از مسائل مدير تعيين هدف است (سعادت،1369،29-42).
فرض دوم در مدل عقلايي آن است كه تصميم گيرنده بايد تمامي راه حل هاي مختلف و ممكن را يافته، تك تك آن ها را مورد ارزيابي دقيق قرار دهد. اما اين تصوري واهي و ادعايي بي جاست كه مي توان تمامي راه حل هاي مختلف را شناسايي كرد، چه رسد به اين كه مي توان يك يك آن ها را به دقت سنجيد و ارزيابي نمود .(Simon,1986,209-240)فرضيه سوم اين است كه تمامي نتايج و عواقب ناشي از اتخاذ و اجراي يك تصميم بررسي و در نظر گرفته شده است. ولي همان گونه كه نمي توان تمام راه حل هاي ممكن را يافت، همان گونه نيز نمي توان تمامي نتايج ناشي از انتخاب و و اجراي آن ها را پيش بيني نموده و در نظر گرفت. آينده پديده اي است با ماهيتي نامعلوم و غير قابل پيش بيني و هيچ تصميم گيرنده اي نمي تواند كاملاً مطمئن باشد كه تمامي اثرات و تبعات ناشي از هر تصميمي را مي دانسته است (Blai,1986,7-9).
و نكته آخر آن كه در اين روش فرض مي شود كه هيچ گونه محدوديت از لحاظ زمان و هزينه ندارد (Robbins,2000,69 ).
11-9-2- نظریه عقلانی محدود و رضایتمندی
هنگامي كه محدوديت هاي ذهني و شعوري تصميم گيرنده در تجزيه و تحليل كامل مسائل آشكار مي شود، و هنگامي كه ناتواني او در استفاده كامل از اطلاعات و در تركيب، پردازش و عمل آوري اين اطلاعات تشخيص داده مي شود، زماني كه مشاهده مي گردد كه اكثر مسائل داراي ماهيتي غامض و پيچيده است، و سرانجام هنگامي كه در مي يابيم كه لازمه جمع آوري و كسب اطلاعات، تحمل هزينه هاي سنگيني است، سؤالي كه طبيعتاً به ذهن متبادر مي شود، آن است كه تحت اين شرايط، اصولا برخورد يك مدير با مسئله تصميم گيري چگونه مي تواند باشد و مدير چگونه مي تواند تصميمي اتخاذ نمايد كه بهترين تصميم باشد؟ (سعادت،1369 ،32).
با پيشنهاد مفهوم “عقلايي محدود” در مدل رفتاري تصميم گيري، هربرت سايمون سعي مي نمايد جوابگوي اين مسئله باشند (.(Simon,1980,33-46
در تحقيق اوليه در سال هاي قبل تر، مارچ و سايمون تعريف محدودتري از مفهوم عقلايي ارائه مي دهند. اين دو معتقدند كه عقلانيت انسان محدود است و اين محدوديت ناشي از محدوديت هاي ذهني و شعوري انسان است و هرگونه بحثي در باره مكانيزم تصميم گيري بايد با علم براين واقعيت باشد. بنابراين،محيط هاي سازماني و اجتماعي كه تصميم گيرنده در آن قرار گرفته است، در شيوه و نحوه تصميم گيري او موثرند (Simon,1987,57-64). در اين روش، تصميم گير پس از آن كه معيارهاي نه چندان كاملي را براي حل مسئله در نظر گرفت، به مجرد رسيدن به يك راه حل كه رضايت او را برانگيزد، كار تحقيق در مورد آلترناتيوها را رها كرده و مسئله را خاتمه يافته مي داند(Robbins,2000,69) .
12-9-2- ویژگی های کمال مدیریت
در سال 1982 میلادی، دو مشاور حرفه ای مدیریت به نام های توماس پیترز و رابرت واترمن در کتابی با عنوان در جستجوی کمال ویژگی های هشت گانه سازمان های کمال یافته را برشمردند که به شدت مورد استقبال قرار گرفت. آن ها مجموعهای شامل 62 شرکت دارای مدیریت خوب را در ایالات متحده مورد بررسی قرار دادند و در نهایت 36 شرکت برتر را شناسایی کرده و با یکدیگر مقایسه کردند و هشت ویژگی سازمان های برتر را چنین اعلام کردند: تعصب به عمل – ایجاد ارتباط نزدیک با مشتری- تمایل به استقلال و کارآفرینی – افزایش بهره وری با استفاده از افراد – برخورد ارزشی و شفاف – تکیه کردن بر مزیت رقابتی خود –استفاده از شکل ساده و ستاد کوچک – حفظ توأمان انعطاف پذیری و عدم انعطاف (رضائیان،1390، 80-78).
13-9-2- نظریه سیستمی
منظور از سیستم مجموعه ای از اجزاء به هم پیوسته و مرتبط به هم است و به گونه ای تنظیم گردیده اند که یک کل مجزای از تک تک اجزا را بوجود می آورند. سیستم ها داده هایی را به دست می آورند پس از تغییر و تبدیل آن ها، ستاده هایی را تولید می کنند. ویژگی منحصر به فرد دیدگاه سیستمی، نحوه ارتباط اجزاء با خود سیستم است. معمولاً سیستم ها را به سیستم های باز وبسته طبقه بندی کرده اند.
منظور از سیستم بسته، سیستمی است که هیچ نوع انرژی ازمنابع خارجی دریافت نمی کند و هیچ نوع انرژی به خارج از خود ساطع نمی کند که در عمل کاربرد محدودی در مطالعه سازمان ها دارد و بیش تر به صورت ایده آل مطرح است. سیستم باز، سیستمی است که با محیطش پیوسته در تعامل است یعنی هم اثر می گذارد و هم اثر می پذیرد. ویژگی های یک سیستم باز عبارتند از:
1- آگاهی از محیط
2- بازخور: سیستم ها بطور مداوم از محیط خود اطلاعات دریافت می کنند.
3- ویژگی دورانی: سیستم های باز چرخه ای از حوادثند، همواره ستاده های سیستم، امکاناتی را برای ورود نهاده های جدید فراهم می کنند تا چر خه سیستم تکرار شود.
4- آنترپی منفی: آنترپی یعنی گرایش سیستم به زوال وفروپاشی و منظور ازآنترپی منفی این است که سیستم های باز می توانند خود را تجدید قوا نموده و ساختارشان را حفظ کنند تا از مرگ رهایی یابند و یا حتی رشد کنند.
5- وضعیت ثبات : سیستم همواره تعادل خود را حفظ می کند.
6- حرکت به سوی رشد و توسعه
7- تعامل بین فعالیت های نگهدارنده و انطباقی
8- همپایانی : یعنی سیستم می تواند از راه های متعددی به یک هدف نهایی نائل آید.
لازم به ذکر است که مفهوم سیستم در ابتدا به صورت مدون و مکتوب توسط لودیک فون برتالانفی، زیست شناس آلمانی مطرح شد. اهمیت دیدگاه سیستمی دراین است که مدیران به مدد آن بهتر می توانند مفهوم سازمان را درک کنند و سازمان را به عنوان یک کل که مشتمل بر سیستم های فرعی متعدد و مرتبط به هم است، مورد توجه قرار دهند (رابینز،1381،37-29).
1-2- نظریه پردازان مدیریت اسلامیپس از ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه توسط رسول گرامی اسلام، اصل و اساس تئوری های سیاسی و مدیریتی اسلام بنیان نهاده شده و در عمل و گفتار توسط ایشان تا حد ممکن و با توجه به ظرفیت حاکم بر آن زمان تبیین شده است. پس از آن با گسترش قلمرو حکومت اسلامی در زمان خلافت خلفای راشدین سازمان ها و تشکیلات وسیع تری به وجود آمد که قطعاً بر نحوه مدیریت این تشکیلات تأثیراتی داشت. با قبول حکومت توسط امام علی (ع) ایشان آن چنان الگویی نظری و عملی از حکومت و مدیریت الهی بر مبنای عدالت به جهانیان ارائه فرمودند که این الگو همچنان بر تارک دنیا می درخشد. در این فصل به شرح حال چهارده تن از نویسندگان و متفکرانی اشاره می شود که به فکر پیاده کردن اصول عملی حکومت در اسلام



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *