— (693)

2133600-184150

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد نراق
دانشکده مدیریت
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد “M.A”
در رشته مدیریت دولتی-گرایش تشکیلات و روش ها–تأثیرمدیریت رسانه بر اخلاق سازمانی
استاد راهنما:
دکتر حسن خیری
استاد مشاور:
دکتر محمد حیدری
نگارنده:
عباس منصورنژاد
زمستان 1393
2057400-269875

دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق
تعهد نامه اصالت رساله یا پایان نامه تحصیلی
اینجانب عباس منصورنژاد دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته مدیریت دولتی گرایش تشکیلات و روش ها که در تاریخ ……/……/93 از پایان نامه خود تحت عنوان تاثیر مدیریت رسانه بر اخلاق سازمانی با کسب نمره …………. و درجه …………. دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد میشوم :
این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران ( اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و ….) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آنرا در فهرست مربوطه ذکر و درج کردهام.
این پایان نامه قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه یا رساله را داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد، مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را میپذیرم و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی: عباس منصورنژاد
تاریخ و امضاء: ………………………………
سپاسگذاری
با تقدیر و تشکر فراوان از
استاد ارجمند و گرامی جناب آقای دکتر حسن خیری که با عنایت و نکته سنجی های خویش به عنوان استاد راهنما، بنده را در طول تحقیق، پژوهش و گردآوری اطلاعات به نحو احسن، راهنمایی فرمودند.
پیشکش
به پدر مهربانم، آقای دکتر محمد منصورنژاد که همواره در تمامی مراحل زندگی یار و یاور و پیشتبان و راهنمای من بوده است
فهرست مطالب

TOC \o “1-4” \h \z \u چکیده PAGEREF _Toc407485342 \h 1مقدمه PAGEREF _Toc407485343 \h 2فصل 1-کلیات تحقیق PAGEREF _Toc407485344 \h 51-1-بیان مساله PAGEREF _Toc407485345 \h 51-2-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc407485346 \h 61-3-سوال اصلی PAGEREF _Toc407485347 \h 71-4-سوالات فرعی PAGEREF _Toc407485348 \h 71-5-اهداف تحقیق PAGEREF _Toc407485349 \h 71-6-فرضیه‌های تحقیق PAGEREF _Toc407485350 \h 81-7-قلمرو زمانی و مکانی تحقیق PAGEREF _Toc407485351 \h 81-8-تعریف واژه های کلیدی یا اصطلاحات تحقیق PAGEREF _Toc407485352 \h 9فصل 2-ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc407485353 \h 112-1-پیشینه شناسی PAGEREF _Toc407485354 \h 112-2-مفهوم شناسی PAGEREF _Toc407485355 \h 142-2-1-رسانه PAGEREF _Toc407485356 \h 142-2-2-اینترنت PAGEREF _Toc407485357 \h 152-2-3-مدیریت رسانه PAGEREF _Toc407485358 \h 162-2-4-تعاریف اخلاق PAGEREF _Toc407485359 \h 172-2-5-اخلاق سازمانی PAGEREF _Toc407485360 \h 182-3-چهارچوب نظری PAGEREF _Toc407485361 \h 212-3-1-دیدگاه‌های مختلف مدیریت رسانه PAGEREF _Toc407485362 \h 212-3-2-نسبت رسانه و اخلاق PAGEREF _Toc407485363 \h 302-3-3-تأملی در نسبت مدیریت رسانه با مولفه‌ای اخلاق سازمانی PAGEREF _Toc407485364 \h 402-3-3-1-مدیریت رسانه و تاثیر آن بر عفت PAGEREF _Toc407485365 \h 412-3-3-2-مدیریت رسانه و تأثیر آن براعتماد PAGEREF _Toc407485366 \h 482-3-3-3-مدیریت رسانه و تاثیر آن بر حریم خصوصی PAGEREF _Toc407485367 \h 582-4-مدل تحلیلی PAGEREF _Toc407485368 \h 81فصل 3-روش اجرای تحقیق PAGEREF _Toc407485369 \h 843-1-روش تحقیق PAGEREF _Toc407485370 \h 843-2-جامعه آماری PAGEREF _Toc407485371 \h 853-3-روش نمونه‌گیری PAGEREF _Toc407485372 \h 853-4-حجم نمونه PAGEREF _Toc407485373 \h 853-5-ابزار تحقیق PAGEREF _Toc407485374 \h 863-6-روائی و پایائی تحقیق PAGEREF _Toc407485375 \h 883-6-1-روائی پرسشنامه PAGEREF _Toc407485376 \h 883-6-2-پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc407485377 \h 893-7-روش گرد آوری داده‌ها PAGEREF _Toc407485378 \h 913-8-روش‌های آماری مورد استفاده PAGEREF _Toc407485379 \h 913-8-1-آزمون مستقل t استیودنت PAGEREF _Toc407485380 \h 923-8-2-ضریب همبستگی پیرسون PAGEREF _Toc407485381 \h 94فصل 4-تجزیه و تحلیل داده‌ها PAGEREF _Toc407485382 \h 984-1-آمار توصیفی PAGEREF _Toc407485383 \h 984-2-پرسشنامه‌های توزیع شده و نرخ پذیرش آنها PAGEREF _Toc407485384 \h 994-3-توصیف داده‌های جمعیت‌شناختی PAGEREF _Toc407485385 \h 994-3-1-رتبه شغلی پاسخ‌دهندگان PAGEREF _Toc407485386 \h 994-3-2-مدرک تحصیلی پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc407485387 \h 1014-3-3-رشته تحصیلی پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc407485388 \h 1024-3-4-سابقه خدمت پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc407485389 \h 1034-3-5-جنسیت پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc407485390 \h 1044-3-6-سن پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc407485391 \h 1064-4-آمار استنباطی PAGEREF _Toc407485392 \h 1074-4-1-آزمون کولموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc407485393 \h 1074-4-2-آزمون t تک نمونه‌ای (One Sample T Test) PAGEREF _Toc407485394 \h 1084-4-3-آزمون همبستگی پیرسون PAGEREF _Toc407485395 \h 110فصل 5-نتیجه گیری و جمع بندی تحقیق PAGEREF _Toc407485396 \h 1155-1-خلاصه تحقیق PAGEREF _Toc407485397 \h 1155-2-نتایج تحقیق PAGEREF _Toc407485398 \h 1155-3-پیشنهاد‌ها و ارائه راه کارهای ناشی از نتایج تحقیق PAGEREF _Toc407485399 \h 1185-4-پیشنهادهایی برای محققین آتی PAGEREF _Toc407485400 \h 1205-5-موانع تحقیق PAGEREF _Toc407485401 \h 120پیوست PAGEREF _Toc407485402 \h 122منابع فارسی PAGEREF _Toc407485403 \h 126منابع لاتین PAGEREF _Toc407485404 \h 129

فهرست جداول
جدول 3-1 طیف لیکرت …………………………………………………………………………………………….. 90
جدول3-2 ضریب آلفای کرونباخ ……………………………………………………………………………….. 93
جدول4-1 وضعیت پرسشنامه ……………………………………………………………………………………… 101
جدول4-2 رتبه شغلی پاسخ دهندگان ………………………………………………………………………….. 102
جدول4-3 مدرک تحصیلی پاسخ دهندگان ……………………………………………………………….. 103
جدول4-4 رشته تحصیلی پاسخ دهندگان …………………………………………………………………….. 104
جدول4-5 سابقه خدمت پاسخ دهندگان ……………………………………………………………………… 106
جدول4-6 جنسیت پاسخ دهندگان ……………………………………………………………………………… 107
جدول4-7 سن پاسخ دهندگان ……………………………………………………………………………………. 108
جدول4-8 خلاصه آزمون کولموگروف – اسمیرنوف یک نمونه ای …………………………. 110
جدول4-9 آزمون t تک‌نمونه‌ای پیرامون اختلال مدیریت رسانه بر عفت………………….. 111
جدول4-10 آزمون t تک‌نمونه‌ای پیرامون اختلال مدیریت رسانه بر اعتماد…………….. 112
جدول4-11 آزمون t تک‌نمونه‌ای پیرامون اختلال مدیریت رسانه بر حریم خصوصی … 112
جدول4-12 همبستگی بین عفت و اعتماد ………………………………………………………………… 113
جدول4-13 همبستگی بین عفت و حریم خصوصی …………………………………………… 114
جدول4-14 همبستگی بین اعتماد و حریم خصوصی ………………………………………… 115
چکیدهنوشتار حاضر باهدف بررسی تاثیر مدیریت رسانه(با تاکید بر اینترنت) بر اخلاق سازمانی(متغیرهای عفت،اعتماد و حریم خصوصی) تدوین شده است. این نگارش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش توصیفی و از نوع پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش را کارمندان دانشگاه بین المللی المصطفی (174 نفر) تشکیل داده‌اند و با توجه به استفاده از فرمول کوکران نمونه‌ی آماری 120 نفر در نظر گرفته شده است و همچنین نمونه‌گیری نیز به صورت تصادفی ساده است. درجمع‌آوری داده‌های پژوهش نیز از دو روش کتابخانه‌ای و میدانی (ابزار پرسش نامه محقق ساخته که آزمون پایایی و روائی بر روی آن صورت پذیرفت) استفاده گردید. در تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز از آمار استنباطی (آزمونt تک نمونه، همبستگی پیرسون) بهره گرفته شده است. نتیجه به دست آمده نشان داد مدیریت بر رسانه موجب اختلال در اخلاق سازمانی می‌گردد. در پایان با توجه به یافته‌های پژوهش پیشنهادهایی برای بهبود تأثیرات مدیریت رسانه بر اخلاق سازمانی ارائه گردیده است.
واژه های کلیدی: مدیریت رسانه، اخلاق سازمانی، عفت، اعتماد، حریم خصوصی.

مقدمه
رسانه‌های نوین، در دهه‌های اخیر و به‌ویژه از سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، به یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در زندگی انسان مدرن تبدیل شده است؛ به طوری که هر یک از ما در طول روز ناگزیر به مواجهۀ گزینشی یا ناخودآگاه با انبوه پیام‌هایی هستیم که از رسانه‌های مختلف منتشر می‌شوند و زندگی روزمرۀ ما به شکل تنگاتنگی با رسانه‌ها و پیام‌های آنها گره خورده است. امروزه رسانه‌ها برای جذب مخاطب، از سوژه‌هایی که با سکس، طنز، دلهره و خشونت پیوند خورده است، فراوان بهره می گیرند. این گونه نگاه در تهیه و ساخت برنامه در یک نگاه آسیب شناسانه در ابعاد مختلف روانشناختی، جامعه شناختی و … جای مطالعه دارد. از جمله ابعادی که آفات برنامه‌های رسانه‌ای با جهت گیری یاد شده نیاز به بررسی دارد، رویکردی اخلاقی است؛ به عبارت دیگر اینگونه برنامه‌ها چه بازخورد و تاثیرات اخلاقی بر جامعه دارند و از این نظر تا چه حد منطقی و یا نا معقولند؟ صواب یا ناصوابند؟ آسیب زایند یا خیر؟
به گونه‌ای دیگر نیز می توان به مساله نگریست. آیا وسایل ارتباط جمعی با حذف کامل طنز، دلهره و…، جاذبه لازم را برای مخاطبان خواهند داشت؟ اگر تجویز و راه درست ویرایش و پیرایش و مدیریت رسانه از اینگونه دست مایه‌هاست، پس چرا رسانه‌های ما با سابقه بیش از سه دهه اگر مروج خشونت و لودگی نباشد، همچنان خالی از این مسایل نیست؟ البته در باب تعامل اخلاق و رسانه، ‌کمتر آثار معتبر و یا معتنابهی می‌توان یافت. در واقع، فقر منابع در این زمینه موجب شده است که نتوان قواعد اخلاقی و معیارهایی در باب اخلاق ارائه نمود که رسانه‌های ارتباط جمعی بدان پایبند باشند. مراد از معیارهای اخلاقی، اصول اخلاقی و ضرورت اجرای آن، رعایت موازین اخلاقی، اعتمادسازی بین حکومت، شهروندان و مخاطبان رسانه‌ها و انجام بهتر فعالیت‌های حرفه‌ای و پایبندی شهروندان به اخلاق عمومی و اجتماعی از یک سو و پایبندی ارباب رسانه‌ها به اخلاق و نهادینه شدن اخلاق در رسانه‌ها از سوی دیگر است. تبیین اخلاقِ رسانه و جایگاه بایسته اخلاق در رسانه، گامی اساسی است که از یک سو،‌ وظیفه ارباب رسانه‌ها و از سوی دیگر، وظیفه نظام سیاسی را در اشاعه اخلاق در رسانه‌ها و پایبندی آنان به اخلاق اجتماعی را نشان می‌دهد. این مهم می‌تواند مبنای درست تعامل و اخلاق و رسانه‌ باشد.

فصل اول:
کلیات تحقیق

کلیات تحقیقبیان مسالهبشر همواره پیامی را به دیگران متتقل کرده است و از این رو رسانه پدیده‌ای تازه‌ای نیست. در فضای مدرن وسایل ارتباط جمعی شکل گرفته اند که در یک لحظه می توان پیامی را به میلیون‌ها مخاطب منتقل نمود که تحول شگرفی در کارکرد رسانه بوده، اما با اختراع اینترنت، ماهیت رسانه از اساس دگرگون شده و به قول تافلر وارد موج سوم خود شده است.
بدین جهت در موضوع تحقیق، اینترنت به عنوان رسانه مورد گزینش و توجه قرار گرفته است.
دو متغیر اصلی تحقیق یکی «مدیریت رسانه» به عنوان متغیر مستقل و اخلاق سازمانی به عنوان متغیر وابسته می باشد.
مدیریت رسانه عبارت است از: فرآیند به‌کارگیری بهینه کلیه امکانات مادی، انسانی، تکنولوژیکی و غیره در جهت تولید، بازتولید و توزیع پیامهای هدفمند در چارچوب نظام ارزشی پذیرفته شده که با هدف غایی اثرگذاری مطلوب بر مخاطبان صورت میگیرد. (روشندل، 1385)
در مورد اخلاق سازمانی نیز تعاریف مختلفی ذکر شده است که یکی از تعاریف آن عبارتند از: اخلاق سازمانی به معنی شناخت درست از نادرست در محیط کار و آنگاه انجام درست و ترک نادرست است. اخلاق سازمانی، به عنوان شاخه‌ای از دانش مدیریت، از زمان پدیدار شدن نهضت مسئولیت اجتماعی در دهه 1960 پدیدار شد.
در این پژوهش در بحث اخلاق سازمانی شاخصه‌های عفت عمومی، حریم خصوصی و اعتماد کارکنان را مورد بررسی قرار می دهیم.
مدیریت رسانه می تواند سه نوع تاثیر بر اخلاق سازمانی داشته باشد:
1) تاثیر مثبت و سازنده
2) تاثیر منفی و مخرب
3) خنثی و بی طرف
واضح است که مساله ی تحقیق آن جا رخ می نماید که رسانه‌ای مثل اینترنت بر اخلاق سازمانی تاثیر مخرب داشته باشد. به عنوان شاهد شیوه ی تدبیر اینترنت می تواند موجب اخلال در حریم خصوصی از طریق هک و سرقت داده‌ها شود و یا شیوه ی مدیریت اینترنت می تواند بر عفاف کارکنان سازمان از طریق هرزنامه، تصاویر غیر اخلاقی و…. تاثیر منفی بگذارد . بنابر این در این پژوهش قصد داریم این مساله را مورد بررسی قرار بدهیم که مدیریت اینترنت چه میزان موجب اختلال در اخلاق سازمانی می گردد.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیقضرورت پرداخت به هر دو متغیر این نوشتار ضرورتی غیر قابل اجتناب پذیر می باشد. از یک سو امروزه مسائل مربوط رسانه و تأثیر‌گذاری‌های مختلفش در همه‌ی شئونات آدمی (از جمله سبقه ی اداری افراد) به بحث جدی تبدیل شده است و از یک سو اهمیت توجه به مسائل اخلاقی جهت رشد و تعالی هر سازمان مورد بحث و تامل قرار گرفته است. توجه به اخلاق در مدیریت رسانه‌ها نسبت به اخلاق در دیگر حرفه‌ها اهمیت بیشتری دارد، چرا که حرفه‌های دیگر، برد محدودی دارند و اعمال غیر اخلاقی در آنها به افراد و صنوف دیگر به راحتی سرایت پیدا نمی کند، ولی رسانه‌ها واسطه میان مردم هستند و بخش زیادی از وقت آنها را به خود اختصاص می دهند. رسانه‌ها عامل پیوستگی افراد در یک جامعه هستند و غیر اخلاقی یا غیر اصولی عمل کردن آنها، نه فقط بر تک تک افراد، بلکه بر روابط میان آنها نیز تاثیر می گذارد. رسانه‌های خبری، کتب نشر یافته، فیلم‌ها، برنامه‌های تلوزیونی کابلی، نامه‌ها، موارد تبلیغاتی و فعالیت‌های دیگر ارتباطی، بر همه ابعاد زندگی اجتماعی، اقتصادی، اداری، فرهنگی و سیاسی افراد تاثیر می گذارند. «به همین دلیل افرادی که در رسانه کار می کنند باید چارچوب‌های اخلاقی ای فراتر از اخلاق جاری در خانواده‌ها، کلیساها یا مدرسه را مدنظر داشته باشند.
سوال اصلی
سوال اصلی این تحقیق با توجه به مسائل مطروحه در بیان مسئله بدین صورت می باشد «که ‌آیا مدیریت رسانه موجب اختلال در اخلاق سازمانی می‌شود؟»
سوالات فرعیآیا مدیریت رسانه موجب اختلال در عفت می‌شود؟
آیا مدیریت رسانه موجب اختلال در اعتماد می‌شود؟
آیا مدیریت رسانه موجب اختلال در حریم خصوصی می‌شود؟
آیا میان عفت و اعتماد رابطه وجود دارد؟
آیا میان عفت و حریم خصوصی رابطه وجود دارد؟
آیا بین اعتماد و حریم خصوصی رابطه وجود دارد؟
اهداف تحقیقالف)هدف اصلی
بررسی اختلال یا عدم اختلال مدیریت رسانه بر اخلاق سازمانی
ب)اهداف فرعی
1- بررسی اختلال یا عدم اختلال مدیریت رسانه بر عفت
2- بررسی اختلال یا عدم اختلال مدیریت رسانه بر اعتماد
3-بررسی اختلال یا عدم اختلال مدیریت رسانه بر حریم خصوصی
4- بررسی ارتباط بین عفت و اعتماد
5- بررسی ارتباط بین عفت و حریم خصوصی
6- بررسی ارتباط بین اعتماد و حریم خصوصی
فرضیه‌های تحقیقفرضیه اصلی
به نظر می‌رسد مدیریت رسانه موجب اختلال در اخلاق سازمانی شود.
فرضیه های فرعی
به نظر می‌رسد مدیریت رسانه موجب اختلال در عفت عمومی می شود.
به نظر می‌رسد مدیریت رسانه موجب اختلال در حریم خصوصی می شود.
به نظر می‌رسد مدیریت رسانه موجب اختلال در اعتماد می‌شود.
به نظر می‌رسد میان عفت و اعتماد رابطه وجود دارد.
به نظر می‌رسد میان عفت و حریم خصوصی وجود دارد.
به نظر می‌رسد میان اعتماد و حریم خصوصی وجود دارد.
قلمرو زمانی و مکانی تحقیققلمرو زمانی تحقیق در سال 1393 بوده است.
قلمرو مکانی تحقیق دانشگاه بین المللی المصطفی (ص) که در شهر قم واقع می‌باشد بوده است.
تعریف واژه های کلیدی یا اصطلاحات تحقیقمدیریت رسانه
مدیریت رسانه، فرایند به کارگیری بهینه کلیه امکانات مادی، انسانی، فناورانه و غیره در جهت تولید، بازتولید و توزیع پیامهای هدفمند، در چارچوی نظام ارزشی پذیرفته شده است که با هدف غایی اثرگذاری مطلوب بر مخاطبان صورت می گیرد. (ملایری، اخلاق حرفه‌ای در مدیریت رسانه)
«ریچارد مارسل» مدیریت رسانه را به معنی مدیریت بازاریابی خدمات و محصولات رسانه‌ای می‌داند. از این منظر مدیریت رسانه باید چنان باشد، تا به ابعاد تجاری اقتصاد رسانه متناسب با بازار پررقابت و پیچیدگی‌های بازاریابی محصولات رسانه‌ای در آغاز قرن بیست و یکم پاسخ دهد. (Marsel,R: 1973)
اخلاق سازمانی
تعریف اخلاق سازمان در گروه روشن بودن مفاهیمی چون اخلاق و اخلاق حرفه‌ای است. مراد از اخلاق رفتار ارتباطی پایدار مبتنی بر رعایت حقوق و یا منافع ارتباط است. بر اساس این تعریف، اخلاق به نسبت بین دو امر اطلاق می شود: کسی که رفتاری انجام می دهد و کسی یا چیزی که به نحوی هدف آن رفتار قرار می گیرد. طرف ارتباط، حقوقب دارد و صاحب رفتار ارتباطی، در قبال آن حقوق وظایفی دارد. (قراملکی، اخلاق سازمانی، 1388، ص 60)

فصل دوم:
ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق

ادبیات موضوع و پیشینه تحقیقدر این فصل پس از بیان پیشینه بحث، به تعریف مفاهیم کلیدی نوشتار پرداخته شده است و مفاهیم تحقیق از لحاظ لغوی و اصطلاحی مورد بررسی قرار گرفته اند. در ادامه نسبت میان رسانه و اخلاق مورد بررسی قرار گرفته و رویکردهای مختلفی که در این موضوع وجود دارد مطرح شده است. پس از آن تاثیر مدیریت رسانه بر سه شاخص اخلاق (عفت عمومی، اعتماد و حریم خصوصی) که در این نوشتار مورد تمرکز هستند، به بحث کشیده شده است و در پایان با توجه به مباحث مطرح شده مدلی برای سنجش میان متغیرها ارائه شده است.
پیشینه شناسیدر ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه مباحث مدیریت رسانه با رویکرد آینده پژوهی مورد بررسی قرار گرفته است.
در کتاب اخلاق کاربردی به قلم محمدتقی اسلامی، احمد دبیری و مهدی علیزاده، در دو بخش کلیات و شاخه‌های مهم اخلاق کاربردی مورد بررسی قرار گرفته است.
قراملکی در کتاب «اخلاق سازمانی» به بررسی اخلاق در سازمان می پردازد. این کتاب که در چهار بخش و بیست فصل تدوین شده است.
آلوین تافلر در فصل بیست و هفتم از کتاب معروف «تغییر در ماهیت در قدرت» خود، به اشکال سه گانه رسانه (موج اول، دوم و سوم) می‌پردازد.
در کتاب سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت که به قلم آقا و خانم لاودن نوشته شده است، چشم اندازی از مفاهیم بنیادی سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت را با استفاده از چارچوبی یکپارچه برای توصیف و تحلیل سیستم‌های اطلاعاتی ارائه می‌شود. این چارچوب نشان می‌دهد که سیستم‌های اطلاعاتی از اجزای سازمان، فناوری و مدیریت تشکیل شده‌اند. این دیدگاه از سیستم‌های اطلاعاتی در پروژه‌ها و مورد پژوهی‌ها تقویت می شود. این کتاب شامل پانزده فصل به همراه پروژه‌های عملی جهت پوشش مباحث مختلف MIS است. فصل چهارم این کتاب با موضوع «مسائل اخلاقی و اجتماعی در سیستم‌های اطلاعاتی» به بررسی مسائل و ابعاد اخلاق در فن‌آوری اطلاعات پرداخته است که با توجه به تقریب این عنوان با موضوع نوشتار حاضر، این فصل بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است.
در فصل نامه‌ی چشم انداز رسانه (زمستان 1392) در هشت مقاله مباحث مربوط به مدیریت رسانه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یکی از مرتبط‌ترین این مقاله‌ها با موضوع این نوشتار مقاله‌ای تحت عنوان، «اخلاق حرفه‌ای در مدیریت رسانه» با قلم دکتر ملایری می‌باشد. در این مقاله پس از بررسی ابعاد نظری مفاهیم کلیدی، در مورد جایگاه و ارزش اخلاق و مدیریت رسانه بحث شده است.
در فصل‌نامه‌ی رسانه (بهار 1386-شماره 1) در مجموعه مقالاتی به ترابط و تعامل میان رسانه‌ها و دین پرداخته شده است. یکی از مقالات این فصل نامه با عنوان «بررسی رابطه استفاده از اینترنت و هویت دینی کاربران» به بررسی رابطه ی میان استفاده از اینترنت و تاثیری که بر هویت کاربران داشته است پرداخته است.
در کتاب «دین، رسانه و ارتباطات اجتماعی» به قلم دکتر حسن خیری انواع رویکردها و نظریات ارتباطاتی و رسانه‌ای به نحو مبسوط و مطلوبی مورد بررسی قرار گرفته است. تمرکز این کتاب روی مدیریت رسانه نبوده است و در رسانه‌ها نیز تلویزیون مورد بحث و تأمل قرار گرفته است.
کتابی تحت عنوان «دین و رسانه (اسلام و تشیع)» به قلم دکتر محمد منصورنژاد به بررسی تعامل و ترابط میان دین و رسانه می‌پردازد. این اثر گرچه به الگوهای رسانه‌ای، مفاد دینی مربوط به رسانه می پردازد اما با رویکرد مدیریتی بر روی رسانه آن هم رسانه‌های جدید، متمرکز نشده است.
در مجموعه مقالات دومین هم اندیشی سراسری رسانه تلویزیون و سکولاریسم در یازده مقاله تأثیرات تلویزیون به عنوان یک رسانه، بر دین و سکولار کردن جامعه مورد بررسی قرار می گیرد.
در کتاب دین و رسانه به قلم دکتر محمد منصورنژاد، در فصولی جداگانه مدلی برای رسانه ی اخلاقی از دیدگاه نهج البلاغه و صحیفه ی سجادیه عنوان شده است.
امام محمد غزالی در کتابی تحت عنوان میزان العمل به صورت تفصیلی به بررسی آثار برخی از ویژگی‌های اخلاقی پرداخته است.
در کتاب «برگزیده‌ی اخلاق ناصری» به قلم دکتر علوی مسائل اخلاقی و نتایج آن مورد بررسی قرار گرفته است.
در کتاب Managers and professional ethics (مدیران و اخلاق حرفه‌ای) توسط پنینو و کلیر اخلاق حرفه ای مورد مطالعه قرار گرفته است.
در کتاب‌های کریسچنز و تریبر(1997)؛ کوپر، کریسچنز، پلود و وایت(1989)؛ ویور(1998)؛ سایب (2002) ؛ موریس و وایسبرد (2001)؛ بایتز (1985)؛ و برگر، برزوفسکی و پلینکا (2000) اخلاق رسانه‌ای مورد بررسی قرار گرفته است.
مفهوم شناسیرسانهاین واژه به فتح و کسر «ر» استعمال شده است. واژه «رَسانه» به فتح «را» به معنای حسرت، افسوس و تأسف است. در اینجا این واژه مراد نیست، مراد رسانه به کسر «را» می‌باشد. واژه «رِسانه» به کسر «را» به معنا ابزار و وسیله است. رسانه‌های جمعی و یا گروهی، وسائل ارتباط جمعی، مثل رادیو، تلویزیون،‌ ماهواره، اینترنت، مطبوعات و… است. رسانه‌ها، به معنای وسیله ارتباط جمعی، اعم از شنیداری، دیداری و ‌مکتوب است. (دهخدا، لغت نامه دهخدا)
رسانه در اصصلاح رسانه‌های جمعی یا عمومی و به تعبیر دیگر وسایل ارتباط است که جمع «Medium» جمعی اصطلاح فارسی شده واژه لاتین می باشد و منظور از آن دسته‌ای از وسایل هستند «Media» آن که مورد توجه تعداد کثیری می باشند و از تمدن‌های جدید بوجود آمده اند. HYPERLINK “http://pajuhesh.irc.ir/article/index/list” \l “_ftn6” (ساروخانی، جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی)
 البته رسانه در این تعریف به طور کامل معرفی نشده است زیرا وسایلی که مورد توجه تعداد کثیری باشد و در تمدن جدید بوجود آمده باشد محدود و منحصر به وسایل ارتباط جمعی نیست از این رو بایستی به تعریفی دقیق تر پرداخت. رسانه به معنی هر وسیله‏ای است که انتقال دهنده فرهنگ‌ها و افکار عده‌ای باشد. و اکنون آن چه مصداق این تعریف است وسایلی همانند: روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تلویزیون،‌ها، ویدئو و… می باشند.
انواع رسانه
با توجه به گسترش روزافزون فناوری در دنیا، تعدد رسانه‏ها مداوما رو به گسترش است که در دسته‏بندی و گروههای گوناگونی قرار می‏گیرند که از جمله می‏توان به گروههای زیر اشاره کرد:
 رسانه‌های نوشتاری مانند مطبوعات، کتاب و مجلات.
 رسانه‌های شنیداری مانند مانند رادیو.
 رسانه‌های دیداری مانند تلویزیون، سینما، اینترنت.
 رسانه‏های ابزاری مانند مانند اعلامیه، بروشور، تابلوی اعلانات، کاتالوگ، پوستر، تراکت، پلاکارد، آرم، لوگو، فیلم‌های تبلیغی، فیلم کوتاه و بلند، سخنرانی، همایش و تئاتر.
 رسانه‏های نهادی یا گروهی همچون روابط عمومی‏ها، شرکت‏های انتشاراتی، بنیادهای سینمایی. رسانه‏های فرانهادی همچون خبرگزاری‏ها، دفاتر روابط بین‏الملل، کارتل‌ها، بنگاه‏های سخن پراکنی و تراست‏های خبری، شرکت‏های چند ملیتی سازه، فیلم‌های سینمایی، شبکه‏های ماهواره‌ای.
تمرکز ما در بحث رسانه در این نوشتار، اینترنت می‌باشد که به عنوان یک رسانه‌ی موج سومی مطرح می‌باشد. اینترنت به دلیل اینکه نسبت به سایر رسانه‌ها طیف مخاطب بیشتری را شامل می‌شود دارای اهمیت و تبعات و نتایج آن نیز قابل تامل بیشتری می‌باشد.
اینترنتدر زبان انگلیسی واژه «Intrnet» هنگامی که به شبکه جهانی مبتنی بر پروتکل «IP» اطلاق می‌گردد، با حرف بزرگ در اول کلمه، نوشته می‌شود. در رسانه‌ها فرهنگ عامه، گاه با اینترنت به صورت یک مقوله عمومی و مرسوم برخورد کرده و آن را با حرف تعریف و به صورت حروف کوچک می‌نگارند «the internet» در برخی منابع بزرگ نوشتن حرف اول را به دلیل اسم بودن آن جایز می‌دانند نه برای صفت بودن این.واژه لاتین «the Internet» چنانچه به شبکه جهانی اینترنت اشاره کند، اسم خاص است و حرف اوّلش با حروف بزرگ آغاز می‌شود (I). اگر حرف اوّل آن کوچک باشد می‌تواند به عنوان شکل کوچک شده کلمه «Internetwork» برداشت شود که به معنی میان شبکه است. واژه «ابر» نیز به صورت استعاری، به ویژه در ادبیات رایانش ابری و نرم‌افزار به عنوان سرویس، برای اشاره به‌اینترنت به کار می‌رود.» (http://fa.wikipedia.org)
مدیریت رسانهمدیریت رسانه، محصول تخصصی شدن علم مدیریت و امتزاج آن با سایر رشته‌ها و رویکردهای علمی، از جمله علم ارتباطات، علم اخلاق، جامعه شناسی، روان شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، فناوری اطلاعات و مدیریت فناوری است. با در نظر گرفتن طبیعت منحصر به فرد رسانه‌ها، مطالعات مربوط به مدیریت شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای، مدیریت موسسات رسانه‌ای و مدیریت منابع انسانی به صورت طبیعی در طول زمان رشد کرده است. امروزه مدیریت رسانه یک پدیده جهانی است و پژوهش در این رشته از مرزهایی بین رشته‌ای، حوزه‌های نظری و سیستم‌های سیاسی عبور کرده است. چنان که‌این حوزه برای جستجوی شاخه‌های جدید پژوهش، گسترش، استفاده از روش شناسی‌ها و تدوین رویکردهای جدید نظری، آماده و مهیاست.
مدیریت رسانه، فرایند به کارگیری بهینه کلیه امکانات مادی، انسانی، فناورانه و غیره در جهت تولید، بازتولید و توزیع پیامهای هدفمند، در چارچوی نظام ارزشی پذیرفته شده است که با هدف غایی اثرگذاری مطلوب بر مخاطبان صورت می گیرد. (ملایری، اخلاق حرفه‌ای در مدیریت رسانه)
«ریچارد مارسل» مدیریت رسانه را به معنی مدیریت بازاریابی خدمات و محصولات رسانه‌ای می‌داند. از این منظر مدیریت رسانه باید چنان باشد، تا به ابعاد تجاری اقتصاد رسانه متناسب با بازار پررقابت و پیچیدگی‌های بازاریابی محصولات رسانه‌ای در آغاز قرن بیست و یکم پاسخ دهد. (Marsel: 1973)
در این نوشتار مدیریت رسانه در دانشگاه بین المللی المصطفی مورد تمرکز و بحث می باشد.
تعاریف اخلاقاخلاق در لغت
غرایز، ملکات و صفات باطنی انسان «اخلاق» نامیده می‌شود و به رفتاری که از این خلقیات ناشی می‌شود نیز «اخلاق» یا رفتاری «اخلاقی» می‌گویند. در یک تعریف کلی، «اخلاق» آن سلسله صفاتی است که در نفس و روح انسان، ثابت و ریشه‌دار است و منشا صدور کارهای «نیک» یا «بد» می‌با‌شد. راغب اصفهانی درباره‌این واژه می‌نویسد: «خَلق و خُلق، در اصل یکی هستند، اما «خَلق» به هیأت، شکل و صورت‌هایی که با چشم درک می‌شود، اختصاص یافته و خُلق به قوا و سجایایی که با بصیرت درک می‌شود، مختص شده است (الراغب اصفهانی، المفردات فی غریب الفاظ قرآن)
استاد مطهری در مورد اخلاق گفته‌اند: «جوهره اخلاق سلسله خصلتها، سجایا و ملکات اکتسابی اند که به غرایز و قوای روحی نظام می بخشند . به همین دلیل مدعای متحول شدن سهم غرایز آدمی در طول زمان غلط است و نسبیت اخلاق پذیرفته نیست. در حالیکه آداب (اکتساب هنر و فنون) نسبی و در طول زمان به تبع تحولات عصر، تغییر پذیرند.» (منصورنژاد، امنیت اخلاقی از دیدگاه شهید مطهری)
استاد مصباح نیز در کتابی تحت عنوان دروس فلسفه اخلاق به طرح مباحث نظری در باب اخلاق و فلسفه ی اخلاق می پردازد . ایشان در بخشی از کتاب راه رسیدن به سعادت را پیروی از اخلاق و اخلاق را نیزرعایت اعتدال در سه قوه ی آدمی می دانند”بعد در مقام این بر می آید که ما چگونه و بر اساس چه ضوابطی باید رفتار کنیم که به سعادت برسیم و زندگی ما زندگی سعادتمند باشد نه زندگی که مقدمه تحصیل سعادت دیگری است. به عبارت دیگر، هدف اخلاق را در همین عالم جستجو می کند نه‌اینکه همه‌این عالم را به چشم مقدمه نگاه می کند و دنبال یک هدفی وراء این عالم می گردد. برای اینکه ضوابطی در این باره به دست آید ارسطو می گوید یک ضابطه کلی وجود دارد که ما می توانیم درباره تمام افعال و رفتارمان این ضابطه را در نظر بگیریم و معیاری برای شناختن خیر و شر اخلاقی یا فضیلت و رذیلت قرار دهیم. و آن معیار، معیار اعتدال است. البته افلاطون هم روی این معیار تکیه کرده و به مساله عدالت بسیار اهمیت داده ولی شاید ارسطو بوده که‌این را به عنوان یک معیار کلی در اخلاق مطرح کرده. و مسلما به آن وسعتی که‌این مطلب در کلمات ارسطو آمده در کلمات افلاطون نیست. در همان کتاب «لاخلاق الی تیقوماخوس» ارسطو بحث مفصلی دارد در اینکه اثبات کند که اعتدال و حد وسط، معیاری است برای خیر و فضیلت. معروف است که‌ایشان می گوید هر قوه‌ای که ما داریم سه مرحله می تواند داشته باشد یک مرحله تفریط و یک مرحله افراط و یک حد اعتدال. افراط در ارضاء یک قوه و یا عمل یک قوه مذموم است و رذیلت است. تفریط در آن هم رذیلت دیگری. حد وسط بین افراط و تفریط، فضیلت و خیر اخلاقی. (مصباح، دروس فلسفه اخلاق)
اخلاق سازمانیتعریف اخلاق سازمان در گروه روشن بودن مفاهیمی چون اخلاق و اخلاق حرفه‌ای است. مراد از اخلاق رفتار ارتباطی پایدار مبتنی بر رعایت حقوق و یا منافع ارتباط است. بر اساس این تعریف، اخلاق به نسبت بین دو امر اطلاق می شود: کسی که رفتاری انجام می دهد و کسی یا چیزی که به نحوی هدف آن رفتار قرار می گیرد. طرف ارتباط، حقوقب دارد و صاحب رفتار ارتباطی، در قبال آن حقوق وظایفی دارد. (قراملکی، اخلاق سازمانی)
در این نوشتار مباحث مربوط به اخلاق سازمانی در دانشگاه بین المللی المصطفی مورد بحث و چالش قرار می گیرد.
عفاف
واژه «عفاف»، در «لغت نامه دهخدا»، به معانی زیر آمده است: بازایستادن، نهفتگی کردن، باز ایستادن از حرام و پارسائی نمودن و پرهیزگاری . پاکدامنی، خویشتن داری. خودداری و امتناع از آنچه جایز و نیکو نباشد، خواه در گفتار باشد خواه در کردار.
مفهوم عفت در نصوص اسلامی و شیعی نیز وارد شده است. ریشه عفت چهار بار در قرآن، دو بار درباره‌ی امور اقتصادی (بقره:273 و نساء:6) و دو بار مربوط به امور جنسی (نور/33 و 60) آمده و این مفهوم در جوامع روائی شیعه نیز (بنا بر جستجو در نرم‌افزار جامع‌الاحادیث) 120 بار تکرار گردیده که در کثیری از موارد به عفاف در خوردن و امور جنسی اشاره دارد.
اعتماد:
اعتماد «باوری قوی به اعتبار، صداقت و توان یک فرد، انتظاری مطمئن و اتکا به یک ادعا یا اظهارنظر، بدون آزمون کردن آن است»(Lyon، 2002). در جای دیگر آمده که اعتماد عبارت است از اطمینان به دیگران با وجود امکان فرصت طلبی، عدم قطعیت و مخاطره آمیز بودن آنان (Misztal،1996) اعتماد نوعی شرط بندی در مورد کنش‌هایی است که دیگران در آینده انجام خواهند داد (Sztopmpka، 1999)
اعتماد عبارت است از واگذاری منابع به دیگران با این انتظار که آن‌ها به گونه‌ای عمل خواهند کرد که نتایج منفی به حداقل ممکن کاهش یابد و دست یابی به اهداف میسر گردد (کافی به نقل از الیسون و فایر ستون)
حریم خصوصی
مفهوم «حریم خصوصی» در چندین رشته از علوم از جمله روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم سیاسی، حقوق، معماری، و فلسفه به کار رفته و مطالعه شده است؛ حریم از حرمت گرفته شده و حرمت در لغت به معانی زیر است:
حرمت المنازل: یعنی پاس احترام منازل مسکونی مردمان داشتن و هتک حرمت منازل نکردن.
حرمت دم: یعنی ممنوع بودن تعرض به جان مردم.
حرمت عین: یعنی حرمت زناشویی.
حرمت مال: یعنی ممنوع بودن تعرّض به مال مردم.
حریم به معنای حرمت و ممنوع بودن است و تعرض دیگران به صاحب حریم ممنوع ‎حرام ‎بوده  است و اگر تعرضی صورت گیرد، جرمی تحقق یافته است». حریم خصوصی قلمرویی از زندگی هر فرد است که آن فرد نوعاً و عرفاً یا با اعلان قبلی، انتظار دارد دیگران بدون رضایت وی به اطلاعات راجع به آن قلمرو دسترسی نداشته باشند یا به آن قلمرو وارد نشوند یا به آن قلمرو نگاه یا نظارت نکنند یا به هر صورت دیگری وی را در آن قلمرو مورد تعرض قرار ندهد. (لبیبی، معیارهای اخلاق رسانه‌ای در رادیو)
چهارچوب نظریدیدگاه‌های مختلف مدیریت رسانهبه‌این منظور هشت دیدگاه مختلف مطرح و در نهایت الگوی جامع مدیریت رسانه ارائه می گردد.
دیدگاه اول. مدیریت رسانه به مثابه مدیریت عمومی سازمان رسانه‌ای
این دیدگاه شاید رایج ترین و غالب ترین دیدگاه موجود در زمینه مدیریت رسانه باشد که بر اساس آن سازمان‌های رسانه‌ای نیز مانند سایر سازمان‌های جامعه نیازمند اعمال مدیریت جهت نیل به اهدافی چون رشد، بقا، سوداوری و… باشند و هر آنچه در خصوص اصول، فنون و مهارت‌های مدیریتی در ادبیات مدیریت وجود دارد، در اینجا نیز مصداق پیدا می کند. به زعم طرفداران این دیدگاه مدیریت رسانه یعنی اعمال کارکردها و وظایف اساسی مدیریت نظیر برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل و نیز سایر وظایف فرعی نظیر گزارش گیری، تأمین منابع انسانی، بودجه بندی و… در یک سازمان رسانه‌ای.
بر اساس این دیدگاه مدیریت رسانه یعنی به کارگیری بهینه منابع مادی و انسانی با استفاده از کارکردهایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل به منظور تحقق اهداف سازمان رسانه‌ای.
اینویلر (۱۹۸۴)، مدیریت رسانه را طراحی، هدایت و توسعه سیستم‌های رسانه‌ای می داند، پرینگل و استار نیز مدیریت رسانه را شامل وظایف برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع، هدایت و کنترل دانسته اند و مهارت‌های مدیر رسانه‌ای را در سه مهارت فنی، انسانی و ادراکی خلاصه می‌کنند(Pringle، ۲۰۰۶)
پس مشاهده می‌شود غالب ترین دیدگاه محصول تخصصی شدن علم مدیریت و کاربرد اصول مدیریت عمومی در مورد یک سازمان رسانه‌ای است و از این نظر مدیریت یک سازمان رسانه‌ای تفاوتی با مدیریت سایر سازمان‌ها ندارد و حتی مدیری که در عرصه دیگری موفق است می تواند در مدیریت سازمان رسانه‌ای نیز توفیق لازم را به دست آورد.
دیدگاه دوم: مدیریت بر رسانه
این دیدگاه در واقع به بررسی وضعیت حاکم رسانه‌ای و مالکیت آنها می پردازد. بر اساس این رویکرد، مدیریت رسانه‌ها یکی از نقاط اتصال مهم رسانه‌ها با نظام سیاسی است (روشندل اربطانی، تحلیلی بر نظام‌های مدیریت رسانه.(
همان گونه که می‌دانیم در یک طبقه‌بندی کلی سازمان‌های رسانه‌ای در دنیا از حیث نوع مالکیت و وضعیت حقوقی به سه دسته قابل تقسیم اند. دسته اول سازمان‌های رسانه‌ای دولتی اند که کل اعتبارات و بودجه خود را از دولت دریافت می کنند. بنابراین از نظر سیاست‌های کاری و برنامه‌ای وابسته به دولت و حاکمیت و در پی تأمین خواسته‌ها و مقاصد آنها هستند. دسته دوم سازمان‌های رسانه‌ای عمومی یا ملی‌اند که ضمن دریافت کمک‌های حکومتی و دولتی، هزینه‌های خود را عمدتاً از محل پرداخت‌های عمومی و حق اشتراک‌های مردمی تأمین می کنند و ارتباط دولت با آنها در حد نظارت است. قوانین و مقررات این گونه سازمان‌ها را هم نهادهای مردمی مثل مجلس و شوراهای صنفی وضع می کنند. دسته سوم سازمان‌های رسانه‌ای خصوصی اند که به آنها سازمان‌های رسانه‌ای تجاری نیز گفته می شود. این سازمان‌ها ضمن تبعیت از مقررات عمومی جامعه، رأساً در برابر عملکرد خود مسئول اند و هزینه‌های آنها صرفاً از محل درآمدهای اختصاصی نظیر اشتراک کابلی، آگهی‌های بازرگانی، فروش محصولات و خدمات و حمایت‌های تجاری تأمین می گردد. این دسته از سازمان‌ها به لحاظ حقوقی تابع قوانین مملکتی و خصوصاً قانون تجارت اند. (باقی، گذری به ویژگی‌های مدیریت رسانه‌ای)
ملاحظه می‌شود که مالکیت دسته اول به حکومت (دولت)، مالکیت گروه دوم به عموم مردم و مالکیت گروه سوم به اشخاص حقیقی یا حقوقی بخش خصوصی تعلق دارد. مسلماً هر نوع از این مالکیت‌ها در شیوه اداره، میزان و نحوه پاسخگویی به مردم، نحوه انتصاب یا انتخاب مدیران، چارچوب‌های حاکم بر ضوابط و مقررات، شیوه نظارت و کنترل و مسائلی که در مدیریت دخیل اند، تأثیرگذار و تعیین کننده‌اند.
در واقع در دیدگاه دوم مدیریت رسانه معادل مدیریت بر رسانه است و نحوه ارتباط نظام سیاسی و دولت با رسانه‌ها و کنترلی که از سوی آنها بر رسانه‌ها اعمال می شود مدنظر است. ناگفته پیداست که‌این ارتباط بسته به نوع مالکیت رسانه‌ها تفاوت‌های زیادی خواهد داشت.
دیدگاه سوم. مدیریت ارتباط با رسانه‌ها
امروزه موضوع مشتری مداری برای سازمان‌ها از اهمیت خاصی برخوردار شده است. برای این منظور شرکت‌ها و سازمان‌ها در امور مربوط به تبلیغات و روابط عمومی خود سرمایه گذاری‌های چشمگیری انجام می دهند و یکی از ابزارهای مهم و در واقع مهم ترین ابزار برای این منظور استفاده از رسانه‌های جمعی و قدرت نفوذ و تأثیرگذاری آنها در لایه‌های مختلف جامعه است. با توجه به چنین مسئله‌ای برداشت عده‌ای از مدیریت رسانه نحوه تعامل و ارتباط سازمان‌ها با رسانه‌های مختلف و نحوه به کارگیری بهینه آنها در جهت اهداف و منافع سازمان است. به عبارتی دقیق تر، هنر ساماندهی و تنظیم بهینه و مؤثر ارتباط بین سازمان با رسانه‌های جمعی و بهره گیری از ظرفیت‌های رسانه‌ای در راستای اهداف و سیاست‌های اطلاع رسانیِ سازمان به مدیریت رسانه‌ای تعبیر می شود. (سیّد محسنی، ارتباطات رسانه‌ای در روابط عمومی)
به طور خلاصه از نظر طرفداران این دیدگاه مدیریت رسانه یعنی بیشترین و بهترین بهره را از قدرت و نیروی رسانه‌های جمعی در جهت اهداف و مقاصد سازمان بردن؛ یعنی مثلاً بتوان برای تبلیغات از ظرفیت‌های رسانه‌ای استفاده کرد، یا در مواقع بحرانی و زمانی که حیثیت، اعتبار و شهرت سازمان خدشه دار می شود بتوان با تعامل مؤثر با رسانه‌ها و استفاده از قدرت اطلاع رسانی و تبلیغی آنها از بحران کاست و حتی آن را به فرصت‌هایی برای سازمان مبدل ساخت.
دیدگاه چهارم. ماتریس مدیریت رسانه
در دیدگاه چهارم مدیریت رسانه، کارکردهای مدیریت با کارکردهای رسانه ادغام شده و تشکیل ماتریسی را می دهند که اصطلاحاً بدان ماتریس مدیریت رسانه اطلاق می شود (روشندل اربطانی، مفهوم شناسی مدیریت رسانه) اگر کارکردهای اساسی مدیریت را شامل طرح ریزی (برنامه ریزی)، سازماندهی، هدایت و کنترل بدانیم و کارکردهای اصلی رسانه‌های جمعی را کارکردهای خبری (اطلاع رسانی)، آموزشی، سرگرمی و ترویجی (ارشادی) در نظر بگیریم از ترکیب چهار کارکرد اساسی مدیریت با کارکردهای چهارگانه رسانه ماتریسی به دست می آید .
بر اساس این دیدگاه مدیر رسانه به دنبال تأمین اهداف سازمان متبوع است و اهداف هر سازمان در کارکردهای آن متجلی می شود. بنابراین اگر مدیر رسانه‌ای بتواند به بهترین وجهی کارکردهای چهارگانه برشمرده شامل خبری (اطلاع رسانی)، آموزشی، سرگرمی و فرهنگ سازی را به انجام رساند در تحقق اهداف خود موفق عمل کرده است. برای اینکه کارکردهای یاد شده به بهترین وجه صورت یابند باید کل چرخه مدیریت شامل برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل در مورد آنها به اجرا درآید. به عنوان مثال برنامه ریزی و امر کنترل و نظارت برنامه‌های خبری می‌باید از برنامه‌های تفریحی و سرگرم کننده متفاوت باشد. همین طور برنامه‌های آموزشی رسانه مستلزم طرح ریزی وسازماندهی متفاوتی نسبت به برنامه‌های تفریحی یا ترویجی (پرورشی) اند. ملاحظه می شود که دیدگاه چهارم تا حدودی به مدیریت محتوایی در رسانه نزدیک تر می شود.
دیدگاه پنجم. مدیریت رسانه‌های خُرد (Micro Media)
وقتی در دنیای وب به جست وجوی واژه مدیریت رسانه و یا کلیدواژه‌های مرتبط می پردازیم مشاهده می شود با مطالب و مستندات بسیاری با عنوان مدیریت رسانه‌های خُرد روبه رو می شویم. ذکر این نکته ضروری است که بر اساس یک دسته بندی، رسانه‌ها به رسانه‌های خرد اتنوترونیک‌ها درمقابل رسانه‌های کلان یا تله ماتیک‌ها قابل تقسیم اند. اتنوترونیک‌ها رسانه‌هایی هستند که نیازمند زیرساخت‌های گسترده نیستند و بیشتر جنبه استفاده فردی دارند نظیر ویدیو،DVD و نظایر آنها، اما تله ماتیک‌ها آنهایی‌اند که نیازمند زیرساخت‌های فنی، انسانی و… گسترده‌ای هستند نظیر روزنامه‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و…
آنچه از منظر طرفداران این دیدگاه مطمح نظر است، مدیریت رسانه به معنای مدیریت رسانه‌های خُرد است نه رسانه‌های جمعی با زیرساخت‌های عظیم و گسترده. حال آنکه آنچه در این مقاله با عنوان مدیریت رسانه مَد نظر است، مدیریت رسانه به معنای رسانه‌های خرد نیست و از بین رسانه‌های تله ماتیک نیز رسانه‌هایی مورد توجه اند که ویژگی‌های رسانه جمعی را داشته باشند و رسانه‌هایی نظیر تلفن یا موبایل با وجود نیاز به زیرساخت‌های گسترده، از آنجایی که طبق تعریف رسانه‌های جمعی، رسانه جمعی محسوب نمی شوند، جزو قلمرو بحث ما در مدیریت رسانه نیستند.
دیدگاه ششم: فرآیند هفت مرحله‌ای مدیریت رسانه
اعتقاد عده‌ای بر این است که مدیریت رسانه فرایندی هفت مرحله‌ای شامل سیاستگذاری، برنامه ریزی، تولید تأمین، نظارت، پخش، نظرسنجی و اثرسنجی است. بر اساس این دیدگاه مدیریت رسانه چرخه‌ای است که از سیاستگذاری رسانه‌ای آغاز می‌شود، سپس بر پایه سیاست‌های وضع شده، برنامه ریزی برای تولید یا تأمین برنامه صورت می گیرد؛ در مرحله بعد بر پایه برنامه ریزی انجام شده، برنامه‌ها تولید یا از منابع داخلی و خارجی تأمین می گردند. هم زمان با تولید و پس از آن و نیز پس از تأمین برنامه‌ها یک مرحله نظارت و کنترلی بر آنها اعمال می شود پس از آن برنامه‌ها آماده پخش می شوند. پس از پخش نیز نظرسنجی در مورد برنامه‌ها از مخاطبان و فراتر از آن اثرسنجی برنامه‌ها به منظور تعیین میزان اثربخشی برنامه‌ها و درجه نیل به اهداف آنها صورت می گیرد.
مدیریت رسانه اتخاذ کرده است و از سویی در مورد مدیریت رسانه‌هایی چون رادیو و تلویزیون بیشتر مصداق پیدا می کند. از سویی این الگو بیشتر مناسب رسانه‌های دولتی و عمومی است. فرآیند هفت مرحله‌ای مدیریت رسانه حالت چرخه‌ای دارد، به‌این معنی که نتایج مرحله اثرسنجی در تعیین سیاست‌های رسانه‌ای و اولویت‌های برنامه سازی به کار بسته می شود.
دیدگاه هفتم. مدیریت معنی و محتوا
این دیدگاه بر مدیریت محتوایی در رسانه تمرکز دارد و توجه خود را از شکل و سازمان رسانه‌ها به موضوع کار و محتوای آنها معطوف می کند. در این مفهوم مدیریت رسانه عبارت است از به کارگیری نیروی اهرمی محتوا و معنی به منظور تأثیرگذاری مطلوب بر مخاطب و حداکثر این اثرگذاری زمانی است که مخاطبان اقناع شوند و خود به مبلغ پیام‌های رسانه‌ای مبدل گردند که بی هیچ گونه چشم داشتی پیام‌های رسانه را ترویج و تبلیغ نمایند.
اگر اثربخشی را به عنوان مهم ترین مؤلفه در تعیین توفیق مدیریت بدانیم آن چیزی نیست جز میزان دستیابی به اهداف سازمان ( Daft، 2005) اهداف هر سازمانی نیز به چندین سطح و دسته قابل تقسیم است به نحوی که می توان در مقابل اهداف اولیه از اهداف ثانویه سازمان یاد کرد. در مورد یک سازمان رسانه‌ای آنچه مسلم است این است که اهداف متعددی را در جامعه دنبال می کند که با نگاه ژرف می‌توان هدف غایی این گونه سازمان‌ها را در اثرگذاری مطلوب و نفوذ در نگرش‌ها و از آن طریق تغییر در رفتار مخاطبان خلاصه کرد. در واقع جلب مخاطب جزو اهداف ابتدایی یک رسانه به منظور جذب و نفوذ در وی است و تحقق هدف غایی دستگاه رسانه‌ای تأمین نمی گردد مگر اینکه محتوایی که به مخاطبان عرضه می شود محتوای غنی و مؤثری باشد. به عبارت بهتر تمامی کوشش‌ها و هزینه‌های گزاف یک دستگاه رسانه‌ای به هدر خواهد رفت اگر محتوای رسانه‌ای از قابلیت لازم به منظور نفوذ در مخاطب و ایجاد فضای مناسب تعاملی با مخاطب برخوردار نباشد. اشمیت رسانه‌ها را صحنه‌هایی برای تعامل می داند و مدیریت رسانه را بر مدیریت این فضاهای تعاملی استوار می سازد (Schmid، ۲۰۰۱)
پس به طورخلاصه آنچه در دیدگاه هفتم مطرح است تمرکز بر محتوای رسانه‌ای و غنی سازی هر چه بیشتر آن جهت اثرگذاری مطلوب و مورد انتظار بر مخاطبان است.
دیدگاه هشتم: مدیریت رسانه، مدیریت سه مرحله‌ای پیام
این دیدگاه نیز بر عنصر پیام به عنوان مهم ترین عنصر محتوایی رسانه¬‌ها متمرکز است اما توجه خود را از تأکیدِ صرف بر خود پیام و محتوای آن بر شیوه‌های تولید و توزیع پیام نیز معطوف می کند. به عبارتی، در این دیدگاه مدیریت رسانه، مدیریت سه مرحله‌ای پیام شامل تعیین، تولید و توزیع پیام است.
با در گام اول آنچه مهم است تعیین پیام‌هایی است که باید تولید و عرضه شوند. به عبارتی، گام اول در سیاستگذاری و مدیریت پیام و به عبارتی مدیریت رسانه‌ای باید در نهایت دقت و توجه صورت گیرد. در گام دوم شیوه تولید پیام و قالب آن جلوه می کند. این مرحله نیز مرحله مهمی است چرا که اگر پیام مورد نظر در مرحله اول به شکل و شیوه مناسب تهیه و تولید نشود، هرقدر هم پیامِ رسانه غنی و پراهمیت باشد ممکن است ارزش خود را از دست بدهد. گام پایانی شیوه توزیع و پخش پیام است. اینکه پیام چگونه، در چه زمانی و توسط چه کسی ارائه شود. در توزیع پیام باید ملاحظات خاص اجتماعی، شرایط جامعه و گفتمان‌های مسلط و… همه رعایت شوند. نهایتاً مکانیزم بازخورد در فرایند سه مرحله‌ای مدیریت پیام، اطلاعاتی است که در مورد پیام توزیع شده از جامعه، هدف و مخاطبان پیام به طور مستقیم و غیرمستقیم دریافت می گردد و از آن اطلاعات در جهت اصلاح و رفع کاستی‌های احتمالی در مراحل تعیین و تولید پیام استفاده می شود.
دیدگاه نهم: الگوی جامع
براساس نگرش سیستمی، سازمان‌های رسانه‌ای یک سیستم اجتماعی اند که محصور در محیط اند. محیط شامل کلیه عناصر و عواملی است که در خارج از سازمان قرار دارد و بر آن تأثیر می‌گذارد و از آن تأثیر می پذیرد. البته خود محیط سازمان از لایه‌های مختلف تشکیل شده و ملاک تشخیص این لایه‌ها از یکدیگر میزان تأثیر و تأثر عناصر آن لایه بر سیستم و در اینجا سازمان رسانه‌ای است. به عنوان مثال مخاطبان جزو عناصری هستند که تأثیری فراوان بر رسانه‌ها می گذارند و قطعاً از رسانه‌ها نیز تأثیر می پذیرند. نظام آموزشی جامعه نیز بر رسانه‌ها تأثیر می گذارد و از آن تأثیر می پذیرد اما مخاطبان یا رقبا بیشتر با رسانه تعامل دارند تا نظام آموزشی و اجزای آن. پس مخاطبان یا رقبا نسبت به نظام آموزشی یا تکنولوژیکی جامعه در یک لایه درونی تر قرار می گیرند.
صاحب نظران مدیریت در یک دسته بندی، محیط سازمان‌ها را به محیط داخلی و محیط خارجی تقسیم می کنند. بر این اساس محیط داخلی سیستم شامل آن دسته از اجزا و عواملی است که در درون سیستم قرار دارد و با آن در تعامل است نظیر کارکنان، تکنولوژی سازمانی، ساختار و… به طورکلی ارکان یک سیستم باز اجتماعی و از آن جمله سازمان رسانه‌ای عبارت اند از: اهداف، افراد، ساختار و تکنولوژی آن سیستم (Scott، 1992) محیط خارجی یا بیرونی نیز همان طور که پیش تر توضیح داده شد اجزا و عناصری را در بر می گیرد که خارج از چارچوب سازمان با آن در تعامل است که خود این محیط دارای لایه‌های متعددی است که فراگیرترین و در واقع لایه نهایی همانا محیط یا نظام ارزشی ای است که سازمان و عناصر محیط بیرونی سازمان در آن نظام ارزشی فعالیت می کنند. اجزای محیط ارزشی را اعتقادات، باورها، مفروضات اساسی، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه تشکیل می دهند. یک سازمان بدون توجه به آنها نمی تواند توفیقی در پیشبرد و تحقق اهداف خود داشته باشد.
بر اساس الگوی ۴ مدیریت رسانه هم ناظر بر بُعد محتوایی است و هم بُعد شکلی و ساختاری. . این چهار رکن بر یکدیگر نیز تأثیر می گذارد. به‌این معنی که نوع اهداف، تعیین کننده نوع ساختار خواهد بود و نوع ساختارتعیین کننده نوع تکنولوژی. مدیریت رسانه نه تنها باید در هدف گذاری و تعیین اهداف سازمان خود دقت به عمل آورد (بُعد محتوایی) بلکه باید ساختار، تکنولوژی و نیروی انسانی مناسبی هم برای این منظور انتخاب کند. به عبارتی مدیریت رسانه باید به هر سه بُعد نرم افزاری، مغزافزاری و سخت افزاری در مورد سازمان خود توجه داشته باشد.
همچنین بر اساس الگوی جامع مدیریت رسانه، مدیر رسانه‌ای باید در اولین لایه محیطی عواملی نظیر مخاطبان، رقبا، تأمین کنندگان، تهیه کنندگان برنامه‌ها و… را مَد نظر داشته باشد و از تعامل مؤثر با آنها غافل نشود. در لایه بعدی سیستم‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و… جامعه قرار دارند که باز بر نحوه کار مدیر رسانه اثرگذار است و آنچه مهم است اینکه مدیریت با شرکت در مذاکرات محیطی و ایجاد تعامل با مدیران سیستم‌های یاد شده در جامعه بتواند در جهت پیشبرد اهداف سازمان خود حرکت کند و نهایتاً همان گونه که قبلاً نیز گفته شد، محیط ارزشی یا همانا نظام ارزشی جامعه فراگیرترین محیطی است که کلیه لایه‌های دیگرِ محیطی و خود سازمان رسانه‌ای را در بر می‌گیرد. یک مدیر رسانه‌ای باید در فعالیت‌های برنامه سازی خود ملزومات فرهنگی و ارزشی حاکم بر جامعه را مَدنظر داشته باشد.
به طورکلی محیط سازمان‌های رسانه‌ای محیطی پیچیده، متغیر و نامطمئن است. به‌این معنی که اولاً با اجزا و عناصر محیطی متعددی در ارتباط و تعامل اند، ثانیاً این اجزای محیطی به سرعت تغییر می‌کند و از میزان پایداری پایین برخوردارند. به عنوان مثال تکنولوژی رسانه‌ای هر روز در حال تغییر است و نهایتاً اینکه پیش بینی رفتارهای عوامل محیطی نیز کار دشواری است و به عبارتی سازمان‌های رسانه‌ای در محیط نامطمئن به سر می‌برند ( روشندل اربطانی، مفهوم شناسی مدیریت رسانه
نسبت رسانه و اخلاقپس از ارائه‌ی تعاریف مختلف از مفاهیم کلیدی نوشتار، ترابط میان اخلاق و رسانه مورد بررسی قرار می‌گیرد. از دید بسیاری از محققین اخلاق شرط مهمی برای موفقیت یک سازمان می‌باشد. چون رویکرد این نوشتار مدیریتی است و امروزه رسانه‌ها را نیز در قالب سازمان تعریف می‌کنند، اهمیت اخلاق در رسانه را می‌توان با موضوع سازمان مرتبط دانست. برای مثال سید جمال‌الدین اسد‌آبادی در مقاله‌ای که در باب فواید روزنامه (که خود یک نوع رسانه می‌باشد) نوشته است در 19 بند به‌این فواید اشاره می‌کند که سه بند اول آن به اخلاق مربوط می‌شود. این تقدم نشانه:
اهمیت کارکرد اخلاقی رسانه‌ها برای وی.
احتمالا توجیه وجود این ابزارها در جوامع سنتی و اخلاق گرا که رسانه‌ها را بعضیا گسترش دهنده رذائل تلقی می‌کرده اند.
بیانگر نگرش اخلاقی سید جمال و دیگر پیشگامان تجدد دینی به رسانه‌هاست.
از نگاه سید، جریده از آن جهت می‌تواند مفید باشد که «مسابقات می‌نماید در نشر فضلیت در باب فضایل اولا برای محمدت حقه که جزای صاحب فضیلت است و ثانیا از برای حث دیگران بر اکتساب فضایل و مبادرت می‌کند بر ذکر رذائلی که ضررهای متعدی است به جهت کنح (بازداشتن) صاحب رذیله و رجر سائر ناس از ارتکاب مثل آن (و) منافع اخلاق جمیله را به ادله واضحه و بیابات شافیه به نهجی که عوام از آن فایده گیرد و خواص نیز بی بهره نماند، هر روز در اعمده [افعال] خود داد می‌نماید و مساوی صفات خسیسه دنیه را و مضرت آنها را در عالم انسانی به عبارات دلپذیر شرح و بسط می‌دهد» ، (جعفری نژاد، بررسی برخی از حیطه‌های اخلاق حرفه‌ای و رسانه)
جدا از متفکرین اسلامی، متفکرین غربی نیز بر اهمیت اخلاق برای مدیریت یک سازمان صحه گذاشته اند، برای مثال پیتر دراکر در اهمیت اخلاق ورزی مدیران به ویژه مدیران عالی می‌گوید: «اگر مدیر فاقد اخلاق نیکو باشد یا درستکار نباشد، روح و حیات سازمان را تباه می‌کند.» نکته حائز اهمیت این است که بهره وری را می‌توان با سازو کارهای مختلف اندازه گیری کرد، اما قوت و ضعف اخلاقیات در سازمان، عاملی است که حساسیت آن به مراتب بیشتر از بهره وری است». (ملایری، اخلاق حرفه‌ای در مدیریت رسانه)
برخی نیز نیل به اهداف سازمان را به اخلاق گره زده اند و گفته اند”با توجه به آثار مثبتی که اخلاق دارد، می‌توان گفت یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمان‌ها، اخلاق است. هر قدر اخلاق در سازمان‌ها از سوی مدیران و کارکنان مورد توجه قرار گیرد، سازمان در نیل به اهداف پیش بینی شده توفیق بیشتری خواهند داشت. امروزه اصول اخلاق یک پیش شرط در مدیریت سازمان‌ها محسوب می‌شود. اگر بپذیریم که کارکردهای مدیریت در معانی واقعی مرتبط با مسئولیت و مسئولیت پذیری است و مسئولیت را از پایبندی به رعایت اصول اخلاقی منبعث بدانیم، به‌این اصل اساسی می‌رسیم که اخلاق دانشی است که باید بر مبنای سیرت منطقی و عقلانی پشتیبانی شود. ضعف در سیستم اخلاقیات منجر به کاهش ارتباطات و افزایش خسارات سازمانی می‌گردد. امروزه موفقیت را برگرفته از اخلاق و اخلاق را مرتبط با اعتمادآفرینی فرض می‌کنند. (ملایری، اخلاق حرفه‌ای در مدیریت رسانه)
حال که اهمیت اخلاق برای سازمان‌ها از دیدگاه افراد مختلف مطرح شد، موضوع اخلاق و اهمیت آن را در رسانه مورد بررسی قرار می‌گیرد. زیرا نقطه‌ی کلیدی در مدیریت رسانه برای تاثیرگذاری مطلوب و درست اخلاقی برکارکنان، اخلاقی شدن رسانه‌ها می‌باشد.
مقصود از اخلاق رسانه‌ها مجموعه قواعدی است که باید دست اندرکاران رسانه‌ها داوطلبانه و بر اساس ندای وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفه‌ای رعایت کنند ؛ بدون آنکه الزام خارجی داشته باشند یا در صورت تخلف دچار مجازاتهای قانونی گردند.
در واقع آنچه در این فضا از اهمیت فوق العاده‌ای برخورد است، نقش رسانه‌ها در فرهنگ سازی است و اندیشمندان پست مدرن بر این واقعیت تاکید دارند که هر فرهنگی معیارهای درست و غلط، حق و باطل و زشت و زیبای خود را دارد. بنابراین در این فضا رسانه نه یک عامل اثرگذار بر فرهنگ که خود عاملی فرهنگ ساز تلقی می‌گردد. تجربیات سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌نشان می‌دهد رایو به عنوان یک رسانه شنیداری زمینه ساز تحولات بزرگی شده است.
مدافعان توسعه کشور و توسعه رسانه‌های جمعی بر این باورند که رسانه‌ها توانایی موثر بودن بر فرایند توسعه و تغییر فرهنگ را دارند. این معنی از دریافت افرادی چون مک لوهان گرفته شده است. از لحاظ نظری مک لوهان ویژگی عصر ارتباطات جدید را سرعت بالای فناوری‌های ارتباطی و انفجار زمان و فضا می‌داند (بهار، 1384). بنابراین اخلاق اسانه‌ای در قالب الگوهای خاص می‌تواند این تاثیرات را نهادینه کرده و در طی زمان اثرات خود ارا در قالب رفتارهای جدید در خانواده و جامعه نمایان سازد. به قول کازنو تحت تاثیر وسائل ارتباط جمعی، هنجارها، ارزش و الگوهای اجتماعی بیش از پیش به درون خانواده راه می‌یابند. (لبیبی، معیارهای اخلاق رسانه‌ای در رادیو)
در این معنا رسانه‌ها با جداساختن فرد از درون خانواده فرآیند همراهی و همدلی را به شدت کاهش می‌دهند و در مواردی نقش تربیتی والدین را ایفا می‌کنند یا بر آن تاثیر شدید می‌گذارند. از سوی دیگر باید پذیرفت که رسانه‌ها می‌توانند به عنوان ابزاری نیرومند و اثربخش، با شیوه‌های گوناگون بر سلامت خانواده اثر بگذارند. «رسانه‌ها با اطلاع رسانی مناسب، بر میزان اطلاع اعضای جامعه می‌افزایند و با تقویت باورهای مذهبی، انسجام درونی خانواده را تقویت می‌کنند. رسانه‌ها از طریق تحکیم هنجارهای اجتماعی و مطرح ساختن آنها روابط آدمیان را استحکام می‌بخشند و با تغییر نگرش والدین و فرزندان بر روابط متقابل آنها اثر می‌گذارند». (لبیبی، معیارهای اخلاق رسانه‌ای در رادیو)
رویکردهای اخلاق رسانه‌ای
در ذیل پنج رویکرد اخلاق رسانه‌ای مطرح شده‌اند. چهار رویکرد نخست، بر اساس رویکرد سکولار و رویکرد پنجم براساس رویکرد دینی است.
1. موقعیت‌گرایی و یا اباحی‌گری: معتقد است مهم آن چیزی است که رسانه یا ارتباط‌گر میل دارد در یک لحظه خاص انجام دهد و هیچ اصول حرفه‌ای و اخلاقی مسلمی‌وجود ندارد. ارزش‌های اخلاقی سازمان، به تصمیمات کارگزار ارتباطی تقلیل می‌یابد. در واقع، به جای اینکه یک قانون مکتوب و یک دستورالعمل لازم‌الرعایه اخلاقی وجود داشته باشد، تجربه خبرنگار ملاک و معیار اصلی انتشار خبر قرار می‌گیرد. این به معنای اعتماد مطلق به اشخاص می‌باشد. در رویکرد موقعیت‌گرایی همچون رویکرد ماکیاولیستی، حتی کار غیر‌اخلاقی به شرطی که منجر به موفقیت شود، مجاز شمرده می‌شود. در این نگاه، تحریف،‌ سانسور و تقلب‌ خبری به روشنی قابل مشاهده است. (مک کوایل، درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی)
2. غایت‌گرایی: این دیدگاه پیامد‌ها را تنها عوامل تعیین‌کننده در اخلاقی بودن عمل ارتباط‌گر می‌داند. حاصل، نتیجه و پیامد عمل مهم است، نفس عمل ممکن است چندان ارزش نداشته باشد.
3. عمومیت‌گرایی‌: در این رویکرد، «منافع عمومی» اصل است. در مقابل این پرسش که «آیا حق داریم قانون را نقض کنیم؟» پاسخ این است که «اگر منفعت عمومی اقتضا ‌کند، اشکالی ندارد.» برای مثال، خبرنگار در روزنامه‌نگاری جستجو‌گر، که حالت بازپرسی دارد، با تعارض‌های اخلاقی متنوعی روبه‌رو است: حریم خصوصی را نقض می‌کند، و گاه از امکانات شنود بهره‌مند می‌شود. در چنین وضعیتی، ‌حسن‌ نیت‌ خبرنگار به عفو و بخشودگی‌اش می‌انجامد؛ چون منافع عمومی مورد نظر است.
4. خود‌گرایی و خود محوری: این رویکرد معتقد است یک عمل صحیح رسانه‌ای، عملی است که برای خود ارتباط‌گر لذت‌بخش و مطلوب باشد. کاری که شهرت، حقوق، درآمد و پایگاه فرد را در سازمان بالا ببرد، درست است.
5. حق‌مداری یا حقیقت‌گرایی: مبانی اخلاق رسانه‌ای حق‌مدارانه‌، درون‌دینی است. چه اطلاعاتی باید منتشر شود؟ حقیقت در واقع، دیدگاه اسلام به اخلاق رسانه‌ای که در اصول، ارزش‌ها و فلسفه‌این دین الهی ریشه دارد، دیدگاهی عام و فراگیر و جهان‌شمول شمرده می‌شود. این دیدگاه، گر‌چه منتسب به فرهنگی خاص به نام فرهنگ اسلامی است، اما به دلیل فطری بودن این دین، در برگیرنده تمامی اصول و فروع اخلاقی است که در زمینه رسانه‌ها مطرح شده است. در این رویکرد، اصول اخلاقی لایتغیر، و ثابت و به اصطلاح، خطوط قرمزی وجود دارد که نمی‌توان آنها را نقض کرد. (دیفلور، شناخت ارتباطات جمعی)
این رویکرد، دارای اصول متنوع و قابل توجهی است. برخی از این اصول عبارتند از:
1. اطلاعات به عنوان «امانت»: اصحاب رسانه‌ها، که عهده دار وظایف عمومی هستند، ‌باید اطلاعات را نزد خود به عنوان «امانت» نگهدارند. این یک پایه و مبنا است. امام کاظم (س) فرمودند: «ازجمله حقوق برادر تو بر تو این است که، آنچه بر مصلحت امر دنیا و آخرت اوست، از او نپوشانی.»
پس اگر در بیان چیزی نفعی متوجه دیگری است، وظیفه انسانی حکم می‌کند که به او گفته شود. در این میان، تفاوتی میان خبرنگار، گزارشگر و دیگران نیست. البته اگر فرد، وابسته به رسانه‌هایی است که وظیفه اصلی آنها آگاهی دهی و اطلاع رسانی است، وظیفه مضاعفی بر عهده اوست؛ زیرا این کار او به عنوان شغل محسوب می‌شود و در برابر بیان حقایق وظیفه دارد.
2. اطلاع مردم از مصالح و منافع عموم: هر انسانی نسبت به سایر انسان‌ها، برخوردار از «حق الناس» و نیز نسبت به خدای متعال، برخوردار از «حق الله» است. خداوند حق بندگانش را نسبت به حقوق خود مقدم گردانده است. کسی که حق مردم را پایمال کند، حق خدای متعال را راحت‌تر پایمال خواهد نمود.
3. آگاهی و انتخاب: بدون آگاهی، انتخاب بی‌معناست. از این رو، می‌توان گفت: آیه «الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه»(زمر:18) از یک اصل اخلاقی بحث نمی‌کند، بلکه از این اصل بدیهی سخن به میان می‌آورد که انتخاب، تابعی از آگاهی و اطلاع است. فرد تا از چیزی آگاهی پیدا نکند، انتخاب درستی نخواهد داشت. اصولاً «انتخاب» در پرتو شناخت و آگاهی درست است و این وظیفه رسانه‌های اطلاع رسانی است.
4. خبرنگار شاهد: نگاه امانت‌دارانه به خبر از آنجا ناشی می‌شود که خبرنگار «شاهد» تلقی می‌شود. شاهد در دیدگاه قرآنی، هر آن کسی است که امانتی نزد اوست و باید آن را با پیشه ساختن تقوی و دادن شهادت‌، کتمان نکند. هرکسی که شهادت را کتمان کند، دارای دلی گناهکار است (بقره:283). به تعبیر دقیق‌تر، در نگاه قرآنی، خبرنگاری که خبر را گزارش نمی‌کند و یا واقعیات و حقایق را بیان نمی‌کند، گناهکار است.
5. توجّه به مبانی اخلاقی و ارزشی جامعه: رسانه‌ها در رویکرد حق مدار باید پاسدار مبانی اخلاقی و ارزشی جامعه باشند. به عنوان مثال، نوع برنامه‌هایی که تلویزیون ارائه می‌دهد و یا قواعد اخلاقی‌ای که روزنامه‌نگار برای جامعه مفروض می‌گیرد مانند: مردم‌سالاری، آزادی و به طور کلی، حریم‌ها و چارچوب‌های حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و… همگی مبتنی بر اصول اخلاقی‌ای هستند که همیشه باید پایدار بمانند.
6. رسانه‌ها به مثابه معلم اخلاق: رسانه‌ها، خود برآیندی از نیروها و شرایط اجتماعی است. در جامعه‌ای که اصول ارزشی و اخلاقی نادیده گرفته می‌شود، نمی‌توان از رسانه‌ها انتظار داشت که خود را ملزم به رعایت این اصول اخلاقی بدانند. از این رو، رسانه‌ها در یک جامعه هم می‌توانند نقش یک «معلم اخلاق» را ایفا کنند و هدایتگر مردم به سوی ارزش‌های اخلاقی باشند و هم می‌توانند اصول اخلاقی رایج در جامعه را گرفته و بازتولید کنند و بدین‌سان، رسالت خود را به درستی انجام دهند.
7. «حق گویی» و «حق جویی»: این هر دو، از برجسته‌ترین ویژگی رویکرد حق مدار است. در این رویکرد، هر گفته خلاف حقی باطل است، خواه دروغ یا تهمت باشد و یا عیبجویی بی‌دلیل. یکی از رسالت‌های مهم رسانه‌ها، اطلاع‌رسانی است. در بیان اخبار و حوادث و وقایع به مردم، باید معیاری برای گزینش و انتخاب باشد، معیار در رویکرد دینی، حق‌محوری، حق گویی و حق جویی است.
مدل کنت لاودنبا توجه به ‌اینکه موضوع مورد توجه این نوشتار در رسانه، رسانه‌های مبتنی بر اینترنت و فن‌آوری اطلاعات می‌باشد، به بیان و توصیف مدل کنت لاودن پرداخته شده است.
کنت لاودن در کتاب سیستم های اطلاعاتی مدیریت می گوید: اخلاق به مجموعه‌ای از اصول درست و نادرست اطلاق می‌شود که اشخاص، به عنوان عوامل اخلاقی‌ آزاد، از آنها برای تصمیم گیری جهت هدایت رفتارشان استفاده می‌کنند. سیستم‌های اطلاعاتی پرسش‌های اخلاقی جدیدی را برای اشخاص و جوامع مطرح ساخته اند زیرا آنها فرصت‌هایی برای تغییرات اجتماعی بزرگ فراهم می‌سازند و در نتیجه شیوه‌های موجود توزیع قدرت، پول، حقوق و تعهدات را تهدید می‌کنند. از سیستم‌های اطلاعاتی می‌توان همانند سایر فناوری‌ها مانند موتور بخار، الکتریسیته، تلفن و رادیو برای دستیابی به پیشرفت اجتماعی بهره گرفت، اما همچنین می‌توان آنها برای ارتکاب جرایم و تهدید ارزش‌های اجتماعی مورد احترام مورد استفاده قرار داد. توسعه ی فناوری اطلاعات منافعی را برای بسیاری از افراد و هزینه‌هایی را برای سایرین به همراه خواهد داشت.
با ظهور اینترنت و تجارت الکترونیکی، مسائل اخلاقی در سیستم‌های اطلاعاتی اهمیت دو چندانی یافته اند. فناوری‌های اینترنت و سازمان‌های دیجیتالی گردآوری، تجمیع و توزیع اطلاعات را بیش از پیش تسهیل کرده اند و دغدغه‌های جدیدی را در مورد استفاده مناسب از اطلاعات مشتریان، حفاظت از حریم خصوصی اشخاص و حفاظت از مالکیت فکری مطرح ساخته اند. افراد نفوذی درون سازمان با دانش خاص می‌توانند با ایجاد رکوردهای ساختگی، سیستم‌های اطلاعاتی را «فریب دهند » و پول‌های سازمان را در مقیاسی مقایسه ناپذیر نسبت به دوره ی پیش از ظهور کامپیوتر، به حساب‌های دیگر منتقل نمایند.
از جمله دیگر مسائل اخلاقی مهم ایجاد شده توسط سیستم‌های اطلاعاتی می‌توان الزام به پاسخگویی در مورد پیامدهای سیستم‌های اطلاعاتی، تنظیم استانداردهایی برای تضمین کیفیت سیستم جهت حفاظت از ایمنی افراد و جامعه و حفظ ارزش‌ها و نهادهایی که برای کیفیت زندگی در جامعه اطلاعاتی حیاتی هستند، نام برد. هنگام استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی باید این پرسش مهم را مطرح ساخت که «شیوه ی اخلاقی و مسئولانه در قبال جامعه کدام است؟»
مدلی برای اندیشیدن در مورد مسائل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی
مسائل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی پیوند نزدیکی با یکدیگر دارند. مشکلات اخلاقی که مدیران با آنها مواجه می‌شوند معمولا در قالب مباحث اجتماعی و سیاسی خود را نشان می‌دهند. جامعه را کمابیش همانند یک استخر آرام در یک روز تابستانی تصور کنید؛ یک اکوسیستم ظریف با تعادل نسبی بین افراد و بین موسسات اجتماعی و سیاسی. افراد نحوه رفتار در این استخر را می‌دانند زیرا موسسات اجتماعی (خانواده، آموزش و پرورش، سازمان‌ها) قواعد مشخصی برای رفتار افراد ایجاد کرده اند و این قواعد توسط قوانینی که در بخش سیاسی وضع شده اند و رفتار مناسب و جرایم نقض آن را تعیین کرده اند، پشتیبانی می‌شوند. اکنون سنگی به مرکز استخر پرتاب کنید. اما نیروی ناشی از این سنگ را یک شوک قدرتمند تصور کنید که از سوی فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی جدید به جامعه کم و بیش در حال سکون وارد می‌شود. چه اتفاقی می‌افتد؟ طبیعتا موج ایجاد می‌شود.
به ناگاه افراد با موقعیت‌های جدیدی مواجه می‌شوند که در قواعد قدیمی پیش بینی نشده بود. موسسات اجتماعی نمی‌توانند یک شبه پاسخگوی این امواج باشند. ایجاد آداب، انتظارات، مسئولیت اجتماعی، اندیشه‌های سیاسی درست، یا قواعد پذیرفته شده سال‌ها به طول می‌انجامد. موسسات سیاسی نیز برای ایجاد قوانین جدید نیاز به زمان دارند و غالبا پیش از اقدام نیازمند مشاهده زیان واقعی هستند. در این میان شما باید کاری انجام دهید. شما ممکن است مجبور شوید که در یک ناحیه قانونی خاکستری عمل کنید.
ما از این مدل برای نمایش دینامیکی که مسائل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را به یکدیگر متصل می‌سازد، استفاده می‌کنیم. این مدل همچنین برای شناسایی ابعاد اخلاقی اصلی جامعه ی اطلاعاتی که در برگیرنده ی سطوح مختلفی از اقدامات فردی، اجتماعی و سیاسی است، سودمند خواهد بود.
پنج بعد اخلاقی اصلی عصر اطلاعات
مسائل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی حاصل از سیستم‌های اطلاعاتی شامل پنج بعد اخلاقی زیر هستند:
حقوق و تعهدات اطلاعاتی: اشخاص و سازمان‌ها چه حقوق اطلاعاتی



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com
NameEmailWebsite

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *