— (699)

فهرست مطالب TOC \o “1-3” \h \z \u
فصل اول PAGEREF _Toc397861008 \h 1مقدمه و بیان مسأله PAGEREF _Toc397861009 \h 11-1 مقدمه: PAGEREF _Toc397861010 \h 21-2: بیان مساله و اهمیت پژوهش: PAGEREF _Toc397861011 \h 31-3 اهداف و سوالات پژوهشی: PAGEREF _Toc397861012 \h 61-3-1 هدف اصلی: PAGEREF _Toc397861013 \h 61-3-2 اهداف فرعی: PAGEREF _Toc397861014 \h 71-3-3 هدف کاربردی: PAGEREF _Toc397861015 \h 71-4-5 سؤالات پژوهش: PAGEREF _Toc397861016 \h 8فصل دوم PAGEREF _Toc397861017 \h 11مبانی نظری پژوهش PAGEREF _Toc397861018 \h 112-1 مقدمه: PAGEREF _Toc397861019 \h 122-2 تعاریف و مفاهیم نظام بودجه ریزی: PAGEREF _Toc397861020 \h 122-2-1 مقدمه : PAGEREF _Toc397861021 \h 122-2-2 مفاهیم بودجه : PAGEREF _Toc397861022 \h 132-2-3 تعاریف بودجه : PAGEREF _Toc397861023 \h 142-2-4 مقاصد و اهداف بودجه ریزی: PAGEREF _Toc397861024 \h 182-1-5 وظایف بودجه ریزی : PAGEREF _Toc397861025 \h 192-1-6 روش های پیش بینی درآمد : PAGEREF _Toc397861026 \h 202-1-7 روش های برآورد هزینه : PAGEREF _Toc397861027 \h 202-3 بودجه ریزی عملیاتی: PAGEREF _Toc397861028 \h 272-3-1 تعاریف بودجه ریزی عملیاتی: PAGEREF _Toc397861029 \h 272-3-2 ماهیت بودجه ریزی عملیاتی : PAGEREF _Toc397861030 \h 282-3-3 ویژگی های بودجه ریزی عملیاتی : PAGEREF _Toc397861031 \h 292-3-4 وظایف بودجه ریزی عملیاتی : PAGEREF _Toc397861032 \h 302-3-5 مزایای بودجه ریزی عملیاتی : PAGEREF _Toc397861033 \h 322-3-6 الزامات بودجه ریزی عملیاتی : PAGEREF _Toc397861034 \h 352-3-7 مراحل انجام بودجه ریزی عملیاتی: PAGEREF _Toc397861035 \h 372-3-8 فواید بودجه ریزی عملیاتی : PAGEREF _Toc397861036 \h 392-4مروری بر تحولات نظام بودجه ریزی و تجربه برخی از کشورها در پیاده سازی بودجه ریزی عملیاتی: PAGEREF _Toc397861037 \h 402-4-1 بودجه وسیله ای برای کنترل : PAGEREF _Toc397861038 \h 412-4-2 بودجه وسیله ای برای بهبود مدیریت : PAGEREF _Toc397861039 \h 412-4-3 بودجه وسیله ای برای برنامه ریزی اقتصادی و مدیریت عملکرد : PAGEREF _Toc397861040 \h 422-4-4 مسیر بودجه ریزی عملیاتی نوین : PAGEREF _Toc397861041 \h 432-4-5 تجربه برخی از کشورها در اجرای بودجه عملیاتی : PAGEREF _Toc397861042 \h 472-5 نظام بودجه ریزی عملیاتی در ایران: PAGEREF _Toc397861043 \h 492-5-1 فلسفه و اهمیت بودجه ریزی عملیاتی در ایران: PAGEREF _Toc397861044 \h 492-5-2 سیر تحولات نظام بودجه ریزی در ایران : PAGEREF _Toc397861045 \h 512-5-3 نقش قوه مقننه در بودجه ریزی عملیاتی : PAGEREF _Toc397861046 \h 522-5-4 الزامات قانونی بودجه ریزی عملیاتی در ایران : PAGEREF _Toc397861047 \h 532-4-5 مشکلات عمده بودجه بندی دولتی در ایران : PAGEREF _Toc397861048 \h 582-4-6 روند حال و آینده بودجه ریزی عملیاتی در ایران : PAGEREF _Toc397861049 \h 652-6 بودجه ریزی عملیاتی در بخش سلامت: PAGEREF _Toc397861050 \h 702-6-1 اهمیت فرایند بودجه ریزی عملیاتی در بخش سلامت و بیمارستان ها: PAGEREF _Toc397861051 \h 702-6-2 تجزیه و تحلیل هزینه ها در بخش سلامت: PAGEREF _Toc397861052 \h 712-6-3 سیاست های کلان اقتصادی در بخش سلامت: PAGEREF _Toc397861053 \h 842-6-4 مراحل تنظیم بودجه عملیاتی در بخش سلامت: PAGEREF _Toc397861054 \h 852-7 مروری بر مطالعات انجام یافته: PAGEREF _Toc397861055 \h 872-7-1مطالعات داخلی: PAGEREF _Toc397861056 \h 872-7-2 مطالعات خارجی: PAGEREF _Toc397861057 \h 89فصل سوم PAGEREF _Toc397861058 \h 91روش پژوهش PAGEREF _Toc397861059 \h 913-1مقدمه: PAGEREF _Toc397861060 \h 923-2 نوع پژوهش: PAGEREF _Toc397861061 \h 923-3جامعه پژوهش: PAGEREF _Toc397861062 \h 923-4 روش نمونه گیری و حجم نمونه: PAGEREF _Toc397861063 \h 923-5 روش گردآوری داده ها: PAGEREF _Toc397861064 \h 923-6 ابزار گردآوری داده ها: PAGEREF _Toc397861065 \h 933- 7 ابزار تجزیه و تحلیل داده ها: PAGEREF _Toc397861066 \h 933-8 مکان و زمان مطالعه: PAGEREF _Toc397861067 \h 933-9 محدودیت های پژوهش: PAGEREF _Toc397861068 \h 943-10 ملاحظات اخلاقی: PAGEREF _Toc397861069 \h 943-11 تعریف واژه ها: PAGEREF _Toc397861070 \h 94فصل چهارم PAGEREF _Toc397861071 \h 97یافته ها PAGEREF _Toc397861072 \h 97فصل پنجم PAGEREF _Toc397861073 \h 113بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc397861074 \h 1135-1 بحث: PAGEREF _Toc397861075 \h 1185-2 نتیجه گیری: PAGEREF _Toc397861076 \h 1205-3 پیشنهادات کاربردی: PAGEREF _Toc397861077 \h 1215-4پیشنهادات برای پژوهش های آتی: PAGEREF _Toc397861078 \h 121منابع: PAGEREF _Toc397861079 \h 122ضمائم PAGEREF _Toc397861080 \h 126ABSTRACT PAGEREF _Toc397861081 \h 136

فهرست جداول و نمودارها
جدول 2-1:سیر تحولات نظام بودجه ریزی در ایران……………………………………………………………………………..56
جدول 4-1:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی………………………………………102
جدول 4-2:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی با توجه به پست سازمانی …….102
جدول 4-3:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی با توجه به سطح سازمانی …..103
جدول 4-2:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی با توجه به پست سازمانی …….102
جدول 4-4: وجود ارتباط معنادار بین میزان تاثیر گذاری عوامل موثر و سطح سازمانی………………………………..104
جدول 5-4:رتبه بندی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی…………………………………………………………104
نمودار2-1:ارتباط سیستماتیک اجزای PPB……………………………………………………………………………………….23
نمودار2-2:اهداف سیستم بودجه ریزی عملیاتی……………………………………………………………………………………..30
نمودار2-3:شفاف سازی در بودجه ریزی عملیاتی…………………………………………………………………………………….31
نمودار2-4:فرآیند بودجه ریزی عملیاتی…………………………………………………………………………………………………37
نمودار4-1:فراوانی نسبی جنسیت در جامعه مورد مطالعه(درصد)…………………………………………………………………92
نمودار4-2:فراوانی نسبی وضعیت تاهل در جامعه مورد مطالعه(درصد)………………………………………………………….92
نمودار4-3:فراوانی نسبی سن در جامعه مورد مطالعه(درصد)………………………………………………………………………93
نمودار4-4:فراوانی نسبی سابقه کار در جامعه مورد مطالعه(درصد)……………………………………………………………93
نمودار4-5:فراوانی نسبی رشته تحصیلی در جامعه مورد مطالعه(درصد)……………………………………………………..94
نمودار4-6:فراوانی نسبی مدرک تحصیلی در جامعه مورد مطالعه(درصد)…………………………………………………….94
نمودار4-7:فراوانی نسبی سطح سازمانی در جامعه مورد مطالعه(درصد)…………………………………………………………94
نمودار4-8:فراوانی نسبی پست سازمانی در جامعه مورد مطالعه(درصد)………………………………………………………..95
نمودار4-9:رتبه بندی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی …………………………………………………………….104
نمودار5-1:عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی در مطالعه طاهر پور و همکاران………………………………..128
.
فصل اولمقدمه و بیان مسأله1-1 مقدمه:نظام بودجه ریزی یکی از خرده نظام های موجود در یک نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و به عنوان یک موجود زنده می باشد که وظیفه انتقال خون حیات بخش درآمدهای دولت به اجزای مختلف جامعه و اقتصاد را بر عهده دارد. به همین دلیل هر گونه اختلال، گرفتگی و بیماری در این شریان، کل پیکره کشور را با بحران مواجه می کند. از آنجاییکه نظام های سنتی بودجه ریزی تنها به دنبال کنترل این است که مبالغ بودجه ای “کجا” و “چگونه” هزینه می شود در پی این نبوده است که این هزینه ها برای “چه اهدافی” انجام می شود.در حالیکه در دنیای امروز بودجه ریزی به صورت ابزار کارآمد جهت مدیریت صحیح دولت و بخش عمومی به شمار می آید آگاهی مدیران و تصیم سازان سطوح خرد و کلان از شیوه های نوین بودجه ریزی علاوه بر استفاده عقلایی از منابع و تخصیص بهینه آن، بستر مناسبی برای رشد و کارایی در دستگاه ها و سازمان های دولتی فراهم می سازد و علاوه بر ارتقاء کارایی، از اسراف و تبذیر اموال عمومی جلوگیری نموده و توزیع عادلانه و مطلوب منابع ملی را به دنبال خواهد داشت. از این رو امروزه تقاضا نسبت به استفاده از ابزارها و رویکردهای نوین مدیریتی از قبیل مدیریت فرآیند ها، مدیریت کیفیت، ارزیابی و مدیریت عملکرد و نظایر آن که غالبا مورد استفاده بخش خصوصی بود در دولت ها قوت و قدرت گرفته است ورویکردهای خروجی محوری، شهروند محوری و بازار گرایی که رویکرد های بخش خصوصی است جایگزین رویکردهای بخش دولتی یعنی فرآیند محوری، بوروکراسی مداری انحصار گردیده و شاکله مدیریت دولتی نوین را به وجود آورده است. لذا از جمله نظام های بودجه ریزی که در اکثر کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه با توجه به تحولات محیطی، تغییر رویکردها و الزام تفکر سیستمی در طراحی و اجرای نظام های مدیریتی و اقتصادی مورد استفاده قرار گرفته است، نظام بودجه ریزی عملیاتی است(حسن آبادی و نجار 1387).
بودجه ریزی عملیاتی، نمایشی است که اهداف استراتژیک و بلند مدت را به نحو شفاف به اهداف عملیاتی سالانه سازمان ها و نیز به هزینه های مربوط به دستیابی به این اهداف پیوند می دهد. در چارچوب بودجه ریزی عملیاتی، بخش های مختلف اداری براساس استانداردهای مشخص تحت عنوان شاخص های عملکرد پاسخگو هستند و مدیران در تعیین شیوه نیل به نتایج از اختیار عمل بیشتری برخوردارند. از طرف دیگر در چارچوب چنین شیوه ای امکان مشارکت سیاست گذاران، مدیران و حتی شهرو ندان در قالب برنامه های راهبردی، اولویت های هزینه ای و ارزیابی عملکرد فراهم می گردد(حسن آبادی و نجار 1387).
با این وجود بودجه ریزی در ایران به رغم جایگاه ممتاز برنامه ریزی و اهمیتی که بودجه در تهیه و اجرای برنامه های عمرانی دارد. ابزاری ناکارآمد است. تهیه و تصویب بودجه برا ی هر دوره مالی، توان قابل توجهی از نیروهای کارشناسی دستگاه ها را به خود اختصاص می دهد و بحث های گسترده ای را بین قوای اجرایی و قانون گذاری مطرح می کند. در مقایسه با دگرگونی های بسیاری که طی دهه های اخیر در مفاهیم و ماموریت های بودجه در اداره امور عمومی کشور ها پدید آمده است.سازمان دهی،مدیریت تهیه و اجرای بودجه در ایران در نیم قرن به مسئله پیچیده و دشواری در مدیریت بخش عمومی مبدل شده است که پیامد های نامطلوب و رو به تزاید خود را به دولت تحمیل می کند و علی رغم تاکید مواد 138 و 144 قانون برنامه سوم و چهارم توسعه اقتصادی کشور از سال 1381 مبنی بر اجرای بودجه ریزی عملیاتی آنچه در عمل اتفاق افتاده صرفا به تغییر طبقه بندی اقلام درآمدی و هزینه ای خلاصه شده و در اجرا چندان تغییراتی ایجاد نشده است(احمدی 1387).
1-2: بیان مساله و اهمیت پژوهش:پژوهش ها نشان می دهد که در بیشتر کشورهای با سطح درآمد متوسط، بیش از پنج درصد تولید ناخالص داخلی و 5 تا 10 درصد از هزینه‌های دولت به بخش سلامت اختصاص یافته است(ابوالحلاج رمضانیان1390). این در حالی است که تا زمانی که زیر ساختهای مناسب برای استفاده اثر بخش از منابع و بویژه منابع مالی وجود نداشته باشد کارآمدی، اثربخشی، ارزیابی و نظارت بر این منابع امکان پذیر نخواهد بود، و حتی افزایش پیوسته اعتبارات مالی نیز در حل مشکلات سیستم سودمند واقع نخواهد شد(باباجانی 1385).از این رو نظام بودجه ریزی به عنوان یکی از خرده نظام های مدیریتی و اقتصادی در نحوه تخصیص منابع همواره مورد توجه دولت ها و سازمان ها بوده است (سعیدی و مزیدی 1385). به طوری که دهه گذشته با پیشرفت های نظری و کاربردی در فرآیندهای بودجه ریزی همراه بوده است. از این رو اکنون در نظام ملی اقتصادی پیش رو، بودجه به عنوان مهم ترین ابزار هدایت و تخصیص بهینه منابع در جهت دستیابی به اهداف توسعه تبدیل شده است. دوران گذر از بودجه ریزی سنتی و متداول به بودجه بندی عملیاتی سرآغازی است برای شفاف سازی هزینه ها و انجام اصلاحات ساختاری و منطقی ساختن نقش دولت در فعالیت های اقتصادی و فرهنگی است. به عبارت دیگر تدابیری که دولت برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی اتخاذ می کند، در بودجه انعکاس می یابد. در واقع بودجه شکل خلاصه شده ای از چگونگی برنامه ریزی، سازمان دهی، هدایت و کنترل روندهای مالی دولت است که از پشتوانه فکری منسجم و ارگانیک تخصیص منابع مالی و غیر مالی محدود در مقابل نیاز های نامحدود در سطح کلان برخوردار است(سعیدی و مزیدی 1385). ایده بودجه ریزی عملیاتی در ایران، از اوایل دهه 1380 ، در ادبیات بودجه اى مطرح شد و در عمل نیز ابتدا در بودجه هاى سنواتى مورد توجه قرار گرفت و در سال هاى بعد، در قوانین فرادستى مطرح شد. در بند “ر” تبصره ” 1″ قانون بودجه 1382 کل کشور، مقرر شده سازمان مدیریت و برنامه ریزى کشور در راستاى اصلاح نظام بودجه نویسى نسبت به عملیاتى کردن بودجه، اصلاح نظام برآورد درآمدها و هزینه ها براى سال 1383 ، براى تمام دستگاه هاى اجرایى و شرکت ها و سازمان هایى که شمول قوانین و مقررات عمومى بر آنها، مستلزم ذکر نام است، عمل نموده و توزیع اعتبارات مربوط به هزینه ها را بر اساس نیاز دستگاه ها و فعالیت هایى که صورت مى گیرد، انجام دهد(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
این موضوع عیناً در بند “ز” تبصره ” 1″ قانون بودجه 1383 نیز تکرار گردید:سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوردر راستاى اصلاح نظام بودجه نویسى نسبت به عملیاتى کردن بودجه، اصلاح نظام برآورد درآمد ها و هزینه ها براى سال 1384 براى تمام دستگاه هاى اجرایى و شرکت ها و سازمان هایى که شمول قوانین و مقررات عمومى بر آنها، مستلزم ذکر نام است عمل نموده و توزیع اعتبارات مربوط به هزینه ها را بر اساس نیاز دستگاه ها و فعالیت هایى که صورت مى گیرد، انجام دهد. مواد 138،137 و 144 در در فصل “نوسازى دولت و ارتقاى اثربخشى حاکمیت قانون” قانون برنامه چهارم توسعه دولت، درباره احصاى امور حاکمیتى به منظور افزایش بهره ورى و بودجه ریزى عملیاتى بود(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
در تبصره هاى قانون بودجه 1384 ، موضوع بودجه ریزى عملیاتى مسکوت گذاشته شد و الزامى براى هیچ دستگاهى تعیین نشد. در قانون بودجه سال 1385 نیز در هیچ تبصره اى، درباره بودجه ریزى عملیاتى بحث نشده است، ولى تلاش شده است که اعتبار دستگاه ها، در جدول اعتبارات دستگاه هاى اجرایى، بر اساس شاخص هایى نظیر “واحد”، “مقدار” یا “هزینه واحد” (به عنوان یگانه نمود عملیاتى کردن بودجه) بیان شود. قانون بودجه سال 1386 نیز همانند بودجه سال 1385 ، اقدامات محسوسى را درباره بودجه ریزى عملیاتى شامل نمى شد و دقیقاً به صورت بودجه سال 1385 ، تنظیم شد که همان ایراد هاى بودجه سال 1385 ، بر آن نیز وارد بود. قانون بودجه سال 1387 (با توجه به لایحه تقدیمى دولت) نسبت به قوانین بودجه سنواتى، تغییرات گسترده اى کرده بود، گرچه در آن درباره عملیاتى کردن بودجه صحبت نشده است، ولى با تجمیع ردیف ها، اختیارات گسترده به مدیران در سطوح مختلف، به ویژه به دستگاه هاى اصلى اعطاء شده بود. گرچه این نوع اختیار، جزءالزام هاى بودجه ریزى عملیاتى محسوب مى شود، ولى این ویژگى، با تعریف و تعیین شاخص هاى دقیق عملکردى همراه نبود. قانون بودجه سال 1388 ، زمانى تنظیم گردید که قانون مدیریت خدمات کشورى، تصویب شده بود. بر اساس ماده ( 16 ) قانون مذکور، دستگاه هاى اجرایى موظف هستندبه منظور افزایش بهره ورى و استقرار نظام کنترل نتیجه و محصول و کنترل مراحل انجام کار واعطاى اختیارات لازم به مدیران، اقداماتى مانند تعیین قیمت تمام شده فعالیت ها و خدمات، تعیین شاخص هاى هدفمند و نتیجه گرا و استانداردهاى کیفى خدمات و نظارت بر کنترل کمیت و کیفیت خدمات، انعقاد تفاهم نامه با مدیران واحدهاى مجرى و اعطاى اختیارات لازم را براى پیشنهاد جابجایى فصول و برنامه اى اعتبارات انجام دهند(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
بر اساس لایحه برنامه پنجم توسعه در قالب فصل نهم ماده 195 ، دولت ملزم است تا پایان سال دوم برنامه، به تدریج زمینه هاى لازم را برای تهیه بودجه با روش عملیاتی، در همه دستگاه هاى اجرایی ایجاد کند، به نحوی که لایحه بودجه سال دوم برنامه، با روش مذکور تدوین شود و به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردد. در بند “الف” ماده ( 24 ) نیز بیان شده است که هزینه سرانه تربیت نیروى انسانى متخصص مورد تقاضاى دولت و هزینه هاى خدمات پژوهشى، فناورى مورد حمایت در چارچوب بودجه ریزى عملیاتى براى هر دانشگاه و مؤسسه آموزشى، پژوهشى و فناورى محاسبه و به طور سالیانه تأمین گردد در نهایت، در بند ” 32 “، بر سیاست هاى کلى برنامه پنجم، مجدداً تأکید شده است(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
لذا با توجه به مطالب مذکور و تاکید دولت بر ایجاد مقدمات لازم جهت اجرای بودجه ریزی عملیاتی در کلیه دستگاه های اجرایی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی از سال 1382 اجرای بودجه ریزی عملیاتی در 40 بیمارستان از 38 دانشگاه های علوم پزشکی را به صورت پایلوت آغاز نمود و زمینه اجرای این امر را در قالب نظام نوین مالی فراهم آورد که با توجه به دستور وزیر وقت مرکز بودجه و پایش عملکرد معاونت توسعه و منابع انسانی متصدی اجرای این امر گردید(گزارش وزارت بهداشت 1386) که با توجه به گزارشات حاصل از مرکز بودجه و پایش عملکرد دانشگاه های علوم پزشکی تهران، قزوین و تبریز در این مهم به خوبی عمل نموده و قدم های موثری برداشته اند (گزارش وزارت بهداشت 1392) در حالیکه پژوهش های دیگری در سایر دستگاه های اجرای حاکی از این موضوع است که بودجه ریزی در این دستگاه ها تغییر نکرده است و همچنان از طریق چانه زنی بوده است(جفره و روشناسان 1389). از این رو با نظر به تنگناهای بودجه در نظام بودجه ریزی فعلی، ضرورت اصلاح ساختار اقتصادی در بخش بهداشت و درمان و الزامات قانونی بودجه ریزی عملیاتی استقرار این نوع بودجه ریزی نوین در دستگاه های اجرایی از جمله وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشکی امر ضروری و خطیر می باشد لذا در پژوهش حاضر پژوهشگر با توجه به اهمیت استقرار بودجه ریزی عملیاتی و عدم استقرار مناسب این نوع بودجه ریزی در دستگاه های اجرایی به دنبال شناسایی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان امور مالی دانشگاه علوم پزشکی قزوین می باشد تا با شناسایی هر یک از عوامل و ارایه راهکارهایی در این زمینه استقرار بودجه ریزی عملیاتی در سازمان های بهداشتی و درمانی را تسریع بخشیده و زمینه حل مشکلات را فراهم آورد.
1-3 اهداف و سوالات پژوهشی:1-3-1 هدف اصلی:
شناسایی عوامل موثر بر استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین؛13921-3-2 اهداف فرعی:تعیین فراوانی جامعه مورد مطالعه بر حسب سن ، جنس، وضعیت تاهل، سابقه کار، سمت، سطح سازمانی، تحصیلات و رشته تحصیلی در سال 1392
تعیین نمره میانگین عامل نیروی انسانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
تعیین نمره میانگین عامل مدیریت مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
تعیین نمره میانگین عامل سیستم اطلاعات مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
تعیین نمره میانگین عامل ساختار سازمانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
تعیین نمره میانگین عامل سیستم ارزیابی عملکرد در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
تعیین نمره میانگین عامل الزامات قانونی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
رتبه بندی عوامل موثر بر استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
تعیین تفاوت معناداری بین دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
1-3-3 هدف کاربردی:شناسایی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین و ارایه راهکارهایی به مدیران و دست اندر کاران جهت بهبود و تسریع در اجرای این امر.
1-4-5 سؤالات پژوهش:فراوانی جامعه مورد مطالعه بر حسب سن ،جنس،وضعیت تاهل،سابقه کار،سمت،سطح سازمانی، تحصیلات، رشته تحصیلی چگونه است؟
نمره میانگین عامل نیروی انسانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
نمره میانگین عامل مدیریت مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
نمره میانگین عامل سیستم اطلاعات مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
نمره میانگین عامل ساختار سازمانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
نمره میانگین عامل سیستم ارزیابی عملکرد در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران وکارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
نمره میانگین الزامات قانونی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
کدام یک از عوامل بیشترین تاثیر و کدامیک کمترین تاثیر را در استقرار بودجه ریزی عملیاتی دارد؟
کدامیک از عوامل بیشترین تاثیر و کدام یک کمترین تاثیر را از دید مدیران و کارکنان امور مالی به تفکیک دارد؟
آیا تفاوت معناداری بین دیدگاه مدیران و کارکنان امور مالی وجود دارد؟
فصل دوممبانی نظری پژوهش2-1 مقدمه:بودجه به عنوان بیان مالی عملیات دولت، مهمترین سند دولتی است که دستگاه های اجرایی را در دستیابی به اهداف چشم انداز و برنامه های توسعه کشور و انجام اثر بخش وظایف خود یاری می رساند. از این رو تلاش برای بهبود این سند مالی و بهره وری بودجه در اجرای فعالیت های دستگاه های اجرایی همواره مورد توجه و چالش بوده است(حسن آبادی و نجار 1387). به طوریکه تحولات متعددی در فرآیند بودجه ریزی در حال وقوع است به کار گیری اصول کلاسیک در نظام های بودجه ریزی رنگ باخته و جای خود را به اصولی داده است که هر دولتی نه براساس الگوهای پیشین تدوین بودجه بلکه بر مبنای خصوصیات ساختاری و جاری خود گونه ای از روشهای خاص را جهت بهبود وضع اقتصادی وضع اقتصادی به کار گرفته اند. از این رو از جمله نظام های بودجه ریزی که در اکثر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته نظام بودجه ریزی عملیاتی می باشد (جفره و روشناسان 1389) .
2-2 تعاریف و مفاهیم نظام بودجه ریزی:2-2-1 مقدمه :در مدیریت نوین منابع دولت ، تعیین محدودهای دخالت دولت ، مدیریت مطلوب منابع مالی ، سیاستگذاری برای حداکثر نمودن منافع اجتماعی نظام کلان مالی ، انطباق اهداف میان مدت و کوتاه مدت در مخارج عمومی ، نظم و انضباط مالی ، بودجه عملیاتی ، نظارت ، کنترل و هماهنگی ، شفافیت و پاسخگویی مورد توجه قرار گرفته است.در تعیین محدوده های دخالت دولت صرف نظر از وظایف حاکمیتی ، اگر زمانی فزونی عواید نسبت به هزینه ها برای سرمایه گذاری دولت در امور اقتصادی کافی تلف می شد اکنون تنها دخالت در مواردی قابل توجیه به حساب می آید که عدم دخالت دولت منافع اجتماعی تأمین نشود در این حالت نیز مداخله دولت طیفی از سیاستگذاری ها ، هدایتها و تشویق ها را در بر می گیرد که دخالت مستقیم از طریق سرمایه گذاری در امور اقتصادی آن واقع می شود.در رعایت انضباط کلان مالی ، بحث آینده نگری مطرح می شود و دولت ها از روزمرگی بر حذف شده و توصیه می شود اهداف میان مدت قابل برآورد را مورد نظر قرار دهند تا نوسان ها و تلاطم های کوتاه مدت در جریان درآمدها به جریانی موزون در مخارج و دستاوردهای اقتصادی – اجتماعی برای کل جامعه تبدیل شود. نظم و انضباط مالی سرلوحه توصیه های مخارج عمومی قرار گرفته و پایه این نظم و انضباط تفکر علمی و تجربی در مورد روش های کنترل و نظارت ، هدف گذاری ، عملیاتی ساختن بودجه ، تعهد نسبت به اهداف عملیاتی و الزام به پاسخگویی است. در همان حال کنترل جریان وجوه ، پیشبرد عملیات و دستیابی به اهداف مورد نظر است و در این رهگذر سعی بر برقراری پیوند بین عملیات پیش بینی شده با اهداف مورد نظر است (سعیدی و مزیدی 1385).
بودجه ریزی عملیاتی سیستمی است که در آن منابع مصرف می شوند تا نتیجه ای معقول و در راستای اهداف سازمانها بدست آید. در این نظام بودجه بندی بر مبنای اهداف صورت می گیرد. در بودجه بندی عملیاتی سازمانها با یک طرح کلی ، یک سری برنامه ها و تعداد بسیار زیادی پروژه و فعالیت رو به رو هستند. در این شیوه در یک قالب کلی طرح ها ، برنامه ها و پروژه ها مورد ارزیابی قرار می گیرند و با نگرش سیستمی بودجه بندی می شود. در این نظام بودجه ریزی ، امکان مقایسه پروژه ها و برنامه ها با هم و انتخاب اثر بخش نوین آنها در نیل به اهداف کلی وجود خواهد داشت چون بودجه ریزی عملیاتی عوامل صرفه جویی و اثربخشی را به ابعاد سنتی بودجه ریزی اضافه می کند. در بودجه عملیاتی طبقه بندی عملیات به حدی است که هدفها شفافتر بیان می شوند ، ارزیابی بودجه سهل تر بوده و در روش هزینه یابی ، ارتباط بین داه و ستانده مورد توجه قرار می گیرد(سعیدی و مزیدی 1385).
2-2-2 مفاهیم بودجه :واژه بودجه در اصل از کله بوژت فرانسوی (Boujette) به معنی کیف یا کیسه چرمی کوچک اطلاق می شده که وجوه نقد را در آن نگهدای می کردند. در انگلستان کیف چرمی که محتوی صورت مخارج مورد نیاز پادشاه بود توسط خزانه داری ، که بعدا وزیر دارایی نامیده شد ، برای تصویب وجوه مورد نیاز پادشاه بود توسط خزانه داری ، که بعدا وزیر دارایی نامیده شد ، برای تصویب وجود مورد نیاز پادشاه به پارلمان عرضه می شد (Lynch 1990).
2-2-3 تعاریف بودجه :دیدگاه ها و تعاریف در مورد بودجه متأثر از نظریه های اقتصادی در مورد دولت است و دیدگاه های موجود در این زمینه نیز تحت تاثیر شرایط متفاوت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جوامع است و در یک جمله دیدگاه ها و نظریه ها و تعاریف بودجه به زمان و مکان مربوط می شوند. به طور کلی می توان این تعاریف را به چهار دسته تقسیم کرد (الماسی 1387).
الف) تعاریفی که بر جنبه سیاسی بودجه تأکید می ورزند :
در این دسته تعاریف ریشه اصلی تنظیم بودجه را باید عامل سیاسی جستجو کرد. بودجه بعد از تشکیل حکومت های پارلمانی شکل گرفت ، یعنی از زمانی که حق نظارت مردم به صورت کنترل درآمدها و هزینه های دولت از طریق ساز و کارهای نمایندگی تحقق یافت. در انگلستان نمایندگان پارلمان می خواستند درآمدها و هزینه های دولت را کنترل کنند و مایل نبودند بدون رضایت آنها مالیات وضع شده ، یا بدون کنترل آنها از اموال عمومی خرج شود. بدین سبب بود که به تدریج درآمدها و هزینه های دولت در سندی تنظیم شود و تصویب پارلمان ضرورت پیدا کرد ، تا آنجا که در قرن نوزدهم اراده قانونگذار در تنظیم و اجرای بودجه از ضروریات دموکراسی شناخته شد (قدیری اصل 1366).
اهمیت نهادن و تاکید بر نقش سیاسی بودجه باعث گنجاندن آن در اغلب قوانین اساسی حکومت های پارلمانی و تصویب قوانین و مقررات مربوط به نحوه عملکرد بودجه تحت عنوان «قانون محاسبات عمومی» در اولین دوره های قانونگذاری شده است(ابراهیمی نژاد و فرج وند 1386).
ب) تعاریفی که بر جنبه های اقتصادی و مالی تأکید می ورزند:
در اینکه نظریه های نظام مالی به طور اعم و نظریه های نظام بودجه به طور اخص از بطن نظریه های اقتصادی زاده شده اند ، تردیدی وجود ندارد. در واقع بودجه شاهرگ حیات اقتصادی دولت است که در شریان های آن منابع مالی و اقتصادی جاری است. تاکید بر جنبه های مالی و اقتصادی در تعاریف بودجه بیشتر بعد از گذار از اقتصاد کلاسیک به اقتصاد نئوکلاسیک صورت پذیرفت. در این دوران با گسترش دامنه فعالیت ها و عملیات دولت ، حجم بودجه ، نیز به سرعت افزایش یافت و در نتیجه ، تغییر و تحولات بودجه ای نیز در دو زمینه نظری و عملی به شدت به تحولات اقتصادی و مالی پیوند خورد. مقارن این تحولات دگرگونی های تاریخی و اقتصادی عظمیی به وقوع پیوست. به ویژه انقلاب اکتبر سال 1917 در روسیه و رکود و بحران های بزرگ سال 1929 در امریکا و نشر عقاید «جان مینارد کینر» بنیان گذار مکتب اقتصادی نئوکلاسیک و دعوت از دولت برای مداخله بیشتر در امور اقتصادی و تولیدی ، بودجه را به صورت اساسی ترین و اصلی ترین اهم کنترل و ارشاد اقتصادی و مالی درآورد. در این دوران تعریف بودجه نیز از تحولات و تغییرات تاثیر پذیرفت و کانون تاکید از جنبه های سیاسی _ اجتماعی به جنبه های اقتصادی و مالی تغییر یافت(الماسی 1387).
ج) تعاریفی که بر جنبه های برنامه ای و مدیریتی بودجه تاکید می ورزند:
اصولا شرایط فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حاکم بر جوامع ادامه و بقای حیات دولت ما را بدون برنامه و برنامه ریزی غیرممکن می سازد. به همین علت امروزه واژه های بودجه و برنامه در هم ادغام یا مترادف هم گشته اند (مثلا بودجه برنامه ای) و یا همواره با هم مورد استفاده قرار می گیرند و مفهوم هیچ یک از آن دو بدون دیگری قابل درک نیست(الماسی 1387).
ماهیت مشترک برنامه و بودجه در عمل پیش بینی نهفته است و همین ویژگی پیش بینی است که ان دو را از سایر صورت حساب ها و تجزیه تحلیل های مالی متمایز می کند. تاکید بر جنبه های برنامه ای بودجه از مشخصات بارز تعریف جدید و معاصر است. البته تفکیک جنبه های برنامه ای و مالی کار دشواری است. زیرا بودجه در عین حال که نوعی برنامه است جنبه های اقتصادی و مالی نیز دارد و از این جهت بودجه را نوعی برنامه مالی دولت می دانند. تصویر فردای سازمان باید امروز با تصمیم مدیران ترسیم شود. این آینده نگری را برنامه و برنامه ریزی و تبدیل برنامه ها به زبان پول را بودجه می نامیم(الماسی 1387).
د) تعاریفی که بر جنبه توسعه اقتصادی و اجتماعی بودجه تاکید دارد:
در متون نخصصی ، بودجه سندی تعریف شده است شامل عبارات و ارقامی که هزینه ها را به اهداف معین ارتباط می دهد ، این عبارت و ارقام هزینه ها(جاری و عمرانی) با اهداف (ایجاد امنیت ، رفاه ، آسایش ، رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ثبات اقتصادی ، تامین کالا و خدمات عمومی ، عدالت اجتماعی) پیوند دارند. بودجه بین منابع مالی و رفتار انسانی برای تحقق اهداف و خط مشی ها پیوستگی ایجاد می کند. بدین ترتیب بودجه به مجموعه ای از اهداف و برنامه ها به همراه هزینه های مربوط به آنها اطلاق می گردد (الماسی 1387).
ه) تعاریف علمی و تجربی بودجه :
بودجه از نظر عامه مردم عبارت است از دخل و خرج یا درآمد و هزینه است.
بودجه برنامه کار ، وضعیت یک فرد ، یک خانواده ، یک سازمان یا یک جامعه را به صورت ارقام مالی نشان می دهد.
بودجه عبارت است از بیان مالی و یا مقداری سیاستی که در طول مدتی معین از زمان آینده برای وصول به هدف های تعیین شده باید تعقیب شود.
بودجه یک برنامه کار است. یک پیش یبنی است و یک مجوز است و می تواند یک معیار هزیه و یک ضابطه بخش کارایی دستگاه ها باشد.
بودجه بیان رسمی سیاست ، و اهدف مدیریت برای یک دوره معین است.
بودجه عبارت است از آئینه تمام نمای وظایف ، عملیات و هدف های دولت می باشد(الماسی 1387).
م) تعاریف حقوقی و قانونی بودجه:
اولین تعریف قانونی از بودجه در کشور ایران مربوط به ماده 1 قانون محاسبات عمومی مصوب 21 صفر سال 1329 (هـ .ق) به شرح ذیل است.
«بودجه دولت ، سندی است که معاملات دخل و خرج مملکتی برای مدت معینی در آن پیش بینی و تصویب می گردد. مدت مزبور را سند مالی می گویند که عبارت از یک سال شمسی است.»
دومین تعریف مربوط می شود به ماده یک قانون محاسبات عمومی مصوب 16 اسفند سال 1312 خورشیدی که بودجه را این گونه تعریف می کند.
«بودجه لایحه پیش بینی عواید و مخارج مملکتی است و برای مدت یک سال شمسی که به تصویب مجلس شورای ملی رسیده باشد»
تعریف سوم برابر ماده 1 قانون محاسبات عمومی کشور ، مصوب دی ماه 1349 خورشیدی به این صورت است:
«بودجه کل کشور برنامه مالی دولت است که برای یک سال مالی تهیه و حاوی پیش بینی درآمد و سایر منابع تامین اعتبار و برآورد هزینه ها برای انجام عملیاتی که منجر به وصول به هدف های دولت می شود.»
و بالاخره آخرین تعریف قانونی بودجه مربوط به ماده یک قانون محاسبات عمومی کشور مصوب اول شهریور ماه سال 1366 از بودجه به شرح ذیل است:
«بودجه کل کشور برنامه مالی دولت است که برای یک سال مالی تهیه و حاوی پیش بینی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار و برآورد هزینه ها برای انجام عملیاتی که منجر به نیل سیاست ها و هدف های قانونی می شود و از سه قسمت زیر تشکیل می شود:
1)بودجه عمومی دولت که شامل :
الف) پیش بینی دریافت ها و منابع تامین اعتبار که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در سال مالی قانون بودجه به وسیله دستگاه ها از طریق حساب های خزانه داری کل اخذ می گردد.
ب) پیش بینی پرداخت هایی که از محل درآمد عمومی و یا اختصاصی برای اعتبارات جاری و عمرانی و اختصاصی دستگاه ها اجرایی می توانند در سال مالی مربوط انجام دهند.
2)بودجه شرکت های دولتی و بانک ها شامل پیش بینی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبارد.
3)بودجه موسساتی که تحت عنوانی غیر از قوانین فوق در بودجه کل کشور منظور می شود.
دقت در تعاریف بودجه برابر قوانین محاسباتی ایران ، بیانگر این مطلب است که این تعاریف از بودجه با توجه به شرایط مختلف مالی ، اقتصادی و … دولت در زمان های مختلف صورت گرفته است. مثلا در سال 1349 بودجه بانک ها جزو بودجه دولتی نبوده ، در حالی که در سال 1366 بانک ها نیز در شمار دستگاه های دولتی قرار گرفته و بودجه آنها در بودجه کل کشور منظور شده است (علوی طبری 1385).
ی) عوامل مشترک در تعاریف بودجه :
عامل درآمد
عامل هزینه
عامل برنامه کار
عامل مدت زمان
عامل هدف
پنج عامل مشترک در تعاریف بودجه ، در بعضی از تعاریف روشن و در بعضی دیگر از تعاریف ضرورت دارد که به منظور رسیدن به عوامل مزبور آن را با دقت و دید وسیع تری مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد (الماسی 1387).
2-2-4 مقاصد و اهداف بودجه ریزی:1- طرح ریزی دوره ای : کلیه فعالیت های واحد تجاری برای استفاده کارآمد و اثربخش از منابع کمیابی که در اختیار دارد ، مستلزم نوعی طرح ریزی است.
2- هماهنگی ، همکاری و ارتباط: فرایند بودجه ریزی ، وسیله ای برای تبادل نظر و ایجاد هماهنگی بین هدف های مدیران سطوح مختلف واحد فراهم می سازد. در مرحله بررسی و تجدیدنظر بودجه معمولا برنامه های تکراری ، غیرضروری یا حتی مضر قبل از تصویب نهایی بودجه حذف می شود یا به حداقل می رسد.
3- به مقدار درآوردن پیشنهادها : نظر به اینکه منابعی که در اختیار واحد تجاری یا سایر ارگانهاست معمولا محدود است ، لذا این واحدها ناچارند منابع خود را به نحوی سهمیه بندی کنند. اندازه گیری منافع و مخارج پروژه ها (فعالیت ها) مستلزم به مقدار درآوردن آنهاست.
4- ارزیابی فعالیت های انجام شده : چون بودجه ، برآوردی از فعالیت های آینده است ، لذا از آن می توان به عنوان معیاری برای ارزیابی فعالیت های گذشته واحد تجاری استفاده کرد. به عبارت دیگر ، کارایی و اثربخشی مدیریت را در هر یک از بخش های واحد تجاری می توان از مقایسه عملکرد واقعی آن با پیش بینی های بودجه مورد ارزیابی قرار داد.
5- آگاهی از اقلام بهای تمام شده : در هنگام تنظیم بودجه ، همه مدیرانی ک همسئولیت برآورد بودجه را دارند ، ناگزیر مخارج و منافع حاصل از اجرای پروژه ها و فعالیت ها را مقایسه می کنند. آگاهی از بهای تمام شده ، مبنای مشترکی را برای تفاهم و برقراری ارتباط بین مدیران مختلف فراهم می سازد.
6- تامین الزامات قانونی : بسیاری از سازمان ها ، از لحاظ قانونی ملزم به تهیه بودجه می باشند زیرا در غیر این صورت وجوهی برای اجرای عملیات خود در اختیار نخواهند داشت.
7- هدایت فعالیت ها به سمت هدف ها: تصمیم گیری در مورد تخصیص منابع معمولا با توجه به آثار اجرای فعالیت ها بر دستیابی به هدف ها ، انجام می گیرد (شباهنگ 1383).
2-1-5 وظایف بودجه ریزی :به طور کلی دو وظیفه اصلی را می توان برای بودجه ریزی بیان نمود:
طرح ریزی
کنترل
1. طرح ریزی : برای اغلب مدیران همزمان با واژه بودجه بندی مفهوم طرح ریزی نیز تداعی می شود. طرح ریزی کلیه مراحل بودجه بندی را از نقطه شروع فکر تا مرحله برآورد بودجه شامل می شود و بالطبع زمان نسبتا طولانی نیز به آن اختصاص می یابد. ضمنا طرح ریزی چهارچوبی برای وظیفه دوم بودجه بندی ، یعنی کنترل فراهم می کند.
2. کنترل : وظیفه کنترل بودجه بندی عبارت است از مقایسه بین نتایج واقعی و پیش بینی های بودجه است. این مقایسه بعد از فراهم شدن ارقام و اطلاعات حسابداری انجام پذیر است. مقایسه نتایج واقعی با ارقام مورد انتظار بودجه را غالبا گزارش عملیات می نامند. وظیفه کنترل تنها به حداقل کردن بهای تمام شده محدود نمی شود. بلکه در صورت وجود اختلاف بین نتایج واقعی و ارقام بودجه موجب اعمال نظارت بر عملیات و اتخاذ تدابیر اصلاحی نیز می گردد. به عبارت دیگر بودجه معیاری است که مدیران به کمک آن درامدها و اقلام بهای تمام شده واقعی را ارزیابی می کنند (فرزیب 1376)
2-1-6 روش های پیش بینی درآمد :پیش بینی درآمد باید قبل از آغاز برآورد هزینه انجام یابد چون نیازمندی های دولت نامحدود و منابع و امکانات مالی او محدود. از این رو لازم است مقدمتا مجموع عواید حاصل از منابع مختلف درآمد پیش بینی گردد و بعد چگونگی توزیع درآمد پیش بینی شده بین نیازهای گوناگون از طریق برآورد هزینه تعیین شود که در اینجا روشهای برآورد هزینه ها به شرح ذیل عنوان می شود(آقایی و سیف اللهی 1386).
2-1-7 روش های برآورد هزینه :در آغاز پیدایش بودجه ، توجه خاصی نسبت به بخش هزینه و نحوه برآوردهای آن وجود داشته است. تکیه و تاکید در امر تنظیم بودجه ناظر است بر چگونگی برآورد هزینه ها یا اعتبارات بودجه و اصولا زمانی که بحث تنظیم بودجه مطرح می شود همواره چگونگی برآورد هزینه ها به ذهن متبادر می گردد(آقایی و سیف اللهی 1386).
بودجه از لحاظ نحوه برآورد هزینه ها انواع مختلفی دارد که عبارتند از :
1-بودجه سنتی (متداول)
بودجه سنتی قدیمی ترین نوع بودجه و ساده ترین روش بودجه بندی است و هدف از تخصیص منابع مالی در این نوع بودجه کنترل های مالی و تاکید بر صرفه جویی در مصرف اعتبارات است. به عبارت دیگر ، توجه اصلی در این روش معطوف به دادها می باشد تا ستانده ها و نتایج کار. در این روش از بودجه نبدی هزینه های دستگاه به تفکیک فصول و مواد هزینه برآورد می شود ولی عملیاتی که اجرای آنها مورد نظر است در بودجه منعکس نمی شود و به عبارت دیگر در بودجه متدال ارقام هزینه بر حسب کالا ، و خدماتی که خریداری خواهد شد در قالب مواد هزینه نشان داده می شود و به ماحصل و نتیجه اجرای بودجه توجهی نمی شود(آقایی و سیف اللهی 1386).
2-بودجه ریزی افزایشی (تفاضلی)
در این روش ، بودجه سال های گذشته هر دستگاه اجرایی مبنایی است که بودجه هر سال بر اساس شاخص های تعدیل نامشخص ، افزایش فعالیت ها و پرسنل جدید بدون توجه به محصول دستگاه اجرایی تدوین می شود. بودجه افزایشی یا تفاضلی عبارتست از افزایش بودجه هر دستگاه اجرایی نسبت به سال قبل با درصدی خاص. در این روش قدرت چانه زنی دستگاه اجرایی اساس تصویب و تخصیص بودجه است. اگر بودجه پیشنهادی دستگاه اجرایی با سقف تعیین شده مطابقت نداشته باشد. درصدی از بودجه دستگاه کاهش می یابد و بدین ترتیب اجرای همه فعالیت های دستگاه با مشکل مواجه می شود. ضمن آنکه امکان نظارت بر اجرای بودجه دستگاه اجرایی میسر نخواهد بود (عباسی 1387).
3-بودجه ریزی برنامه ای :
دولت آمریکا در سال 1947 کمیسیونی به نام هوور را مامور تحقیق از عملیات اقتصادی دولت و بازنگری در آن کرد. این کمیسیون در سال 1949 به دولت فدرال پیشنهاد بودجه ریزی را ارائه کرد که در آن وظایف ، طرح ها و فعایت های دولت مشخص شود که آن را بودجه ریزی برنامه ای نام نهادند.در این بودجه ریزی ، دستگاه اجرایی بر اساس انواع برنامه های مورد نیاز و ضروری خود و بر اساس سیاست های دولت ارقام درآمد و هزینه های خود را پیش بینی می کند. در این صورت اهداف ، امور و عملیات اصلی دولت در قالب برنامه ها از طریق دستگاه اجرایی عملی می شود. وظایف اساسی دولت بین برنامه ها و هر برنامه به چند فعالیت و طرح طبقه بندی می شود. بدین ترتیب برای برنامه ریزان ، قانونگذاران و دولت معلوم می شود که در سال بودجه ای اولا چه اهداف و سیاست های مورد نظر است ، ثانیا برای تحقق این اهداف و سیاست ها چه برنامه ها ، عملیات و فعالیت هایی انجام خواهد گرفت ، ثالثا هر برنامه نیاز به چه میزان اعبتارات دارد واین اعتبارات از کدام منابع مالی (بودجه عمومی یا اختصاصی) باید تامین شود. و رابعا هر برنامه را کدام دستگاه اجرایی باید به اجرا درآورد. بدین ترتیب شفافیت بودجه بیشتر یم شود و مجلس ارقام بودجه هر دستگاه اجرایی را پس از تایید برنامه هایش و همسویی برنامه ها با اهداف و سیاست های دولت به تفکیک هر برنامه به تصویب می رساند (عباسی 1387).
4-نظام طرح ریزی ، برنامه ریزی ، بودجه ریزی (PPBS)
روشی است که برای تکمیل بودجه برنامه ای در همه کشورها معمول شده است. این اصطلاح ابتدا در اوایل سال 1960 توسط وزارت دفاع آمریکا به کار برده شده و سپس تحت شرایط متفاوت به دستگاه های دیگر دولتی راه یافت. با استفاده از این سیستم می توان برنامه ریزی ، طرح ریزی ، بودجه ریزی اطلاعات مدیریت ، کنترل مدیریت و ارزش یابی برنامه ها را به هم مرتبط ساخت(عزیزی 1385).
منظور از برنامه ریزی ، تولید مجموعه ای از قابلیت های معنی دار برای انتخاب اقدام های مناسب از بین راهکارهای مختلف است. منظور از طرح ریزی تعیین نیری انسانی ، مواد ، تجهیزات و تسهیلات مورد نیاز برای اجرای هر برنامه است «برنامه» ساختار اصلی PPBS را تشکیل می دهد و از آثار اجرای آن در امریکا می توان بودجه ریزی ستاد محور ، هزینه یابی بر مبنای فعالیت ، بودجه ریزی عملیاتی و تجزیه و تحلیل های هزینه – فایده از آثار اجرای این ناظم علیرغم اجرای ناکام این طرح در آمریکا بود(کردبچه 1382).
اما کلید درک مناسب ، کامل و جامع مفهوم PPBS این است که به حروف “S” در PPBS تاکید شود ، این مجموعه باید یک سیستم تلقی شود نه روش و فن خاص. سیستمی که شامل مبنای تصمیم گیری مناسب و معقول در مرحله سیاست سازی و اعلام خط مشی ، طراحی برنامه های اجرایی و تخصیص منابع محدود میان نیازهای نامحدود بوده و برقراری ارتباط مداوم بین این عوامل را فراهم می سازد. طبعا هر یک از اجزای سیستم از لحاظ نیل به هدف های سیستم در ارتباط با جزء دیگر نقشی دارد (صرافی زاده 1386).
17195803156585PPBS
00PPBS

نمودار 2-1 : ارتباط سیستماتیک اجزای PPBS
5- بودجه بندی بر مبنای صفر (ZBB)
این بودجه بندی نخستین بار در سال 1973 در امریکا به کار گرفته شد و پس از آن در سازمان های بخش دولتی و خصوصی و بسیاری از موسسات مورد استفاده قرار گرفت. در این روش هر سازمان برای بودجه بندی باید کلیه فعالیت های جدید خود را مورد ارزیابی و تجدیدنظر قرار دهد. بنابراین اساس این روش مبتنی بر نوسازی و تحول در سازمانهاست. فایده اصلی این روش در وضع نامطلوب آن است که شخص که بودجه بندی را انجام می دهد همه هزینه های مورد نظر و شناخته شده را در بودجه می گنجاند. در واقع بودجه بندی بر مبنای صفر تجزیه و تحلیل و ارزشیابی تمام برنامه ها و فعالیت های سازمان است و هر گاه در این ارزشیابی فعالیتی بی ثمر تشخیص داده شود مسلما کنار گذارده خواهد شد. در این روش نقطه شروع صفر است ولی این بدان معنی نیست که بودجه بندی بر مبنای صفر ، تمام فعالیت های گذشته را کنار نهاده و همه چیز را از ابتدا شروع می نماید. در اغلب موارد فعالیت های گذشته ادامه می یابند و تنها تغییرات و اصلاحات لازم در آنها به عمل می آید و در پاره ای از موارد بعضی فعالیت ها حذف می گردند (سعیدی و مزیدی 1385).
به طور کلی فرایند بودجه ریزی بر مبنای صفر شامل:
شناخت واحدهای فعالیت در سازمان
تقسیم فعالیت ها به فعالیت های فرعی تر
ارزیابی فعالیت ها بر اساس مزایای آنها و اولویت بندی فعالیت ها
تخصیص منابع بر اساس ترجیحات و اولویت برنامه ها( 31).
6-بودجه ریزی انعطاف پذیر یا سایه ای
هر قدر محیط پیرامون بی ثبات ، متغیر و بحرانی تر باشد ضرورت بودجه ریزی انعطاف پذیر بیشتر است. بودجه در این روش ابزار و برنامه ای برای مواجهه با محیط متغیر است. برای این منظور باید رویدادهای آتی را بتوان با احتمالاتی پیش بینی کرد. شرایط بودجه ریزی متغیر شرایط ریسکی است یعنی تصمیم گیری و بودجه ریزی برای سناریوی های مختلف با توزیع احتمالات با توجه به امکانات و منابع محدود. در این روش باید بتوان رویدادهای آینده را با احتمال پیش بینی کرد و منابع مالی و امکانات دستگاه اجرایی را برای هر یک از سطوح حوادث احتمالی تجهیز و هدایت کرد. در سطح کلان و برای بودجه ریزی کل کشور می توان بودجه ریزی سایه ای داشت. یعنی بر حسب اوضاع اقتصادی و سیاسی متفاوت برای سال آینده اعبتارات هزینه ای و اعتبار طرح های تملک دارایی های سرمایه ای را با بودجه های متفاوتی پیش بینی کرد (عباسی 1387).
7-روش بودجه ریزی مدیریت بر مبنای هدف (MBO)
MBO سومین نظام بودجه ریزی بود که در سال 1973 نیکسون رئیس جمهوری آمریکا گرفت. این روش بودجه ریزی در پی آن بو د تا اهداف بیان شده از طریق دستگاه های اجرایی را به تقاضاهای اجرایی را به تقاضاهای بودجه ای آنها پیوند دهد. این نظام به گونه ای طراحی شده بود تا مسئولیت دستیابی به خروجی ها و نتایج مورد توافق را بر عهده مدیران آن دستگاه ها قرار دهد. در این نظام فرایندهایی طراحی می شود که جهت نیل به این خروجی ها مورد نیاز است. ارزیابی نتایج هزینه های دولت در این دوره آغاز شد که امروزه به آن ارزیابی نتایج(پیامدها) می گویند. در بودجه ریزی هدفمند یا بر مبنای هدف مشکل اصلی تعیین سهم هر یک از مدیریت ها در کمک به تولید اهداف است. این سهم را مدیریت بر مبنای هدف تعیین می کند. مسئله دیگر استفاده از شاخص های مناسب برای تسهیم هزینه ها بر مبنای هدف است. در سازمان ها و پروژه های بزرگ که خدمات و محصولات متفاوتی تولید می شود نمی توان از یک شاخص برای تسهیم هزینه ها استفاده کرد (عباسی 1387).
در بعضی از کشورها تحت عنوان «بودجه پاکتی» نامیده می شود. بودجه بندی بر مبنای هدف ، بودجه ریزی با فرایند جیره بندی از بالا به پایین است که در آن تعیین اولویت ها و محدودیت ها در بالا ، اساس انتخاب راه کارها در پایین است. این نوع بودجه بندی نه بر عقلایی بودن اقتصادی که بر عقلایی بودن سیاسی تکیه می کند (الماسی 1387).
8-روش بودجه ریزی عملیاتی : (Performance Budgeting)
بودجه ریزی عملیاتی برنامه سالانه ای است که در آن رابطه بین منابع مالی تخصیص یافته و نتایج حاصل از اجرای هر برنامه با شاخص های کمیت پذیر نشان داده می شود. از نظر فیلدینگ اسمیت ، بودجه عملیاتی منابع را بر مبنای نیل به نتایج مشخص و قابل سنجش تخصیص می دهد.در بودجه عملیاتی اعتبارات به برنامه ها ، فعالیتها ، طرحها تفکیک می شود. به علاوه حجم عملیات و هزینه ای اجرای هر یک از عملیات طبق روشهای علمی مانند حسابداری قیمت تمام شده ، روش اندازه گیری حجم کار و هزینه یابی بر مبنای فعالیت اندازه گیری شده و این هزینه ها مبنایی برای انعقاد قرار داد با دستگاه اجرایی برای تصویب و تخصیص اعتبارات خواهد بود.در بودجه ریزی عملیاتی رابطه دولت با دستگاه اجرایی شبیه رابطه کارفرما با پیمانکار است. اعتبارات در قبال عملیات و نتایج کار مورد انتظار به دستگاههای اجرایی تخصیص می یابد و دستگاه اجرایی در قبال دریافت بودجه پاسخگو خواهد بود. بطور کلی می توان گفت که بودجه عملیاتی همان بودجه برنامه ای است که به نحو دقیقتر و روشن تری اجرای برنامه ها را از دیدگاه (هزینه – فایده) تجزیه و تحلیل می کند (عباسی 1387).
2-3 بودجه ریزی عملیاتی:
2-3-1 تعاریف بودجه ریزی عملیاتی:بودجه ریزی عملیاتی فرایندی مستمر است که تمامی مدیران دولتی در همه سطوح در آن مشارکت دارند. این نوع مشارکت مستلزم وجود حلقه های باز خورد در درون سازمانهاست تا مدیران ارشد همواره از امکانات بیشتر و بهتری برای اخذ تصمیمات صحیح تر و اداره بهتر سازمان متبوع خود برخوردار باشند. بودجه ریزی عملیاتی نهایتا به تخصیص موثرتر منابع در درون وزارتخانه ها و سازمان ها منجر می شود و مدیران را قادر می سازد به نحو موثرتری از منابع اختصاص یافته به سازمان تحت امر خود برای رسیدن به اهداف و نتایجی که برنامه ریزان و سیاستگذاران مدنظر داشته اند بهره برداری کنند (ورمزیار 1385).
بودجه ریزی عملیاتی عبارت است از یک برنامه سالانه به همراه بودجه سالانه که رابطه میان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه با نتایج به دست آمده از اجرای آن را نشان می دهد(پناهی 1385).
این نوع بودجه ریزی ، منابع را بر مبنای نیل به نتایج مشخص و قابل سنجش تخصیص می دهد. بودجه- ریزی عملیاتی ابزاری است که اهداف ونتایچ سرمایه گذاری های مورد نیاز اعم از دولتی و خصوصی ، هزینه برنامه های پیشنهاد شده برای حصول به اهداف و اطلاعات کمی را برای اندازه گیری عملکرد هر عملیات نشان می د هد.بودجه بندی عملیاتی بودجه ای است که بر اساس وظایف ، عملیات و پروژه هایی که سازمان تصدی آن را بر عهده دارد تنظیم می شود (سعیدی و مزیدی 1385).
بودجه ریزی عملیاتی روشی است برای تخصیص منابع به منظور دستیابی به اهداف برنامه ها و نتایج ارزیابی شده. در این روش منابع بودجه به اهداف مورد نظر در غالب برنامه به نحوی کارآ و اثربخش تخصیص می یابد و به عبارتی در این روش بودجه ریزی عوامل صرفه جویی و اثربخشی به ابعاد سنتی بودجه ریزی اضافه می گردد و باعث می شود تا هدف ها شفافتر بیان و ارزیابی بودجه سهل تر شود.
2-3-2 ماهیت بودجه ریزی عملیاتی :تدوین یک بودجه عملیاتی ، شامل دو فرایند یکی از بالا به پایین و دیگری از پایین به بالا که به طور همزمان به اجرای در می آیند. وظیفه برنامه ریزان ارشد و سیاستگذاران (در سطوح بالا) تعیین اهداف و مقاصد برنامه هاست. آنها باید به طور تقریبی میزان منابعی را که انتظار می رود برای پشتیبانی و کمک به تحقق این اهداف مورد نیاز است را تعیین کنند. علاوه بر این سیاستگذاران باید شاخص های نتیجه را که مشخص کننده درجه تحقق اهداف با توجه به میزان منابع به مصرف رسیده است ، تعریف کنند. مدیران سطوح پایین تر باید اهداف مقاصد ، میزان منابع و شاخص های سنجش نتایج را تدوین کرده باشند. این مدیران و سازمان های تحت پوشش آنها در موقعیتی قرار دارند که می توانند برنامه سالانه ارائه شده از سوی برنامه ریزان و سیاستگذاران را تحقق بخشند ، آنان به خوبی ساز و کار اجرایی برنامه ها را می شناسد و می توانند فعالانه به سیاستگذاران در تعریف و بازنگری برنامه های سالانه سازمان های خود یاری رسانند.یک بودجه عملیاتی تمامی فعالیت های مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه ها و نیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیت ها را در بر می گیرد به عنوان مثال اگر شاخصی فعالیت (واحد حجم کار) «تحقیقات جنایی» در یک ارگان دولتی ، تعداد پرونده هایی باشد که به نتیجه رسیده است ، مراحل انجام کار و فعالیت های تشکیل دهنده آن ، حلقه رابطی است که منابع را به نتایج مرتبط می سازد. با ثبت و اندازه گیری منابع به مصرف رسیده در هر فعالیت و در هر مرحله ، هزینه کل و هزینه سرانه هر واحد از اطلاعات بدست آمده را می توان محاسبه کرد و آن را به نتایج نهایی مرتبط ساخت. در واقع بودجه ریزی عملیاتی به دنبال افزایش درک تصمیم گیران از پیوندهای منابع درخواستی و نتایج عملیات مورد نظر است. این مسئله برای فقط و نهادینه کردن اصلاح مدیریت عملیاتی نیز دارای اهمیت است. اگر نتیجه این عمل ، اطلاعات عملکرد بهتر قابل اتکاتر باشد ، می تواند فرایند بودجه ریزی را به عنوان مهم ترین فرایندهای مالی سالیانه دولت بهبود بخشید (پناهی 1384).
2-3-3 ویژگی های بودجه ریزی عملیاتی :عدم توانایی روش های سنتی بودجه بندی در حل مسائل بودجه ای کشورهای پیشرفته و در حال توسعه منجر به ظهور روش جدیدی شد که به «ایدئولوژی مدیریت جدید» موسوم است. این ایدئولوژی تاکید بیشتری بر عملکرد ، عدم تمرکز ، کاربرد اصول بازار ، افزایش انضباط مالی و ایجاد و توسعه نظام های اطلاعاتی دارد. تاکید بر عملکرد در واقع حرکت از فرهنگ سنتی نظارت به روش هایی است که بر صرفه جویی و بهره برداری حداکثر از منابع و افزایش کارایی خدمات ارائه شده به جامعه تاکید دارد. ویژگی کلیدی نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد ، تلفیق اهداف نظام مدیریت بودجه با پاسخ گویی مناسب است. مهم ترین عامل نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد «برنامه است. برنامه مجموعه ای از فعالیت ها یا پروژه ها ، طرح های تحت نظارت دستگاه یا واحد اجرای خاص است که با استفاده از منابع موجود به دستیابی روش ها و هدف ها کمک می کنند (شقاقی 1386).
سایر ویژگی های بودجه ریزی عملیاتی به طور مختصر به شرح ذیل می باشد:
چارچوب زمانی برای انجام بودجه ریزی عملیاتی باید واقع گرایانه باشد.
شکل بودجه عملیاتی باید ساده و قابل فهم باشد تا اجرای آن بهتر و ساده تر صورت گیرد.
قوه مجریه و مقننه نیازمند فهم هدف و روابط حاکم بر بودجه عملیاتی هستند به طوری که تعهدات اجرای بودجه عملیاتی نمایان شود (ورمزیار 1386).
بودجه ریزی عملیاتی هدف یا مجموعه ای از اهداف را تعریف می کند به پول آنها اختصاص می یابد. از این پس اهداف موضوعات و مقاصد خاصی مطرح شده و سپس هزینه ها جزء به جزء بین آنها تقسیم می شود.بودجه ریزی عملیاتی اطلاعات و داده های عملکرد گذشته را تهیه و بدین وسیله اجازه مقایسه بین پیشرفت واقعی بدست آمده و مورد انتظار را نشان می دهد.در مجموع توجه به این مسئله مهم است که اطلاعات و داده های عملیاتی استفاده شده در بودجه بندی ادارات دولتی ، مدیران را در مقابل کیفیت خدمات ، هزینه کارایی و اثربخشی برنامه ها حمایت می کند و تمرکز روی نتیجه است نه داده ها(Young 2003).
2-3-4 وظایف بودجه ریزی عملیاتی :وظیفه برنامه ریزی
وظیفه مدیریتی
وظیفه کنترلی
در بودجه های سنتی فقط وظیفه کنترلی وجود داشت. در حالی که در بودجه عملیاتی وظیفه مدیریت و برنامه ریزی بدان اضافه شده و به عبارتی به ستانده نیز توجه شده است. در حقیقت بودجه عملیاتی بر دو موضوع تاکید دارد :
ستانده و ارتباط بین ستانده یا تولید
نتیجه یا رضایت مردم(سعیدی و مزیدی 1385)
هدف نمایی بودجه ریزی عملیاتی ، کمک به اتخاذ تصمیمات عقلایی درباره تخصیص و تعهد منابع ، بر اساس پیامدهای قابل سنجش می باشد. با این تفسیر ، بودجه ریزی عملیاتی مقاصد ویژه زیر را دنبال می کند(سعیدی و مزیدی 1385).

نمودار 2-2 اهداف سیستم بودجه ریزی عملیاتی
ارائه مبنایی صحیح برای اتخاذ تصمیم در خصوص تخصیص منابع
تعیین نتایج قابل سنجش و مورد انتظار ، که از یک تخصیص بودجه خاص قابل حصول است.
تمرکز فرایند تصمیم گیری روی مهم ترین مسایل و چالش هایی که دستگاه اجرایی با آن مواجه است.
ایجاد یک فرایند منطقی برای تصمیم گیری در خصوص بودجه ، که به طور مستقیم با فرایند برنامه ریزی ، اجرا ، کنترل ، ارزشیابی و گزارش عملکرد در ارتباط می باشد.
ارائه اطلاعات قابل سنجش برای نهادهای ناظر ، شامل قوه قضائیه ، مجریه و مقننه که بتوانند به استناد آنها ، میزان پیشرفت و موفقیت برنامه ها را در مقابل تخصیص های بودجه کنترل کنند.
بهره گیری از روش علمی و انعطاف پذیر ، به منظور سازگار ساختن فراند بودجه ریزی با تحولات توسعه.
ایجاد ارتباط بین بودجه و نتایج عملکرد برنامه
ارائه اطلاعات قابل سنجش برای دستگاه های نظارتی
ارائه مبنایی برای پاسخگویی
شفاف سازی(سعیدی و مزیدی 1385)

نمودار 2-3 شفاف سازی در بودجه ریزی عملیاتی
از نگاه دیگر مهمترین هدف بودجه ریزی عملیاتی اصلاح مدیریت بخش عمومی و افزایش اثربخش مخارج این بخش است. ویژگی اساسی این اصلاح عبارتند از:
ارزیابی پاسخگویی مسئولین دستگاه های اجرایی بر اساس معیار دستاوردهای فعالیت های آنان
ارزیابی پاسخ گویی مدیران دستگاه های اجرایی به مسئولین ذیربط بر اساس محصولاتی که باید تولید کنند و بودجه و سایر امکاناتی که برای تولید این محصولات به کار می گیرند.
تضمین و تحکیم پاسخگویی از طریق مبادله موافقنامه بین مدیران و مسئولین دستگاه های اجرایی و بین مسئولیت دستگاه های اجرایی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (به نمایندگی از طرف دولت)
استقرار نظام بودجه ریزی ستانده محور
دادن اختیارات لازم به مدیران در انتخاب نهادهای لازم برای تولید محصولات مورد نظر
ارزیابی مستمر عملکرد مدیران و مبنا قرار دادن نتایج عملکرد به عنوان یکی از معیارهای تخصیص اعتبارات (سعیدی و مزیدی 1385).
2-3-5 مزایای بودجه ریزی عملیاتی :تجربه کشورها نشان می دهد به کارگیری بودجه ریزی عملیاتی به عنوان اقدامی اصلاحی که تنها پیوند فنی میان بودجه و عملکرد را ایجاد می کند ، اشتباه است. با این حال بودجه ریزی عملیاتی با علم به این که پیوندهای میان شاخص های عملکرد و تخصیص منابع صرفا فنی نیستند و از گزینه های سیاسی نیز متاثر می شوند دارای مزیت های فراوانی است که شامل موارد زیر است(سعیدی و مزیدی 1385):
1-افزایش پاسخگویی دستگاه های اجرایی :
در صورت استقرار بودجه ریزی عملیاتی سطح پاسخگویی دستگاه های اجرایی تا حد قابل توجهی افزایش می یابد و آنها خود را در برابر سهم اعتبارات دریافتی از دولت در برابر فعالیت های جاری و برنامه ای مسئول داشته و در عملکرد و اقدامات سالانه تجدید نظر می کند. بنابراین جهت پاسخگویی باید سیستم حسابداری دولتی و نظام بودجه ریزی طوری ارتباط برقرار کند تا بتواند پاسخ گویی مالی و دولت به ملت را به طور شفاف ارائه نماید(سعیدی و مزیدی 1385).
2-بهبود نحوه تخصیص منابع :
منظور از تخصیص عبارتست از تعیین حجم اعتباری که برای یک سال یا دوره های معین در سال جهت هزینه اجرای برنامه ها و عملیات و سایر پرداخت ها مورد لزوم است.
در بودجه ریزی عملیاتی ، تخصیص منابع با شاخص های عملکرد مرتبط می شود. مرتبط ساختن برنامه ریزی راهبردی به تخصیص منابع یکی از الزامات اصلی تخصیص منابع بر مبنای هدف است. سازمان ها باید شاخص های عملکرد و اهداف راهبردی را در بودجه های پیشنهادی خود ارائه دهند. این شیوه به تصمیم گیران در زمینه تخصیص منابع در سازمان ها کمک می کند و مستلزم آنست که تحلیل گران بودجه ، ضرورت بودجه درخواستی هر سازمان ، رابطه آن با اولویت های برنامه راهبردی سازمان ، امنیت آن برای اهدف سیاست های دولتی و خطرات یا میزان عدم قطعیت برآورد هزینه ها را بررسی کنند(سعیدی و مزیدی 1385).
3-افزایش کارایی و کیفیت خدمات :
رویکرد بودجه ریزی عملیاتی درصدد است که کارایی عملیاتی برنامه ها و فرایندهای کاری مدیریان را افزایش دهد. از این رو شاخص های کارایی ، حجم کار ، کیفیت خدمات و رضایتمندی مخاطبان و مشتریان ، شاخص هایی هستند که برای بهبود عملکرد مدیران نقش و جایگاه ویژه ای دارد که این شاخص ها را می توان برای تعیین اهداف عملکرد و طراحی راهبردهایی برای نیل به این اهداف ردگیری عملکرد در طول زمان ، مقایسه عملکرد با عملکرد سازمان های دیگر و انعقاد قراردادهای مبتنی بر عملکرد بین کارکنان دولت و بخش خصوصی به کار رود(سعیدی و مزیدی 1385).
4-کاهش کسری بودجه دولت :
کسری بودجه این است که برای تامین مالی کلیه پرداختی های دولت به وجوه مالی نیاز است و دولت باید با شویه هایی کسری بودجه را تامین کند(سعیدی و مزیدی 1385).
اگر بودجه ریزی عملیاتی استقرار یابد یعنی بین درآمدها و هزینه های جاری توازن برقرار شود. انتظار می رود که این کسری به حداقل تنزل یابد. بنابراین یک بودجه عملیاتی قادر است تمامی فعالیت های مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیت ها را انجام دهد که به دنبال آن برای دستیابی به انضباط مالی ، دولت قادر خواهد بود میان درآمدها و هزینه ها برآوردهای واقع بینانه ای را ارائه دهد(سعیدی و مزیدی 1385).
5-تضمین تحقق برنامه ها:
برنامه ریزی فرایند مستمری است از تصمیمات سیستماتیک با در دست داشتن بهترین اطلاعات ممکن نیست به آینده در برنامه ریزی عملیاتی که مدیران واحدهای مختلف یک سازمان را که مسئولیت تحقق ، اهداف واحدهای مربوط به خود را طی دوره ای مبنی از زمان دارند. درگیر می کند و در این راه ، اهداف قابل اندازه گیری ، جداول زمانی و مانند آنها را مورد استفاده قرار می دهد. بنابراین بودجه ریزی ، برنامه های پیش بینی شده برای دستیابی به اهداف راهبردی را به موفقیت نزدیک می سازد(سعیدی و مزیدی 1385).
6-افزایش کارایی و اثربخشی :
به منظور به حداکثر رساندن اثربخشی برنامه ها از منابع مالی و اعتباری پیش بینی شده شکل دهی مازاد اعتبارات ، انجام اطلاعات و بهینه سازی برنامه ها و ارتقای بهره وری ، نیازمند عملیاتی کردن بودجه و تحول در فرایند بودجه ریزی مورد تاکید است. بنابراین باید بودجه ریزی عملیاتی به درستی در دستگاه های اجرایی پیاده شود تا از پذیرش همگانی و تاثیرگذاری عمومی برخوردار باشد(سعیدی و مزیدی 1385).
سایر مزایای بودجه ریزی عملیاتی :
شفاف سازی فرایند بودجه ریزی
تسریع بخشیدن به استقرار سیستم مدیریت جامع عملکرد و حصول نتایج مناسب
بهبود تصمیم گیری در مورد موثرترین راه برای استفاده از منابع محدود کشور
بهبود عملکرد از طریق پیوند دادن بودجه و عملکرد برنامه
تقویت حس مسئولیت پذیری مدیران در قبال اتخاذ تصمیمات تاثیرگذار بر فرایند بودجه (سعیدی و مزیدی 1385).
2-3-6 الزامات بودجه ریزی عملیاتی :بودجه ریزی عملیاتی با توجه به مزایایی که دارد در مراحل مختلف مستلزم اقدامات پیچیده در ابعاد فنی و سیاسی نظام بودجه ریزی است. علاوه بر این که سیستم حسابداری و نظام مدیریت باید هماهنگ با فرایند بودجه ریزی عملیاتی دچار تحول شوند ، توافق و هماهنگی در سطوح با قوه مقننه ، از الزامات اصلی موفقیت بودجه ریزی عملیاتی محسوب می شود(عباسی 1387).
اگر قرار باشد که بودجه عملیاتی در عمل به موفقیت دست یابد نباید آن را صرفا به صورت یک پیوست به بودجه «اقلام مخارج» اضافه نمود. این کار مستلزم تغییرات بنیادی در سیستم های اطلاعات مدیریت ، سیستم های حسابداری و به طور کلی در شیوه مدیریت دستگاه های دولتی است(عباسی 1387).
به گفته «جویس» :
«تا زمانی که تصمیم گیرندگان در دستگاه های دولتی و قوه مقننه به هنگام اتخاذ تصمیم درباره تخصیص منابع و بودجه ، از اطلاعات مربوط به عملکرد استفاده موثری به عمل نیاورند نمی توان انتظار تغییری اساسی در فرایند بودجه داشت.»
به طور کلی پیش شرط ها در زمینه سازی های زیر باید



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com
NameEmailWebsite

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *