— (702)

77089041973500
تقدیم به:
پدر و مادرم که نخستین آموزگاران زندگی ام بودند.
معلمینم که راه علم آموزی را برایم هموار کردند.
اساتیدم که چراغ هدایت این راه بودند.
برادرانم که سبب دلگرمی ام هستند.
و دوستان عزیزم.

تقدیر و تشکر:
ضمن سپاس و ستایش به درگاه ایزد منان که به من توانایی دا د که با استعانت از او بتوانم این پژوهش را انجام دهم، بر خود لازم می بینم از دلگرمی و تشویق اساتید و دوستان که در نگارش این مجموعه مرا یاری نمودند، قدردانی نمایم:
جناب آقای حبیب رودساز، استاد راهنما، که در طول نگارش این مجموعه با راهنمایی های عالمانه و بجایشان، سکان دار شایسته ای در هدایت این پایان نامه بوده اند.
جناب آقای دکتر محمدرضا کریمی علویجه، استاد مشاور، که با سعه صدر مشاوره این تحقیق را پذیرفتند و در طول نگارش این مجموعه همواره از نظرات کارشناسانه شان، بهره جستم.
جناب آقای دکتر سعید زرندی که زحمت داوری این پایان نامه با ایشان بوده است.
همچنین مسئولین کتابخانه و آموزش دانشگاه و تمامی کسانی که در طی اجرای این تحقیق، همکاری صمیمانه ای با من داشتند.
و در خاتمه از همه کسانی که دین و حقی نسبت به من دارند، بخصوص پدر و مادرم که دلسوزانه برایم زحمت کشیده اند، برادرانم، دوستان ارجمندم و دیگر بزرگوارانی که مرا در انجام این تحقیق یاری نمودند، قدردانی و تشکر می نمایم.

205613094869000
دانشگاه علامه طباطبایی
دانشکده مدیریت و حسابداری
پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت کارآفرینی گرایش کسب و کار
تأثیر گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کار‌های خانوادگی در صنعت پوشاک ورزشی
نگارش
فاطمه شریف نژاد
استاد راهنما
دکتر حبیب رودساز
استاد مشاور
دکتر محمدرضا کریمی علویجه
زمستان
۱۳۹۳
چکیده:
هدف این تحقیق، روشن نمودن تأثیر گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کار های خانوادگی در صنعت پوشاک ورزشی است.تحقیق حاضر بر اساس هدف کاربردی و به لحاظ شیوه جمع آوری داده‏ها توصیفی، از نوع پیمایشی می‏باشد. جامعه آماری این بررسی کسب و کار‌های خانوادگی موجود در صنعت پوشاک ورزشی در شهر تهران و تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان 80 نفر می باشد. برای تعیین رابطه متغیرها و آزمون فرضیات، از نرم افزارهای SPSS و SMARTPLS2 و برای ارزیابی مدل مفهومی از مدل معادلات ساختاری بهره گرفته شده است.
یافته های تحقیق حاکی از تاثیر مثبت گرایشات استراتژیک بر رشد کسب و کارهای خانوادگی و تاثیر مثبت گرایشات ارزشی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی با میانجی گری رسمی سازی در کسب و کارهای خانوادگی می باشد و فرضیه تاثیر مستقیم گرایش ارزشی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تایید نگردید.
کلمات کلیدی:
کسب و کار خانوادگی، گرایشات ارزشی، گرایشات استراتژیک، رسمی سازی، رشد کسب و کار
fa–ehsharifnejad@yahoo.com
فهرست مطالبTOC \o “1-4” \h \z \uفصل اول:کلیات تحقیق PAGEREF _Toc408821823 \h 1مقدمه PAGEREF _Toc408821825 \h 31-1 بیان مسئله PAGEREF _Toc408821827 \h 42-1 اهمیت وضرورت موضوع PAGEREF _Toc408821828 \h 73-1 اهداف تحقیق PAGEREF _Toc408821830 \h 81-3-1 هدف اصلی PAGEREF _Toc408821831 \h 82-3-1 هدف کاربردی PAGEREF _Toc408821832 \h 94-1 سؤالات اصلی وفرعی تحقیق PAGEREF _Toc408821833 \h 91-4-1 سؤال اصلی تحقیق PAGEREF _Toc408821831 \h 82-4-1 سؤالات فرعی تحقیق PAGEREF _Toc408821832 \h 95-1 فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc408821834 \h 96-1 متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc408821835 \h 101-6-1 متغیر برونزا(مستقل) PAGEREF _Toc408821836 \h 102-6-1 متغیر درونزا(وابسته) PAGEREF _Toc408821837 \h 107-1 روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc408821844 \h 108-1 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc408821845 \h 111-8-1 قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc408821846 \h 112-8-1 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc408821847 \h 113-8-1 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc408821848 \h 119-1 روش نمونه گیری وتخمین حجم جامعه PAGEREF _Toc408821849 \h 1110-1 ابزار گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc408821850 \h 1111-1 شرح واژه هاو اصطلاحات تحقیق PAGEREF _Toc408821851 \h 12فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc408821852 \h 17مقدمه PAGEREF _Toc408821854 \h 191-2 مبانی نظری تحقیق PAGEREF _Toc408821855 \h 191-1-2 کسب وکار PAGEREF _Toc408821856 \h 192-1-2 کسب وکار خانوادگی PAGEREF _Toc408821857 \h 203-1-2 مقیاس کسب وکار خانوادگی PAGEREF _Toc408821858 \h 224-1-2 تفاوت کسب وکار خانوادگی و غیر خانوادگی PAGEREF _Toc408821859 \h 235-1-2 وضعیت کسب وکار ها و شرکت های خانوادگی در برخی کشورهای جهان PAGEREF _Toc408821860 \h 246-1-2 رشد کسب وکار PAGEREF _Toc408821863 \h 251-6-1-2 ابعاد رشد کسب وکار PAGEREF _Toc408821864 \h 277-1-2 گرایش ارزشی PAGEREF _Toc408821866 \h 288-1-2 گرایش استراتژیک PAGEREF _Toc408821867 \h 321-8-1-2 گرایش به بازار PAGEREF _Toc408821868 \h 332-8-1-2 گرایش به نوآوری PAGEREF _Toc408821869 \h 353-8-1-2 گرایش ارتباط با مشتری (مشتری گرایی) PAGEREF _Toc408821870 \h 364-8-1-2 گرایش به برند PAGEREF _Toc408821871 \h 365-8-1-2 گرایش کارآفرینانه PAGEREF _Toc408821872 \h 396-8-1-2 گرایش به یادگیری PAGEREF _Toc408821873 \h 402-2 پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc408821874 \h 421-2-2 پیشینه خارجی PAGEREF _Toc408821875 \h 422-2-2 پیشینه داخلی PAGEREF _Toc408821876 \h 443-2 چارچوب نظری PAGEREF _Toc408821877 \h 46پیوست فصل دوم : مروری بر صنعت پوشاک و معرفی کسب وکارهای خانوادگی پوشاک ورزشی ایران و جهان PAGEREF _Toc408821881 \h 514-2 صنعت پوشاک PAGEREF _Toc408821883 \h 531-4-2 تاریخچه پوشاک در جهان PAGEREF _Toc408821884 \h 532-4-2 تاریخچه پوشاک در ایران PAGEREF _Toc408821885 \h 543-4-2 صنعت پوشاک در ایران PAGEREF _Toc408821886 \h 544-4-2 بررسی وضعیت تجارت پوشاک ایران PAGEREF _Toc408821887 \h 555-4-2 روند صنعتی شدن تولید پوشاک PAGEREF _Toc408821888 \h 566-4-2 دوازده برند معروف پوشاک ورزشی جهان PAGEREF _Toc408821890 \h 581-6-4-2کسب و کارهای خانوادگی پوشاک ورزشی جهان PAGEREF _Toc408821896 \h 657-4-2 کسب و کارهای خانوادگی ایرانی در پوشاک ورزشی PAGEREF _Toc408821890 \h 58فصل سوم:روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc408821891 \h 61مقدمه PAGEREF _Toc408821893 \h 631-3 روش تحقیق PAGEREF _Toc408821894 \h 641-1-3 روش تحقیق براساس هدف PAGEREF _Toc408821895 \h 641-1-1-3 تحقیقات بنیادی PAGEREF _Toc408821896 \h 652-1-1-3 تحقیقات کاربردی PAGEREF _Toc408821897 \h 653-1-1-3 تحقیقات توسعه ای PAGEREF _Toc408821898 \h 654-1-1-3 تحقیقات ارزیابی PAGEREF _Toc408821899 \h 652-1-3 روش تحقیق براساس ماهیت و روش PAGEREF _Toc408821900 \h 662-3 جامعه آماری،تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc408821901 \h 673-3 روش گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc408821902 \h 681-3-3 مطالعات کتابخانه ای PAGEREF _Toc408821903 \h 682-3-3 تحقیقات میدانی PAGEREF _Toc408821904 \h 684-3 پرسشنامه PAGEREF _Toc408821905 \h 691-4-3 پایایی و روایی پرسشنامه PAGEREF _Toc408821907 \h 701-1-4-3 پایایی PAGEREF _Toc408821908 \h 712-1-4-3 روایی PAGEREF _Toc408821910 \h 722-4-3 مقیاس های مورد استفاده پرسشنامه PAGEREF _Toc408821911 \h 741-2-4-3 مقیاس اسمی PAGEREF _Toc408821912 \h 742-2-4-3 مقیاس ترتیبی PAGEREF _Toc408821913 \h 753-2-4-3 مقیاس فاصله ای PAGEREF _Toc408821914 \h 754-2-4-3 مقیاس نسبی PAGEREF _Toc408821915 \h 755-3 روش های تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc408821916 \h 761-5-3 تحلیل مسیر PAGEREF _Toc408821917 \h 772-5-3 تحلیل عاملی تاییدی PAGEREF _Toc408821918 \h 786-3 دلایل انتخاب روش پی.ال.اس برای این مطالعه PAGEREF _Toc408821919 \h 787-3 نتیجه گیری PAGEREF _Toc408821920 \h 79فصل چهارم:تجزیه وتحلیل داده ‏ها PAGEREF _Toc408821921 \h 81مقدمه PAGEREF _Toc408821923 \h 831-4 تجزیه وتحلیل توصیفی داده ها PAGEREF _Toc408821925 \h 851-1-4 تحلیل داده های جمعیت شناختی PAGEREF _Toc408821926 \h 851-1-1-4 متغیرجنسیت پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc408821927 \h 852-1-1-4 متغیرسن پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc408821930 \h 863-1-1-4 متغیرتحصیلات پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc408821933 \h 874-1-1-4 متغیر وضعیت تأهل پاسخ دهندگان: PAGEREF _Toc408821936 \h 885-1-1-4 متغیر میزان درگیری ومشارکت اعضای خانواده در مدیریت امور کسب وکار PAGEREF _Toc408821939 \h 896-1-1-4 متغیر اعضای خانواده سهامدار و دارای حق مالکیت درکسب وکار PAGEREF _Toc408821942 \h 907-1-1-4 متغیر درصد سهام افراد خانواده درکسب وکار PAGEREF _Toc408821945 \h 918-1-1-4 متغیر نوع مالکیت کسب وکار PAGEREF _Toc408821948 \h 929-1-1-4 متغیر سال شروع فعالیت کسب وکار PAGEREF _Toc408821951 \h 9310-1-1-4 متغیر از والدین به ارث رسیدن کسب وکار PAGEREF _Toc408821954 \h 9411-1-1-4 متغیر شیب رشد تعداد کارکنان کسب وکار PAGEREF _Toc408821957 \h 9512-1-1-4 متغیر تعدادکارکنان درسال 93 PAGEREF _Toc408821960 \h 962-4 تجزیه وتحلیل استنباطی داده ها PAGEREF _Toc408821963 \h 971-2-4 بررسی تأثیرات متغیرهای جمعیت شناسی برمتغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821964 \h 971-1-2-4 تحلیل تأثیر جنسیت برمتغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821965 \h 972-1-2-4 تحلیل تأثیر سن برمتغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821968 \h 993-1-2-4 تحلیل تأثیر تحصیلات برمتغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821970 \h 1004-1-2-4 تحلیل تاثیر وضعیت تأهل مدیران برمتغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821972 \h 1015-1-2-4 تحلیل تأثیر میزان درگیری و مشارکت اعضای خانواده در مدیریت امورکسب وکار برمتغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821975 \h 1036-1-2-4 تحلیل تأثیر اعضای خانواده دارای حق مالکیت بر متغیر های درونزا PAGEREF _Toc408821977 \h 1047-1-2-4 تحلیل تاثیر درصد سهامداری اعضای خانواده بر متغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821979 \h 1068-1-2-4 تحلیل تأثیر نوع مالکیت کسب وکار بر متغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821982 \h 1079-1-2-4 تحلیل تأثیر سال شروع فعالیت بر متغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821984 \h 10810-1-2-4 تحلیل تاثیر به ارث ماندن کسب وکار بر متغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821986 \h 11011-1-2-4 تحلیل تأثیر شیب افزایش تعدادکارکنان بر متغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821989 \h 11112-1-2-4 تحلیل تأثیر تعداد کارکنان درسال 93 برمتغیرهای درونزا PAGEREF _Toc408821991 \h 1123-4 روش مدل سازی معادلات ساختاری(SEM) PAGEREF _Toc408821993 \h 1144-4 روش حداقل مربعات جزئی(PLS) PAGEREF _Toc408821994 \h 1141-4-4 بررسی برازش مدل به روش(PLS) PAGEREF _Toc408821995 \h 1151-1-4-4 بررسی برازش بخش مدل های اندازه گیری PAGEREF _Toc408821996 \h 1152-1-4-4 بررسی برازش بخش مدل ساختاری PAGEREF _Toc408822002 \h 1213-1-4-4 بررسی برازش بخش مدل کلی PAGEREF _Toc408822007 \h 1255-4 تحلیل داده ها متناسب با فرصیات پژوهش PAGEREF _Toc408822008 \h 125فصل پنجم:نتیجه گیری و پیشنهادها PAGEREF _Toc408822013 \h 129مقدمه PAGEREF _Toc408822015 \h 1311-5 یافته های تحقیق PAGEREF _Toc408822016 \h 1311-1-5 نتایج بررسی های جمعیت شناختی PAGEREF _Toc408822017 \h 1312-1-5 نتایج فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc408822018 \h 1321-2-1-5 فرضیه اول PAGEREF _Toc408822019 \h 1322-2-1-5 فرضیه دوم PAGEREF _Toc408822021 \h 1333-2-1-5 فرضیه سوم PAGEREF _Toc408822022 \h 1344-2-1-5 فرضیه چهارم PAGEREF _Toc408822023 \h 1362-5 پیشنهاد ها PAGEREF _Toc408822024 \h 1361-2-5 پیشنهاد های اجرایی مبتنی بریافته های پژوهش PAGEREF _Toc408822025 \h 1362-2-5 پیشنهاد به محققین آتی PAGEREF _Toc408822026 \h 1383-5 موانع ومحدودیتهای تحقیق PAGEREF _Toc408822027 \h 138منابع و مآخذ PAGEREF _Toc408822028 \h IIمنابع فارسی PAGEREF _Toc408822029 \h IVمنابع لاتین PAGEREF _Toc408822030 \h VIIIپیوست 1: PAGEREF _Toc408822031 \h XVIپرسشنامهXVIII

فهرست اشکال
TOC \o “1-4” \h \z \uشکل 1-2: ابعاد رشد در یک سازمان( منبع: هنری مینتزبرگ)41شکل 2-2: مدل مفهومی تحقیق64شکل1- 4: نمودار فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان103شکل2-4: نمودار فراوانی سن پاسخ دهندگان104شکل3-4: نمودار فراوانی تحصیلات105شکل4-4: نمودار فراوانی وضعیت تأهل106شکل5-4: نمودار فراوانی میزان مشارکت اعضای خانواده درمدیریت امورکسب وکار107شکل6-4: نمودار فراوانی اعضای خانواده سهامدار و دارای حق مالکیت درکسب وکار108شکل7-4: نمودار فراوانی درصد سهام اعضای خانواده درکسب وکار109شکل8-4: نمودار فراوانی نوع مالکیت کسب وکار110شکل9-4: نمودار فراوانی سال شروع فعالیت کسب وکار111شکل10-4: نمودار فراوانی به ارث رسیدن کسب وکار112شکل11-4: نمودار فراوانی شیب رشد تعداد کارکنان کسبوکار113شکل12-4: نمودار فراوانی تعداد کارکنان درسال 93114شکل 13-4: ضرایب معناداری مدل برای سنجش برازش بخش مدل ساختاری139شکل 14-4:ضرایب معناداری مدل برای سنجش برازش بخش مدل ساختاری پس از حذف فرضیه چهارم140شکل 15-4: مدل معادلات ساختاری در حالت تخمین ضرایب مسیر141

فهرست جداول
TOC \o “1-4” \h \z \uجدول 1-1: سهم شرکت های خانوادگی از تولید ناخالص ملی و اشتغال در برخی ازکشورهای جهان20جدول 1-2: درصد شرکتهای خانوادگی ازکل شرکتهای موجود در برخی کشورهای جهان37جدول 2-2: طبقه بندی انواع کسب وکارها و درصد هرکدام از آنها از کل کسب وکار های خانوادگی38جدول 3-2: جدول پشتیبان فرضیات و متغیر‏ها62جدول 4-2: برندهای پوشاک ورزشی72جدول 1-3: مدل تحلیلی پژوهش(تعریف عملیاتی متغیرها)85جدول2-3: نتایج آزمون آلفای کرونباخ پیش آزمون88جدول1-4: آزمون اعتبار شاخصها با استفاده ازآزمون کرونباخ101جدول 2-4: توزیع فراوانی متغیر جنسیت102جدول 3-4: توزیع فراوانی متغیر سن103جدول 4-4: توزیع فراوانی متغیر تحصیلات104جدول 5-4: توزیع فراوانی متغیر وضعیت تأهل105جدول 6-4: توزیع فراوانی متغیر میزان درگیری و مشارکت اعضای خانواده در مدیریت امورکسب وکار106جدول 7-4: توزیع فراوانی متغیر اعضای خانواده سهامدار و دارای حق مالکیت درکسب وکار107جدول 8-4: توزیع فراوانی متغیر درصد سهام افراد خانواده درکسب وکار108جدول 9-4: توزیع فراوانی متغیر نوع مالکیت کسب وکار109جدول 10-4: توزیع فراوانی سال شروع فعالیت کسب وکار110جدول 11-4: توزیع فراوانی از والدین به ارث رسیدن کسب وکار111جدول 12-4: توزیع فراوانی شیب رشد تعدادکارکنان کسب وکار112جدول 13-4: توزیع فراوانی تعدادکارکنان درسال 93113جدول 14-4: میانگین وانحراف معیارنمرات115جدول 15-4: خلاصه آزمونT115جدول 16-4: خلاصه آزمونANOVA116جدول 17-4: خلاصه آزمونANOVA117جدول 18-4: میانگین وانحراف معیارنمرات118جدول 19-4: خلاصه آزمونT119جدول 20-4: خلاصه آزمونANOVA120جدول 21-4: خلاصه آزمونANOVA121جدول 22-4: میانگین وانحراف معیارنمرات123جدول 23-4: خلاصه آزمونT124جدول 24-4: خلاصه آزمونANOVA124جدول 25-4: خلاصه آزمونANOVA126جدول 26-4: میانگین وانحراف معیار نمرات127جدول 27-4: خلاصه آزمونT128جدول 28-4: خلاصه آزمونANOVA128جدول 29-4: خلاصه آزمونANOVA130جدول 30-4: بارعاملی شاخصهای تحقیق133جدول 31-4: آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی سازه های اصلی135جدول 32-4: نتایجAVE136جدول 33-4: نتایجAVEپس ازحذف سوال(Q36)136جدول 34-4: ماتریس بررسی روایی واگرا در مورد سازه های پژوهش137جدول 35-4: مقادیر R2 برای سنجش برازش بخش مدل ساختاری141جدول 36-4 ضرایب مسیر،آماره یtوضریب تعیین (متغیروابسته: رسمی سازی)142جدول 37-4 ضرایب مسیر،آماره یtو ضریب تعیین (متغیروابسته: رشدکسب وکار)143جدول 38-4: ضرایب مسیر،آماره یtوضریب تعیین (متغیروابسته: رشدکسب وکار) PAGEREF _Toc408822012 \h 147

فصل اول:کلیات تحقیق

مقدمهدر حال حاضر کسب‌وکارهای خانوادگی به‌عنوان یکی از شاخه‌های کارآفرینی از روند رو به رشدی برخوردار می‌باشند. در حدود 90 درصد از کسب‌وکارهایی که در آمریکا شکل می‌گیرند از نوع خانوادگی می‌باشند. در ایران نیز بااینکه آمار رسمی از سوی مراجع معتبر درزمینهٔ کسب‌وکارهای خانوادگی منتشر نشده است ولی روند رو به رشد شکل‌گیری این کسب‌وکارها کاملاً محسوس و قابل مشاهده هست. با توجه به این موارد می‌توان دریافت که رشد و یا شکست کسب‌وکارهای خانوادگی به‌طور مستقیم در رشد اقتصادی جوامع تأثیرگذار است. به همین دلیل تعیین عوامل مؤثر در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد.یک عامل ثابت در این کسب‌وکارها، درگیر بودن اهداف خانواده با اهداف کسب‌وکار است، که ممکن است مستقیماً و یا غیرمستقیم با عملکرد کسب‌وکار مرتبط باشد. برای آنکه کسب‌وکاری مانند شرکت خانوادگی در یک رقابت شدید بازار جهانی در قرن 21 پایدار باشد لازم است یک هم‌افزایی و همزیستی مابین کسب‌وکار و خانواده وجود داشته باشد. کسب‌وکار باید در مسیری انجام شود تا برای خانواده ارزش‌آفرینی نماید و خانواده نیز باید برای کسب‌وکار باید ارزش افزوده‌ای داشته باشد که بدون خانواده امکان‌پذیر نباشد. در غیر این صورت هیچ‌گونه دلیلی برای توجیه دخالت خانواده وجود ندارد. بر همین اساس،‌ هدف خانواده نیز احتمالاً بیش از بیشینه‌سازی ثروت می‌باشد چراکه این هدف تنها مشخصه قسمت کسب‌وکار، و نه زوج کسب‌وکار- خانواده است.
از طرفی کسب‌وکارهای خانوادگی همچون دیگر کسب‌وکارها در شرایط متغیر و نامطمئن پر از رقابت کنونی در تلاش‌اند که در مواجهه با این تغییرات به بهترین شکل عمل کنند و به مزیت رقابتی پایدار نسبت به رقبا دست یابند. هدف اصلی مدیریت استراتژیک دستیابی به شیوه‌ی عملکردی است که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد در برابر رقبا بهتر عمل کنند. تأثیر ابعاد شش‌گانه گرایشات استراتژیک: گرایش به کارآفرینی (گرایش کارآفرینانه)، گرایش به نوآوری، گرایش به ارتباط با مشتری (مشتری‌گرایی)، گرایش به بازار (بازار گرایی)، گرایش به برند (برند گرایی) و گرایش به یادگیری (یادگیری محوری) بر روی رشد کسب‌وکارهای خانوادگی در این پژوهش مورد بررسی قرارگرفته است.
در این فصل از پژوهش به کلیات تحقیق پرداخته می‌شود که پس از بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش و روش تحقیق ارائه خواهد شد. اهداف، فرضیات و تعریف واژگان و اصطلاحات تحقیق از دیگر مطالب این فصل است.
1-1 بیان مسئلهدر سال‌های اخیر کسب‌وکار خانوادگی به‌عنوان عامل مهمی در توسعه اقتصاد جهانی شناخته‌شده است. بخش قابل توجهی از کسب‌وکارهای موجود بر پایه مدیریت با مالکیت خانوادگی استوار است، اما تصور و باور ما از کسب‌وکار خانوادگی چیست:
کسب‌وکارهایی که بخش عمده مالکیت و کنترل آن در اختیار یک خانواده است و خانواده به‌طور کامل و یا پاره‌وقت مستقیما در آن درگیر می‌باشد (رزنبلات و اندرسون،1981).
آنچه به راستی کسب و کارهای خانوادگی را منحصر به فرد می کند وجود این ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است، یعنی رابطه ای که به طور معمول در کسب و کار ها ی غیر خانوادگی یافت نمی شوند (شاه بابایی، 1390).
کسب و کارهای خانوادگی به عنوان موتور محرکه کارآفرینی و نوآوری (کواک، 2003)، نه تنها اکثریت تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است، بلکه مهمترین عامل ایجاد شغل در سراسر جهان است (آستراچان، 2003؛ مؤسسه شرکت های خانوادگی، 2011؛ گمز، نونز و گوتیرز، 2002).
در ایالات متحده به طور تقریبی بیش از 10.8 میلیون کسب و کار خانوادگی وجود دارد که این تعداد 58 درصد کل نیروی کار این کشور را به استخدام در آورده است. کسب و کارهای خانوادگی همچنین سهمی بالغ بر 59 درصد تولید ناخالص ملی این کشور را به خود اختصاص داده اند (آستراچان و شانکر،2003). بیش از 90 درصد از کل کسب و کارها در ایالات متحده، از نوع کسب و کارهای خانوادگی هستند که بیش از 80 درصد شغل های جدید را تامین می نمایند (خاکپور مقدم،1390، به نقل از مک کن،2005).
مانند سایر نقاط جهان کسب و کارهای خانوادگی نقش چشم گیری در اقتصاد کشور های حاشیه ی خلیج فارس ایفا می کند، بطوریکه تخمین زده می شود نقش این کسب و کار ها در تولید ناخالص داخلی این کشور ها از کمترین مقدار در عربستان که به نوعی بخش دولتی حاکم است، از 35 تا 38 درصد تا بیشترین مقدار،65 درصد در GDP کشورهایی مثل کویت متفاوت است. این مقدار در کشور ایران محاسبه نشده است، ولی آنچه بدیهی است، نقش شرکت های خانوادگی در اقتصاد غیر دولتی بسیار حائز اهمیت است. شرکت هایی از قبیل گلرنگ، مادیران، بهروز، بوتان و مجموعه شرکت های دریانی ها در صنایع مختلف و سایر شرکت های خانوادگی نقش قابل توجهی را در اقتصاد غیر دولتی ایران دارند (ایراندوست،1390).
بنابرین رشد و یا شکست کسب و کارهای خانوادگی به طور مستقیم در رشد اقتصادی جوامع تأثیرگذار است. مطالعات انجام شده در خصوص علل، تأثیرات یا فرایند های رشد کسب و کار نتایج مختلفی داشته اند.
مطابق پژوهش هایی که در خصوص کسب و کارهای خانوادگی انجام شده است، رشد یک کسب و کار خانوادگی را می‌توان از ابعاد مختلف تعریف کرد، از جمله می‌توان به گسترش بخش های بازار، افزایش تعداد پرسنل انسانی، افزایش تعداد شعبات، دوام کسب و کار برای نسل های دوم، افزایش درآمد، نام تجاری مطرح و بین‌المللی شدن به عنوان مؤلفه هایی برای رشد یک کسب و کار اشاره کرد. برای این که کسب و کار خانوادگی رشد نماید و برای نسل های بعدی نیز بقا داشته باشد باید دارای برنامه ریزی استراتژیک دقیق و اصولی با اهداف مشخص باشد تا توان خلق ارزش و نهایتا مزیت رقابتی را در بازار ملی و بین المللی به منظور رشد و توسعه داشته باشد (شاه بابایی، 1390).
در حالی که عوامل مختلفی به عنوان تعیین کننده رشد شرکت‌ها اظهار شده است اما محققین در خصوص آن ها به اتفاق آرا نرسیده اند (وینزیمر، 2000) و علی رغم تلاش ها ی صورت گرفته در جهت ساختن مدلی برای پیش بینی رشد آینده ی شرکت ها، نتیجه قابل قبولی حاصل نشده است.
از جمله عوامل مؤثر بر رشد شرکت ها گرایشات استراتژیک می باشد، محققان بازاریابی در طول سال ها چندین گرایش استراتژیک را موثر بر عملکرد شرکت معرفی کرده اند ازجمله گرایش ارتباط با مشتری، گرایش به نوآوری، گرایش به بازار، گرایش به برند، گرایش به کارآفرینی، گرایش به یادگیری (لاکانن و دیگران، 2011) که هر یک از آن ها تاثیراتی بر رشد و سودآوری در کسب و کارهای خانوادگی دارند (آلتینداگ و زهیر، 2012).
عاملی که نمی توان از اثر آن بر گرایشات استراتژیک شرکت ها (چاگانتی و سامباریا، 1987) چشم پوشی کرد و به خودی خود بر رشد کسب و کارها تأثیر گذار است (پترسون و دیستلبرگ، 2011)، گرایشات ارزشی می باشد. دیستلبرگ و سورسون(2009) معتقدند که کسب و کارهای خانوادگی میتوانند به واسطه ی گرایش ارزشیشان سازماندهی شوند. در مجموع، ارزشها به عنوان نیروی محرک و پیش زمینه ای برای اهداف کسب و کار می باشند و به اندازهی مالکیت و انتقال منابع در حمایت از این اهداف اهمیت دارند.
از آنجایی که صنعت پوشاک (ورزشی) که به عنوان صنعت و محصولات مصرفی در عرصه رقابت حضور دارد و از جمله صنایعی است در ایران که درصد بالایی از آنها به صورت خانوادگی اداره می شوند (به نقل از رئیس صنف مربوطه) و همچنین تولید در این صنعت رو به رشد است به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که چگونه گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر میگذارند.
2-1 اهمیت و ضرورت موضوعمطالعات بین المللی نشان می دهد که خانواده ها تقریبا بین 60 تا 95 درصد کسب و کارها را در هر ملتی در دست دارند، به طوری که شرکت های خانوادگی حدود 60-93 درصد کل شرکت های اروپایی و 90 درصد کسب و کارهای آمریکای شمالی را تشکیل می دهند (ایراندوست، 1390 به نقل از دایر، 2010). این رقم برای ایالت متحده – به عنوان بزرگترین اقتصاد جهانی – بیش از 90% می باشند، که تقریبا 13 میلیون کسب و کار را در هر اندازه و هر نوعی از موسسات تشکیل می دهد. تحقیقات نشان داده اند که سهم این کسب وکارها از GDP جهانی بین 70 تا 90 درصد می باشد (ایراندوست، 1390 به نقل از جوهان و لزیور،2011).
در جدول ذیل اطلاعات مربوط به سهم شرکت ها ی خانوادگی از تولید ناخالص ملی و اشتغال در برخی از کشور های جهان قابل مشاهده است.
جدول 1-1: سهم شرکت های خانوادگی از تولید ناخالص ملی و اشتغال در برخی از کشور های جهانکشور درصد سهم شرکت های خانوادگی از تولید ناخالص ملی درصد نیروی کار استخدام شده توسط شرکت های خانوادگی نسب به کل نیروی استخدام شده در کشور
ایلات متحده 40 60
ایتالیا 79
فنلاند 40-45 40-60
اسپانیا 65 هلند 54 43
پرتغال 60 بلژیک 55 انگلستان <50
آلمان 55 58
فرانسه 60 45
استرالیا 50 50
منبع: موسسه بین المللی تحقیقات کسب و کارهای خانوادگی
در ایران نیز با اینکه آمار رسمی از سوی مراجع معتبر در زمینه کسب و کارهای خانوادگی منتشر نشده است ولی روند رو به رشد شکل گیری این کسب و کارها کاملاً محسوس و قابل مشاهده می باشد بنابرین لازم است برنامه ریزی های بسیار دقیق و هدفمند در خصوص رشد و توسعه کسب و کاهای خانوادگی در ایران انجام گیرد.
هدف اصلی فرایندهای مدیریت استراتژیک، رساندن شرکت ها اعم از شرکت های خانوادگی به عملکردی است که امکان موفقیت آن ها در محیط رقابتی را فراهم کند (هابرشان، ویلیامز، مک میلان، 2003) متغییر گرایش استراتژیک اثری عمیق بر ابعاد مختلف کسب و کار، کارایی و مزیت رقابتی دارند (ماریون،2006). از طرفی اهداف کسب و کار نیز به عنوان عنصری استراتژیک، در کسب و کار های خانوادگی برخاسته از گرایشات ارزشی مالکین یا مدیران آن می باشند (پترسون و دیستلبرگ،2011).
در این تحقیق تلاش بر این است که تاثیر دو متغییر- گرایشات ارزشی و استراتژیک- بر رشد کسب و کارهای خانوادگی که در صنعت پوشاک ورزشی فعالیت می کنند، سنجیده شود. از آنجایی که فعالیت های کسب و کار خانوادگی به شدت تحت تاثیر مدیریت ارشد آن می باشد (آلتینداگ و زهیر، 2012)، تحقیق حاضر به مدیریت این شرکت ها کمک خواهد کرد تا تصمیمات استراتژیک خود را در جهت رشد کسب و کار هدایت کنند.
3-1 اهداف تحقیق1-3-1 هدف اصلیهدف این تحقیق، بررسی تأثیر گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کار های خانوادگی صنعت پوشاک ورزشی است.
2-3-1 هدف کاربردیکمک به مدیران کسب و کارهای خانوادگی در صنعت پوشاک ورزشی در جهت آگاهی از اثرات گرایشات ارزشی و استراتژیک آن ها بر رشد کسب و کارشان، تا بتوانند از مزایای بکارگیری گرایشات استراتژیک (مشتری گرایی، بازار‌گرایی، برند‌گرایی، گرایش به نوآوری، گرایش کارآفرینانه و گرایش به یادگیری) بهره برند و با تعدیل و اصلاح گرایش ارزشی جاری در کسب و کارشان به وسیله ی رسمی تر کردن فعالیت هایشان، گامی در جهت رشد بیشتر کسب و کارشان بردارند.
4-1 سؤالات اصلی و فرعی تحقیق1-4-1 سؤال اصلی تحقیقگرایشات ارزشی و استراتژیک چه تأثیری بر رشد کسب و کارهای خانوادگی دارد؟
2-4-1 سؤالات فرعی تحقیقآیا گرایش ارزشی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
آیا گرایشات استراتژیک بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
آیا گرایش ارزشی بر رسمی سازی کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
آیا رسمی سازی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
5-1 فرضیههای تحقیقبا توجه به سؤالات تحقیق و مدل نظری مورد بررسی، فرضیه‏های تحقیق بدین صورت است:
H1: گرایش ارزشی بر رسمی سازی در کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبت دارد.
H2: رسمی سازی در کسب و کارهای خانوادگی بر رشد آن‌ها تأثیر مثبت دارد.
H3: گرایش استراتژیک بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبت دارد.
H4: گرایش ارزشی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبت دارد.
6-1 متغیرهای تحقیقدر یک تحقیق علمی ‏برای پاسخ دادن به سؤالهای تحقیق و یا آزمون فرضیهها، تشخیص متغیرها امری ضروری است (سرمد، بازرگان و حجازی، 1387). در تحقیق حاضر دو نوع متغیر در نظر گرفته شده است:
1-6-1 متغیر برونزا (مستقل)متغیری که بر روی متغیر دیگر تأثیر دارد، اما خودش تحت تأثیر قرار نمیگیرد (سرمد و دیگران، 1387). براساس این تعریف، گرایش ارزشی و گرایش استراتژیک متغیرهای برونزا هستند.
2-6-1 متغیر درونزا (وابسته)متغیری که از متغیرهای دیگر تأثیر میپذیرد (سرمد و دیگران، 1387). بنابراین، رسمی سازی و رشد کسب و کار، متغیر درونزا در نظر گرفته می‏شوند.
7-1 روششناسی تحقیقتحقیق حاضر از نظر نوع هدف، کاربردی بوده و از لحاظ شیوه جمع آوری داده‏ها توصیفی، از نوع پیمایشی می‏باشد. تحقیق توصیفی شامل جمع آوری اطلاعات برای آزمون فرضیه یا پاسخ به سؤالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مطالعه می‏شود. یک مطالعه توصیفی چگونگی وضع موجود را تعیین و گزارش می‏کند. یک نمونه متعارف تحقیق توصیفی شامل ارزیابی نگرش‏ها یا عقاید نسبت به افراد، سازمان‏ها، رویدادها یا رویه‏ها می‏گردد و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول، آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش توجه دارد (خاکی، 1378).
در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از نمونه ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در ابتدا با استفاده از داده های جمع آوری شده از بخش اول پرسشنامه به کمک آمار توصیفی، اطلاعات جمعیت شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در بخش آمار استنباطی، داده‏های این تحقیق با مقیاس لیکرت جمع آوری شده و برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای تعیین رابطه متغیرها و آزمون فرضیات، از نرم افزارهای SPSS و SMARTPLS2 و برای ارزیابی مدل مفهومی از مدل معادلات ساختاری بهره گرفته شده است.
8-1 قلمرو تحقیق1-8-1 قلمرو موضوعی تحقیققلمرو موضوعی تحقیق حاضر با عنوان “تأثیر گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کار‌های خانوادگی در صنعت پوشاک ورزشی” حوزه بازاریابی استراتژیک، کارآفرینی و کسب و کار‌ خانوادگی می‏باشد.
2-8-1 قلمرو مکانی تحقیقاین تحقیق در سطح شهر تهران انجام شده است و جامعه آماری مورد بررسی، کسب و کار‌های خانوادگی موجود در صنعت پوشاک ورزشی در سطح تهران هستند.
3-8-1 قلمرو زمانی تحقیقجمع آوری داده‏های این تحقیق از اوایل آذر ماه، سال 1392 تا تابستان سال 1393 انجام شده و کل تحقیق تا زمستان سال 1393 به طول انجامیده است.
9-1 روش نمونه گیری و تخمین حجم جامعهدر این پژوهش از روش نمونه برداری تصادفی از جامعه آماری نمونه برداری می شود و برای تعیین حجم نمونه از جامعه آماری به جدول استاندارد مفروض که توسط (مورگان،1970) تنظیم و ارائه شده است ارجاع داده شده که حداقل حجم نمونه مناسب برای این تحقیق برابر با 80 نمونه می باشد (سکاران،1381).
10-1 ابزار گردآوری اطلاعاتابزارهای گوناگونی برای به دست آوردن داده‏ها وجود دارد. هر یک از ابزارها معایب و مزایایی دارند که هنگام استفاده از آنها باید مورد توجه قرار گیرند تا اعتبار پژوهش دچار خدشه نشود و از طرفی نقاط قوت ابزار، تقویت گردد. در این تحقیق، برای گردآوری داده‏ها و اطلاعات میدانی از ابزار پرسشنامه استفاده شده و همچنین جهت تدوین مبانی نظری و ادبیات تحقیق، اطلاعات کتابخانه ای، اینترنت و سایر منابع فارسی و لاتین مورد استفاده قرار گرفته است.
11-1 شرح واژهها و اصطلاحات تحقیقکسب و کار خانوادگی:
در تمامی تعاریفی که برای کسب و کار خانوادگی بیان شده است، به نوعی خانواده در کنار کسب و کار قرار گرفته است و نقش یا وظایفی که اعضای خانواده در کسب و کار ایفا می کنند، ارائه شده است.
از نظر رزنبلت و اندرسون (1985) هر نوع کسب و کاری که بخش عمده مالکیت یا کنترل آن در اختیار یک خانواده باشد و خانواده به طور کامل و یا پاره وقت، مستقیما در آن درگیر باشد خانوادگی خوانده می شود.
ادوارد هس(2006) کسب و کارهای خانوادگی را از اهمیت خاصی برخوردار می داند و دلیل آن را دو سنگ بنا “کسب و کار” و “خانواده” می داند که سبب ایجاد هم افزایی در این نوع کسب و کارها شده است، و علاوه بر ایجاد درآمد برای اعضای خانواده، باعث بهبود روابط میان اعضا و کاهش مسائل و مشکلات اجتماعی برای خانواده ها خواهد شد (شاه بابایی 1390).
گرایش ارزشی:
دیسلبرگ و سورنسون (2009) معتقدند که کسب و کار های خانوادگی میتوانند توسط گرایش ارزشیشان سازماندهی شوند و این نکته اهمیت دارد که گرایش ارزشی چه امتیازی را برای اهداف سیستم کسب و کار و اهداف سیستم خانواده در نظر می گیرد. در واقع گرایشهای ارزشی یک نوع شناسی است که تفاوت یک نوع از سیستم کسب و کار خانوادگی، نسبت به دیگری را مشخص می کند
گرایش استراتژیک:
ژو و همکاران (2005) معتقدند که توانمندی های سازمانی هر مجموعه ای از گرایشات استراتژیک آن مجموعه قابل شناسایی است. آنها گرایشات استراتژیک را به عنوان فلسفه شرکت جهت چگونگی هدایت کسب و کار از طریق تعدادی ارزش ها و باورهای عمیق که تلاش های شرکت را جهت دستیابی به کارایی برتر سوق می دهد، تعریف میکنند.
رشد کسب و کار:
رشد کسب و کار به معنی افزایش در میزان فروش سال جاری کسب و کار نسبت به سال مالی سال گذشته می باشد (این معیار در تحقیقات محققینی همچون رادرفورد، بالر و مک مولان(2003) و شواددز و همکاران (2001) مورد استفاده قرار گرفته است. معیار افزایش تعداد کارمندان کسب و کار (اتلیو رابنستن،1987) به عنوان معیار رشد مطرح می باشد (شاه بابایی، 1390).
گرایش ارتباط با مشتری:
گرایش ارتباط با مشتری به بازارگرایی بسیار وابسته می باشد. ارتباط با مشتری به عنوان یکی از دارایی های مهم کسب و کار تلقی می شود (جایاچاندران و دیگران،2005)، و در قلب استراتژی کسب و کار قرار دارند (سین و دیگران،2005). کسب و کاری که به ارتباط با مشتری گرایش دارد دارای ویژگی های زیر است:1) همه ی کارکنان بر این باورند که حفظ مشتری ضروری است 2) اطلاعات مشتری آزادانه به اشتراک گذاشته می شود) مشتریان بر اساس این که چطور انتظار می رود در بلند مدت ایجاد ارزش کنند تقسیم می شوند (دی،2003)، در نتیجه این نوع کسب و کار ارتباطات مؤثر و سودآوری میان کارمندان و مشتریان ایجاد کرده، توسعه میدهد و حفظ می کند (کاماررو،2007).
گرایش به نوآوری:
دراکر(1954) از اولین کسانی بود که اهمیت نواوری را نشان داد و بر غفلت از آن در تحقیقات سازمانی تاکید کرد. بر اساس بسیاری از محققان شرکت باید برای بقا در محیط پر تلاطم نوآورانه عمل کند (جانسون و دیگران، 1997) این موضوع با افکار هورلی و هالت (1998) همراستا است، که شرکت هایی که از ظرفیت بالاتری برای نوآوری برخوردارند در واکنش به محیط و ایجاد توانایی هایی که منجر به مزیت رقابتی و عملکرد ممتاز می شود موفق تر خواهند بود.
گرایش به بازار:
کوهلی و جاوورسکی (1990) ادعا می کنند که دیدگاه بازارگرایی شامل:
1_ تولید هوشمندی بازار
2- انتشار تسهیم و به اشتراک گذاری این درک در میان بخش ها
3 و پاسخگویی به نیاز مشتریان می باشد.
گرایش به بازار در زنجیره ای که شرکت ها اطلاعاتی که از مشتری، کانالهای توزیع و رقبا جمع آوری می شود را به دست می آورند، به اشتراک می گذارند و به آ‌ن‌ها پاسخ می دهند وجود دارد (لاکانن و دیگران،2011؛ جاهورسکی و کوهلی 1993؛ کوهلی و جاهورسکی،1990؛ کوهلی و دیگران،1993)
گرایش به برند:
گرایش به برند بر اساس بازارگرایی ایجاد می شود (رید و دیگران،2005؛ آرده،1999). ذهنیت نسبت به برند به عنوان جزعی از استراتژی بازاریابی شرکت گرایش به برند نامیده می شود (آرده،1999؛ وانگ و مریلیس،2008)، در نتیجه نمایی ظاهری از گرایش به بازار است (آرده، 1999). در واقع شرکت هایی که گرایش به برند دارند ممکن است حتی فرصت هایی که در تضاد با اهداف بلند مدت برند شرکت می باشد را رد کنند.
گرایش به کارآفرینی:
گرایش کارآفرینانه یک برداشت کارآفرینانه از سبک ها، رویه ها و فعالیت های تصمیم گیری را شرح می دهد (ویکلاند و شفرد، 2005). کسب و کارهای با گرایش کارآفرینانه به صورت خود مختار، سلطه جو در برابر رقابت، پیش فعال، نوآور و متمایل به مخاطره پذیری تعریف می شوند (لامپکین و دس،1996). در مجموع اینگونه کسب و کارها خوب میدانند چطور بازاریابی کنند و به درک نیاز مشتری، برنامه ریزی بلندمدت و عملکرد بلند مدت توجه خاص دارند (اسمارت و کاننت، 1994).
گرایش به یادگیری:
گرایش به یادگیری تمایل شرکت به ایجاد و استفاده از انواع دانش را تحت تاثیر قرار میدهد. شرکت هایی که گرایش بیشتری به یادگیری دارند اشتیاق بیشتری دارند که پیش فرض های قدیمی و فلسفه عملیات قدیمی را مورد سوال قرار دهند (سنج، 1990؛ اسلاتر و نارور،1995) و کارکنان را تشویق می کنند و یا حتی ملزوم می کنند به این که مرتبا نورم های سازمان که هدایت کننده ی فعالیت های سازمانی و فعالیت های فرایند اطلاعات بازار می باشد را مورد سوال قرار دهند (دی، 1991؛ سینکولا،1994: سینکولا و دیگران،1997).
رسمی سازی:
لوسیر و سانفیلد(2004) رسمی سازی را همانند با در کنار هم کار کردن اعضای خانواده و تشکیل انجمن ها و برگزاری جلسات خانوادگی در نظر گرفته اند و بر این باور بودند که سطح بالاتری از رسمی گرایی نتایج بهتری را برای کسب و کار پیش بینی می کند. (پترسون و دیستلبرگ،2001؛ باسکو و پرس رودریگز،2009؛ دایر و دایر،2009؛ وارد،1997)

فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

مقدمهاین فصل از 3 بخش تشکیل شده است که بخش اول مبانی نظری تحقیق می‏باشد که در آن ابعاد اصلی چارچوب نظری یعنی عناصر گرایشات ارزشی و استراتژیک، رسمی سازی و رشد کسب و کار تشریح شده است. بخش دوم به مرور پیشینه تحقیق که دربرگیرنده تعدادی از تحقیقات صورت گرفته در ایران و جهان است و نیز مدل مفهومی پژوهش می‏پردازد و بخش سوم یا پیوست بخش دوم، به صنعت پوشاک و معرفی کسب و کارهای خانوادگی حوزه پوشاک ورزشی در ایران و جهان اختصاص یافته است.
1-2 مبانی نظری تحقیقدر این بخش ابتدا به مرور بر تعاریف کسب و کارهای خانوادگی خواهیم پرداخت سپس به تعاریف و ابعاد رشد کسب و کار و به طور خاص کسب و کارهای خانوادگی می پردازیم در ادامه عناصر گرایش ارزشی و ابعاد گرایش استراتژیک را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
1-1-2 کسب و کارنویسندگان مختلف تعاریف متفاوتی از کسب و کار دارند. در واژه نامه ی آکسفورد، کسب و کار به معنی خرید و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه ی لانگ من کسب و کار به فعالیت پول در آوردن و تجارتی که از پول حاصل شود، گفته می شود.
به زبان ساده کسب و کار عبارت است از حالتی از مشغولیت و به طور عام، شامل فعالیت هایی است که تولید و خرید کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود در بر می گیرد. پترسن و بلومن بر این باورند که هر تبادلی که در آن خرید و فروش صورت می گیرد، کسب و کار نیست بکه کسب و کار هر نوع تبادل تکراری و تجدید شونده ی خرید و فروش است.
پروفسور اون، کسب و کار را یک نوع کاسبی می داند که طی آن کالاها یا خدمات برای فروش در بازار تولید و توزیع می شوند (شاه بابایی،1390؛ به نقل از دان من و بارت، 2004) بنابرین با توجه به تعاریف یادشده می توان دریافت که کسب و کار با خرید و فروش کالاها، تولید کالاها یا عرضه خدمات به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. با توجه به تعاریف یاد شده، ویژگی های کسب و کار عبارتند از:
فروش یا انتقال کالاها و خدمات برای کسب ارزش
معامله کالاها و خدمات
تکرار معاملات
انگیزه سود (مهمترین و قدرتمندترین محرک اداره امور کسب و کار)
فعالیت توأم با ریسک کسب و کار همیشه بر آینده متمرکز است و عدم اطمینان، ویژگی آینده است. از این رو همواره کسب و کار توأم با ریسک است (دان من و بارت، 2004).
2-1-2 کسب و کار خانوادگیخانواده و کسب و کار به عنوان دو زیر سیستم از یک ابر سیستم به نام جامعه و اجتماع هستند که در اثر ارتباطات و تأثیرات متقابلی که بر روی یکدیگر می گذارند تشکیل یک نظام کلی تر به نام کسب و کار خانوادگی را می دهند. اگر پویایی و تحرکات خانواده و کسب و کار به طور واضح و آشکار با یکدیگر تعامل و ارتباط داشته باشند میان این دو نوعی تلفیق و ترکیب به وجود می آید که از دید محققان باعث پیدایش یک نظام نوین و منحصر به فرد به نام کسب و کار خانوادگی می شود (دانمن و بارت، 2004) چشم انداز اقتصادی اکثر کشورها تحت سلطه ی شرکت های تجاری خانوادگی باقی می ماند، بنابرین تعجبی ندارد که جوامع دانشگاهی و علمی آغاز به شناسایی و تشخیص اهمیت مطالعات در زمینه شرکت های خانوادگی کرده اند. کسب و کار های خانوادگی به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد ثروت و استخدام نیروی کار در تمام کشورهای جهان و نقش عمده ای در رشد و توسعه اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان دارا هستند. به طوری که سهم شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در اروپا حدود 60 تا 93 درصد در ایالات متحده حدود 95 درصد و در آمریکای مرکزی و جنوبی حدود 65 درصد می باشد. علاوه بر آن معادل 40 تا 60 درصد از تولید ناخالص ملی کشور آمریکا متعلق به این گونه کسب و کارها می باشد (استراچان و همکاران، 2003).
طبق تعریف جامعی که هندلر از کسب و کار خانوادگی ارائه داده است، کسب و کار خانوادگی به مثابه سازمانی است که اصلی ترین تصمیمات قرارداد که این اعضا در مالکیت و یا مدیریت آن سازمان نقش اصلی را بر عهده دارند (آدندورف، 2008).
در تعریف یک کسب و کار خانوادگی سه عامل مهم خانواده، مالکیت و مدیریت مطرح می باشند. آنچه که از یافته های تحقیقات بر می آید این است که همگرایی عامل خانواده و تنها یکی از دو عامل مالکیت و مدیریت (خانواده و مالکیت یک کسب وکار، یا خانواده و مدیریت یک کسب و کار) می تواند به تعریف یک کسب و کار خانوادگی بسنده کند. (دان من و بارت، 2004).
خانواده و کسب و کار دو سامانه اجتماعی پیچیده هستند که وقتی با هم ترکیب می شوند، کسب و کارهای خانوادگی متمایزی را نسبت به سازمانهای دیگر می سازند و درجه های متفاوتی از همپوشانی دارند، سامانه کسب و کار نفوذ می کند و این تعامل منجر به طبیعت حرفه ای منفی و محدود کننده کسب و کار در خانواده می گردد. (استافورد و همکاران، 1999) اسوارتز در کنار هم قرار دادن دو سامانه خانواده و کسب و کار یک چاچوب دو بعدی از کسب و کار خانوادگی را ارائه داده است. (استراچن و همکاران، 2003).
هابرسون و ویلیامز(2005) یک سیستم اجتماعی کسب و کار خانوادگی را تشکیل و مرکب از سه خرده سیستم واحد کنترل خانوادگی، نهاد کسب و کار و افراد عضو خانواده می دانند که این سه خرده سیستم به صورت فرایندهای مدور بازخوردی عمل می نمایند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند. گرسیک و همکارانش با کنار هم قرار دادن ابعاد مالکیت، خانواده و کسب و کار یک چارچوب سه بعدی از کسب و کار خانوادگی را ارائه نموده اند. طبق چارچوب سه بعدی کسب و کار خانوادگی افراد ممکن است با توجه به رابطه و نسبتی که با کسب و کار خانوادگی دارند در هر کدام از زیر بخش های هفت گانه چارچوب قرار گیرند. افراد ممکن است که تنها یک مالک باشند، یک مدیر باشند، یکی از اعضای خانواده باشند یا ترکیب های متفاوتی از این سه بعد.
3-1-2 مقیاس کسب و کار خانوادگییکی از تحقیقاتی که به نوعی برای کسب و کار خانوادگی یک پیوستار قائل است، F-PEC می باشد. کین، استرچن و سمیرنیوس(2009)، پیشنهاد نمودند که کسب و کارهای خانوادگی می توان از طریق اندازه گیری سه بعد: قدرت، تجربه و فرهنگ (F-PEC) تعریف نمود. وسعت و چگونگی درگیری خانواده در شرکت و تأثیر آن بر شرکت یک موضوع قابل توجه است. حداقل سه بعد برای خانواده وجود دارد: قدرت، تجربه و فرهنگ. قدرت به نفوذ اعمال شده از طریق تأمین مالی کسب و کار (مثل سهامی که در دست خانواده است) و از طریق رهبری و با کنترل کسب و کار از طریق مدیریت و یا مشارکت نظارتی خانواده ارجاع دارد. تجربه: به مجموع تجارب عهده داری مدیریت و مالکیت ارجاع دارد. فرهنگ ارجاع دارد به ارزش ها و تعهد و پرسشنامه تعهد کسب و کار خانوادگی را بکار می گیرد (کارلاک و وارد، 2001)یدآ
در تعریف دیگری کسب و کار خانوادگی کسب و کاری است که به قصد شکل دادن و دنبال کردن چشم انداز کسب و کار اداره یا مدیریت می شود که این چشم انداز توسط یک ائتلاف غالب که تحت کنترل اعضای یک خانواده می باشد، تعیین می گردد. به طوری که به صورت بالقوه بین نسل های یک خانواده پایدار می ماند (کریسمن و همکاران،2003)
بر اساس تعریف سیستماتیک از خانواده، همه افرادی که با هم نسبت خونی دارند یا از طریق ازدواج یا به فرزند‌خواندگی گرفتن نسبت خانوادگی پیدا کردند معمولا خانواده در نظر گرفته می‌شوند اما افرادی که نسبت خونی با هم ندارند و از طریق ازدواج یا فرزندخواندگی نسبت خانوادگی پیدا نکرده اند اما اهداف و منابع را به اشتراک می گذارند و به هم متعهد هستند ممکن است خانواده در نظر گرفته شوند. با گذشت زمان این فرد ممکن است به گونه ای که عضوی از خانواده است در نظر گرفته شود؛ مثلا فرد از منابع و املاک خانواده سهم عادلانه دریافت می کند در صورتی که به صورت بیولوژیک یا قانونی عضوی از خانواده نباشد؛ البته تصمیم در مورد این موضوع یک تصمیم خانوادگی می باشد (دیستلبرگ و سورنسون، 2009).
4-1-2 تفاوت کسب و کار خانوادگی و غیر خانوادگیتفاوت میان کسب و کارهای خانوادگی از هسته اصلی کسب و کار شروع می شود. مدیران اجرایی کسب و کارهای خانوادگی بیشتر اهداف خانواده را با اهداف و مقاصد کسب و کار درگیر نموده اند. به عبارت دیگر الویت بندی اهداف توسط مالکان کسب و کارهای کسب و کارهای خانوادگی با مالکان کسب و کارهای غیر خانوادگی تفاوت دارد (چائو و همکاران،2003).
از نظر شخصی کمتر تحت تأثیر شکست های کسب و کاری قرار می گیرند، پویایی های دوره ای و مقامی بیشتری دارند، بیشتر به وسیله پاداش های شخصی- سنتی تحریک می گردند و امنیت شغلی کمتری دارند (ونتر،2002، به نقل از آدندورف،2004).
در کسب و کارهای خانوادگی تعارض های میان افراد خانواده اغلب تا مدت زمانی طولانی باقی می ماند و مسائل شخصی خانواده با مسائل کسب و کار آمیخته می شود. افراد خانواده اغلب هویت و شخصیت خود را به همراه کسب و کارشان در تمامی زندگی نمایش می دهند، شکست کسب و کار برای افراد خانواده با محدودیت های شغلی و شخصیتی مهمی همراه است در حالی که این امر در میان مدیران دیگر کسب و کارها (غیر خانوادگی) در دنیا کمتر رایج است. همچنین رهبران کسب و کارهای خانوادگی نسبت به خود و خانواده شان کاملا حسابگر و جوابگو هستند در حالی که رهبران کسب و کارهای غیر خانوادگی تنها نسبت به سهامداران کسب و کار جوابگو و حسابگر هستند و فرایند توالی و جانشینی کسب و کار نیز در کسب و کارهای خانوادگی بسیار مشکل آفرین و تشنج زا می باشد (شاه بابایی،1390؛ به نقل از کاتر،2006).
کسب و کارهای خانوادگی اغلب فرایندهای تصمیم گیری متمرکزتر و سیستم های کنترلی غیر رسمی تری نسبت به کسب و کار های غیر خانوادگی دارند. (شاه بابایی،1390؛ به نقل از کاتر،2006).
کسب و کارهای خانوادگی دانش و بصیرت منحصر به فردی را توسعه و گسترش می دهند که به مرور و از طریق مراقبت و مشارکت در کسب و کار به دست آورده اند (بیجاگرن و ساند،2003). کسب و کارهای خانوادگی بیشتر از استراتژی های محافظه کارانه به همراه رشد کمتر و تمایل کمتر برای ورود به بازارهای جهانی استفاده می کنند (چائو و همکاران،2003). کسب و کارهای خانوادگی در مقایسه با کسب و کارهای غیر خانوادگی از نظر تعداد کارمندان و حجم فروش شرکت، کوچکتر هستند (شاه بابایی،1390؛ به نقل از کرامی و همکاران،2005).
5-1-2 وضعیت کسب و کارها و شرکت های خانوادگی در برخی کشورهای جهانمطابق انتشار آکادمی بین المللی تحقیقات شرکت های خانوادگی (IFERA) در دسامبر 2003 سهم شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در اروپا حدود 60-93 درصد در ایالت متحده حدود 95 درصد و در آمریکای مرکزی و جنوبی حدود 65 درصد می باشد. همچنین نزدیک به 25 درصد از 500 شرکت بزرگ آمریکایی از نوع شرکت های خانوادگی می باشند. شرکت های بزرگی نیز در سطح دنیا مانند شرکت های Danone,Michelin,Pengeot,Henkel,BMW,Johnson & Johnson,Kelloggs,IKEA,TetraPak از نوع شرکت های خانوادگی هستند. در جدول (1-2) اطلاعات مربوطه به درصد شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در برخی از کشورهای جهان آمده است.
جدول 1-2: درصد شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در برخی کشورهای جهان منبع IFERA,2003کشور درصد از کل کسب و کارها کشور درصد از کل کسب و کارها
ایالات متحده آمریکا 95 هلند 74
ایتالیا 93 پرتغال 70
فنلاند 80 بلژیک 70
یونان 80 انگلستان 70
قبرس 80 آلمان 60
سوئد 79 فرانسه >60
اسپانیا 75 استرالیا 75
دیده بان جهانی کارآفرینی (GEM) پس از بررسی و مطالعه انواع و اقسام کسب و کارهای خانوادگی در سرتاسر جهان آنها را از لحاظ نوع کار و ماهیت وظیفه به 10 دسته اصلی طبقه بندی نموده است که در جدول 2-2 این طبقه بندی ها و درصد هرکدام از کل کسب و کارهای خانوادگی مشاهده می شود.
با توجه به اینکه FBS شامل یک سیستم کسب و کار است، ما نیاز به یک تعریف برای سیستم کسب و کار در سطح گروهی داریم. بر اساس اصولی که برای تعریف خانواده در نظر گرفتیم، تعریف کسب و کار می تواند اینچنین باشد: افرادی که به استخدام کسب و کار درآمده اند یا کسانی که با اهداف و ارزش های کل سیستم مشترک هستند و تعهد دارند.
وابستگی متقابل و تعامل این افراد در محیط کسب و کارشان یک سیستم کسب و کار را شکل می دهد. این تعریف همچنین نظر باس (1987) را دربردارد که ابهام وجود دارد در مورد کسی که به عنوان عضوی از سیستم کسب و کار در نظر گرفته می شود. ممکن است مشاوران خارجی، اعضای هیئت مدیره و یا افرادی که مرخصی گرفته اند اعضای سیستم کسب و کار در نظر گرفته شوند در صورتی که کسب و کار و فرد توافق داشته باشند که فرد عضو گروه است (دیستلبرگ و سورنسون،2009).
جدول 2-2: طبقه بندی انواع و اقسام کسب و کارها و درصد هرکدام از آنها از کل کسب و کارهای خانوادگی منبع: GEMکشاورزی، جنگلداری، ماهیگیری 4%
استخراج معدن 5%
صنایع تولیدی 14%
حمل و نقل، ارتباط و خدمات شهری 6%
عمده فروشی، فروش وسایل نقلیه موتوری، تعمیرات 6%
خرده فروشی، هتلداری، رستوران 39%
خدمات مصرف کنندگان 6%
مالی، بیمه، املاک، و مستقلات 5%
خدمات تجاری 10%
بهداشت، اموزش، خدمات عمومی 5%
6-1-2 رشد کسب و کاردر پژوهش‏ها و مطالعات انجام شده بر روی رشد کسب و کار و عوامل مؤثر بر آن، محققان هر یک مجموعه عوامل مختلفی را در نظر گرفته و آن را بسط و توسعه داده‏اند. در زیر، اشاره ای به عمومی‏ترین این عناصر که در بیشتر تحقیقات از آنها یاد شده، می‏پردازیم.
کارلند (1984) ایجاد یک کسب و کار را با اهداف اصلی سود و رشد به همراه مدیریت استراتژیک را لازمه یک کارآفرین اعلام کرد. از نظر کاتز (1995) کارآفرینان رشد کسانی هستند که موفقیت خود را با اندازه و رشد کسب و کارشان می‌سنجند و می خواهند خود رئیس خود باشند. اگر کارآفرینی را در اینجا همان راه اندازی کسب و کار بدانیم برای یک کارافرین، رشد، تشخیص فرصت های درست، درک چگونگی بهره برداری از آنها و کسب مزیت رقابتی با توجه به آن فرصت ها می باشد (طالبی،1387)
تامبونن بر این عقیده است که رشد یک سازمان چیزی بیشتر از بزرگ شدن اندازه آن سازمان است. رشد یک فرایند پویا می باشد که شامل تغییر و توسعه در سازمان و تغییر در شیوه تعامل سازمان با محیط است. رشد هر کسب و کار از مناظر مختلف قابل بیان کردن می باشد. رشد را می توان به عنوان افزایش کمی و کیفی متغییر هایی چون اشتغال، تعداد و ارزش ها سهام نهایی، ترکیب و آرایش نهایی ساختار شرکت، جهت گیری ها و موقعیت بازار تعریف کرد (تامبونن،2008). همچنین رشد کسب و کار به معنی افزایش در میزان فروش سال جاری کسب و کار نسبت به سال مالی سال گذشته می باشد. این معیار یکساله در تحقیقات محققینی همچون رادرفورد، بالر و مک مولان(2003) و شوادز و همکاران (2001) مورد استفاده قرار گرفته است. معیار های افزایش تعداد کارمندان کسب و کار (شاه بابایی،1390؛ به نقل از الیت و رابنستین،1987). بهبود کیفیت محصول افزایش تنوع محصول، نوآوری در محصول، توانمند سازی سازمانی به عنوان معیارهای رشد مطرح هستند (رادرفورد،2006). از کلیه پژوهش های انجام شده می توان رشد و توسعه کسب و کارها را در فاکتور ذیل بیان کرد:
افزایش در فروش (بالارفتن فروش)، افزایش تعداد شعبات داخل کشور، افزایش تعداد پرسنل، دوام و انتقال کسب و کار به نسل بعدی، بین الملی شدن کسب و کار (صادرات)، بکارگیری فناوری جدید، افزایش رضایتمندی مشتریان
1-6-1-2 ابعاد رشد کسب و کاریک کسب و کار را می توان سازمانی در نظر گرفت که به صورت یک کل منسجم رشد می کند و این رشد از ابعاد مختلف قابل بررسی می باشد. هنری مینتزبرگ در کتابش با نام “سازماندهی سازمان ها” چهار دیدگاه را برای رشد و توسعه یک کسب و کار مطرح کرده است: رشد مالی، رشد استراتژیک، رشد ساختاری و رشد سازمانی
رشد مالی:
در این دیدگاه رشد کسب و کار از بعد گردش مالی هزینه ها و سرمایه گذاری های مناسب برای حصول سود در نظر گرفته می شود. در این دیدگاه توسعه یک کسب و کار، افزایش چیزی است که مشتریان بسیاری تمایل به خرید آن را داشته باشند. در حقیقت رشد مالی معیار عملکرد کسب و کار در ارضای نیازهای بازار است و به عبارتی ارزش افزوده ای که یک کسب و کار برای ذی نفعان خلق می کند.
رشد استراتژیک:
این دیدگاه رشد یک کسب و کار را در شیوه تعامل کسب و کار با محیط اطراف که به صورت استراتژیک انجام می شود، معرفی می کند. این تعاملات در محیط فرصت هایی را برای خلق مزیت رقابتی ایجاد می کند. رشد این تعاملات استراتژیک، کسب و کار را برای براورد نیاز مشتری مهیا می کند.
رشد ساختاری:
در این دیدگاه رشد در شیوه کنترل و سازماندهی کسب و کار در نظر گرفته می شود. تغییراتی که شرکت در شیوه سیستم های داخلی، مسئولیت ها و نقش های مدیریتی ارتباطات و روابط داخلی خود اعمال می کند می تواند یکی از ابعاد رشد کسب و کار باشد.
رشد سازمانی:
این دیدگاه از رشد به تغییر فرایند های سازمانی، فرهنگ و نگرش هایی مرتبط است که رشد سازمان را تسهیل می کند. می توان سبک رهبری را در این رشد مؤثر دانست.

شکل 1-2: ابعاد رشد در یک سازمان (منبع: هنری مینتزبرگ)نظریه پردازان کسب و کارهای خانوادگی بر این باورند مفهوم موفقیت و رضایت فردی تحت تأثیر نظام باورها و ارزیابی افراد از دسترسی و بکارگیری منابع مورد نیاز برای رسیدن به اهداف کسب و کار است (بابولز و سانتگ، 1993).
به عبارت دیگر در پس معیارهای محسوس و نا محسوس موفقیت یک نظام باور وجود دارد که به کمک معیارهای عینی مثل بازگشت سرمایه،، رشد فروش، سود، تعداد کارکنان و نرخ بقا مفهوم موفقیت کسب و کار را می سازند (هاینرس و کیسلر، 2006؛ اولسون و همکاران، 2003).
7-1-2 گرایشات ارزشیارزش ها می توانند نیروی محرکه ای برای دستیابی به اهداف مورد نظر باشند، به همان صورتی که تأمین منابع و بکارگیری از آن ها در جهت رسیدن به اهداف لازم می باشد (پترسون و دیستلبرگ، 2011). از منظر نظریه بوم شناسی انسانی می توان یک کسب و کار خانوادگی را از طریق ارزش هایش و به طور خاص گرایش ارزشی اش مورد بررسی قرار داد، با طرح این سوال که در سیستم کسب و کار خانوادگی آیا کسب و کار در الویت قرار دارد یا خانواده (دیستلبرگ و سورنسون، 2009).
بر فرض مثال اگر در یک کسب و کار خانوادگی، دادن پاداش و ترفیع فقط بر اساس عملکرد و فعالیت کارکنان باشد، چنین کسب و کاری، اهداف سیستم کسب و کار را در الویت بیشتری قرار داده است و اگر به اعضای خانواده پاداش و ترفیع بیشتری نسبت به سایر کارکنان اختصاص دهد نشان می دهد ارزش های سیستم خانواده ارجحیت بیشتری دارد (پترسون و دیستلبرگ، 2011).
پترسون و دیستلبرگ (2011) برای گرایش ارزشی یک کسب و کار خانوادگی (طیف) پیوستاری را در نظر گرفته اند که یک سر انتهایی این پیوستار کسب و کاری که اهدافش تنها بر مبنای اهداف سیستم کسب و کار می باشد و سر انتهایی دیگر کسب و کاری که اهدافش تنها بر مبنای اهداف سیستم خانواده شکل گرفته است می باشد.
فاصله بین این دو نقظه طیفی از انواع مختلفی از کسب و کارهای خانوادگی با گرایشات ارزشی مرکب از اهداف سیستم کسب و کار و سیستم خانواده قرار گرفته اند که بعضی از آنها به الویت دادن اهداف سیستم کسب و کار و برخی به اهداف سیستم خانواده گرایش بیشتری دارند (پترسون و دیستلبرگ، 2011).
همانطور که در قسمت توضیح تعاریف کسب و کار خانوادگی بیان شد یک کسب و کار خانوادگی، در سطح گروه، شامل سیستم های به هم پیوسته می باشد (سیستم خانواده، سیستم کسب و کار و سیستم مالکیت) که هریک از این سیستم ها ارزش های مربوط به خودش را دارا می باشند (بابولز و سانتگ، 1993؛ داویس و استرن، 1996؛ گرسیک و همکاران، 1997)، می توان از ارزش های سیستم خانواده، رشد و توسعه پایدار این سیستم را مثال زد که برای سیستم کسب و کار رشد و بقای آن می باشد.
چالشی که برای کسب و کارهای خانوادگی وجود دارد این است که به چه صورت ارزش های سیستم مالکیت، خانواده و کسب و کار را ترکیب کنند که نتیجه اش، ارزش های آن کسب و کار خانوادگی باشد. در واقع ارزش های کسب و کار خانوادگی باید بتواند ارزش های سیستم مالکیت، خانواده و کسب و کار را در کنار هم به نمایش بگذارد (دیستلبرگ و سورنسون، 2009).
یکی از خطوط پژوهشی که در مورد بررسی ارزش ها در کسب و کارهای خانوادگی کمک کننده می باشد، پژوهش های نظریه نمایندگی می باشد. نگرانی اولیه این دسته از پژوهش ها این است که مکانیزمی را بیابند که بتوان ارزش های فردی و ارزش های جمعی را متحد کرد. در واقع افراد تمایل پیدا کنند که ارزش های فردی خود را در جهت بهبود ارزش های جمعی تعدیل کنند (گومز و همکاران، 2002؛ شولز و همکاران، 2001).
دسته دیگر پژوهش ها، که نظریات منبع محور نام گرفته اند، به سمت رسیدن به درک گسترده ای از ارزش های ذاتی کسب و کار های خانوادگی سوق دارد. به طور خاص ارزش ها را مورد هدف قرار نداده است و بیان می کند که تصمیم گیری راجع به تأمین و شیوه بکارگیری منابع برای رسیدن به اهداف تحت تأثیر ارزش های درونی سیستم هستند (بابولز و سانتگ، 1993).
نتایج این گروه پژوهش ها نشان داده است که چرخه به کارگیری منابع در سیستم های کسب و کارهای خانوادگی به ندرت منصفانه می باشند و عموما اهداف یکی از دو سیستم کسب و کار یا خانواده را در الویت قرار می دهند (گومز و همکاران، 2002؛ هاینس و همکاران،2007؛ شولز و همکاران،2001).
برخی از پژوهشگران این پدیده را با عنوان ” دوگانگی روابط اقتصادی و خانوادگی” نامگذاری کرده اند (مازاگاتو و همکاران، 2007) که مغایرت ها و اختلافات کسب و کارهای خانوادگی در سطح سیستمی نشأت گرفته از ترجیح اهداف کسب و کار یا خانواده یا اهداف کسب و کار خانوادگی که اهداف هم خانواده و هم کسب و کار را با هم در نظر می گیرد.
نقطه تمایز نظریه بوم شناسی انسانی با نوع شناسی های دیگر در اینجاست که رشد کسب و کار خانوادگی را با سلامت آن برابر در نظر نمی گیرد و فرض می کند که گرایش ارزشی کسب و کار خانوادگی می تواند سطح درآمد و رشد کسب و کار را پیشبینی کند (پترسن و دیستلبرگ، 2011).
نظریه بوم شناسی انسانی همینطور با چنین بحثی که -کسب و کار های خانوادگی با الویت اهداف خانواده نمی توانند با سرعت کسب و کارهای خانوادگی با الویت اهداف کسب و کار رشد کنند زمانی که معیار رشد کسب و کار عملکرد آن است- مخالفت می کند.
این نظریه همینطور این مسأله که اهداف کسب و کار از اهداف خانواده برای کسب و کار خانوادگی بهتر می باشند را به چالش می کشد و بیان می کند که برای برخی از کسب و کارها همینطور است اما برای برخی چنین نمی باشد و همانطور که در تحقیقات مشاهده شده برخی کسب و کارها اهداف خانواده را به اهداف کسب و کار ترجیح داده و این را برای کسب و کارشان بهتر می دانند (دین، 1992؛ وانگ و همکاران، 1992) در صورتی که ما فرض این که کسب و کار های خانوادگی مجموعه ای از سیستم های به هم پیوسته هستند که لازم و ملزوم یکدیگرند (وایت ساید و هرز براون، 1991) را بپذیریم پس باید فرض این که کسب و کارهای خانوادگی می توانند بهتر عمل کنند در صورتی که اهداف کسب و کار در جهت حمایت از اهداف خانواده باشند را نیز پذیرا باشیم.
از نواقص ادبیات کسب و کار‌های خانوادگی میتوان به برابر در نظر گرفتن رسمی سازی کسب و کار با در الویت قرار دادن سیستم کسب و کار در یک کسب و کار خانوادگی اشاره کرد، پژوهشگران (بویل و همکاران، 2010)، به این نتیجه رسیدند که متغیر رسمی سازی با عملکرد کسب و کار رابطه منفی دارد و به عبارت دیگر کسب و کار‌های خانوادگی که تمایل کمتری به رسمی کردن فعالیت ها دارند، عملکرد بالاتری خواهند داشت در حالی که منظر بوم شناسی انسانی با این فرض مخالف است (بابولز و سانتگ، 1993).
در واقع فرایندهای رسمی سازی کسب و کار با نحوه تخصیص و بکارگیری منابع در تناسب قرار دارد بنابرین می تواند با گرایش ارزشی کسب و کار هم در ارتباط باشد و کسب و کار خانوادگی که خانواده را در الویت قرار می دهدعملکرد بالاتری خواهد داشت. لوسیر و سانفیلد(2004) پژوهشگرانی بودند که به این حوزه توجه زیادی نشان داده اند و رسمی سازی کسب و کار را با تشکیل جلسات و مجمع های خانوادگی با هدف مشارکت بیشتر اعضای خانواده در فعالیت کسب و کار برابر در نظر گرفته اند و فرض می کنند که هرچه رسمی سازی بیش‌تر باشد درآمد بالاتری را برای کسب و کار پیش‌بینی می‌کند.
8-1-2 گرایش استراتژیکبخش عمده ای از مبانی نظری، گرایش استراتژیک را به عنوان مجموعه ای از رفتارها با هدف عملیاتی کردن استراتژی های شرکت می داند و مسئله ای حیاتی می باشد از آن جهت که می تواند تعیین‌کننده‌ موفقیت یا شکست یک سازمان باشد (هن، 2012)
نوبل، سینها و کومار(2002) گریش استراتژیک را به این صورت تعریف می‌‌‌کنند‌: اصول هدایت‌گر که بر بازاریابی شرکت و فعالیت های مربوط به استراتژی‌سازی تأثیر می‌گذارد. گرایش استراتژیک یک شرکت همواره انتخاب صریح از سوی مدیریت نمی‌باشد بلکه می‌تواند نتایج یادگیری سازمانی (مینتزبرگ، 1989) و دیگر عوامل باشد (آرده و همکاران، 2013)
در مطالعات اخیر بازاریابی استراتژیک توجه خاصی به گرایش استراتژیک شده است و از آن به عنوان محرک مهم افزایش عملکرد در اقتصادهای در حال ظهور یاد شده است (ژو و لی، 2007).
گرایش استراتژیک فعالیتی رقابتی است که یک سازمان در بازار به نمایش می گذارد (هوفر و شندل، 1978) که اغلب در مرکز تصمیم‌گیری سازمانی قرار می‌‌گیرد.
گرایش استراتژیک برای مدیریت شرکت مفهوم خاصی دارد به این دلیل که می‌تواند عامل کنترل‌کننده عملیات سازمان در جهت توسعه عملکرد آن باشد (هن،2012).
گرایش استراتژیک بر این موضوع متمرکز است که شرکت ها در تقابل با محیط خارجی مثل مشتریان، رقبا و تغییرات تکنولوژی چه رفتاری باید داشته باشند (دی، 1994؛ گتیگنون و خورب،1997).
کارایی استراتژی های یک شرکت به تناسب بین انتخاب های استراتژیک مدیریت شرکت و پویایی های بازار وابسته می‌باشد (گینسبرگ و ونکاترامن، 1985). بنابرین اثرگذاری گرایش استراتژیک متأثر از پویایی‌های بازار می باشد (دی و ونزلی، 1988)).
ونکاترامن در مطالعات خود در خصوص شناسایی ابعاد کلیدی گرایش استراتژیک به مسائلی همچون حیطه، سطح مرتبه‌ای. مقاصد در برابر ادراکات اشاره می‌کند. وی برای مفهوم گرایش استراتژیک شش بعد را در نظر گرفته است که شاخص های عملیاتی آن؛ حالت تهاجمی، تحلیل، حالت دفاعی، آینده نگری، پیشتازی و ریسک پذیری می باشند (هن، 2012).
در سالهای اخیر محققان بازاریابی چندین جهت گیری استراتژیک را اثرگذار بر عملکرد و رشد کسب و کار معرفی کرده اند. اکثر مطالعات صورت گرفته تنها بر یکی از گرایشات استراتژیک تمرکز داشته اند. در این پژوهش، شش مورد از گرایشات استراتژیک مختلف به نام های گرایش به بازار، گرایش به نوآوری، گرایش به یادگیری، گرایش کارآفرینانه، گرایش به بازار و گرایش به برند (تامی لاکانن،2011)، با هم بررسی شده اند که منظر جامع تری از تاثیر این گرایشات بر رشد شرکت دارند.
1-8-1-2 گرایش به بازاراگرچه مفهوم بازاریابی در زمان های گذشته و حال مطرح بود اما ارزش عملیاتی آن بسیار محدود است زیرا مفهوم بازاریابی به عنوان فلسفه حاکم بر سازمان است که به سختی می تواند برای مدیریت مفید واقع شود در این صورت نیاز به عملیاتی ساختن آن حس شد. این مسأله تا ظهور بازارگرایی ادامه داشت تا اینکه بازارگرایی راهنمای عملیاتی سازی مفهوم بازاریابی قرار گرفت و از آن برای بهبود عملکرد کسب و کار، استفاده شد (قره چه و کریمی علویجه،1392)
مفهوم بازار‌گرایی که در مواقعی با مفهوم مشتری‌گرایی برابر گرفته شده است یک مفهوم کلاسیک در حوزه بازار یابی می باشد (دیشپاند، فارلی و وبستر، 1993؛ شاپیرو، 1988). کوهلی و جاورسکی (1990)، نارور و اسلاتر(1990) و دراکر(1954)، اولین پژوهشگرانی بودند که به ارائه تعریف، ساختار و بنیان نظری برای بازار‌‌گرایی پرداخته اند و در جهت توسعه ابزار اندازه گیری و تجزیه و تحلیل عوامل و اثرات آن بر عملکرد تلاش کرده اند.
در حالی که به مفهوم بازار‌گرایی توجه زیادی نشان داده شده است اما در رابطه با این‌که چطور سازمان‌ها می توانند گرایش به بازار بیش‌تری را ایجاد کنند و توسعه دهند پرداخته نشده است (آلتیندگ و زهیر، 2012).
بازارگرایی اساس بازاریابی می‌باشد و همینطور در حوزه های دیگر مثل مدیریت استراتژیک هم اهمیت زیادی پیدا کرده است. تحقبقات انجام گرفته در حوزه بازاریابی ویژگی‌های سازمان بازارگرا را مشخص کرده است (گبهارد وهمکاران،2006). در مطالعات



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com
NameEmailWebsite

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *