مقاله درمورد ، یشت، متون، زردتشت، اوستا، زرتشت، اوستایی، گاهان

مختلف مورد بحث قرار گرفته است.
مطالعه و مراجعه و نتیجه گیری در مورد آثار و مطالب گروه اول به مراتب ساده تر وسریعتر بود زیرا به بررسی یک موضوع پرداخته شده است.
اگرچه برخورد این دو گروه منابع بنا به دلیل گفته شده با نگارنده متفاوت بود در جهت عکس عملکردی یکسان اعمال شد و به عبارت دیگر برای استخراج مطالب حتی الامکان روش مشابهی در مورد هر دو دسته آثار اتخاذ گردید:
1- پس از اتمام مطالعه دقیق هر کتاب که همراه با علامتگذاری و حاشیه نویسی بود . نخست در هر مورد استنتاج شخصی نگارنده به صورت توضیحی لازم و کافی از قهرمان مورد نظر شامل زمان ،مکان و مختصات شخصیتی وی و …. به انضمام مشخصات منابع معرفی کننده او درج گردید.بدین معنا که خواننده ا ئر در آغاز هر بحث بتواند شناختی اجمالی از آن قهرمان به دست آورد.
2- مطالبی که مستقیما با شخصیت مورد نظر ( فریدون ) ارتباط داشت عینا از آن منابع بر روی کاغذ منتقل گردید.به عنوان مثال تمامی قسمتهایی که در اوستا به فریدون ربط داشت سطر به سطر و کلمه به کلمه با مد نظر داشتن قانون نقل قول مستقیم درج شده است.
3- بعد از آوردن متون اوستایی، پهلوی و شاهنامه به تحلیل یک به یک بندها پرداخته و به طور کامل در مورد آن توضیح داده شده است.
4- تمامی اسامی خاص و عام نکته های مهم ونیز نکاتی که به مناسبت روال کار نیاز به باز شدن و بررسی داشتند، موارد اشتراک و نیز افتراق و خلاصه آنچه که احتمال داشت مورد سوال خواننده قرار گیرد شماره گذاری گردیده و در آخر مبحث در قسمت یادداشت بر حسب نیاز به تفضیل یا به اختصار مورد توضیح و تحلیل و تفسیر قرار گرفته است . مسلم است که در تنظیم یادداشتها از نظرات محققان و پژوهشگران به طور مستقیم و غیر مستقیم بهره ی وافر برده شده است.
در پایان لازم به توضیح است که کلیه واژگان اوستایی و پهلوی حتی المقدور علاوه بر آوانویسی ، ریشه شناسی گردیده اند و سیر تحول آنها تا به فارسی امروزین به اختصار آمده است.
فصل دوم

فریدون در متون اوستایی
2-1- تعریف واژه
قبل از هر چیز لازم است واژه فریدون به عنوان هسته ی اصلی این تحقیق به طور روشن و آشنا گردد.
معنی لفظی نام «فریدون» (که خود صورت تحول یافتۀ واژه ی اوستایی- raētaonaθ به شمار می رود) «دارنده ی سه نیرو و قدرت» بوده است؛ از این رو چندان بعید نیست که بین این دو مقوله، یعنی نیروهای سه گانه ی فریدون در روایات و معنی لغوی نام او، ارتباطی وجود داشته باشد. فریدون، پهلوان اژدرکش در روایات ایرانی، چنان که از قراین موجود برمی آید و عموم محقّقان اتّفاق نظر دارند، در اصل شخصیّتی متعلّق به دوره ی هند و ایرانی است که اخبار و روایاتش هم در نامه ی اوستا(1) آمده و هم در متون ودایی و متن های کهن هندی بازگو شده است. نام این پهلوان در ادبیات پهلوی به صورت Frēdōn و در سرودهای ودایی از او با عنوان Trita Āptya(2) یاد شده است.
از لحاظ ریشه شناسی این نام احتمالاً از گونه ی ایرانی باستان – [a]na raē-tå * مشتق است و دارنده ی «سه قدرت و توانایی» معنی می دهد (بارتولومه ،1904: 799-800). فریدون پهلوانی است برخوردار از نیرو و توان رزمی که بر اژدهای(3) سه سر و شش چشم (همان Až i dahāg در متون فارسی میانه و اژدهاق/ ضحّاک(4) در منابع دوران اسلامی) چیره می گردد، از سوی دیگر پزشکی است که بیماری ها را مداوا می کند؛ وجوه سه گانه مذکور به گونه ای با معنی لفظی نام فریدون مطابقت دارد و تا اندازه ای آن را توجیه می کند .ظاهراً واژه raētaonaθ(ثرتئونه) اوستایی از ریشه ی ((tav به معنی توانستن، صورت متاَخر ritaθ (ثریته) است.ثرتئونه را واژه ی اوستایی ثریته و برابر دقیق واژه ی سنسکریت Trita و هر سه را برگرفته از Trito “سوم” دانسته اند.از آنجا که هر دو نام از “ثری” به معنی “سه” مشتق شده اند، ثرتئونه در اصل یک نسب پسری پدری بوده است(خالقی مطلق،1387: 368).
پدر فریدون در اوستا آثویه (āθwya ) نام دارد. که گمان میرود تحت تاثیر ریشه شناسی این واژه با āp”آب” پیوند خورده باشد.
در آبان یشت اوستا دومین بار آئویه5) هوم (6) را فشرده است و از آن نوشیدنی مقدس بر می گیرد و به پاداش آن فرزندی برای او به نام ثرتئونه آمد(ژوزسفون،1997: 48).
برای اینکه خواننده بتواند ارتباط لازم را با این شخصیت اسطوره ای برقرار نماید لازم است با مختصات زمانی و مکانی فریدون تا حدودی آشنا گردد.
فریدون یکی از شخصیت های اساطیری ایران و یکی از پادشاهان پیشدادی(7) بود که پیشدادیان نخستین سلسله پادشاهان در اساطیر ایران می باشند. معادل اوستا ئی پیشداد ((peš-dād، پرَداتَ (para-dāta) به معنای مقدم است.واژه پیشداد نام یک خاندان نبود ، بلکه نامی است که بعدها بر این گروه نهادند، زیرا این گروه را مقدم بر دیگران می عنوان صفحه
‌شمردند(بهار،1376: 85).
پادشاهان پیشدادی و به خصوص فریدون اولین شخصیتهای اوستائی هستند زیرا نام آنها در متون اوستایی(8) آمده است. فریدون شخصیتی مربوط به دوران هندو ایرانی است که اخبار و روایاتشان هم در نامه اوستا آمده و هم در متون ودائی و هم در متن های کهن هندی بازگو شده است، پس در زمان فریدون فرهنگ هندو ایرانی هنوز از هم جدا نشده بود.
با توجه به اینکه نام فریدون در بیشتر سروده های زرتشت آمده است ، جهت دریافت زمان روزگار اساطیری می بایست در مورد زمان زندگی زرتشت اطلاعاتی داشته باشیم .در اینجا به صورت فشرده در مورد زندگی زرتشت بررسی می نمائیم :
بر اساس روایت سنتی زرتشتیان ، زمان زندگی زرتشت در حدود سیصد سال پیش از اسکندر مقدونی یعنی چیزی نزدیک به 583 تا 660 پ.م می باشد.
با توجه به اینکه آغاز حکومت هخامنشیان سال 550 پ.م تعیین گردیده است ، این روایت را به دلیل عدم ذکر نام زرتشت به عنوان پیام آور و دین گذار بزرگ عصر خویش در سنگ نبشته های هخامنشی ، می توان رد کرد. از سوی دیگر چگونه زرتشت که بنا بر این روایت در میان پارسیان زندگی می کرده است، گاهان خود را به زبانی جز زبان آنان ( زبان کتیبه های هخامنشی ) تصنیف کرده است .علاوه بر اینکه نام و نشانی از قبایل مهم پارس و ماد که ساکنان غرب و جنوب غربی ایران بوده است نه در گاهان و نه در بخشهای پس از آن آمده است(آموزگار،1375: 73).
اوستاشناسان به رغم این روایت با تکیه بر شواهد جامعه شناسی و زبان شناختی بدین نتیجه رسیده اند که زمان زندگی زردتشت نمی تواند متاخرتر از حدود هزاره یکم قبل از میلاد باشد و این دوران مسلماً پس از انشعاب آریاییان به دو گروه هندی و ایرانی در جریان مهاجرت بوده است. نکته بسیار در خور توجه که عدم انطباق روزگار زردتشت را با زمان هخامنشیان می رساند،طرح و تصویر شرایط اجتماعی و سیاسی موجود در سروده های گاهان است که اساساً چنین مختصاتی در دوران هخامنشیان وجود نداشته است. به اعتقاد برخی اوستاشناسان قبیله زردتشت پای بند به فرهنگ دوران ماقبل کشاورزی یعنی دامداری بوده است، که از مشخصات آن جامعه ای بر اساس سه طبقه دامداران ،جنگجویان و روحانیون است و این با محتوای گاهان هم خوانی دارد و تاریخی در حدود هزاره دوم قبل از میلاد را می طلبد.
با توجه به جمع بندی آراء و تحقیقات فوق ، اصولی ترین تاریخ را که برای زمان زندگی زردتشت می توان در نظر گرفت چیزی بین 1200 تا 1700سال قبل از میلاد است.
پس به دلیل اینکه تاریخ سرودن زردشت با زمان زندگی زردتشت یکی می باشد ودر زمان زندگی زردتشت فرهنگ هندوایرانی از هم جدا شده اند، و می دانیم که فریدون مربوط به دوران هندوایرانی است، مسلماَ زمان زندگی فریدون خیلی پیش تر از زمان زردتشت بوده است.
پس از اینکه توانستیم تا حد نسبتاَ قابل قبولی زمان اسطوره ای فریدون را روشن نمائیم، لازم است منابع اوستایی که در آرمانها از وی یاد شده نقل و معرفی و در صورت نیاز تحلیل و بررسی نمائیم. اوستای کنونی شامل 5 بخش زیر است:
1-یسنه(10) ،(گاهان(9))
2- یشت ها(11)
3-ویسپرد(12)
4-خرده اوستا(13)
5-وندیداد(14)
زبان اوستایی را تنها از راه همین بخشهای بر جا مانده که مجموعه ای است بالغ بر 83000 کلمه از متنهای دینی و یادگاراساطیر باستانی ایرانیان، می توان شناخت.
کهنگی دست نویسهای کنونی اوستا از سده های سیزدهم تا چهاردهم میلادی بیشتر نیست. از ثرتئونه یازده بار در اوستا، یعنی در یشت پنجم بند سی و سه و شصت و یک؛ یشت نهم بند سیزده؛ یشت سیزدهم بند صد و سی و یک؛ یشت چهاردهم بند چهل؛ یشت پانزدهم بند بیست و سه؛ یشت هفدهم بند سی و سه و سی و پنج؛ یشت نوزدهم بند سی و شش و نود و دو، یسن نهم بند هفت، وندیداد اول بند هفتم وویسپرد بند دوم نام آورده شده است.
شخصیت اساطیری فریدون در متون اوستائی را می توان در بخش های زیر تقسیم و بررسی نمود.
1 -زادگاه 2- هوم
3 – جنگ با اژی دهاک 4-فره کیانی (15)
5 – طبابت 6- گرز فریدون
7 – افسون گری فریدون

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin