پایان نامه درمورد ، فره، ایستادگی، جم، یشت، گرشاسب، مهر، ]بیماری[

کیانی خود را از دست داد وپس از جمشید این فریدون بود که پس از 1000سال مجدداَ فر کیانی را بدست آورد.
زامیاد یشت
36. Yat bitīm xˇarәnō apanәrnata / xˇarәnō yimat haca xšaētāt / šusat xˇarәnō yimat haca vīuuaηhušāt / mәrәγahe kәhrpa vārәγnahe / aom xˇarәnō hangә ̅uruuaiiata / vīsō puϑrō āϑβiiānōiš / vīsō sūraiiα ̅ ̇ ϑraētaonō /yat ās mašiiānąm vәrәϑrauua(t)ąm11 vәrәϑrauuastәmōań zaraϑuštrāt.
36. When the Glory turned away for the second time, / (when) the Glory (turned away) from majestic Yima, / (when) the Glory flew away from Yima, the son of Vivahvan, / in the shape of a falcon bird, / that Glory was reached for / by the crown-prince of the Āthwya clan, / of (that) mighty clan, by Thraētaona / whe was the most steadfast among the steadfast mortals other than Zarathushtra.
(هومباخ،1998: 38).
در این یشت، آمده است چون یمه تسلیم دیو دروغ شد فره او به سیمای مرغی از او جدا می شود و در سه نوبت به میثره(35) ، ثرتئونه و کرساسپه می پیوندد .
با توجه به مطالب بررسی شده می توان گفت که فره”xvarənah” تجلی ویژه ی آتش است که بنا بر اعتقاد زرتشتیان تاجدار قانونی را همراهی می کند و از دست غاصب می گریزد. تفسیر اسطوره ی از دست رفتن سه باره «خورنه» مشکل است .
“دارمستتر(Darmesteter) معتقد است که: یا سخن از سه فره متفاوت است؛ در این صورت منظور سه آتش جنگجویان (آذرگشسب) (36)، موبدان (آذر فرنبغ) (37) و کشاورزان (برزین مهر) (38)است که دومی را میثره (مهر) اولی را کرساسپه (گرشاسب) و سومی را ثرتئونه (فریدون) برگفت، یا این که سخن از سه حرکت از یک فره واحد است، و بنابراین ترتیب میثره- ثرتئونه-کرساسپه را باید ترتیبی تاریخی و مبتنی بر گاهشماری دانست، در مدتی که ضحاک فرمانروایی می کند، مهر فره به ودیعه نهاده را بر می گیرد؛ در موعد مقرر فره به فریدون می رسد که بر ضحاک غلبه می کند و فرمانروا می شود، پس از او در دوران کودکی منوچهر، فره به سام نریمان می رسد. اما این دو توجیه مشکلات گوناگونی را در بر دارد. در مورد نخست: اگر چنین استنباط کنیم که آتش روحانیان را ایزد مهر برگرفته باشد و آتش جنگجویان را گرشاسب، به آسانی در نمی یابیم که چرا فریدون کینه خواه جم و وارث حقیقی فره بود، بایستی به آتش کشاورزان قانع شود. اما در مورد توجیه دوم باید گفت درست است که جاماسب نامه ی فارسی سندی نسبتاً ضعیف است، اما ترتیب تاریخی جم- ضحاک- فریدون- گرشاسب پیش از آن در یشت 5 و15 آمده است؛ ولی آن چه به نظر قطعی می آید این است که روایت یشت 19 فقط این مطلب را در بر دارد که فره از جم به مهر، از مهر به فریدون و از فریدون به گرشاسب می رسد، اما هر سه بار فره از جم جدا می گردد. اگر هر سه حرکت یک فره واحد باشد، فره باید از مهر به جم و باز از فریدون به جم بازگردد تا سرانجام از او سومین آخرین بار جدا شود. اگر فره سه بار- یا در سه قسمت در سه دوره ی مشخص- از هم جدا می شود. تنها نتیجه ای که می توان از آن گرفت این است که جم در داستان اوستایی سه بار گناه کرده است” (مختاریان،1389: 155).
همان طور که گفته شد پادشاهی جم- ضحاک- فریدون- گرشاسب را در یشت 5 و 15 آمده است؛که در این یشت ها قهرمانان برای آناهیتا (ناهید) و وایو (وای) قربانی می کنند. فریدون به تدریج توانسته خود را در فهرست نخستین شاهان قرار دهد. پس می توانیم حدس بزنیم که، جم پس از این که فریدون قدرت غاصبانه ضحاک را از بین برد ، تاج شاهی را دوباره به دست آورد، و به فرمانروایی خود ادامه داد تا این که گناه دیگری را مرتکب شد. نقشی که گرشاسب در پایان جهان دارد کشتن ضحاک در روز داوری پسین است. کاری را که فریدون آغاز کرده بود او به پایان می رساند(کریستین سن،1368 :351).
ژرژ دومزیل ( Goerge Dumezil ) لقب معروف ثرتئونه که اژدهاکشی می باشد را قبول ندارد، او معتقد است که خاندان آثویه کشاورز بوده اند، زیرا نام بسیاری از اعضای آنها با نام گاو همراه است (دومزیل،1383: 36).
درباره ی جدا شدن فره از جم و پیوستن آن به مهر و فریدون و گرشاسب می توان نتیجه گرفت که رسیدن فره جم به مهر ارتباط این دو تن و نسبتی که جم به عنوان پسر خورشید دارد، می باشد و پیرامون این مطلب توضیح بیشتری نداده است.
با توجه به نظریه ی کریستین سن ، تقسیم شدن فره از جمشید میان فریدون وگرشاسب یک امر طبیعی به شمار می آید، زیرا فریدون بندکننده ی ضحاک در کوه دماوند و گرشاسب کشنده ی او در روز رستاخیز است (کریستین سن،1368 :151).
با توجه به اژدها کشی فریدون می توان گفت که او نماد جنگاوری را با خود به همراه دارد،بنابراین خصیصه جنگاوری و آیین های مربوط به آن به نوعی با اژدها کشی مربوط می باشند ، از این رو یکی از عواملی که او فره را بدست آورد همین مورد می باشد.
2-6-طبابت
بر پایه متون اوستایی همانطور که در وندیداد آمده، آغاز پزشکی از ایران ویج است و ثرتئونه اولین پزشک ایرانی است که با نیروی خود بیماری‌ها را متوقف می‌کند و درمان‌ها،‌ داروها و کارد جراحی را از اهورامزدا تقاضا می‌کند. اهورامزدا او را با گیاهان دارویی و خواص آن ها آشنا می‌کند و او نخستین کسی است که عصاره ی گیاه هوم را برای درمان بیمار‌ی‌ها تهیه می‌کند (زر شناس،1385: 6-7 ).
فریدون علاوه بر بهره مندی از فرّ ایزدی و داشتن توان رزمی، در متن های ایرانی به دارا بودن نیروی دیگر، یعنی نیروی درمان بخشی و آگاهی از علم طبابت و دانش پزشکی معروف است. دربارۀ طبابت و دانش پزشکی فریدون روایات متعدّدی در متن های اوستایی وجود دارد که نشان می دهد فریدون مانند پزشکی ماهر مورد احترام ایرانیان بوده است و این امر در یشت 13آمده است.
فروردین یشت
یشت سیزدهم به شمار می‌آید و دارای ۳۱ کرده و ۱۵۸ بند و در ستایش فروهرها یا فروشی‌هاست، که ارواح نگهبان آدمی به شمار می‌روند. این یشت مفصل‌ترین یشت است.
بند(131)”فروهرِ ]گرونده[ پاک « ثرَاِتَئونَ » (=فریدون)، زاده « اَثویَ » (=آتبین) را میستاییم1، از بهر ایستادگی در برابر گری (=جرب) و تب و رنجوری و لرز (=تب سرد) و بیماری سخت،از بهر ایستادگی در برابر دشمن پدید آمده از اژدها. فروهر ]گرونده[ پاک «اَئوشنَرَیِ» بسیار زیرک را می ستاییم؛ فروهر ]گرونده[ پاک «اوزَوَ» (=زو،زاب) زاده «توماسپَ» (تهماسب) را می ستاییم؛ فروهر ]گرونده[ پا«اَغرَئرَثَ» (اغریرث)]زاده[ «نَرَوَ» را می ستاییم؛ فروهر ]گرونده[ پاک «مَنُوش چیثرَ» (=منوچهر) ]پسر[«اَئیریاوَ» (=ایرج) را می ستاییم”(مولایی،1382: 112).
131.θraetaonahe1aθwyanois2asaonofravasim yazamaide paitistatәe garәnausca3tafnaosca4 naezaheca5sarastoisca vavarsyasca6paitistatәe az.karstahe tbaesaηho aosnarahe7 pouru.jirahe8 asaono fravasimyazamaide uzavahe9 tumaspanahe10asaonofravasi yazamaide aγraeraθahe11 naravaheasaono fravasim yazamaide manus.ciθrahe12airyavahe13asaonofravasim yazamaide(مولایی،1382: 78).
وندیداد
فرگرد (20) بند( 1-3):” 1- پرسید – زرتشت، اهورا- مزدا:ای اهورا- مزدا،ای مینوی پاک ترین. ای دادارِ جهانَ اِستومند،ای اَشو ؛ چه کس – نخست، از ]میان[ مردمان،و درمان دهندگان،و- وَرجاوَندان، و کامروایان، و توانگران، و شکوه مندان، و نیرومندان، و پیشدادیان ]=قانون گزارانِ گذشته –«چون هوشنگ »[؛بیماری را – از بیمار، بازداشت. مرگ را – از مرگمند، پیشگیری کرد. ضربتِ خنجر را (ضربه به استخوان را) درمان کرد. آتشِ ]گرمایِ[ تب را، بازداشت از تنِ مردم؟.2-آن گاه گفت اهورا مزدا:ثریت– بود نخستین، ای سپی تَمَه زرتشت، از میانِ مردمان، و درمان دهندگان، و- ورجاوندان، و کامروایان، و توانگران، و نیرومندان، و- داوران گذشته، ]که[:بیماری را- از بیمار، بازداشت. مرگ را – از مرگمند، پیش گیری کرد.ضربت خنجر را – درمان کرد. آتش ]گرمای[ تب را، بازداشت از تن مردمان.3-دارو و درمان رااو خواست16، ]و[ بیافت، از خشَثرَ – وَئیریَه]=شهریور[، برای ایستادگی- در برابر بیماری. برای ایستادگی – در برابر مرگ. برای ایستادگی – در برابر داژو ]=سوختگی[. برای ایستادگی – در برابر تب. برای ایستادگی – در برابر ]بیماری[ سارَنه]=سردرد[. برای ایستادگی – در برابر]بیماری[ سارَ ستیَه. برای ایستادگی – در برابر ]بیماری[ اَژَنَه. برای ایستادگی دربرابر] بیماری[ اَژَهوَ .برای ایستادگی – در برابر ]بیماری[ کوروغَه25.برای ایستادگی – در برابر اَژی واکَه]=مارگزیدگی[. برای ایستادگی – در برابر ]بیماری[ دوروکَه. برای ایستادگی – در برابر ]بیماری[ اَستَه ئیریَه. برای ایستادگی – در برابر چشم زخم؛ ]و[ پوسیدگی و فساد، ]و[ ناپاکی و پلیدی، که اَنگرَمینو بیافرید- آن ها را – برای تنِ مردمان ” (رضی،1376: 1839-1840).
یسن 9
Yasna IX:6  a)kasə. ϑβąm. bitiiō. haoma. maš́iiō.astuuaiϑiiāi. hunūta. gaēϑiiāi kā. ahmāi. aṣ̌iš. ərənāuui.cit̰. ahmāi. jasat̰. āiiaptəm. 
a)kē tō dudīgar hōm az mardōmān andar astōmandān gēhān hunīd hē kē ān tarsagāhīh kard (. . .) cē ō ōy mad ābādīh
a)” Who was the second man to press you for the material, O Haoma, What reward was granted ti him? What benefit came to him?”
a)”Who was the second among men in the world of corporal beings to press you, O Hom? What reward was given to him? . What good fortune came to him?”
Yasna IX: 7  a)āat̰. mē. aēm. paitiiaoxta. haomō. aṣ̌auua. dūraoṣ̌ō 
a)ō man ōy passox guft hōm ī ahlaw ī dūrōš
b)āϑβiiō. mąm. bitiiō. maš́iiō. astuuaiϑiiāi. hunūta. gaēϑiiāi

متن کامل در سایت homatez.com