پایان نامه درباره ، جایابی، الگوریتم، کمینه، MILP، تجهیز، محصوله، (2000)

مساله جایابی تک تجهیزه که در آن زمان های حمل و نقل احتمالی بوده و تجهیزات ( برای مثال یک آمبولانس) ممکن است با تغییر شرایط، با هزینه ای جدید جایابی دوباره یابد ارائه دادند. زمان های حمل و نقل بر مبنای سناریوهای مختلف تغییر می نمایند و انتقال سناریوها با توجه به یک فرایند گسسته زمان مارکوف رخ می دهد. هدف انتخاب مکان تجهیز برای هر سناریو به منظور حداقل کردن میانگین هزینه های حمل و نقل و جایابی مجدد است. ایشان یک الگوریتم ابتکاری برای حل مساله ارائه می دهند که شامل ثابت کردن متناوب مکان ها در همه سناریو ها بغیر از یکی از آنها و حل مساله ساده شده حاصل می باشد.
تعداد زیادی از تحقیقات در حیطه پیکربندی پویای زنجیره تامین محدودیت های ظرفیتی را در نظر نگرفته اند. کلی و ماروچک(1986) یک مدل MILP برای تصمیم گیری راجع به گشایش انبارها با ظرفیت نامحدود در طول دوره تصمیم گیری ارائه می دهند. انبارهای در نظر گرفته شده می توانند خریداری شده یا اجاره شوند. برای حل این مساله از روش تجزیه بندرز استفاده شده است.
لی و لوس (1987) مدلی ارائه داده اند که مشخص می کند در چه دوره ای کدام تجهیز چه مقدار افزایش ظرفیت پیدا کند تا بتوان تقاضا را با حداقل هزینه برآورده کرد. در این مدل چندین نوع تجهیز مختلف در نظر گرفته شده است و می توان ظرفیت را بین تجهیزات گوناگون بعد از تبدیل انتقال داد. هزینه های در نظر گرفته شده در سیستم شامل هزینه های توسعه ، تبدیل و کمبود ظرفیت می باشد . برای حل این مدل از الگوریتم برنامه ریزی پویا استفاده گردیده است.
کارسون و باتا در سال 1990 یک مطالعه موردی روی مساله ای مشابه مساله بالا دارند که در آن یک تجهیز می بایست با توجه به انتقال مشتریان در طول روز، جایابی مجدد شود. با توجه به پیچیدگی بدست آوردن تابع توزیع احتمال و تخمین زدن هزینه های عملی جایابی مجدد، نویسندگان برای سادگی روز را به چهار بازه زمانی تبدیل نموده و مساله ساده شده حاصل از هر کدام از آنها را حل می کنند. در این مساله هزینه های جایابی مجدد به طور صریح در نظر گرفته نشده است.
یک مساله جایابی تجهیزات پویای دیگر توسط جورنستن و بجورندال در سال 1994 ارائه گردیده است که در آن مشخص می شود کجا و در چه زمانی تجهیزات آغاز به فعالیت نمایند تا با توجه به اینکه هزینه های تولید و توزیع تصادفی هستند ،هزینه زمان-تخفیف ارائه شده را کمینه کنیم. الگوریتم ایشان از انبوهش سناریوها و یک رویکرد ریلکس لاگرانژ استفاده می نماید.
مساله ای که نزدیک به کار ارائه شده توسط جورنستن و بجورندال است، مساله برنامه ریزی ظرفیت ارائه شده توسط اپن و همکاران (1989) می باشد. با وجود اینکه مدل ایشان یک مساله جایابی تجهیزات نیست، به مسائل جایابی نزدیک می باشد زیرا توسعه ظرفیت در نظر گرفته شده شامل هم هزینه ثابت و هم هزینه کاربرد متغیر و وابسته به زمان می باشد . در این مدل، تقاضا و قیمت فروش محصولات تصادفی در نظر گرفته شده، سطوح ظرفیت در همه دوره های زمانی تصمیمات مرحله اول و سطوح تولید تصمیمات متعاقب آن می باشند. مدل ایشان پیکربندی ظرفیتی برای هر کارخانه در هر دوره زمانی را با توجه به هزینه های تغییر ظرفیت تعیین می نماید. هدف حداکثر کردن سود تابع تخفیف با توجه به محدودیت روی حداکثر ریسک می باشد. الگوریتم ارائه شده برای حل مساله شامل بسته تر کردن متوالی محدودیت های ریسک و حل مجدد مساله است. تصمیم گیرنده می تواند بین جواب ها با توجه به سبک و سنگین کردن سود و ریسک یکی را انتخاب نماید.
دوگان و همکاران در سال 1993 با داشتن مجموعه ای از تامین کنندگان، تولید کنندگان و مراکز توزیع بالقوه با پیکر بندی های متفاوت و مشتریانی با تقاضای فصلی به پیکر بندی سیستم تولید و توزیع به منظور حداقل سازی هزینه های سیستم می پردازد .تصمیمات این مدل هم در سطح استراتژیک و هم در سطح تاکتیکال می باشد .
مسائل جایابی تجهزیات پویا مانند سایر مسائل زنجیره تامین می توانند دارای هدف های گوناگون و گاهی متضاد باشند. چندین مقاله در ادبیات موضوع به این دسته از مسائل جایابی تجهیزات پویا پرداخته اند. از آن جمله ملاکرینودیس و همکاران (1995) یک مدل MILP چند هدفه و پویا به منظور جایابی مکان های تخلیه زباله های صنعتی ارائه داده است که دارای توابع هدف متناقض (یکی کمینه سازی هزینه و دیگری کمینه سازی نارضایتی ساکنین محدوده به دلیل تخلیه نزدیک زباله ها ) بوده و از یک روش موزون برای ایجاد جواب های موثر استفاده شده است. البته همانطور که بعداً اشاره خواهد شد استفاده از روش موزون در بهینه سازی با متغیر های عدد صحیح به دلیل اینکه کلیه جواب های غیر مسلط ممکن را تولید نمی کند توصیه نمی شود.
مقاله ای که بر مبنای یک مورد واقعی بنا شده و بیش از 100 میلیون دلار سود برای شرکت اجرا کننده اش به همراه داشته است توسط آرنتزن و همکاران (1995) نگاشته شده است.یک مدل بزرگ MILP در فضای بین المللی با در نظر گرفتن تمام بخش های زنجیره تامین شرکت مربوطه و لحاظ کردن موجودی مواد و حمل و نقل های لازم در یک دوره زمانی 18 ماهه ارائه گردیده است. تابع هدف این مساله یک ترکیب محدب موزون از هزینه ها و تابع زمانی مدل است. به طور دقیق تر، ضریب موزون α بر روی تابع هزینه ای ( شامل هزینه های متغیر تولید، نگهداری، عوارض، هزینه های موجودی و …) و ضریب هزینه ای (1-α) بر روی تابع زمانی ( شامل کل زمان عملیت در بخش تولید و زمان حمل و نقل) اعمال شده است.
ملاکرینودیس و مین (2000) تحقیقی در مورد جایابی مجدد و بستن یک کارخانه تولیدی وتعدادی انبار ارائه داده اند. تصمیمات جایابی مجدد و بستن تجهیزات به دلیل تغییرات در محیط فعالیت شرکت، برای مثال خصوصیات مشتریان و تامین کنندان، شبکه های توزیع و قوانین دولت می باشند. مدل ارائه شده دارای چند هدف متضاد می باشد. در این مقاله از AHP نیز برای کمک به تصمیم گیری استفاده گردیده است.
ترکیب ویژگی های چند محصولی و پویائی در مساله تصمیم گیری راجع به بهترین مکان برای مجموعه ای از تجهیزات میانی ( مانند مراکز توزیع ) توسط کنل و همکاران (2001) در نظر گرفته شد. در این مقاله یک الگوریتم حل برای مساله جایابی چند مرحله ای، پویا، چند محصوله و با ظرفیت محدود ارائه گردیده است که بر اساس الگوریتم حل موسوم به شاخه و کران برای تولید جواب های منتخب در هر دوره و کاربرد آنها در برنامه ریزی پویا برای یافتن پیکر بندی بهینه در طول افق برنامه ریزی استوار می باشد.
هیونوجوتسا و همکاران (2000) مسئله ترکیب ویژگی های پویایی و جایابی چند مرحله ای تجهیزات را در یک شبکه توزیع چند محصوله مطالعه نموده اند. هدف مدل کمینه کردن هزینه کل برآورده سازی تقاضای مشتریان در طول افق زمانی در نظر گرفته شده در مراکز فروش مختلف در عین ارضای نیازمندی های ظرفیتی مراکز تولید و انبارهای میانی می باشد. مدل ارائه شده یک MILP بوده که توسط ریلکس لاگرانژ به همراه یک الگوریتم ابتکاری به منظور ساخت پاسخ های شدنی مساله با استفاده از جواب حاصل از مساله ریلکس شده حل می شود.
تکنیک شبیه سازی گسسته پیشامد به جای برنامه ریزی ریاضی در مقاله وندر ورست (2000) به منظور پیکربندی زنجیره تامین پویا در صنعت مواد غذایی با تاکید بر معیارهای عملکردی مثل تازه بودن مواد غذائی به کار گرفته شده است. روش مدلسازی بر مبنای مفاهیم فرایندهای تجاری، متغیرهای طراحی در سطوح استراتژیک و عملیاتی، معیارهای عملکرد و نهادهای تجاری می باشد . با استفاده از آنالیز بر پایه سناریوهای مختلف ،منافع حاصل از مقایسه طراحی های مختلف زنجیره تامین محیا می گردد. یک کیس واقعی برای شبیه سازی انتخاب گردیده و نتایج استفاده از مدل گزارش شده است.
تسیاکیز و همکاران در سال 2001 مساله پیکر بندی یک شبکه چند محصوله و چند مرحله ای را که شامل چندین سایت تولیدی و چندین مشتری در مکان های ثابت و در مقابل چند انبار و مرکز توزیع در مکان های ناشناخته (که باید از بین چند گزینه یکی را انتخاب کرد) می باشد مورد توجه قرار دادند . سیستم به شکل یک مدل ریاضی مدلسازی شده و متغیرهای تصمیم آن تعداد، مکان ها و ظرفیت انبارها و مراکز توزیعی که می بایست باز شوند، مسیرهای حمل و نقل لازم برای توزیع محصولات، جریان و نرخ تولید محصولات به منظور کمینه کردن هزینه سالانه سیستم می باشد.
سیام (2002) برای طبقه توزیع کنندگان زنجیره تامین در سطح استراتژیک یک مدل عدد صحیح با در نظر گرفتن حمل و نقل محصولات از انواع مختلف ارائه داده است . وی قابل ادغام بودن این محصولات به منظور حمل و نقل را نیز در نظر گرفته است. هدف مدل پیدا کردن همزمان مکان های بهینه، جریان های مواد، ترکیبات حمل و نقل و زمان گردش حمل و نقل ها به منظور حداقل سازی هزینه های کلی لجستیک می باشد. با استفاده از

  • 1
متن کامل در سایت homatez.com

About: admin