مقاله درمورد ، لجستیک، جایابی، بازیابی، MILP، محصوله، تجهیز، سناریو

ریلکس لاگرانژ و ترکیب آن با ریخته گری شبیه سازی شده ، یک الگوریتم فراابتکاری به منظور یافتن پاسخ مدل تحت بررسی ارائه گردیده است.
بوتا و همکاران در سال 2003 یک مساله MILP برای جایابی تجهیزات در فضای بین المللی با در نظر گرفتن پارامترهای غیرقابل کنترلی نظیر نرخ تبدیل ارز و تعرفه گمرکی به منظور یکپارچه سازی تولید، توزیع و تصمیمات سرمایه گذاری ارائه داده اند. نتایج این مدل می تواند روی سطوح تولیدی ، پیکر بندی تجهیزات، استراتژی های توزیع و سطوح سرمایه گذاری تاثیر بگذارد. بر پایه پیکربندی های مختلف تجهیزات، نرخ تبدیل ارز و تعرفه های گمرکی چندین سناریو مختلف طراحی و بررسی گردیده است.
آمبروزیو و سکوتیلا (2005) یک مدل پیچیده تک محصوله برای پیکر بندی شبکه توزیع ارائه می دهند که شامل تصمیمات جایابی تجهیزات، انبارداری، حمل و نقل و تصمیمات مربوط به موجودی می باشد. چندین سناریو موردی بررسی گردیده است. دو نوع برنامه ریزی ریاضی یکی ایستا و دیگری پویا برای این مساله ارائه می گردد.
ترونکوسو و گاریدو (2005) به بررسی سیستم لجستیک در صنعت جنگل داری می پردازد.به طور دقیق تر یک مدل MILP تک محصوله برای حل سه مساله مهم در حیطه جنگل داری ارائه گردیده است که این مسائل عبارتند از : تولید جنگل ها، جایابی تجهیزات جنگل داری و توزیع محموله ها. با استفاده از مدل اجرا شده می توان تصمیمات استراتژیک راجع به مکان بهینه و اندازه تجهیزات و همچنین معین کردن سطوح تولید و جریان محموله ها در افق برنامه ریزی در نظر گرفته شده پرداخت. برای حل مدل از نرم افزار LINGO استفاده گردیده است.
ویلا و همکاران در سال 2006 یک مدل MILP برای جایابی و تنظیم پویای ظرفیت تجهیزات ارائه می دهند. هر تجهیز می تواند چیدمان های مختلفی داشته باشد و ظرفیت کارخانه با انتخاب گزینه های مناسب تکنولوژیکی می تواند مشخص شود. بستن فصلی این ظرفیت ها ممکن بوده و همچنین جانشین هایی برای محصولات نهائی در نظر گرفته شده است. هدف بیشینه کردن سود بعد از مالیات با توجه به واحد پول مشخص شده می باشد. در نهایت کاربرد مدل ارائه شده در صنعت چوب بری مورد بررسی قرار گرفته است.
دیاز و همکاران (2006) روی مهندسی مجدد یک شبکه دو طبقه ( تجهیزات و مشتریان) کارکردند. نویسندگان فرض می کنند تجهیزات را در افق برنامه ریزی می توان بیش از یک بار باز و بسته و دوباره باز کرد. آنها این شرایط را در سه سناریو بررسی می کنند: محدودیت های حداکثر ظرفیت، محدودیت های حداکثر و حداقل ظرفیت و محدودیت ها با یک حداکثر ظرفیت که در طول زمان کاسته می شود. تمام این مسائل با الگوریتم های ابتکاری اولیه دوگان حل می شوند. در این مقاله سه فرمولاسیون خطی به همراه دوگان آنها مربوط به سه سناریو ذکر شده ارائه می گردد. ویژگی اصلی این مدل انعطاف پذیری بالای آن است.
ملو و همکاران (2006) با همان ایده انعطاف پذیری مقاله بالا، به دنبال جایابی مجدد شبکه با سناریوهای افزایشی و کاهشی ظرفیت می باشند. ظرفیت را می توان بین یک تجهیز باز و یک تجهیز جدید، و یا بین دو تجهیز باز ( تحت شرایط خاص) انتقال داد. هر تغییر ظرفیت هزینه ای بر سیستم تحمیل می نماید. در این مدل، تجهیزات بسته نمی توانند دوباره باز شوند و تجهیزات باز شده می بایست تا انتهای دوره به عملکرد خود ادامه دهند.
لی و وومر (2008) مساله پیکربندی زنجیره تامین با محدودیت های منابع را در نظر گرفته اند. ایشان یک چارچوب مدل سازی بر پایه برنامه ریزی پروژه با ظرفیت منابع چند حالته برای پیکربندی زنجیره تامین با توجه محدودیت های کیفیت مورد نیاز مواد ارائه داده اند. مدل ایشان رابطی است بین فضای برامه ریزی پروژه و طراحی زنجیره تامین. برای حل مدل از برنامه ریزی محدود (CP) در یک کیس واقعی استفاده شده است.
ثانها و همکاران (2008) یک مدل MILP چند طبقه و چند محصوله برای برنامه ریزی و طراحی یک شبکه تولید و توزیع به منظور کمک به تصمیمات تاکتیکی و استراتژیکی نظیر باز و بسته کردن و افزایش ظرفیت تجهیزات، انتخاب تامین کنندگان و جریان های مواد در طول زنجیره تامین ارائه می دهند. ایشان امکان بدست آوردن تخفیف به شرط سفارش چندین ماده اولیه مختلف را در نظر گرفته اند که می تواند در انتخاب تامین کنندگان تاثیر داشته باشد. سوال اصلی مقاله نحوه گسترش ظرفیت کارخانه ایست که با تقاضای فزاینده ولی قطعی روبرو می باشد. محدودیت های منطقی مربوط به باز و بسته کردن تجهیزات شباهت زیادی به مدل ارائه شده در مقاله ملو و همکاران (2006) دارد ولی ایده گزینه های ظرفیتی در این مقاله مطرح گردیده است.
یو و گراسمن(2008) به بهینه سازی پیکربندی زنجیره تامین تحت معیار پاسخ دهی( زمان حمل و نقل و دوره های گردش) و معیار اقتصادی ( ارزش خالص فعلی) با در نظر گرفتن عدم قطعیت تقاضا پرداخته اند. ایشان یک مدل دو هدفه مختلط عدد صحیح غیر خطی که به حداکثر سازی ارزش خالص فعلی و کمینه سازی امید ریاضی زمان های تحویل می پردازد ارائه داده و یک کیس واقعی را بتوسط روش اپسیلون محدودیت حل نموده و یک مجموعه جواب بهینه غیرمسلط به دست می آورند.
4-2- لجستیک معکوسبرای مرور ادبیات لجستیک معکوس،ابتدا به بررسی چندین مقاله مرور ادبیات در این زمینه پرداخته و نکاتی راکه در آنها برای بهبود روش های موجود ذکر گردیده است در این بخش بیان می داریم. سپس مقالات جدیدی را که در این مرور ادبیات ها بدان اشاره نشده است مشخص می کنیم.
از جدید ترین مرور ادبیات هایی که مشخصا به موضوع لجستیک معکوس اشاره دارند می توان به مقالات ارائه شده توسط فلیشمن و همکاران (2000) و (20003) ، ساسیکومار و کانان )2008a) و چانیکتراکول و همکاران (2009) اشاره نمود .
فلیشمن و همکاران (2000) و (20003) دو مرور ادبیات جامع روی طراحی شبکه لجستیک معکوس در سال های 1995 تا 1999 صورت داده اند. هر دوی این مقالات از آن جهت ارزشمند هستند که به بررسی فعالیت ها و خصوصیات عمده طراحی شبکه های لجستیک معکوس پرداخته اند. این نویسندگان هفت موضوع که نیازمند تحقیقات بیشتر می باشند را معرفی می نمایند
طراحی مدل های جایابی تجهیزات جامع تر برای بررسی تاثیر عدم قطعیت روی طراحی های شبکه لجستیک معکوس بتوسط آنالیز پارامتری و برپایه سناریو.
توسعه مدل های احتمالی برای شبکه های لجستیک معکوس.
استفاده از طراحی های حلقه بسته و یکپارچه سازی تجهیزات بین جریان های مستقیم و معکوس
سنجش تاثیر شبکه بازیابی محصولات روی حمل و نقل
آنالیز چندعامله خصوصیات در یک شبکه لجستیک معکوس بتوسط آشکارسازی مشوق های اساسی گردآورنده ها، تجهیزات میانی و تجهیزات دوباره کاری.
بررسی تاثیر تکنیک های مدیریت موجودی مانند ادغام ریسک و تعویق روی طراحی شبکه لجستیک معکوس.
بررسی تاثیر موضوعات مربوط به زنجیره های تامین جهانی مانند مالیات گمرکی خرابی محصول ناشی از حمل و نقل ها در طراحی شبکه بازیابی محصولات.
علاوه بر موارد بالا، نویسندگان به طبقه بندی مسائل طراحی شبکه های لجستیک معکوس با معرفی دسته بندی های زیر کمک نموده است:
میزان تمرکز شبکه
تعداد سطوح
ارتباط با دیگر شبکه ها
ساختار های حلقه باز و حلقه بسته
میزان همکاری شبکه ای
ساسیکومار و کانان (2008b) نیز یک مرور ادبیات جدیدتر نسبت به موارد قبل ارائه می دهند و موضوعات مربوط به بازیابی محصولات را به زمینه های گزینه های بازیابی محصولات، توجهات مربوط به محیط زیست، موضوعات عمومی در بازیابی محصولات و مدیریت موجودی تقسیم می نماید .
یک مرور ادبیات دیگر که بررسی کارهای انجام شده روی مساله طراحی شبکه های لجستیک معکوس بین سال های 2000 تا 2008 می پردازد توسط چانگیتراکول (2009) ارائه شده است. این مقاله مشخصا به یافتن و مرور مقالاتی که به موقعیت های تحقیقات آتی پیشنهاد شده توسط فلیشمن پرداخته اند می پردازد. مقالات بررسی شده در این مرور ادبیات از لحاظ دوره زمانی (پویا یا ایستا)، جریان محصولات، سطوح شبکه ، ساختار حلقه باز یا بسته، توابع هدف، نحوه در نظر گرفتن عدم قطعیت و دیگر ویژگی ها دسته بندی گردیده اند. نویسندگان بیان می دارند که تحقیقات روی تاثیر عدم قطعیت روی طراحی شبکه لجستیک معکوس در درنظر گرفتن عنصر ریسک و توابع هدف چندگانه دارای کاستی هایی می باشددر نتیجه ایشان پیشنهاد می کنند که می توان موارد زیر را در تحقیقات آتی در نظر گرفت:
در نظر گرفتن عنصر ریسک و عدم قطعیت تقاضا می تواند برای توسعه مدل های قبلی در نظر گرفته شود.
مدل های آتی باید یک مدل چند هدفه ،پویا، با جریان چند محصوله ، با ظرفیت محدود و ساختاری حلقه بسته داشته باشند.
می توان به مقایسه روش های حل ابتکاری برای مساله مذبور پرداخت . برای مثال روش ریلکس لاگرانژ، جستجوی ممنوعه و غیره.
مساله حمل و نقل مواد و محصولات در حالت یکپارچه.
بعد از فروش اولیه، یک شرکت باید برای

متن کامل در سایت homatez.com