پایان نامه درمورد جنبش، اجتماعی، عربی، مسالمت، تحولات، تونس، مصر، مردمی

نظرگاه های جسته و گریخته مارکس،وبر و دورکهایم را مبنای نظرپردازی های سیستماتیک خود قرار دادند.در آثار مارکس و دورکهایم و به میزانی به مراتب کمتر در آثار ماکس وبردیدگاههایی دیده می شود که از خلال آنها می توان خطوط کلی یک نظریه جامعه شناختی درباره جنبش های اجتماعی را پیدا کرد.اصولاً اهمیت متون کلاسیک در این است که پرسشها و دیدگاههایی در خصوص مسائل پیش روی عصر خود مطرح نموده اند که هم اکنون نیز موضوع بحث جامعه شناسی می باشند. مهمتر اینکه دیدگاههای اولیه آنها ستون های محکمی برای چهار چوب نظری رهیافت های جامعه شناختی بعدی بنیان نهاده است.به این ترتیب ،هیچکدام از این نظریه پردازان نظریه ای منسجم درباره جنبش های اجتماعی ارائه نداده اند؛اما می توان حداقل مارکس و دورکهایم را بنیان گذار دو سنت بزرگ جامعه شناسی در نظریه های انقلاب و جنبش اجتماعی تلقی کرد.(همان:132)
در نیمه اول قرنبیستم،موضوعی مهم در سطح تحول تاریخی پدیدار شد که منجر به نظریه پردازی منسجم جنبش های اجتماعی گردید و آن شکل گیری برخی تضادهای اجتماعی و رفتارهای گروهی بود که قابل تقلیل به مبارزات طبقاتی صرف نبود؛یعنی گروههای اجتماعی معترضی ظهور یافتند که حول یک رشته خواسته های غیرطبقاتی و یا نه کاملا طبقاتی،دست به بسیج جمعی و اعتراض اجتماعی زدند،از جمله آن می توان به جنبش های زنان،سیاهان،دانشجویان و اقلیت ها اشاره کرد.البته جنبش های کارگری- طبقاتی نیز همچنان وجود داشته و در حیطه ی نظریه پردازی های جنبش اجتماعی بوده اند، این رهیافتها نسبت به نظریه جنبش اجتماعی در ایالت متحده و تحت تاثیر کارکردگرایی ساختاری پارسونز و شاگردان وی صورت گرفته بود.
جنبش های اجتماعی جدید،همانطور که قبلا نیز بیان گردید بر این نکته تاکید دارد که فقط کنشگر اجتماعی در بردارنده ی معناست و همانطور که گفته شد تورن را پدر این جنبش های جدید اجتماعی نامیده اند.تورن در مقاله کلاسیک خود در مجله سوشیال ریسرچ در سال 1985،برای ارائه ی تعریف از جنبش های اجتماعی جدید،ابتدا انواع تضاد اجتماعی را نام می برد و آن گاه مشخص می کند که کدام نوع تضاد اجتماعی جدید می باشد.از نظر تورن،بسیاری از انواع رفتار جمعی تضاد اجتماعی نیستند،از قبیل هراسها،شورها، مدها،جریان های فکری و نوآوری های فرهنگی.تضاد متضمن تعریف روشنی از حریفان یا کنشگران رقیب و از منابعی است که آنها برای آن مبارزه یا برای در کنترل گرفتن آن مذاکره می کنند.
2-1-3ویژگی جنبش ها در خاورمیانهخیزشهای مردمی و تحولات کشورهای عربی علیرغم تفاوت هایی که با هم دارند در بسیاری از موارد از تشابهات و نکات اشتراک زیادی برخوردار می باشند و شاید به همین دلیل است که اصطلاح «جنبش های اجتماعی جدید»بی وقفه،تمامی کشورهای عربی خاورمیانه را در ذهن خطور می نماید.
این جنبش ها ضمن اشتراکات با جنبش های پیشین، بدلیل تحولات گسترده در فناوری ارتباطات و اطلاعات و نوآوری های جدید،تمایزاتی نیز با جنبش های پیشین دارند که می توان مواردی از آن را به شرح زیر نام برد:
2-1-3-1مردمی بودناصلی ترین مشخصه جنبش های اجتماعی جدید در خاورمیانه،«مردمی بودن»و عنصر حضور مردم از طبقات مختلف جامعه در خیزش ها می باشد به طوری که ویژگی های دیگر این جنبش ها،ذیل این مشخصه معنا می یابند.تحولات کشورهای عربی را تحت عناوینی چون «بهار عربی» یا «انقلاب های عربی» نام می برند که شاید «بیداری مردمی»می تواند عنوان مناسبی برای این تحولات نامیده شود که هدف غائی اش برقراری نقطه جدید مبتنی بر خواست مردم و دوری از نظام خود کامه و موروثی می باشد.مردمی بودن این تحولات بدین معناست که هیچ حزب یا جریانی سیاسی،این خیزشها را برنامه ریزی نکرده بلکه تماما حاصل بیداری مردمی بوده که همه اقشار و لایه های جوامع را متحد هم ساخته بود.
2-1-3-2فقدان رهبری مشخصاعتراضات موفق مردم تونس و مصر و دیگر کشورهای عربی که بر عمل جمعی،بدون برخورداری از رهبری مشخص استوار بود،نشان داد که پیشبرد اهداف جنبش می تواند وابسته به شخص یا اشخاص خاصی نباشد.البته بهره گیری از رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی،در این میان توانست ارتباطات و سرعت عمل معترضان را افزایش داده و در نتیجه موجب سردرگمی نیروهای امنیتی و کاهش هزینه ها گردد.در جریان این تحولات، هرچند برخی گروهها و شخصیت ها نقش پررنگتری داشتند،اما در مرحله آغاز و روند اعتراضات،کمتر شخص یا گروهی توانست نقش رهبری را ایفا کند و می توان شاهد پیدایش نوعی رهبری جمعی برای این جنبش ها بود.
2-1-3-3 پیشتازی جوانانعلیرغم حضور اقشار و گروههای مختلف مردم در خیزش های جهان عرب،نقش جوانان در شکل دهی و سازمان دهی اعتراضات بسیار برجسته بوده است.جوانان و خصوصا جوانان تحصیلکرده که از فناوری های جدید ارتباطی نیز استفاده می کردند،در رأس نیروهایی بودند که خواستار مبارزه با فساد واستبداد بودند و نقش مهمی نیز در مدیریت جنبش ها ایفا کردند.
در حقیقت،جرقه حرکت ضد دولتی به دست همین جوانان که کسی آنها را چندان جدی نمی گرفت زده شد.دعوت اولیه برای برگزاریتظاهرات 25 ژانویه(روز خشم)از سوی اینان صورت گرفت وبیشترین نیروی حاضر در خیابانهای قاهره و دیگر شهرها را نیز همین افراد ناشناس،اما مصمم،تشکیل می داد.
2-1-3-4نقش تسریع کننده رسانه هارسانه ها یکی از ابزارهای جنبش اجتماعی خاورمیانه محسوبمی شود.هرچند باید گفت که این رسانه ها و شبکه های اجتماعی علت اصلی وقوع تحولات کشورهای عرب نیستند ولی مشخصاً آنها بیشتر در روندانقلاب و تقویت توانمندیها و مهارتهای افراد برای به ثمر رساندن اعتراضات و گسترش دامنه بیداری در میان تعدادی زیادی از مردم می باشد.رسانه های جمعی تظاهرات را برجسته می کنند؛چرا که با بدست دادن تصویری از جهان بیرون به بیننده داخلی،امکان مقایسه بین وضعیت داخلی و خارجی را برای او فراهم می آورند و در نتیجه،شهروند جوامع عربی فاقد بسیاری از آزادی های سیاسی و اجتماعی را،در قیاس با جوامع آزاد،دچار احساس محرومیت نسبی میکنند.به عنوان مثال،در بحبوحه ی انقلابهای تونس و مصر شاهد بودیم که شهروندان این دو کشور و از جمله فعالان حقوق بشری،اخبار و اتفاقات سیاسی و اجتماعی و حتی امنیتی را چگونه از طریق کانال الجزیره که وابسته به دولت قطر میباشد بازتاب می دادند.در انقلابهای تونس و مصر شبکه های اجتماعی مجازی نقش اصلی را در سازمان دهی جنبش انقلابی بازی کردند و ازین رو بیش از هرچیز از امکانات نوینی که روند جهانی شدن در اختیار بشر امروز قرار داده بهره گرفتند.بنابراین، دیگر سیاست خارجی و برنامه ریزی های داخلی عرصه ای نخواهد بود که صرفا حکومتها در آن حضور داشته باشند.
2-1-3-5هویت گراییتسری اعتراضات مردمی از یک کشور عربی در دیگر کشورهای عربی خاورمیانه،هویت گرایی چنین خیزشهایی را بازتاب می نماید.هویت،محور اصلی جنبش های مردمی خاورمیانه است.مردمی بودن جنبش های اخیر خاورمیانه باعث شده است تا ویژگی مسلمان بودن مردم منطقه نیز در جنبش ها بازتاب پیدا کند.از این منظر می توان بر هویت اسلامی- عربی جنبش های اخیر به عنوان یکی از ویژگی های مهم آنها تاکید نمود.پیروزی گروههای اسلام گرا در رقابتهای انتخاباتی تونس و مصر به عنوان دو کشور پیشتاز در تحولات عربی نشان دهنده کانونی بودن علایق و گرایشات اسلامی مردم منطقه و تاکید بر حفظ هویت اسلامی این جنبش ها بود.بنابراین مسلمانان منطقه با توجه به سیاست ها و اقدامات ضد دینی بسیار زیاد از سوی دولت های حاکم در شرایط جدید بر لزوم حفظ هویت اسلامی و ممانعت از تعرض به اصول و شعائر دینی تاکید دارند.
2-1-3-6مشی مسالمت آمیزجنبش های مردمی کشورهای عربی علیرغم سرکوب ها و اقدامات امنیتی بر مشی مسالمت آمیز و دوری از خشونت در ایجاد دگرگونی تاکید دارند. یعنی گروهها و جنبش های اعتراضی تا حد ممکن در پی دست یابی به اهداف خود با شیوه های مسالمت آمیز هستند و خشونت آمیز شدن شرایط را بهانه ای برای سرکوبی می دانند.با وجود تلاش هایی که از سوی حکومت برای جنگ داخلی صورت می گرفت می توان شاهد رویکرد مسالمت آمیز و صبورانه ای از سوی معترضین بود به گونه ای که شعار”سلیمه”به معنای مسالمت آمیز که نخستین بار در تونس و مصر شنیده شده به رغم تکرار در دیگر کشورهای عربی؛عیناً در متون سیاسی وارد شده و می توان این شعار را یکی از سمبل های انقلاب این کشورها دانست.شاید یکی از دلایل انتخاب مشی مسالمت آمیز از سوی مردم این باشد که مردم قدرت خود را با حضور گسترده همه آحاد در صحنه بدست آورده و نیازی برای بکارگیری ابزار و شیوه های غیر مسالمت آمیز نمی دیدند.
2-1-4 رابطه میان جامعه و حکومتجامعه بر حکومت اولویت دارد،به این معنا که جامعه شرط اصلی حکومت است و نه بالعکس.حکومتها class=’link’>8 متن کامل در سایت homatez.com