مقاله با موضوع بین‌الملل، اجتماعی، سازه‌انگاری، سیاسی، سیاست، کارگزار، مادی، دولت‌ها

واقع‌گرایی علمی تا سازه‌انگاری پسا ساختارگرایی اطلاق می‌شود. (روحی دهبنه، 1391: 83). این نظریه که از اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 به یکی از تئوری‌های اصلی روابط بین‌الملل تبدیل‌شده بود، پیش از طرح در روابط بین‌الملل، در جامعه‌شناسی معرفت و مباحث فرا نظری در کل علوم اجتماعی مطرح بود. در روابط بین‌الملل این نظریه ریشه در مسئله جامعه‌شناسی شناخت دارد که در دهه 1970 از سوی پیتر برگر و لاکمن در کتاب «ساخت اجتماعی واقعیت: رساله‌ای در جامعه‌شناسی شناخت» مطرح شد (مشیر زاده، 1383: ص 170)؛ و سپس در مباحثات روابط بین‌الملل جایگاه قابل‌توجهی یافت. در رشته روابط بین‌الملل نیز فهم سازه‌انگارانه امور در اواخر دهه 1980 و با انتشار کتابی «جهانی که ما می‌سازیم» (Onuf, 1989: 3-8) نوشته نیکلاس اونف در کتاب «قواعد، هنجارها و تصمیمات» اثر فردریش کراتوچویل، وارد مباحثات علوم سیاسی و روابط بین‌الملل شد. یک دهه پس‌ازآن دو نویسنده ونت کتاب «نظریه اجتماعی سیاست بین‌الملل» را منتشر کرد. (Wendt, 1999: 7-17). این کتاب درواقع نقدی بر کتاب «سیاست بین‌الملل کنت والت» است. (Waltz, 1979). با انتشار کتاب ونت، مکتب سازه‌انگاری ظهور کرد و شیوه فهم و نقد نوینی در ادبیات روابط بین‌الملل و علوم سیاسی آغاز گردید. هرچند اونف و کراتوچویل اثرات خود را حدود یک دهه زودتر از الکساندر ونت منتشر کردند، امّا تحلیل سازه انگاران بیشتر با نام ونت شناخته می‌شود. ونت در سال 1999 در «نظریه اجتماعی سیاست بین‌الملل»، کانستراکتیویسم را در حد یک مکتب فکری مطرح ساخت. (عباسی اشلقی، فرخی، 1388: 73)
ونت به‌عنوان مؤثرترین شخصیت سازه‌انگاری متعارف در روابط بین‌الملل، این نظریه را این‌گونه معرفی می‌کند: «سازه‌انگاری نظریه ساختاری (کلان) نظام بین‌الملل محسوب می‌شود که دولت‌ها، واحد اولیه تحلیلشان در نظریه سیاسی هستند و سیستم بین‌الملل متشکل از دولت‌ها، دارای ساختاری می‌باشند که ویژگی بین الاذهانی آن برجسته است و بخش مهمی از منافع و هویت دولت‌ها به‌وسیله این ساختار اجتماعی ساخته می‌شود».Wendt; 1994: 383-384) به نقل از: دهقانی فیروزآبادی، جدیدی، 1389: 95( سازه‌انگاری به‌عنوان سنتز دو نظریه نوواقع‌گرایی و نو لیبرالیسم و پلی میان این دو نظریه درصدد ایجاد ارتباط و پیوست و پل زدن میان نظریات روابط بین‌الملل هستند. اونف بر آن است که سازه‌انگاری راهی است برای فائق آمدن بر شکاف درون رشته‌های روابط بین‌الملل و یافتن راهی میان علوم اجتماعی اثبات‌گرا و حملات علیه تجدد که از سوی پساتجددگرایان مطرح می‌شود. ونت به طور خاص ازنظر تأکیدی که بر راه میانه و هم بر پل زدن میان مواضع نظری و فرانظری معروف است. (مشیرزاده، 1384: 343-344)
سازه‌انگاری با رد برداشت‌های خردگرایانه نئورئالیسم و نئولیبرالیسم، دیدگاهی منطقی _ اجتماعی به سیاست جهانی ارائه داد که بر اهمیت ساختارهای هنجاری، مادی و نقش هویت در ساخت منافع، کنش و تکوین متقابل کارگزار _ ساختار تأکید می‌کند. (Price and Reus smith, 1998, 256; Adler, 1997, 2005; Ruggie,1998). از این منظر سیاست بین‌الملل به‌عنوان یک برساخته اجتماعی، قلمرو اجتماعی تلقی می‌شود که ویژگی‌های آن درنهایت از طریق ارتباطات و تعامل میان واحدهای آن تعیین می‌شود (Ringman, 1997: 270) به‌عبارت‌دیگر، سازه‌انگاری در مقابل نظریه مادیتگرای جریان اصلی روابط بین‌الملل قرار می‌گیرد که طبق آن موجودیت‌های اجتماعی اعم از ساختارها و کنش‌ها هم ازنظر ورودی و هم ازنظر عملکرد، مستقل از برداشت‌ها و فهم انسان‌ها قرار دارند. از دیدگاه نظریه اجتماعی سیاست بین‌الملل، اساساً موجودیت ساختارها، نهادها و کارگزاران جنبه ذهنی و یا حداقل گفتمانی دارند و این‌ها جز بر مبنای فهم انسانی وجود ندارند. (مشیرزاده، 1384: 8. به نقل از: عسگرخانی، منصوری‌مقدم، 1389: 195)
گزاره‌های اصلی سازه‌انگاری عبارتند از:
الف) دولت‌ها واحدهای اولیه تحلیل در تئوری سیاسی بین‌المللی هستند.
ب) ساختارهای کلیدی در سیستم دولت‌ها بیش از آنکه مادی باشند، بین الاذهانی است.
ج) بخش مهمی از منافع و هویت دولت‌ها به‌وسیله ساختار اجتماعی ساخته می‌شوند، نه تحت تأثیر طبیعت انسانی و سیاست داخلی دولت‌ها. (Alexander went) سازه‌انگاری در مورد شماری از قضایایی که در تئوری روابط بین‌الملل مطرح می‌شود درک متفاوت و جایگزینی ارائه می‌دهد که معانی آنارشی و توازن قوا، روابط میان هویت و دولت و منافع، پیچیدگی‌های قدرت و چشم‌اندازهایی برای تغییر در سیاست جهانی را شامل می‌شود. (Ted hopf).
برای درک بهتر ارزیابی تأثیر بیداری اسلامی بر رابطه طرفین از منظر سازهانگاری در آغاز بهتر است به توضیح پیشفرضهای این نظریه پرداخته شود.
پیشفرضهای اصلی سازهانگاری
1- ساختار – کارگزاریکی از مهم‌ترین موضوعات موردبحث سازه انگاران که مباحث هستی‌شناسانه و تئوریک را به هم می‌آمیزد، مسئله ساختار _کارگزار است. بحث ساختار _کارگزار بر ماهیت بین‌الملل متمرکز است. به‌عبارت‌دیگر، در ارتباط با این سؤال که چه چیزی در روابط بین‌الملل وجود دارد، باید پاسخ آن را در ارتباط با بازیگران و ساختاری جستجو کرد. در حقیقت ساختار _کارگزار عناصر توصیفی برای درک تعاملات انسانی در قالب یک جامعه و تشریح پدیده اجتماعی هستند. (متقی، 1389: 153). مسئله ساختار _کارگزار به تبیین پدیده سیاسی و اجتماعی و به این موضوع مربوط می‌شود که اجزای یک تعبیر معتبر یا مناسب، آثار یا پیامدهای سیاسی چیست، یا تبیین سیاسی مناسب چه چیزی را در برمی‌گیرد. (های، 1385: 159)
ساختار و کارگزار در سازه‌انگاری به این معناست که سازه‌های روابط بین‌الملل دیگر نه برساخته عوامل ساختاری و عینی محض و نه برساخته عوامل ذهنی و تفسیری محض تصور نخواهد شد، بلکه عملکرد روابط بین‌الملل منتج از درهم تنیدگی عوامل ساختاری و کنش دانسته می‌شود و این عوامل دوگانه تنها به صورت تحلیلی از یکدیگر قابل تفکیک خواهند بود. سازه‌انگاری در روابط بین‌الملل متأثر از آرا آنتونی‌گیدنز است. او برخلاف ساختارگرایان در رویکرد هستی شناختی معتقد است که مؤلفه مستقلی به نام ساختار وجود ندارد، بلکه با اوصاف ساختاری مواجهه هستیم که برساخته کنش فردی یا جمعی می‌باشد. از سویی، کنش افراد یا گروه‌ها را می‌توان در چهارچوب همین اوصاف ساختاری سنجید. بدین ترتیب، گیدنز تعامل میان پدیده‌ها را مدنظر دارد (معینی و راسخی، 1389: 194. به نقل از: سام خانیایی، 1391: 26).
سازه‌انگاری در بعد هستی شناختی تا حدی به موضوع پساساختارگرایان در این مورد که باید دوگانه سازی حاکم بر اندیشه غربی را کنار گذاشت یا تغییر داد، موافق است و با برداشتی که از قوام متقابل کارگزار و ساختار یا فرد و جامعه دارد، به‌نوعی بر این دوگانگی فائق آمده است Onuf; 2003: 41-42). به نقل از: معینی علمداری، راسخی، 1389: 193)
سازه‌انگاری با باور به تکوین متقابل ساختار کارگزار هر دو سطح را به فرا رفتن از تحلیل ایستای خود از ساختار، کارگزار، منافع، هویت، تهدید و همکاری می‌برد و این نکته را بیان می‌کند که اگر ساختار امری برآمده از کنش متقابل بازیگران است و در این کنش بازیگران بر اساس هویت‌های متمایز خود که برآمده از محیط داخلی آن‌هاست، دست به کنش می‌زنند، به نحو متقابل نیز، ساختار به شیوه‌های گوناگون هویت، منافع و … آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن را شکل می‌دهد. (متقی، کاظمی، 1386: 217)
درعین‌حال باید توجه داشت که چون ساختار کارگزار در سطح هستی شناختی مستقل از هم تعریف نمی‌شوند، علی‌القاعده نباید به دنبال رابطه علی در سطح معرفت‌شناختی میان آن‌ها بود و در مقابل، باید به چگونگی رابطه میان آن‌ها (و نه چرایی) پرداخت (مشیرزاده، 1384: 342)
ریشه‌های مسئله ساختار کارگزار در دو مسئله بدیهی درباره حیات اجتماعی قرار دارد که زیربنای قسمت اعظم وارسی علمی اجتماعی است:
الف) انسان‌ها و سازمان‌های آنان کنشگرانی دارای مقصود هستند که کنش‌های آنان به بازتولید یا تغییر شکل جامعه‌ای کمک می‌کند که در آن زندگی می‌کنند.
ب) جامعه از روابط اجتماعی ساخته‌شده که به تعامل‌های بین این کنشگران دارای مقصود، ساختار می‌دهد. (ونت، 1388: 266)
به نظر سازه انگاران، ساختارها و کارگزاران معنایی، شامل نظام باورهای مشترک، اعتقادات و ارزش‌های نیز پابه‌پای ساختارها و کارگزاران مادی تأثیر نیرومندی بر روی عمل سیاسی و اجتماعی دارنده وجود کارگزاران و ساختارها معنایی را از آثاری که می‌دهند می‌توان فهمید. آثاری که موجب ایجاد تغییرات در عالم مادی شده، این تغییرات نیز به صورت متقابل بین ساختارهای مادی و معنایی وجود دارد. محیطی که دولت‌ها در آن عمل می‌کنند، هم مادی و هم اجتماعی، معنایی است. هویت و منافع دولت‌ها به صورت class=’link’>6

متن کامل در سایت homatez.com