مقاله درباره ، طلا، نفت، ارز، ، یورو، تورم، کشور‌های

ارزی حاصل از فروش نفت به جامعه، افزایش نقدینگی توسط بانک مرکزی، اعتبارات و پرداخت‌‌های بانک مرکزی و سیستم بانکی، استقراض بیش از حد دولت از بانک مرکزی، سیاست‌‌های پولی انبساطی، کسری بودجه دولت، شاخص در آمد کل (تپیکس)، قیمت مس، قیمت مسکن.

3-2-1-شاخص بهای مصرف کننده (CPI)
شاخص بهای مصرف کننده ((CPIبه عنوان اندازه گیری از تغییرات متوسط در طول زمان در قیمت‌های پرداخت شده بوسیله‌ی مصرف کنندگان شهری برای یک سبد بازاری از کالاها و خدمات مصرفی مصرف کننده می‌باشد.(روز بهان 1389)
از آنجایی که عموم این طور تصور می‌کنند که طلا،قادر به حفظ ارزش خودش است و نگه داری آن فاقد ریسک‌های بازار است،فلذا افزایش نرخ تورم عموما محرکی برای سرمایه گذاری در بازار طلا به عنوان یک ضربه گیر در برابر تورم است.
اگر چه سرعت حرکت قیمت طلا یکسان نیست اما قیمت طلا،تمایل به جا به جایی CPI را نشان داده است.از آنجاییکه ارز ایالات متحده و ارز حوزه یورو دو ارز اصلی در بازار جهانی طلا هستند،هم شاخص قیمت مصرف کننده ایالات متحده (USCPI) و هم شاخص قیمت مصرف کننده حوزه یورو (EURO ZONE HICP) در مدل لحاظ شده اند.
لازم به ذکر است که HICPشاخص هماهنگ قیمت‌های مصرف کننده کل اتحادیه اروپا می‌باشد.در پیش بینی قیمت طلای ایران شاخص قیمت مصرف کننده در ایران نیز محاسبه شده است.
3-2-2-SPDR در سال‌های گذشته در کشور‌های غربی،صندوق‌های سرمایه گذاری پدید آمده اند که تخصصی بر روی طلا کار می‌کنند.گاهی این صندوق ها را EFT (EFT ها فقط بر روی طلا سرمایه گذاری نمی کنند )می نامند.
بزرگترین EFTجهان که بر روی طلا کار میکند صندوق SPDRاست که هم اکنون مالک حدود 1300 تن طلا است.در واقع طلا به عنوان یک نوع بیمه در اکثر صندوق‌های سرمایه گذاری حضور داردو این صندوق ها با خرید و فروش آن سود مناسبی را کسب می‌کنند.
SPDR در زمینه سهام طلا و خدمات اعتباری طلا در سطح بین الملل و عمدتا در شمش طلا سرمایه گذاری میکند.SPDR بزرگترین سرمایه گذار طلا در سطح جهان است و بنابراین خرید سهام طلای SPDRمستقیما به مفهوم افزایش تقاضا و بنابراین افزایش قیمت طلا است.زمانی که قیمت طلا افزایش می‌یابد،سرمایه گذاران زیادی به بازار هجوم می‌برند و خرید بیشتر از SPDRرا موجب می‌شوند.نتیجتا بین SPDR و هردوی جریان افزایش قیمت طلا و انباره قیمت طلا رابطه ای مثبت برقرار است.
3-2-3-تعهدات باز (OPEN INTEREST)
به معنی تعهدات یا قراردادهای نا تمام بوده و مشابه فاکتور قبلی مقدار بیشتر تعهدات باز به معنای تقاضای بیشتر برای طلا است.
(Bhuyan & Chaudhury 2009)
3-2-4-هرج و مرج و جنگ در کشور‌های تولید کننده نفت
هرج و مرج سیاسی و جنگ در کشور‌های تولید کننده نفت به دلیل استوار نگه داشتن روند‌های مثبت بین قیمت نفت خام و قیمت طلا،به عنوان یک فاکتور به مدل اضافه شده است.به طور معمول هر جایی که هرج و مرج یا جنگ باشد و یا حتی اگر در حد حدس و گمان هم که باشد موجب می‌شود که بسیاری از سرمایه گذاران چه حقیقی و یا حقوقی،ترکیب پرتفوی خود را به نفع افزایش مقدار طلا تغییر دهند.بنابراین انتظار می‌رود که رخداد چنین حوادثی منجر به افزایش قیمت طلا بشود.
 افزایش جهانی قیمت نفت ارتباط تنگاتنگی میان نفت و طلا وجود دارد. زیرا هر دو کالاهای استراتژیکی هستند که با تحولات اقتصادی دچار تاثیر می‌شوند. از طرفی طلا و نفت هردو کالاهایی تجدید ناپذیر هستند که در واقع عرضه این کالاها محدود به مقدار موجودی آنها در طبیعت است،در مقابل طلا همچون پول دارای ویژگی ذخیره ارزش می باشد و از نقدپذیری بالایی برخوردار است و افراد به عنوان ذخیره یا سرمایه از آن بهره می جویند. زمانی که قیمت نفت افزایش می یابد، به دلار بیشتری برای چرخاندن گردونه تجارت نفت نیاز خواهد بود. آمریکا این افزایش قیمت را با چاپ دلار تامین مالی می کند. افزایش حجم دلار و عرضه آن در بازار بین المللی موجب کاهش ارزش و قدرت خرید دلار می گردد.
مجموعه عوامل مذکور سبب می گردد که دولت ها به سمت دارایی هایی از جمله طلا گرایش داشته باشند، برای اینکه طلا از خاصیت حفظ ارزش برخوردار است و افراد می توانند با ذخیره آن نسبت به نگهداری دلاری که ارزش آن در حال پایین آمدن است، با ریسک کمتری مواجه شوند و در نهایت قیمت طلا افزایش یابد.
3-2-5-شاخص دلار آمریکا
این عامل متوازن کننده افزایش قیمت طلا یا به عبارتی همان شاخصی است که به طور منفی بر افزایش قیمت طلا تاثیر می‌گذارد.این شاخص عملکرد دلار آمریکا را در برابر سبدی از ارزهای خارجی تعیین میکند.به علت این که درحال حاضر بازار جهانی طلا تحت سلطه دلار آمریکا است،نوسانات دلار عموما بر قیمت طلا موثر است.تضعیف دلار موجب افزایش قیمت طلا می‌شود. علت آن این است که سرمایه گذاران خواهان ریسک کمتر نرخ تبدیل ارز هستند.
کاهش ارزش دلار به نظر اکثر کارشناسان مهمترین عامل افزایش ارزش طلا،اکنون کاهش ارزش دلار است که عوامل دیگر نیز از این عامل تاثیر می پذیرند. هنگامی که ارزش دلار کاهش پیدا می‌کند، مقدار زیادی پول از بازار خرید و فروش ارز وارد بازارهای کالاهایی می‌شود که در بورس معامله می‌شوند. در چنین شرایطی، بازار طلا نیز تحت تاثیر قرار می گیرد.
از سوی دیگر تنزل ارزش دلار به کاهش ارزش ذخیره ارزی بانک مرکزی کشورهای مختلف منجر می‌شود و آنها برای جبران این مساله به دنبال افزایش ذخیره طلای خود می‌افتند که به رشد چرخش پول در بازار طلا و افزایش قیمت آن می‌ انجامد. بنابراین هم بانک‌‌های مرکزی و هم سرمایه گذاران در جهت جلوگیری از کاهش دارایی‌‌های خود طلا را بهترین گزینه برای جایگزین کردن دلار می دانند
بنابراین تنها عامل اصلی جریان خروجی و یا کاهش دهنده قیمت طلا مورد ششم یعنی فروش رسمی طلا از طریق کشور‌های مختلف و موسسات مختلف جهانی است.
(wang 2012)
3-2-6-فروش رسمی
هر زمانی که تعدادی از بزرگترین دارندگان طلا،اعلام رسمی خرید و فروش طلا بنمایند،به طور منفی روی تقاضای بازار طلا اثر گذاشته و نهایتا قیمت بازار را کاهش میدهند.
(Klapwijk 2010)

3-2-7-USGDP:تولید ناخالص داخلی ایالت متحده
رشد اقتصادی منجر به مصرف زیادتر نفت و نهایتا افزایش بهای نفت می‌گردد.این اثر با رابطه مثبت بین دو تولید ناخالص داخلی و افزایش قیمت نفت نشان داده می‌شود. برای کاهش قیمت نفت تنها عامل،کنترل ذخائر نفت ایالت متحده است.
3-2-8-قیمت مسکن هر نوع تسهیلاتی که نسبت به ارز و سکه فراهم شود در قیمت مسکن اثر گذار است چرا که اینها همگی لازم و ملزوم یکدیگر هستند. برای ساخت خانه باید پول داد و پول هم از پشتوانه طلا و ارز پیروی می‌کند.باافزایش قیمت مسکن قیمت طلا هم افزایش پیدا میکند ولی با کاهش قیمت مسکن لزوما قیمت طلا کاهش نمی یابد.و همچنین با کاهش تعداد معاملات در املاک تقاضا برای خرید طلا افزایش پیدا کرده و قیمت آن افزایش پیدا می‌کند.
(میدانی 1390)
3-2-9-ذخائر نفت ایالت متحده
زمانی که موجودی نفت از سطح قبلی اش کمتر بشود بازار متوجه تنش در عرضه شده و قیمت نفت بالا می‌رود.از این رو عامل موجودی ذخائر نفت،با جریان خروجی کاهش قیمت نفت رابطه مثبت دارد. (Elekdag et al 2010)
3-2-10-نرخ مبادله دلار /یورو
به دلیل این که یورو بخش اعظم شاخص دلار را تشکیل می‌دهد،تغییر در یورو نهایتا روی شاخص دلار اثر می‌گذارد.به طور اخص افزایش نرخ مبادله به معنای افزایش شاخص دلار است و بنابراین رابطه مثبت بین نرخ مبادله یورو و شاخص دلار آمریکا در نظر گرفته می‌شود.این چنین رابطه ای بین نرخ تورم و نرخ تبادل وجود دارد.با به کارگیری تئوری برابری قدرت خرید مطلق،(تئوری برابری قدرت خرید در شکل مطلق،آن است که یک سبد کالا و خدمات،وقتی بر حسب پول مشترکی قیمت گذاری شود،باید هزینه‌های یکسانی در کشور‌های مختلف داشته باشد.آشکار است اگر قانون قیمت واحد برای تمامی کالاها مصداق پیدا کند آنگاه برابری قدرت خرید مطلق نیز مصداق پیدا می‌کند.)قانون قیمت واحد مابین دو ارز را می‌توان طبق رابطه ریاضی زیر نشان داد:
(USCPI)/ (EURO ZONE HICP)=نرخ تبادل یورودلار
رابطه بالا همبستگی مثبت مابین نرخ تبادل و شاخص قیمت مصرف کننده حوزه یورو را به همان خوبی همبستگی منفی مابین نرخ تبادل و شاخص قیمتی مشتری دلار نشان می‌دهد.
(smail 2009)
تنها متغیر اقتصادی دخیل در حال حاضر شاخص قیمت مصرف کننده CPIاست.داشتن نوسانات خاص خود ایجاب می‌کند که برای قابلیت پیش بینی بهتر مدل،به عوامل زمینه ای این شاخص هم توجه شود.در هنگام اندازه گیری مقدار تورم،عوامل موثر بر تورم در مدل گنجانده شده است.
اساس تورم،تغییر قیمت ها در سطح زمان است و دو عامل تورم کشش تقاضا و تورم فشار قیمت ها تشکیل دهنده آن هستند.تورم کشش تقاضا از افزایش در تقاضای کل،ناشی از رشد اقتصادی نشات می‌گیرد.به عبارت دیگر

متن کامل در سایت homatez.com