مقاله درمورد ، تربیت، مدرسه، اجتماعی، ابتدایی، تعلیم، پرورش،، تحول

پرورش به عنوان یک نهاد اجتماعی محافظه کار یاد می شود که معمولا دنباله رو تغییر اجتماعی است، نه عامل و موجد آن، این داوری از آن‌جا ناشی میشود که بعضی از صاحبنظران نقش آموزش و پرورش را در امر انتقال فرهنگ و جامعهپذیری، برجسته کرده و این اندیشه را به وجود آورده‌اند که آموزش و پرورش، نهادی عمدتا منفعل است و در مقام انتقال از نسلی به نسل دیگر، از وضع موجود جامعه محافظت میکند(علاقه- بند، 1390). نظام آموزش و پرورش، پدیده اجتماعی عامی است که در تمام جوامع امروز یافت میشود. در جوامع جدید، مفهوم آموزش و پرورش و کارکردهای آن دستخوش تغییرات و دگرگونیهایی شدهاست. نیازهای گوناگون زندگی، انواع نوین آموزش و پرورش را طلب میکند. آموزش و پرورش و ارتقاء سطح سواد و تربیت مردم هر جامعه از جمله عوامل مهم درپیشرفت و توسعه هر کشور در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی میباشد و همچنین نقش تعلیم و تربیت در رشد و شکوفایی استعداد‌های بالقوه افراد هر جامعه و بخصوص دانشآموزان کاملا واضح و روشن میباشد و اگر برنامههای آنها به درستی تنطیم و تدوین و اجرا شوند، فرصتهای مناسب برای نوجوانان و جوانان و جامعه فراهم میسازد تا ضمن خودسازی به عنوان نیروهای فعال و کارآمد تربیت و آماده شوند(اسماعیلی، 1388).آموزش در لغت، به معنی انتقال معلومات و مهارتها به دیگران است، به طوری که این معلومات و مهارت‌ها به کار آیند و موجب تحول و دگرگونی در رفتار شوند. پرورش نیز به معنی شکوفایی تواناییهای درونی و استعداد‌های طبیعی میباشد و به معنای اخص، معادل و یا مترادف با آموزش و پرورش است که تنها درباره انسان بکار برده میشود. پس آموزش و پرورش امری است مختص انسان‌ها که در زمان‌ها و مکان‌های مختلف به صورتهای متفاوتی تعبیر و تفسیر میشود. به عنوان مثال در ایران باستان، منظور از آموزش و پرورش بیشتر رشد و توسعه مهارت‌های بدنی، مانند شمشیر بازی، پرتاب نیزه و کمی هم آشنا کردن کودکان و نوجوانان با آداب و رسوم آن زمان بودهاست(پورظهیر،1384).
آموزش و پرورش، فراگردی زگهواره تا گور است که در هر جامعه ای یافت میشود و اشکال گوناگونی دارد: از یادگیری بر اساس تجربههای زندگی، تا آموزش و پرورش آموزشگاهی، از اجتماعات صنعتی تا غیر صنعتی از محیطهای روستایی تا شهری و از یک گروه سنی به گروه سنی دیگر(علاقه بند، 1390). آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیتداری مفهوم کاربردی گسترده و پیچیده و مبهم است. مفاهیمی مانند سوادآموزی، کارآموزی، بارآوردن، پروردن، تادیب، اجتماعی کردن، جزئی از آموزش و پرورش محسوب میشوند و یا با آن همپوشانی دارند(صافی، 1388). در تعریف این مفهوم در میان صاحبنظران تعلیم و تربیت اختلاف نظر وجود دارد و تعریف واحد و یا جامع و مانعی از« آموزش و پرورش »به دست نیامدهاست. صاحب نظران هر یک بر پایۀ تفکرات و تجربیات خود، تعریفی از آن ارائه دادهاند .درباره مفهوم آموزش و پرورش باید در نظر داشت که آن منحصر به افراد، زمان، مکان، یا عمل خاصی نیست. یعنی به طور مشخص آموزش و پرورش منحصر به مدرسه،کودکان و یا دروس خاصی نیست، بلکه برای همه، و در هر زمان و در هر مکانی است(فهیمی نژاد، 1391).
تعاریف متعددی از آموزش و پرورش وجود دارد که از جمله آن میتوان به تعاریف زیر اشاره کرد:
ژان ژاک روسو (1712-1778) آموزش و پرورش را هنر یا فنی تعریف میکند که به صورت راهنمایی و یا نیروهای طبیعی و استعداد های فراگیر، و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق میپذیرد(شعبانی، 1382).
فروبل دانشمند آلمانی(1782-1852) در حالی که تربیت را «رشد دادن قوای پنهانی که طبیعت در نهاد طفل به ودیعه گذاشته است» می داند،به بار آوردن طفل در اجتماع و برای زندگی در جامعه اعتقاد دارد.او به هدف اجتماعی تعلیم و تربیت تاکید کردهاست(شعبانی، 1382).
پورظهیر(1384)؛ «آموزش و پرورش فراهم آوردن زمینه‌ها و عوامل برای به فعلیت رساندن همه استعدادهای بالقوه انسان است».
علاوه بر این، اندیشه‌های دانشمندان بزرگ در حوزه آموزش و پرورش، گواه این واقعیت است که یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش در جهان« یادگیری برای زندگی » و تاکید بر اهمیت« آموختن مهاتهای زندگی » و جنبه‌های« فرهنگی و تربیتی » توسط دانش‌آموزان است. تاکید این صاحب نظران بر اهمیت« ایجاد ارتباط بین آموزش و پرورش با واقعیت زندگی دانش‌آموزان»، نقطه مشترکی است که علیرغم وجود تفاوتهای آشکار در مبانی نظری،شرایط اجتماعی،ارزش‌ها، باورها، نحوه زندگی، اقتصادی، در جوامع گوناگون موجود بودهاست( فهیمینژاد، 1391). نظر بر این است که جذابیت آموزش و پرورش در دوران جدید، به طور همزمان، از بالا رفتن اهمیت و افزایش پیچیدگی آن ناشی میشود. اهمیت آموزش و پرورش ناشی از گسترش کارکردهای آن است که به طور روز افزون، آن را در کانون جامعه قرار داده و توجه عام و خاص را به آن جلب میکند. از سوی دیگر، آموزش و پرورش پیچیده تر و فهم واقعیتهای آن از راه مشاهدات سطحی یا به کمک شعور عادی دشوارتر می شود (علاقه بند، 1390).
با تأسیس مدرسه دارالفنون در سال 1268 قمری گام موثری در توسعه آموزش و پرورش نوین ایران برداشته شد و پس از آن با آغاز حکومت مشروطه و تشکیل قوای مقننه، تاسیس مدارس دولتی و ملی در حوزه وظایف دولت قرار گرفت و قانون تحصیل اجباری برقرار گردید(آقازاده، 1388). و همچنین در این دوره بود که آموزش ابتدایی به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی شد و لزوم بست و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران برای اولین بار مطرح گردید(فقیهی، 1377)بعد از آن در سال 1312 انجمن تربیت بدنی آموزش و پرورش تاسیس شد و در این زمان به موجب متمم قانون بودجه،دبستان های دولتی در تمام مملکت برای همه شاگردان مجانی بود(وکیلیان، 1381).
ده سال پس از آن، در سال 1322 طبق قانون تعلیمات اجباری، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری،مطرح و همگانی شد.طبق ماده دوم قانون تعلیمات اجباری، طول دوره ابتدایی شش سال تعیین شد و پس از آن در سال 1345 به پنج سال تقلیل پیدا کرد(فقیهی، 1377).
در عصر جدید نیز با توجه به لزوم یک برنامه راهبردی و جامع برای ساماندهی بهینه برنامه درسی و تولید محتواهای آموزشی در دورهها و سطوح مختلف یادگیری، از سال 1384 کار تحقیق درمورد تدوین برنامه درسی ملی،تحت عنوان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در سازمان تحقیق و برنامه ریزی آموزشی آغاز شد. همزمان با بررسی و تصویب سند تحول بنیادین در شورای عالی آموزش و پرورش (آذرماه 1388)، کار بررسی و اصلاح برنامه درسی ملی نیز سرعت یافت و تا سال 1390 بارها در معرض نقد و بررسی صاحبنظران قرار گرفت تا به شورای عالی آموزش و پرورش ارائه شد و در نهایت در 28/6/1391 به تصویب نهایی و برای اجرا ابلاغ شد(سند تحول آموزش و پرورش، 1391).
2- 3 مدرسه مدرسه به عنوان مکانی مطمئن در پرورش انسانها قلمداد میشود و همچنین در فراهم آوردن زندگی سالم و نشاطانگیز و تربیت افراد با رفتار سالم، نقش بسیار سازندهای ایفا میکند(حریفی، 2004). در کشور ما مدارسی وجود دارند که در کنار گورستانها، رودخانهها و مناطق نامناسب احداث شدهاند و ممکن است در رشد و تکامل داشآموزان اثرات منفی داشته باشند(خلیلی، 2007). یکی از عوامل موثر تربیتی در آموزش و پرورش نوین، چگونگی معماری، کالبد و فضای مدرسه است. در تعلیم و تربیت جدید، فضای کالبدی مدرسه باید چنان باشد که به عنوان عاملی زنده و پویا، در کیفیت فعالیتهای آموزشی و تربیتی دانشآموزان ایفای نقش کند. بدین معنا که فعالیتهای آموزشی و پرورشی مدرسه بایستی در فضای مناسب و دارای ابعاد استاندارد و بر اساس نیازها و علایق دانشآموزان انجام پذیرد تا معلم در تدریس و شاگرد در یادگیری احساس رغبت و انگیزه نموده و از فعالیت خود لذت ببرد. در این مورد رابرت گیفورد در مبحث یازدهم از کتاب خود با عنوان روانشناسی محیط، به محیطهای آموزشی میپردازد و مسائلی نظیر جایگاه دانشآموز و معلم در کلاس، میزان سرو صدا، نور و رنگ، آب و هوا، میزان رطوبت را مورد بحث قرار میدهد. در واقع تأکید وی به آموزش موثرتر و لذت بخشتر است(کاملنیا، 1386) در زمان طراحی مکان آموزشی، بایستی نیازهای عمومی یک عده از دانشآموزان همسال و همنیاز را برآورده کرد. برای مثال، دبستان باید جایی باشد که بچههای ابتدایی بتوانند نیروهای بالقوه خود را بالفعل کنند؛ یعنی نیاز به تحرک دارند، و این مستلزم داشتن فضای آموزشی وسیع است. اساساً باید فضای کالبدی مدرسه بهگونهای باشد که دانشآموز در آن احساس گرمی و محبت کند تا وقتی از محیط خانواده وارد فضای آموزشی میشود، از مدرسه دلزده نشود. فضای کالبدی مطلوب فضایی است که زمینه را برای افزایش یادگیری و >

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin