مقاله درمورد فراشناخت، کردید، افکار، بیمار، درمانی، اضطراب، ، واره

شناختی – توجهی و فراشناخت واره ها (M)
1. وقتی این تجربه را کردید ، تفکر شما چه تغییری پیدا کرد ؟
2. آیا نگران بودید یا زیاد به مسایل فکر می کردید ؟ آخرین بار نگرانی یا افراط اندیشی شما چقد طول کشید؟
3. آیا شما بیشتر به چیزهایی توجه داشتید ، که ناراحت تان می کرد ؟ چطور این کار را می کردید ؟
4. آیا برای کنترل احساسات تان دست به اقدامی می زدید ؟ چه کار می کردید ؟
5. آیا برای تغییر افکار خود دست به اقدامی زدید ؟ چه کار کردید ؟
6. آیا تلاش کرید به مسایل خاصی فکر نکنید یا از فکر کردن به برخی مسایل اجتناب کنید ؟
7. نگران یا اندیشناکی چه مزایایی دارد ؟ می توانید به مزایای آنها اشاره کنید ؟
8. معطوف کردن توجه به افکار یا احساس ها چه فوایدی در بردارد ؟ می توانید به فواید آنها اشاره کنید؟
9. آیا معطوف کردن توجه به تهدید به شما کمک می کند ؟
10. اگر افکار و هیجان های خود را کنترل نکنید ، چه اتفاقی می افتد ؟
11. اگر احساس شما (یا تفکر شما) به همین شکل ادامه پیدا کند ، بدترین اتفاق ممکن چیست ؟
12. چقدر برافکار افسرده ساز و نگران کننده ی خود کنترل دارید ؟
معمولاً این سوال ها برای دستیابی به نمای اولیه ای از سندرم شناختی – توجهی و باورهای فراشناختی مثبت و منفی کفایت می کنند . .با این حال ، لازم است که در برخی موارد سطح عواطف بیمار تعدیل شود تا به اطلاعات ضروری دست پیدا کنیم . برای دستیابی به این هدف ، آزمون های سنجش رفتاری بسیار کمک کننده است .
2-2- 5-آزمون سنجش رفتاری در اضطراب
اگر سوال های مطرح شده فوق قادر به شناسایی ویژگی های کامل سندرم شناختی – توجهی نباشد ، احتمالاً چارچوب زمانی سوال ها برای دستیابی به هیجان (مثلاً اضطراب) کافی نبوده است . اگر زمان را بیش از دو هفته در نظر بگیریم ، ممکن است مفید واقع شود ، اما این کار باعث می شود بیمار نتواند وقایع را به یاد بیاورد . گاهی اوقات بیمار به خوبی توانسته است با اجتناب خود ، از پس موقعیت های اضطراب برانگیز برآید و به همین دلیل نمی تواند واقعه ی فعال ساز را به یاد بیاورد . در چنین مواردی استفاده از آزمون سنجش رفتاری (BATs) به همراه سوال های از جنس سوال هایی که در بخش قبلی مطرح شدند ، توصیه می شود .
در آزمون سنجش رفتاری ، بیمار را با موقعیت های شبیه به موقعیت های مشکل آفرین روبه رو می کنیم . به عنوان مثال ، می توانیم از بیمار به ترس اجتماعی بخواهیم که با دوست خود به ایفای نقش یک موقعیت بپردازد یا موقعیت های واقعی را تجربه کند که قبلاً از آنها اجتناب می کرده است (مثل ایسادن در صف بانک). می توانیم از بیمار مبتلا به اضطراب سلامتی که درباره سرطان اشتغال ذهنی دارد ، بخواهیم که مقاله ای درباره تشخیص سرطان را مطالعه کند . می توانیم از فرد مبتلا به اختلال اظطراب فراگیر بخواهیم که موقعیت های نگران کننده را شناسایی کرده و آن ها را پیگیری کند . همچنین می توانیم از بیمار مبتلا به اختلال وسواس – اجباری بخواهیم وسواس های ذهنی خود را به یاد بیاورد یا به اشیاء آلوده دست بزند . در اکثر موارد ، صرف پیشنهاد این فعالیت ها ، برای فعال کردن چرخه نگرانی و رفتارهای مقابله ای ناکارآمد کافی است . درمانگر از طریق سوال های زیر می تواند به هدف خود دست یابد :
2-2-5-1 پیامدهای هیجانی (C)
1. وقتی که با موقعیت روبه رو شدید ، چه فکری به ذهن تان رسید یا چه احساسی تجربه کردید ؟
2. چه علایم جسمی در خودتان مشاهده کردید ؟
3. چه تغییرات رفتاری در خودتان مشاهده کردید ؟
4. چه تغییراتی در افکارتان به وجود آمد ؟
2-2-5-2 -واقعه ی درونی فعال ساز (A)
1. وقتی که بیمناکی شما شروع شد ، ابتدا چه افکاری به ذهن تان خطور کرد ؟
2. آیا درباره اتفاقات احتمالی ، مشغله فکری داشتید ؟ چه فکری شما را وادار به اشتغال ذهنی کرد ؟
2-2-5-3- سندرم شناختی – توجهی و فراشناخت واره ها (M)
1. وقتی این گونه فکر می کنید ، چه اتفاقی برای تفکرتان می افتد ؟
2. آیا زیاد نگران بودید یا به مسایل زیاد فکر می کردید ؟
3. آیا توجه شما بیشتر به تهدید معطوف شده بود ؟ چه بلایی بر سر توجه تان آمده بود ؟
4. آیا برای کنترل احساس خود کاری انجام دادید ؟ چه کار کردید ؟
5. آیا برای تغییر افکار خود کاری انجام دادید ؟ چه کار کردید ؟
6. آیا تلاش کردید به برخی از افکار خاص نیندیشید یا از برخی موقعیت ها اجتناب کنید ؟
7. نگرانی یا اندیشناکی چه مزایایی دارد ؟
8. آیا معطوف کردن توجه به افکار و احساسات سودی هم برای شما دارد ؟ چه سودی دارد ؟
9. معطوف کردن توجه بر روی تهدید چگونه می تواند کمک کننده باشد ؟
10. اگر افکار یا هیجان های تان را کنترل نکنید ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
11. اگر شما به این شیوه فکر کردن یا احساس کردن را ادامه دهید ، بدترین اتفاقی که ممکن است رخ دهد ، چیست ؟
12. آیا بر این باورید که نگرانی های تان غیر قابل کنترل هستند ؟
2-2-6- طرح سنجش هفت مرحله ای
بهتر است برای توالی سنجش و تعیین روال متداول بررسی فراشناخت واره ها در جلسات سنجش ، از یک نقشه ی راهنما استفاده کنیم . در این قسمت به طرح هفت مرحله ای سنجش می پردازیم که به شکل متداول جلسات فراشناخت درمانی اختصاص دارد :
• گام اول : تعیین ماهیت اصلی مشکل در ماه گذشته برای مثال :
” در ماه گذشته چه احساسی داشتید ؟”
” حالت خلقی و اضطرابی شما شبیه به چیست ؟ از کی شروه شده است ؟ ”
” در موقعیت هایی دچار اضطراب و آشفتگی می شوید ؟”
” این وضعیت چه تاثیری بر روی رفتار ، اجتناب و غیره دارد؟”
• گام دوم : تعیین چارچوب زمانی ، برای مثال :
“این مشکل کی به وجود آمده است ؟”
” چه مشکلاتی دارید ؟”
” توالی این مشکلات چگونه است ؟ اول کدام مشکل به سراغ تان آمد؟”
” ممکن است این مشکلات به هم ربط داشته باشند؟”
• گام سوم : تشخیص (در صورت لزوم) و سنجش خطر
استفاده از روش های غربال گری تشخیصی ( مثل مصاحبه ی بالینی ساختار یافته برای (DSM-IV) .
بررسی جامع سابقه پزشکی و مصرف دارو
سنجش میزان آسیب به خویشتن یا دیگران (اگر خطر وجود دارد ، بایستی اقدام لازم برای کاهش آن انجام شود ).
• گام چهارم : کاوش درباره ی A-M-C
چه موقعیت ها یا محرک هایی باعث این حالت در شما می شوند (A)؟ (چه شناخت واره ها یا باورهایی به عنوان عوامل برانگیزاننده درونی به این حالت های شما دامن می زننند؟ )
چه فراشناخت واره هایی (M) در مشکل شما نقش دارند ؟ ماهیت سندرم شناختی – توجهی چیست ؟ این شناخت واره ها و سندرم شناختی – توجهی چه اثری بر خیجان های شما دارند ؟
• گام پنجم : انتخاب و کاربرد ابزار سنجش متناسب (این انتخاب بستگی به تشخیص یا ماهیت مشکل دارد)
استفاده از شاخص های کلی تر سنجش خلق و اضطراب و مقیاس های اندازه گیری شناخت و رفتار مختص هر اختلال (برای مثال ، پرسشنامه افسردگی بک – نسخه دوم (بک استیر و بروان ، 1996) ؛ پرسشنامه اضطراب بک ( بک ، اپستاین و استیر ، 1998 ؛ پرسشنامه افکار اضطرابی و مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (ولز، 1994)).
• گام ششم : کاوش میزان انگیزش فرد و تمایل به همکاری در درمان و چاره اندیشی برای رفع مشکلات
• گام هفتم : تعیین اهداف بیمار از درمان .
2-2- 6-1-استفاده از گفتگوی سقراطی فراشناخت محور
در فراشناخت درمانی از گفتگوی سقراطی به منظور بررسی معانی ، فرایندهای زیربنایی و باورها استفاده می شود . با این وجود ، کانون توجه گفتگوی سقراطی در فراشناخت درمانی با آن چه در درمان شناختی – رفتاری بکار گرفته می شود ، متفاوت است . در درمان شناختی – رفتاری ، درمانگر با استفاده از فن پرسشگری محتوای افکار و باورها را شناسایی می کند و با تغییر باورها به پیشرفت درمان کمک می کند . در فراشناخت درمانی ، درمانگر با استفاده از پرسشگری ، سندرم شناختی – توجهی را شناسایی می کند و مانع از فعالیت آن می شود . زمانی که تمرکز اصلی درمان بر باورها یا مفروضه ها است . هدف از گفتگوی سقراطی ، شناسایی و اصلاح باورها درباره افکار و هیجان ها (فراشناخت واره ها) می باشد ، در حالی که در درمان شناختی – رفتاری ، هدف از گفتگوی سقراطی ، شناسایی افکار درباره خویشتن و دنیای پیرامون است .
2-2-6-2- رویارویی فراشناخت محور
رویارویی ، مولفه ی مهمی در فراشناخت درمانی به شمار می رود . با این حال ، فراشناخت درمانی برای ایجاد تغییر هیجانی نیازی به رویارویی های طولانی مدت و مکرر ندارد . هدف از رویارویی در فراشناخت درمانی متفاوت است : رویارویی هم برای تغییر باورها بکار می رود و هم برای تقویت پردازش های جایگزین و سازگارتر ، رویارویی فراشناخت محور به سه شکل به کار می رود : (1) تسهیل تغییر باور به طور کلی (2) چالش با باورهای فراشناختی به طور اختصاصی (3) ترغیب پردازش سازگارانه ی واقعه فاجعه بار .
2-2-6-3- ایجاد تغییرات اساسی در باور
هدف از آزمون باورها این است که بیمار با محرک های ترس برانگیز روبه رو شود . این قبیل آزمایش های

متن کامل در سایت homatez.com