پایان نامه درباره افکار، بیمار، انفصالی، ببر، ذهن، ، درمانگر، خیال

خواسته می شود برای تجربه ی توجه آگاهی انفصالی به طور منفعلانه و بدون هیچ فعالیت ارادی به جنبه های غیر ارادی یک تصویر نگاه کنند . دستورالعمل برای اجرای این تکلیف به شیوه زیر می باشد :
برای اینکه توجه آگاهی انفصالی را تجربه کنید و از ملزومات اجرای آن اگاه شوید ، می خواهم یک تمرین را به شما معرفی کنم . ما این تمرین را تکلیف ببر می نمایم . اجازه بدهید آن را انجام دهیم : چشم هاتان را ببندید و تصویری از ببر را در ذهن تان مجسم کنید . تلاش نکنید این تصویر را تغییر دهید . فقط به تصویر و رفتارهای ببر دقت کنید . ببر ممکن است حرکت کند ، ولی نباید شما آن را به حرکت وادارید . ببر ممکن است چشمک بزند ، ولی شما نباید آن را وادار به چشمک زدن کنید . ببر ممکن است دمش را تکان دهد ، ولی شما آن را وادر به این کار نکنید . شما نباید هیچ کاری انجام دهید ، بلکه فقط باید به تصویر نگاه کنید ، آگاه می بینید چطور این ببر فقط یک فکر در ذهن شما است و از شما جدا است و رفتارهای خاص خودش را دارد.”
در ادامه تمرین ، درمانگر از بیمار سوالاتی درباره حرکت ببر و نحوه تغییر تصویر می پرسد : ” آیا ببر خودش حرکت کرد یا شما او را وادر به حرکت کردید ؟” وقتی که بیمار این حرکت را به صورت خود به خودی تجربه می کند ، مطمئن می شوم که بیمار می تواند توجه آگاهی انفصالی را اجرا کند . در پایان درمانگر از بیمار می خواهد این فرایند را برای افکار خوایند منفی نیز به کار گیرد
2-2-7-4- آزمایش سرکوب – ضد سرکوب
وقتی که بیمار هزینه زیادی را برای کنترل و اجتناب از افکار خاصی صرف می کند و اشتباهاً آنها را برابر با مفهوم توجه آگاهی انفصالی تلقی می کند . آزامیش سرکوب – ضد سرکوب از اهمیت بسزایی برخوردار می شود . در این موارد خیلی مهم است که درمانگر بین سرکوب و توجه آگاهی انفصالی تمایز قائل شود و به بیمار کمک کند تا سو تعبیرها و استفاده های نابجایش درباره توجه آگاهی انفصالی را به حداقل برساند . این تکنیک شامل دوره ی کوتاهی از تلاش برای سرکوب یک فکر خاص و مقایسه این وضعیت با پیامدهای یک دوره آگاهی از افکار می باشد
2-2-7-5- استعاره ابرهای در حال گذر
این تکنیک به شیوه های متعدد قابل اجرا است ، در بعضی از نسخه های این تکنیک ، از افراد درخواست می شود که برای پاسخ به افکارشان از تصاویر ذهنی استفاده کنند : افکارشان را به صورت نوشته هایی بر روی ابرها تصور کنند و به آنها اجازه دهند که در عرض آسمان شناور شوند . البته ، در این تکنیک با افکار درگیر می شویم و آنها را تغییر می دهیم ، بنابراین نمی تواند یک مصداق کامل از توجه آگاهی انفصالی باشد . یکی دیگر از نسخه های این تکنیک ، استفاده از ابرها به عنوان استعاره برای اجرای تجربه توجه آگاهی انفصالی می باشد که در مقایسه با سایر نسخه ها از برتری خاصی برخوردار است . در زیر مثالی از آن ارائه شده است :
” یکی دیگر از روش ها برای به دست آوردن مهارت توجه آگاهی انفصالی ، تشبیه کردن افکار به ابرهایی است که در آسمان در حال حرکتند . ابرها بخشی از سیستم خود تنظیمی جوی کره زمین هستند و کنترل کردن آنها امری غیر ممکن و غیر ضروری است . افکار و احساس های شما نیز مانند این ابرها هستند که شما باید به آنها اجازه دهید در ذهن تان حرکت کنند ، فضای ذهن شما را اشتغال کنند و بعد از طی کردم این مسیر از فضای ذهن تان خارج می شوند”.
2-2-7-6- استعاره کودک بازیگوش
این استعاره به بیمار کمک می کند به راحتی بتواند بین اثرات درگیری فعال با افکار و آگاهی انفصالی (ذهن آگاهی) تفاوت قائل شود . درمانگر دستورالعمل های لازم را به شرح زیر در اختیار بیمار قرار می دهد :
” شما می توانید چنین تصور کنید که اجرای آگاهی انفصالی شبیه به روشی که شما با یک کودک رفتار می کنید . شما بدرفتاری های یک کودک را در یک فروشگاه چگونه مدیریت می کنید ؟ ممکن است که کودک را به شدت زیر نظر داشته باشید و رفتارهای او را به طور فعالانه کنترل کنید . اما اگر بچه این جلب توجه را دوست داشته باشد ، این پاسخ می تواند مشکل ساز شود . بنابراین بهتر است که فعالانه با کودک برخورد نکنیم و به صورت منعل و بدون انجام هیچ کاری نظاره گر او باشیم . “افکار و باورهای منفی شبیه به کودک هستند . اگر بیش از حد به آنها توجه کنید ، اگر آنها را کنترل یا تنبیه کنید ، احتمالاً بدرفتاری های آنها افزایش خواهد یابد . بنابراین بهتر است از هرگونه تلاش برای کنترل یا برخورد فعالانه با آنها دست بردارید و فقط نظاره گر فعالیت آنها باشید . در حین انجام این عمل ، سعی کنید که از حضور خودتان به عنوان یک مشاهده گر ، آگاه باشید .”
2-2-7- 7-استعاره مسافر قطار
این تکنیک شکل دیگری از تکنیک استعاره ابر است که توضیح دادیم . در این تکینک درمانگر از بیمار می خواهد با افکار مزاحم و احساساتش مثل یک قطار تندرو برخورد کند که به سرعت از ایستگاه می گذرند .
“خودتات را یک مسافر فرض کنید که در ایستگاه راه آهن منتظر قطار ایستاده اید . ذهن شما شبیه به ایستگاه شلوغ و افکار و احساسات تان نیز شبیه به قطاری است که در حال گذر است . ما در این ایستگاه نه می توانیم وارد این قطار در حال حرکت شویم . فقط می توانیم از بیرون به آن نگاه کنیم و شاهد گذر این قطار (افکار و احساسات) باشیم . همانا سوار این قطار شدن سرنوشتی به جز سربه بیراه گذاشتن ندراد” .
2-2-7-8- حلقه کلامی
ارائه مکرر افکار ضبط صوت با تکرار کلامی افکار سبب کاهش برجستگی توجه به آنها و تقابل بار معنایی آن افکار می شود ، زیرا در این حالت آنها بیشتر به صورت صداهای خنثی تلقی می شوند تا مانع درونی اطلاعات . این تکنیک همراه با منطق فراشناختی آن در زیر آمده است :
” در این مرحله از شما می خواهیم که به افکار مزاحم ضبط شده تان گوش کنید ( یا افکارتان را آهسته برای خودتان تکرار کنید…). همان طور که این کار را انجام می دهید ، باید به صورت خاصی با آنها برخورد کنید . با افکارتان به عنوان مجموعه ای از صداها برخورد کنید و به هیچ طریقی با آنها درگیر نشوید . آنها فقط اصواتی در ذهن شما هستند . به خاطر داشته باشید که شما به عنوان یک شنونده ، از این مطلب آگاهی دارید که این افکار واقعیت نیستند و فقط وقایعی در ذهن شما هستند .”

2-2-7-9- انفصال مشاهده کردن خویشتن
انفصال شامل رهایی از کنترل ، پردازش های فکری و تجربه کردن افکار یا باورها به عنوان یک مشاهده گر بدون قضوات گری می باشد . این احسای منحصر به فرد از خویشتن است . در این حالت افراد نظاره گر افکارشان هستند و خوشان را از آن جدا می کنند .
برای تجربه توجه آگاهی انفصالی از بیمار سوالاتی پرسیده می شود که در حین نظارت افکارش ، به روش خاصی توجه اش را هدایت کند . درخواست می شود که تمرکز خود را بر روی افکارش متمرکز کنند . این سوال ها به همراه تکنیک های تجربی بالا به بیمار کمک می کند تا بعد از آگاهی و رهایی از فرایندهای فکری ، توجه آگاهی انفصالی را بهتر تجربه کند . به ویژه در طول این تمرین از بیمار سوال می شود :
” آیا شما همان افکارتان هستید یا شخصی که آنها را مشاهده می کند ؟ سعی کنید که از وضعیت خودتان آگاه شوید و ببینید تجربه یک نظاره گر بودن چگونه تجربه ای است . وجود شما کاملاً مستقل از افکارتان می باشد.”
یا ” آیا شما همان باورها هستید یا فردی که باورها را مشاهده می کنید ؟ سعی کنید از این وضعیت یعنی نظاره گر بودن باورهای تان (که این دو از هم جدا هستند) آگاه باشید .”
2-2-7-10-تکنیک خیال پردازی
معمولاً خیال پردازی های ما با حالتی عینی تجربه می شود . ما در آنها کاملاً غرق می شویم و با آنها همچون واقعیت های لحظه ای رفتار می کنیم . تمرین انفصال در حین خیال پردازی از طریق جدا کردن مشاهده گر از آنها سبب می شود یک تجربه ذهنی قوی تری از توجه آگاهی انفصالی حاصل شود .
در این تکنیک درمانگر از بیمار می خواهد که توجه خود را بر روی یک خیال پردازی لذت بخش ، برای مثال سوار شدن بر یک ماشین عجیب و غریب یا نوشیدن یک لیوان آب گوارا در کرانه دریای خزر ، متمرکز کند . سپس درمانگر از بیمار می خواهد شروع به خیال پردازی کند ولی خودش را به عنوان نظاره گر این خیال پردازی از بالا مشاهده کند . (ولز،2009)
2-3- اضطراب
اغلب دو اصطلاح ترس و اضطراب به صورت مترادف به کارمی روند . تمایزی که می توانید بین این دو اصطلاح قائل شد ،‌آن است که ترس ، اغلب ارزیابی اولیه از یک خطر واقعی مربوط می شود . درحالی که اضطراب ،‌بیشتر به حالت هیجانی نگرانی و دلواپسی به علت خطری نامعلوم اطلاق می شود. اصطلاح فوبیا( هراس ) ،‌ترس اغراق آمیز و غالباً فلج کننده از یک شیء‌یا رویدادی خاص است . هراس با میل به اجتناب از محرک های ترس انگیز مشخص می شود، مانند ترس از مکان ها بسته ،‌آسانسور یا هواپیما . وحشتزدگی ، ترس شدید و ناگهانی همراه با تماشای عجولانه و دیوانه وار برای یافتن

متن کامل در سایت homatez.com