پایان نامه درباره کودکان، کودک، ، درمانی، کودکان،، کرد.، فروید، احساسات

کودکان انجام می گیرد بازی نامیده می شود(لندرث، 2000؛ نقل ازآرین، 1389 )
به هنگام بازی کودکان نیروی فکری و بدنی خودرا بکار می گیرند و بازی را بخشی از زندگی عادی خویش به حساب می آورندوازآن لذت می برند. بازی کودکان فقط تفریح نیست بلکه باید آن را جدی ترین کار کودکان قلمداد کرد زیرا فعالیتی قابل ارزشیابی است. بازی تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و مفرحی استکه برای رشد همه جانبه کودک ضروری است. کودکان خردسال نمی توانند افکار و عقاید خود را به راحتی باکلام بیان کنند بنابراین معمولا ازطریق بازی خود را ابراز می کنند (پارسا، 1379).

2-2- اهمیت بازی
بازی یک روش طبیعی یادگیری است. کودک از راه بازی تجربه و آزمایش میکند، نتیجه می گیرد و می آموزد بازی قدرت ابداع و ابتکار و تمرکزرادرکودک می پروراند و اورا درکشف رابطه میان اشیاء وآنچه پیرامون اوست یاری می دهد. کودک در بازیهای انفرادی و یک نفره (زیر3 سالگی) با اشیاء رنگ ها و صداها آشنا می شود و در بازی با وسیله های ماشینی با طرز کار و نیرویی که سبب حرکت آنها می شود آشنا می شود. دربازی جورچین ( پازل ) به رابطه جزئی و کلی پی می برد و درآب بازی اجسام شناور و غیرشناور را کشف میکند. دربازیهای گروهی مقررات و معیارهای اجتماعی مانند حس همکاری و رعایت نوبت را می آموزد. کودک ازطریق بازی احساسات خود را بیان می کند، استعدادهایش شکوفا می گردد و ترسهایش ظاهر می شود. بازی سبب رشد شخصیت کودک می شود. ازطریق بازی می توان به نکات مثبت و منفی شخصیت کودکان پی برد و همچنین مشکلاتشان راشناخت و سپس درجهت درمان و اصلاح مشکلات رفتاری آنها اقدام کرد (لندرث، 2000؛ نقل از آرین، 1389)

2-3- معنا وکارکردهای بازی
کودکان را باید از چشم انداز رشد و تحول بررسی و درک کرد. نباید آن ها را بزرگسالانی کم سال با مینیاتوری از یک بزرگسال در نظر گرفت. دنیای آنها جهانی از واقعیات عینی و ملموس است و آنان معمولاً تجربه¬های خود را در خلال بازی ابراز می¬کنند. درمانگران که قصد دارند بیان گری کودکان را تسهیل کنند و به دنیای عاطفی آنان راه بیابند باید به جای توجه به دنیای واقعی و بیان کلامی کودکان، به دنیای بیان مفاهیم در کودکان دست بیابند. بر خلاف بزرگسالان که ابزار ارتباطی آنها طبعاً بیان کلامی است، ابزار طبیعی ارتباط در کودکان بازی و فعالیت است (اکسلاین، 1999 )
سازمان ملل متحد با اعلام بازی به عنوان حقی عام و لاینفک در دوران کودکی، بر اهمیت کلی بازی در رشد طبیعی و یکپارچگی وجود کودکان تأکید کرده است. بازی تنها فعالیت محوری دوران کودکی است که کودکان در تمام مکان¬ها و تمان زمان¬ها، به آن می¬پردازند. کودکان نیازی ندارند تا بازی کردن را بیاموزند. همچنین نباید آنها را به بازی کردن مجبور ساخت. بازی عملی خودانگیخته، لذتبخش، خودخواسته و بی¬نیاز به هدف است. برخی از برگسالان، برای پذیرفتنی کردن بازی کودکان، آن را به صورت (کار) تعریف کرده¬اند. بسیاری از بزرگسالان، در اعمال فشارشان به کودکان برای موفق و پیروز شدن آنها و تسریع فرآیند بزرگ شدن آنها، نمی¬توانند تحمل کنند که (کودکان وقت خود را با بازی هدر دهند) مبنای نگرش آنان چنین است که کودکان باید کاری را انجام دهند و به پایان برسانند یا آنکه در جهت هدفی که برای بزرگسالان پذیرفتنی است، تلاش کنند. جای تأسف است که نویسندگان بسیاری بازی را (کار کودکان) تعریف کرده¬اند. این امر گویی تلاش برای مشروع ساختن بازی است و توجیه اینکه بازی تنها در صورتی دارای اهمیت است که به نوعی با آنچه بزرگسالان مهم تلقی¬اش می¬کنند مشابهت داشته باشد. درست همان گونه که کودکی به خودی خود ارزشمند است و صرفاً آماده برای بزرگ شدن نیست، بازی هم به خودی خود دارای ارزش است و به نوعی اهمیتی که برای آن قائل می¬شوند بستگی ندارد. کار دارای هدفی مشخص است و در جهت انجام یا تکمیل یک تکلیف معین بر مبنای مقتضیات محیط بلافصل صورت می-گیرد؛ حال آنکه بازی به خودی خود کامل است، به پاداش بیرونی بستگی ندارد، و دنیای بیرون در آن در جهت درونسازی با مفاهیم موجود در ذهن کودک به کار گرفته می شود، مانند زمانی که او قاشق را به جای اتومبیل در بازی خود به کار می برد(اسکلاین، 1999 ).

2-4- تاریخچه و تحولات بازی درمانی
از مدت¬ها پیش مشخص شده که بازی جایگاه پراهمیتی رد زندگی کودکان دارد. روسو در قرن هجدهم چنین نوشت که برای کسب اطلاعاتی درباره کودکان و درک آنها لازم است به مشاهده بازی آنان بپردازیم. شایان توجه است که با گذشت بیش از 240 سال از این گفته، ما همچنان با چنین مفهومی از کودکان مبارزه می¬کنیم. با وجود اینکه دیدگاه روسو درباره بازی و بازی¬های کودکان نه با نگرش درمانی به بازی، بلکه با توجه به اهداف تربیتی مطرح شده بود، اما در نوشته¬های او می¬توان درک ظریف و هوشمندانه¬ای از دنیای کودکان را مشاهده کرد (کودکی را محترم بشمارید و شتاب نکنید تا آن را خوب یا بد بنامید. پیش از آنکه به جای طبیعت، مسئولیت او را عهده دار شوید، به طبیعت فرصت لازم را بدهید و مبادا در روند آن اختلالی ایجاد کنید. کودکی زمان خفتن استدلال است(. فروبل در کتاب خود، آموزش انسان برجنبه¬های نمادین بازی تأکید کرد. او متذکر شد که بازی کودک، صرف نظر از نوع آن؛ به یقین هدفی هشیار و ناهشیار دارد و در نتیجه، برای یافتن معانی مستتر در بازی باید در آن کاوش کرد (بازی نهایت رشد در کودکی است، زیرا به تنهایی ابزار آزادانه چیزهایی است که در روح کودک می گذرد. بازی کودکان صرفاً تفریح و سرگرمی پیش پا افتاده نیست. بلکه سرشار از معنا و مفهوم است) نخستین مورد منتظر شده درباره توصیف کاربرد درمانی بازی و اتخاذ رویکردی روانشناختی به کار با کودکان، گزارش زیگموند فروید درباره مورد کلاسیک (هانس کوچک )، پسر بچه پنج ساله¬ای مبتلا به فوبی. فروید هانس را تنها یک بار به مدتی کوتاه ملاقات کرد و پس از آن درمان را با استفاده از یادداشت¬هایی که پدر هانس درباره بازی او تهیه می¬کرد، از طریق توصیه به انجام اقدامات لازم از سوی پدر، ادامه داد. (هانس کوچک) نخستین مورد ثبت شده¬ای است که در آن، مشکل کودک را برخاسته از علت¬های هیجانی دانسته¬اند. امروزه نقش عوامل هیجانی آنچنان پذیرفته شده است که به دشواری می¬توان دریافت که این مفهوم که در زمینه اختلال روانی در کودکان، جدید تلقی می¬شد، در زمان خود تا چه حد اهمیت داشته است اشاره کرده است که در ابتدای قرن بیستم نظر متخصصان بر این بود که اختلالات کودکی نتیجه نقایصی در آموزش و پرورش کودک است(اکسلاین، 1999، ).

2-5- رویکرد های نظری بازی درمانی
آنا فروید و ملانی کلاین بنیان گذار نظریه و روش شناسی بازی درمانی کودکان بودند. اگرچه آنها بازی را جایگزین تداعی آزاد کردند، اما کلاین بر معنای نمادین بازی و فروید بر تاثیر بازی در ارتقای رابطه کودک با درمانگر تاکید داشت. در روانکاوی سنتی، معمولا رفتار کلامی و غیرکلامی کودکان در طول بازی را به عنوان انگیزه های ناخودآگاهی که افشا می شود، به حساب می آورند در حالی که درمانگران با رویکرد ارتباط – شی، آن را نشانه میزان دلبستگی کودکان به پرستار اصلی خود می دانند. یک روانکاو قدیمی دیگر به نام لوی نیز از بازی برای احیای مجدد ضربه های روانی وارد آمده به کودکان و بررسی دقیق آنها استفاده می کرد. تقریبا در همان دوران آلفرد آدلر روان شناسی فردی را ابداع کرد. وی در درمانش بر اتحاد با کودکان، آموزش راه های مناسب جبران کمبود های شخصی و خانوادگی به کودکان و تعلیم شیوه های تربیتی مناسب تر به والدین تاکید داشت. تحلیل گران کودک، معنای خواب ها و رویاهای روزانه کودکان و تخیلات آنها را تفسیر می کنند. همچنین فعالیت های آنان در حین بازی انتقال و ضربه های روانی قدیمی را نیز تفسیر می کنند. هدف آنها افزایش میزان خودشناسی کودک و قوه کنترل هشیارانه رفتار در اوست. تحولات بعدی درمان کودکان محصول مکتب راجرز بود. درمانگران مراجع محور نیز گاهی از بازی برای کمک به کودکان استفاده می کنند تا آنها بتوانند در احساسات و مشکلات خود به جستجو بپردازند(فیرس و همکاران، 2002؛ ترجمه فیروزبخت، 1382).

2-5-1- بازی درمانی کلاسیک
در بازی درمانی کلاسیک که در یک اتاق بازی با ابعاد معمولی اجرا می شود و در آن انواع اسباب بازی ها و وسایل هنری وجود دارد، درمانگر سعی می کند رابطه گرم و صمیمانه ای با کودک برقرار کند. وی کودک را همانگونه که هست می پذیرد و به او اجازه می دهد ابتکار عمل را به دست گیرد و سعی نمی کند وی را تغییر دهد یا مداخله خاصی انجام دهد و به بازی های کودک خط بدهد. درمانگر جوی توام با احساس امنیت و سهل گیری ایجاد می کند تا کودک خیلی راحت خودش را ابراز نماید. وی احساسات کودک را می پذیرد و آن را به گونه ای منعکس

متن کامل در سایت homatez.com