پایان نامه درمورد تنبيه، الگوهاي، اجتماعی، يادگيري، خشم، پرخاشگر، 1382).، غيرپرخاشگرانه

باشد. کودکان پرخاشگر اغلب در جایی که خبری از نیت¬های خصمانه نیست اغلب نیت¬ها را خصمانه می¬بینند. این بچه¬ها در مقایسه با همسالان غیر پرخاشگرشان متقاعد شده¬اند که رفتارهای خصمانه بیشتر به نفع¬شان است و برایشان کم هزینه¬تر است. آنها به احتمال زیاد فکر می¬کنند که پرخاشگری کاری است که پاداش قابل ملاحظه¬ای را به وجود می¬آورد و مسخره کردن، متلک گویی و دیگر رفتارهای ناخوشایند دیگران را کاهش می¬دهد (پروچاسکا، 2002؛ نقل از محمدی، 1381).

2-10- راه کارهاي کنترل پرخاشگري
در همة تبيين‌هاي نظري مختلف پيرامون پديدة پرخاشگري، يك مؤلفه مهمي كه وجود دارد؛ تلويحات آنها دربارة كنترل و كاهش رفتار پرخاشگرانه است. رويكردهاي سائق‌مدار و غريزه‌مدار اوليه، اساساً ديدگاهي بدبينانه دارند. اما آنچه موجب شده كه در پژوهش‌هاي معاصر پيرامون پرخاشگري، نفوذ خود را تا حد زيادي از دست بدهند، فقدان حمايت تجربي از ساختارهاي محوري آنان است. به گفتة بركوويتز: مردم قابليت خشونت و پرخاشگري را دارند، اما از نظر زيستي نيازي به حمله يا آسيب رساندن به ديگران ندارنداين ديدگاه را نظريه‌هايي حمايت مي‌كنند كه بر نقش واسطه‌اي شناخت‌ها و يادگيري و نيز فرايندهاي تصميم‌گيري تأكيد دارند. در اين نظريه‌ها، فرض بر اين است كه مي‌توان نيروهاي بازدارنده ضدپرخاشگري را تقويت كرد. اين نظريه‌ها، به آزادي افراد در ترجيح دادن رفتارهاي غير‌پرخاشگرانه به اعمال پرخاشگرانه اذعان دارند (كراهه، 2011؛ نقل ازنظری نژاد، 1390)همين ديدگاه‌هاي نظري متفاوت دست‌مايه‌اي شد كه روش‌ها و فنوني مختلفي براي مهار و كنترل پرخاشگري ارائه شود. برخي از آنها، بر تغيير عوامل زيست‌شناختي تأكيد دارند و بعضي، بر تعديل مؤلفه‌هاي روان‌شناختي و پاره‌اي ديگر، به دست‌ورزي شرايط محيطي مي‌پردازند (اللهياري، 1376).
1-پالايش (تخليه هيجاني(
اين اصطلاح را كه فرويدو لوزنر برآن صحه گذاشته‌اند به آزاد كردن انرژي پرخاشگرانه از طريق ابراز هيجان‌هاي پرخاشگرانه يا از طريق شقوق ديگر رفتار اطلاق مي‌شود (کريمي، 1382). به‌تعبير فرويد براي پالايش رواني راه‌حل‌هايي وجود دارد:
1. صرف نيرو در فعاليت‌هاي بدني از قبيل بازي‌هاي ورزشي، جست‌وخيز، مشت زدن به کيسه بوکس و غيره. بازي‌هاي رقابتي نيز راه گريزي براي كنترل پرخاشگري است.
2. اشتغال به پرخاشگري خيالي و غير‌مخرب.
3. اِعمال پرخاشگري مستقيم، حمله به ناکام‌کننده، صدمه زدن به او، ناسزا گفتن به او.
4. دوري جستن از موقعيت‌هاي پرخاشگري.
5. براي رهايي از تنش‌هاي رواني، بزرگ‌سالان بايد فرصت‌هايي به دست بياورند تا مانند كودكان رفتار كنند. اين روش به آنان اين امكان را مي‌دهد تا مانند زماني كه كودك بوده‌اند، تقريباً هر كاري را دوست دارند در محيط گردهمايي خود انجام دهند (ستوده، 1385).
2- تنبيه پرخاشگر
تنبيه متداول‌ترين روش جوامع براي مهار پرخاشگري است. افرادي كه دست به پرخاشگري بزنند، جريمه‌هاي سنگين مي‌شوند؛ به زندان فرستاده مي‌شوند، و در بعضي كشورها، به سلول‌هاي انفرادي فرستاده مي‌شوند و يا به دليل اعمال پرخاشگرانة خود، تنبيه بدني مي‌شوند. در بيشتر موارد حاد، آنها اشد مجازات را دريافت و به شيوه‌هاي گوناگوني از سوي متصديان قانون اعدام مي‌شوند (بارون، 2005؛ نقل از کریمی، 1388).
براي آنكه تنبيه مؤثر واقع شود، رعايت سه شرط ضرورت دارد: اول آنكه تنبيه بايد فوري باشد؛ يعني بلافاصله بعد از عمل پرخاشگرانه صورت بگيرد. دوم آنكه، بايد نسبتاً شديد باشد تا پرخاشگران به آن توجه كنند. سوم اينكه، در استفاده از تنبيه بايد همساني رعايت شود، به‌طوري‌که پرخاشگران بدانند هر بار كه عمل پرخاشگرانه‌اي انجام بدهند، تنبيه خواهند شد (فرانزوي، 2011؛ نقل از فیروز بخت، 1381).
3- تقويت رفتارهاي مغاير
اين يك اصل يادگيري است كه براي از بين بردن رفتار نامطلوب، به‌جاي تنبيه آن رفتار، مي‌توان رفتار مخالف و مغاير با آن را تقويت كرد. اگر بخواهيم اين اصل را در مورد پرخاشگري به كار ببنديم، بايد به‌جاي تنبيه رفتار پرخاشگرانه، رفتار غيرپرخاشگرانه را مورد تشويق قرار دهيم. با اين عمل، چون شخصي نمي‌تواند در آنِ واحد هم پرخاشگر باشد و هم نباشد، به سوي انجام رفتار غيرپرخاشگرانه، كه تشويق را به دنبال دارد، سوق داده مي‌شود. مؤثر بودن اين شيوه در بعضي از تحقيقات نشان داده شده است. به‌طور كلي در اين مورد، اصل اين است كه ذهن شخص از موضوع پرخاشگري منحرف شود. بنابراين، هر عملي مانند ترك محل پرخاشگري، مشغول شدن به فعاليت‌هاي ديگر، خوردن يك ليوان آب، انجام يك فعاليت ورزشي و نظاير آنها كه ذهن شخص را به خود مشغول كنند، مي‌تواند در كاهش پرخاشگري مؤثر باشد (کريمي، 1382).
4- الگودهي
نظريه‌پردازان يادگيري اجتماعي مي‌گويند: همان‌طور كه با الگو‌هاي مفيد و مخرب مي‌توان پرخاشگري را به مردم آموزش داد، با الگو‌هاي غيرپرخاشگرانه نيز مي‌توان به مردم كمك كرد تا در برابر تحريك مقاومت ورزند (فرانزوي، 2002؛ نقل ازفیروز بخت، 1381). بنابراين، ارائه الگوهاي غيرپرخاشگر موجب كاهش پرخاشگري و به يادگيري رفتارهاي جديدي منتهي مي‌شود. از طريق آن مي‌توان تغييرات پايدارتري در الگوهاي پاسخ پرخاشگرانه ايجاد كرد. يافته‌ها نشان مي‌دهند كه مشاهدة رفتارهاي غير‌خشونت‌آميز، سبب كاهش اعمال پرخاشگرانه مشاهده‌کنندگان مي‌شود. اما در رابطه با الگوهاي نقش موجود در برنامه‌هاي تلويزيوني، مشاهدة الگوهاي فاقد خشونت، در تغيير الگوهاي پاسخ پرخاشگرانه تأثير كمتري دارد تا استفاده از رويكردهاي تلفيقي، كه در آن مشاهدة الگوي غيرپرخاشگرانه با راهبردهاي به‌کارگيري رفتار مشاهده شده، مثل ايفاي نقش و بازخورد عملكرد همراه مي‌شود(كراهه، 2011؛ نقل ازنظری نژاد، 1390). در مطالعه ای آزمودني‌ها الگوي غيرپرخاشگري را مشاهده مي‌كردند كه در برابر شوک دادن به قرباني در آزمايش يادگيري، مقاومت مي‌كرد. اين آزمودني‌ها، نسبت به آزمودني‌هايي كه الگوهاي پرخاشگر را ديده بودند، كمتر پرخاشگري مي‌كردند (ارونسون، 2003؛ نقل از شکر کن، 1382).
5- بخشش
بخشش تمايل به صرف‌نظر كردن است تا تمايل به تنبيه كساني كه به ما آسيب زده‌اند و به‌جاي آن با مهرباني، و كمك نسبت به آنها رفتار كردن است. به‌عبارت ساده‌تر، بخشيدن، دست کشيدن از تمايل به انتقام است. اين كار، براي كاهش دادن پرخاشگري بعدي بسيار سودمند است. يافته‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه ممكن است رسيدن به هدف اول، يعني گذشتن از تمايل به گرفتن انتقام، آسان‌تر از رسيدن به هدف دوم، يعني بخشيدن شخص تا به آن مرحله كه ما نسبت به او از شيوه‌هاي مثبت رفتار استفاده كنيم، باشد. اين مقدار مي‌تواند گام مفيدي از لحاظ كاهش پرخاشگري بعدي باشد. اين كار، نه تنها تمايل به مقابله به مثل نسبت به شخصي را كه به ما آسيب رسانده است، كاهش مي‌دهد، بلكه ممكن است رضايت‌خاطر رواني ما را نيز افزايش دهد(کریمی، 1382).
6- آموزش كنترل خشم
رويكردهايي كه هدف آنها آموزش مهارت‌هاي جديد است و به فرد امكان مي‌دهد رفتارهاي ديگري را جايگزين پرخاشگري كند، معمولاً نسبت به تخلية هيجاني و تنبيه موفقيت‌آميزترند. خشم و برانگيختگي عاطفي منفي در بروز بسياري از موارد پرخاشگري نقش كليدي دارند. بنابراين، بالا بردن توان فرد در كنترل خشم خود، به احتمال زياد در كاهش پرخاشگري خصومت‌آميز مؤثر خواهد بود. هدف رويكردهاي كنترل خشم، آشنا ساختن فرد پرخاشگر با «الگوي خشم و رابطة آن با رويدادها و افكار سبب‌ساز، و رفتار خشونت‌آميز» است. رويكردهاي كنترل خشم، عمدتاً بر اصول درمان شناختي ـ رفتاري، به‌ويژه آموزش مقاوم‌سازي در برابر فشار روانيکه براي كنترل خشم مورد استفاده قرار گرفته، مبتني هستند(حامدی، 1385).
7- آموزش رفتارجرأتمندانه
هنگامي‌كه شخصي از ديگري عصباني مي‌شود، احتمال دارد در مقابل او رفتاري منفعلانه يا جرأتمندانه و يا پرخاشگرانه داشته باشد. در اين ميان عکس‌العمل‌ها، رفتار جرأتمندانه گزينه مناسبي است كه با آموزش آن، مي‌تواند جايگزين مناسبي براي رفتارهاي پرخاشگرانه باشد. رفتار جرأتمندانه به‌معناي ابراز و توصيف احساسات، افكار و نظرات خود است. در اين وضعيت، فرد در عين حال كه به حقوق ديگران احترام مي‌گذارد و آن را پايمال نمي‌كند، با ابراز صحيح احساسات، افكار و نظرات خود سعي مي‌كند تا از حق خود دفاع مي‌کند و دچار پرخاشگري نگردد (حامدي، 1385).

2-11- تعریف مهارت های اجتماعی
برخی پژوهش ها از مفهوم سازی های کلی مهارت های اجتماعی به تعریف جنبه های خاص مهارت های اجتماعی حرکت کردند. برای مثال می توان بین مهارت های اجتماعی بین فردی که برای قابلیت اجتماعی مهم هستند

متن کامل در سایت homatez.com

About: 92