مقاله با موضوع اجتماعی، کودک، همسالان، کودکان، ، تحول، هیجانی، هستند.

و مهارت های اجتماعی مرتبط با یادگیری که برای موفقیت های تحصیلی در مدرسه مهم هستند، تمایز ایجاد کرد (مک للند، موریسون، و هلمز ، 2000؛ مک للندوموریسون، 2003). به هنگام توجه به مهارت های اجتماعی بین فردی وسیع تر، دو نوع مفهوم سازی مفید هستند. اول این که محققان و متخصصان بالینی توجه بیشتری بر وضعیت گروه سنجی یا پذیرش همسالان انجام داده اند. این مفهوم سازی پذیرش یا طرد کودکان را توسط همسالانشان در نظر می گیرد. تحقیقات انجام شده در ارتباط با پذیرش همسالان تمرکز اصلی را بر نظریه تحول اجتماعی بنا نهاده اند نتایج این تحقیقات نشان داده اند که طرد همسالان یک نشانگر اصلی از مشکلات ضد اجتماعی بعدی در کودکان است. این کوکان طرد شده همچنین به هنگام تفسیر موقیت های اجتماعی که با مشکلات رفتاری بیشتر مرتبط هستند، با احتمال بیشتری پایه های اسناد خصمانه را فراهم می کنند(داج و همکاران، 2003؛ نقل از مک للند، 2006).

2-12- تحول مهارت اجتماعی
دوره نوزادی
در دوره نوزادی کودکان یاد می¬گیرند تا جهان پیرامون خود را از طریق دروندادهای حسی (دیداری، شنیداری، ولمسی) درک کنند و چگونگی برآورده ساختن نیازهای خود را یاد بگیرند. در ابتدا نوزاد اگر توسط کسی لمس گردد خوشحال می¬شود، اما به تدریج یاد می¬گیرد تا یک صدا، لمس، بو، و صورت خاص را با فردی که برایش مهم است (مانند پدر، مادر، یا دیگر مراقبین) ارتباط دهد. این تداعی، اولین تجربه اجتماعی کودک است. در سنین 14-9 ماهگی کودک قادر است با توجه به نحوه نگاه مراقبین و واکنش¬های مثبت و منفی آنها؛ به طور متمایزی بر روی اشیا عمل کند (ولمن و همکاران، 2004) و نوزادان به درک این موضوع می¬رسند که هنگامی که مراقبشان به یک شی مورد دلخواه آنها با لبخند نگاه کند، به صورت خود به خودی به سمت آن شی حرکت می¬کنند. علاوه بر این مشخص شده است که تحول شناخت اجتماعی در نوزادان با توانایی بعدی آنها برای درک دیدگاه شخص دیگر در سن 4- 3 سالگی مرتبط است. این تجربه¬های اولیه، مسیر را برای درک و فهم¬های بعدی و آغاز تحول دیدگاه¬گیری هموار می¬کنند. از طریق این تعاملات است که کودکان پیش دبستانی شروع به تحول ساختار نظریه ذهن می¬کنند؛ یعنی شروع به درک این مسئله که دیگران می-توانند تفکرات و باورهای متفاوتی داشته باشند. نوزادان و کودکان پیش دبستانی
شروع به درک این مسئله می¬کنند که هیجان¬ها و تمایلات، جنبه درونی داشته و مبتنی بر تجربه دیگران هستند و زبان می¬تواند باعث ارتباط دادن این احساسات با دیگران گردد (کارپنتر و همکاران، 1998؛ نقل از حسین¬خانزاده، 1392).
مزاج سازه¬ای است که پاسخ¬های زیست شناختی شخص را نسبت به محیط اطراف توصیف می¬کند و دارای ابعاد مختلفی است. ویژگی¬هایی مانند آرام بودن، موزون بودن، اجتماعی بودن، و برانگیختگی اجزای سازنده این سازه هستند. اجتماعی بودن با قابلیت اجتماعی مرتبط است. افراد اجتماعی کسانی هستند که برای حضور دیگران و تعامل با آنها بیشتر ارزش قائل می¬شوند تا برای تنها بودن. بیشتر کودکان همچنین به دنبال جلب توجه دیگران هستند. اگر کودکان برایی یک دوره زمانی به حال خود واگذار شوند، گریه می¬کنند و به دنبال جلب توجه مراقبان خواهند بود. مفهوم پاسخگویی با مفاهیم «اجتماعی بودن» و «توجه» مرتبط است. پاسخگویی بدین معنا است که نوزاد یا کودک پیش¬دبستان به شخص دیگر پاسخ می¬دهد و در عوض این پاسخدهی، آن شخص به نوزاد نزدیک می¬شود. هنگامی که نوزاد به دیگران با خنده یا غان و غون کردن پاسخ نمی¬دهد، در آن صورت مهارت¬های مورد نیاز برای برقراری تعامل با دیگری حتی در سطح پایه کسب نخواهد شد (سمرودوکلیکمن، 2007).

دوره پیش دبستانی
تکالیفی که از یک کودک پیش دبستانی انتظار می¬رود شامل توانایی مدیریت هیجان¬های خود با دیگران به خصوص با گروه¬های همسال و برآورده ساختن انتظارات اجتماعی جامعه در سطح وسیع است. قبل از این مرحله، مهمترین افراد در زندگی کودک، والدین، خانواده گسترده، افراد فراهم کننده مراقبت روزانه، و در حد امکان همسالان بودند. ولی هنگامی که کودک به سن پیش دبستانی برسد، به خاطر گسترش ارتباط ارتباط با معلم و گروه¬های همسال، سازش یافتگی کودک با الزامات و انتظارات بیشتری روبرو می¬گردد. کودک در این سن باید یاد بگیرد تا چگونه با دیگران بازی کند و این مسئله مستلزم یادگیری مهارت¬هایی مانند مدیریت تعارض، جرئت ورزی، مشارکت و تنظیم هیجان¬ها است. همان طور که کودک در مهار و مدیریت پاسخ¬های هیجانی خود ماهر می¬شود، روابط با همسالان آسان¬تر می¬گردد. در سال¬های پیش دبستانی، مدیریت هیجان¬ها یک جنبه مهم اجتماعی شدن است. کودکانی که قادر به انطباق¬دهی واکنش¬های خود نیستند، اغلب برای بازی انتخاب نمی¬شوند و ممکن است توسط همسالان طرد گردند. یک کودک نه تنها باید بتواند تشخیص دهد که انجام چه عملی مناسب است، همچنین باید بتواند وضعیت هیجانی متناسب با انجام آن عمل را رعایت کند. کودکی که در پاسخدهی به موقعیت¬ها به شدت عمل می¬کند، جیغ می¬کشد یا عصبانی است، به خاطر مشکلات در نظم بخشی هیجان¬های خود، قادر به استفاده از مهارت¬هایی که ممکن است بداند، نیز نمی¬باشد (دنهام و همکاران، 2004).
روابط با همسالان توسط درک هیجانی و کیفیت بازی تأثیر می¬پذیرد. دختران پیش دبستانی که از سطوح بالای بازی وانمودسازی استفاده می¬کنند، سطوح بالایی از نظم بخشی هیجان¬ها و قابلیت را دارا هستند و پسران با سطوح بالای بازی وانمودسازی، درک هیجانی مطلوب داشته و بازی¬های مناسبی که از لحاظ ماهیت فیزیکی هستند، انجام می¬دهند (لیندسی و کالول ، 2003؛ به نقل از حسین¬خانزاده، 1392). مطالعه بیشتر مشخص کرده است کودکان پیش دبستانی که نظم بخشی هیجانی مطلوبی دارند، از قابلیت اجتماعی بهتری برخوردارند. علاوه بر این آنهایی که عاطفه مثبت را نشان می¬دهند، اغلب از منزلت بالاتری در نزد همسالان برخوردارند و کودکان با عاطفه منفی در روابط با همسالان دردسرساز هستند (دنهام و همکاران، 2004).
دوره کودکی میانه
در طی سال¬های مدرسه ابتدایی و راهنمایی، تمرکز اصلی کودک از خانواده به مدرسه تغییر می¬کند و همسالان برای اجتماعی شدن اهمیت بیشتری پیدا می¬کنند. دیگر عواملی که همچنان دارای اهمیت هستند، نظم بخشیدن به هیجان¬ها و اجتماعی¬پذیری (دو متغیر خلقی که پیشتر مورد بحث قرار گرفتند) هستند. این مهارت¬ها، اساس شروع دوستی به حساب می¬آیند (وانگ، هی ولیو ، 2002)، در حالی که مهارت¬های اجتماعی و علاقه مشترک، برای ادامه دوستی مهم هستند. توانایی نظم¬دهی به هیجان-های خود، احتمالا برای پذیرش همسالان نیز مهم هستند، زیرا کودکی که می¬تواند واکنش¬های هیجانی خود را مهار کند قادر خواهد بود متغیرهای دیگر حاضر در موقعیت را درک کند و با حالت¬های هیجانی دیگران مستأصل نمی¬گردد (ریدل، برلین و بولین ، 2003).
مهارت¬های اجتماعی اساسی در این سن دارای اهمیت بیشتری هستند. توانایی رعایت نوبت، گوش دادن به سخن مخاطب، و نشان دادن غیرکلامی درک کردن با محبوبیت و پذیرش همسالان مرتیط است. مهارت¬های مهمی مانند مذاکره کردن، حل تعارض و مصالحه کردن در طی این دوره تحول پیدا می¬کنند. مدیریت رفتار هیجانی به طور مناسب و توانایی توصیف احساسات و تفکرات دارای اهمیت بیشتری هستند و با مهارت¬های اجتماعی، ارتباط دارند. سیلسن و بلمور پیشنهاد کرده¬اند که درک کودک از خود و همسالان تأثیر مهمی در ورودبه گروه همسالان، نظم بخشیدن به عواطف، و حل تعارض دارد. با استفاده از مراحل دیدگاه گیری اجتماعی پیاژه، قبل از سن شش سالگی از کودک انتظار نمی¬رود که درک کند چگونه دیگران به او می¬نگرند (حسین¬خانزاده، 1392).
علاوه بر تأثیرگذاری مستقیم والدین بر میزان روابط کودک خود با همسالان، برخی تعاملات اجتماعی والدین با دیگر بزرگسالان نیز بر قابلیت اجتماعی کودک مؤثر است (پارک و همکاران، 2004). عامل دوم در اجتماعی شدن کودکان در سنین ابتدایی و راهنمایی، گروه¬های همسالان است. یکی از تکالیف تحولی اصلی برای کودکان در این گروه سنی، درک روابط اجتماعی و توسعه قابلیت اجتماعی است. یکپارچه شدن در کلاس درس، نقش مهمی را در تحول کودک بازی می¬کند. دراین سنین کودک زمان زیادی را در بیرون از خانه و دور از والدینش می¬گذارند (مک هال و همکاران، 2003). بازی نقش مهمی را در فرایند دوستی در کودکی میانه ایفا می¬کند و بیشتر بازی-ها در این سنین رسمی و قاعده دار هستند. تصور می¬شود که توانایی درونی سازی این قواعد و اطاعت از آنها یک نقطه عطف در قابلیت اجتماعی است (سامتر ، 2003).

2-13- نظریه های مربوط به تحول اجتماعی
2-13-1- نظریه روان تحلیل گری فروید
فروید در نظریه روان تحلیلگری خود، نظام تحولی را بر اساس ساختارهای روانی / جنسی ارائه

متن کامل در سایت homatez.com

About: 92