مقاله درمورد می‌، سازمانها، کارکنان، دستگاههای، انجمن، عمومی‌، دیوان، فعالیتها

از:
شناسایی، گردآوری، پردازش و گزارش اطلاعات
اطلاعات و ارتباطات:
اطلاعات مربوط باید شناسایی، گردآوری و نهایتاً در یک شکل و چارچوب زمانی به گونهای گزارش شود که کارکنان را در ایفای مسئولیتهایشان یاری دهد. مولفه کاربردی اطلاعات و ارتباطات عبارت است از:
روشهای جمعآوری اطلاعات
نظارت:
نظارت فرآیندی است که کیفیت عملکرد سیستم را بطور مداوم ارزیابی میکند. مولفههای کاربردی ارزیابی نظارت عبارتند از:
عملیات نظارت مستمر
گزارشدهی نارسایی کنترل داخلی
حسابرسی موفق:
حسابرسی موفق دستگاههای اجرایی عبارت است از ارزیابی عملکرد هر یک از دستگاههای اجرایی در زمینه فعالیت آنها، به منظور حصول اطمینان از موارد زیر:
1- صورتهای مالی به نحوه منصفانه قابل قبول ارائه شده باشد.2- رعایت قوانین و مقررات مالی و محاسباتی.3- میزان درصد تحقق اهداف از پیش تعیین شده.4- حراست و استفاده بجا و مطلوب از اموال و داراییها.

فصل دوممبانی نظری تحقیق و پیشینه

2-1- مقدمه:مدیران سازمانها مسؤلیت پیشگیری و کشف تقلب و اشتباه در بخش عمومی‌ را عهدهدار میباشند و به همین دلیل توجه زیادی به استقرار سیستم کنترل داخلی دارند و همواره در تلاشند که بهترین و جامعترین سیستم کنترل داخلی را در سازمان یا موسسه تحت مدیریت خویش مستقر نمایند، زیرا به این موضوع اشراف دارند که با استقرار سیستم کنترل داخلی مناسب و بکارگیری پیوسته سیستمهای مناسب حسابداری، این مسؤلیت را ایفا خواهند کرد و در نبود سیستم کنترل داخلی اثربخش، تحقق رسالت اصلی سازمان بسیار مشکل خواهد بود و از طرفی وجود این کنترلهای داخلی باعث افزایش کارایی، کاهش ریسک از دست دادن داراییها و دستیابی به اطمینان معقول از اعتمادپذیری صورتهای مالی و رعایت قوانین و مقررات خواهد شد.
از آنجا که عملیات سازمانهای بخش عمومی‌ متفاوت از یکدیگر است، لذا استقرار سیستم کنترلهای داخلی یکسان برای کلیه سازمانها و دستگاههای بخش عمومی‌ مقدور نخواهد بود و استقرار کنترلهای خاص در هر سیستم به عواملی چون اندازه، نوع عملیات و هدفهای سازمانی که سیستم برای آن طراحی شده است، بستگی دارد (محمدی، 1387).
تعیین حدود، نوع و اجرای کنترلهای داخلی بیش از هر موضوع دیگر، در تعیین روشهای حسابرسی و حجم رسیدگیهای حسابرس موثر میباشد و حسابرس پس از بررسی چگونگی سیستم کنترل داخلی میتواند نسبت به گستردگی رسیدگیها جهت اظهارنظر به گزارشهای مالی تصمیم لازم را اتخاذ نماید.
از سویی مرجع کنترل کننده داخلی وظیفه کنترل عملیات و فعالیتها و حرکت سازمان در راستای اهداف قانونی آن سازمان را بر عهده داشته و باعث میگردد سازمان در مسیر رسیدگی به تعالی و اهداف سازمانی ترسیم شده برای آن گام بردارد و بر اساس ماده (6) قانون دیوان محاسبات کشور، “اعلام نظر در خصوص لزوم وجود مرجع کنترل کننده داخلی و یا عدم کفایت مرجع کنترل کننده موجود در دستگاههای مورد رسیدگی با توجه به گزارشات حسابرسی و رسیدگیهای انجام شده جهت حفظ حقوق بیتالمال” از جمله وظایف مصرحه دیوان محاسبات کشور تلقی میگردد و عدم وجود یا عدم کفایت لازم کنترلهای داخلی باعث میگردد انحرافاتی در مسیر حرکت در قالب فعالیتهای سازمان صورت گرفته و باعث بروز تخلفات متعددی گردد.
کنترل داخلی، یک رویداد نیست، بلکه مجموعهای از عملیات و فعالیتها بر پایه ستانده است. کنترل داخلی باید به عنوان جزء لازم هر سامانهای شناسایی شود که مدیریت برای تنظیم و راهنمایی آن فعالیتها بکار گیرد، نه به عنوان یک سامانه جداگانه در درون دستگاه اجرایی( کوزو،1992).
کنترلهای داخلی بخش مهمی‌ از اداره یک سازمان است که شامل طرحها، شیوهها و روشهای اجرا شدنی برای دستیابی به وظیفهها، هدفها و مقاصد و به عبارت دیگر پشتیبانی مدیریت بر مبنای عملکرد است و نیز به عنوان اولین خط دفاعی در حفاظت از دارائیها، پیشگیری، کشف خطاها و تقلب بکار میرود(عباس زاده، 1390).
حال در این فصل به جایگاه ارزیابی کنترلهای داخلی در انجام حسابرسی موفق در دستگاههای اجرایی توسط حسابرسان دیوان محاسبات پرداخته میشود.
2-2- کنترل داخلی:کمیته بررسی اصطلاحات قانون دیوان محاسبات کشور درسال 1381 برخی کنترلهای داخلی را بشرح ذیل تعریف نموده است:
2-2-1- کنترل داخلی اداری:
شامل طرح و برنامه سازمان و روشها و سوابقی است که در ارتباط با فرآیند تصمیمگیری بوده و منتج به صدور مجوزهای لازم توسط مدیریت میشود.
2-2-2- کنترل داخلی حسابداری:
شامل برنامه سازمان و روشها و سوابقی است که در ارتباط با نگهداری و حفاظت از دارائیها و قابل اطمینان بودن سوابق مالی میباشد.
کنترل داخلی باید درونی و اصلی باشد، نه بیرونی و مجزا. با درونی و نهادنی کردن آن، کنترل داخلی به عنوان عامل اصلی و جدایی ناپذیر از فرآیند اساسی مدیریت در امور برنامهریزی، اجرا و نظارت در خواهد آمد. مسئولیت یک کنترل داخلی خوب بر عهده مدیران است. مدیریت هدفها را یکپارچه می‌ کند، فعالیتها و ساز و کارهای کنترلی را در جای خود جایگذاری، کنترل، نظارت و ارزیابی میکند. بنابراین کنترل داخلی ابزاری برای مدیریت و به طور مستقیم مرتبط با هدفهای سازمان است. با اینکه مدیریت رکن اصلی کنترل داخلی است، اما همه کارکنان سازمان نقشهای مهمی‌ در ایجاد و اجرای آن دارند.
کارکنان افرادی هستند که کنترلهای داخلی را به اجرا در میآورند. پس سیستم کنترل داخلی زمانی در بخش عمومی‌ میتواند اثربخش باشد که در استقرار آن به رفتار اخلاقی و شایستگیهای فنی کارکنان توجه شود. بنابراین دستیابی به کنترل داخلی مناسب، مستلزم وجود کارکنان متعهد و درستکار و دارای ارزشهای اخلاقی قوی است.
در سال 1985 کار گروه سازمانهای حامی‌ کمیسیون تردوی با پشتیبانی و مشارکت معروفترین محافل حرفه‌ای حسابداری امریکا شامل انجمن حسابداری رسمی‌ امریکا ، انجمن حسابداری امریکا، انجمن حسابرسان داخلی، انجمن حسابداران مدیریت و انجمن مدیران مالی تاسیس شد و به همراه گروهی از مشاوران، کار پژوهشی گستردهای را بر روی تعریفها و مفهومهای کنترل داخلی آغاز کرد. حاصل کار این گروه پس از طی چند مرحله، گزارشی بود که با نام «کنترل داخلی- چارچوب یکپارچه» در 1992 منتشر شد.
طبق این گزارش که به گزارش کوزو نیز معروف است، کنترل داخلی این گونه تعریف شده است:
کنترل داخلی فرآیندی است که به منظور کسب اطمینان معقول از تحقق هدفهایی که در سه مقوله اصلی زیر دستهبندی میشوند، بوسیله مدیریت و سایر کارکنان برقرار می‌ شود:
* اثربخشی و کارآیی عملیات (در برگیرنده هدفهای عملیاتی)
* اتکاپذیری گزارشهای مالی (در برگیرنده هدفهای گزارشگری مالی)
* رعایت قوانین و مقررات مربوط (در برگیرنده هدفهای عملیاتی)
گروه اول به هدفهای اساسی شامل هدفهای مرتبط با عملکرد و سودآوری و همچنین حفاظت داراییها اشاره می‌ کند. گروه دوم به تهیه صورتهای مالی اتکا و سایر اقلام مالی استخراج شده از این صورتها مربوط است که برای اطلاع عموم منتشر میشوند. گروه سوم با رعایت قوانین و مقررات مربوط سر و کار دارند (قربانی، 1386).
تحقق هدفهای فوق مستلزم وجود پنج عنصر تشکیل دهنده کنترل داخلی به شرح زیر است:
1- محیط کنترلی، 2- ارزیابی خطر، 3- فعالیتهای کنترلی، 4- اطلاعات و ارتباطات، و 5- نظارت و آزمون.
این پنج عنصر یک چارچوب کلی و حداقل سطح کیفیت پذیرفتنی را برای کنترل داخلی در بخش عمومی‌ تعریف و مبنایی را برای ارزیابی کنترل داخلی فراهم میکند و باعث میشود که مدیریت برای گسترش دادن سیاستهای جزئی، رویهها و عملیاتی که برای فعالیتهای یک سازمان مناسب هستند، پاسخگو باشند (کرباسی یزدی، 1384). این پنج جزء عنصر کنترل داخلی با یکدیگر مرتبط هستند و هر جزء آن میتواند سایر اجزا را متاثر کند، لذا تمام سازمانها برای کنترل فعالیتهایشان به تمام اجزای کنترل داخلی احتیاج دارند.
وجود کنترلهای درونی باعث بهبود عملکرد سازمانها و حتی باعث بهبود گزارشگری مالی میشود. تحقیقات نشان می‌ دهد وقتی سازمانها بر روی کنترلهای درونی متمرکز میشوند، بهتر نتیجه گرفته و باعث کاهش هزینههای کنترل داخلی در سازمانها میشوند، به این دلیل که کنترلهای درونی یک خود کنترلی در افراد سازمانها بوجود می‌ آورد (کوکس،2007).
کنترل داخلی، یک رویداد یا وضعیت خاص نیست، بلکه مجموعهای از اقدامات متوالی و فراگیر است که به همه فعالیتهای سازمان نفوذ و تسری پیدا می‌ کند. این اقدامات در گستره عملیات یک سازمان و به شکلی مستمر روی میدهد. آنها در مسیری که مدیریت سازمان را اداره می‌ کند و به پیش میبرد، به صورتی فراگیر و جدایی ناپذیر از آن وجود دارند(شعری، 1386).
مدیریت و کارکنان در همه سطوح مجبور و ملزم به ارتباط با کنترلهای داخلی بعنوان فرایندی بنیادی و پویا که خود را به طور مداوم با تغیرات

متن کامل در سایت homatez.com