مقاله درباره ، CSP، هويت، مسئوليت، اجتماعی، سازمانها، هویت، كارکنان

اين نظریه بيان ميكند كه مردم تمايل به هویت بخشی یا توصیف خود در زمينههاي اجتماعي دارند و خود و ديگران را در طبقات اجتماعي مختلفي طبقهبندي ميکنند. هر فردی داراي فهرستي از عضویت در طبقات اجتماعي مختلف است. هويت اجتماعي شامل جوانب مختلف تصور از خود، توسط یک فرد است كه از همانندسازی وی با طبقه ای که خود را متعلق به آن میداند، ناشي ميشود (هوستون و جاسپارز، 1984). بنابراين تمامي اعضا در طبقات اجتماعي مختلف يك هويت اجتماعياند كه نگرش آن‌ها را به عنوان عضوي از آن گروه توصيف و تبيين ميكند، مانند اينكه هر كس بايد چگونه بينديشد، و یا چگونه احساس و رفتار كند (هوگ، 1995).
هويت ميتواند بهعنوان ادراك عضو متعلق به گروه كه شامل تجربهي مستقيم یا غیرمستقیم از شكستها و موفقيتهاي آن گروه است، تعريف شود. در این صورت عوامل مرتبط با هويت شامل، تشخيص ارزشهاي گروه و اقدام مرتبط با آن در مقایسه با سایر گروهها، اعتبار گروه در رقابت با سایر گروهها يا حداقل آگاهی از ديگر گروههاست (اشفورث و مائل، 1989). هوستون و جاسپارز (1984) نشان دادند كه افراد در تلاش براي کسب هويت اجتماعي مثبت به منظور ايجاد تمايزات روان‌شناختي عضو گروه خود يا دست‌يابي به تمايزات بينگروهياند. بنابراين، اعتبار گروه ميتواند بر توصيف اعضا از خود، در ارتباط با گروه، تاثير بگذارد (اشفورث و مائل، 1989).
بر این اساس اعضای فعال در سازمان‌های تجاری نيز ميتوانند به عنوان يك طبقه اجتماعي در نظر گرفته شوند. مطابق با نظریه هویت اجتماعی، عضویت سازماني ممكن است به عنوان بعد مهمي از هويت فردي قلمداد شود و بر توصيف كارکنان از خود در ارتباط با سازمانی خاص تاثير بگذارد. برای مثال، كارکنان نيز مانند طرفداران یک تیم ورزشی ممكن است موفقيت سازماني را همانند موفقيت خود بدانند و سازمانهايشان را با ديگران مقايسه كنند. تشخيص مثبت از ارزشها و اقدامات گروه ميتواند مستقيماً بر هويت تاثير گذارد. لذا، هویت اجتماعی، به طبع، خود مسؤلیت اجتماعی را به همراه دارد و ميتواند انعكاسي از تمايزات مثبت در ارزشها و اقدامات سازماني در مقایسه با سایر سازمانها باشد. بنابراين اگر كارکنان سازمانهايشان را به عنوان عضوي با مسؤولیت اجتماعي در قبال جامعه بدانند، احساس تعلق به اين سازمان معتبر، ميتواند به خودی خود هویت فردی یا ادراک آن‌ها از خود را ارتقاء دهد (برامر و همکاران، 2007 و اسميت، 2001). مطابق با اين نظریه، ميتوان اظهار کرد كه اگر كارکنان به خاطر عضويت در سازمانی که به مسؤلیتهای اجتماعي اهمیت میدهد، احساس غرور كنند، گرايشات كاري آن‌ها ميتواند به گونهاي مثبت تحت تاثير قرار گيرد. وجود این احساس از اینجا ناشی میشود که برخلاف تصور معمول، فلسفه وجودی سازمانها، حتی مؤسسات اقتصادی، نه تنها سود بلکه تامین انتظارات ذینفعان اعم از داخل و خارج سازمان میباشد (هندی، 2002 و دراکر، 2000). زیرا از این طریق است که پایدار بودن سود نیز تامین میشود. ضمناً انتظاراتی که جامعه در بعد اخلاقی، قانونی، اقتصادی و مصالح عمومی از سازمانها دارد، این است که آن‌ها خود را به جامعهای که در آن به فعالیت میپردازند، متعهد بدانند (کارول، 1979). بر این اساس هنگامیکه موضوع مسؤلیت در زندگی اجتماعی از جمله سازمانها مورد تحلیل قرار میگیرد، نباید صرفاً حقوق صاحبانسهام و موسسین یا حتی فقط رعایت چارچوبهای قانونی که به اجبار باید بدان تن داد، ملاک عمل سازمانها قلمداد شود. بلکه مسئول بودن باید به عنوان امری داوطلبانه و نوعی تعهد و وظیفه از سوی سازمانها به شمار آید (تاکالا و پالاب، 2000). در اینصورت است که مشروعیت سازمان از ناحیه ذینفعان برونی (ذینفعان اجتماعی و غیر اجتماعی، دولت و مشتریان) به پایداری میانجامد و منافع پایدار، ارتقاء تعهد و مشارکت فعال ذینفعان از قابلیت پیشبینی برخوردار میشود.
عملكرد اجتماعي شركت ( csp )
عملكرد اجتماعي شركت، از سالها پيش در آمريكا و اروپا مورد توجه بوده است. درايران نيز معمولا شركتها، كمك هايي در قالب خيريه و بشردوستانه انجام ميدهند. اما آن چه كه در اين تحقيق از آن به عنوان عملكرد اجتماعي شركت ياد ميشود بسيار فراتر از اين مفهوم است و شركتها بايد كليه اثرات اجتماعي، اقتصادي و محيطي فعاليتهايشان بر جامعه را مدنظر قرار دهند. رعايت عملكرد اجتماعي از سوي سازمانها، علاوه برآن كه براي خود شركتها بسيار سودمند است و نقش مهمي در بهبود جامعه و كاهش فقر دارد و از سوي ديگر، دستيابي به اهداف توسعه هزاره از قبيل ريشه كني فقر و گرسنگي، برخورداري از آموزش اوليه در سطح جهان و ارتقاي برابري جنسيتي، تنها با مشاركت شركتها امكان پذير است ؛ كه به عنوان بخش بزرگي از جامعه نقش بزرگي از جامعه، نقش قابل توجهي در زندگي افراد دارند.
برخي از شركتها CSP به عنوان يك فعاليت خير خواهانه و بشر دوستانه مينگرند و گروهي آن را يك چارچوب راهبردي جديد براي شركت ميدانند. عده اي نيزواژه “اجتماعي” شركتها را متوجه عملكرد اجتماعي خود، همچون ساير وظايف عادي ميكند. امروزمسئوليت اصلي يك شركت ايجاد سود براي ذينفعان ميباشد كه واژه مسئوليت شركت اين موضوع را به خوبي توضيح ميدهد، در حالي كه واژه اجتماعي بر جنبههاي ديگري نيز تاكيد دارد ( Hopkins 2004)
مسئوليت اجتماعي شركت به معناي رويههاي باز و شفاف كسب و كار، يعني روشهايي است كه مبتني بر ارزشهاي اخلاقي و احترام به كاركنان، جامعه و محيط زيست ميباشد. عملكرد اجتماعي شركت ها به اين منظور برنامه ريزي ميشوند كه براي جامعه به طور اعم و براي سهامداران به طور اخص حامل ارزشهاي پايدار باشد. (اميدوار 1385)
گريفتن و بارني (1992) مسئوليت اجتماعي را مجموعه وظايف و تعهداتي ميدانند كه شركت بايد در جهت حفظ، مراقبت و كمك به جامعهاي انجام دهد كه در آن فعاليت ميكند.
بلوم و گاندلچ (2001) معتقدند CSP تعهدات شركت نسبت به ذينفعان يعني مردم. گروههايي است كه از رويهها و سياستهاي شركت اثر ميپذيرند يا بر آنها اثر ميگذارد اين تعهدات فراتر از الزامات قانوني و وظايف شركت نسبت به سهامداران ميباشد. اجراي اين تعهدات مستلزم حداقل كردن اثرات منفي و حداكثر كردن اثرات مثبت شركت بر جامعه است.
انگل (2004) معتقد است كه عملكرد اجتماعي شركت به طور مستقيم يا غير مستقيم رفتار شركت را از طريق تركيبي از فعاليت سهامداران، تحت تاثير قرار ميدهد و يا آن را كنترل ميكند.
هارتمن (1998) CSP را موضوعي هوشمند و هدفمند براي رفاه جامعه مي داند كه از فعاليتهاي مخرب شركت جلوگيري ميكند و منجر به بهبود زندگي انسانها ميشود. (Lantos )
به اعتقاد ايران نژاد پاريزي (1371) مسئوليت اجتماعي شركت، تعهد تصميم گيران براي اقداماتي است كه به طور كلي علاوه بر تامين منافع خودشان رفاه جامعه رابهبود ميبخشد.
يونس (2008) معتقد است كه 2 نوع عملكرد اجتماعي وجود دارد. يكي CSP ضعيف، به اين معني كه شركت صدمهاي به مردم و جامعه وارد نميكند و ديگرCSP قوي، كه براساس آن شركت خدمات مفيدي براي مردم و جامعه است.
اما اشي و ادي (2005) CSP رااز ديدگاه سهامداران، جامعه و ذينفعان تعريف ميكند.
از ديدگاه سهامداران، CSP مرتبط با مسئوليتهاي قانوني و اقتصادي است كه شركتها نسبت به مالكان شركت بر عهده دارند. در اين ديدگاه هدف حداكثر كردن سود براي مالكان شركت است و مسائلي از قبيل كاهش هزينه، داشتن مزيت رقابتي، كارايي بازار و بازده و بازده مطلوب سرمايه گذاري مورد توجه است و جايي براي احساسات و خيرخواهي وجود ندارد.
مسئوليت اجتماعي شركت، مقولهاي با اهميت و پرطرفدار محسوب ميشود (Leonard & Rangan2007 ) كه آن را مسئوليت شركتي، پاسخ گويي شركتي و اخلاق شركتي نيز مينامند (Hohnen 2007 )
2-3- تعریف های سازمانی CSP
سازمان نوع سازمان تعریف CSP ماخذ
دولت انگلستان سازمان دولتی اقدام های داوطلبانه ای که کسب و کارها، علاوه بر انطباق با الزامات قانونی کمیته، به منظور پاسخگویی به منافع رقابتی خود و منافع جامعه انجام می دهند www.csp.gov.ukکمیسیون اروپا سازمان دولتی مفهونی که طبق آن سازمان ها مسائل اجتماعی و زیست محیطی ناشی از عملیات کسب و کاری خود و تعامل خویش را با ذی نفعانشان به صورت داوطلبانه یکپارچه می سازند نامه ی سبز کمیسیون اروپا 2001 ایجاد چارچوبی اروپایی برای مسئوليت اجتماعی سازمانها
وزارت بازرگانی چین سازمان دولتی اقدامی مشخص که سازمان های چینی در تحقق بخشیدنبه آرزو های سیتسی رهبری جمعی جدید حزب کمونیست چین _وادار کردن مردم به ایجاد جامعه ای همساز انجاممی دهند شرکت اخلاقی 2005 سیاست تعریف چینی csp 15 سپتامبر 2005
کنفدراسیون صنایع انگلیس انجمن کسب و کار پذیرش این که سازمان ها که باید نه تنها در قبال عملکرد مالی خود بلکه در قبال تاثیر فعالیت هایشان در جامعه و یا محیط پاسخگو باشند www.cbi.org.ukشورای کسب و کار

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin