پایان نامه درباره ماليات، مالياتي، اقتصادي، درآمدهاي، تامين، ميشود.، حکومت، وصول

جهانی برای توسعه پایدار انجمن کسب و کار تعهد مداوم صاحبان کسب و کار به رفتار اخلاقی و کمک به رشد اقتصادی همزمان با بهسازی کیفیت زندگی نیروی کار و اعضای خانواده هایشان و نیز مردم کشور و جامعه در مقیاس وسیع WBCSD,1999,CSP:meeting expectation,s
2-4- ابعاد مسئولیت اجتماعی
با توجه به تعاریف مطرح شده برای مسئولیت اجتماعی دو بعد اصلی این مفهوم به شرح زیر است:
1- وظایف، تعهدات و مسئولیتهای اجتماعی که فرد نسبت به ذینفعان واحد اقتصادی نظیر سهامداران، صاحبان سرمایه و مدیران مربوطه دارد.
2- وظایف،تعهدات و مسئولیتهای اجتماعی که فرد در سطحی وسیع تر نسبت به جامعه، محیط زیست، نسلهای آینده بشری و به طور کلی در سطح کلان برای خود متصور است.
2-5- اهميت ماليات:
اصولاً ماليات از ابزار اصلي اداره حکومت ميباشد. يعني دولت و حکومت بدون پديده ماليات غير معقول ميباشد. از سوي ديگر ماليات در حال حاضر در زندگي روزمره مردم يک امر عادي و لازم تلقي ميشود. (1375، حاتمي)
مقوله ماليات از ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي و اجتماعي بايد مورد توجه قرار گيرد و همچنين برخوردهاي شفاف و اصولي را ميطلبد زيرا ماليات بعنوان يک عنصر اثرگذار در اقتصاد کشورها، تلقي شده که در صورت عدم توجه، موجب بروز مشکلاتي در همان اقتصاد خواهد شد. در خصوص اهميت ماليات از جنبه هاي گوناگون اعم از سياسي و اجتماعي ذکر اين نکته کافي است که پيدايش حقوق اساسي و حکومت مشروطه در انگلستان و نيز کسب استقلال آمريکا بدان نسبت داده شده است. (1385 موحد).
ماليات يکي از منابع مهم بودجه اي دولت ها ميباشد و تامين هزينه هاي دولت از محل ماليات منجر به پويايي و رشد اقتصادي ميشود. از طرفي هزينه تحميلي ناشي از ماليات خوشايند سرمايه گذاران و مالکان نميباشد، چون باعث کاهش بازده و انتقال منابع از مالکان به سوي دولت ميشود. لذا واحدهاي تجاري براي جلوگيري از کاهش رغبت سرمايه گذاران براي سرمايه گذاري، به اجراي برنامههاي اجتناب مالياتي با هدف تعديل هزينههاي ناشي از ماليات و افزايش ثروت سهامداران روي ميآورند. اما چون برنامه هاي اجتناب مالياتي همراه با ابهام و پنهان کاري است، احتمال سوء استفاده مديريت فرصت طلب از ابهام ايجاد شده وجود دارد. بنابرابن سوال اين است که آيا اجتناب مالياتي با شفافيت گزارشگري و ارزش شرکتها رابطه معکوس دارد يا خير؟
2-6- نقش ماليات در جامعه:
الف) تامين هزينههاي دولت به منظور ايجاد زيرساختهاي اقتصادي، اجتماعي و عمراني و. ….
ب) تعديل ثروت در بين دهکهاي اقتصادي جامعه با اعمال نرخهاي مالياتي
با اين روش ميتوان از شکل گيري شکاف عميق طبقاتي در جامعه جلوگيري کرد. در واقع از ديدگاه کلان اقتصادي، ماليات يکي از عمدهترين ابزار سياستهاي اقتصادي دولت محسوب ميشود. (1385 موحد).
2-7- ماليات و جايگاه آن در اقتصاد
امروزه ماليات به عنوان يکي از ابزارهاي مهم سياست اقتصادي محسوب شده و نقش آن در اقتصاد ملي و کلان به عنوان عامل تعيين کننده از جايگاه ويژهاي برخوردار است، به طوري که درآمدهاي مالياتي يکي از منابع مهم درآمدي دولتهاست. به طور مثال حدود نود درصد از درآمدهاي دولت آلمان و استراليا از طريق درآمدهاي مالياتي تامين ميشود. حتي در کشورهايي که از منابع غني همچون نفت و گاز برخوردار هستند، ماليات از جايگاه ويژهاي برخوردار است، به طوري که در حال حاضر در ايران حدود سي و پنج درصد از درآمدهاي دولت را تشکيل ميدهد. دولتها با اتخاذ سياستهاي مختلف اقتصادي در زمينه ماليات ميتوانند سياستهاي انقباضي و انبساطي گوناگون را با توجه به شرايط مختلف اقتصادي اتخاذ و از اين طريق نسبت به رفع مشکلات اقتصادي از قبيل تورم و رکود اقدام نمايند.( نشريه سامان 1389 )
2-8- نگاهي بر درآمدهاي مالياتي
از ديدگاه اجتماعي، توسعه بخش ماليات و وابستگي دولت بر درآمدهاي مالياتي، باعث تقويت ساختار دموکراسي ميشود و نظارت مردم را بر ارکان حکومت توسعه ميبخشد. در جامعه مبتني بر ماليات، کارايي و اثربخشي در حداکثر خود قرار ميگيرد و منابع توليد کمترين اتلاف را دارند. اما با گذشت بيش از هفتاد سال از ايجاد نظام مالياتي در ايران هنوز اين بخش مهم نظام اقتصادي، نتوانسته خود را با نيازهاي اقتصادي کشور و تحولات اقتصادي دنيا هماهنگ کند و مطابق با آنها پيش رود. در حالي که درآمدهاي مالياتي نسبت به توليد ناخالص داخلي در فرانسه هفتاد درصد، در کره جنوبي چهل درصد، در آمريکا هفتاد و پنج درصد و در آلمان و انگليس بالاي شصت درصد است. اين رقم در ايران به کمتر از هفت درصد توليد داخلي مي رسد. ( نشريه سامان 1387 ).
2-9- مفهوم و تعريف ماليات و اصول وضع آن
– تعريف ماليات
ماليات به مثابه يک نوع هزينه اجتماعي است که آحاد يک ملت در راستاي بهره وري از امکانات و منابع يک کشور موظفند آن را پرداخت نمايند تا توانائي‌هاي جايگزيني اين امکانات و منابع فراهم شود. ماليات در واقع انتقال بخشي از درآمدهاي جامعه به دولت و يا بخشي از سود فعاليت‌هاي اقتصادي است که نصيب دولت مي‌گردد زيرا ابزار و امکانات دست يابي به درآمد و سودها را دولت فراهم ساخته‌است. ‎دولتها براي جبران هزينههاي خدماتي که به شهروندان انجام ميدهند. از طريق وضع مالياتي اقدام مينمايند و البته هدف از وضع مالياتي براي اغلب کشورها جبران هزينه نيست زيرا از طريق ماليات نقدينگي دچار تغييرات مي شودکه بعد از جبران هزينه مهم ترين عامل وضع مالياتي مي باشد. ماليات مقدار پول و يا مالى است که شهروندان يک کشور طبق قانون به دولت خود مى پردازند تا در جهت اداره امور کشور تامين کالاها و خدمات عمومى و ضرورى تضمين امنيت و دفاع همگانى و عمران و آبادانى توسط دولت مورد بهره بردارى قرار بگيرد. ماليات ريشه تاريخى طولانى و عميقى دارد و عمر آن با پيدايش نخستين حکومتها و سازمانهاى مديريت اجتماعى همراه مى باشد. تنها نوع و مقدار ماليات و نحوه وصول آن متفاوت بوده است و اصل آن هيچگاه متروک نمىشده است. در برخى از کشورهاى جهان باستان از قبيل کلده و آشور در(بين النهرين) و (آتن)، فرهنگ وصول ماليات از مردم تابع قوانين مدون بوده ولى در بسيارى از نقاط جهان مسئله ماليات از نظر چگونگى وصول و اندازه آن تابع اراده دولت مرکزى و يا پادشاه بوده است که در برابر دريافت مقدارى پول و يا کالا در سال، حکومت و فرماندارى مناطق گوناگون را به افراد واگذار مىکرده است. حاکم منطقه نيز که به يک طايفه و قبيله و منطقه و يا شهر و ايالتى منصوب مىشد آن اندازه از پول و کالا جهت دولت مرکزي با افزودن مبالغ هنگفتى براى اداره امور منطقه و خود و ذخيره شخصى بطور سرانه و يا خانوارى از مردمان زير سلطه خود وصول ميكرد و در نپرداختن آن براى پادشاه و حاکم منطقه هيچ عذرى پذيرفته نبود. ازاين رو در عصر حاضر يکى از پايههاى استوار کشوردارى، ترقى و پيشرفت وارائه خدمات به مردم و در نتيجه دريافت ماليات مىباشد. دريافت ماليات از جامعه در کشورهاى جهان امرى طبيعى و براساس سياست مالى مىباشد و در برخى از کشورهاى صنعتى جهان 90 تا 98 درصد بودجه عمومى از طريق مالياتها تامين مىشود و مردم نيز هيچگونه واکنش منفى در برابر آن بروز نمىدهند. براي پرداخت ماليات دو نگرش وجود دارد، نگرش اول روي دو اصل داوطلبانه بودن ماليات و مشروط بودن آن به استفاده افراد از خدمات دولتي ميباشد. نگرش دوم به اصول اجباري بودن و بلا شرط بودن آن تاکيد ميکند. که امروزه نگرش مطرح در حکومتها جهت اخذ ماليات از مردم، نگرش اجباري و بلاشرط بودن آن ميباشد. بدين جهت که با پرداخت ماليات بخش قابل توجهي از ثروت اشخاص به دولتها انتقال پيدا ميکند، فعاليتهايي جهت تعديل اين انتقال منابع از طرف مالکان درخواست و توسط مديريت واحدهاي تجاري به اجرا در ميآيد. در فرار مالياتي براي تعديل هزينه ماليات متعلقه، اقداماتي از طريق فرآيندهاي غير قانوني غير قابل توجيه به اجرا گذاشته ميشود، ولي اجتناب مالياتي از طريق قوانين و معافيتهاي مصوب مراکز قانوني، در واحدهاي تجاري انجام ميشود تا ماليات کمتري پرداخت شود ( دساي و دارماپالا 2009). يکي از مصاديق اين معافيت ها در ايران، معافيت موضوع ماده 132 ق.م.م مي باشد که بر حسب آن، درآمد مشمول ماليات ابرازي ناشي از فعاليتهاي توليدي و معدني در بخشهاي تعاوني و خصوصي که پروانهي فعاليت آنها از طرف وزارت خانههاي ذيربط صادر شده باشد، به ميزان هشتاد درصد و به مدت چهار سال و در مناطق کمتر توسعه يافته به ميزان صد در صد و به مدت ده سال از ماليات موضوع ماده 105 ق.م.م معاف ميباشند.
2-10- اصول وضع ماليات:
آدام اسميت در کتاب ثروت ملل، چهار قاعده کلي براي مالياتها بيان نموده است. اين قواعد که به قواعد چهارگانه آدام اسميت معروف شده است به شرح زير است:
1- عدالت: بدين معني که مالياتها بايد عادلانه باشد و

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin