مقاله درباره پاداش، مدیران، حسابداری، سنتی، الزحمه، غیرعادی، سهامداران، ص.

توجه صرف به سودآوری، موضوعاتی از قبیل رقابت در سطح جهانی، افزایش رضایت مشتری، تاکید بر کنترل کیفیت محصولات و کاهش هزینه ها را نیز مد نظر قرار دادند و 3) همزمان با دو عامل بیان شده تعدادی از نویسندگان حسابداری به بررسی و تشریح این عوامل پرداختند، رخ داده بود (مرتضوی، 1390).
شناخت رفتار هزینه ها در واکنش به تغییرات سطح تولید و فروش برای مدیریت شرکت ها از اهمیت زیادی برخوردار است (هورن گرن، فاستر و داتار، 1999). لذا شناخت رفتار هزینه ها به عنوان یکی از مباحث مهم در حسابداری مدیریت مطرح شده است. در این سیستم اطلاعات فراهم شده در مورد مباحث مهم مانند رفتار هزینه ها در جهت اجرای چهار وظیفه مهم مدیریت که عبارتند از 1) مدیریت استراتژی های شرکت 2) برنامه ریزی و تصمیم گیری 3) کنترل عملیات و مدیریت و 4) تهیه صورت های مالی به کار گرفته می شوند (نیکبخت و دیانتی، 1392). با عنایت به اینکه وظیفه چهارم مدیریت تهیه صورت های مالی برای افراد برون سازمانی است، در نهایت اطلاعات این سیستم به افراد برون سازمانی منتقل شده و توسط آنان در ارزیابی عملکرد شرکت ها و مدیران آنان مورد استفاده قرار می گیرد. لذا شناخت رفتار هزینه ها برای مدیران به واسطه استفاده در مدل های تصمیم گیری ایشان و برای افراد برون سازمانی به دلیل استفاده در شناخت و پیش بینی عملکرد شرکت اهمیت زیادی دارد (مرتضوی، 1390).
2-3-1 مدل های رفتار هزینه ها
منظور از رفتار هزینه ها نحوه واکنش هزینه ها به تغییرات در سطح فعالیت است. دو مدل در مورد رفتار هزینه ها در ادبیات حسابداری مدیریت به شرح زیر مطرح است:
مدل سنتی: “در مدل سنتی رفتار هزینه ها که در ادبیات حسابداری رایج است، هزینه ها با توجه به تغییر در حجم فعالیت به دو دسته هزینه های ثابت و هزینه های متغیر تقسیم بندی می شوند. در این مدل، هزینه های متغیر متناسب با تغییر در محرک هزینه تغییر می کنند. بدین معنی که میزان تغییر هزینه ها به میزان تغییر سطح فعالیت ها بستگی دارد، نه جهت تغییر” (مرتضوی، 1390، ص. 2). همچنین در این مدل هزینه های ثابت بخشی از هزینه کل هستند که با تغییر در حجم فعالیت در دامنه مربوط تغییر نمی کنند. می توان هزینه استهلاک و اجاره ساختمان کارخانه، حقوق سرپرستان تولید و سایر هزینه های پشتیبانی تولید که با تغییر در تعداد محصول تولید شده، مقدارشان ثابت است را نام برد (نیکبخت و دیانتی، 1392).
مدل چسبنده: “هزینه ها در واقع، میزان مصرف منابع به منظور انجام فعالیت های گوناگون شرکت را نشان می دهند. از آنجا که فعالیت ها در راستای تولید کالاها و خدمات انجام می شوند، منابع بر مبنای انتظارات از تقاضا تحصیل شده که این امر موجب تبعیت نکردن هزینه ها از تقاضای واقعی می شوند. در همین راستا برخی از صاحبنظران چنین استدلال می کنند که شدت کاهش هزینه ها در اثر کاهش حجم فعالیت کمتر از شدت افزایش هزینه ها در اثر افزایش حجم فعالیت است. به این نوع رفتار هزینه ها، رفتار چسبنده گفته می شود” (کردستانی و مرتضوی، 1391، ص. 14).
در حسابداری و امور مالی رفتار هزینه ها زمانی که بحث قراردادها مطرح می شود مثل ارتباط بین پاداش و عملکرد مهم تلقی می شود. همچنین مطالعات اخیر عوامل موثر در عدم تقارن هزینه ها به هنگام کاهش فروش را به سه عامل منتسب می دانند. “عامل اول مربوط به هزینه ثابت است زیرا هنگامی که بخشی از فروش کاهش می یابد، نسبت هزینه به درآمد به سبب اینکه هزینه های ثابت نسبت به تغییر حجم ثابت هستند افزایش می یابد. اما عامل های دوم و سوم مربوط به هزینه های متغیر و در ارتباط با چسبندگی هزینه ها است” (سجادی و همکاران، 1393، ص. 83 به نقل از هامبورگ و ناسو، 2010). کیلور و لوپز بر مبنای عامل اول موثر در عدم تقارن هزینه ها یعنی هزینه ثابت، رفتار هزینه ها را به دو طبقه عادی و غیرعادی تقسیم نمودند.
جدول 2-1 رفتار عادی و غیرعادی هزینه ها
رفتار عادی رفتار غیرعادی
افزایش فروش همراه با افزایش هزینه‌ها است اما افزایش هزینه ها کمتر از آن است. افزایش فروش همراه با کاهش هزینه ها است.
کاهش فروش همراه با کاهش هزینه ها است اما کاهش هزینه ها بیشتر از آن است.
کاهش فروش همراه با کاهش هزینه ها است اما کاهش هزینه ها کمتر از آن است. کاهش فروش همراه با افزایش هزینه ها است.
افزایش فروش همراه با افزایش هزینه ها است اما افزایش هزینه ها بیشتر از آن است.
2-4 پاداش مدیران و رفتار هزینه هاعلی‌رغم وجود ادبیات گسترده در مورد ارتباط بین عملکرد و پاداش که در قبل ذکر شده عده ای از محققین اظهار می کنند که این ارتباط باید در چارچوب رفتار هزینه ها تحلیل شود. آنها معتقدند که رفتار هزینه ها می تواند توجیهی برای ارتباط نامتقارن بین عملکرد و پاداش باشد (کیلور و لوپز، 2013). بحث ارتباط پاداش مدیران و رفتار عادی و غیرعادی هزینه ها از اینجا ناشی می شود که بر خلاف تجزیه و تحلیل های سنتی برای ارزیابی عملکرد شرکت و به تبع عملکرد مدیر افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به خالص فروش بیانگر علامتی منفی نسبت به عملکرد جاری و آتی شرکت نیست. چنین تجزیه و تحلیل هایی فقط در دوره های افزایش درآمد صادق است و در دوره های کاهش درآمد، تجزیه و تحلیل های بنیادی باید با توجه به ثابت بودن و رفتار چسبنده هزینه ها مورد ارزیابی قرار گیرد (نمازی و دوانی پور، 1389؛ حقیقت و مرتضوی، 1393 به نقل از اندرسون و همکاران، 2007). به عبارت دیگر در تحلیل بنیادی سنتی افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به فروش علامتی از ناکارآمدی مدیریت می باشد، چرا که در تجزیه و تحلیل سنتی عوامل موثر در عدم تقارن هزینه ها به هنگام کاهش فروش یعنی ثابت بودن و چسبندگی هزینه ها در نظر گرفته نمی شود (حقیقت و مرتضوی،1393؛ سجادی و همکاران، 1393). بدین صورت کیلور و لوپز بر اساس تحلیل بنیادی مطرح شده توسط اندرسون و همکاران رفتار هزینه ها را عاملی برای ارتباط نامتقارن عملکرد و پاداش دانسته و معتقدند که تجزیه و تحلیل بنیادی رفتار هزینه ها با توجه به مد نظر قرار دادن هزینه های ثابت می توانند تشریح کننده ارتباط ضعیف بین پاداش و عملکرد ضعیف مدیریت باشند.
2-5 پیشینه تحقیقپیشینه تحقیق را می توان به دو بخش به شرح زیر تقسیم نمود:
تحقیقات خارجی 2. تحقیقات داخلی
2-5-1- تحقیقات خارجیجنسن و مکلینگ (1976) تضاد بین سهامداران و مدیران را تجزیه و تحلیل کرده، نشان دادند که برای کاهش تضاد نمایندگی، باید پاداش مدیران با ارزش ایجاد شده برای سهامداران مرتبط باشد. پاداش بر مبنای ارزش ایجاد شده، روشی سالم برای رسیدن به این هدف است.
مورفی (1985) در تحقیقی تحت عنوان “مطالعه تجربی روی پاداش و عملکرد مدیران” در دانشگاه روچستر دریافت که پاداش مدیران رابطه مثبتی با عملکرد آنان دارد که این عملکرد در بازده سهام و رشد فروش شرکت نمایان می شود.
مورفی (1986) نشان داد که پرداخت به مدیران اجرایی با عملکرد دارای همبستگی مثبت و معناداری است و حتی اگر بین پرداخت و عملکرد رابطه ای نباشد باز هم منافع مدیران اجرایی از طریق ابزارهایی نظیر حق اختیار خرید سهام، طرح های عملکردی بلندمدت و مهم‌تر از همه مالکیت سهام به عملکرد شرکت وابسته خواهد بود. او همچنین نشان داد که طرح های انگیزشی حق الزحمه اعم از کوتاه مدت و بلندمدت نه تنها به ضرر سهامداران نبوده بلکه آنان را منتفع نیز ساخته است.
لمبرت و لارکر (1987) از طریق یک مدل تجربی نشان دادند که استفاده از معیارهای سنجش عملکرد حسابداری و مبتنی بر بازار در قراردادهای حق الزحمه با میزان عدم دقت این معیارها و همچنین حساسیت آنها نسبت به اقدامات مدیریت در ارتباط است. نتایج آنها نشان داد که حق الزحمه نقدی مدیران دارای همبستگی قوی و مثبت با نسبت بازده حقوق صاحبان سهام می باشد ولی رابطه آن با بازده بازار سهام ضعیف تر است.
الی (1991) با بررسی رابطه بین حق الزحمه مدیریت و عملکرد شرکت در صنایع مختلف به این نتیجه رسید که بین صنایع مختلف از نظر ارتباط این معیارها با عملکرد شرکت تفاوت ناچیزی وجود دارد. او در این مطالعه چهار معیار ارزیابی عملکرد شامل بازده بازار سهام، بازده دارایی ها، سود پس از بهره و درآمدها را در نظر گرفت در نمونه انتخابی او اکثر شرکت ها از معیار بازده دارایی ها استفاده کرده بودند.
ناتراجان (1992) در تحقیقی تحت عنوان “استفاده از گزارش های مالی در قرارداد پاداش مدیران” در دانشگاه پنسیلوانیا به این نتیجه رسید که یکی از اصلی ترین روش های اندازه گیری عملکرد مدیر گزارش های حسابداری است، از آنجا که این ابزار اندازه گیری حاوی اطلاعاتی در خصوص عملکرد مدیر و تصمیمات سرمایه گذاری است، لذا به عنوان ابزار اندازه گیری و ارزیابی عملکرد و همچنین انگیزش مدیر نقش دارد. میزان مفید و موثر بودن این ابزارها که تحت تاثیر انتخاب روش های مختلف حسابداری در روند

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin