مقاله با موضوع اخلاق، حرفه‌ای، اخلاقی، ارزش‌های، دانشجویان، حرفه‌ای، ارزش‌های، پرستاری

میانگین نمرات ابعاد مراقبت، عمل‌گرایی، اعتماد، حرفه‌ای شدن، عدالت و نیز مجموع ابعاد به ترتیب 55/3، 34/3، 82/3، 63/3، 72/3 و 59/3 بود. حفظ اسرار بیمار و حفظ صلاحیت و شایستگی در محیط بالینی به ترتیب از مهمترین و نظارت بر عملکرد همکاران، مواجهه با کادر درمانی با عملکرد نامناسب، شرکت در پژوهش‌های پرستاری یا به‌کار بستن نتایج پژوهش‌ها از کم اهمیت‌ترین مؤلفه‌ها بودند. بین سن با دیدگاه دانشجویان نسبت به بعد اعتماد، ارتباط معناداری وجود داشت.
ـ «ارزش‌ها و اخلاق کار: مطالعه موردی معلمان شهر رشت» پژوهشی است که حمید عبادالهی چنذانق و جعفر نجات در سال 1389 انجام داده‌اند. هدف اصلی این پژوهش توصیف و تبیین اخلاق کار معلمان در ارتباط با ارزش‌های مذهبی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن‌ها می‌باشد. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش، چگونگی رابطه اخلاق کار را با ارزش‌ها بررسی می‌کند. بدین منظور 393 نفر از جامعه آماری معلمان شهر رشت به روش نمونه‌گیری تصادفی ـ طبقه‌ای انتخاب و با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است. برای سنجش تجربی سازه اخلاق کار از شاخص بین‌المللی پتی (1390) با چهار بعد؛ دلبستگی و علاقه به کار، پشتکار و جدیت در کار، روابط سالم و انسانی در محیط کار، روح جمعی و مشارکت در کار استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیونی، نشان دهنده‌ی میزان بالای اخلاق کار در بین معلمان و رابطه معنادار اخلاق کار با اعتقاد به ارزش‌های مذهبی، فرهنگی سیاسی و اقتصادی است. همچنین نتایج نشان می‌دهد ارزش‌های اقتصادی محافظه‌کارانه، ارزش‌های مذهبی در بعد پیامدی و ارزش‌های فرهنگی محافظه‌کارانه بیشترین میزان و شدت تأثیر را بر اخلاق کار دارند.
ـ «اخلاق حرفه‌ای؛ ضرورتی برای سازمان»، عنوان پژوهشی است که علی نقی امیری و همکارانش (1389) انجام داده‌اند. این مقاله به مفهوم اخلاق حرفه‌ای و اهمیت و ابعاد گوناگون آن و نیاز جوامع امروز به اخلاق پرداخته است. همچنین به ویژگی‌های افراد دارای اخلاق حرفه‌ای (مانند احساس مسؤولیت، برتری‌جویی و رقابت‌طلبی، صادق بودن، احترام و تکریم دیگران، رعایت ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی، عدالت و انصاف، همدردی با دیگران و وفاداری)، عوامل پایه‌ای اخلاق حرفه‌ای (استقلال حرفه‌ای، اخلاق علمی، خودفهمی حرفه‌ای، عینیت‌گرایی، بی‌طرفی و عدم جانبداری، فراتر رفتن از مفهوم معیشتی)، عوامل روان‌شناختی مرتبط با اخلاق کار (تعهد ذهنی و روانی، از خود بیگانگی)، مشکلات و موانع اخلاق حرفه‌ای (ارزش‌مداری به‌جای مسئله‌محوری)، عوامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه‌ای: جنبه فردی (ویژگی‌ها و خصوصیات فردی، ارزش‌های مذهبی، ملاک‌های شخصی، عوامل خانوادگی، باورها و اعتقادات و شخصیت)، جنبه سازمانی (عواملی مثل رهبری، مدیریت، ارتباط با همکاران، ارتباط با زیردستان و فرادستان، نظام تشویق و تنبیه، انتظارهای همکاران، قوانین و مقررات و رویه‌ها، جو و فرهنگ سازمانی)، جنبه محیطی (عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و همچنین دیگر سازمان‌ها و عوامل رقابتی بین آن‌ها)، تحویلی‌نگری و اثرات زیان‌بار آن بر اخلاق حرفه‌ای (تحویل اخلاق حرفه‌ای به قانون، مقررات، آیین‌نامه‌ها، تحویل مسؤولیت‌های اخلاقی در حرفه به مسؤولیت‌های حرفه‌ای، تحویل اخلاق حرفه‌ای به هنجارهای رایج در مشاغل، تحویل اخلاق حرفه‌ای به مسؤولیت‌های اخلاقی منابع انسانی، تحویل منشور اخلاقی سازمان به اصول اخلاقی، تحویل منشور اخلاقی سازمان به عهدنامه‌ی اخلاقی حرفه‌ها) اشاره شده است.
این پژوهشگران برای پیشگیری تحویلی‌نگری در ترسیم مسؤولیت‌های اخلاقی بنگاه‌های کسب و کار، تدوین سند جامع اخلاقی شرکت را توصیه می‌کنند. این سند متضمن اصول اخلاقی، منشور اخلاقی سازمان و عهدنامه اخلاقی کارکنان و مدیران است و در اخلاق‌پژوهی الگوهای میان رشته‌ای، تحویلی‌نگری را پیشگیری و درمان می‌کنند. برای درمان این معضل، باید اخلاق حرفه‌ای را بسیار گسترده‌تر از قوانین و مقررات و مسؤولیت‌های حرفه‌ای و هنجارهای جاری مشاغل، مسؤولیت‌های اخلاقی منابع انسانی، اصول اخلاقی و عهدنامه‌های اخلاقی حرفه‌ها در نظر بگیریم. تدوین سند جامع اخلاقی شرکت‌ها که به روش پویا به‌صورت دو الگوی تلفیق منسجم رشته‌ها و چالش روش‌مند رهیافت‌هاست، راه‌حل مناسبی برای این معضل به‌نظر می‌رسد. این پژوهشگران در پایان نتیجه می‌گیرند که آن‌چه از معضلات اخلاقی سازمانی گره‌گشایی می‌کند، رویکرد مسئله‌محور است. چون معضل اخلاقی، یک مسئله است و برای حل اثربخش آن، نیازمند کسب تخصص و مهارت هستیم. نکته‌ی اساسی این است که ما باید از تلویحی‌نگری درباره‌ی اخلاق حرفه‌ای پرهیز کنیم. دوم آن‌که اخلاق سازمانی نه لزوماً فرد ـ وابسته و نه حتی سازمان ـ وابسته و نه محیط ـ وابسته است؛ بلکه عوامل فردی، محیطی و سازمانی در آن تأثیر دارد. بنابراین، ما در پرداختن به اخلاق، نیازمند نگرش سیستمی هستیم. غفلت از این عوامل در مقام تبیین و تحلیل مسائل اخلاقی، تصمیم‌گیری ما را از واقع‌بینی دور خواهد کرد.
ـ «ارزش‌های حرفه‌ای از دیدگاه دانشجویان پرستاری در دانشگاه‌های علوم پزشکی تیپ یک»، پژوهش دیگری است که فهیمه‌‌ السادات حسینی و همکارانش (1391) انجام داده‌اند. هدف از این مطالعه تعیین‌ دیدگاه دانشجویان پرستاری نسبت به اهمیت ارزش‌های حرفه‌ای در دانشگاه‌های علوم پزشکی تیپ یک به‌عنوان دانشگاه‌هایی با برترین سطح خدمات آموزشی می‌باشد. این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای یک مرحله‌ای به بررسی ارزش‌های حرفه‌ای 131 دانشجوی کارشناسی پرستاری نیم‌سال آخر در سه دانشگاه علوم پزشکی تیپ یک شامل اصفهان، تبریز و شیراز در سال 1390 پرداخته است. جهت جمع‌آوری اطلاعات، از پرسشنامه‌ای دو قسمتی متشکل از مشخصات فردی ـ اجتماعی و مقیاس استاندارد بازنگری شده ارزش‌های حرفه‌ای پرستاران شانک و ویس به‌صورت خود گزارشی استفاده گردیده است. این ابزار متشکل از 26 مؤلفه در 5 بعد مراقبت، عمل‌گرایی، حرفه‌ای شدن، اعتماد و عدالت بوده و ارزش‌گذاری آن به‌صورت لیکرت پنج گزینه‌ای (از بی‌اهمیت تا بسیار مهم) می‌باشد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، استنباطی ناپارامتریک (آزمون‌های من ویتنی یو، کروسکال والیس) و ضریب همبستگی اسپیرمن صورت پذیرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد میانگین نمرات ابعاد مراقبت، عمل‌گرایی، اعتماد، حرفه‌ای شدن، عدالت و نیز مجموع ابعاد با توجه به مقیاس پنج گزینه‌ای لیکرت به‌ترتیب 52/3، 19/3، 76/3، 48/3، 74/3، 52/3 می‌باشد. حفظ صلاحیت و شایستگی در محیط بالینی (بعد اعتماد) و حفظ اسرار بیمار (بعد مراقبت) به ترتیب از مهمترین و نظارت بر عملکرد همکاران (بعد حرفه‌ای شدن) و فعالیت در انجمن‌های پرستاری حرفه‌ای و امور تحقیقاتی (بعد عمل‌گرایی) از کم‌اهمیت‌ترین مؤلفه‌ها بودند. بین جنس، شرایط اقتصادی خانواده و میانگین کل با دیدگاه دانشجویان نسبت به ارزش‌های حرفه‌ای ارتباط معناداری وجود داشت. گرچه میانگین کل نمرات دانشجویان پرستاری در محدوده به نسبت مهم یا مهم از مقیاس لیکرت قرار می‌گرفت، اما اکثر دانشجویان در آستانه فارغ‌التحصیلی از اهمیت برخی ابعاد و مؤلفه‌های ارزشی مرتبط با وظایف غیر بالینی خودآگاهی کافی نداشتند.
ـ محمد تقی دلخموش (1389) در پژوهشی به بررسی اثرات تجربه کاری بر ارزش‌های حرفه‌ای در دانشجویان پرداخته است. سؤال مسئله‌ای این بوده که آیا بین دانشجویان شاغل و غیرشاغل از لحاظ ارزش‌های حرفه‌ای تفاوت وجود دارد. روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ارزش‌های حرفه‌ای الیزور (1991) بود. این پرسشنامه شامل دو سطح: سطح الف‌ـ کیفیت پیامد: شناختی، عاطفی و ابزاری) و سطح ب‌ـ وابستگی نظام ـ عملکرد (پاداش، امکانات) می‌باشد. در این پژوهش 400 دانشجوی (200 زن، 200 مرد، 200 شاغل و 200 غیرشاغل) رشته‌های تحصیلی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب به روش نمونه‌برداری تصادفی ساده، پس از غربالگری انتخاب شده‌اند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان دادند که سطوح ارزش‌های حرفه‌ای در بین دانشجویان شاغل و غیرشاغل معنادار نبودند. زنان در سطوح ارزش‌های عاطفی و ابزاری و امکانات نمره بالاتری نسبت به مردان به‌دست آوردند. اثر تعاملی شغل و جنس نیز در هیچ سطحی معنادار نبود.
ـ بهنام کاویان اهوازی (1383) در پژوهش خود با عنوان «بررسی اخلاق کار در بخش دولتی و خصوصی و عوامل مؤثر بر آن» به بررسی اخلاق کار در کارخانه ذوب آهن

متن کامل در سایت homatez.com