مقاله با موضوع قومي، هويت، قوم، تاريخ، تاكيد، ديرينه‌گرايان، تولد، تبار

كارآمدتر بوده‌اند. در مباحث مربوط به شكل‌گيري هويت‌های ملي و قومي سه رويكرد اصلي را ميتوان از يکديگر بازشناخت: نخست، رویکرد دیرینه‌گرا؛ دوم، رویکرد ابزارگرا و سوم، رویکرد سازه‌انگارانه.
2-3-1. رویکرد ديرينه‌گرادر اين رويكرد هويت قومي اساسا گونه‌ای همانندسازي با گروه است كه به تعلق خاطر به خانواده شباهت دارد. حس تعلق قومي به طور طبيعي پس از متولد شدن فرد در یک گروه قومي پديد مي‌آيد. از اين رو، هويت قومي هويتي ديرين تلقي ميشود كه به اعتبار تولد در یک قوم در فرد شكل مي‌گيرد. نكته مهم در اين برداشت از هويت قومي تاكيد بر پيوندهایی که خوني يا خويشاوندي است. طبيعي و مادرزادي بودن هويت قومي در اين رويكرد به قدري مورد تاكيد است كه هويت قومي شخص در اصل در زمان تولد تثبيت مي‌شود و دگرگوني‌پذير نيست. ديرينه‌گرايان حس تعلق به یک گروه قومي را ريشه‌دار در تاريخ مي‌دانند، زيرا پيوندهای خانوادگي يا تبار اعضای گروه است كه چنين حسي را در آنها پديدار ساخته است. باور به انتسابي بودن هويت قومی مهم‌ترين عامل است كه ديرينه‌گرايان را از ساير نظريه‌پردازان قوميت و ناسيوناليسم تفكیک می‌كند (Joirman, 2003: 20-21).
ديرينه‌گرايان در مورد منشاء احساس تعلق قدرتمندي كه فرد نسبت به گروه قومی خود دارد ديدگاه‌های متفاوتي ابراز داشته‌اند. برخی بر ريشه‌های زيست‌شناختي، برخي بر تاريخ مشترك و برخي بر فرهنگ مشترک اعضاي گروه تاكيد مي‌ورزند. فرد با اعضاي گروه خويشاوند خود، با همسايگانش، با هم‌كيشانش پيوندي في نفسه مي‌يابد؛ نه به دليل علاقه شخصي، ضرورت عملي، منافع مشترک يا تعهدات، بلكه دست كم تا حدود زيادي به شكرانه نوعي اهميت بنياديني كه براي خود پيوند مذكور قائل است (سیدامامی، 1387: 19).
برخي ديرينه‌گرايان فرهنگي زبان را در ميان همه صفات فرهنگي عاملي ويژه در ايجاد احساس تعلق قومي مي‌يابند. زبان در احساس تعلق ديريني كه ميان اعضاي یک قوم وجود دارد، به طور ويژه ايفای نقش مي‌كند. ديويد ميلر يكي از ابعاد اصلي وجود یک قوم يا ملت را هويتي می‌داند كه «تداوم تاريخي را تجسم ميبخشد»، ولو اين كه برخي خاطرات گذشته در غبار زبان گم شده باشد (میلر، 1383: 30). در برداشت اسميت از اجتماعات قومي و ملت‌ها نيز وجود خاطرات، اسطوره‌ها و تاريخ مشترک شرط وجود هويت‌های ملي يا قومي محسوب می‌شوند (Smith, 1986: 24-25). مهم‌ترين ركن تعريف ملت و نيز يک قوم در برداشت واكر كانر وجود اسطورهاي از اجداد مشترك نزد آنان است كه در طول تاريخ شكل گرفته است (کانر، 1379: 246)
به طور کلی، باور به تبار مشترک، زبان، فرهنگ، مذهب، و حتي شناسه‌های فيزيكي مربوط به نژاد به عنوان اصول تنظيم كننده گروه‌بندی فرد در كنار تجارب تاريخي و اجتماعي گروه در نظر گرفته می‌شوند. بنابراين، براي اعضاي یک گروه قومي كاملا طبيعي است كه بر پايه خصوصيات مادرزادي و از پيش موجود گروه خود احساس قوي تعلق به گروه قومي خويش در شكل ملي‌گرايي قومي داشته باشند (سیدامامی، 1387: 20).
2-3-2. رویکرد ابزارگرارويكرد ابزارگرا در ميان طيفي متشكل از نظريه پردازان نخبه‌گرا در يک سو و نظریه‌پردازان انتخاب عاقلانه از سوي ديگر ديده مي‌شود. قوميت از نظر اين صاحب نظران ذخيرگاهي اجتماعي، سياسي، و فرهنگي محسوب مي‌شود كه در موقع مناسب مي‌توان از آن براي بسيج احساسات گروهي عناصري را بيرون كشيد و مورد استفاده قرار داد. طرح گسترده مسائل قومي و پررنگ شدن هويت‌هاي قومي معمولا در زماني صورت مي‌گيرد كه نخبگان قومي براي پيشبرد برخي خواسته‌هاي سياسي بخواهند از اين منبع استفاده كنند. هويت قومي صفتي نيست که فرد از آغاز تولد كسب كرده



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin