مقاله درباره سیاسی، مشارکت، ، سیاسی،، فعالیت‌های، فرهنگ، مشارکت،، سیاسی:

دارند، بلکه گروهی هستند که به زندگی ابعاد وسیع تر و بینش تازه تری می‌دهند.
در خصوص مشارکت سیاسی، نظریات مختلفی مطرح شده است. از جمله: احساس محرومیت نسبی متعلق به تد رابرت گر، نظریه ابزاری، نظریه پویایی رفتار جمعی متعلق به هربرت بلومر، نظریه روان شناختی اجتماعی متعلق به دیوید سیلز و نظریه مبادله متعلق به جورج هومتر و پیتر بلاو و همچنین نظریه فرهنگ سیاسی گابریل آلموند و سیدنی وربا.
علی رغم مفید بودن بسیاری از این نظریات در طرح موضوع مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب، از آن جایی که در این رساله ارتباط تنگاتنگی میان مشارکت سیاسی و فرهنگ سیاسی در نظر گرفته شده است به همین دلیل، موضوع این رساله را در ذیل فرهنگ سیاسی گابریل آلموند و سیدنی وربا توضیح خواهیم داد که قبل از پرداختن به دیدگاه این دو پژوهشگر لازم است به بررسی مفاهیم زیر پرداخته شود.
2-2 مشارکت: مشارکت عبارت است از فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیر مستقیم آنان در سیاستگذاری عمومی. مشارکت دارای سه جنبه است: یک عمل است، داوطلبانه است و با انتخاب همراه است(خلیلی،122:1386).
مشارکت، در لغت به معنای همکاری کردن، شرکت دادن و شریک شدن است. مشارکت در واقع شرکت داوطلبانه گروهی از مردم در برنامه‌ها و طرح‌های سیاسی و اجتماعی است که در توسعه ملی و همچنین در تصمیم گیری‌های جمعی و هم یاری و دگر یاری در توسعه و پیشرفت نقش اساسی دارند. مشارکت، بر انگیختن حس مشارکت مردم و در نتیجه افزایش درک و توان آنها برای پاسخگویی به طرح‌ها و برنامه‌های توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. در مشارکت، حدود دخالت مردم در فرآیند تصمیم گیری تا آن جا است که بر زندگی آنان تأثیر گذارد. یعنی حق مداخله مردم باید موجب حل مشکلات خود آنان و جامعه شود. با این وصف، مشارکت می‌تواند ابزاری برای رونق بخشیدن به فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه شتاب دادن به آهنگ توسعه و بسط عدالت اقتصادی و اجتماعی باشد. (جعفری نیا،89:1391).
صاحب نظران و اندیشمندان از مشارکت تعاریف متفاوتی ارائه کرده و گستره‌های متفاوتی را برای آن عرضه نموده‌اند. از جمله:
آلن بیرو، مشارکت سیاسی را این گونه تعریف نموده: “مشارکت کردن به معنای سهمی‌در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری جستن است” (بیرو،257:1370).
برخی از دید کاملاً اجتماعی به تعریف این مفهوم پرداخته و معتقدند که مشارکت عبارت است از فعالیت‌های ارادی و داوطلبانه‌ای که از طریق آن اعضای یک جامعه در امور محله، شهر یا روستای خود شرکت می‌کنند و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی خود سهیم می‌شوند (امام جمعه زاده،40:1391).
به طور کلی آن گاه که از مشارکت یا فعالیت‌های سیاسی شهروندان(اعم از زن و مرد) سخن به میان می آید، منظور مشارکت آنان در فعالیت‌هایی است که به افزایش قدرت، ظرفیت و شدت جامعه منجر می‌شود( پیروزمند،99:1380).
2-3 مشارکت سیاسی:
مشارکت، از ابعاد مختلفی برخور داراست که مهم ترین آن، مشارکت سیاسی می‌باشد. دامنه تعریف مشارکت سیاسی نیز تا حدودی گسترده است. در بیشتر این تعاریف، مشارکت سیاسی فعالیتی در راستای انتخاب حاکمان و مشارکت در تصمیم گیری‌ها است. به گونه‌ای که دایره المعارف علوم اجتماعی بیان می‌دارد:”مشارکت سیاسی، فعالیت داوطلبانه اعضای یک جامعه در انتخاب حکام به طور مستقیم یا غیر مستقیم و در شکل گیری سیاست‌های عمومی است”. به طور کلی، مشارکت سیاسی درگیر شدن فرد در سطوح مختلف نظام سیاسی را شامل می‌شود. در مشارکت سیاسی باید سه جنبه را بررسی نمود.
– شیوه مشارکت: شیوه مشارکت بسته به فرصت، علاقه، منابع در دسترس و نگرش رایج متفاوت است.
– شدت مشارکت: شدت مشارکت، سنجش تعداد دفعات مشارکت افرادی است که در فعالیت‌های سیاسی معین شرکت می‌کنند.
-کیفیت مشارکت:کیفیت به میزان اثر بخشی که در نتیجه مشارکت به دست می آید مربوط می‌شود(lipset,123:197 ).
براث، نیز مشارکت سیاسی را رفتاری می‌داند که بر نتایج و خروجی‌های تصمیم گیری حکومت‌ها تأثیر می‌گذارد(امام جمعه زاده،40:1391). همچنین مایکل راش، مشارکت سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی‌دانسته است(راش،123:1377). رابرتسون، نیز مشارکت سیاسی را با مردم سالاری همسو و آن را در امکان، گسترش و به کارگیری کنش‌های سیاسی جستجو می‌کند. وی، مشارکت سیاسی را این گونه تعریف می نماید:”مشارکت سیاسی معمولاً به دامنه دسترسی شهروندان به حقوق دموکراتیک در فعالیت‌های سیاسی که قانوناً استحقاق آن را دارند اطلاق می‌شود” (سیف زاده، 171:1373).
چنانچه از محتوای تعاریف ارائه شده بر می آید، مهم ترین پایه ورود اعضای یک جامعه به مشارکت، احساس برابری عموم افراد از نظر ذهنی است که در واقع پیش زمینه ایجاد همکاری و تشریک مساعی افراد در جهت بهبود کمیت و کیفیت زندگی در تمامی زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است(امام جمعه زاده،41:1391).
مشارکت سیاسی، همچنین سلسله مراتبی دارد که بیانگر عمق مشارکت سیاسی است و از عدم درگیری تا گرفتن مقام رسمی یا عضویت فعال حزبی متغییر است. پایین ترین سطح مشارکت واقعی، رأی دادن در انتخابات است. در بالای سلسله مراتب کسانی هستند که انواع گوناگون مقام رسمی را دارند. این سلسله مراتب بدین گونه می‌باشد:
– داشتن مقام رسمی سیاسی یا اداری
– جست و جوی مقام سیاسی یا اداری
– عضویت فعال در یک سازمان سیاسی
– عضویت فعال در یک سازمان شبه سیاسی
– مشارکت در اجتماعات عمومی، تظاهرات و غیره
– عضویت انفعالی در یک سازمان شبه سیاسی
– مشارکت در بحث‌های سیاسی غیر رسمی
– اندکی علاقه به سیاست
– رأی دادن
– عدم درگیری در سیاست
لازم به ذکر است که اهمیت این سطوح از یک نظام به نظام سیاسی دیگر متفاوت است(راش،126:1377).
2-3-1 عوامل اثر گذار بر مشارکت سیاسی:از نظر دانشمندان و محققان عوامل مختلفی می‌تواند بر روی مشارکت سیاسی تأثیر گذارد. برای مثال: میل براث و گوئل معتقدند برخی از عواملی که می‌توانند بر روی مشارکت سیاسی اثر گذار باشند عبارت اند از:
– انگیزه‌های سیاسی: هر چه فرد بیشتر در معرض انگیزه‌های سیاسی به صورت بحث سیاسی، تعلق به سازمان سیاسی یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی قرار داشته باشد، احتمال مشارکت سیاسی وی بیشتر است.
– ویژگی‌های شخصیتی: شخصیت‌های اجتماعی تر، مسلط تر و برون گراتر، از نظر سیاسی فعال ترند.
– موقعیت اجتماعی: موقعیت اجتماعی که با میزان تحصیلات، محل سکونت، طبقه و تربیت سنجیده می‌شود، به طور قابل ملاحظه‌ای در مشارکت اثر می‌گذارد.
– محیط یا زمینه سیاسی: محیط از این نظر مهم است که در فرهنگ سیاسی ممکن است مشارکت و شکل‌های مشارکت را که مناسب تلقی می‌گردد، تشویق کند یا بر عکس مشوق آن نباشد.
– منابع: فعالیت نیارمند منابع نیز هست، مانند پول که به صورت تعهد مالی و کمک‌های اهدایی است و یا به طور غیر مستقیم به صورت اختصاص دادن وقت نیز می‌باشد. منابع حتی ممکن است شکل ملاقات در رابطه با افراد دیگر و نفوذ و قدرتی را به خود بگیرد که از این گونه ملاقات‌ها و روابط ناشی می‌شود(امام جمعه زاده،42:1391).
در رابطه با مشارکت سیاسی باید به دو نکته توجه داشت:
1- ارتباط بین توانایی تنظیمی یک نظام سیاسی با مشارکت سیاسی: توانایی تنظیمی یک نظام سیاسی به نوع، چگونگی و ابزارهای ارتباط بین نخبگان جامعه و مردم ارتباط می یابد. به عبارت دیگر، توانایی تنظیمی نظام سیاسی، تعیین حوزه‌های فردی و حوزه‌های حکومتی است و به هر میزان روابط حاکمان و مردم به صورت نهادمند و شفاف باشد به همان میزان نظام سیاسی از توانایی تنظیمی ‌بیشتری بر خوردار خواهد بود. از سوی دیگر، بهبود وضعیت افراد و جوامع در کنار عوامل متعدد دیگر به نوع و میزان دخالت افراد در انتخابات مقامات و شرکت در فرآیند تصمیم گیری از پایین ترین تا بالاترین سطح می‌باشد. مشارکت سیاسی بیان همین رابطه است. در نتیجه مشارکت سیاسی بیان چگونگی، نوع، ابزارها و کانال‌های ارتباطی میان مردم و نخبگان است(مصفا،27:1379).
2- تأثیر گذاری ارزش‌ها و هنجارهای موجود در جامعه بر نحوه و شکل مشارکت سیاسی: به عبارت دیگر مشارکت سیاسی با ارزش‌ها و هنجار‌های هر جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد زیرا جوامعی که از لحاظ سیاسی توسعه یافته هستند، بالطبع مشارکت سیاسی نیز در این جوامع به شکل واقعی آن نزدیک تر خواهد بود زیرا در این جوامع ارزش‌ها و هنجار‌های سیاسی به صورت فراگیر و برابر در سطح جامعه مطرح می‌باشند که در واقع منظور از هنجارها و ارزش‌ها همان فرهنگ سیاسی است که زادگاه مشارکت سیاسی می‌باشد. همچنین باید گفته شود که مشارکت سیاسی در این

متن کامل در سایت homatez.com