پایان نامه درباره سياسي، فرهنگ، ، آلموند، حکومت، سياسي،، وربا، مشارکت

زيادي از دانسته‌ها در باب مفاهيمي چون ايدئولوژي سياسي، روان شناسي سياسي ملت‌ها و ارزش‌هاي بنيادين است(پاي،40:1370).
از اصطلاح فرهنگ سياسي براي تفکيک نگرش‌هاي سياسي از نگرش‌هاي غير سياسي نيز استفاده مي‌شود. در واقع فرهنگ سياسي، به منظور تبيين جهت گيري‌هاي سياسي به کار برده مي‌شود. بدون ترديد در متون معاصر علم سياست، کار تحقيق و مشترک گابريل آلموند و سيدني وربا تحت عنوان” فرهنگ مدني” که در سال 1963 به چاپ رسيد، بهترين اثر کلاسيک در فرهنگ سياسي محسوب مي‌شود که مبناي چارچوب نظري پژوهش حاضر مي‌باشد. آلموند و وربا در اين اثر، فرهنگ سياسي را اين گونه تعريف مي‌کنند: ” فرهنگ سياسي، مجموعه‌اي از تمايلات شناختي، تحليلي و احساسي است که نسبت به پديده‌هاي سياسي ابراز مي‌شود” (سريع القلم،21:1386).
اين کتاب يکي از اولين تحقيقات ميداني مبتني بر مقايسه داده‌هاي عيني پنج کشور است که به فهم چرايي ثبات دموکراتيک پرداخته و در عين حال اين کتاب رابطه ميان فرهنگ سياسي و نظام سياسي را مورد بررسي قرار داده است. هر دو محقق، در نهايت در اين اثر به اين نتيجه رسيده‌اند که بسياري از باورهاي سياسي در دوران کودکي و نوجواني به واسطه فضاهاي تربيتي در خانواده، مدرسه و جامعه به فرد منتقل مي‌شود و ثبات اين باورها و واقعي بودن نماد آنها در جامعه، باعث تکامل جامعه مي‌شود(سريع القلم،22:1386).
با توجه به مطالب ذکر شده، در خصوص بحث مشارکت سياسي تمامي‌شهروندان به طور عام و مشارکت سياسي زنان به طور خاص بايد گفته شود که کم وکيف مشارکت سياسي، شيوه رأي دان، پشتيباني يا بي اعتنايي به نظام به ميزان قابل توجهي به اعتقادات و باورهاي نهادينه شده مردم بستگي دارد.
در زمينه طرح و بررسي فرهنگ سياسي، گابريل آلموند، سيدني وربا، لوسين پاي و پاول از پيشگامان محسوب مي‌شوند. آلموند، در سال 1956 فرهنگ سياسي را اين گونه تعريف نمود:” هر نظام سياسي در درون الگوهاي خاصي از سمت گيري براي کنش سياسي فعاليت داردکه خوب است آن را فرهنگ سياسي بناميم” (چيلکوت،345:1378). آلموند همواره معتقد بود، بيشتر مطالعات فرهنگ سياسي تا زمان او غير ضروري و نوعي اتلاف منابع بوده است زيرا محقق مي‌توانسته به سادگي از واقعيت گرايي کم عمق، خود شيفته و پر مدعاي خويش به‌اندازه کافي قدرت توجيه گري به دست آورد. همه اين‌ها به اين خاطر بوده است که فرهنگ سياسي نه مسئله محور بلکه امري معلوم و مسلم به شمار مي آمده است(dimond,1994:4). بنابراين آلموند و وربا در پي تعريف سياسي برآمدند. از ديدگاه اين دو نفر، فرهنگ سياسي برآيندي است از نگرش‌ها و جهت گيري‌هاي همه اعضاي جامعه.
پاي، در تعريف فرهنگ سياسي مي‌گويد: “فرهنگ سياسي بر اين فرض استوار است که نگرش‌ها، احساسات و ادراکات حاکم بر رفتار سياسي در هر جامعه انبوهي از امور صرفاً تصادفي نيست بلکه نماينگر الگوهاي سازگاري هستند که با هم تناسب داشته و متقابلا يکديگر را تقويت مي‌کنند”(پاي،39:1370).
علاوه بر تعاريف فوق، تعاريف متعددي از فرهنگ سياسي صورت گرفته که تقريباً همگي آنها به جهت گيري نسبت به نظام و ساختار سياسي اشاره کرده‌اند. مثلاً :
بيرو و اولام، عقيده دارند که فرهنگ سياسي با جنبه‌هاي خاصي از فرهنگ عمومي جامعه به طور ويژه با چگونگي برخورد با حکومت و اين که بايد چه وظايفي را انجام دهد ارتباط دارد. به عقيده‌ي اريک روو، فرهنگ سياسي الگويي از ارزش‌ها، اعتقادات و امتيازات احساسي فرد است. راي مکرديس ، نيز فرهنگ سياسي را اهداف مشترک و قواعد پذيرفته شده‌ عمومي‌تلقي مي‌کند. تالکوت پارسونز، همچنين معتقد است: “فرهنگ سياسي يک کشور از ايستارهاي مشخصه جمعيت آن نسبت به ويژگي‌هاي عمده نظام‌هاي سياسي- اجتماعي که در درون مرزهاي آن وجود دارد، سرشت نظام، تعريف شايد‌ها و نشايد‌هاي حکومت و نقش مشارکت‌هاي فردي و اتباع حکومت تشکيل مي يابد”(عالم، 113:1383).
بنابراين تعاريف، فرهنگ سياسي بر اين فرض مبتني است که نگرش‌ها، احساست، ادراکات حاکم بر رفتار سياسي در هر جامعه صرفاً اموري تصادفي نيستند زيرا اگرچه فرهنگ ثبات بسيار زيادي دارد اما نبايد نقش نهادهاي فرهنگ ساز و سيستم‌هاي مربوط به آن را از ياد برد(hofstead,2002:34).
تحليل تعريف‌هاي گفته شده از فرهنگ سياسي، اين نتيجه را به بار مي آورد که فرهنگ سياسي يک کشور را مي‌توان مجموعه‌اي از نگرش‌هاي مشخص افراد يک جامعه نسبت به نظام سياسي- اجتماعي که در درون آن زندگي مي‌کنند تلقي نمود. نکته مهم در رابطه با فرهنگ سياسي اين است که فرهنگ سياسي پديده‌اي ايستا نيست بلکه مي‌توان به واسطه تأثير ساخت حکومت و جامعه پذيري و تغيير نسل‌ها دچار دگرگوني شد.
همچنين لازم به ذکر است که مطالعه تأثير فرهنگ و ارزش‌ها بر رفتار انسان ريشه در بررسي‌هاي جامعه شناسان و به ويژه مردم شناساني چون ماکس وبر دارد و به دنبال اين دسته از مطالعات، تأثير فرهنگ بر رفتار سياسي انسان مورد توجه دانشمندان علم سياست قرار مي‌گيرد. تا جايي که فرهنگ به عنوان يک ملاک مهم جايگاه خاصي در مطالعات مقايسه‌اي و نوسازي يافته است. به طور کل، ارزش‌ها بر زندگي فردي و جمعي افراد تأثير تعيين کننده‌اي دارند و دانشمندان معتقدند که هر فرهنگ سياسي با رفتار سياسي خاص سنخيت دارد زيرا فرهنگ سياسي تلقي مردم نسبت به حکومت و شکل دهنده رفتار مردم بر اي حکومت مي‌باشد. به عبارت ديگر، فرهنگ سياسي يک علل دروني است که ماهيت سياسي ـ اجتماعي انسان‌ها و نگرش آنها را در رابطه با قدرت تبيين مي‌کند و نوع آن حاصل فرهنگ عمومي، ايدئولوژي طبقات حاکم و ساختار قدرت سياسي است(مهاجر،48:1380).
از آن جايي که چارچوب نظري اين رساله بر اساس نظريه فرهنگ سياسي آلموند و وربا قابل بررسي مي‌باشد در اينجا لازم است به ديدگاه اين دو پژوهش گر بپردازيم.
2-6 فرهنگ سياسي از ديد آلموند و وربا:
آلموند و وربا از سه نوع فرهنگ سياسي(محدود، تبعي و مشارکتي) بر اساس چهار سطح تحليل و سه نوع جهت گيري نام مي‌برند که لازم است به تفضيل به توضيح آنها بپردازيم.
2-6-1 سطوح تحليل فرهنگ سياسي از ديد آلموند و وربا:نظام



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin